تیوال شیرین | دیوار
S2 : 03:53:48
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
شیرین
درباره نمایش اُسلو i
نکته اول: قبلش حتما یک جستجویی درباره پیمان اسلو در اینترنت داشته باشید مطمئنا از این نمایش لذت بیشتری می برید. هرچند قبول دارم که این وظیفه نمایشه که این توضیحات رو به مخاطب بده. ولی خب هرکاری یه ایرادی داره دیگه. پس بدون جستجو درباره پیمان اسلو به دیدن این نمایش نرید. نکته دوم: برای اون دسته از افرادی که برای بازیگر خاصی به دیدن این نمایش میرن و به مسائل سیاسی علاقه ای ندارند باید بگم که بهتره به تماشای این کار نرید. چون نقش هوتن شکیبا خیلی در این نمایش کوتاهه. اما در نهایت باید بگم من این کار رو دوست داشتم. چون کلا مسائل سیاسی و تاریخی رو دوست دارم. هرچند قبول دارم که متن می تونست ساده تر و کوتاه تر نوشته بشه. یه سؤال دارم: تصاویری که پخش میشد مشخص بود مربوط به یک فیلم مستنده. مشتاقم این فیلم رو ببینم.کسی می دونی اسم این فیلم مستند چیه؟
۱۱ نفر این را خواندند
شاهین و peace این را دوست دارند
توی بروشور نوشته منبع مستندها رو. نقش شکیبا کجاش خیلی کوتاهه؟ نصف نمایش رو هستش که با توجه به تعداد بازیگرا اصلا خیلی کوتاه حساب نمیشه بنظرم
۲۴ مهر
خب من اینو برای افرادی نوشتم که صرفا برای هوتن شکیبا به دیدن این نمایش میرن و مطمئنا برای اونا قابل قبول نیست که برای دیدن بازیش بلیط بخرن ولی بعد پنج دقیقه اول چهل دقیقه بعدی نمایش رو نباشه.
۲۵ مهر
بله خب اگه کسی به هوای صد در صد بره شاید این حس بهش دست بده.
حالا صرف نظر از این قضیه، بازیگر نقش یوری ساویر در نسخه اصلی که تو امریکا اجرا رفتن برای همین نقش جایزه تونی رو برد. نقش کلیدی ای هست خلاصه. خوبم براومد از پسش
البته من به شخصه دوست داشتم تعداد ... دیدن ادامه » شخصیتها در حد نمایشنامه اصلی باشه و این حالتی که شخصیتی مثه لارسن یا مونا رو چند نفر بازی کنن نباشه
۲۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیرین
درباره نمایش پنجاه پنجاه i
در شبی که غرق داستان ایزابلا و پدرش و بهره مالکانه و بقیه افراد داستان شده بودم ناگهان سورپرایز شدم و با یک داستان کاملا متفاوت روبه رو شدم.مرتضی اسماعیل کاشی یه سبک خاص داره که اگه ندونم کارگردان کاره با شروع نمایش و اولین دیالوگ متوجه می شم که کار کاره خودشه و یا کسی که ازش الهام گرفته. این سبک خیلی مورد علاقه منه. ولی ممکنه همه رو جذب نکنه. من این نمایش رو از صد درصد خیلی بیشتر دوست داشتم. تعجبم از نظراتیه که میگن متن ضعیف بود و ما داستان رو متوجه نشدیم. من متخصص نمایشنامه نویسی و فیلمنامه نویسی نیستم. ولی با توجه به اینکه تعداد خیلی زیادی فیلم و تئاتر دیدم و همچنان می بینم می تونم بگم متن خوب متنیه که نه مثل اکثر آثار هنری ایرانی (چه فیلم و چه تئاتر) به اصطلاح هلو تو گلو باشه و همه پیام و داستان رو بخواد با انواع و اقسام توضیحات اضافه در اختیار مخاطب ... دیدن ادامه » بذاره که این باعث بشه با یک متن شعاری با دیالوگ های گل درشت برای شیرفهم کردن مخاطب مواجه بشیم و نه مثل اثری مثل سیزیف باشه که اینقدر مخاطب رو گیج و گنگ کنه که تا مخاطب نظرات و نقدها رو نخونده و چندین بار دیگه کارو ندیده متوجه نشه. متن خوب متنیه که نه خیلی ساده باشه نه خیلی گنگ.سؤال و گره ایجاد کنه و این سؤالات رو به مرور زمان هرچه کار جلوتر میره یکی یکی و به آرامی پاسخ بده و گره گشایی کنه. جوری که مخاطب برای گره گشایی چنان درگیر متن بشه که یک لحظه هم از هیچ دیالوگی و هیچ صحنه ای غافل نشه.این نمایش و متنش تمام این بخش هارو برای من داشت.من هیچ اطلاعی از داستان نمایش نداشتم.ولی اجرا کاملا همه اطلاعات رو بدون هیچ گونه شعارزدگی در اختیارم گذاشت. به علاوه نکات مثبت دیگه ای مثل بازی های عالی و طراحی صحنه. و سرجمع کارگردانی بدون نقص. نمره ام به این نمایش پنج از پنج.
شیرین
درباره نمایش کوریولانوس i
این سخن من خطاب به همه کارگردان ها و نویسنده ها و دراماتوژهای تئاتر ایرانه و نه فقط به عوامل این نمایش. عزیزان ممنون از همه زحماتتون ولی باور کنید لازم نیست که تمام اثرهای دنیا رو ایرانیزه کنید و اینکه این اتفاق مشابه اش در ایران خودمون هم افتاده رو تو کله مخاطب فرو کنید. باور کنید مخاطب ایرانی ببخشید کندذهن نیست و خودش می فهمه که تمام این اتفاقات بدترش در ایران هم افتاده. ما همینجوریش که یک اثر هنری حالا هرچی فیلم یا سریال خارجی رو می بینیم و یا نمایشنامه خارجی رو می خونیم در بی ربط ترین موارد داستان هم اون رو به شرایط ایران خودمون ربط میدیم و با شرایط خودمون مقایسه اش می کنیم.پس خواهش می کنم مخاطب ایرانی رو کند ذهن تصور نکنید.شما همون متن رو اجرا کنید بدون ایرانیزه کردن های اضافی.مخاطب خودش پیام رو می گیره. این از این موضوع.مورد بعدی انتقادم به ... دیدن ادامه » این تئاتر انتقادیه که به نمایش الیزابت باتوری هم داشتم.استفاده زیاد از حد از داد وفریاد در حدی که گوش مخاطب آزار ببینه. باور کنید هرچه داد و فریاد بیشتر باشه تأثیر نمایش بیشتر نمیشه. بعد دیدن این نمایش رفتم و متن اصلی شکسپیر رو خوندم.قبول دارم که متن مشکلیه ولی با این حال میشد کامل اجراش کرد و فقط برخی بخش ها رو حذف کرد. در پایان تنها نکته مثبت نمایش رو بازیگران نمایش می دونم که واقعا زحمت کشیدند.مخصوصا بازیگر نقش کوریولانوس که برخی جاها واقعا نگرانش می شدم.هماهنگی بازیگرها هم خیلی خوب بود.
شیرین
درباره نمایش پستچی، پابلو نرودا i
خوبی های این نمایش که مشخص بود. بازی های خوب و ریتم درست. اما ایرادی که به این نمایش می تونم بگیرم اینه که وقتی ما داریم درباره فردی تئاتر کار می کنیم مثل نرودا که در واقعیت وجود داشته و یا اسم فردی مثل آلنده رو هم میاریم که اونم در واقعیت وجود داشته باید بدونیم که ممکنه خیلی ها این افراد رو نشناسند. نگید که ای بابا دیگه همه نرودا و آلنده رو که می شناسند! که من خودم دو روز پیش که به تماشای نمایش رفته بودم شاهد بودم که همه افراد پشت سرم بعد اتمام نمایش داشتند به هم می گفتند که این آلنده کی بود که اسمش اومد؟ یا می پرسیدند که اصلا آخر نمایش چی شد؟ چرا نرودا اونجوری شده بود؟ چرا ناراحت بود؟ بعد هم به خودشون پاسخ دادند که خب سنش بالارفته بود برا همین حوصله نداشت! پس وقتی درباره این افراد کار می کنیم باید در بین دیالوگ های نمایش اطلاعاتی از اون افراد به مخاطب ... دیدن ادامه » بدیم. مطمئنم اونایی که آلنده رو نمی شناختند اصلا نفهمیدند آلنده چه برسرش اومده بود آخر نمایش. رجوع می کنم به نمایش فرشته تاریخ محمد رضایی راد. من قبل اجرا هیچ شناختی از والتر بنیامین نداشتم. اما مشکلی نبود. گروه نمایش اینقدر خوب والتر بنیامین رو در طول نمایش معرفی کردند که هم کل داستان زندگیش رو فهمیدم و هم مشتاق شدم که بعدش هم کلی درباره اش تحقیق کنم. این ضعف نمایش باعث شده که این نمایش تأثیرخاصی روی افرادی که شناختی از نرودا و آلنده ندارند نداشته باشه.
شیرین
درباره نمایش الیزابت باتوری i
جیغ و داد و فریاد و دیگر هیچ...!! داستان به این جالبی ولی چرا اصرار کارگردان به این بود که همه چیز با دادو فریاد اجرا بشه؟ چرا این اجرا می خواست کلی حرف برای زدن داشته باشه و اون ها رو بیان می کرد ولی وقتی بیان و اجرا انجام میشد اون تأثیری که باید روی من مخاطب میذاشت نداشت؟ باور کنید که هرکس بیشتر داد و فریاد کند بازیگر بهتری نیست! جدیدا یک سریال کوتاه دیدم که بخشی از این سریال در فضای دادگاه می گذره و تقریبا در این بخش با این تئاتر مشترکه. هیچ کس در طول سکانس های دادگاه این سریال فریاد نمی زنه. تمام عکس العمل ها با نگاه و حرف انجام میشه. ولی بازیگران بهترین بازی خودشون رو انجام میدن. اون سکانس های دادگاه بیشترین تأثیر رو روی مخاطب دارند. پیشنهاد می کنم سازندگان فیلم و تئاتر ما یکبار با دقت سکانس های دادگاه سریال وقتی ما را می بینند (when they see us) رو ببینند. ... دیدن ادامه » تأثیر روی مخاطب با دادو فریاد انجام نمیشه!
شیرین
درباره نمایش مرغ دریایی من i
قبل از اینکه رگبار نظر منفی ام رو روی سر این نمایش بریزم میخوام اولش از شخصیت محترم آقای مرادی تشکر کنم. ایشون در کنار آقای مسعود دلخواه دو تا از کارگردان هایی هستند که به مخاطب خیلی احترام میذارن و همیشه رفتار خیلی دوستانه و کلا دوست داشتنی با تماشاگران دارند.برخلاف خیلی از کارگردان های تئاتر که انگار از مخاطب طلبکار هستند.اما از این موضوع که بگذریم این کار رو برخلاف سایر کارهای آقای مرادی دوست نداشتم.این نمایش باز هم برای من مثل خیلی از کارهای جدیدی که دیدم هیاهوی بسیار برای هیچ بود. اینهمه تبلیغ شد از این کار و اینکه ما سه چهار ماهه داریم برای این کار تمرین می کنیم. واقعا سه چهار ماه برای این کار تمرین شده بود؟ چرا در حین اجرا این حس که برای اینکار سه چهار ماه تمرین شده به آدم دست نمی داد؟ چرا اجرا به نظر ناپخته بود؟ غیر از اون مشکل با متن هم داشتم.دیگه ... دیدن ادامه » این قضیه من تو را دوست دارم و تو او را و او دیگری را دوست دارد و همین طور این چرخه ادامه دارد و هیچ وقت انسان ها عاشق فردی که دوستشان دارد نیستند حداقل برای من یکی جذاب نیست. این موضوع که من تو را دوست دارم و تو او را و غیره بدون هیچ گونه هدف جدیدی چه پیامی میخواد داشته باشه؟ مشکل از متن چخوفه یا از اجرای دوستان از متن نمی دونم.ولی بیان این موضوع بدون هیچ هدفی دیگه جالب نیست و بیش از صد بار در این زمینه فیلم و سریال تکراری دیدیم.در پایان فقط باید یه آفرین هم بگم به امیرحسین فتحی که بدون هیاهو هرروز مشغول بهتر شدنه و من همیشه اینجور بازیگرهارو بیشتر می پسندم که هرروز با تلاش بسیار سعی می کنند بهتر بشند و پله پله و با آرامش این مسیر رو طی می کنند.
شیرین
درباره فیلم سرخپوست i
وقتی رئیس زندان فهمید سرخپوست کجاست و بااون عجله اومد دنبالش و بعد اون پایان بندی رقم خورد احساس کردم فقط برا این با این عجله اومد دنبالش که ساک سرخپوست رو که جا گذاشته بود بهش برسونه که بدون ساک نره :-) اینجوری حداقل پایان بندی برام قابل باورتر میشه! این پایان بندی می تونست با دفاع رئیس زندان از سرخپوست در دادگاه خیلی بهتر انجام بشه.
پایان فیلم در واقع یه جورایی شخصی هست. یک جور رو کم کنی بین رئیس زندان و سرخپوست. دیگه مهم اجرای قانون نیست. شاید رئیس زندان تصمیم خودش رو از مدتها قبل گرفته. اما فقط می خواد به سرخپوست نشون بده که بالاخره من پیدات کردم، حالا آزادی برو.
۲۵ تیر
دیگه بدتر. یک ساعت ونیم فیلم دیدیم که شاهد کل کل این دو نفر باشیم؟ خیر.ما می خواستیم روند تحول رئیس زندان رو ببینیم که این روند خوب به تصویر کشیده نشد تا پایان هم باورپذیرتر باشه. برای مثال در فیلم این چندمرد خوب وکیل مدافعی که سرنوشت موکلش براش اصلا مهم ... دیدن ادامه » نیست و یک آدم بی خیال و خوش گذرونه در طول فیلم روندی رو طی می کنه که برای دفاع از موکلینش حتی آینده شغلی خودش رو به خطر می ندازه وما این روند رو می بینیم. چی میشد اگر رئیس زندان هم برای اثبات بی گناهی سرخپوست در دادگاه تلاش می کرد؟ بله دو هفته بعد اعدامش بود. ولی می تونستند فیلم رو با این شروع کنند که هنوز نتیجه دادگاه تجدیدنظر نیومده باشه
۲۵ تیر
با شما موافقم.
بزرگترین ایراد این فیلم عقیم ماندن خط تحول شخصیت و تغییرش بود. برای همین هم تصمیم نهایی شخصیت که نقطه اوج فیلمنامه بود نه تنها منطقی نبود که قابل باور و جذاب هم نبود.
۲۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیرین
درباره فیلم سرخپوست i
هیاهوی بسیار برای هیچ ! قبل از دیدن این فیلم تعریف های زیادی ازش شنیده بودم.افرادی که از این فیلم به عنوان شاهکار سینمای ایران نام می بردند.و یا حتی بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران! خب با این پیش فرض به تماشا نشستم.واقعا از اینهمه تحسین و شگفتی بیش از حد مخاطبان تعجب کردم. در کل فیلم متوسطی بود.اول اینکه باید بخش فیلم برداری رو از انتقاداتم خارج کنم. تعریف های بیش از حد از این فیلم نشون میده چقدر یک فیلم برداری خیلی خوب می تونه رو خیلی از مخاطب ها تأثیر بذاره که سایر ایرادها رو نبینه.کاملا قبول دارم که فیلم محبوب شخص خود من در بین فیلم های جشنواره(یعنی شبی که ماه کامل شد) در فیلم برداری واقعا خیلی ضعیف عمل کرده بود و خب اینجا تفاوت بین این دو فیلم برداری کاملا مشهود بود.اما جدا از فیلم برداری ما با یک فیلمنامه ... دیدن ادامه » خیلی ضعیف در سرخپوست مواجهیم. مطمئنم اگر شخصیت پردازی کمی بهتر انجام میشد اون پایان بندی هم برای مخاطب قابل باورتر بود.ولی الان ما احساس می کنیم با یک پایان بندی هندی مواجهیم.ما نه چیزی از شخصیت رئیس زندان می دونیم نه مددکار نه سرخپوست و نه زن سرخپوست.شاید تنها چیزی که از رئیس زندان می دونیم اینه که ترفیع و شغلش براش خیلی مهمه.که با پایان فیلم کاملا متناقضه.پس کاملا مشخصه که اون پایان بندی برامون مضحک باشه.نگید تحول شخصیت به خاطر عشق به مددکار که اون خودش یکی از بخش های داستانه که اصلا در نیومده.دوستی گفته بود اصرار کارگردانان به جمع کردن فیلم در مدت زمان کوتاه برای به دست آوردن دل آن دسته از مخاطبان کم حوصله باعث میشه که تو فیلم شخصیت پردازی نداشته باشیم که کاملا موافقم.کاش نویسنده فیلمنامه سرخپوست قبل از نهایی کردن فیلمنامه اش یک بار دیگر فیلم رستگاری در شاوشنک و یا مسیر سبز رو میدید تا نحوه برخورد قابل درک رئیس های زندان آن فیلم ها رو با نحوه برخورد غیرقابل درک رئیس زندان فیلم خودش مقایسه می کرد. بازی ها همه خوب بود.فقط با بازی پریناز ایزدیار نتونستم ارتباط برقرار کنم.تجربه نشون میده پریناز ایزدیار بازی های در نقش منفی رو خیلی خوب در میاره.ولی در سایر نقش ها ناموفقه.در کل اگر بخوام بین فیلم های مهم جشنواره سال گذشته رتبه بندی کنم فیلم مورد علاقه من اول شبی که ماه کامل شد وسپس سرخپوست و بعد غلامرضا تختیه.البته که همه این فیلم ها دارای ایرادهای زیادی هستند.متری شیش و نیم رو هم کلا نپسندیدم.باقی فیلم های جشنواره رو هم هنوز ندیدم.
شیرین
درباره نمایش فرشته تاریخ i
تا از سالن بیرون اومدم کامل درباره والتر بنیامین سرچ دادم. اول اینکه چهره میلاد رحیمی رو خیلی خوب شبیه بنیامین درآورده بودند.دوم اینکه هنوز مشخص نشده که مرگ او خودکشی بوده یا نه. برخی احتمال میدن که به قتل رسیده. از این چند تا نکته که بگذریم بعد از مدت ها یه تئاتر خیلی خوب دیدم. این کار رو حتی از دوشس ملفی و فعل هم بیشتر دوست داشتم. سه ساعت تمام غرق در تاریخ و فلاکت هایی که بشر برای خودش آفریده بودم.بخش هایی که خیلی دوست داشتم یک بخشی بود که بازجو به بنیامین میگه اگه جای من و تو عوض بشه آیا تو برای حفظ منافعت منو نابود نمی کنی؟ چرخه تکراری رفتار بشر هنگامی که قدرت رو به دست می گیره رو کاملا تداعی می کرد.هرکس که قدرت داره به نابودی ضعیف ترها برای منافع خودش رضایت میده.دوم بخشی بود که گروه همسرایان(دربرخی مواقع ملاحان) سرگذشت سایر بنیامین های فرضی تاریخ ... دیدن ادامه » رو تعریف می کردند.عالی بود. بازی ها همه خوب بود. با احترام به همه بازی ها به نظرم ستاره این نمایش گروه همسرایان ( ملاحان در برخی بخش ها) بودند که بیشترین تأثیر رو در روند نمایش داشتند. خسته نباشید به همه عوامل کار. من همچنان منتظرم محمد رضایی راد نمایشنامه آتش سوزی های وجدی معود رو برروی صحنه ببره. :-)
شیرین
درباره نمایش بانوی آوازخوان i
چون این نمایش متن خوبی داره کسی که متن نمایشنامه رو نخونده با غافلگیری های ایجاد شده و بازی های خوب از این نمایش لذت می بره. ولی وقتی متن نمایشنامه رو خونده باشی حسابی تعجب می کنی. این نمایشنامه متن سنگینی داره و قابلیت این رو داره که در سالن اصلی تئاتر شهر و حداقل بیست بازیگر اجرا بره. بازی کردن فقط چهار بازیگر به جای همه شخصیت ها متن رو حیف و میل کرده بود.اون هم در مدت زمان کم. اجرای این نمایشنامه یک محمد رضایی راد میخواد که قشنگ سه ساعت بدون آنتراکت مخاطب رو در داخل دنیای نمایش غرق کنه.با وجود اینکه کارهای آقای کوشک جلالی رو همیشه دوست داشتم و دنبال می کردم ولی این کار رو خیلی نپسندیدم.قطعا اگر متن خوب به داد نمایش نمی رسید هیچ کس راضی بیرون نمی اومد.حیف از این متن.امیدوارم در آینده یک اجرای مفصل از این نمایشنامه ببینم.
البته که شب ما بازی ها خوب نبود هرکدوم چندبار تپق داشتند.
۱۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیرین
درباره نمایش روباه i
بازی آقای ایوب آقاخانی واقعا عالیه در این نمایش. به نظرم بازی ایشون رو از دست ندید. ولی خب متن رو دوست نداشتم. می تونست خیلی بهتر موضوع رو بیان کنه.بدون هیچ گونه نتیجه گیری خاصی نمایش تموم شد. انتقاد دیگه ای که دارم به تیم تبلیغات این نمایشه که خیلی ضعیف عمل کردند.همه در حال تبلیغ تئاترشون هستند.ولی تبلیغ این نمایش رو هیچ جا نمی بینیم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیرین
درباره نمایش مختلف الاضلاع i
اومدم به علت ساعت بد نمایش نمره چهار به نمایش بدم. چون نمایشی که میخواد نمره پنج بگیره باید همه شرایط رو داشته باشه.برام عجیب بود چرا گروه نمایشی به مخاطب توجه نمی کنند و هیچ پاسخی به این موضوع نمیدن. شبی که اجرا رو دیدم با کلی دردسر برگشتم خونه. اما الان که دیدم ساعت شده نه به نظرم این نمایش حقشه که پنج امتیاز رو بگیره.بازی هردو بازیگر عزیز عالی بود و متن رو هم که تکه هایی از تاریخ رو کنار هم قرار داد و ثابت کرد که تاریخ یه دروغ بزرگه و با کوچکترین اتفاقی ممکنه تغییر کنه خیلی دوست داشتم. خوشحالم که یک متن خوب از یک نویسنده ایرانی اجرا میره.فقط تنها مسئله ای که برام حل نشده باقی موند این بود که چرا با وجود اینکه خانم حجار در نقش مردهای مختلف بازی می کردند اما گروه نمایشی خیلی اصراری نداشتند که صدا و ظاهر ایشون تغییر کنه.مشخص بود که این خواسته از سوی ... دیدن ادامه » گروه نمایش و کارگردانه و عمدا انجام شده.
من در طول اجرا فکر می‌کردم دلیل انتخاب بازیگر زن این بوده که قراره هم شخصیت مرد رو بازی کنن هم زن. که اینطور نبود. دلیل انتخاب بازیگر زن رو نفهمیدم. ولی امروز داشتم فکر می‌کردم اگه تاریخ با کوچکترین اتفاقی می‌تونه تغییر کنه، پس این احتمال هم وجود داشت ... دیدن ادامه » که هر کدوم از این شخصیت‌ها "زن" باشن... که قطعاً زنان تاثیرگذار هم کم نبودن در طول تاریخ، ولی کمتر ثبت و ماندگار شدن.
۰۸ تیر
برای منهم که هنوز نمایشو ندیدم، این سواله
کاش میشد آقای فلاح میومدن، یکم برامون توضیح میدادن که از فلسفه کارشون متلذذ بشیم:)
۱۰ تیر
ندا جان شما متن نمایشنامه رو خوندید؟
۱۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیرین
درباره نمایش چشم به راه میرغضب i
اول از همه میخوام از آقای حسین کیانی تشکر کنم که در حالی که تمام گروه های اجرایی متن های نویسندگان خارجی رو به صحنه می برند ایشون یک نوشته کاملا ایرانی رو که نوشته خودشون هم هست به صحنه بردند. البته به صحنه بردن نمایشنامه های خارجی هیچ ایرادی نداره. ولی در صورتی که در کنارش چندین متن ایرانی هم به اجرا بره. اینکه تمام تماشاخانه ها پر شدند از اجراهای زلر و قبل از اون نیل سایمون و قبل تر از اون مک دونا و غیره و غیره و همین جور هم این قصه ادامه داره نشونه خوبی برای دنیای نویسندگان ایرانی نیست. یعنی یا متن های نویسندگان ایرانی خوب نیستند یا اینکه کلا جدیدا چیزی نمی نویسند!! اما آقای کیانی با اجرا بردن متن خوبی که نوشتند تغییر مهمی در این روند ایجاد کردند. بازی ها به خصوص بازی سیاه رو خیلی دوست داشتم. و اما موضوع نمایش... متقاعد کردن افراد به اینکه بابا!! شماها ... دیدن ادامه » حق آزادی دارید. شماها برده نیستید چقدر لازمه این موضوع برای اوضاع الان ما. و جقدر سخته این متقاعد کردن. از در سالن که بیرون اومدیم یک خانم و آقا جلوی من بودند که صدایشان رو شنیدم که درباره نمایش حرف می زدند. یکی به دیگری گفت می دونی به نظرم این نمایش می خواست نشون بده که ما سرنوشتمون اینه که برده باشیم. هیچ وقت نمی تونیم آزاد باشیم. باید سرنوشتمون رو بپذیریم. می خواستم داد بزنم که نه!!  این نمایش در نقد این تفکریه که الان گفتید. چقدر اینکه ما حق آزادی نداریم درونمون نهادینه شده که حتی با دیدن نمایشی با نقد این تفکر باز هم نگاهمون به نمایش با همین تفکره.... اما انتقادی که دارم به طولانی شدن نمایشه. یک ربع تا بیست دقیقه از این نمایش می تونست کوتاه تر بشه تا تماشاگر خسته نشه و تأثیر نمایش بیشتر باشه.این نمایش اصلا کمدی نیست. قرار نیست با دیدنش بخندیم. حتما اینو بدونید قبل دیدنش.
شیرین
درباره نمایش نفرین قحطی زده‌گان i
بازی ها خوب بود. دکور صحنه رو هم خیلی دوست داشتم. توجه و دقتی که به همه جزئیات دکور آشپزخانه شده بود برام واقعا دوست داشتنی بود. جذاب ترین بخش صحنه رو همون یخچال می دونم که واقعا نقش مهمی رو تو نمایش ایفا کرد.کلی به جذابیت های صحنه اضافه کرد.ولی... مشکل من با متن نمایشنامه بود. شخصا دلیلم برای انتخاب این نمایش این بود که در این دوران فرمانروایی فلوریان زلر بر روی صحنه تئاتر ایران متن دیگری رو به تماشا بشینم. بله متن سام شپارده. ولی دلیلی نداره که نتونیم بهش انتقاد داشته باشیم. نه تحول یک شبه پدر برای من قابل درک بود.نه تغییر ناگهانی پسر. نه تصمیم به خلافکار شدن دختر.نمی دونم چقدر اجرا به متن اصلی وفادار بوده. ولی اگر اجرا عین متن بوده مشکل رو از نمایشنامه می دونم. متنی که مخاطب نتونه تغییرات شخصیت هارو درک کنه یعنی پر از مشکله. حیف از اینهمه زحمت برای ... دیدن ادامه » اجرا نیست که برای این مدل متن ها انجام بشه؟ یا شاید هم متن مشکلی نداشته و گروه در به نمایش گذاشتن این تغییرات ناموفق بودند؟ این رو باید کسی پاسخ بده که نمایشنامه رو خونده.
شما مختارید از هر ادیبی هر ایرادی که به ذهن تون می رسه بگیرید
محض اطلاع: در ساختار نمایشنامه هیچ تغییری ایجاد نشده
متن نمایشنامه از انتشارات نیلا به چاپ چهارم یا پنجم رسیده و در کتابفروشی ها موجوده
۰۶ تیر
آقای خطیبی ممنونم از پاسختون. حتما متن رو تهیه می کنم و می خونم.
۰۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیرین
درباره فیلم ما همه با هم هستیم i
فیلم هایی مثل ما همه با هم هستیم و خانم یایا تکلیفشان با خودشان معلوم نیست. می خواهند از درد مردم بگن. تقابل رابطه ایران و آمریکا رو به نمایش بذارند. اگر هواپیما ایران و مردم ایران باشند و مهران مدیری نماد حکومت ایران و گلزار نماد آمریکا (در مورد ما همه با هم هستیم) از انفعال مردم برای حرکت رو به جلو برای تغییر شرایط کنونی بگند (در مورد خانم یایا) اما خب به دلیل محدودیت های کشور نمی توانند پس این موارد را به صورت مخفیانه و در قالب نماد بیان می کنند. خب تا اینجای کار مشکلی نداره. ابراهیم گلستان هم وقتی اسرار گنج دره جنی را نوشت و ساخت کلی نماد ایجاد کرد. در نهایت برای لو نرفتن مقصود برای حکومت وقت از بازیگران صمد آقا برای فیلمش استفاده کرد.هرچند در کنار هم قراردادن این دو فیلم با فیلم پر جسارت اسرار گنج دره جنی در آن زمان کار درستی نیست. این دو فیلم حتی ... دیدن ادامه » ذره ای جسارت فیلم گلستان را ندارند.اما از این جهت کنار هم قرار دادم که بگم صرفا استفاده از این روش مشکلی نداره.مشکل از موقعی شروع میشه که تهیه کننده ها در عین حال میخوان گیشه رو هم از دست ندن. پس در ما همه با هم هستیم لشکری از بازیگران طنز رو به عنوان بازیگر انتخاب می کنند و در خانم یایا دو بازیگری که بیشتر در زمینه طنز فعالیت کردند. تا کسانی رو که به خاطر فیلم طنز و دیدن اون بازیگران به سینما میان رو هم به سینما بکشونند. در مورد خانم یایا که پوستری رو هم تهیه می کنند که به مخاطب نشون میده این کاملا یک فیلم طنزه و صرفا برای خنده. بعد که سروصدای مردم در میاد می نویسند این فیلم اصلا کمدی نیست! اینجاست که آدم می مونه چه عکس العملی نشون بده. می خواهی از درد مردم در فیلم هات بگی و همزمان میخوای جماعت زیادی از مردم رو گول بزنی؟؟ خودت هم داری مثل بقیه سر مردم رو شیره می مالی تا پولشون رو بگیری.اگر نظرات مردم رو خونده باشید دیدید که مخاطبان از پولی که بابت خانم یایا و ما همه با هم هستیم دادند راضی نیستند. و این نارضایتی به خاطر این نیست که فیلم در سلیقه اشان نبوده بلکه به این دلیل است که تبلیغات فیلم گولشان زده.خانم یایا باید صاف می رفت و در هنر وتجربه اکران میشد. ما همه با هم هستیم هم باید از حجم این بازیگران طنز کم می کرد. چند تا بازیگر خوب تئاتری می تونستند به ما همه با هم هستیم سروشکل بهتری بدن.شترسواری دولا دولا نمیشه. یا از درد مردم بگو یا با حیله گری پولشان را بگیر. هردوتاش با هم یه جا جمع نمیشه.
دقیقا....اون چار ملیاردی که یایا فروخت مصداق پول دزدی هست...حتی اون تیزر این فیلم کمدی نیست رو طوری درس کردن که بیشتر کمدی بودن رو متبادر کنه....اگه صادقانه توی هنرتجربه گذاشته بودنش،فیلم شریف و قابل اعتنایی بود
۰۳ تیر
دقیقا حرفتون درسته.
۰۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیرین
درباره فیلم متری شیش و نیم i
متأسفانه در زمان اکران پر سروصدای فیلم موفق به تماشا نشدم به علت مشغله کاری و البته یک خوشبختانه هم داشت که نظرات متفاوت رو تا الان خوندم و بعد به دیدن فیلم رفتم.دیشب بالاخره فیلم رو دیدم. و فیلم به نظرم آینه تمام نمای این عبارته:توقف در فیلمنامه نویسی. علی رغم شروع غافلگیر کننده اش (که تنها نکته مثبت فیلم بود) ولی فیلم نامه پر از ضعف بود.امان از فیلمنامه های بد که گریبان سینمای ایران رو گرفته. من از طرفداران پروپاقرص ابد ویک روز هستم و به نظرم این فیلم یک سقوط چند پله ای نسبت به ابد و یک روز محسوب میشه.فیلم بعد از پیدا شدن ناصرخاکزاد واقعا سقوط می کنه. حتی بازی پیمان معادی هم تا پیدا شدن ناصر خوب پیش میره اما بعد از اون میشه گل درشت و اغراق شده. یک سری دیالوگ رو پشت سرهم تندتند گفتن نشد پلیس خشن. بازی نوید محمد زاده رو اصلا نپسندیدم. کاش اصلا این نقش ... دیدن ادامه » رو قبول نمی کرد و می ذاشت بازیگر دیگری که کمتر در این نقش ها دیده شده این نقش رو بازی می کرد تا باورپذیرتر بشه این نقش.نوید باید نقش پلیس دوم رو بازی می کرد که فرزندش رو از دست داده که نقش متفاوتی رو هم بازی کرده باشه. (هومن کیایی بازیگر خوبیه.ولی از این نقش ها در تئاتر ازش زیاد دیدم و این نقش براش تکراری محسوب میشه)پریناز ایزدیار دقیقا نقشش چیه اینجا؟ فقط برای اینکه بگیم یک پریناز ایزدیار در فیلم داریم؟ لو دادن ناصر می تونست به دست هرکس دیگری انجام بشه. فقط پریناز ایزدیار رو آوردیم که بگیم یک نقش زن هم داریم و از حجم فضای مردانه فیلم کم کنیم؟؟ فیلم برداری فیلم خیلی خوب بود و فقط می تونم تنها دلیل اینهمه تحسین و تمجید رو فیلم برداری فیلم بدونم که تونست روی مخاطب اثر بذاره. دلیل ادامه پیدا کردن داستان بعد از اعلام حکم دادگاه چیه؟ اون هم با بازی عجیب کاراکتر وکیل؟؟ اصلا دلیل به تصویر کشیدن صحنه اعدام چیه؟ اون صحنه قراره چی به من مخاطب اضافه کنه؟ در نهایت با وجود اینکه داستان کاراکتر اصغر پیران و پسرش هم در فیلمنامه عجیب و اضافی بود و فیلمنامه برای این بخش می تونست بهتر نوشته بشه جوری که به کاراکترهای اصلی قصه ربط پیدا کنه ولی بهترین بازی رو متعلق به اصغر پیران می دونم که بین سروصدای بازی سایر بازیگران و داد وفریادهای فیلم, بازی اصغر پیران در جشنواره هم نادیده گرفته شد.و نامزدی نقش مکمل کمترین چیزی بود که باید به اصغر پیران تعلق می گرفت.در پایان آقای روستایی به شما هم باید مثل محمد حسین مهدویان یه جمله بگم وقتی یه موضوعی یک بار گرفت دلیل نمیشه دوباره بگیره. مهدویان ایستاده در غبار و ماجرای نیمروز رو ساخت و خوب پیش رفت. اما ساخت رد خون یه اشتباه بود.به همون اندازه که ساخت متری شش و نیم اشتباه بود.متری شش و نیم فیلمیه که به دلیل غوغا و سروصدا و جنجالی که براش راه افتاد خیلی مورد استقبال قرار گرفت اما بعد از چندین سال به فراموشی سپرده میشه. همین سرنوشت در انتظار فیلم مغزهای کوچک زنگ زده هم هست.
تقریبا با همه نقدتون موافقم فقط یک نکته عرض کنم که:
انگار کاراکتر پیمان معادی تو یک صحنه سانسور شده در اواخر فیلم با بیان همچین جمله ای " وقتی من شروع به کار کردم یک میلیون معتاد داشتیم اما الان شش میلیون " استعفا میده و اون صحنه پشت بام و نگاه به ... دیدن ادامه » اعدام هم پیرو ناامیدی ایشون در فیلم گنجانده شده بود که قاعدتا وقتی صحنه استعفا سانسور شده بود پس این صحنه اعدام هم کلا اضافه و بی هدف جلوه میکرد.
بطور کلی نیمه اول فیلم خوب و نیمه دوم خسته کننده بی منطق و شعاری بود
۰۲ تیر
اگر موضوع سانسور دخیل بوده در صحنه اعدام صحبت شما درسته. ولی وقتی می بینیم که بخشی از فیلممون رو دارند سانسور می کنند که به فیلم ضربه وارد می کنه می تونیم با یک تدوین بهتر فیلم رو هم بهتر کنیم. وقتی اون بخش سانسور شده پس اصلا سکانس اعدام هم باید حذف میشد. ... دیدن ادامه » در مورد بازیگرها هم جایی خوندم که اصلا از اول قرار بوده که نوید محمد زاده نقش پلیس دوم رو بازی کنه و شهاب حسینی نقش ناصرخاکزاد رو که فکر کنم این نتیجه بهتری داشت.که با انصراف شهاب حسینی نقش ها عوض شده. ولی باز هم می تونستند فرد دیگری رو برای نقش ناصر انتخاب کنند. کاراکتر پریناز ایزدیار هم باید کلا به نظرم از داستان حذف میشد.در حال حاضر نمی تونم تصور کنم کی برای نقش پلیس اول بهتر بود. شاید کامبیز دیرباز.البته به شرطی که اون حالت لاتی رو از صداش در می آورد. :-) یا شاید حامد بهداد با توجه به بازیش در سد معبر. از پس این نقش خوب بر می اومد.ولی همه اینها وقتی فیلمنامه خوب نباشه دردی رو دوا نمی کنه.
۰۲ تیر
کاملا باهاتون موافقم
۰۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیرین
درباره نمایش آبی مایل به صورتی i
<<اگه خوب خوبش رو بخوای... خود کلمه های زن و مرد چیزی بیشتر از یه توهم نیستن. هیچ مردی صد درصد مرد نیست و هیچ زنی هم صد درصد زن نیست>> می دونم این جمله ها تو خلاصه آورده شده.ولی دوست داشتم یه بار دیگه برای تأکید بیشتر بذارمش. ممنونم از تمام عوامل این نمایش که خیلی زحمت کشیده بودند. بازی ها خیلی خوب بود. ولی... چرا وقتی میخوایم یک معضل رو تو جامعه بیان کنیم اینقدر سعی می کنیم ترحم رو به سمت اون قشر بکشونیم.اطرافیان من همه در حال گریه کردن بودند.خب این چه دردی دوا می کنه از جامعه؟ کاش بیشتر روی این مسأله تمرکز میشد که ازدواج به زور ترنس ها یه اشتباه بود که باعث شد این وسط بچه ای هم به دنیا بیاد که بعدا بعد عمل تغییر جنسیت پدر یا مادرش مورد تمسخر قرار بگیره.کاش بیشتر به همون جمله داخل خلاصه داستان پرداخته میشد که واژه های زن و مرد فقط یه چیز قراردادین. ... دیدن ادامه » ترنس ها نیازی به ترحم ندارند.بلکه نیاز به فهمیدن و آگاهی جامعه دارند.این نمایش فقط این پیام را می داد که اینها گناه دارند. آخی باهاشون مهربان باشیم.ولی آگاهی در مورد خود ترنس ها خیر.
شیرین خانوم با احترام به نظرم گریه ها ی من و بیننده های کنارتون که به ترحم تشبیه شد، اولین پله ی درک، همدلی و همدردی و تا حدودی شرم از ندونستنهامون باشه.
هیچکس و هیچ اقلیتی تو دنیا به ترحم احتیاج نداره، چرا اشک رو به ترحم تشبیه میکنید؟ من خودم از عدم درک ... دیدن ادامه » درستم از شرایط این عزیزان و طلب مغفرت بابت اشتباهم و قضاوت های توی دلم بارها اشک خجالت ریختم.و این تاثیرگذارترین اثری بود که پیام این نمایش می تونست داشته باشه.
۰۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیرین
درباره نمایش مده آ i
ایده به این خوبی. چرا اینقدر بد اجرا شد؟ حرکت های موزون بی ارتباط که نیازی به وجودش نبود. بازی هایی که ارتباط گرفتن باهاشون سخت بود. و یه سؤال تا جایی که من می دونم در نمایشنامه مده آی اصلی مده آ برای انتقام از همسرش دو فرزندش و عروس تازه رو می کشه. ولی اینجا گروهی که مثلا داشتند این اجرا رو تمرین می کردند یه پایان کاملا متفاوت داشتند اجرا می کردند که بعد بازیگر زن نمایش گفت میخوام این پایان رو تغییر بدم!! خود این پایانی که در نظر گرفته شده بود قلابی و اشتباه بود آخه!!! دلیل این کار چی بود؟
شیرین
درباره نمایش سیزیف i
بازی ها عالی بود. در واقع باید بگم دو بازیگر درخشیدند در این اجرا.امیدوارم کارهای بیشتری از این دو بازیگر ببینم.اما در مورد خود اجرا. من برعکس بقیه دوستان نمیگم من نفهمیدمش. خیر.بلکه این ایراد از نمایش و نمایشنامه بود که با من ارتباط برقرار نکرد و تازه وقتی اومدم در تیوال و نقد دوستان رو خوندم همه نمایش رو متوجه شدم. ولی آیا نمیشد همین داستان جذاب کمی منسجم تر و بدون اغراق گرایی و پراکندگی بیش از حد به مخاطب ارائه میشد؟ اینکه برای فهمیدن کامل اثر باید نقدشو خوند به نظرتون ارزش کار رو پایین نمیاره؟ این منو به یاد فیلم مادر دارن آرنوفسکی میندازه.فیلم خوش ساخت با بازی های عالی.ولی تا نقدشو نخونی نمی تونی متوجه بشی که فیلم نماد خدا و مادر طبیعت و آدم و حوا و فرزندانشون و کل انسان های روی زمینه که دارن زمین رو نابود می کنند. داستان به این جالبی ولی عدم ... دیدن ادامه » توانایی در رساندن منظور.البته باز هم به نظرم فیلم مادر منسجم تر از این کاره.با این حال با وجود خوش ساخت بودنش و بازی های عالی در جشنواره کن با تمسخر تماشاگران و هو کردن در سالن نمایش مواجه میشه.چون نتونسته با مخاطب ارتباط لازم رو برقرار کنه.به نظرم نیاز به خواندن نقد و داشتن پیش زمینه برای فهمیدن اثر نشونه ضعف اون اثره
شاید لذت کار هم باشه ، این که شما دریافت های خودتون رو داشته باشید و نقطه نظرات بقیه رو هم بذارید کنارش و پازل کار رو تکمیل کنید
۲۱ خرداد
گاهی مردم می گویند برای فهم یک فیلم دچار مشکل اند ، اما به نظرم آنها بیش از آنچه میدانند میفهمند ، زیرا همه ما موهبت شهود داریم - ما واقعا از موهبت شهود چیز ها برخورداریم .
شاید کسی بگوید موسیقی را نمی فهمد ؛ اما اغلب مردم موسیقی را به صورت حس تجربه میکنند ... دیدن ادامه » و می دانند که موسیقی نوعی انتزاع است . لازم نیست موسیقی را به کلام تبدیل کنی - فقط آن را می شنوی .
سینما بسیار به موسیقی شبیه است . می تواند بسیار انتزاعی باشد اما مردم مشتاق اند مفهومی عقلانی به آن دهند و آن را به صورت کلمات درآورند .
- دیوید لینچ صیدِ ماهی بزرگ
۲۲ خرداد
بحث خوندن نقد و نخوندنش نیست
تماشاچی نمی فهمه چون خسته می کنه ذهن تماشاچی رو
40 دقیقه بدون استراحت و بدون اتفاق،
قطعاً ایراد کارگردانی است...
اذیت کردن تماشاچی هنر کارگردانی نیست..
۳۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیرین
درباره فیلم شبی که ماه کامل شد i
البته در واقعیت دلیل به پاکستان رفتن این دو نفر چیزی که در فیلم نشان داده شده نبود. بلکه حمید به دستور برادرش در واقعیت بدون اطلاع دادن به خانواده فائزه یک روز که خونه نبودن همه وسایل رو جمع می کنه و بی خبر به همراه فائزه میرن پاکستان.کاش در فیلم هم همین رو نشون می دادند.چون در فیلم دلیل به پاکستان رفتن و اصرار فائزه به رفتن خیلی برای مخاطب ملموس نیست و همه میگفتند که اینا می تونستند در امنیت کامل در تهران زندگی کنند و مالک هم نمی تونست بیاد تهران.اما به هرحال لذت بردم از تمام دوساعت و ربع این فیلم
نیلوفر ثانی، لی لی، Negin Fooladi، سپهر و رضا بولو این را خواندند
فاطمه دُرامامی و سیما لواسانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید