تیوال شیرین میرزانژاد | دیوار
S3 : 04:45:33
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

#کمپین #دموتئاتریک

من شیرین میرزانژاد به عنوان مترجم و دستیار کارگردان تئاتر به روند غیرشفاف و فردمحور ارائه‌ی مجوز برای اجرای تئاتر و سیاست‌های غیرشفاف مدیریتیِ مسئولان تئاتری در کشورم اعتراض دارم و در کمپین #دموتئاتریک شرکت می‌کنم.

من معتقدم اِعمال‌ قدرت‌های مدیران سالن‌های دولتی، عمومی و خصوصی (که خود نیز پیرو نظرات هر مدیر به شکل سلیقه‌ای اجرا می‌شود)، عدم حمایت و تامین امنیت شغلی گروه‌های تئاتری به شکل قانونمند و عادلانه و نبود شورای حل اختلافی عادل که پاسخگوی اختلافات اعضای بازبین و گروه‌های تئاتری باشد، همه به عدم شفافیت و فضای غیرمسئولانه و سلیقه‌ای دامن زده‌اند. اینجاست که هر تعاملی میان مسئولان و هنرمندان فرصتی برای تسویه‌حساب‌های شخصی می‌شود و چشم‌انداز این حرفه را در جامعه تیره و تار می‌کند.
من معتقدم که ... دیدن ادامه » هنر تئاتر در این فضا دیگر مجال نفس کشیدن ندارد و از آنجا که به اعتلای فرهنگ و هنر کشورم اهمیت می‌دهم، از معاونت امور هنری و اداره‌ی کل امور هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان مسئولان مستقیم این حوزه تقاضا دارم در برابر این وضعیت ناامیدکننده و در مقابل مدیران اقتدارگرا و مداخله‌جویی که مسیر را برای گروه‌های نمایشی و مخاطبان این هنر هر روز تنگ‌تر و ناهموارتر می‌کنند، پاسخ‌گو باشند.

تلاش برای شفافیت فضا و تصویب قوانین بازدارنده جهت محدود کردن سلایق شخصی بدون شک در مسیر اعتلای فرهنگی کشور است و تئاتر را از یک تفریح خودخواهانه و محدود به اقشاری خاص، به ذات خودش برمی‌گرداند: یعنی تئاتر به عنوان ضرورتی در تمام #جامعه و برای تمام اقشار و در اختیار تمام #مردم.

دموتئاتریک یک کمپین اعتراضی در برابر وضعیت و سیاست‌های کلان و خرد #تئاتر امروز است که شما هم می‌توانید به آن بپیوندید و متن آن را با نام و نحوه‌ی ارتباطتان با تئاتر منتشر کنید.
آمار نمایش مترسک - مرداد ۹۷
تعداد کل مخاطبان در طول ۲۵ اجرا: ۱۱۰۵ نفر
تعداد مخاطبان تیوال: ۸۰۱ نفر
تعداد مخاطبان مراجعه کننده به گیشه: ۱۴۳ نفر
تعداد مخاطبان میهمان: ۱۶۱ نفر

گزارش فروش:
جمع کل: ۱۱۹،۳۵۰،۰۰۰ ریال
مجموع فروش تیوال بدون کسر کارمزد: ۹۸،۴۵۰،۰۰۰ ریال
مجموع فروش گیشه: ۲۰،۹۰۰،۰۰۰ ریال

فروش تیوال با کسر ۵ درصد کارمزد: ۹۳،۵۲۷،۵۰۰ ریال
درآمد خالص پس از کسر کارمزد تیوال و ۲۰ درصد سهم سالن:
۹۱،۵۴۲،۰۰۰ ریال

تعداد ... دیدن ادامه » مخاطبان به تفکیک قیمت بلیت:
گیشه:
۳۱ بلیت ۵ هزار تومانی
۴۹ بلیت ۱۰ هزار تومانی
۲۶ بلیت ۲۰ هزارتومانی
۳۷ بلیت ۲۵ هزار تومانی
۱۶۱ نفر میهمان
تیوال:
۴۰۶ بلیت ۵ هزار تومانی
۱۲۸ بلیت ۱۰ هزار تومانی
۲۸ بلیت۲۰ هزار تومانی
۲۳۹ بلیت ۲۵ هزار تومانی



*گروه تئاتر اگزیت مبلغ ۸،۴۵۸،۰۰۰ ریال را به درآمد خالص نمایش اضافه می‌نماید که به این ترتیب مجموع درآمد ۱۰۰،۰۰۰،۰۰۰ ریال بطور مساوی بین بازیگران نمایش مترسک تقسیم می‌شود.
و اینجاست که من باری دیگر شگفت زده میشوم.
ای کاش اگزیت الگویی باشه برای گروه های دیگر.
این شفافیت رو خیلی پسندیدم. و تقسیم درامد بیت بازیگران خیلی منصفانه بود.
خیلی خوشحالم که از طرفداران اگزیت هستم و به تماشای این اثر خارق العاده نشستم و سهم کوچکی از ... دیدن ادامه » این نمایش داشتم.
ممنون از اگزیت و به ویژه جناب خامنه ای عزیز
۰۱ شهریور ۱۳۹۷
ضمن تشکر از آمار ارائه شده و آرزوی موفقیت برای گروه، کارهای قبلی رو که صحبتش شد چطور میتونیم به فیلم هاش دسترسی داشته باشیم ؟
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
خواهش می‌کنم جناب غیوری و ممنون از شما.
کلیه کارهای اگزیت در وبسایت گروه بخش فیلم موجود است. همینطور بخشی از کارها در سایت آپارات صفحه اگزیت
www.exittheatre.ir
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمدمصطفی ملک در گفتگوی اختصاصی با تئاتر فستیوال
سادگی از ویژگی اصلی نمایش های گروه اگزیت است .

نمایش ” مترسک ” به کارگردانی مهرداد خامنه ای که در سال ۹۴ در خانه موزه استاد عزت الله انتظامی به روی صحنه رفته است . در تابستان امسال برای دومین بار با ترکیبی از بازیگران سابق این نمایش و بازیگرانی جدید به روی صحنه رفته است . محمدمصطفی ملک از جمله بازیگرانی است که در اجرای این نمایش حضور دارد . به این بهانه خبرنگار تئاتر فستیوال گفت و گویی با این بازیگر جوان ترتیب داده است که در ادامه می توانید آن را بخوانید :

تئاتر فستیوال

چه شد که به گروه تئاتر ” اگزیت ” پیوستید ؟ نمایش “مترسک“ چندمین همکاری تان با آقای خامنه ای است ؟

جناب آقای خامنه ای در سایت تیوال ، مونولوگ های نمایش “یک خاطره ، یک مونولوگ ، یک فریاد و یک نیایش” را برای دوستداران به اشتراک گذاشته بودند و چون من به خوانش این مونولوگ ها علاقه مند بودم ، با دستیار ایشان تماس گرفتم و طی قراری که گذاشته شد با این گروه آشنا شدم . “مترسک” پنجمین نمایشی است که با گروه اگزیت-نروژ اجرا می کنم .

شما در اجرای پیشین این نمایش در سال ۹۴ حضور نداشتید . آیا برای نزدیک شدن به پرسوناژ ” کارگر ” ، فیلم آن اجرا را دیده اید ؟

چون معتقد هستم که ممکن است بازی آن بازیگر ، نقش آفرینی من را تحت تاثیر خود قرار دهد تا به امروز فیلم آن نمایش را ندیده ام . تصمیم دارم پس از آخرین اجرایمان ، فیلم آن را ببینم .

به ... دیدن ادامه » نظر شما چه ارتباطی بین نقش ” کارگر ” نمایش “مترسک ” و پرسوناژ ” سیاه ” در نمایشنامه ” چهار صندوق ” بهرام بیضایی وجود دارد ؟

به نظر من تنها وجه مشترک این دو پرسوناژ را می توان رو راست بودن این کاراکتر عنوان کرد . این ویژگی در هر دو پرسوناژ ” کارگر ” و ” سیاه ” در صحنه های مختلف نمایش وجود دارد .

آیا می دانید دلیل اینکه نقش ” کارگر ” را بازیگر مرد بازی می کند ، چیست ؟

دلیل خاصی ندارد . انتخاب جنسیت کاراکتر ” کارگر ” و کاراکترهای دیگر نمایش مسئله مهمی نیست . اگر نقش ” کارگر ” را یک بازیگر زن اجرا می کرد هیچ تغییری در نمایش و مفهوم آن دیده نمی شد .

کاراکتری که نقش آن را برعهده دارید ، چه ویژگی هایی داشت و شما به عنوان بازیگر برای نزدیک شدن به این پرسوناژ چه تمریناتی انجام دادید ؟

کارگر همیشه بیشترین زحمات را متحمل و با سخت ترین مشکلات روبرو می شود و در ازای آن حداقل های زندگی را می خواهد ولی به همان حداقل ها هم نمی رسد .

برای نزدیک شدن به این پرسوناژ در کنار صحبت های بسیاری که با کارگردان و بقیه بازیگران انجام دادیم به مدل های ساختگی ذهنی خود بسنده کردم و مانند نمایش های قبلی به تجربه گرایی روی نیاوردم . چون معتقد هستم که ما همگی کارگرهایی هستیم که در کنار هم زندگی می کنیم و در این نمایش من انتخاب شدم که به روی صحنه بیایم و بقیه روی صندلی های سالن نشسته اند و خودشان را میبینند.

حرف پایانی .

ویژگی تمامی نمایش های گروه اگزیت ، سادگی و در عین حال انتقال مفاهیم اصلی به مخاطب است . در نمایش ” مترسک ” نیز بعد از اجرا بین تیم اجرایی و مخاطبان گفتگویی برقرار می شود و به نظر من از بهترین اتفاقاتی است که بعد از هر اجرا شاهدش هستیم . این همان پویایی تئاتر است که همیشه در مورد آن را می شنویم ولی در عمل چیزی نمی بینیم .

http://theaterfestival.ir/مصاحبه-محمدمصطفی-ملک-نمایش-مترسک/
البته من فکر میکنم جنسیت با تضاد ماهیتی در نمایش یکی از نمادهایی است که کارگردان ظریف به آن اشاره دارد همه آحاد جامعه زن هستند و تنها یک مرد وجود دارد آنهم موجود بی تکلفی است که علیرغم همه ناملایمات جامعه در نهایت ایستاده اما با ترس میمیرد و در خاموشی
۰۱ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزنامه سایه - یکشنبه ۲۸ مرداد ۹۷
گفت‌وگو با غزاله کنعان‌پناه؛
اثرهنری‌ باید به رشد اندیشه کمک کند
مصطفی رفعت/ چهار شخصیت از اقشار مختلف اجتماع؛ در‌پیِ احساس خطر، دست به ساختن و تجهیز مترسکی برای حفاظت از خود می‌زنند. مترسک، با رسیدن به قدرت؛ اقدام به سرکوب و کنترل مطلق سازندگان خود می‌کند؛ تا اینکه... غزاله کنعان‌پناه، آویشن بیکایی، محمدمصطفی ملک، آبان عسکری و عاطفه امینی؛ بازیگران این نمایش به‌دراماتورژی و کارگردانی مهرداد خامنه‌ای هستند که برداشتی آزاد از نمایشنامه «چهار صندوق» اثر بهرام بیضایی‌ست. با غزاله کنعان‌پناه؛ ایفاگر نقش مترسک در این محصول از گروه تئاتر «اگزیت» گفت‌وگو کرده‌ایم.

چقدر از ماجرای حضور در نمایش «مترسک» به‌خاطرِ جاذبه نقش و متن بوده و چقدر متأثر از اینکه به‌‌عنوانِ عضوی از یک گروه نمایشی باید نقشی را می‌پذیرفتید؟

برایِ‌آنکه بتوانم پاسخ شما را بدهم، باید از آشنایی‌ام با مهرداد خامنه‌ای بگویم که از چندسال‌قبل با همکاری در یک محیط آموزشی شکل گرفت؛ وقتی متوجه شد که کار بازیگری انجام می‌دهم، پیشنهاد همکاری داد. آن‌زمان گروه «اگزیت» به‌تازگی کارش را در ایران شروع کرده بود و حس کردم جریان فکری‌اش با من چقدر همسوست و پذیرفتم. حتی قبل‌از کار قبلی «اگزیت» یعنی «مهاجران» به‌مدتِ دوسال کاری را با‌این‌گروه انجام نداده بودم؛ هم به‌خاطرِ مشغله‌ای که داشتم و هم اینکه نقش‌هایی که بود، به‌نظرم مناسب من نبود تا «مهاجران».

پس جایگاه متن در ‌انتخاب‌ها حفظ می‌شود؟

آنچه گفتم؛ جدای از جذابیت ذاتی متن «چهار صندوق» بهرام بیضایی‌ست. خواستم تأکید کنم که در گروه «اگزیت»، اجباری برای پذیرش نقش وجود ندارد و می‌توان پیشنهادی را که دوست نداشت، رد کرد. وقتی مهرداد خامنه‌ای متن «مترسک» را به من پیشنهاد داد؛ دیدم نقش دچار تغییراتی شده که دوست دارم دوباره و این‌بار درقالبِ جدیدش بازی کنم.

یعنی قبلاً آن را کار کرده بودید؟

اجرای ... دیدن ادامه » اول «مترسک» در ایران با گروه «اگزیت» به سال ٩٤ برمی‌گردد که از گروه بازیگرانش فقط من در اجرای جدید حضور دارم.

تغییرات به‌حدی بود که بازاجرای این شخصیت را بپذیرید؟

متن دو تغییر عمده دارد؛ اول نسبت به متن اولیه بهرام بیضایی که با فیلتر ذهنی مهرداد خامنه‌ای کاملاً در روایت و شخصیت‌پردازی تغییراتی داشته تا به‌روز شود. به‌روز به‌معنایِ چیزی‌که با مخاطب امروز ارتباط برقرار کند و به شیوه اجرای مدرن کارگردان نزدیک باشد؛ وگرنه روایت آن لامکان و لازمان است. تغییر در اجرای حاضر، در بُعد دوم به‌نسبت اجرای قبلی خودمان است.

این تغییرات، در شخصیت مترسک هم بوده؟

بله؛ مترسک ترسیم‌شده در متن استاد بیضایی اساساً نیروی سرکوبگر فاقد اندیشه است اما مهرداد خامنه‌ای جزئیاتی را به آن وارد کرده که تبدیل به موجودی هوشمند شده. این‌بار حتی به‌نسبتِ اجرای قبلی‌مان؛ مترسک شخصیت عمیق‌تری شده؛ مخاطبی که «چهار صندوق» را خوانده باشد، کاملاً متوجه این تغییرات می‌شود.
البته تصویری که از مترسک می‌بینیم؛ با آن فیزیک و صدای قدرتمند نشان می‌دهد که کارگردان نقش را به بازیگر مناسبی سپرده است.
بی‌شک مهرداد خامنه‌ای در سپردن نقش به من و همه بچه‌های گروه این موضوع را لحاظ می‌کند که متناسب و مناسب آن بازیگر باشد و حتماً در اینجا هم باتوجه‌به‌اینکه نقش مترسک با فیزیک و نوع بیان من همخوانی دارد، آن‌را به من پیشنهاد داد؛ کمااینکه این موضوع در نقشی که در «مهاجران» هم داشتم، نمود داشت. البته ماجرا این‌گونه نیست که چون نقش با ظاهر من هم‌خوانی دارد، دیگر نتوانم برای جزئیاتش کاری کنم. دست من همیشه باز بوده تا تغییرات لازم را داشته باشم و نقش را راحت‌تر مال خود کنم.

این یعنی بازیگرِ کاملاً مطیع کارگردان نیستید؟

ماجرا این‌است‌که در «اگزیت»، همیشه خود گروه بسیار پررنگ‌تر از شخص است. یعنی تربیت تئاتری مهرداد خامنه‌ای این‌گونه بوده که کار را متعلق به گروه می‌کند؛ نه الزاماً محصول شخصی کارگردان. این به‌معنایِ عدمِ‌تبعیت از خواست کارگردان نیست؛ یک‌جور تعامل است. این ویژگی را دراین‌گروه بسیار دوست دارم؛ چون به‌رغمِ فعالیت در گروه‌های مختلف نمایشی، چنین چیزی را کم دیده‌ام. همه بچه‌های «اگزیت» منافع یکدیگر را در‌نظر می‌گیرند و منافع گروه بر هر‌چیزی ارجح است. قبلاً در گروهی نمایشی شورایی تهران نیز به‌مدت ١٠سال تجربه فعالیت گروهی خوبی داشتم. همیشه این فانتزی در ذهنم بود که گروه باید همراه باشد.

به‌جز تغییرات ایرادشده در بستر متن برای شخصیت‌پردازی مترسک، بازی شما هم تغییراتی داشته؟

آنها که هر دو اجرای سال‌های ٩٤ و ٩٧ را دیده‌اند، متوجه این تغییرات شده‌اند. نقش من پخته‌تر و برایم درونی‌تر شده؛ حرکات مترسک از حالت ژست درآمده و او به موجودی عمیق تبدیل شده است. در اجرای قبل، اهرم فشار مترسک پررنگ‌تر بود و حالا با داشتن همه خصوصیات قبلی، او یک موجود باهوش، مرموز و متفکر هم هست. یکی‌از تغییرات در اجرای جدید، استفاده از نور برای خلق صندوق‌هاست. لباس‌ها نیز بازطراحی شده‌اند که به‌نظرم شیرین میرزانژاد طراحی‌های هوشمندانه‌ای انجام داده. درکل به‌لحاظِ فنی هم اجرای حال حاضر متفاوت از اجرای سه‌سال‌پیش است. البته از خوبی‌های متن «چهار صندوق» این‌است‌که در آن از جزئیات صحنه صحبت نشده و دست کارگردان‌ها دراین‌زمینه باز است.

از ویژگی‌هایش می‌توان به «فرزند زمان خود بودن»اش نیز اشاره کرد.

دقیقاً؛ این‌کار سال ٤٦ نوشته شد و آن‌زمان گمان می‌شد متعلق به شرایط آن‌روز است؛ حالا در سال ٩٧ هم مخاطب فکر می‌کند حرف امروز است. مسئله این‌است‌که سوژه و مفاهیم مطروحه در آن، لامکان و لازمان است. هر‌جا و هردوره‌ای مواردی همچون کج‌اندیشی از مذهب، سلطه سرمایه‌داری، حقوق ازدست‌رفته طبقه کارگر و نگاه متفاوت روشنفکرها وجود داشته است. این، ویژگی بزرگ متن «چهار صندوق» است.

چنین چیزی بر انتخاب‌های شما اثر دارد؟ اینکه کاری را بازی کنید که حرف حال باشد؟

راستش به‌شخصه اصلاً دوست ندارم در کارهایی بازی کنم که دغدغه روز جامعه و حرف مردم نباشد. به‌تازگی پیشنهادی داشتم که دیدم متعلق به دوران جنگ است. آن‌را نپذیرفتم؛ چون نه حرف تازه‌ای داشت و نه بازتاب مسائل امروز بود. باید در‌هر‌دوره‌ای به حساسیت‌های اجتماعی توجه کرد. کار هنری‌ای که ارائه می‌شود، باید به رشد اندیشه و دعوت به تفکر جامعه کمک کند.

مترسک از وسط جمعیت وارد داستان می‌شود؛ یعنی تأکیدی براینکه موضوعی برخاسته از دل اجتماع را شاهد خواهیم بود؟

شیوه اجرایی مترسک فکر شده است؛ اینکه شخصیت مترسک که بازی‌اش می‌کنم، از لابه‌لای مخاطبین وارد صحنه می‌شود، حرف دارد و می‌خواهد بگوید که چیزی مانند مترسک، محصول اندیشه همه ماست و همه آدم‌های اجتماع در شکل‌گیری چنین هیولایی مسئول هستند. این ذهن ماست که عامل قدرت را می‌سازد و ممکن است از‌جایی‌به‌بعد، ساخته خود ما علیه خود ما شورش کند.
البته در پرده دوم می‌بینیم که شورش او به یک مصالحه رسیده...
درموردِ پرده دوم می‌توانم بگویم که آن موجود سرکوبگر نظامی هم مانند همه شخصیت‌های دیگر نمایش تغییر کرده و نه‌تنها نوع پوشش و ظاهرش؛ بلکه دیگر یاد گرفته که با هر قشری چطور باید رفتار کرد. او دیگر نیازی به ابراز خشونتی که سازندگانش دراختیارش گذاشته بودند، نمی‌بیند و با هر‌طیفی، به‌زبانِ‌خودش حرف می‌زند. نمونه‌ای از یک سیاست‌مدار امروزی که لبخند را جایگزین اسلحه کرده.

البته خشونت سابقش آدم‌ها را به داخل صندوق‌هایی رانده و آنها هم مطیع‌تر شده‌اند.

بله و حتی چنان اندیشه‌شان را نابود کرده که فکر می‌کنند صندوق‌ها انتخاب خودشان بوده است. حالا تمام دنیا را از روی عادت در همان صندوق جست‌وجو می‌کنند. حتی راهبه دیالوگی دارد به‌این‌مضمون که مگر بیرون از این صندوق‌ها هم جایی وجود دارد؟ این، نشان می‌دهد که چگونه هر صدا، اندیشه، قدرت و باوری سرکوب شده است.

چرا کلیت این تغییر، به پرده دوم موکول نشد؟ بخشی‌از تغییر مترسک از یک مخلوق حرف‌گوش کن به نیرویی طغیان‌گر به‌سرعت در پرده اول رخ می‌دهد.

تغییر مترسک یک‌باره نیست. ٢٠دقیقه اول کار به‌نوعی یک فانتزی‌ست که خالقان مترسک از آرزوهای خود می‌گویند؛ درحالی‌که مترسک صاحب تفکر است نه یک موجود رام و مطیع. درواقع، ما مترسکی صاحب تفکر را داریم که در پرده اول در بدو ورودش تنها نقش بازی می‌کند تا راه مناسب تسلط بر خالقان خود را بیابد. او گوش می‌دهد و از دریافت‌هایش برای شکل‌دادن نگاهش استفاده می‌کند. اگر مترسک را موجودی خالی، سفید و بدون زیرکی اولیه تصویر کرده بودیم؛ بله، این تغییر ناگهانی بود اما مترسک، از پیش ذکاوتی دارد و حالا مترصد بهترین فرصت است تا به‌بهترین‌شکل از آن استفاده کند.

تصاویر چشم‌ها در عمق کار می‌‌خواهد بگوید که مترسک هم تحتِ‌سلطه نیروی بالادست‌تری‌ست؟

مهرداد خامنه‌ای یک‌بار گفته بود که جرج اورول اثری دارد که در آن حضور یک‌جفت چشم در همه صحنه‌ها مشاهده می‌شود؛ مانند ناظری که همه‌چیز را رصد می‌کند. بله؛ می‌توان گفت یک‌جورهایی حتی خود مترسک هم دست‌نشانده اوست و همه مانند عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی در یک صندوق بزرگ‌تر هستند.

به‌نظرتان این شیوه ترکیب تصویر، موسیقی و نمایش برای این‌کار روش مناسبی بود؟

کارگردان می‌تواند پاسخ بهتری به این پرسش بدهد. خودم به‌شخصه ترکیب عناصر نمایشی باهم را دوست دارم. البته استفاده از تصاویر در کار برای این‌بود‌که نشان دهد این رویه، ریشه‌ای تاریخی دارد و محدود و متعلق به زمان حال یا دوره خاصی نیست. حتی در ابتدای کار صحنه‌هایی از فیلم «مطب دکتر کالیگاری» را می‌بینیم که در تحلیل آن گفته ‌می‌شود به‌نوعی خبر از ظهور نازیسم می‌دهد. انگار این رشته سر دراز دارد. معتقدم که باید فضاهای نوین را تجربه کنیم و مدل‌های تازه‌ای را بیاوریم. شکستن خطوط کلاسیک برایم جذاب است. این باعث می‌شود تا مخاطب را با شیوه‌های مدرن‌تر تئاتر هم آشنا کنیم.

چرا شخصیت‌ها بخشی‌از دیالوگ‌ها را به‌جایِ‌آنکه روبه‌هم بگویند، رو‌به‌مخاطب ادا می‌کنند؟

اینکه در بخش‌هایی‌از کار، بازیگرها رو‌به‌مخاطب حضور دارند و حتی در اسپات صحبت می‌‌کنند، عمدی بوده تا کمک کند ارتباط با مخاطب حفظ شود. ذهن و وجود مخاطب را باید با کار درگیر کرد و تماشاچی باید احساس کند عضوی از برنامه است. این، تأثیر خودش را در کار می‌گذارد؛ مخاطب، خودش را در صحنه می‌بیند و حس نمی‌کند جدا از متن است. ضمنِ‌اینکه در ١٣٥دقیقه شما باید به‌نوعی حواس مخاطب را جمع و جذب نگه دارید و خوشبختانه در «مترسک» این اتفاق به خوبی افتاده است.

فکر نمی‌کنید زمان بیش‌از دوساعت برای اثری که بیشتر به یک مانیفست نمایشی شبیه است، باعث خستگی مخاطب شود؟

در اجراهایی که داشتیم؛ از روی میزان بلیت‌‌های به‌فروش‌رفته متوجه شدم که مخاطب از اینکه کاری جدی با‌این‌مختصات ببیند، احساس رضایت دارد و این‌طور حس نمی‌کند که یک رویداد خسته‌کننده ١٣٥دقیقه‌ای می‌خواهد وقت مرا بگیرد. این تئاتر، فاقد عناصر جذابیت امروزی در بسیاری از نمایش‌ها مانند حضور چهره‌های خاص، رنگ‌ولعاب، موسیقی زنده، شوخی‌های نامناسب و قصه سطحی‌ست. یک نمایش سیاسی،اجتماعی با اجرایی متفاوت است که البته حرف دارد و مخاطب را به چالش می‌کشد. وقتی چنین نمایشی در بلیت‌فروشی خوب عمل کرده؛ یعنی برعکس تصور ما؛ سلیقه مخاطب آن‌گونه ‌که حس می‌کنیم، سطحی و نازل نشده است. شاید منتظر است خوراک خوبی به او داده شود تا او هم استقبال خودش را نشان دهد. به‌هیچ‌عنوان نمی‌توان و نباید که مخاطب را دستِ‌کم گرفت. اینها پیش‌زمینه و پیش‌داوری‌های ماست که باید تغییر کند. مخالف این نیستم که زمان نمایش نباید طولانی باشد اما باید دید که مخاطب چه‌چیزی را دارد می‌بیند و نمایش چه حرفی را دارد می‌زند. کاری که حرف دل مخاطب را بزند، مخاطبِ خودش را پیدا می‌کند. ازطرفی قرار نیست همه مخاطبین تئاتر، مخاطب «مترسک» باشند؛ بحث سلیقه و انتخاب است. تفکر گروه «اگزیت» این‌بوده‌که حتی اگر پنج تماشاچی به سالن بیایند اما به آنچه دیده‌اند، فکر کنند؛ کافی‌ست. هیچ نمایشی نیست که بتواند هرنوع مخاطبی داشته باشد. هر کار، مخاطب خودش را دارد.

لینک:
http://sayeh-news.com/fa/Online/News/106203/اثرهنری%E2%80%8C-باید-به-رشد-اندیشه-کمک-کند
عاطفه گندم آبادی این را خواند
میترا، میلاد هیدی، محمد لهاک و شاهین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقدی بر نمایش "مترسک" به کارگردانی مهرداد خامنه ای
“اگر” بیضایی باید ، این گونه “شاید” *

تئاتر فستیوال

روی صحنه بردن نمایش نامه های بهرام بیضایی برای کارگردان ها دو آفت بزرگ دارد :

گروهی از کارگردانان چنان در متن نمایشنامه غرق می شوند و از بازی با کلمات ( که در متن های بیضایی فراوان می بینیم ) و سوار شدن بر کلمات به صورت مجرد و در بسیاری از مواقع جدا و حتی بی ربط به متن ، لذت می برند که اساسا وظیفه کارگردانی شان را فراموش کرده و اگر خیلی هنرمند (!) باشند ، نتیجه تلاششان ، بیشتر از اینکه شبیه به نمایش باشد ، صرفا یک نمایشنامه خوانی ِ احتمالا خوب از کار در می آید . در واقع کارگردان مسحور متن شده و برای ترجمه آن به زبان نمایش و دراماتورژی هیچ کاری نمی کند . این گونه است که تماشاچی چنین اجراهایی از دایره طرفداران ِ متون ِ بیضایی فراتر نمی رود و در میانشان از مردم خبری نیست .

گروه دوم اما چنان روشی در ترجمه متن نمایشنامه به نمایش در پیش می گیرند که اغلب نامی جز شلنگ – تخته نمی توان بر آن نهاد . این گروه از هر ابزار و هر سبک هنری بهره می جویند تا زبان ِ ثقیل متن ِ بیضایی را ثقیل تر کنند . این گروه اگر چه نمایشنامه را به نمایش ترجمه کرده اند ، ولی اغلب ترجمۀ این گروه نه امانت دارانه است و نه هنرمندانه و در نتیجه باز هم پای مردم به سالن تئاتری که این آثار روی صحنه آنها است ، کشیده نمی شود و فقط دو گروه به تماشای این گونه از نمایش می روند : طرفداران همیشه در صحنه نوشته های بیضایی و طرفداران ِ شلنگ – تخته در تئاتر .

و اما ” مترسک “…

” مترسک ” به کارگردانی مهرداد خامنه ای به شیوه ای هنرمندانه و البته معجزه آسا از این دو آفت به دور بوده است .

... دیدن ادامه » مترسک ” به کارگردانی مهرداد خامنه ای به قول خودش برداشتی است آزاد از نمایشنامه ” چهار صندوق ” نوشتۀ بیضایی و در واقع نمونه ای است درست از برداشت آزاد .

یعنی خوب است دوستان ِ علاقه مند به ” برداشت آزاد ” ( از هر نوعش ! ) به دیدن ” مترسک ” بروند .

مهرداد خامنه ای در این برداشت آزاد از ” چهار صندوق ” به متن و در حد قابل توجهی به سوژه پایبند می ماند و تقریبا می شود گفت که حتی دیالوگی را هم تغییر نمی دهد ، اما در اجرا و در بهره ای که از اِلمان های تئاتری می برد ، روح جدیدی به نمایشنامه می دمد ( یا حتی می توان گفت که به نمایشنامۀ بی روحِ بیضایی ، روح دمد ) و این روح ، چون خلاف ِ چهارچوب ِ مدنظر نویسنده است ، بایسته و شایسته است که به چنین اجرایی ” برداشت آزاد ” اطلاق شود . و این است درسی که در این اجرا برای علاقه مندان به ” برداشت آزاد ” وجود دارد .

مهرداد خامنه ای با سه ابزار ، ” چهار صندوق ” را به زبان ِ قصه و نمایش ترجمه کرده است : رنگ ( که البته در نمایشنامه هم اصلی ترین رکن است ) ، لباس و فیلم .

اول اینکه نمایشنامه ” چهار صندوق ” نیاز دارد در گام اول به ” قصه ” ترجمه شود . چرا که قصۀ نمایشنامه از سه رکن اولیه قصه ( زمان ، مکان و موقعیت ) ، فاقد دو رکن زمان و مکان است . پس کارگردان در اولین گام باید با ابزاری که تئاتر در اختیارش قرار می دهد این دو رکن اساسی قصه را به نمایشنامه اضافه کند تا به زبان ِ زمان و مکان ِ مورد نظرش حرف بزند و احیاناً پیام مورد نظر خود را به تماشاچی القاء کند .

برای این مهم دو ابزار طراحی لباس ( با نگاهی به رنگ های موجود در نمایشنامه ) و مهم تر از آن استفاده از ” فیلم ” در میان پرده ها ، انتخاب درست مهرداد خامنه ای بوده اند . در واقع در کنار ” رنگ ” که در نمایشنامه وجود دارد ، طراحی لباس به پرسوناژهای صرفاً رنگی ِ بیضایی ( ! ) ، شخصیت بخشیده است و البته در ارجاع ذهن مخاطب به مکان و زمان مشخص کارکرد به سزایی دارد . شایان ذکر است که استفاده از نورهای موضعی رنگی نیز نه تنها در این مهم کارایی بالایی داشته اند بلکه به صحنه خالی از آکسسوار نمایش خامنه ای نیز ، روح بخشیده اند .

علاوه بر لباس و رنگ ، فیلم هایی که در میان پرده ها پخش می شوند و عکس هایی که در پس زمینه صحنه در طول اجرای هر پرده دیده می شوند ، چون درست انتخاب شده اند و از جای گذاری درستی هم برخوردارند ، در تکمیل قصه نقش به سزایی داشته و نوعی صِحّه گذاری کارگردان است بر معنای مورد نظرش ؛ معنایی که به صورت ابژکتیو در لا به لای دیالوگ های سوبژکتیوِ پرسوناژها ، در ذهن مخاطب رسوب می کنند . البته این میزان از القاء غیرمستقیم معنا به مخاطب ، شاید برای برخی از مخاطبین ، معنایی دور از هدف کارگردان را القاء کند ، که گرچه این تنوع در برداشت به شکل کلی نمی تواند ایراد تلقی شود ، اما می تواند برای شخص کارگردان آسیبی باشد و شاید لازم است کمی ساده تر حرف زد ، البته فقط کمی .

نکته دیگری که بسیاری از جوانان علاقه مند به گونه ای نمایش به نام ” فیلم – تئاتر ” ، می توانند از ” مترسک ” مهرداد خامنه ای بیاموزند ( اصلا منظورم پیشکسوتان علاقه مند به هر چیزی جز تئاتر ، مثل انواع فیلم-تئاتر و کنسرت-تئاتر و… نیست !! ، به خودشان نگیرند ! ) ، کاربرد درست ویدئو ، بریدۀ فیلم های مشهور و بریدۀ ویدئو کلیپ های موزیکال در تئاتر است . انتخاب ، جایگذاری و ریتم چینش این ویدئوها در یک اثر ” نمایشی ” باید چنان باشد که روح “تئاتر” بودن اثر ، حفظ شود و تماشاچی علی رغم دیدن ” فیلم ” که غیر زنده است ، فراموش نکند که در حال تماشای تئاتر است و در واقع نباید از فضای تئاتر جدا شود .

در واقع تماشای این ویدئوها در نمایش “مترسک” شبیه به این است که تماشاچی در حال تماشای سایر اتفاقات و وقایع قصه ، ( حواشی قصه اصلی ) از یک پنجره است . یعنی می داند که اصل قصه روی صحنه تئاتر در جریان است و تنها از تصاویر و فیلم ها برای بیشتر لذت بردنِ ناشی از درک بیشتر معنای ِ مورد نظر کارگردان، بهره می جوید ، همین .

***

شاید عده ای باشند که ” چهار صندوق را دوست نداشته باشند و یا با آن ارتباط برقرار نکنند و پیام آن را درک نکنند ، اما ” مترسک ” یک ترجمۀ دلچسب و اصولی است از این نمایشنامه ؛ که می تواند برای هر مخاطبی ، از هر قشر قصه بگوید و چشم و گوش و هوش اش را درگیر کند و برایش لذت بخش باشد . گرچه کاش مهرداد خامنه ای کمی از دیالوگ های طویل نمایشنامه به ویژه در پردۀ شکستن صندوق ها می کاست تا ریتم نمایش در این پرده کند نشود و مخاطب تا پایان نمایش از آن لذت ببرد و مدت زمان نمایش هم کم شود .

و نهایتا در توصیف نمایش ” مترسک ” ، یک جمله بهترین توصیف است : ” اگر بیضایی باید ، این گونه شاید ” و اِلّا که . . .

المیرا نداف – نویسنده میهمان

لینک:
https://goo.gl/JDffzR
قسم به عزت و قدر و مقام آزادی
که روح‌بخش جهان است نام آزادی
به پیش اهل جهان محترم بود آن‌کس
که داشت از دل و جان احترام آزادی
فرخی یزدی

در روز ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ جمعی از اعضای کانون نویسندگان ایران - رضا خندان مهابادی، حافظ موسوی، عاطفه چهارمحالی، کیوان باژن، منیزه گازرانی، محسن حکیمی و سیامک میرزاده - در اجرای نمایش مترسک حضور به هم رساندند.
در پایان اجرای نمایش مترسک بخشی از نشریات گروه تئاتر اگزیت به رضا خندان مهابادی به نمایندگی از کانون نویسندگان ایران تقدیم شد.
عکس‌ها در لینک‌های زیر:
https://goo.gl/dpWoqm
https://goo.gl/J2teJU
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در گفت و گوی اختصاصی با تئاتر فستیوال
غزاله کنعان پناه : ایفای پنج شخصیت برای من سختی ها و پیچیدگی های خودش را داشت .

نمایش “مترسک” با اقتباس از نمایشنامه “چهارصندوق” بهرام بیضایی و به کارگردانی مهرداد خامنه ای در تماشاخانه استاد انتظامی در حال اجرا است . به همین بهانه خبرنگار تئاتر فستیوال گفت و گویی با غزاله کنعان پناه بازیگر نقش مترسک انجام داده است . او که در هر دو اجرای نمایش “مترسک” در سال ۹۴ و در سال ۹۷ این نقش را ایفا کرده ، توضیحاتی در رابطه با اجرای این نمایش داده است که می توانید در ادامه بخوانید :

تئاتر فستیوال

از چه سالی وارد حوزه تئاتر شده اید ؟ از همکاری تان با آقای خامنه ای و حضور در نمایش “مترسک” بگویید .

من مدرک کارشناسی کارگردانی تئاتر و کارشناسی ارشد پژوهش هنر دارم و از سال ۸۷ که دوره کارشناسی را به اتمام رساندم وارد این حوزه شده ام. از سال ۹۴ با گروه اگزیت به سرپرستی مهرداد خامنه ای آشنا شدم و همکاری ام را شروع کردم و تا به امروز در پنج تئاتر این گروه ایفای نقش کرده ام . بعد از اولین کارم با آقای خامنه ای ، تفکرات ایشان را با جریانات فکری خود همسو دیده ام و این همکاری تا الان و اجرای نمایش “مترسک” ادامه دار شد .

متن “مترسک” چه ویژگی هایی داشت که بازی در آن را پذیرفتید ؟ در رابطه با ویژگی های پرسوناژ “مترسک” بگویید .

از همان ابتدای فعالیتم در حوزه تئاتر به موضوعات اجتماعی و سیاسی علاقمند بودم . سالها پیش در دوران دانشجویی متن “چهارصندوق” را که یکی از سیاسی ترین متون موجود بود خوانده بودم و به نظرم متن جالبی بود . وقتی هم که کارگردان نمایش ، نقش “مترسک” را به من پیشنهاد دادند با کمال میل پذیرفتم .

“مترسک” ... دیدن ادامه » کاراکتری است که تاجر، روشنفکر، راهبه و کارگر آن را به وجود می آورند تا محافظ جان و مال و زندگی شان باشد اما با رسیدن به قدرت ، به وجود آورندگان خود را با هوش ، موقعیت شناسی و تزویر خود ، آن ها را تهدید ، تحقیر ، سرکوب و در بین شان رعب و وحشت و تفرقه ایجاد می کند و از این طریق آن ها را کنترل می کند تا به خواسته اش که تسلط بی قید و شرط است برسد.

“مترسک” نمایشنامه بیضایی نسبت به “مترسک” دراماتورژی شده توسط مهرداد خامنه ای در انتقال مفهوم به مخاطب چه تفاوت هایی با یکدیگر دارند ؟

این نمایش برداشت آزادی از متن اصلی است . مترسکی که در نمایش ما است به نسبت نمایشنامه بیضایی، امروزی و مدرن شده است . تفاوت دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که “مترسک” در اینجا فقط یک سرکوبگر نیست بلکه با ذکاوت است و دانسته عمل می کند . همچنین در نمایشنامه “چهارصندوق” شخصیت مترسک خودش به تنهایی عامل سرکوب است اما در نمایش مهرداد خامنه ای ، مترسک یک مرحله از فشار اجتماعی به اقشار مختلف جامعه است و بالاتر از او تصویر چشم های همیشه ناظر به صحنه و تماشاچی ها و خود مترسک است.

با توجه به اینکه در هر دو اجرای این نمایش ایفای نقش کرده اید ، آیا در اجرای مجدد این نمایش نسبت به اجرای پیشین خود تغییراتی داده اید ؟

حقیقت این است که می خواستم مترسک سال ۹۴ تکرار نشود . بنابراین در تمرین ها کنکاش دوباره و دوباره در نقش داشتم . لایه های عمیق تر این شخصیت را با کارگردان نمایش بررسی کردیم و نتیجه این شد که مترسکِ فعلی باهوش تر و با بازی های درونی تر و خوش ریتم تر و با دقت و تمرکز بیشتری نسبت به اجرای پیشین آن ، اجرا شده است .

چه مدت برای رسیدن به نقش مترسک تمرین داشتید ؟ پروسه تمرینات به چه شکل پیش رفت ؟

از اسفند ماه ۹۶ تمرینات با فاصله زمانی ماهی یکبار برای تحلیل و دورخوانی و از خرداد ماه امسال ، تمرینات مستمرمان شروع شد . در ابتدای مواجهه با نقش ، بابت اینکه قرار است مترسک را من ، یعنی یک زن ، بازی کند هیجان و کمی نگرانی داشتم چون این نقش نماینده ی همه جانبه ی سرکوب و قدرت است و ما بیشتر عادت داریم اینطور کاراکترها را در مردها ببینیم اما با صحبتهایی که با کارگردان داشتیم و با این تحلیل که مترسک زن است و زایش و بازتولید سرکوب را به همراه دارد ، با آرامش و اطمینان خاطر بیشتری به آفرینش نقش پرداختم .

در واقع مترسک با هر قشری در اجتماع که مواجه می شد نقش آنها را میگرفت . ایفای پنج شخصیت برای من سختی ها و پیچیدگی های خودش را داشت . اما در کنار همه این بالا و پایین ها کار بر روی این نقش برای من بسیار جذاب بود.

جنس بازی شما متفاوت با دیگر بازیگران نمایش است . این تفاوت چقدر کار شما را به عنوان بازیگر سخت می کرد ؟

بله درست است . جنس بازی من با بازیگران دیگر این نمایش متفاوت است اما این تفاوت کارم را سخت نمی کرد . حتی به من کمک هم می کرد . چون در اکثر مواقع احتیاج نبود بازی خود را با بازیگران دیگر ، هم سطح کنم یا در بعضی از قسمت های نمایش در بده بستان فکری چهار بازیگر دیگر قرار بگیرم و در عین جمع بودن و کار گروهی می توانستم یک فردیتی را در بازی و نقش خود حفظ کنم .

بازخورد و واکنش مخاطبان را نسبت به اجرای “مترسک“ چگونه ارزیابی می کنید .

گروه اگزیت روابط تنگاتنگی با مخاطبانش دارد و همیشه نظرات تماشاگران برایمان مهم بوده است. همیشه از انتقادات و نگاه تیزبین شان برای بهتر شدن کار استفاده کرده ایم و از تعریف و تمجیدهایشان هم برای اجراهایی با قدرت بیشتر انرژی مضاعفی گرفته ایم. تا امروز که در اواسط اجراهایمان هستیم اکثر تماشاگرانی که بعد از اجرا یا درصفحات مجازی ، نظراتشان را گفته اند ، لطف زیادی به نمایش “مترسک داشته اند و راضی از تامل و تفکری که در ذهنشان به وجود آمده از سالن بیرون رفته اند .
لینک این گفتگو در سایت تئاتر فستیوال:
http://theaterfestival.ir/مصاحبه-غزال-کنعان-پناه-نمایش-مترسک/
گروه اگزیت و مهرداد که نمرشون بیسته. اما خانوم کنعان عزیز قضاوت رو به مخاطبا باید بسپورین. به شخصه به زودی به تماشای نمایش شما خواهم نشست و اون موقع شاید بشه بهتر راجع به این بخش از عرایضتون که فرموده بودین: «بله درست است. جنس بازی من با بازیگران دیگر این ... دیدن ادامه » نمایش متفاوت است ...» قضاوت کرد. چون اساسن اگزیت روال کاریش همکاری با بچه‌های مستعد اما شناخته نشده و در مسیر گذار کم‌تجربگی به پختگی هستن.
راستش به عنوان یکی از مخاطبای کارای اگزیت که در چند سال گذشته اغلب مردادماه هر سال یک اجرا دارن؛ پاشنه آشیل اگزیت که البته قابل تحلیل و دفاع هست همین تیم بازیگری‌شون هست. وگرنه کم‌نظیر و یه جورایی بی‌نقص هستن. با این حال خیلی ناامید نیستم و بعید هم نمی ‌دونم که اینبار جهش و پیشرفت قابل اعتنایی داشته باشه تیم بازیگری و به خصوص شما با فرمایشی که گفته بودین. براتون آرزوی درخشش و حرکت در مسیر اثرگذاری در تئاتر رو دارم.
۲۳ مرداد ۱۳۹۷
خانم کنعانی بسیار خوشحالم از هم‌کلامی با شما. در همون نوشته از قضا گفتم که: «ناامید نیستم و بعید هم نمی ‌دونم که اینبار جهش و پیشرفت قابل اعتنایی داشته باشه تیم بازیگری» و همچنین اضافه کرده بودم: «به شخصه به زودی به تماشای نمایش شما خواهم نشست و اون موقع ... دیدن ادامه » شاید بشه بهتر قضاوت کرد.»
راستش بی‌تعارف باور دارم که شما با تمام توان و قدرتمند روی سن ایفای نقش می‌کنید؛ اینو از روی شناختم از کارگردان استثنایی و البته گروه اگزیت عرض می‌کنم.
خدا قوت می‌گم بابت هنرنمای‍ی‌تون در نقشی که ایفاگر اون هستین و تبریک می‌گم بهتون بابت بازخوردا و تعاریف متفق‌القول مثبت تماشاگرای این نمایش که در تیوال مستند وجود داره. مبادا سوءتفاهمی پیش بیاد و جیک‌جیک‌های فاقد اعتنا همچون نطق من از قدرت و شکوه اجراتون بکاهه. هرچند ممطئنم با بینشی که در شما از طریق مطالعه مصاحبه‌تون دیدم، انتقاد شما را قدرتمندتر می‌کنه.
۲۳ مرداد ۱۳۹۷
ای جان و دلم غزاله جانِ زیبا.
چقدر خوشحال شدم از دیدن کامنتت ، خوشحالی غیر قابل وصف.
بهترین ها رو برای تو آرزو میکنم، تویی که بهترینی.
دوستت دارم و موفقیتت آرزومه.
۲۳ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش گیشه نمایش مارکس در سوهو

مجموع مخاطبان تیوال: ۲۹۸ نفر

فروش بلیت در سایت تیوال: ۳،۶۵۰،۰۰۰ تومان شامل:
۸۵ بلیت ۲۵ هزار تومانی
۱۶ بلیت ۲۰ هزار تومانی
۴۴ بلیت ۱۰ هزار تومانی
۱۵۳ بلیت ۵ هزار تومانی

فروش بلیت حضوری در گیشه: ۱،۴۵۰،۰۰۰ تومان شامل:
۲۴ بلیت ۲۵ هزار تومانی
۶ بلیت ۲۰ هزار تومانی
۳۷ بلیت ۱۰ هزار تومانی
۵۹ بلیت ۵ هزار تومانی
۸۷ ... دیدن ادامه » نفر میهمانان گروه و سالن

مجموع مخاطبان نمایش در ۲۳ اجرا: ۵۱۱ نفر

مجموع فروش گیشه: ۵،۱۰۰،۰۰۰تومان

درآمد خالص پس از کسر ۳۰‎٪ سهم سالن و ۹‎٪ مالیات ارزش افزوده: ۳،۲۴۸،۷۰۰ تومان

*مطابق روال معمول گروه تئاتر اگزیت، درآمد حاصل از فروش بلیت نمایش به طور کامل به بازیگر نمایش تعلق خواهد گرفت.
تبریک چه کار ارزنده ایی.من اطلاع ندارم که این کار در گذشته هم بوده یا نه.ولی همیشه دوست داشتم که تیوال یک اماری از فروش تئاتر های در اختیارمون قرار بده.یک چیزی شبیه به فروش گیشه در سینما.الان میزان فروش و تعداد تماشاگران ارائه شده،مطمئنم که گام خوب در ... دیدن ادامه » مسیر ارزیابی و موفقیت تئاتر برای تماشاگران،کارگردانان و بازیگران تئاتر و سرمایه گذران فرهنگی میباشد.
خسته نباشید
۰۱ بهمن ۱۳۹۶
چه کار جالب و قابل توجه ای که در مورد امار و ارقام فروش و تماشاگران هم اطلاع رسانی کردید ...
۰۲ بهمن ۱۳۹۶
خواهش می‌کنم جناب Amin عزیز
انجام وظیفه است. شما هم به اندازه ما حق دارید که بدانید.
۰۲ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش گیشه نمایش من موجودی احساساتی هستم

مجموع مخاطبان تیوال: ۶۱۹ نفر

فروش بلیت در سایت تیوال: ۷،۴۵۰،۰۰۰ شامل:
۱۸۴ بلیت ۲۵ هزار تومانی
۳۰ بلیت ۲۰ هزار تومانی
۴۵ بلیت ۱۰ هزار تومانی
۳۶۰ بلیت ۵ هزار تومانی

فروش بلیت حضوری در گیشه: ۱،۴۰۰،۰۰۰ تومان شامل:
۱۸ بلیت ۲۵ هزار تومانی
۱۱ بلیت ۲۰ هزار تومانی
۴۶ بلیت ۱۰ هزار تومانی
۵۰ بلیت ۵ هزار تومانی
۱۱۴ ... دیدن ادامه » نفر میهمانان گروه و سالن

مجموع مخاطبان نمایش در ۲۳ اجرا: ۸۵۸ نفر

مجموع فروش گیشه: ۸،۸۵۰،۰۰۰ تومان
درآمد خالص پس از کسر ۳۰‎٪ سهم سالن و ۹‎٪ مالیات ارزش افزوده: ۵،۶۳۷،۴۵۰ تومان
*مطابق روال معمول گروه تئاتر اگزیت، درآمد حاصل از فروش بلیت نمایش به طور کامل به بازیگر نمایش تعلق خواهد گرفت.
گروه شما، عجیب دوست داشتنیه.
موفق باشید...
۰۱ بهمن ۱۳۹۶
ممنونم ازت رضای عزیز
۰۲ بهمن ۱۳۹۶
جناب حیدری عزیز
لطف ‌و نگاه مثبت شما کاملا مشهود است و اصلا سوءتفاهمی نبود. از همفکری و پشتیبانی شما نهایت تشکر را می‌کنم.
۰۳ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
سایت خبری تئاتر - افتتاح دو نمایش با حضور رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و فعالین حقوق زنان

.
دو نمایش «من موجودی احساساتی هستم» و «مارکس در سوهو» از گروه تئاتر اگزیت دیشب سوم دی‌ماه ۹۶ در خانه موزه استاد انتظامی طی مراسمی افتتاح شد.


پایگاه خبری تئاتر: در این افتتاحیه جمعی از رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، فعالین حقوق زنان، منتقدین و نیز خانواده‌ی زنده‌یاد علی اشرف درویشیان حضور داشتند. در این مراسم مهرداد خامنه‌ای کارگردان و سرپرست گروه تئاتر اگزیت به معرفی نویسندگان این دو نمایش‌ «ایو انسلر» و «هاوارد زین» پرداخت و پس از قرائت پیام برایان جونز بازیگر نقش کارل مارکس به گروه تئاتر اگزیت به مناسبت اجرای این نمایش در تهران، زنگ افتتاح نمایش به دست گلرنگ درویشیان فرزند زنده‌یاد درویشیان به صدا درآمد.


در پیام برایان جونز آمده است:

به گروه تئاتر اگزیت در تهران
بسیار خوشحالم از اینکه باخبر شدم یک بار دیگر نمایشنامه‌ی هاوارد زین، «مارکس در سوهو» را در تهران اجرا می‌کنید. یقین دارم که هاوارد زین از کار شما مفتخر می‌شد، چرا که او حقیقتاً یک انترناسیونالیست و متعهد به مبارزه برای نظم اجتماعی منصفانه‌تر و دموکراتیک‌تری بود- نه فقط در یک کشور، بلکه در سرتاسر جهان..
در «مارکس در سوهو»، زین با شوخ‌طبعی تصور می‌کند که اگر مارکس می‌توانست جهان امروز ما را ببیند، چه می‌گفت. او این نمایشنامه را بیست سال پیش نوشت و متأسفانه هر چه بیشتر با مسائل روز مرتبط می‌شود، نه کمتر. امروز روشن‌تر از همیشه است که نظام بهره‌کشی با نیازهای انسان، دموکراسی و حتی ادامه‌ی حیات گونه‌ی ما بر روی این سیاره ناسازگار است.
هنگامی ... دیدن ادامه » که در ابتدا شروع به تمرین این نمایش کردم، می‌ترسیدم که هیچ‌کس من، یک بازیگر آفریقایی-آمریکایی را به عنوان مارکس نپذیرد. اما اکنون متوجه شده‌ام که بازی نقش مارکس، زنده کردن دوباره‌ی مارکس در جسم هر شخصی از هر نژاد، ملیت یا جنسیت به ما کمک می‌کند که به این بیاندیشیم که چگونه اندیشه‌های او هم‌صدا با همه‌ی مردم است. یقین دارم که نسل جدید کارگران، کنش‌گران، دانشجویان و هنرمندان ایرانی بسیار خوشحال خواهند شد از اینکه نمایشنامه‌ی طنزآمیز هاوارد زین درباره‌ی تاریخ را به زبان خودشان بشنوند، درباره‌ی اندیشه‌ها و زندگی مارکس بیاموزند و درباره‌ی احتمالات جدیدی برای آینده‌ی مشترک‌مان تأمل کنند.
بازیگران جهان، متحد شوید!
با همبستگی
برایان جونز
نیویورک
۱۶ نوامبر ۲۰۱۷

*برایان جونز، بازیگر، فعال مدنی و معلم آمریکایی که به مدت دوازده سال نمایش مارکس در سوهو اثر هاوارد زین را در سرتاسر آمریکا به اجرا درآورد. وی در زمان حیات هاوارد زین و با ‌کمک وی این نمایش را به صورت کنشی مدنی و صدایی رسا در اعتراض به نابرابری و مبارزه برای عدالت اجتماعی در ایالات متحده آمریکا درآورد.

دو نمایش گروه تئاتر اگزیت به کارگردانی مهرداد خامنه‌ای، «من موجودی احساساتی هستم» اثر ایو انسلر با بازی فرشته حسینی هر شب ساعت ۱۸ و «مارکس در سوهو» اثر هاوارد زین با بازی آویشن بیکایی در نقش کارل مارکس هر شب ساعت ۱۹:۳۰ تا ۲۹ دی‌ماه ۹۶ در خانه‌ موزه استاد انتظامی واقع در بلوار اندرزگو روبروی بلوار کاوه خیابان احمدی هر روز به جز شنبه‌ها بر روی صحنه خواهد بود.

لینک خبر:
http://teater.ir/?news=139610043
رضا تهوری و مرجان معتمد حسینی این را خواندند
*مریم*، بهزاد م.ا، میلاد هیدی و شاهین همتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

با سلام
به اطلاع مخاطبان گرامى مى رساند، طرح بهاى بلیت نمایش من موجودی احساساتی هستم در راستاى اهداف گروه تئاتر اگزیت جهت حمایت از مخاطبان و فراهم آوردن امکان تهیه ى بلیت براى تمام مخاطبان از تمامى اقشار برقرار شده است. استفاده از کدهاى خرید هیچ گونه محدودیتى در انتخاب صندلى هاى سالن ایجاد نمى کند و مخاطبان در خرید بلیت با استفاده از هر یک از کد ها، در انتخاب تمامى صندلى هاى سالن آزاد هستند.
شیرین میرزانژاد
مسئول اجرایى گروه تئاتر اگزیت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

با سلام
به اطلاع مخاطبان گرامى مى رساند، طرح بهاى بلیت نمایش مارکس در سوهو در راستاى اهداف گروه تئاتر اگزیت جهت حمایت از مخاطبان و فراهم آوردن امکان تهیه ى بلیت براى تمام مخاطبان از تمامى اقشار برقرار شده است. استفاده از کدهاى خرید هیچ گونه محدودیتى در انتخاب صندلى هاى سالن ایجاد نمى کند و مخاطبان در خرید بلیت با استفاده از هر یک از کد ها، در انتخاب تمامى صندلى هاى سالن آزاد هستند.
شیرین میرزانژاد
مسئول اجرایى گروه تئاتر اگزیت
چند روز قبل این شانس رو داشتم که هر دو نمایش " من موجودی احساساتی هستم" و " مارکس در سوهو" رو ببینم. هردو نمایش براساس دغدغه های اجتماعی ناشی از گسترش فرهنگ حاکمیت سرمایه داری و نه حاکمیت انسان نوشته و اجرا شدند. من موجودی احساساتی هستم به چگونگی ... دیدن ادامه » رفتارهای مردسالار در عرصه قانون گذاری و اجر و فرهنگ عمومی در تمام جهان پرداخته و با برجسته نمائی نقاط همچنان تاریک فرهنگ جهانی در مواجهه با زنان می پردازد.
مارکس در سوهو به تعریف و تفسیر اندیشه سوسیالیزم بر اساس آموزه های فلسفی و نه اجرائی کمونیسم پرداخته است و ضمن باز شمردن نقاط ضعف جوامع کاپیتالیستی؛ همچنان از ایده گسترش رفاه اجتماعی براساس نیازهای انسان دفاع می کند.
در مجموع پس از اتمام این دو نمایش نتوانستم اجرای خوب هنرمندان استیج و کارگردان خوش فکر آن را مورد تحسین قرار ندهم. برخی عناصر همانند انتخاب یک بانو برای ایفای نقش مارکس؛ بسیار هوشمندانه و عالی بود. تاریک و روشن کردن صحنه نیز به منظور ارائه نقاط تاریک و روشن هر رویداد و تفکری؛ یکی دیگر از انتخاب های هوشمندانه کارگردان خوش فکر مهرداد خامنه ای بود.
۰۷ دی ۱۳۹۶
سپاس از حسن نظر شما جناب روشن
۰۷ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
به اطلاع مخاطبان گرامى مى رساند، طرح بهاى بلیت نمایش مهاجران در راستاى اهداف گروه تئاتر اگزیت جهت حمایت از مخاطبان و فراهم آوردن امکان تهیه ى بلیت براى تمام مخاطبان از تمامى اقشار برقرار شده است. استفاده از کدهاى خرید هیچ گونه محدودیتى در انتخاب صندلى هاى سالن ایجاد نمى کند و مخاطبان در خرید بلیت با استفاده از هر یک از کد ها، در انتخاب تمامى صندلى هاى سالن آزاد هستند.
شیرین میرزانژاد
مسئول اجرایى گروه تئاتر اگزیت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی آن دسته از مخاطبان گرامی که بلیت نمایش شازده کوچولو را برای روزهای دوشنبه و سه‌شنبه ۲۰ و ۲۱ دی‌ماه از سایت تیوال خریداری کرده‌اند می‌رساند که سانس‌های لغو شده‌ی این هفته به همراه تمامی بلیت‌های خریداری شده، به هفته‌ی آینده دوشنبه و سه‌شنبه ۲۷ و ۲۸ دی‌ماه منتقل خواهد شد. مخاطبان گرامی می‌توانند در صورت عدم امکان حضورشان در سانس‌های ذکر شده، با بخش پشتیبانی تیوال تماس گرفته و بلیت خود را لغو کرده یا به روز دیگری منتقل نمایند.
لیلی شجاعى و آریا راد این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهى مخاطبان گرامى مى رساند اجراى نمایش شازده کوچولو از روز چهارشنبه ٢٢ دى ساعت ١٩ برقرار خواهد بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
به اطلاع مخاطبان گرامى مى رساند، طرح بهاى بلیت نمایش شازده کوچولو در راستاى اهداف گروه تئاتر اگزیت جهت حمایت از مخاطبان و فراهم آوردن امکان تهیه ى بلیت براى تمام مخاطبان از تمامى اقشار برقرار شده است. استفاده از کدهاى خرید هیچ گونه محدودیتى در انتخاب صندلى هاى سالن ایجاد نمى کند و مخاطبان در خرید بلیت با استفاده از هر یک از کد ها، در انتخاب تمامى صندلى هاى سالن آزاد هستند.
احسنت.
آدم امیدوار میشه وقتی اینجور حرکتها رو میبینه.
حیغ که به دلیل ساعت اجرا و مکان اجرا به احتمال زیاد نخواهم تونست بیننده این اثر باشم اما واقعا از این دیدن این طرح خوشحال شدم
امیدوارم گروه اگزیت سالهای سال مانا باشه
۰۴ دی ۱۳۹۵
امیدوارم در سالن های تاتر مرکز شهر هم اجرا شود .
۱۱ دی ۱۳۹۵
ممنون خانم موسوى گرامى، لطف دارید
۱۱ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز به "ندیدن" سانس دوم این نمایش رفتیم. چرا؟ چون چند برابر ظرفیت سالن جمعیت منتظر ورود بود و تازه بعد از پر شدن صندلى ها، کسانى که از تیوال بلیت خریده اند رو صدا مى کنند. انگار سیستم بلیت فروشى و شماره گذارى هنوز اختراع نشده. و تنها راه صندلى پیدا کردن، توى صف زدن و هل دادن و زنبیل گذاشتنه. بعد تازه دوباره چهار ردیف تشک براى تماشاچى خارج از ظرفیت.... کارى که معمولا با اطلاع افراد انجام مى دن و طرف مى دونه بلیت گرفته که روى زمین بنشینه، نه اینکه چشم بسته با بلیت بیاد تو سالن و یا شانس و یا اقبال! جالب اینجاست که کسى هم معترض نبود، چون "جشنواره" هست و اصلاً فکر نکنید که جشنواره نظم و حساب کتابش از اجراى عادى هم مهمتره!
خیلى دلم گرفت از این که این وضعیت کاملاً عادى تلقى مى شه و بیشتر از اینکه نشد دوستان عزیزمون رو روى صحنه ببینیم.
ابرشیر و Marillion این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهرداد خامنه اى در مصاحبه با ایران تئاتر

سرپرست گروه تئاتر اگزیت در گفت‌وگو با ایران تئاتر اعلام کرد:
زمانی تئاتر داریم که کارمندان و کارگران هم بتوانند تئاتر ببینند

این روزها خانه‌موزه استاد انتظامی میزبان نمایش «هملت در روستای مردوش سفلی» نوشته ایوو برشان و با ترجمه و کارگردانی مهرداد خامنه‌ای است. این نمایش، توسط گروه تئاتر «اگزیت» تولید شده است. این گروه تئاتر که توسط مهرداد خامنه‌ای ابتدا در نروژ تاسیس شد، اعتقاد دارد باید تلاش کرد تا در مکان‌های مختلف تئاتر اجرا شود. در زمانی که نمایشی روی صحنه ندارد، اعضای گروه به کار پژوهش و ترجمه می‌پردازند. نمایش «هملت در روستای مردوش سفلی» هشتمین تجربه اگزیت در ایران است. به همین بهانه با مهرداد خامنه‌ای؛ سرپرست گروه تئاتر اگزیت درباره این اثر، گروه تئاتر اگزیت و شرایط تئاتر ایران گفت‌وگو کرده‌ایم.
اغلب انواع طنز، در ترجمه، هجو سبک از آب درمی‌آید
برای بار دوم نمایش «هملت در روستای مروش سفلی» را روی صحنه برده‌اید؛ سال گذشته این نمایش را در باغ‌موزه قصر اجرا کرده بودید. کمی درباره تفاوت‌های این دو اجرا صحبت کنید.
در اجرای سال گذشته، سعی کردم تا آنجا که امکان داشت به متن، وفادار بمانم چون برای نخستین‌بار بود که اثری از ایوو برشان در ایران ترجمه و اجرا می‌شد. همچنین «هملت در روستای مردوش سفلی» برای ادبیات نمایشی اثری بسیار مهم است. مدت زمان آن اجرا، حدود دو ساعت و ۱۰ دقیقه بود. در آن اجرا تمایل داشتم دو فضای داخلی و خارجی را در نمایش داشته باشم و از این جهت باغ‌موزه قصر را انتخاب کردم. در آن اجرا سه پرده از نمایش در سالن اجرا می‌شد و دو پرده نهایی در حیاط باغ‌موزه. این شیوه اجرا، از دید من نزدیک‌ترین و وفادارانه‌ترین فرم اجرا به نمایشنامه بود. بعد از آن اجرا، متوجه شدم که نمایش چیزی کم دارد؛ ترجمه طنز خاص مدیترانه‌ای و یا اروپای مرکزی به زبان فارسی، مشکل نمایش بود چون به‌سختی می‌تواند به فرهنگ ما نزدیک شود. نمایشنامه «هملت در مردوش سفلی» بر اساس لهجه‌ای که در منطقه‌ای خاص رایج است نوشته شده. حتی اسامی به‌نوعی مسخره است. تمام این ریزه‌کاری‌ها را از فرهنگی به یک فرهنگ دیگر آوردن، غیرممکن به نظر می‌رسد چون حتی شوخی‌های روزمره افراد در آن منطقه با ما متفاوت است. اگر بخواهیم این شوخی‌ها را به زبان فارسی ترجمه کنیم، کار هجو سبکی از آب درمی‌آید. در نتیجه تصمیم گرفتم اقدام دیگری کنم و آن‌گونه که حس می‌کنم حرف اصلی نمایش می‌تواند به جامعه ما منتقل شود، آن را اجرا کنم. مسئولیتم را نسبت به نویسنده اثر، سال گذشته انجام داده بودم و حالا نوبت اجرای گروه تئاتر اگزیت از «هملت در روستای مردوش سفلی» بود.
موسیقی‌ای که تحمیق به همراه دارد
طبیعتا دراماتورژی اثر کاملا تغییر کرده است. این نمایش به نوعی نقش مسخ کنندگی موسیقی را در جوامع کمونیستى نشان می‌دهد که میلان کوندرا نیز به این مسئله اشاره‌ای کرده بود. اما از موسیقی استفاده نکرده بودید و تنها از ترانه استفاده شده بود. چه شد که تصمیم گرفتید موسیقی را از نمایش حذف کنید؟
در متن اصلی به یک آهنگ محلی مدیترانه‌ای تاکید می‌شود که این بخش نیز از فرهنگ ما فاصله دارد چون این قطعه، کاملا بر اساس کلام است و نویسنده به نوعی رقص محلی اهالی منطقه مورد نظرش را در موسیقی گنجانده بود. در این آهنگ، بدویت فرهنگی این مردم و تاثیر فرهنگ بر سیاست و برعکس این اتفاق، به نوعی در ترانه گفته می‌شد. می‌خواستم خط فکری نویسنده را ادامه دهم پس باید از موسیقی‌ای استفاده می‌کردم که نمادی فرهنگی برای تحمیق باشد. چیزی که با یک حسی همه آدم‌ها را دور یکدیگر جمع می‌کند و انگار این افراد یک دکمه خلبان اتوماتیک دارند که تا این آهنگ آغاز می‌شود، مسخ می‌شوند. تصمیم گرفتم از این، به عنوان یک لایت موتیف به اشکال مختلف در کل کار استفاده کنم. مثلا در صحنه دوم می‌بینید وقتیکه بوکاره؛ دبیر تشکیلات حزب می‌خواهد حرف خود را به کرسی بنشاند و بگوید چقدر استفاده از موسیقی محلی خودشان در نمایش هملت حتی روشنفکرانه است، به همراه دستیارش شروع به خواندن قطعه می‌کند و همه تحت تاثیر قرار می‌گیرند. این مسخ فرهنگی و تحمیق تا حدی می‌رسد که در اوج تراژدی داستان که تمام اطرافیان متوجه می‌شوند که چه کسی اختلاس را انجام داده است و بوکاره چه نوع آدمی است و حتی برخی از آنها عذاب وجدان می‌گیرند، با شنیدن این آهنگ از دهان بوکاره، دوباره بازمی‌گردند و مسخ می‌شوند. از این آهنگ به عنوان نماد استفاده کردم تا نشان دهم فرهنگ چگونه می‌تواند آدم‌ها را حتی بدون اینکه بدانند، تحت تاثیر قرار دهد. تک تک این افراد در اوج غم و درحالی‌که به‌خاطر خودکشی یک بی‌گناه در زندان اشک می‌ریزند، به‌خاطر این آهنگ، دنبال فردی که مسبب این اتفاق بوده است، راه می‌افتند! خواستم نشان دهم که چگونه زمانی‌که بازی‌های روزمره سیاسی تاثیر خود را از دست می‌دهند، در سیاست از فرهنگ استفاده می‌شود، بازی جدیدی شروع می‌شود و مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
کدام فرهنگ را می‌خواهید؟
یکی از تاثیرگذارترین بخش‌های نمایش، مونولوگ معلم است که در صحنه چهارم اتفاق می‌افتد. در نمایش تا زمان این اتفاق، چیدمان به سمتی می‌رود که مخاطب با این مونولوگ به مرز انفجار برسد. درباره این چیدمان توضیح دهید.
اساسا بوکاره؛ دبیر حزب و معلم، دو قطب هستند؛ در یک قطب بوکاره را می‌بینید که نماینده هژمونی فرهنگی و نوع تفکری که به زور به مردم القا می‌شود، است و در قطب مقابل، معلم تبعیدی قرار دارد که نماینده فرهنگ واقعی است و داستان اصلی فرهنگ را این معلم می‌گوید. معلم همواره سرکوب می‌شود، تا امروز، پنج بار از روستایی به روستای دیگر تبعید شده است و به طور مداوم تهدیدش می‌کنند که دیگر نمی‌توانی کار کنی. در واقع آنچه من و شما از فرهنگ متوجه می‌شویم را معلم به زبان می‌آورد. دو مونولوگ از هملت شکسپیر در دو لحظه اساسی؛ یکی در پایان صحنه دوم که او را سرکوب می‌کنند می‌گوید و در صحنه چهارم، مونولوگ معروف «بودن یا نبودن» را می‌گوید. می‌خواستم این تقابل و کنتراست دو فرهنگ را در کنار یکدیگر ببینیم. معلم هر دو مونولوگ را در اوج داغون شدنش می‌گوید.
می‌توان ... دیدن ادامه » گفت معلم پس از این بخش، تصمیم می‌گیرد خودش این افراد را تحمیق کند و شخصیت‌های نمایشنامه هملت شکسپیر را بر اساس ذات این افراد به بازیگران بسپارد.
دقیقا و یک مبارزه جالبی را معلم در مقابل این جهل فرهنگی پیش می‌گیرد تا جهل این افراد را تا آنجا که می‌تواند برجسته‌تر کند. این اتفاق، نکته مثبتی است چون از مخاطب این سوال را می‌پرسد که کدام فرهنگ را می‌خواهید؛ فرهنگ معلمی که «هملت» را می‌خواند یا فرهنگ بوکاره و آن آوازی که شاید همه آن را دوست دارید؟
آیا راه پیش روى ما خشونت است؟!
در نهایت و پس از اتفاق‌هایی، اسلحه فیزیکی به دست معلم می‌رسد...
این، راهی است که پیش پای معلم قرار می‌گیرد. معلم در لحظه‌ای که اسلحه به دست می‌گیرد، نوعی دو دلی دارد؛ از یک‌سو می‌تواند بوکاره را بکشد. اسلحه مدتی طولانی در دست او است. وقتی بوکاره شروع می‌کند به آواز خواندن، پیروزمندانه به صورت معلم زل می‌زند و انگار به معلم می‌گوید: «من پیروز شدم و جامعه راه مرا پیش می‌گیرد. تعقل همواره می‌بازد» در اینجا معلم درحالی که اسلحه را در دستش می‌فشارد، از صحنه خارج می‌شود. معلم راه دومی را پیش پای خود می‌گذارد؛ چراغ‌ها و در واقع نمایش را خاموش می‌کند؛ به نظر من معلم چراغ‌ها را خاموش کرده است. زمانی که تمام روستا با احساس به همراه بوکاره آواز می‌خوانند و در اوج آواز صحنه خاموش می‌شود. در قرن ۲۱ آیا راه پیش‌روى ما خشونت است؟ پایان نسبتا بازی است؛ دقیقا نمی‌گویم.
تئاتر یک فعالیت اجتماعی مثبت است
کمی درباره پروسه انتخاب بازیگران از میان اعضای گروه اگزیت صحبت کنید.
بخشی از فعالیت گروه تئاتر اگزیت اجرای نمایش است؛ بخش مهمی از فعالیت‌های گروه در زمینه مسائل پژوهشی، ترجمه متون نمایشی و مقاله و آموزش است. هر زمان کاری را شروع می‌کنیم، در گروه اگزیت باز است تا افرادی که تمایل دارند بیایند و تئاتر را تجربه کنند. تعدادی بازیگر حرفه‌ای در گروه هستند که کار خود را انجام می‌دهند اما در کنار بازی کردن، موظف هستند با بازیگرانی که حتی برای نخستین‌بار روی صحنه می‌روند، آموزش دهند. مثلا در این نمایش، دو روستایی ما یعنی؛ الهه موذن و شیوا نائری برای نخستین‌بار روی صحنه آمدند. فاطمه سعدی در زمان اجرای نمایش «مهاجران» دبیرستانی بود و به ما گفت که تئاتر را دوست دارد. وارد گروه شد. در ابتدا دستیار صحنه بود و به مرور با بازی در نقش‌های کوچک وارد عرصه بازیگری شد تا اینکه در این نمایش نقش هملت را بازی کرد. تئاتر برای گروه اگزیت فقط در اجرا خلاصه نمی‌شود بلکه طرز تفکر است. افراد با تئاتر زندگی می‌کنند، یاد می‌گیرند و به یکدیگر یاد می‌دهند و درنهایت نمایشی را نیز روی صحنه می‌برند. در واقع گروه اگزیت، ادغامی است از افراد حرفه‌ای در کنار افرادی که تئاتر را تجربه می‌کنند و کسانی که تمایل دارند به دنیای حرفه‌ای تئاتر وارد شوند. آرایش بازیگران نمایش «هملت در روستای مردوش سفلی» نیز به همین صورت است. ۱۰ بازیگر متشکل از پنج حرفه‌ای و پنج آماتور روی صحنه بودند. به نظر من تئاتر مدرن باید چنین فضایی را در اجتماع به وجود بیاورد. تئاتر فقط اجرای نمایش نیست؛ یک فعالیت اجتماعی مثبت است که افراد را به سمت خود می‌کشد و به خود جذب می‌کند. پیش از اجرای نمایش «هملت ...» برای بازیگران سه ورک‌شاپ برگزار کردیم. گروه اگزیت دوست ندارد گروه تئاتر خاص یا الیتی باشد بلکه تمایل دارد تا آنجا که امکان دارد به مردم نزدیک باشد.
تئاتر ایران راه سی سال پیش تئاتر اروپا را می‌پیماید
شما سه سال است که به ایران آمده‌اید. در این مدت تئاتر ایران را چگونه یافتید؟
تئاتر ایران را به لحاظ ساختاری مانند سی سال پیش تئاتر اروپا می‌دانم. تئاتر ایران مسیری را می‌پیماید که اروپا سالیان سال پیش آن را طی کرده و به نتیجه‌ای نرسیده است. در دنیای امروز ما که دنیای دیجیتال است، راه بقای تئاتر، تئاتر تجاری نیست بلکه نهاد اجتماعی است. باید به گونه‌ای تئاتر کار کنیم که هر جوان بتواند به جای این‌که به دنبال برخی چیزها که در اجتماع ما وجود دارد، به سراغ این فعالیت سالم اجتماعی بیاید. باید همان‌طور که از کتاب، بیمارستان کودک و ... حمایت می‌شود، از تئاتر نیز به عنوان یک نهاد اجتماعی حمایت شود. این نوع تئاتر تجاری که در ایران وجود دارد در دنیا مصرف خود را از دست داده است؛ در اروپا سعی می‌کنند تئاتر را در اجتماع نگه دارند. اگر از تئاتر به عنوان یک کالای لوکس استفاده شود، در قرن ۲۱ بردی ندارد؛ می‌تواند خواص را به خود جذب کند تا دور هم جمع شوند و مدح و ثنای یکدیگر را بگویند. به نظر من از ابتدا قرار نبوده است تئاتر این‌گونه باشد. باید اجتماعی بودن تئاتر را حفظ کنیم، نه الیت بودنش را. باید به یک سوال اساسی پاسخ داد؛ منفعت تئاتر در اجتماع برای خواص است یا مردم؟ اگر برای مردم است، کدام فرهنگی ما این امکان را دارد که آخر هفته به همراه سه نفر از اعضای خانواده‌اش به تالار وحدت برود و تئاتر ببیند؟ این نوع تئاتر، اخته است. من مدتی است که خانه‌موزه استاد انتظامی تئاتر اجرا می‌کنم چون از این ماجراها دور است. مکان اجرای ما دور است و برای بسیاری از افراد تا قیطریه آمدن دشوار است اما می‌توانیم در این سالن، سالم تئاتر کار کنیم. ممکن است ۱۰۰ نفر برای دیدن تئاتر ما بیایند اما این ۱۰۰ نفر گروه کوچک «اگزیت» و کار این گروه را انتخاب کرده‌اند. سوال این است که چند درصد از مخاطبان ما تئاتری را انتخاب می‌کنند و چند درصد فقط به سالن تئاتر می‌روند که رفته باشند؟ اصلا چند درصد از مخاطبان تئاتر ما دانشجویان هستند، چند درصدشان کارگر و چند درصد کارمند هستند؟ با پاسخ دادن به این سوال‌ها می‌توان فهمید آیا تئاتر ما تاثیرگذار هست یا نه. ما زمانی تئاتر داریم که هر کارمندی بتواند آخر هفته دست خانواده‌اش را بگیرد و تئاتر ببیند.
استفاده کردن از آثار گروه تئاتر اگزیت مجوز نمی‌خواهد
به ترجمه‌های گروه تئاتر اگزیت در زمینه نمایشنامه و مقالات پژوهشی اشاره کردید. قصد ندارید این آثار را چاپ کنید و در اختیار عموم قرار دهید؟
ما تمام آثاری که ترجمه می‌کنیم را در اختیار عموم قرار می‌دهیم. از فیلم نمایش‌ها تا ترجمه متون و مقالات را به‌صورت رایگان در وبسایتمان در اختیار مخاطبان قرار داده‌ایم. گروه اگزیت فرهنگ را انحصاری نمی‌داند. فرهنگ یک نهاد اجتماعی است. تمام نمایشنامه‌ها و مقالات ما برای استفاده کردن، آزاد است. ما مجوز را از صاحبان اثر گرفته‌ایم و آنها را آزاد در اختیار مردم قرار داده‌ایم. دوستی از کرمانشاه با من تماس گرفت و گفت که می‌خواهد بر اساس نمایشنامه «هملت در روستای مردوش سفلی» فیلمنامه بنویسد، بسیار خوشحال شدم و گفتم برای من هم فیلمنامه‌اش را بفرستد تا بخوانم. باید این ارتباط وجود داشته باشد تا بتوانیم از لحاظ فرهنگی رشد کنیم و از فرهنگ‌های دیگر هم استفاده کنیم.
لینک مصاحبه در سایت ایران تئاتر:
http://theater.ir/fa/62805


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هملت با هنردوستان

اجراى روز دوشنبه اول شهریور ماه نمایش هملت در روستاى مردوش سفلى به هنردوستان عزیز تعلق خواهد داشت و ورود براى همگان در حد ظرفیت سالن جهت مهمان نوازى از این دوستان گرامى آزاد مى باشد.

جهت هماهنگى لطفا با تلفن رزرو ۰۹۱۲۸۰۵۷۶۰۴
تماس حاصل فرمایید!

به امید دیدار....

http://tiw.al/yT
آذرنوش، ذوق زده، محمد رحمانی و حمید عظیمی این را دوست دارند
من متوجه نشدم. اینجا همه هنردوست هستند. "به هنردوستان تعلق داره" یعنی غیر از تیوال جای دیگه بلیط فروشی ندارین؟ یا تماشای نمایش رایگانه؟ یا حضوری بلیط فروشی ندارین؟
۳۱ مرداد ۱۳۹۵
دستمریزاد!
۳۱ مرداد ۱۳۹۵
ممون از پاسخگویی و تشکر بابت این کار پسندیده.
۳۱ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تصویر نمایش هملت در روستاى مردوش سفلى در تهران تایمز به عنوان عکس روز. عکاس: رضا جاویدی
Picture of the day - Tehran Times

http://www.tehrantimes.com/news/405156/Picture-of-the-day