تیوال شیما | دیوار
S3 : 23:01:07
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
شیما
درباره نمایش کامالوکا i
نمایش فیزیکال یا بدون دیالوگ
نمایشی که از دوران جنینی یک انسان شروع شده و تا سفر به سرزمین ارواح ادامه داره
نماش و دوست داشتم :)
ما باید یادبگیریم جملات و در نهایت ایجاز به کار ببریم
ایجاز، مختصر، مفید
مثل همون فاصله ی بهشت و جهنم
کلیدو میزنی بهشت، میزنی جهنم
ولی زدن تا زدن داریم، این و هیچوقت فراموش نکنید!
زدن کتک زدن، زدن سرنگ زدن، زدی زیرآب زدی، زدن زیر آب زدن
عجبــــــــــــــــ دنیایی شده عجــــــــــــــــــب ....
یاد آهنگ عدد محسن نامجو میفته آدم
۲۵ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد تئاتر بلد نیستم ولی دیدن تئاتر و دوست دارم :) همیشه تئاترهای پر بازیگر و بیشتر دوست داشتم بخاطر انرژی و پویایی که در فضای سالن جریان داره.
فضای صمیمی بین بازیگران و تماشاگران وجود دارن، حتی با چشم ها و لبخندهاشون دعوتت میکنن که با نمایش همراه بشی و در تئاتر شرکت کنی
ما دیشب به دیدن این اجرا رفتیم بازیگران کمی مسلط نبودن و قسمت هایی حرکت ها رو خلاف بقیه انجام میدادن ولی انقدر فعال و قوی اجرا کردن که ذهن تو دوباره با نمایش همراه میکردن.لباس های ساده و نشان دهنده ی حس صمیمت، دکور ساده، و نور پردازی جالب و روایتگران زندگی واقعی شون در بطن داستان اصلی که از گذشته و حال و آینده سخن میگفت.
نمایش و دوست داشتم :)
علیرضا، میترا، بابک و مسیح راستی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش به شدت دوست داشتنی پر از صدای عشق و دلدادگی *_*
و چقدر دیر وقت کردم به دیدن این نمایش برم -____-
اینکه یه نمایش توانایی این و داشته باشه که تو رو از دنیای خودت بیرون بکشه و ببرتت به دنیای خودش هنر میخواد *_*
و من دیشب در سرزمین پابلو بودم ^_^
پابلو نرودا: احتیاج زیادی به صدای خونم دارم
شیما
درباره نمایش دختر یانکی i
و بالاخره رفتممممم
بعد از ۳سال گذشت از نمایش دختر یانکی، دوباره این نمایشنامه نیل سایمون عزیز با گروه جدیدی اجرا رفت، اجرای صمیمی با گروه دوست داشتنی قوی
هومن شهباز این را خواند
آرمین اشبگ این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش دختر یانکی i

اندی: شعار ما اینه درمانی برای جامعه ی بیمار، ما پزشک نیستیم ما تشخیص دهنده ایم. ما در واقع نقطه ی درد و نشونه میریم، دستمون و میذاریم رو نقطه ی حساس جامعه..
هومن شهباز این را خواند
آرمین اشبگ این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
+_نمایش جالبی بود ولی ضعف هایی هم داشت.
-دیالوگ ها بیشتر مواقع مصنوعی بیان میشد که از حس بودن در اتفاقات نمایش خارج ات میکرد و مطمئن میشدی اومدی جایی نشستی که تئاتر ببینی...
-انگار نمایش تیکه تیکه پیش میرفت و هی قطع و وصل میشد، یکی اون وسط میگفت کات و دوباره بازی میکردن
-چقدر فریاددددددد :o چرا اخه؟ باعث میشد تاثیر گذاری متن عالی از بین بره (یه جاش تو دلم گفتم بسه دیگه حالا آروممممم باش اتفاقی نیوفتاده زن ^_^ )
+موسیقی فوق العاده زیبا همراه با نمایش پیش میرفت...
در کل نمایش و دوست داشتم برای یکبار دیدن جالب بود :)
تینا یاری و فروزین تقوی نژاد این را خواندند
محسن جوانی این را دوست دارد
سلام به شما، با احترام نظر من راجع به این نمایش کاملا متفاوت هست ، شاید بد نباشه نظر من هم بشنوید
باید بگم برعکس شما دو بار امکانش بوده که اینکار و ببینم، بنظرمن عالی بود و انقدر جذاب بوده که گاهی به تنهایی رفتم ، و بار سوم هم رزرو شده! دوست عزیز اگر ... دیدن ادامه » بروشور معرفی اینکار و مطالعه میکردین با نوشته کارگردان مواجه میشدید . بنظرمن این رویداد روایتی بود آنگونه که جناب منظور فرمودن و خوب با سبک ارائه شده ..... در مورد فریادها، من کار آقای منظور رو دنبال کردم و میدونم الیزابت باتوری سبک زنانه دراکولا ست. پس فریاد در چنین ژانر وحشت اونهم در رتبه یک کاملا طبیعیه. در مورد موسیقی موافقم البته برایم اجرا کاملا تأثیر گذار بود و بعد موسیقی متن رو میشنیدم!
بهر روی، تیوال عرصه ای برای گفتگو و بیان نظرات ماست.
۲۳ مرداد
سپاس از اینکه نظر من و خوندید :)
به هر حال سلیقه ها متقاوت است و دوست داشتن نمایش توسط شما دلیل نمیشه دیگران هم نمایش و دوست داشته باشند.
موفق باشید ^_^
۲۴ مرداد
خواهش میکنم،
درسته،
نظر شما هم بسیار خوب.
همچنین شما هم موفق باشید <<--
۲۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش گریزلی i
تئاتر صمیمی، با بازی خودمونی که شاید این حس و بهت میده که اتفاقات برای اون شخصیت در حال اتفاق...
شخصیتی که با حرف های فکر نشده و یا رفتار فکر نشده گذشته ی خودش و خراب کرده...
حالا به هر دری میزنه تا حال دلش دوباره خوب شه...
شیما
درباره نمایش گریزلی i
میتونم بهش بگم به خاطر دریا ولش میکنم یا دریا تو این 3 سال یه چیزایی به من داده که من توی این همه سال از کارم نتونستم بگیرم، ولی یه جواب بهش میدم:
ببینید، من اگه کاری و انقدر عاشقشم وهمه پل های پشت سرم و به خاطرش خراب کردم به خاطر دریا ول کنم، هیچ تضمینی نمیتونم بهتون بدم که دریا رو فردا به خاطر چیز دیگه ای ول نکنم - قشنگ از قیافش معلومه که نفهمیده- :]
شیما
درباره نمایش دیلیت i
فرزاد و مرضیه ذکیانی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه اثر کپی برداری نبود کار جالبی میشد.
فرزاد جعفریان و مرتضی سوری این را خواندند
محمد لهاک (آقای سوبژه) این را دوست دارد
کپی برداری از چی بود؟
۰۵ تیر
خود درباره الی کپی برداری از فیلم ماجرا بود ...
انقدر موضوع جذاب و ناب رو زمین مانده هست که بهتر است به آنها پرداخت .
۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش زهرماری i
نمایش و به هیچ وجه دوست نداشتم.
اگر حال روحی تون خوب نیست و میخوایید خودتون و تو زندگی آدم های نمایش غرق کنید و چندساعتی با شخصیت های نمایش زندگی کنید اصلا این تئاتر و انتخاب نکنید چون در سیاهی کامل شخصیت ها فرو میرید و با یه حال بدتر سالن نمایش و ترک میکنید.
آیندگان از دوره هنری و فرهنگی این زمان به سیاهی و تلخی یاد خواهند کرد -_-
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


هوایم هراز چندگاهی ابری میشود و هی با خودم میگویم کافی است! دیگر کافی است!!



"حرف های عجیبی می شنوم

"حرف هایی از سر تاریکی

"حرف هایی که پر اند از ابهام

"پر اند از واژه هایی که ناخودآگاه طردشان میکنم

"طرد میکنم انبوه این نبودن ها را

"کنار ... دیدن ادامه » میزنم هرچه را که هست

"رها میکنم غم واژه هایی که قرار در نبودنت بنویسم



هوایم ابری میشود, پس بگو این همه باران بی دلیل بهار برای چیست ؟!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خط نگاهم را بگییر ,تا به انتها ...



ببین..



به قدم های مردانه ات میرسد ...



نگاه ام را کمی بیشتر دنبال کن....



به ... دیدن ادامه » دست هایت,گره پیشانی ات.چشم های روشن ات...



فقط بخوان ... که چگونه تجزیه عشق میکنم تو را ...



مرا ببین ... میخوانمت به اسم ,به عشق, خدا...



حس کن مرا!



که در ذهن ام نقش میزنم از وجودت! از بر میکنم تو را ! می خوانمت !!!



عاشقانه بخوان که عاشقانه مینویسمت!



بخوان!حفظ کن! با تمام وجودت !



که نوشته های بی جان من ,



از وجود سبز تو سرچشمه میگیرند!



تنها بخوان!!!!
دلنشین و‌ زیبا
۱۰ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش سقراط i
مررررررررررررررررررسی که دوباره با گروه قبلی دارید اجرا میکنیییددددددددددددددددد ^_^
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه سری لحظه ها هست که خیلی دلم از خودم میگیره
از خودم نه ها ,از کودک درونم
احساس میکنم لجباز میشه ,بچگی میکنه ,عاشق میشه و زودی از کوره در میره
زود هم خسته و بی حوصله میشه,
ولی یه وقت هایی انقدر میخنده بلند بلند که آدم های اطرافمم صداشو میشنون,انقدر شیطونی میکنه که همه با تعجب به من نگاه میکنن,هرچی هم میگم نمیدونم داره چه اتفاقی میوفته کسی باور نمیکنه
آخه تقصیر من نیست....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش پاییز i
چرا همه دارن بیلیط هاشون و میفروشن ؟ :O
آوا فیاض و کیانا برنج کار این را خواندند
سوال خوبیه
۲۰ بهمن ۱۳۹۳
شاید بخاطر تعطیلی این هفته بعضیها برنامه سفر گذاشتند
۲۲ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جالب بود :D
ایمان یزدی و فهیمه تردست این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش شایعات i
وااااااااااااااااااااااااااای یه لحظه فکر کردم همون تئاتر شایعات قبلی است که مجید صالحی و جواد عزتی توش بازی کردن . انقدررررررررررررررر خوشحال شده بودمممم . که یهو دیدم نه گروه جدیدی هستن . کاش با همون بازیگرای قبلی دوباره اجرا میرفت :((((((((((((((
به هرحال موفق باشن.
عمو فرهاد قصه ها و حسن کرد این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید