تیوال شکوه حدادی | دیوار
S3 : 07:07:55
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من هیچ غمی نداشتم که خواندن یک صفحه کتاب ازبین نبرده باشد .
کتاب ، عمر دوباره است .

منتسکیو
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" هر کدام از ما چیز با ارزشی را از دست داده ایم . فرصت های از دست رفته ، امکانات از دست رفته و احساساتی که دیگر نمی توانیم هرگز به دستشان بیاوریم . معنی زنده بودن تا حدودی همین است . اما توی سر ما ــ حداقل من فکر می کنم که آنجا ــ اتاق کوچکی هست که خاطرات را در آن ذخیره می کنیم . اتاقی مثل این کتابخانه ، قفسه بندی شده . و با توجه به عملکرد قلب مان مجبوریم هر روز کارت های فهرست جدیدی درست کنیم . ما باید هر چند وقت یک بار گرد و خاک شان را پاک کنیم، بگذاریم هوای تازه وارد شود و آب گلدان های گل را عوض کنیم . به عبارت دیگر آدم همیشه با کتاب خانه ی اختصاصی خودش زندگی می کند. "

کافکا در ساحل
هاروکی موراکامی
آسیه و پروانه عزیزی
کتابهای خاک خورده اون ته کارتن... وقتی درشون میاری بوی عجیبی میدن, بوی خاطرات و کاغذ و بوی همراهی ...
بوی دوران شکل گرفتن شخصیتمون...
مرور دوباره شون...حال آدم رو خوب می کنه...
۱۷ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از صدای پر مرغان سحر
لاله از خواب گران دیده گشود،
اولین پرتوی سیمایی صبح
بوسه بر گنبد مینا زده بود ،
دید؛ در مزرعه ، گنجشگی چند
می فرستند به خورشید درود
موج می زد همه جا بوی بهار

فریدون مشیری
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سر بر شانه خدا بگذار
تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند
که نه از دوزخ بترسی
و نه از بهشت به رقص در آیی

قصه ی عشق ،
انسان بودن ماست

شاملو
زندگی زیباست چشمی باز کن
گردشی در کوچه باغ راز کن
هر که عشقش در تماشا نقش بست
عینک بدبینی خود را شکست
علت عاشق ز علت ها جداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست

من میان جسم ها جان دیده ام
درد را افکنده درمان دیده ام
دیده ام بر شاخه ها احساس ها
می تپد دل در شمیم یاس ها

زندگی موسیقی گنجشک هاست
زندگی باغ تماشای خداست
گر تو را نور یقین پیدا شود
می ... دیدن ادامه » تواند زشت هم زیبا شود

حال من ، درشهر احساس گم است
حال من ، عشق تمام مردم است !

زندگی یعنی همین پروازها ،
صبح ها ،
لبخند ها ،
آوازها

ای خطوط چهره ات قرآن من
ای تو جان ِجانِ جانِ جانِ من
با تو اشعارم پر از تو می شود
مثنوی هایم همه نو می شود

حرفهایم مرده را جان می دهد
واژه هایم بوی باران می دهد

از : " شهرام محمدی " ( آذرخش )

آری ،آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
۰۲ دی ۱۳۹۳
گر چه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

مرسی عمو فرهاد عزیز
۰۲ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چنین است دنیای رویای من ....

من در رویای خود دنیایی را می بینم که در آن
هیچ انسانی ، انسان دیگر را خوار نمی شمارد

زمین از عشق و دوستی سرشار است
و صلح و آرامش ، گذرگاههایش را می آراید.

من در رویای خود دنیایی را می بینم که در آن
همگان راه گرامی آزادی را می شناسند
حسد ، جان را نمی گزد
و طمع ، روزگار را بر ما سیاه نمی کند .

من در رویای خود دنیایی را می بینم که در آن
سیاه یا سفید
از ... دیدن ادامه » هر نژادی که هست
از نعمتهای گستره ی زمین سهم می برد.
هر انسانی آزاد است

شوربختی ، از شرم سر به زیر می افکند
و شادی هم چون مرواریدی گرانقیمت
نیازهای تمامی بشریت را بر می آورد.

چنین است دنیای رویای من !


لنکستون هیوز

درد اینجاست ... !!
وقتی که ساعت ها می نشینی
و به حرفهایی که هیچوقت قرار نیست بگویی ؛
فکر می کنی .


و حتی یک کلمه نگفت
هانریش بل / حسین افشار
قلب ، مهمانخانه نیست که آدمها بیایند
دوسه ساعت یا دوسه روز
توی آن بمانند وبعد بروند...

قلب ، لانه ی گنجشک نیست
که در بهار ساخته می شود
و در پائیز باد آن را با خودش می برد...

قلب ؟ راستش نمی دانم چیست !
اما این را می دانم که
فقط جای آدمهای خیلی خوب است.


نادر ابراهیمی
زیبای زیبا!
۱۰ تیر ۱۳۹۳
ممنون جناب یزدانی عزیز
بله بسیار زیباست
منم این دلنوشته ی نادر ابراهیمی را خیلی دوست دارم .
کلا" از همه ی نوشته هایش لذت می رم .
بخصوص " یک عاشقانه ی آرام" ش که خیلی زیباست .

۱۱ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این روز ها می گذرد
احساس می کنم که کسی در باد فریاد می زند
احساس می کنم که مرا از عمق جاده های مه آلود
یک آشنای دور صدا می زند.

آهنگ آشنای صدای او
مثل عبور نور ، مثل عبور نوروز ، مثل آمدن روز است .

روزی که این قطار قدیمی
در بستر موازی تکرار
لحظه ای بی بهانه توقف کند
تا چشمهای خسته ی خواب آلود
از پشت پنجره
تصویر ابرها را در قاب
و ته واژگونی جنگلها را در آب
بنگرد ... دیدن ادامه »

آن روز
پرواز دستهای سنگین
درجستجوی اوست.


آب و آتش
دیگر جوان نمی شوم


و دیگر جوان نمی شوم
نه به وعده عشق و نه وعده چشمان تو
... و دیگر به شوق نمی آیم
نه در بازی باد و نه در رقص گیسوان تو
چه نامرادی تلخی

و دریغا
چه تلخ تلخ فرو می ریزم
با سنگینی این غربت عمیق
در سرزمین اجدادی خویش

و دریغا
چه ... دیدن ادامه » عطشناک و پریشان پیر می شوم
در بارش این گستره تشویش
در خانه خورشیدها ، خاطره ها

دریغا
چه بی برگ و بار لال می شوم
در دور دست آن گلها ، گمانها ، گفتگو

و مگر فراموش می شود؟
سرانجام آن جست و جو ها و آن چشمه و
چشم انداز آواز و آرزوها

و مگر فراموش می شود آن بهاری که آمده بود
با رقص شکوفه هایش و وعده همان بهار
که در کرامت درختان تابستانیش
هیچ سبد و سفره ای بی نصیب نخواهد ماند
از سرشاری میوه های مهربانیش

و دریغا بر من
چگونه فراموش می شود سبدها وسفره هایی که
سالهاست نه سیب را می شناسند و نه مهربانی را

و دریغا بر من
چه لال و بی برگ و بار پیر می شوم
در این سوی دیوارهایی که از من
دزدیده اند سیب را و
جانمایه سرودهای جوانی را

و دیگر جوان نمی شوم
نه به وعده این بهاری که آمده است
و نه به وعده آن شکوفه های نو شکسته


محمد رضا عبدالملکیان
ابرشیر این را خواند
محمد مهدی، جعغر ملکی، سیاوش حیدری، مرضیه، نینو، Someone و آرزو نوری این را دوست دارند
دوست داشتم بزنم دوست دارم اما خیلی تلخ بود خیلی .. باید از هر سنی که توش هستیم لذت برد و بهش نازید

آیا میشود؟


چگونه فراموش می شود سبدها وسفره هایی که
سالهاست نه سیب را می شناسند و نه مهربانی را
۰۳ تیر ۱۳۹۳
بله درسته جناب ابرشیر گرامی تلخ ست خیلی تلخ .
بله باید از هر سنی که توش هستیم لذت ببریم
ولی نمی دانم آیا زمانه این اجازه را به ما می دهد ؟


ناگهان دلت می گیرد........
از فاصله ی بین آنچه که می خواستی......
و آنچه که هستی........
۱۲ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از آن کِشم ندامت ،
که تو را نیازمودم
تو چرا ز من گریزی
که وفایم آزمودی


رهی معیری
تو چرا..
۲۷ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوش دیوانه شدم
عشق مرا دیدو بگفت
آمدم ، نعره مزن
جامه مدر
هیچ نگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم
گفت ان چیز دگرنیست دگر هیچ مگو
مولانا
۲۲ خرداد ۱۳۹۳
آخ هوس کردم برم قونیه زیارت حضرت مولانا...
۲۳ خرداد ۱۳۹۳
این اشتیاق رو من هم مدتهاست که دارم .
امیدوارم جناب قهرمانی شما تشریف ببرید و جای ما را هم خالی کنید .
۲۳ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو بال پرواز

کتاب را که باز می کنی
دوبال یک پرنده را گشوده ای
پرنده ای که از زمین
تو را به شهر های دور
تو را به باغ های نور می برد .

ز هر کجا که بگذری
به ارمغانی از خرد
به خانه ی تو روشنی میآورد .

گشوده باد بال های مهر او
که جاودانه می برد .

... دیدن ادامه »
فریدون مشیری
درد اینجاست ..
که درد را نمی شود ..
به هیچکس حالی کرد ...!


کلیدر ... / محمود دولت آبادی
دردهای من اگرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست،
درد مردم زمانه است!
سپاس از گزینش خوب شما.
۲۱ خرداد ۱۳۹۳
نام دیگر درد
منم
وقتی از تو دورم
بسیار زیباست
ممنون خانم ثانی عزیزم .

قیصر امین پور ؟
محمود دولت آبادی
۲۱ خرداد ۱۳۹۳
آقای احمد قهرمانی گرامی
عالی بود .
۲۱ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گندم
دختر ناز خورشید و زمین
نان از برکت وجود توست
افسوس
یا به نرخ روز می خورند
یا آغشته به خون ...


از : سعید سنجری
و نمی دانستم
که آیا این اندوه است که ما را به تفکر وامی دارد ،
یا تفکر است که مار ا اندوهگین می کند ؟!


چارلز بوکوفسکی
هیچ وقت نخواهیم فهمید
که
واقعیت حقیقت است
یا حقیقت واقعیت!
۰۸ خرداد ۱۳۹۳
سپاسگزارم جناب یزدانی گرامی .
۰۸ خرداد ۱۳۹۳
با سپاس از شماآقای قهرمانی .
ممنونم .
۰۸ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیروز و فردا دست به یکی کردند.
دیروز با خاطراتش و فردا با وعده هایش مرا خواب کردند .
وقتی چشم گشودم ، امروز گذشته بود .



آلبر کامو
آفرین به گزینش زیبایتان خانم حدادی
۰۶ خرداد ۱۳۹۳
دوست ارجمندم ، خانم حدادی ، درود بر شما

سپاس بسیار از پیام و راهنماییهاتون

آخرهفته و آدینه ای خوش رو براتون آرزو می کنم .پیروز باشید.
۰۸ خرداد ۱۳۹۳
خواهش می کنم و ممنونم جناب یزدانی .
منم امیدوارم پایان هفته ی خوبی داشته باشید و ایام به کامتان باشد.
برقرار باشید .
۰۸ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" طفلی به نام شادی ،
دیری ست گم شده است !
با چشم های روشن براق ،
با گیسویی بلند ، به بلندای آرزو !

هر کس از او دارد نشان ،
ما را کند خبر !
این هم نشان ما :

یک سو خلیج پارس ،
سوی دگر خزر ! "



از : استاد محمد رضا شفیعی کدکنی
ممنونم.
و درود بر استاد شفیعی کدکنی
۰۴ خرداد ۱۳۹۳
زیبای زیباست
۰۴ خرداد ۱۳۹۳
ممنون جناب قهرمانی گرامی
۰۴ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هان ای عقاب عشق !
از اوج قله های مه آلود دوردست
پروازکن به دشت غم انگیز عمر من
آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد!
آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد !
پر کن پیاله را!
.
.
.

فریدون مشیری
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خصیصه ی عشق ؛ گزینش ارزشهاست . و عشق از بافت ارزشهایی ست که با چیزی جز خودش قابل ارزیابی و سنجش نیست . برای من تعریف عشق ، جدا از تحسین نیست و نمی توانم کسی را بی آنکه تحسین کنم دوست بدارم .


در فاصله ی دو نقطه ...!
ابران درَودی
درود بر خانم حدادی عزیزم با انتخاب زیباشون
۰۳ خرداد ۱۳۹۳
ممنونم خانم ثانی عزیزم .
۰۳ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید