تیوال شهرام صنعتی مقدم | دیوار
S3 : 07:36:44
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
جناب آقای تفنگدار و گروه محترم نمایش.... خدا قوت
در این ملک ، مدتهاست فرهنگ هم مثل انسانیت مثل وجدان، زیر پای پول و سرمایه ذبح شده. دیدن سالنی که برای این نمایش ها پر نمیشود دردناک است. نمایش ایرانی مظلوم است اما زنده است. و زنده میماند به همت همچون شُمایانی حافظین عزت و شرف ‌تیاتر...
روح قدیسانِ فرهنگ و هنر این سرزمین، ناظر تلاش و پایمردی شماست هم ایشان شما را برکت خواهند داد.
اول: کاش واقعاً بدونیم چی میخوایم! اصلاً میخوایم؟ نمیخوایم؟ اگه میخوایم چرا درستش نمیکنیم؟ اگه درست نمیشه چرا تمامش نمیکنیم؟ اگه تمامش کردیم چرا رهایش نمیکنیم؟ ....
دوم: به نظرم در روایت زندگی این زوج چیزی بیش از موضوع اصلی ( جدایی، دروغ و تظاهر به ادامه زندگی) هم وجود داشت. رابطه هردو با هم بعد از جدایی بسیار خوب است. شوخی و خنده و سر به سر گذاشتن تا حسادت به وارد شدن یه آدم تازه به زندگی همسر سابق. حتی یکی از طرفین (که فرقی هم نمیکند واقعاً کدام یکی باشد) بی میل به معاشقه نیست .... یعنی میتوانیم دوست باشیم همخونه باشیم باهم خوش بگذرانیم و نیاز جنسی و نیاز عاطفی همدیگه رو برطرف کنیم ولی فقط اسمش رابطه زناشویی نباشه! یعنی "تکلیف" نسبت به هم نداشته باشیم! .... با چه چیز "خانواده شدن" مشکل داریم؟ مسوولیتش؟ تعهدش؟؟ از خود گذشتگی اش؟؟؟ .... به نظرم ... دیدن ادامه » بد نباشد برای نمایش هایی از این دست که ما به ازای بیرونی فراوانی هم دارد، جلسه نقد و تحلیلی با حضور یک جامعه شناس یا روانشناس هم برگزار شه... بهرحال نمایشی است که آدم را به فکر فرو میبره و همین یعنی نویسنده و کارگردان به هدفشون رسیده اند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای خدا! این خنده های احمقانه و بی دلیل و با صدای بلند داره به عذاب دائم تبدیل میشه. من دیگه با استرس وارد سالن میشم که از این قماش آدما اومدن یا نه که متاسفانه مدتیه که میبینم بله! اومدن! .... آخه این چه اداییه؟ چه تفاخریه؟ چه تظاهریه؟ ... جالبه که قشری هم که به تماشای تیاتر میاد عموما جوانانی هستند (ظاهراً) از طبقه متوسط به بالا (ظاهراً) تحصیل کرده (ظاهراً) مد روز اما ... چه عرض کنم ! ... واقعا آرزوم اینه قدرت اینو داشتم که اجرا رو یک دقیقه متوقف میکردم و مزاحمین صوتی و موبایلی رو از سالن مینداختم بیرون..... میفهممت آقا رضای بهبودی که اون خانم با شال آبی چه اعصابی ازت خورد کرد... و چه خوب کردی که مستقیم خطابش کردی و اعتراض! محض رضای خدا یا تماشای نمایش رو یاد بگیرین و رعایت کنین یا یه سرگرمی دیگه برای خودتون پیدا کنین و ما و تیاتر رو رها کنین...
خدا نصیب نکنه
خیلی سخته تحمل این افراد :(
۱۲ اردیبهشت
واااااای آدم دوست داره همونجا طرف رو خفه کنه :(
۱۳ اردیبهشت
وای عذاب کشیدم اصن دقیقا یکیشون کنار دستم بود میخواستم خفه اش کنم
۱۵ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حرفه ای نیستم که از ریتم و ... ایراد بگیرم ولی در کل مضمون نمایش رو خیلی بیشتر از خودش دوست داشتم. مادر، زنی عامی و شکست خورده از روزگار است. علی رغم همه تلاشهایش قافیه زندگی را باخته و به جایی نرسیده و واداده است. بدزبان و کم تحمل شده. تحقیرشدنها و بی توجهی ها تلخی را از وجودش سرریز کرده. دختر بزرگ، جسمش مریض است روحش هم. محتاج جلب توجه از دیگران است. در عین حال که چیزی برای عرضه ندارد پس با سیگار کشیدن و آرایش کردن اینکار را میکند. حتی اگر خواهرش را تشویق به بردن میکند برای خاطر او نیست برای اینست که خودش را مطرح کند: من خواهرشم ها!. فکر میکنم آینده ی او، امروز مادرش باشد و اما تیلی دختر کوچولوی آرام، دارد در همین اجتماع تلخ و گزنده زندگی میکند. زخم میبیند اما مثل مادر و خواهرش نیست (همرنگ جماعت نشده)، زیبایی های کوچک و دلپذیری در دنیا مثل گلهای همیشه ... دیدن ادامه » بهارش پیدا کرده و مشغولشان است. تحقیرش میکنند مسخره اش میکنند ولی سرش به دنیای خودش است، برخلاف خواهرش، شادی زندگی را در چیزی ورای لذت های سطحی پیدا کرده.. برنده هم میشود: بین 500نفر!. دلم میخواهد فکر کنم او برخلاف مادرش و برخلاف خواهرش با همه ناملایماتی که میکشد اما در زندگی هم برنده خواهد شد.... بازی دخترها خوب بود. و البته بازی مادر احتیاج به تعریف ندارد چون عادت کرده ایم بازی خانم نصیرپور همیشه عالی باشد! ... ایده حضور شخصیت نویسنده ی نمایش، در نمایش خیلی جذاب بود. و کاش مهتاب نصیرپور کارگردان ، زیبایی کار مهتاب نصیرپور بازیگر را کامل میکرد و قدری وقت صرف تماشاگرانش در پایان نمایش میکرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
معمولی و محترم با طنزی تلخ. فرشته عدالت آلوده به خون و گناه ، با شهود خریداری شده قصد حذف بیگناهی (که احتمالاً شاهد نبایدهایی بوده است!) را دارد. چه مضمون آشنایی! محکوم بیچاره چنان از عدالت مایوس است که کلمه ای در دفاع از خود به زبان نیاورد! .. تنها نکته اینکه به خدا شوخی های جنسی (که تاثیری در عمق نمایش ندارد و ضرورت موضوعی نمایش هم نیست) از شان نمایش کم میکند. خسته نباشید و موفق باشید.
امیر، مجید تیزرو، آقای سوبژه (محمد لهاک) و مهدی علی نژاد این را خواندند
Negin Fooladi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من همیشه قائلم که اندیشه ای پشت هر اثر هنری قرار دارد. تفکیک مخاطب خاص و مخاطب عام را هم قبول دارم. ولی حالا یعنی این نمایش با دیالوگهای به هم پیچیده و آشفته و مغشوش، خیلی آوانگارد است؟؟ به هرحال اثر خلق میشود که دیده شود اما جذب چند درصد مخاطب فهمیده و سیراب شده (که حتی خوشش نیامده باشد ولی ارتباط برقرار کرده باشد) ، خالق چنین آثاری را ارضا میکند؟ ... فکر میکنم همچنان در مفهموم هنر پیشرو تفاسیر گوناگونی وجود دارد ولی گاهی باید بلند گفت که "پادشاه لخت است"...... دوستانی که نمایش را دیده اند و پسندیده اند لطفا در دوخط (بدون ارجاع به کلیت داستان هملت شکسپیر کبیر مرحوم) بنویسند از این "متن" چه دستگیرشان شد؟ تیوال هم حتما مصاحبه ای مبسوط با نویسنده داشته باشد که خواندنی خواهد بود و استفاده خواهیم کرد.
پادشاه مثال خوبی بود گرچه فکر میکنم برای این اجرا کمی سخت گیرانه باشه.
من بعد از دیدن اجرای اول دریک جمله گفتم هیچی از این نمایش نفهمیدم. داستان ساده ست ولی پیچ و تاپ هایی که در فضای به قول یکی از دوستان دراگ و چتی این نمایش رخ میده با هیچ منطقی منطبق نیست ... دیدن ادامه » و فهمیدنش برام خیلی مشکل بود.
در اجرای دوم از اعوجاج های فرم و همینطور جذابیتش تا حد زیادی کاسته شده و بیشتر به داستانی بودنش به نظرم توجه شده.

با بخش زیادی از فرمایشات شما موافقم.
نوع خاص فرم این گونه آثار به دلیل ناب یا شاید کمیاب بودن اونقدر جلب توجه میکنه که نقد واقعی در مورد کیفیتشون مورد بحث واقع نمیشه.
۰۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دست مریزاد آقای اسداللهی و گروه. خدا قوت.
یک داستان ایرانی عالی به دست یک گروه بی ادعای عالی با دیالوگهای عالی و طراحی حرکات عالی ... همه و همه یک شب درجه یک عالی برای ما ساخت. حیف که آخرین شب بود. خدا قوت تان دهد آقای اسداللهی. ایزد شما سیاوشان تیاتر امروز را یاری کند تا در این هیاهوی سلبریتی بازی و دوران حاکمیت پول و سرمایه، بر هنر و تیاتر و شرافت و اخلاق ، راهتان را ادامه دهید.
Negin Fooladi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید