تیوال شیما | دیوار
S2 : 21:11:44
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
شیما
درباره نمایش لولیتا i
دوستان اگه کسی دید میشه بگه موضوع چیه؟ یک برداشت از همون کتاب و فیلم لولیتا؟
درود شیما جان
نه عزیز برداشتی از کتاب نیست ... کاملا داستان مستقل و اورجینال هست فقط شباهت هایی با لولیتا وجود داره که بی اثر در انتخاب اسم نمایش نبوده
روایت چند فرد در جریزه ای دور افتاده ست اما در فضایی سیال و غیرخطی و سورئال ... فکرمیکنم از دیدنش لذت ... دیدن ادامه » ببرید
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
درود و سپاس خانم ثانی گرامی
همین سورئال رو هم فقط عنوان میکردن باز کمی تکلیف بیننده روشن میشد
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
درود آقای جعفریان عزیز
بله متاسفانه خیلی وقت ها همین توضیحات کوچک اما راه گشا برای مخاطبان دریغ میشه ..بخصوص وقتی نمایشنامه ی کار دردسترس نباشه ..
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش آمادیوس i
با سلام. دوستانی که نمایش رو دیدند، کدوم جایگاه ها بهتره؟
فرزاد و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
باکس e f g h b c
باکس a و d نگیرید یه ستون جلو این باکس هاس که مانع دیدتون میشه
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
ممنونم دوستان
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش لاسارو i
خسته کننده بود.
فکر میکردم تنها منم که چنین احساسی داشتم ولی با خوندن نقد کسانی که نمایش رو دیده اند، احساس بهتری کردم.
رشتم تئاتر و تقاشی و هیچ چیز مربوط به هنر نیست ولی می فهمم لذت بردن از یک نمایش، فیلم یا نقاشی چجوری باید باشه. توی این نمایش یک چیزی کم بود. گم بود.

انگار چیزهایی که بازیگرها باید می گفتند دو تا مترجم جدا داشتند، یه موقعی متکلف و رسمی و شعاری (مثل ابتدای نمایش زمانی که مادر لاسارو بعد از فروختنش میره بالای منبر) و گاهی معمولی و زبان عام.
به نظرم انرژی بازیگرها تلف شده بود و می تونستند با سطح پایینتری از صرف انرژی، کار رو جمع و جور کنند. البته شاید اون موقع کلا تیشه به ریشۀ نمایش زده می شد و هیچ چیز قابل دفاعی نداشت.
غیر رسمی. واقعا بازیگرها هر شب تکه های نون رو از زمین برمیدارند و میخورند؟ مریض نمی شن؟؟؟؟؟؟؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش زبان تمشک های وحشی i
نمایش رو دیشب به همراه دوستم دیدم. متاسفانه بر خلاف تعریف و تمجید هایی که شده بود، نمایش لذت بخشی نبود. با کسر مونولوگ پایانی، حدود 70-75 دقیقه بحث و جدل و کج فهمی زن و شوهری. مدام کنایه به هم، طوری که در اواسط نمایش و بین یکی از بحث ها به خودم گفتم: "بابا زودتر برسید طلاق بگیرید دیگه، خستم کردید اینقدر با هم بحث می کنید، ما هم زودتر برگردیم خونمون". گویا نویسنده فقط یک سری جمله در ذهنی مغشوش داشتند و می خواستند یک جایی از آنها استفاده کنند. نمایشی طولاااااااانی و خسته کننده :-(

اگر هدف نویسندۀ محترم، نشون دادن اهمیت ارتباط کلامی میان انسان ها و علی الخصوص زوجین بود تا محبت بین انسان ها پایدار بمونه، راه های قشنگتر و خلاقانه تری وجود داشت. شاید قسمت خوب نمایش، همون جملات (هرچند شعاری) انتهایی آقای شادمان بود.

و البته از نظر من و دوستم، غیر از ... دیدن ادامه » کند سپری شدن زمان و حملۀ وسیع جملات و بگومگوها، پایانی بسیار غیر منطقی و احساسی داشت. و هر دو از خودمون می پرسیدیم چرا زن و شوهری که از سال سوم ازدواج نسبت به هم سرد شدند و به فکر طلاق افتادند و کج دار و مریز تا 10 سالگی پیش رفتند و با هم اختلاف دارند، به خاطر یک بچه از هدفشون برگشتند؟ اینها به خاطر یک شب و یک هیجانی که به خاطر موقعیت اون شب بود، از تصمیم خودشون منصرف شدند، ولی آیا قبلاً چنین هیجانی برای آنها پیش نیامده بود و چطور در طول این 10 سال بچه دار نشدند و فقط در همون شب همۀ کائنات به تولید مثل اونها کمک کردند؟ و البته هیچ وقت هم از مشکل نازایی طرفین صحبت نشده بود که بگیم تو این 10 سال تلاش کردند ولی نشد. تنها اشاره مربوط به بارداری صوری تو سال سوم و عکس العمل داوود بود که باز هم برای 7 سال بعد از اون این شانس وجود داشته که دنیا بخواد باردار بشه. کمی دور از واقعیته.

اصلاً برام باورپذیر نبود که کسانی که این همه با هم اختلاف دارند، و در طول 10 سال، حتی تجربه ای از مشاوره رفتن اونها در نمایش عنوان نشد، یک شبه و به خاطر یک هوس و نتیجۀ دور از واقعیت و خیالی اون حاضر شدند ادامه بدهند در حالیکه وجود آن بچه لزوماً باعث بهبود رابطه نخواهد بود و فقط آنها را مجبور به تحمل زندگی خواهد کرد. هیچ زندگی که قبل از فرزندآوری، زوجین در درک همدیگه مشکل داشتند، بعد از اون خوب نشده چون تازه اعمال سلیقه ها و درک ها در تربیت فرزند شروع میشه. راوی حرفی از ارتباط آنها بعد از تولد بچه نگفت، در حالیکه همونطور که اشاره کردم، به دنیا اومدن فرزند لزوماً به این معنی نیست که مثل آخر فیلم های دیزنی،
"They Lived happily ever after".

و چند مطلب:
1- قبل از شروع نمایش بر پرده سفید، پسر بچه ای با بلوز و شلوار سفید نشان داده میشد که لب و حواشی لبش و دستها تا آرنجش قرمز رنگ بودند که ابتدا فکر کردم در اثر تصادفی خونین شده (چون کنار جاده بود) ولی با گذشت زمان معلوم می شه تمشک می فروخته ( که البته برای من جای سوال بود چون تجربه من این بوده که تمشک پس از پاره شده بافت میوه در صورت قرمز بودن، رنگ قرمزش به خانواده رنگ بنفش تغییر می کند). امکان داره کسی برای من توضیح بده چطور با اون حجم حمله پسرک به تمشک ها و کندن و خوردنشون، حتی یک خال هم به لباس سراسر سفیدش نیفتاده؟ اینجا با ماورا ارتباط داشتیم که بگیم یک مفهوم ذهنی (بچه متولد نشده) به خودش تجسم مادی میده و میاد تمشک میفروشه یا چی؟
2- تمشک مربوط به ماه های گرم سال ( و اگر خوش شانس باشیم در مرداد- شهریور موقع رفتن به شمال می تونیم از روستایی ها و کولی های کنار جاده بخریمش) و زمان داستان مربوط به نیمه دوم سال هستند. چطور در جاده تمشک می فروختند در حالیکه خود داوود در یک قسمت میگه تواین سرما سگ بیرون نمیاد. به نظرم موقعیت جغرافیایی جاده و اتفاقات، فصل و ... با هم هماهنگی ندارند.
3- در ابتدای نمایش که مربوط به ماه عسل رفتن زوج هست، آقای ابر پشت فرمونه، میشه یکی برام توضیح بده چطور کسی میتونه پشت فرمون پاشو رو پاش بندازه، اونم در حال رانندگی؟ نمی تونیم بگیم کنار جاده ایستاده بودند چون تصویر نماینده جاده در حرکت بود به معنی طی کردن جاده.
4- در زمان هایی که مربوط به جاده میشد، تصویر از روی بازیگرها رد میشد، آیا نمیشد طراحی طوری باشه که بازیگرها در وسط اون قرار بگیرند و بنابراین درختها و جاده ها در موقعیت مناسب تر. شایدم این موضوع به خاطر زاویه دید ما بوده، که اگر اینجور باشه، ضعف هست چون کارگردان و طراح تنها زاویۀ دید ردیف های وسط و ابتدایی را مورد توجه قرار دادند.
5- در نهایت، موندم اون تصاویر مربوط به تعریف ماجرای عشق بازی اون دوتا و ... چه لزومی داشت؟ توصیفی که می شد کافی بود، دیگه چه لزومی بود با رسم شکل به ما توضیح بدن؟؟
من که لذت بردم از این نمایش
۱۳ شهریور ۱۳۹۶
دوست عزیز به نظرم شما خیلی سطحی با این نمایش برخورد کردین.برخی ایراداتی که گرفتین مثل فصل رسیدن تمشکها یا رنگ لکه روی لباس پسربچه شاهدی بر این مدعاست!شاید تا حدودی بشه با اینکه نمایش برخی جاها یکنواخت شد موافقت کرد که اونم بخاطر فضای تک بعدی نمایش بود.و ... دیدن ادامه » یا با این موافقم که اون ماشین حداقل اگ یک فرمون داشت ک تو دست راننده بود نمایش واقعی تر جلوه میکرد! ولی درکل اینها نمیتونن به بازی خوب بازیگران و متن و طرح اصلی خوب نمایش خدشه وارد کنن.
موضوع اصلی این نیست که بچه باعث عدم طلاق اونها شده،ک شما اشکال وارد کردین چرا دقیقا اون شب بچه دار شدن..اون بچه نمادی از مجموعه عواملیه که باعث میشه انسان تا آخر عمرش زجر بکشه اما جرئت رهایی نداشته باشه! و الا حتی با وجود این بچه هم میتونستن سقطش کنن و ازهم جداشن!شما نباید انتظار یک نمایش کاملا رئال رو داشته باشین وقتی خود کارگردان گفته میخواد مرز بین رویا و واقعیت رو به تصویر بکشه.
۳۱ شهریور ۱۳۹۶
آقای حلاجیان، به نظرم چیزی که نوشتم رو درست مطالعه نکردید. وقتی در مورد تمشک ها نوشتم، در آخر اضافه کردم"... اینجا با ماورا ارتباط داشتیم که بگیم یک مفهوم ذهنی (بچه متولد نشده) به خودش تجسم مادی میده و میاد تمشک میفروشه یا چی؟" و البته کسی هم جواب این ... دیدن ادامه » سوال رو نداد در حالیکه واقعا سوال بود ولی حالا شما هم بدون در نظر گرفتن این موضوع و سوال، این مطلب رو مربوط به سطحی بودن بنده می کنید و از کارگردان نقل می کنید که می خواسته مرز بین رویا و واقعیت رو به تصویر بکشه. فکر نمی کنم اگه سطحی نگاه کرده بودم چنین مسائلی به ذهنم می رسید که چرا این دوگانگی ها، احتمالات کم و غیر واقع و ... در نمایش وجود داره؟
شما هم مثل من با توجه به شخصیت خودتون برداشتی از نمایش داشتید و حالا می خواهید من رو که مخالف با اون بودم بر چسب سطحی بودن بزنید. برای من پر از بی منطقی و رقت انگیزی شخصیت هاش بود و این بی عرضگی شخصیت ها در تصمیم گیریهاشون نهایتا نمایش رو برای من خسته کننده کرد. در حالیکه شما همین موضوع رو جالب می دونید.
من به عنوان کسی که نمایشی رو انتخاب می کنم و برای دیدنش وقت صرف می کنم، تعهدی ندارم به اینکه چون بازیگران خوبی در اون ایفای نقش می کنند، کارگردان مطرحی اون رو کارگردانی کرده یا نویسنده ای مطرح اون رو نوشته، برچسب خوب بودن به اون بزنم. لزومی نداره نتیجه همکاری رئوس این مثلث یعنی بازیگران، کارگردان و نویسنده نتیجۀ دوست داشتنی برای من نوعی باشه.

۰۲ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش هدیه مرموز i
دیشب نمایش رو دیدم ولی نمی تونم بگم خوب بود یا بد. اولین کار فیزیکال بود که می دیدم و فهمیدم که ذاتاً این نوع نمایش که هیچ کلامی و هیچ جملۀ با ارزشی نداره که نیاز به فکر کردن و مرور کردن داشته باشه، مطابق سلیقه من نیست :-)

از سلیقه من بگذریم که هدف نوشتن، چیز دیگریست. مورد بسیار منفی، تأخیر نیم ساعته شروع نمایش بود بدون هیچ عذرخواهی از اتلاف وقتی که ایجاد کردند. هیچ احساس مسئولیتی در مورد تماشاچی هایی که اومدند (ولو از سر تفریح و گذراندن نیم ساعت فرهنگی) نتیجه تلاش های آقای کارگردان رو ببینند ولی گوییا وظیفشون بوده :-( . انتظاری که شاید برای بعضی که به حقوق دیگران احترام می گذارند و مطابق با نوشته بلیط نیم ساعت زودتر هم خودشون رو می رسونند، انتظاری یک ساعته شد و البته بعضاً ایستادنی یکساعته چون هیچ صندلی نبود (حداقل در طبقه همکف که من بودم)؛ و البته ... دیدن ادامه » آزاردهنده تر، جواب یکی از خانم های مسئول به یکی از کسانی که اونجا بودند، بود (نقل به مضمون): "مگه اینجا فرانکفورته که همه چیز سر موقع شروع بشه؟" به نظرتون به این خانم چه باید گفت؟ عزیزم وقتی خودت زحمتی نمی کشی برای اصلاح و احترام به حقوق دیگران و برای موضوعی که خودت هم احتمالاً در جریانش هستی چنین مقایسه ای رو انجام می دی، اونوقت چطور انتظار داری شهرت مثل شهر یکی از قانونمند ترین کشورهای دنیا شه؟
:-|
شیما
درباره اپرا-تیاتر شاخ نبات i
سلام. یک سوال دارم از عوامل: موسیقیش زنده هست یا ضبط شده؟
زهره شاداب این را خواند
ذوق زده این را دوست دارد
زنده
۲۹ خرداد ۱۳۹۶
بسیار خووووووب ^_^
۲۹ خرداد ۱۳۹۶
ارکستر زنده 50 نفره نمایش را همراهی کردند
۳۱ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش دیگری i
چرااینقدر دیییییررررررر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
علی ژیان این را خواند
فائقه طاهران این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. بعد از چند روز به تیوال سر زدم. به نظرم ایدۀ ستاره دادن نتیجۀ گمراه کننده داره. توضیحی در مورد اونها پیدا نکردم و فقط تونستم استنباط کنم که جای گزینه های دوست داشتم و نداشتم که قبلا وجود داشتند، آمدند و از طرفی ستاره دادن یه جورایی مثل امتیار دادنه ( با توجه به رویه ای که در مورد چیزهای مختلف وجود داره، مثل درجه بندی هتل، نتیجه تکالیف مدرسه و ...) و اگر تعداد ستاره ها رو معیاری برای ارزش دادن به کار در نظر بگیریم مثلا میشه کار ضعیفی بود، متوسط بود و خوب بود به ترتیب با یک تا سه ستاره. در حالیکه به نظرم مسئله دوست داشتن یا نداشتن (گزینه های قبلی) از این موضوع جداست. یک کار میتونه کار متوسطی باشه (مثلا از نظر کارگردانی و دکور و ....) ولی من به عنوان تماشاگر بگم با همه کاستی ها، کار رو دوست داشتم. امیدوارم منظورمو تونسته باشم برسونم.
پرند محمدی و عالیا این را خواندند
ماهرخ، ذوق زده، mona.a و محمدرضا دانش این را دوست دارند
سلام، حالا دوست داشتن بهتره به نظرتون یا امتیاز دادن که الآن جاش رو گرفته؟
۲۶ فروردین ۱۳۹۶
باهاتون موافقم که دوست داشتن یک نمایش با امتیازی که بهش میدی گرچه همبستگی دارند ولی دو سؤال متمایز هستند و هر کدوم بار معنایی متفاوتی رو منتقل میکنند.
به خصوص سیستم امتیازدهی از ۳ اصلن جالب نیست و دوست داشتن رو بهش ترجیح میدم قطعن اما اگر امتیازدهی ... دیدن ادامه » از ۵ بود، امتیازدهی رو ترجیح میدادم.
۲۸ فروردین ۱۳۹۶
^_^
به نظرم 6 ردۀ پاسخگویی کامل تر خواهدبود: اصلا، خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد.
۲۸ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش گالیله i
مدت زمان نمایش چقدر است؟
نازنین زهرا رفیعی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش کلاه گیس i
کسانی که نمایش رو دیدید، آیا باعث درگیری فکری میشه یا نه؟
بله ... قابل تامله
۳۰ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایشنامه‌خوانی دختر یانکی i
سلام.
نمایش نامه خوانی چیست و چه هدفی دارد؟
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
سلام،
نمایشنامه خوانی اقدامی است برای معرفی یک اثر، خصوصا اثر چاپ نشده و تازه به نگارش درآمده، و فرصتی است تا مخاطبان و علاقمندان جدی تئاتر با نمایشنامه ها و نویسندگان جدید آشنا شوند. نویسنده با نمایشنامه خوانی می تواند واکنش ها را در برابر متنش ببیند ... دیدن ادامه » و با توجه به آنها ممکن است تغییراتی در متن اعمال کند یا اینکه تصمیم قطعی برای اجرای صحنه ای آن بگیرد. بخشی قابل توجه از مخاطبان نمایشنامه خوانی کارگردانان و خود عوامل تئاتری هستند که ممکن است برخی از کارهای اجرایی آینده خود را به همین واسطه انتخاب کنند. نمایشنامه خوانی برای جوامعی از قبیل کشور ما که بسیاری از متون مجوز اجرای صحنه ای و عمومی نمی گیرند نیز می تواند ابزار خوبی برای خوانش برخی متون مهم دراماتیک به شمار آید.
نباید در اجرای جلسات نمایشنامه خوانی به تکنیک های اجرای نمایش های صحنه ای متوسل شد، زیرا در صورت به کار بردن این تکنیک ها، تماشاگر در باور اثر نمایشی دچار تعلیق می شود و تکلیف خود را نمی داند که آیا با یک خوانش رو به روست یا نمایش صحنه ای؟ به طور حتم اگر در جلسات نمایشنامه خوانی به بازیگر حرکت و یا میزانسن های آن چنانی بدهیم، اصل نمایشنامه خوانی از تعریف خود خارج می شود و تماشاگر دچار سر درگمی می شود و با یک اثر ناقص رو به رو خواهد شد که پر از غلط اجرایی است.
تحلیل اثری که در نمایشنامه خوانی، روخوانی می شود، وظیفه اولیه و اصلی کارگردان است و وی باید مبتنی بر افکار خودش بازیگران نقش خوان را هدایت کند. ممکن است تحلیل کارگردان و نویسنده اثر نسبت به متن، یکسان باشد اما این نگرش کارگردان است که در اجرای اثر، اعمال می شود. وقتی نمایشنامه ای را به صورت انفرادی می خوانیم با توجه به تجربیات خود، محتوای متن را درک و تحلیل می کنیم اما وقتی اثر، توسط جمعی با هدایت فردی به نام کارگردان برای جمعی دیگر خوانده می شود، این تحلیل کارگردان است که ابلاغ می شود. در این صورت نمایشنامه خوانی معنای اصلی خود را پیدا می کند. در نمایشنامه خوانی لزومی به میزانسن دادن نیست. نمایشنامه خوانی، نمایشنامه بینی نیست. وجود میزانسن به معنی طراحی حرکت بازیگر برای بُعد دیداری مخاطب است که در اینجا اصلاً ضرورتی ندارد. نمایشنامه خوانی را می توان همانند یک اجرای رادیویی از یک متن نمایشی دانست. گاهی بازیگر برای انتقال حس خود از طریق گفتار، مجبور به انجام حرکاتی است که غیرقابل اجتناب است و نمی توان این حرکت فیزیکی را از او سلب کرد بنابراین نمی توان این دست اعمال بازیگر را به حساب بازی دیداری و صحنه ای او گذاشت.
امیدوارم اصل مطلب را تا حدودی بیان و منتقل کرده باشم خانم شیما.
۲۳ بهمن ۱۳۹۵
بسیار خوب بود و بسیار سپاسگزارم. ^_^
۲۴ بهمن ۱۳۹۵
خواهش می کنم. درود بر شما.
۲۴ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش کمدی الهی جلد چهارم i
چیزی که می خواستم نبود.
چرا نویسنده ها به خودشون اجازه می دن از اسم شاهکارهای ادبیات استفاده کنند و با اضافه کردن یکی دو عبارت به اسم شاهکار، محتوا رو به روز کنند؟؟؟ جلب تماشاچی؟ نمی دونم. عدم خوش فکری؟ نمی دونم.

اگر در اسم کار، حرفی از "کمدی الهی" نبود، شاید اینقدر تو ذوقم نمی خورد. شایدم من گول خوردم و وقتی دیدم در انتهای اسم نوشته شده "جلد چهارم" باید شروع می کردم به حدس زدن و نتیجه گرفتن.
در هر صورت فکر نکنید اگر به تماشای نمایش میرید، عین شاهکار دانته رو می بینید. چیزی رو می بینید که می تونست بدون استفاده از "کمدی الهی" هم براش اسمی انتخاب شه. به نظرم چون موضوع نمایش تا حدودی با کار دانته مرتبطه این اسم براس انتخاب شده همین.
مهدی حسین مردی، نسترن پیکانو، نسیم وفایی و وحید این را خواندند
وحید عمرانی و رضا تهوری این را دوست دارند
سلام.ارزش رفتن داره حالا ؟
۲۵ بهمن ۱۳۹۵
والا م. چی بگم. اگر از فیلم مسافرانی که " آن هت اِوِی" بازی می کرد خوشتون اومده باشه، شاید از این هم بدتون نیاد. در ضمن اگر با کسی می رید ، حواستون باشه اونا مشکلی با اصطلاحات پسرونه نداشته باشند. من خودم به شخصه دوست ندارم برای اینکه کاری مثلا روان ... دیدن ادامه » و به زندگی واقعی نزدیک بشه، هر جور فحش و کنایه ای رو تو نمایش بشنوم چون اون زندگی خاصی از آدم هاست و نه چارچوب رفتاری همه. =)
۲۶ بهمن ۱۳۹۵
دوست عزیز نظر شما کاملا محترم و گرامی ولی از اونجایی که کمدی الهی 3 جلد پس زمانی که اسم نمایش جلد چهارم کمدی الهی هست شما مسلما باید منتظر یک شکل ویک نوع دیدگاه دیگه باشید، به نظرم نمایشنامه و بازیها خوب بودن ولی به نظر من هم بهتر بود اسم نمایش تغییر پیدا ... دیدن ادامه » میکرد
۲۹ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش فرشته‌ مرگ i
سبک وحشت یعنی قرار هست بترسیم و استرس بگیریم تو یه سالن تاریک با موسیقی تنش زا و صداهای خبیث؟
متأسفانه کار به هیچ وجه نمیتونه با تماشاگر ارتباط برقرار کنه چه برسه به اینکه وحشت زده اش کنه. من هم گول تخفیفش رو خوردم رفتم دیدمش. سمتش نرید اصلن.
۱۵ دی ۱۳۹۵
دوستان عزیز خیلی متاسفم که اینقدر شخصی با یک اثر نمایشی، برخورد میکنید! که اگر به هیچ روی هیج چیز کار به چشمتان نیامده باشد، به نسبت تجربه و به عنوان تماشاگر اهل تیاتر ..؟!؟ دست کم نمیتوانید توانایی حرفه ای بازی و کارگردانی چنین اثری را نادیده بگیرید!! ... دیدن ادامه » اگر با تیاتری ارتباط برقرار نکردید، احتمالی که به تجربه به دست میآید بیشتر ناخوانی سلیقه است و شایسته نیست در آشفته بازاری که عادت شده به صرف نام بازیگران، تماشاخانه ها پر میشود! حکم به رد قاطعانه چنین کار شریفی که مشخص است زحمت بسیاری برده، داده شود! مخصوصا از شما ذوق زده گرامی توقع بیشتری است!
۲۵ دی ۱۳۹۵
بانو تهرانی گرامی، در کاربلدی و بزرگی بازیگران و کارگردان این نمایش شکی نیست و من خودم از طرفدارانشون هستم و قطعن حضور همین افراد من رو به تماشای این نمایش کشوند اما فکر میکنم نقدی که به ایشان وارد هست اساسن به انتخاب این متن برای اجرا برمیگرده.

بله ... دیدن ادامه » نظر من شخصی و سلیقه ایست اما واقعن دلیلی هم نمیبینم که بیش ازین از من انتظار بره. اما اینکه به طور کلی گفتم با تماشاگر ارتباط برقرار نمیکنه به این خاطر هست که ما یک جمع تقریبن ۱۰ نفره از به قول شما تماشاگران اهل تئاتر و با سلایق متفاوت بودیم و هیچکدوم نمایش رو دوست نداشتیم.

نمیدونم شاید برای تماشاگران خیلی خاصی اینکار جذابیت های خیلی ویژه ای داشته باشه، اما طبیعتن این افراد بر اساس توصیه ی من آن هم در یک کامنت تصمیم نمیگیرند.
۲۵ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش سفرنامه ناصرالدین i
سلام . خسته نباشید.
نمایش خوب شما را پنجشنبه 2 دیماه دیدم. نمیتونم بگم کاملا لذت بردم چون بعضی چیزها بود که نگذاشت کاملا لذت ببرم. البته بیشتر محیطی بود تا مربوط به متن و کارگردانی.
اگر در مورد خود نمایش بخوام چیزی بگم، 1- تغییر زبان نمایش از زبان معیار (فارسی) به ترکی و کردی. در مورد گیلکی شما فقط لهجه رو دخیل کرده بودید که این لطمه ای نمی زد ولی در مورد کردی و علی الخصوص ترکی، برخی جملات کاملا به این دو زبان بود و در نتیجه نمی تونستم بفهمم بازیگر چی میگه. امیدوارم در ویرایش های بعدی (بر اساس آنچه آقای اخی گفتند) این مورد نباشه. 2- بعضی وقت ها بازیگران روی صحنه نشسته بودند و حرکاتی رو انجام می دادند. شیب صندلی ها برای این مورد مناسب نبود. مخصوصاً کسانی که ردیف های انتهایی بودند.3- نمی دونم چرا دیالوگ های شعاری نصیب خانم ها میشه. به نظرم اگر ... دیدن ادامه » یکی از اهداف نمایش، تغییر جایگاه ها و ارتباطات انسانی و عاطفی بوده، احتیاجی به بیان واضح نبود. هدف بهتر می تونست در متن نمایش و حرکات و دیالوگ ها نمود پیدا کنه.
و اما...
متاسفانه عدم هماهنگی بدترین چیزی بود که در مورد این نمایش وجود داشت که بعد از یک ساعت که اونجا بودم و بلیط های خریداری شده از تیوال رو حداقل نیم ساعت- چهل پنج دقیقه قبلش با مسئول مربوطه چک کرده بودم (نمایش با نیم ساعت تأخیر شروع شد و معمولا برام مهم نیست چون می دونم اجرا زنده هست و امکان هزار جور اتفاق) به من و همراهانم و سه- چهار نفر دیگه گفتندجا نیست (اصلا هم مهم نبود که شما از ساعت 6 اونجا بودی !!!!!!!! و بلیط رو چک کردی . هر کی اول صف بوده، رفته صندلی خودشو پیدا کرده که البته این به دلیل عدم هماهنگی تیوال و گروه نمایش در مورد ظرفیت و نقشۀ سالن عنوان شد. الله اعلم.). هرچند بالاخره تو سالن جا داده شدیم ولی با دلخوری.
متاسفانه، شبی قسمت من شد که عده ای دانشجوی کم سن و سال بدون درک از اینکه در یک سالن نمایش چه رفتاری باید داشته باشند، اونجا اومده بودند. گویا اومده بودند گردش به جای اینکه چیز یاد بگیرند. شور خوب هست, عکس گرفتن خوب هست ولی ایکاش اون استادی که این بچه های عزیز رو آورده بود، حداقل آدابی رو هم به اونها یاد می داد؛ که قرار نیست اگر از بازیگری خوشت میاد، همون موقع به دوستات بگی، اگر میخواهی بخندی، دیگه از شعف داد نکش، اگر میخواهی تحلیل کنی، اونجا جاش نیست. اگر بازیگری خندش گرفت، احتیاج نیست اعلام کنی، همه داریم اون کار رو میبینیم. فکر کنم تو سر فصل دروسشون درسی باید باشه به اسم آداب سالن نمایش. خلاصه وجودشان ( مخصوصا اون هایی که در صندلی های اطراف من نشسته بودند) بسی بسیار مایۀ آزار بود.
در هر صورت باز هم میگم نمایش خوبی بود.اینکه برای بیان مشکل، ناصرالدین شاهی که سغر زیاد میرفته و حرم سرای پر و پیمونی داشته (خخخ) انتخاب شده بود برای سفر به زمان حاضر و درگیر شدن با یکی از مشکلات جامعه حال ما، به نظرم انتخاب هوشمندانه ای بود.
"مهد علیا و مربیان" را نیز بسیار دوست می داشتم. :-)
رضا تهوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش گاری گت گت i
دو هفته از اجرا گذشته، چرا کسی چیزی نمی گه درباره این نمایش؟؟؟؟
فرشاد قاسمی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اسم نمایش یعنی چی؟ چیزی که بین رومئو و ژولیت اتفاق افتاد و دیگران هم درگیر کرد، شیطانی بوده؟
سارا سلامی این را خواند
من هم همینطور فکر میکنم . دیابولیک (diabolic) معنای شیطانی می دهد .
۱۴ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش راهبان معبد وانگ i
عوامل گروه خسته نباشید.

فکر می کنم به ظرافت بیان کردید که:
1- واعظان کاین جلوه بر محراب و منبر می کنند/چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند؛
2-زن است دیگر، هر جا که باشد زنانگی خود را حفظ می کند و زندگی ساکن را به حرکت وا می دارد؛ و
3-عشق قویتر از هر چیزی است.
و تمامی اینها با طنزی که در متن وارد کرده بودید و خندۀ حضار از آن طنز، همراه بود.

چه قدر دقیق دیدید، چه قدر خوب تحلیل کردید...
۰۷ آذر ۱۳۹۵
ممنون فریبا خانم نوری. ^_^
۱۳ آذر ۱۳۹۵
ممنون فریبا خانم نوری. ^_^
۱۳ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش مونولیزر i
گروه روژدا خسته نباشید.
نمایش دیشب دیده شد. متاسفانه غیر از زمانی که آقای دانیال خجسته مونولوگ داشتند و صحبت هایی که باعث فکر کردن بشه (ریشه دار بودن که اگر ریشه قوی باشه، نه جنگی هست و نه پستی ای)، بقیه نمایش چندان لذت بخش نبود و پایان هم خیلی بی مزه بود. تضادها و چرخش شخصیت ها می تونست عمیقتر باشه. یک کار عادی با دیالوگ ها و تکیه کلام های عامیانه. به نظرم هدف (که اگر درست برداشت کرده باشم، ایندۀ هنر و فرهنگ و دنیا هست) می تونست خیلی قوی تر بیان شه: اینکه هر کسی با هر گذشته ای می تونه یک ذات لطیف و هنر دوست داشته باشه که یا از شنیدن یک قطعه موسیقایی لذت ببره یا دیدن یک نمایش و برای کسب اون لذت، روی بعضی چیزها پا بگذاره.اینکه اگر ریشه قوی باشه، خیلی چیزها فراموش نمیشه، اینکه ریشه دار بودن همراه با بخشندگی و سخاوت میشه و ...
و دونکته، اگر زمان داستان مربوط ... دیدن ادامه » به چندین و چند سال دیگر باشه که غیر از تئاتر شهر هیچ سالن دیگه ای وجود نداره و بلیط نمایش 700 800 هزار تومنه، پس چرا بازیگر اینقدر جوون مونده بود در حالیکه سال ها قبل در ارغنون اجرا داشته؟؟ و اینکه چرا کت اقای خجسته زنانه بود؟؟؟؟؟
لیلى شجاعى و مهدی این را خواندند
رضا تهوری این را دوست دارد
سلام
منم اخرین اجرا رو دیشب دیدم با نظرتون کاملا موافقم ، حتی منولوگ هم انقدر تاثیر گذار و جذاب نبود در صورتی که میباید نقطه اوج نمایش باشه ، بازی در اکثر دقایق ریتم خاصی نداشت . و اینکه به نظر من نمیتونست اطلا ارتباطی با مخاطب داشته باشه ..
۰۶ آذر ۱۳۹۵
درود مهدی گرامی و تشکر از توجه و همراهی شما دوست عزیز
۱۲ آذر ۱۳۹۵
پرندیس جان و آقای مهدی سپاسگزارم.
۱۳ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش راهبان معبد وانگ i
سلام. دوستان برای دیدن این نمایش، انتخاب کدام جایگاه ها و صندلی ها بهتر هستند؟
عیسی سلمانی این را خواند
دو باکس وسط جلو از صندلی 5 تا 52 و ردیف های پشت سر همین صندلیهاتا صندلی 41 تا 88 قسمت مناسبی است
۰۲ آذر ۱۳۹۵
ممنونم آقای تهوری
۰۲ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیما
درباره نمایش سقراط i
ین نمایش رو نهم شهریور دیدم و
1- به نظرم اگر بازیگرها هم میکروفون داشتند بهتر بود. در بعضی جاها که به ته سن میرفتند، همراهی شنیداری سخت بود.
2- نمادسازی طبقه های مختلف و افراد با لباس هاشون ایدۀ جالبی بود.
3- از اینکه در انتهای نمایش گروه موسیقی روی صحنه اومدن، خیلی خوشحال شدم چون در دوتا نمایشی که دیده بودم و اسم "اپرای عروسکی" روش گذاشته شده بود، موسیقی ضبط شده بود ولی اینبار گویا موضوع کاملاً فرق میکرد.
mahdi AMN این را خواند
فرشته چالاک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید