تیوال شاهین تفرشی | دیوار
S3 : 05:00:32
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
شاهین تفرشی
درباره نمایش پدر i
از بازی جناب کرامتی بسیار لذت بردم. نقطه ی قوت نمایش اجرای ایشان بود. خسته نباشید به کل گروه.
محسن جوانی این را خواند
زهره مقدم و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهین تفرشی
درباره نمایش تراس i

همیشه بدون هیچ دلیل خاصی بازی های جناب مسعود کرامتی را دوست داشتم، اما با دیدن تراس کمی دلیل آن را متوجه شدم،صداقت. یک راحتی و باور پذیری خاصی در بازی ایشان وجود دارد که در آثاری که کارگردانی می کنند نیز وجود دارد، مانند سریال خانه ما که هنوز هم دیدنی است و مجموعه ایی از بازی های خوب را در خودش داشت. نمایش تراس بازیگرانی از نسل های متفاوت در خود دارد و این به دیدنی بودن اثر کمک شایانی کرده، ارتباط شخصیت ها به مدد بازی های خیلی روان رخ می دهد ولی کسری که وجود دارد به نظرم به تحلیل بعضی از لحظات بر می گردد که اگر دقت بیشتری می شد جلوه ی بهتری پیدا می کرد.از منظر بازیگری هر کس در چارچوب شخصیت خود ایفای نقش می کند و به اندازه( به قول معروف کسی برای بازی کردن زور نمی زند) بطور مثال زوج نمایش، خانم فرجاد و آقای ساعتچیان.مرز بین عشق و نفرت در بازی این دو کاملا ... دیدن ادامه » نمود پیدا کرده بود. جنس بازی آقای دلاوری به پریشانی و سرگشتگی شخصیت موریس کمک شایانی کرده بود. (یکی از لحظاتی که به نظرم اگر نگاه دیگری به آن می شد لحظه ی تحویل دادن وسایل شخصی موریس به آستروک است). خانم میر علمی شیرینی به شخصیت خانم املاک بخشیده که بسیار آن را دیدنی کرده، جناب یحیوی نیز در غالب شخصیت آستروک خوش درخشیدن، اما زوج سرهنگ و همسرش با بازی سر کار خانم سپاه منصور و جناب کرامتی از دیدنی ترین لحظات نمایش است. نمایش لحظات خوب زیاد دارد که برای من تقابل موریس(دلاوری) و اتین(ساعتچیان) در صحنه ی پایانی درخشان ترین و تاًثیر گذارترین بخش اجرا بود.
در کل تراس به واسطه متن جذاب و بازی های خوب( و البته طراحی صحنه) تماشاگر را با خودش روبرو می کند که هر کدام از ما بعضی مواقع در زندگی دچار سرگشتگی و حیرانی می شویم و علت آن را در دیالوگ شخصیت اتین می توان یافت: " آدم بعضی وقتها از کنار خیلی چیزها به راحتی رد میشه".
متفاوت بودن در گریم خلاصه نمی شود، در ابتدا باید تحلیل درست داشت . این نمایشنامه به ضعیف ترین شکل ممکن اجرا شد. پناهی ها بسیار بی انگیزه ظاهر شد. بدترین بازی مشخصا پیروزفر بود.
حمیدرضا مرادی، زهره مقدم، حدیث سیدی، Negin Fooladi، یاسمن و taghaodi این را خواندند
ندا، آیدا در آینه، Sa ba و آدنا این را دوست دارند
سلام . به نظر من هم حرفه ای ها اصلا بازی خوبی نداشتند . بازیگران آماتور و شاگردان اقای پیروزفر هم که دیگر جای خود دارند . که این بر می گرده به کارگردانی ضعیف که نتوست از خانم پناهی هاو اقای کیایی بازی خوب بگیرد .
۰۶ اردیبهشت
ولی بازیها خوب بودن خدایی ، نقش پناهی ها واقعن نمیطلبید هیجان و انگیزه رو ، اون نقش یه شخصیت غرق شده تو انتقام بود یه تیکه سنگ بود و نقش معلم هم که یه آدم پیر و چاق بود میطلبید که کندی داشته باشه ، به نظر من اجراها خوب بودن .
۰۶ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار خوبی بود. زاویه نگاه به موضوعی که می توانست خیلی کلیشه ایی از آب دربیاید ، بسیار درست پرداخت شده بود. رویکرد گروه در مورد چنین موضوعی و پرداخت نمایشی آن بسیار قابل تحسین است. دست مریزاد به و خسته نباشید.
فرزاد جعفریان و نسترن عاملی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مده آی سن مدار نمایشی در ستایش دنیای هنرهای نمایشی است. استفاده از نمادهای مختلف نمایشی ما را به درون رویای هر کدام از شخصیت ها می برد. کسانی که در این حرفه ( تئاتر) هستند با شخصیت آنی با بازی خانم عبدالرزاقی احساس همزاد پنداری خواهند کرد. هر سه بازیگر پر انرژی بر روی صحنه حضور دارند و لذت دیدن نمایش را دو چندان کرده است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راضی کننده نبود. ایده های خوبی در کار بود که متاسفانه در خدمت اثر و شکل اجرایی نمایش نبود. بعنوان یک تماشاگر بیشتر آشفتگی اجرایی به من منتقل میشد و کمی هم خسته کننده.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش نا امید کننده از همه نظر. اصلا انتظار چنین کار ضعیفی را در تئاتر شهر نداشتم . این که تماشگر صرفا بخندد نشانه کیفیت خوب کار نیست.
شاید هدفه کارگردان صرفاً خندیدن باشه که حس می کنم بوده وگرنه اسمش کمدی نبود..
اونی که شما مد نظرتونه احساس میکنم طنز اجتماعیه که صرفاً دردهای یک جامعه رو با خنده خای هر از گاهی تلخ بیان میکنه...
اما به نظرم وقتی یک کارگردان هوشیارانه ژانر کارشو کمدی اعلام ... دیدن ادامه » میکنه یعنی دقیقاً می خواد با خندیدن های شیرین گوشه ای از‌مشکلاتِ قشری از جامعه رو بیان کنه...
به نظر بنده البته دیالوگ خا واقعاً حساب شده‌ بودن..
مخصوصاً اون دیالوگی که میگه معلی هم شغل دولتیه
و پول توو کار دولتیه
اما محسن در جواب میگه معلمی یک کار فرهنگی نه دولتی..
و سر آخر که بازیگر نقش زن میگه اینجا هیچ چیزی سر جای خودش نیست..
به نظر من به احترام همین جمله میشه این کارو یک کمدی ساده با زبان بسیار روان و محترم دونست که اتفاقاً با هیچ جمله ی مضحکی سعی نکرده خنده بگیره از مخاطب...
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
سلام. ربط کار ضعیف رو به تاترشهر متوجه نمیشم. اگر کاری ضعیفه نباید هیچ جا اجرا بشه. تازه خانم کیخایی که کارش ضعیف نبود. هیچ وقت نبوده. یک استانداردهایی رو همیشه رعایت کرده. چون ستاره امروزی نداره، یا بی ادعا کار میکنه پشتشون حرفه. کارشون خیلی هم قشنگ بود. ... دیدن ادامه » ما که یازده نفر بودیم. خیلی هم خوشمون اومد.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن بسیار ضعیف. یک کار مبتدی و پر از نقص.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیاه: به نظرت پریدن جلوی قطار درد داره؟
سفید: قطار با سرعت ۸۰ مایل بر ساعت سرعت داره. سریع تر از نرون های عصبی حرکت میکنه. پس باید بی درد باشه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهین تفرشی
درباره نمایش عروسی i
لذت بردیم...خسته نباشید به کلیه ی عوامل نمایش..خیلی خوب بود.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه تیاتر خوب بود از کاگردانی با سابقه و کار بلد. جای امثال آقای سلیمی در تیاتر ما خیلی خالی است. نمایش بسیار خوبی بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به گفته ی کارگردان گویا مقوله ی کودک آزاری نهفته در متن را میخواسنه برجسته تر کند( با توجه به اتفاقات اخیر در جامعه مان) اما آنچه که بیننده وقتی از سالن بیرون میاید در گیر نمی کند همین مقوله است. تر کیب چند نمایش مک دونا کمکی به درام اصلی نکرده. هیچ صحنه ایی با صحنه ی قبل توالی ندارد. گفتار بازیگران به خصوص کاتوریان یک نواخت است. در کل کارگردان نمایشنامه را با توجه گفته هایش در آوای تیوال اشتباه فهمیده. با اضافه کردن یک سری ادا و اصول که این روزها در تیاتر بسیار باب است نمی توان هر چیزی را به مخاطب خوراند. پیشنهاد میکنم جناب کارگردان به دانش خود بی افزاید و یک گروه نو پای جوان را این گونه به بی راهه نبرد.
امیرمسعود فدائی، ساناز غفاری و امیر این را خواندند
نسیم زرینی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از مدتها یک نمایشی دیدم که کلی بهم چسبید. از نوشته های دوستان بسیار استفاده کردم. سانست لیمیتد نمایشی است که خیلی می شود درباره اش حرف زد و نوشت. مقوله انسان و تقابل او با هستی و باورهایش. سانست لیمیتد آینه ی تمام نمای همه ماست . گاهی خودمان را گول می زنیم و از واقعیت های هستی فرار می کنیم...به نظرم پذیرش آنچه که در جهان است باعث می شود خودمان را گول نزنیم. احمد ساعتچیان به مانند همیشه عالی است. اودر کنار مهدی بجستانی دو شخصیت این اثر را ( سفید و سیاه) درخشان بازی می کنند.در مورد ساعتچیان نکته ایی را متوجه شدم که او بازیگری تحلیل گراست.این را از این جهت گفتم که همیشه در کارهایش درک درستی از نقشش دارد.فرانک حیدریان در مقام کارگردان انتخاب درست و بجایی از متن داشته و در ارائه آن موفق عمل کرده است. در کل قطار سانست لیمیتد یک تئاتر گیرا با متنی بسیار ... دیدن ادامه » جذاب و بازی هایی تاثیر گذار. از عوامل کار بابت زحمتی که برای روی صحنه بردن این نمایش کشیدند سپاسگذارم و منتظر کارهای بعدی شما هستیم.