تیوال شکوه حدادی | دیوار
S3 : 16:15:11
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مستند اسرار دریاچه
فوق العاده شگفت آور ، حیرت انگیز و پر رمز و راز است .
و فیلمبرداری درخشانش مبهوت کننده
به به چقدر خوشحال کننده است که بعد از مدتها دوری معلم بزرگوارم از تیوال به پیشنهادشان یک فیلم تماشایی را ببینم.
ممنون از حضور پر مهرتان
۱۵ ساعت پیش
بله
تجربه بسیار بسیار شیرینی بود تماشای این مستند
۱۴ ساعت پیش
دقیقن جناب غیوری ارجمند
بسیار لذتبخش و دیدنی
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کالاندولا قصه ی دردهاست ،
به روایتی دگرگونه و عمیقا " تاثیرگذار ، که عنصر آگاهی بخشی اش غنی و قوی است .
قصه هایی که بعید می دانم تا بحال نخوانده ، نشنیده و یا آن اتفاقات را جایی ندیده باشید .
ولی ، ولی روایتی اینگونه خلاقانه را ، شاید کمتر کسی تجربه کرده باشد .
نمایش " کالاندولا " هوشمندانه ست و بسیار دردناک
ارزشمندست و قابل تامل
تجربه ای که تا عمق وجود نفوذ می کند و تمام فضاهای ذهنی ات را به اشغال خود در می آورد و تمام شدنی نیست ،
زیرا این نمایش نگاهی جامعه شناختی با رویکردی روانشناسانه دارد .
**
با درود بر احمد سلگی گرامی
کارگردان خلاق و خوشفکر که ذهن درخشانش ستودنیست ،
و باسپاس فراوان از همه ی بازیگران که چنین صحنه هایی را با زیبایی تمام خلق کردند و به جان نشاندند .
**
بعد از " هویت پروانه های مرده " که همچنان در ذهنم ماندگار شده ، این بار هم " کالاندولا " بشدت برایم درگیرکننده بود و بسیار متاثرم ساخت .
احمد سلگی عزیز وگرانقدر ، به همراه گروه بسیار خوب و نازنینت ،
منتظر ... دیدن ادامه » اجراهایی باز هم ناب تر و بکرتری خواهم ماند .
سرفراز و پاینده باشید

هر اتاق
یک قصه،
هر قصه
یک زندگی

او
در سرش جنگ،
تو
در دلت صلح،
ماییم
شاهکار ... دیدن ادامه » تولستوی

#مجتبی
۰۶ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نباید یادم بره که ، بودم
یادم نره که ، هستم
یادم نره که ، نفس بکشم

***

تو داری حرف زدن رو فراموش می کنی
آدم بودن رو فراموش می کنی
بانو حدادی عزیز درود بر شما
افتخاری بود دیدن نمایش با حضور شما بانوی فرهیخته،مصاحبت و هم نشینی با شما بانوی خردمند و دوستان عزیز و بزرگواری که دیشب زیارتشون کردم،سعادتی بود برای بنده که تا مدت‌ها مایه ی مباهاتم خواهد بود.
۱۲ دی ۱۳۹۷
@ جناب بایزیدی ارجمند باز هم سپاسگزارم
مهرتان پایدار

@ جناب عبدالهی عزیز خواهش می کنم . ولی پیشنهادم اینست که با انتظار بالایی به تماشایش ننشینید ، حتی با بازی خیلی خوب حامد رسولی

@ خیلی ممنونم رویا جانم . امیدوارم که نظر ارزشمندتان را در باره ی این ... دیدن ادامه » نمایش بخوانیم و استفاده کنیم . پاینده باشید



۱۵ دی ۱۳۹۷
حتما خانم حدادی بزرگوار..ممنونم مجددا

رویا خانم، چشم..شما فقط رها کنید اونو من اصن کلاااا اونطوری با همه صحبت می‌کنم :)
۱۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" خاموشی دریا " را ببینید
و روز های پایانیش را از دست ندهید
.من که هنوز نتوانستم از حال و هوایش خارج شوم .
امیدوارم که برای شما نازنینان هم اینگونه باشد ...
به به چقدر خوب که نمایشی باعث می شود یکی از بزرگان نازنین تیوال پیشنهاد نمایند...
برقرار باشید معلم مهربان و خردورزم
۲۴ مرداد ۱۳۹۷
سپاسگزارم
بزرگوارید ابرشیر عزیز و اهل اندیشه ام
بینهایت مرهون مهرتانم و شرمسار محبت هایتان ..
متن زیبا ، بازی تحسین برانگیز شهرام حقیقت دوست ، موسیقی و ... و همینطور سکوت مطلق تماشاگران در طول نمایش ، برایم بیاد ماندنیست .
۲۴ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش می شد که کسی می آمد
این دل خسته ی ما را می برد
چشم ما را می شست
راز لبخند به لب می آموخت.
کاش میشد دل دیوار پر از پنجره بود
و قفس ها همه خالی بودند
آسمان آبی بود
و نسیم ، روی آرامش اندیشه ی ما می رقصید.
کاش می شد که غم و دلتنگی
راه این خانه ی ما گم می کرد ..


از: ...
ای کاش
دیده و دل ها
همه آبی بود
مثل دریا
بسان رویا
ای کاش
شب از دامنش
ستاره ها را
چون قاصدکان پیامبر
نوید ... دیدن ادامه » روزانه ایی نو می ساخت
و بر چشم دل های تیره می‌ افشاند
تا آدمیان
دمی گرم را
بر جان شان می نوشیدند
و قصه های ما هم
آفتابی می شد
چرا که
همراهی دل و قلم
آفرینش غزل است
که سبز است
چون بهار

#ناهید_حدادی
۲۷ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" ریچارد سوم اجرا نمی شود "
دیدنی ست
با بازی تحسین برانگیز حمید رحیمی
و بازی های خوب و قابل قبول همه ی بازیگران
سپاس

سلام خانم حدادی
بی شک نمایشی که شما ازش تعریف کنید
حتما دیدنی هستش
و حرف هایی برای گفتن داره
مرسی که نظرتون رو مثل همیشه
با مهربانی برای ما می نویسید
شاد و سلامت باشید
به امید دیدار
۰۸ مرداد ۱۳۹۷
سلام جناب مهدیزاده ی گرامی
خواهش می کنم و ممنون از لطفتان
اجرای خوب و لذتبخشی است ،
امیدوارم که شما هم از دیدنش لذت ببرید .

۰۸ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاتر یه آینه نیست ،
یه شیشه ی بزرگ نماست ! این رو مایاکوفسکی گفته !
*
خواهش می کنم اون چراغ رو خاموش کن ...نور نمی ذاره فکر کنم ...
تو این کشور فقط تو تاریکی میشه فکر کرد .
*
باید پرده از راز تاریخ برداشت .
خانم حدادی چرا من فکر می کنم جمله اول رو برعکس شنیدم؟؟؟
فکر کنم میرهولد در جواب یکی از اعضای حزب گفت که "تئاتر آینه نیست، یک شیشه بزرگنما است" که به نظرم منطقی هم اومد چون نمی خواست حساسیت اون ها رو بیشتر از اونی کنه که هست!
ولی شاید من دارم اشتباه ... دیدن ادامه » می کنم.
۰۹ مرداد ۱۳۹۷
با درود جناب ونائی گرامی
بله درستش همانطور است که شما مرقوم فرمودید :

" تاتر یه آینه نیست ، یه شیشه ی بزرگنماست "
ممنون از این یادآوری

اصلاح شد .
با سپاس

،
۰۹ مرداد ۱۳۹۷
خواهش می کنم. ممنون از شما به خاطر نوشتن این ها.
۱۰ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شکوه حدادی
درباره نمایش لولیتا i
اینجا گلخانه ست
درختان از بی خوابی در بیداری خواب می بینند .

**
خلاء ، ساکت ، سکوت
ببخشید کار بر اساس نوشته ولادیمیر ناباکوف هست؟
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷
ممنون
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
خواهش می کنم
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شکوه حدادی
درباره نمایش لولیتا i
اینجا کجاست ؟
ما گم شدیم
میگی زبون مارو می فهمی ؟
سکوت به زبون ما میشه رضایت
ساکت به زبون ما میشه دستور
عالی عااااالی....
۰۶ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سانتی متر نمایشی است بسیار زیبا و دلنشین
پیشنهاد می کنم اجراهای پایانی اش را از دست ندهید .
اثری تحسین برانگیز که بسیار خوب کارگردانی شده ،
بازی ها تاثیرگذارند و مخاطب را بخوبی با خود همراه می کنند .
آنچه که در این نمایش برایم جالب بود و قابل تامّل اینکه ، صحنه فاقد دکور است به جز چند صندلی ، طرح محیط خانه بر روی زمین کشیده شده ، فاقد موسیقی است ، ولی آنقدر برایم جذابیت داشت که محو تماشایش شدم و با من ماند .

جناب مرتضی شاه کرم گرامی
سپاسگزارم
برای تک تک عوامل و گروه اجرایی فوق العاده خوبتان آرزوی توفیق روز افزون دارم .
بهروز و پاینده باشید


شکوه حدادی
درباره نمایش قرمز i
پولاک می گفت :
اگر هنر نبود حقایق می تونست ما رو نابود کنه

**
برای غلبه به گذشته باید گذشته رو بشناسی

**
من اینجانیستم تا تصاویر شکیل رو خلق کنم .





به به انتخاب های عالی .. درود بر معلم بزرگوار خردمند تیوال
۱۷ اسفند ۱۳۹۶
ممنونم ابرشیر عزیز و بزرگوارم
نظر لطف شماست .
مهرتان پایدار
۱۷ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مامان وسط اینهمه آشغال گم شد .

*************************
گفتم برخیز و بدرخش

************************
این یکنواختی رو می شکنم

***********************
قیافت تغییر کرده
این نفرتته که تغییر نکرده
پیشنهاد می کنم این نمایش رو ببینید
متن خوبی دارد و تامل برانگیز است .
بسیار خوب کارگردانی شده
بازی ها عالی ست ، مسلط و روان .طراحی صحنه ی مناسبی دارد .
من این اثر رو دوست داشتم و از دیدنش لذت بردم .

در میان کثرت اجراهایی که روی صحنه هستند و اغلب شان خیلی زود به فراموشی سپرده می شوند ،
سلام و خداحافظ برای من اینگونه نبود ، بلکه بعکس فوق العاده دلنشین و تاثیرگذار بود .
خشایار خلیل خانی کارگردان خوب این نمایش در ذهنم خواهد ماند و کارهای بعدیشان را دنبال خواهم کرد .

و با سپاس از پانته آ قدیریان و محمد رضا هاشمی که بسیار خوب در نقش هایشان ظاهر شدند و بازی هایشان تحسین برانگیز بود .
و ممنون از همه ی عوامل این اثر دوست داشتنی
موفق باشید
معلم بزرگوار و خوبم ممنون که نظر خودتون رو در تی وال نوشتید .. چقدر عالی که بعد از مدتها نمایشی به خاطرسپردنی دیدید.. سعی می کنم تا قبل از پایان اجراهایش به تماشایش بنشینم..
خوشحالم از وجود فرهیخته و مهربان تان
۱۰ اسفند ۱۳۹۶
درود به خاله شکوه بزرگوار و خردورزم... پایدار و پاینده باشین
۱۰ اسفند ۱۳۹۶
ممنون و سپاسگزارم ابرشیر عزیز و اندیشمندم
مانا باشید
۱۰ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احساس گناه می کنیم
چرا که شغلمان را به اندازه ی کافی نیاموخته ایم .

**************
دروغ نگو
دروغ نگوییم

*************
دنیا تو اون لحظه
تو انگشت پای مادرم خلاصه می شد .
خواندن انتخاب ها و قلم خاله شکوه بزرگوار و فرهیخته در تی وال همیشه فرخنده است... درود به ذهن و فکر روشن تان و قلب پشتیبان و مهربان شما برای تاتر و تفکر انسانی
۱۵ بهمن ۱۳۹۶
ابرشیر عزیز و گرانمایه و اندیشمندم
درود و سپاسی بیکران
بزرگوارید
مرهون لطف بی دریغتان هستم .
مانا باشید
۱۶ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی می توانست شگفت انگیز باشد ،
اگر می دانستیم با آن چه کنیم .

گرتا گاربو
شکوه حدادی
درباره نمایش من ... i
با درودی بی پایان و سپاسی بیکران از جناب حمید ورد عزیز و گرامی و جناب فرهاد تجویدی بزرگوار و گرانمایه
و تشکر ویژه از همه ی بازیگران پرشور و انرژی این نمایش بسیار زیبا و عالی
چقدر خوشحالم که تماشای آن را از دست ندادم .
شب حیرت انگیزی بود .
ممنون جناب تجویدی عزیز و گرانقدر که با تمام خستگی خود و تمام بازیگران بینظیر و نازنینتان ، پس از پایان نمایش ، در فضایی بسیار صمیمی به گفتگو با تماشاگرانتان نشستید و خواستار شنیدن نظراتشان شدید .

نمی دانم بعضی از اجرا ها چه با دل و جان و روح و روانمان می کنند که در جایمان میخکوب می شویم و در انتها هم حاضر به ترک سالن نیستیم و در واقع دلمان راضی به تمام شدنشان نیست .
تمام شدنی نیستند و با تو برای همیشه می مانند . در قلبت ، در ذهنت ، در جانت .
و " من ... " همیشه با من می ماند .
" من ... " دغدغه مندست ... دیدن ادامه » .
" من... " را باز هم و باز هم خواهم دید .

من کدام هستم؟
پیام رهنما


نگاهی به نمایش "من...‎"

"تهران" به عنوان پایتخت یک کشور بزرگ و در حال توسعه، پس از مشروطه به عنوان فضایی که مولد و انتقال‌دهنده‌ی فرهنگ است، همیشه مورد توجه هنرمندان و نویسندگان در حوزه‌های گوناگون فرهنگی هنری بوده است. تهران شهری است که پوسته‌ی یک شهر مدرن و درون یک روستای بزرگ را دارد. روستایی که به کج‌فهمی تمام، راه و روش رسیدن به مدنیت و مدرنیته را در رونق‌دادن به آپارتمان‌سازی، احداث اتوبان و ساخت فضاهای شهری بدون کم‌ترین ژرف‌اندیشی فرهنگی و اندیشه‌ای می‌بیند. حال و احوال مردمان چنین شهری نیز ساز و کاری مبتنی بر آرایش ظواهر و پروراندن و ابداع بیش از پیش نقاب‌ها و روی آوردن به تزویر و سالوس برای بقا و نیرنگ و فریب یک‌دیگر است. در چنین شرایطی اغلب مناسباتو روابطی پیچیده بین آدم‌های جامعه برقرار است و نمی‌توان برای هیچ‌کدام از رفتارها و کنش‌های آنان اصل و ریشه‌ای اخلاقی پیدا کرد.

نمایش ... دیدن ادامه » "من"، روایت زندگی و شب و روز کردن آدم‌ها در چنین جامعه‌ای است. آدم‌هایی که می‌خواهند به هر قیمتی که شده به اهداف خود دست پیدا کنند و به آرمان‌ها و تخیلات خود جامعه‌ی واقعیت بپوشانند. آن‌ها بی که بخواهند و خواسته باشند، در جریان کشمکش‌ها و درگیری‌ها جاری در ابعاد و سطوح مختلف جامعه شده و یا با جریان عام هم‌سو و عامل بروز مشکلات و نابه‌سامانی‌های بیش‌تر در جامعه شده و یا ایزوله، سرخورده و تنها می‌شوند.

من، 50 شخصیت دارد و از این حیث یکی از پر بازیگرترین نمایش‌هایی است که در این سطح و در این سال‌ها به روی صحنه رفته است. این 50 پرسوناژ در واقع بازیگران جوان یک کارگاه بازیگری هستند که در نبود مدرس خود، نقش‌هایشان را برای تماشاگران بازی می‌کنند و ناخواسته هر کدام در دام نقشی که بر عهده دارند اسیر شده و با آن یکی می‌شوند. نویسنده به خوبی توانسته است با خلق پنجاه پرسوناژ در یک اثر غیر رئالیستی دست به آسیب‌شناسی مشکلات و معضلات جامعه بزند و واقعیت‌های دردناک اجتماع را با زبانی سراپا گروتسک و پر از نیش به نمایش بگذارد. نگاه تیپیکال به شخصیت‌های نمایش با تصویرکردن چهره‌ی بی‌رحم شهری از طریق طرح روایت گونه‌ی اول شخص از زبان شخصیت‌های نمایش که به صورت بازی در بازی به نمایش در می‌آید، ارائه‌ی چندین قصه نمایش تو در تو که نشان دهنده‌ی جایگزینی ارزش‌های مادی و سوداگرانه به جای ارزش‌های معنوی و تبدیل آدم‌های هدفمند و آرمان‌گرا به آدم‌هایی مأیوس و وازده، در هر قصه نگاهی تلخ به روابط انسانی جامعه‌ی شهری دارد. این‌که چگونه و در چه شرایطی هدف می‌تواند وسیله را توجیه ‌کند و ارزش‌های انسانی چگونه از اوج به حضیض سقوط می‌کند.

نمایش من داستانی را به صورت خطی و منسجم روایت نمی‌کند، بلکه با رویکردی کوبیستی از به هم آمیختن حجم‌ها و رفتارها مجموعه‌ای واحد از شکل متکثر روایت به وجود می‌آورد. بازیگران در اسلوبی اپیزودیک و تکه‌تکه روایت‌های زندگی خود را بازگو و بازی می‌کنند و در این راه ایده‌هایی که توسط دیگران پیشنهاد می‌شود نیز به نمایش تبدیل می‌کنند.

تصویر جوانی که با داشتن علاقه‌ی بسیار به بازیگری، در گیر و دار مناسبات ناجوان‌مردانه و به دور از شایسته‌سالاری از دست‌یابی به هدفش منصرف و دل‌زده می‌شود، چهره‌ی دختری که برای بازی در فیلم‌ها سینمایی و چهره‌شدن، باید تن به هم‌خوابگی با رذل‌ترین افراد جامعه بدهد، سیمای جامعه‌ای که برای سوارشدن به مترو هم‌دیگر را زیر دست و پا می‌گذارند و الگو و مفهوم "زرنگی"، خورشید تابان اخلاقیات آن‌هاست، برای تماشاگر تهرانی غریبه نیست. نمایش با تصویر پراغتشاش و شلوغی که از آمیزش این چهره‌ها در تهران امروز می‌دهد، به تماشاگر تهرانی‌اش تلنگر می‌زند. نمایش سعی کرده است با دقت در فواصل بین قطعات نمایش با تماشاگران ارتباط برقرار کرده و با طرح پرسشی از آن‌ها موجب تفکر و تأمل آن‌ها شود. این‌که به راستی نقش آنان در این آشفته‌بازار چیست؟ یا مقصر اصلی در این نابسامانی‌ها فرد است یا اجتماع؟ و انگشت تقصیر به سمت چه کسی باید باشد؟ بنابراین تکنیک درام‌نویسی تا حدودی به شیوه‌ی اپیک و تئاتر فاصله‌گذار برشتی شباهت دارد و تماشاگر با مشاهده‌ی تصاویری از این نوع با خودش مواجهه می‌شود و شاید بگوید به راستی من کجا هستم؟

"من"، عنوانی تفکربرانگیز دارد. "من" به عنوان بنیادی‌ترین کلمه در ادبیات واژگانی سارتر، رهیافتی پویش‌گرانه به جهان اگزیستانسیالیسم سارتری دارد. تعداد بازیگران روی صحنه دقیقا به خاطر نمایش آن نوع کثرتی است که هستی‌شناسی سارتری پی می‌افکند. "من" در این نمایش کدام هستم؟ آیا این چهره‌ها همگی سایه‌هایی از "من" نیستند که حالا به شکلی متکثر و در قالب یک نمایش به من نشان داده می‌شود؟ اگر این چهره‌ی "من" است، پس در این سقوط، مقصر کدام است؟ "من" یا "جامعه"؟
۱۱ آذر ۱۳۹۶
خانم حدادی جان سلام...میشه لطفا یه پیام بمن بدین؟

بابت یه موضوعی می خواستم باهاتون حرف بزنم
09210354690
حسین ایرجی ام.
۲۲ آذر ۱۳۹۶
سلام جناب ایرجی گرامی
خواهش می کنم .
بله حتما"
ببخشید من تازه متوجه این پیغام شما شدم .

۲۳ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شکوه حدادی
درباره نمایش من ... i
کتابفروشی رو کردم قهوه خونه

حالا لطف کنین و جواب منو بدین :
واقعا" چی می شه که اینجوری می شه ...

شعار بیست :
چون چراغ قهوه خونه هامون روشنه
و چراغ کتابخونه ها خاموش
شکوه حدادی
درباره نمایش من ... i
دخترم هر روز کتابها رو ورق بزن تا حوصله شون سر نره

*************************
آقا شما
کتاب مرگ فروشنده رو داری؟
مرگ خریدار رو چی ؟
مرگ بازار یاب رو چی ؟
............................
آهان مرگ کتابدار
مرگ کتابدار
**********************

آقا رو شاهنامه نشستی ...
شکوه حدادی
درباره نمایش من ... i
من... من... من...
********************************
********************************
دیدنی ست ************دیدنی ست
نمایشی است بسیار زیبا ................ دلنشین ...................... جذاب .................. و دوست داشتنی .
به نویسندگی حناب حمید ورد گرامی و جناب فرهاد تجویدی بزرگوار و نازنین
و کارگردانی جناب فرهاد تجویدی ارجمند
با تعداد زیادی بازیگر بینظیر
بازیهایی تحسین برانگیز و فوق العاده درخشان
بقدری از دیدن این نمایش لذت بردم که قابل توصیف نیست .
پیشنهاد می کنم حتما حتما تا قبل از به پایان رسیدن اجراهایش که بیش از یک هفته نیست به تماشایش بنشینید تا سرشار از لذت شوید .
از دستش ندهید .
که بدون شک پشیمان می شوید .
شکوه حدادی
درباره نمایش من ... i
با درود
همیاری جان
لطفا تاریخ شروع نمایش را تصحیح فرمایید .
۱۴ آبان تا ۱۵ آذر
سپاس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید