تیوال شهروز الستی | دیوار
S3 : 12:43:46
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نگاهی به فیلمِ سرخپوست :
« سلام سینما »
اثرِ دومِ نیما جاویدی یک شاهکارِ سینماییِ به تمامِ معناست. بعد از فیلمِ اولِ این کارگردان یعنی ملبورن که رنگ و بویِ سینمایِ اصغر فرهادی را داشت ، اینبار قضیه کاملا" متفاوت است. یک فیلمنامه‌ی بسیار جذاب و منسجم با داستانی نو و بدیع که تماشاگر را با خود همراه می‌کند. دیالوگ‌هایِ درست و محکم و نیز شخصیت پردازی‌هایِ متناسب با قصه ، بیننده را با تجربه‌ای تازه روبرو می‌نماید. سناریو دارایِ پیرنگ و ساختاری قوی ست که برایِ علاقمندانِ جدیِ هنرِ هفتم ، تداعی کننده‌ی سینمایِ کلاسیک است. ویژگیِ کم نظیرِ دیگری که باید به آن اشاره کرد ، قرار دادنِ مخاطب بر سرِ دو راهیِ جانبداری از کاراکترِ سرگرد نعمت جاهد به عنوانِ رئیسِ زندان و احمد سرخپوست به عنوانِ زندانیِ فراری و پاسکاریِ حسِ همزاد پنداری و جابجاییِ مداومِ ... دیدن ادامه » آن در تماشاگر است. به دلیلِ آنکه سازنده ی این اثر ، خود نیز فیلمنامه را به رشته‌ی تحریر درآورده ، استانداردهایِ بالایِ کارگردانی و تسلطِ بسیارِ وی در ساخت و پرداختِ این فیلم را به وضوح می‌توان دید. فیلمبرداریِ چشم نواز و تکنیکیِ سرخپوست ، در کنارِ طراحیِ صحنه و لباس ، گریم ، موسیقیِ متن و تدوین ، چنان بهم پیوسته و هماهنگ از آب درآمده‌اند که بیننده را مسحورِ زیبایی‌هایِ خویش می‌کنند. سرخپوست یک نوید محمدزاده ی جدید و متفاوت از رُل‌هایِ قبلی‌اش دارد که استادانه از پسِ ایفایِ نقش برآمده است. با تماشایِ سرخپوست باز هم می‌شود به سینما امیدوار شد و یکبارِ دیگر به جادویِ پرده ی نقره ای ایمان آورد. سینمایِ ایران زنده است تا وقتی که آثارِ ارزشمندی همچون سرخپوست ساخته و عرضه شوند.
« شهروز الستی »
زهره مقدم این را خواند
فرهاد ریاضی، رضا، سپیده، پریناز ولی لو و پریسا پناهی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به فیلمِ تگزاس ۲
« پخته تر و شریف تر »
قسمتِ دومِ این فیلمِ کمدی ، در مقایسه با قسمتِ اولِ آن ، بهتر از آب درآمده است. شوخی‌ها ، چه از جنبه‌ی کلامی و چه طنزِ موقعیت ، تمیزتر و خنده‌دارتر هستند که این موضوع نشان دهنده‌ی قوام و استحکامِ بیشترِ فیلمنامه‌ی قسمتِ دوم است. سیرِ صعودیِ کارگردانی در قیاس با قسمتِ قبلیِ اثر کاملا" مشهود است. حضورِ جذاب و دلنشینِ مهدی هاشمی و ژاله صامتی نقطه ی قوتِ فیلم نسبت به قسمتِ اول محسوب می‌شود. با بازیِ خوبی که پژمان جمشیدی در تگزاس ۲ ارائه داده است ، حالا دیگر باید او را در زمره ی مهم‌ترین بازیگرانِ سینمایِ ایران به‌خصوص در ژانرِ کمدی به‌شمار آورد.
« شهروز الستی - ۹۸/۰۲/۱۴ »
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به نمایشِ تهرانِ بزرگ :

« جایی برایِ زندگی »

نمایشِ تهرانِ بزرگ قصه ی زنِ پنجاه و شش ساله‌ای به نامِ مرضیه (معصوم احمدزاده) را روایت می‌کند که شوهرش را از دست داده و با سه پسر و تنها دخترش در آپارتمانی اجاره‌ای روزگار می‌گذراند.
مرضیه سرِ کار می‌رود که جبرانِ حقوقِ ناچیزِ شوهرِ فوت شده‌اش را برایِ تأمینِ مخارجِ زندگی کرده باشد.
سعید (شاهین خواجویی نژاد) پسرِ بزرگِ خانواده گاها" به دنبالِ کار است ولی سراغِ هر کاری نمی‌رود و توقعِ درآمدِ زیاد دارد.
امیر (علی جعفری) پسرِ وسطِ خانواده در زمینه ی تئاتر کار می‌کند.
مهرداد (ایمان عبادیان) پسرِ کوچکِ خانواده با مدرکِ لیسانس از دانشگاهی معتبر ، در یک کارگاه کار می‌کند.
الهه (مهسا فتحی پور) تک دختر و البته کوچکترین عضوِ خانواده در یک شرکت کار می‌کند.
پسرِ آقایِ رجبی صاحبِ خانه‌ای که مرضیه و بچه‌هایش در آن زندگی می‌کنند در شُرفِ ازدواج است و قصد دارد در آپارتمانی که پدرش مالکِ آن است مستقر شود. از این رو مرضیه و فرزندانش تا سرِ سالِ قراردادشان که موعدِ آن هم دو ماهِ دیگر فرا می‌رسد باید خانه را تخلیه کنند.
مشکلاتِ شخصیِ بچه ها از یک سو و پیدا کردنِ جایی برایِ زندگی و بعد از پنج سال نقلِ مکان کردن از محلِ سکونتِ فعلی و همچنین نرخِ بالایِ اجاره‌ها از سویی دیگر ، سببِ بروزِ بحران‌هایی در زندگیِ این خانواده می‌شود.
نمایشِ تهرانِ بزرگ متنی کاملا" رئال و امروزی دارد و بازیِ واقع گرایانه و در خدمتِ متنِ بازیگران نیز ، جنبه هایِ بصریِ واقعی و باورپذیری به اثر بخشیده است. دیالوگ‌ها به خوبی نوشته شده‌اند و همسو با کاراکترها و موضوعِ نمایش پیش می‌روند. با اینکه این اثر طراحیِ صحنه و لباسِ ساده‌ای دارد اما این سادگی در راستایِ قصه است و به فضایِ رئالیستیِ نمایش کمک کرده است. همه ی این نکاتِ مثبت بدان معناست که کارگردانِ اثر به خوبی از پسِ وظیفه‌اش برآمده و به همراهِ سایرِ اعضایِ گروه ، یک نمایشِ جمع و جور و درست و درمان را به رویِ صحنه برده‌اند.

( چیزی که تویِ تهران زیادِ ، خونه خالیِ برایِ مستأجر - یکی از دیالوگ‌هایِ مهم و پُرتکرارِ نمایش )

« ... دیدن ادامه » شهروز الستی - ۹۸/۰۲/۱۳ »
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید