آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال داوود رحمتی | دیوار
S3 : 05:58:38 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
داوود رحمتی
درباره نمایش قهوه قجری i
«چه عجب از این یه ورا؟!»
مریم حسینی و گل بانو این را خواندند
ایمان اشراقی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
داوود رحمتی
درباره نمایش قهوه قجری i
این کار آقای پسیانی رو سالها پیش اجرای اولش رو با بازی خودشون دیدم
خیلی عالی و مفرح هست ضمن اینکه لایه های زیرین هم داره
بی صبرانه منتظر دیدن دوباره کار هستم...
بله. حرکات جلف، زن پوشی با آویزان کردن بالش به سینه و تقلید صدای معده توسط دهان بسیار عالی و مفرح هست...
۲۶ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
داوود رحمتی
درباره نمایش پارتی i
پارتی یا چگونه یاد گرفتم معصومیت را کنار بگذارم و خباثت را دوست داشته باشم

نمایش پارتی خیلی ساده و با یک داستان عادی و در اوایل کار بنظر تکراری و کلیشه ای شروع میشه ولی...
همه چیز از همین ولی شروع میشه و ما میفهمیم این آدم های معصوم و گاها دوست داشتنی نقاب به چهره دارند و زیر این نقاب چهره هیولاهای وحشتناکی پنهان شده
سه زوج که متوجه میشویم قبلا همدانشگاهی بودند و حالا همه زن و شوهر هستند در ویلایی متعلق به یکی از زوج ها در لواسان جمع شده اند تا کمی خوش باشند و در این میان تصمیم میگیرند برای بچه هایشان که در آینده به دنیا می آیند ویدئویی ضبط کنند و هر کدام صحبتی داته باشند و...
رفته رفته و به آهستگی نقاب های هرکدام کنار میرود و چهره کریه واقعیت پدیدار میشود... واقعیتی هایی بسیار هولناک
پارتی به یقین یکی از بهترین کارهای اجتماعی سال ... دیدن ادامه ›› های اخیر است
کاری که با چاقوی جراحی درام آنچنان لایه های مختلف منحط اجتماع کنونی ایران را به تماشاچی نشان میدهد که گاها تماشاجی شاید مثل من عوقش بگیرد از تعفن این جامعه غرق شده در لجن
کاری که مثل همه کارهای آرش عباسی رئال هست و به روال کارهای رئال آکسسوار، لباس ها، نور و از همه مهمتر بازی ها کاملا رئال و باورپذیر هستند
دوست دارم از بازی گروه بازیگران تشکر بکنم، بازی های خیلی خوبی ارائه میدهند ولی در این میان بازی یک بازیگر خیلی برجسته بود و او شیوا مکی نیان بود که عامل افتادن نقاب ها هست و خیلی عالی این نقش رودر آورده و گاهی من تماشاچی فراموش میکردم که دارم نمایش میبینم و این از آنجایی که سال ها کار این بازیگر رو دیدم و دنبال کردم متوجه این پختگی بازی او میشم
تمام این محاسن تحقق پیدا نمیکرد مگر با راهنمایی و دزایت کارگردان
در آخر پیشنهاد میکنم حتما این کار رو ببینید
داوود رحمتی
درباره نمایش رگ i
وظیفه نگارش تاریخ و به امانت گذاشتن آن برای آیندگان وظیفه ای بسیار حساس و خطیر است
گاهی تاریخ نگار بنا به معذوریت ها و الزاماتی برش هایی از تاریخ را حذف میکند و یا در طول سال ها حکومت ها برش هایی را بنا به صلاح دید خود حذف میکنند
در این میان وظیفه هنرمندان مخصوصا نمایش نامه نویسان متعهد این است که برش هایی که به هر دلیلی حذف شده اند را یافته و به رشته تحریر درآورده و برای اجرای آن تلاش کنند
ایوب آقاخانی در این میان به تاریخ و چهره های آن علاقمند است و سعی میکند آن ها را به درستی آنچنان که بوده اند به مخاطب بشناساند
در سه گانه اش راجع به چهره های جنگ ایران و عراق این کوشش را دیدیم
در این میان اما «رگ» تازه ترین کار آقاخانی که الان در سالن چهارسو مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است بهترین و درخشان ترین کار اوست که به برهه ای از تاریخ میپردازد که تا به حال گفته نشده و جزو همان برش های حذف شده از حافظه ی عموم است
سنه 1320 و زمان جنگ جهانی دوم است. ایستگاه مرزی اَرَس، سه سرباز و یک سرجوخه از مرز محافظت میکنند. لشکر شوروی قصد حمله به مرز و ورود به ایران را دارد و این چهار تن شاهد تحرکات آن ها هستن. از مرکز جواب تلگراف ها را نمیدهند و وقتی هم جواب میدهند دستور کوتاه و گویای این است که بدون جنگ و مقاومت اجازه ورود به لشکر شوروی ... دیدن ادامه ›› داده شود. اما سرجوخه تصمیم به سرپیچی از دستور و مقاومت با اندک مهمات و همین چهار سرباز میگیرد و البته هر چهار سرباز به میل خود میمانند و شجاعانه و قهرمانانه از خاک و میهن خود دفاع میکنند.
در میان جنگ و گلوله و خون رفت و برگشت هایی به خانه سه تن از این چهار تن را میبینیم و هرچه بیشتر از جنگ متنفر میشویم
از نقاط قوت کار، نمایش نامه و درام بسیار قوی آن است که تماشاچی را تا به آخر بدنبال خود میکشاند
طراحی صحنه کار فوق العاده خوب است و کاملا در خدمت اثر
گروه بازیگران بسیار خوب و یک دست هستند و خیلی خوب انتخاب شده اند
در آخر باز هم تاکید میکنم که «رگ» بهترین و برجسته ترین کار ایوب آقاخانی است و با دیدن آن احساس غرور به انسان دست میدهد، غروری برخاسته از حس میهن پرستی.
یک کار عالی و دیدنی دیگه از گوشکی
شخصا از کارهای شکسپیر خوشم نمیاد مگر اینکه کارگردان خیلی خلاق باشه و برداشتی خلاقانه و جذاب ارائه بده
برداشت های کوشکی از شکسپیر رو خیلی دوست دارم، خلاقانه و جذاب هستند خیلی
پیشنهاد میکنم حتما تا وقت هست این کار رو ببینید
یک کار تک پرسوناژ خیلی خوب که به همه توصیه میکنم از دستش ندن
کاری اجتماعی و تلخ که به شعری سپید میماند...
داوود رحمتی
درباره نمایش آهواره i
همیشه از ورود به تونل ها خوشم میومده، یعنی یه جوررایی عاشقش هستم
شاید به خاطر این هست که وارد تونل که میشی با دنیای بیرون ارتباط قطع میشه و بعد مدت زمانی از دور نوری دیده میشه و این نور کم کم بزرگ و بزرگتر میشه تا از تونل خارج میشیم و باز وارد دنیای پرهیاهوی بیرون میشیم
با دیدن «آهواره» حس ورود به یک تونل طولانی بهم دست داد البته با یگ تفاوت عمده
حس کردم بصورت دنده عقب وارد تونل شدم!
یعنی اینکه اول نوری بزرگ دیده میشه و بعد کم کم این نور کوچک و کوچک تر میشه و انگار هیچوقت از این تونل خارج نمیشم
در «آهواره» با دنیایی سوررئال و آبستره مواجه هستیم
چهار کاراکتر از چهار مکان مختلف که سرنوشتشون بهم گره خورده و دلیل این گره خوردن جنگ و خونریزی و آدمکشی و در کل سبعیت انسان ... دیدن ادامه ›› معاصر هست
نمیخوام داستان کار رو بگم چرا که اولا داستان خطی و منطقی نداره ولی تماشاچی رو تا آخر روی صندلی نگه میداره، نگه که میداره هیچ میخکوب میکنه
سالن بلک باکس و به اصطلاح لخت و بدون هیچ دکوری کاملا در اختیار فضاسازی کار قرار داره
بازی ها یکدست و عالی هستند و غیر از این انتظار نمیرفت
اگر چه هیچوقت حس خارج شدن از تونل رو در «آهواره» تجربه نمیگنید ولی احساس زندانی شدن رو بهیچ وجه نخواهید داشت
Ali، میترا و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
نیلوفر ثانی، *مریم*، Justice و مهدی رزمجو این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کلا از کارهای دوره اول فیلمسازی وودی آلن زیاد خوشم نمیاد و گلوله ها بر فراز برادوی هم تعلق به همین دوران داره
البته این فیلم رو ندیدم چون چندین فیلم از دوره اول فیلمسازی آلن دیده بودم و پیگیر سینماش نبودم ولی دوره دوم فیلمسازیش رو بسیار دوست دارم که شامل درام های بسیار قوی میشه، بگذریم...
شلیک به تئاتر شهر طبق اطلاعات بروشورِ کار بر اساس فیلمنامه گلوله ها بر فراز برادوی نوشته آلن نوشته شده و الحق کار خوبی از آب در اومده
یک کمدی خوب و شریف که به هر قیمتی حاضر نیست از تماشاچی خنده بگیره
متن و کارگردانی خیلی خوب هست و به نظر من همه چیز سر جای خودش هست
یک نکته برجسته توی این کار انتخاب بازیگران هست که یکی از بهترین کست های اخیر هست
تک تک بازیگران اینقدر خوب هستند که نمیشه بازیگر دیگه ای رو در اون ... دیدن ادامه ›› نقش تصور کرد
سام کبودوند، ترانه کوهستانی ایوب آقاخانی و... و صد البته آناهیتا همتی عزیز که واقعا کار به کار بیشتر صیقل میخوره و درخشش بیشتر میشه و چشم ها رو خیره میکنه
در این بین اما بازیگری هست که واقعا بقول جوون های امروزی فک تماشاچی رو میندازه
این بازیگر به نظر من دچار نوعی دگردیسی شده و این روند از نمایش «رِم» شروع شد و حالا اوج این دگردیسی در این کار اتفاق میفته: حسین کشفی اصل !
کشفی اصل در نقش جولیا واقعا خارق العاده عمل میکنه
میمیک هاش، راه رفتنش، حرف زدنش، لحنش، ریزه کاری های نقش مثلا خاراندن ساق پا و... همه مشخص هست که ساخته شده توسط بازیگر هست و راحت هم ساخته نشده و به نظر من پوست کشفی اصل کنده شده سر این نقش !
کشفی اصل با توجه به روندی که پیش گرفته معلوم نیست نقش بعدیش چه خواهد بود
باید این رو هم در نظر داشته باشه که سطح توقعات شدیدا بالا رفته ازش و یک اشتباه در انتخاب میتونه فاجعه بار براش باشه
در کل به شدت توصیه میکنم این کار رو ببینید
با تشکر از اینکه مارا تماشا کردید، بسیار خوشحالیم که تونستیم نظر شما رو جلب کنیم.
۲۳ خرداد ۱۳۹۷
بنده چیزی جز تشکر و قدردانی ندارم.واقعا ممنونم.
۲۳ خرداد ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
داوود رحمتی
درباره نمایش تابوت عهد i
مقدمه:
تابوت عهد نام صندوقچه ای بود که تماما از طلای خالص ساخته شده بود و داخل آن دو لوحی که در کوه به موسی داده شده بود و روی آنها ده فرمان توسط خود خدا نوشته شده بود به همراه عصای موسی که شکوفه آورده بود قرار داشت
این صندوقچه داخل معبد قرار داشت (قبل از ساختن معبد در خیمه ای قرار داشت)
داخل معبد اتاقی بود به نام قدس و داخل قدس اتاقکی بود به نام قدس الاقداس که تابوت عهد در قدس الاقداس قرار داشت
هیچ موجود زنده ای حق ورود به قدس الاقداس رو نداشت و هرکس وارد میشد بلافاصله باید کشته میشد حتی اگر حیوانی اتفاقی وارد میشد باید کشته میشد (حتی کاهن بدون قربانی و ریختن خون اگر وارد میشد میمرد)
سالی یک بار کاهن برای سوزاندن بخور و بجا آوردن رسوم به قدس الاقداس وارد میشد آنهم با طنابی بسته به کمر که سرش بیرون قرار داشت که اگر حضور خدا او رو کشت بتونن جسد رو ... دیدن ادامه ›› بیرون بکشن!

و اما نمایش «تابوت عهد»
روز حادثه 11 سپتامبر خانه اَبی.
اَبی از بیرون وارد میشه و طی دیالوگ هایی متوجه میشیم که همان روز بن قرار بوده در یکی از برج های دوقلو باشه ولی بن در عوض به خانه اَبی میاد و از حادثه جان سالم بدر میبره ولی از زنده بودن بن هیچکس از جمله زن و بچه های بن خبر ندارن غیر از اَبی
بن اصرار داره که با اَبی به کوبا فرار کنن و اونجا یک زندگی جدید رو با هم شروع کنن ولی اَبی غرور زنانه اش این اجازه را به او نمیده و اصرار داره که بن اول با زنش تماس بگیره، زنده بودنش رو اطلاع بده، قضیه رابطه خودشونو به زنش بگه و بعد با هم به کوبا برن...
نویسنده نیل لبیوت بسیار زیبا و هوشمندانه از تمثیل ها استفاده کرده و یک داستانی که به ظاهر نخ نما میاد رو استادانه آنچنان با تمثیل ها آمیخته که تماشاچی انگشت به دهان میمونه
جایی از نمایش اَبی به بن میگه تو سالی یه بار قرار بوده توی اون برج باشی و همین یک بار هم از زیرش در رفتی
اینجا اشاره نویسنده به حضور سالی یک بار کاهن هست و بن همان کاهن هست که سالی یک بار باید به داخل قدس الاقداس میرفت و مناسک مذهبی رو به جا میاورد و اگر بدون قربانی و ریختن خون به داخل میرفت خشم خداوند اورا میکشت انگار خود بن از گناه خودش و کشته شدنش خبر داره، گناه خیانت به خانواده
در اینجا برج های دوقلو نماد قدس الاقداس گرفته شده و بن نماد کاهن که از کشته شدن بخاطر گناهکار بودن فرار کرده و...
نمایش سرشار از تمثیل های اینچنینی و خیلی لذت بخش هست
بازی بازیگران بسیار عالی و روان هست هردو (بیتا معیریان و مهدی کوشکی) در متن حل شده و یکی شده اند
کارگردانی کار خیلی خوب و حساب شده بوده
دیدن این کار رو به همه عزیزان توصیه میکنم
سپاس از حضورتون و یادداشت خوبی که نوشتید.
۰۵ خرداد ۱۳۹۷
مرسی چه توضیحات خوبی
۰۶ خرداد ۱۳۹۷
جناب رحمتی من میدونم که شما خیلی تئاتر میبینید.لطف کنید ما رو با متن های این چنینی خودتون در تیوال خوشحال کنید تا ما از علم و اطلاعاتتون و البته نظرهای درست و به جاتون استفاده کنیم و لذت ببریم
۱۱ خرداد ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
داوود رحمتی
درباره نمایش پولانسکی i
کار هر کارگردانی ویژگی های خاص خودش رو داره، البته اگر کارگردان مولف باشه
مثلا اسپیلبرگ استاد در خلق دنیای فانتزی و شیرین رویاهای کودکی است یا تیم برتون استاد در خلق دنیای کابوس های کودکی است و همیشه گفته ام که این دو درست دو روی یک سکه هستند
من شناخت درستی از دنیای تئاتر خارج از کشور ندارم ولی کاملا بزرگان تئاتر ایران رو شناخت دارم ازشون و میشناسم جنس کار و دنیاشون رو
بزرگانی همچون اکبر رادی، علیرضا نادری ، بهرام بیضایی، حمید امجد و... که هرکدوم ویژگی های خاص خودشون رو دارن
میرعلی اکبری هم با دو کاری که ازش دیدم (الاویاتان و پولانسکی) میره که درام نویس و کارگردان قدری بشه
در الاویاتان با دنیایی کاملا فانتزی و خشن روبرو بودیم که لحظه ای تماشاگر تردیدی در واقعی بودنش نمیکرد با اون کاراکتر بیادماندنی پزشک روانی که یادآور پزشک مرگ در زمان هیتلر بود با نقش افرینی درخشان حسین کشفی اصل
در پولانسکی اما با دنیایی رئال طرفیم که چند داستان در هم تنیده شده اند
در پولانسکی زندگی رومن پولانسکی رو شاهد هستیم و البته سکانس هایی از سه کار بسیار ... دیدن ادامه ›› درخشان او: بچه رزماری، ماه تلخ و پیانیست بازسازی شده اند که متاسفانه بخاطر موضوع ماه تلخ کارگردان نتونسته آنطور که باید به این اثر درخشان بپردازه
در پولانسکی مدام شاهد عقب و جلو رفتن زمان هستیم و نکته جالب در این مورد اینه که کل 90 دقیقه کار که مدام زمان عقب و جلو میره صحنه ها همه در دل همدیگه جای گرفته و صحنه ای از دل صحنه ای دیگه متولد میشه و اصلا شاهد رفتن و آمدن نور نیستیم
نکته خیلی جالب در مورد پولانسکی حضور بروس لی به عنوان راوی است و میدانیم که لی یکی از دوستان صمیمی رومن پولانسکی بوده
بروسی که در این کار میبینیم کاملا متفاوت با لی است که تا بحال میشناختیم و نمیخوام با توضیحاتم لذت دیدن کار و این کاراکتر رو از بین ببرم چون شاید کار بخواد مثل بعضی از کارهای دیگه در سالن دیگه ای در آینده اجرا بره
بازیگران همه خوب هستند حتی بازی کاریکاتور گونه صاحبین خانه رزماری و همسرش
در آخر نکته ای رو میخوام بگم اونم اینکه انگار آقای حسین کشفی اصل همیشه نقش های یونیک رو بازی میکنند ولی من چیز دیگه ای رو متوجه شدم و اونم اینکه نقش ها یونیک نیستد بلکه با نقش آفرینی کشفی اصل یونیک میشوند (نگاه کنیم به پیرمرد نمایش رِم یا همین بروس لی در پولانسکی)...
تنها کامنت درستی که در مورد این نمایش نوشته شد به نظرم کامنت کامل شماست،که چه حیف دیر خوندم،و روز آخر اجراست...
۲۹ بهمن ۱۳۹۶
فدای محبت شما...ارادتمند...
۲۳ خرداد ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
داوود رحمتی
درباره نمایش آنام i
معمولا به دیدن کارهای تک پرسوناژ نمیرفتم ولی با دیدن یکی دو کار تک پرسوناژ نظرم عوض شد
یکی از کارهایی که نظرم رو عوض کرد این کار بود
کار خیلی خوب و جمع و جور با یک بازی عالی از بهروز پناهنده راجع به مقام مادر...
اجرای مونولوگ خیلی سخته . ممکنه تماشاگر رو خسته کنه من هم با وسواس انتخاب می کنم با نظر دوستان تیوال برای تماشای این اثر ترغیب شدم . سپاسگزارم
۲۸ بهمن ۱۳۹۶
ممنون از حضور و نظر شما. خوشحالم نمایش مورد پسندتون قرار گرفته.
۱۲ اسفند ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
داوود رحمتی
درباره کنسرت-نمایش یرما i
سلام
کار بسیار زیبا و جذابی بود
فوق العاده لذت بردم
از بازی ها، موسیقی و متن که حرفی برای گفتن نمیمونه
کار جاودانه لورکا که بارها ورسیون های مختلفی ازش دیدیم و برداشت ها متفاوت بوده و این ورسیون یکی از دلچسب ترین ورسیون ها بود
به همه گروه خسته نباشید جانانه میگم
خسته نباشید عزیزان...
داوود رحمتی
درباره نمایش گالیله i
گالیله روایتی است از برهه ای که کشیشان دین را تبدیل به ابزاری کرده اند و به وسیله این ابزار از مردم ساده دل سواری میگیرند و هرچیز یا هرکسی که احساس کنند مانع این بهره برداری میشود بلافاصله از سر راه بر میدارند
گالیله ئو گالیله ئی در چنین برهه ای قصد دارد هیئت کوپرنیکی اش را به اثبات برساند، آنهم کمی بعد از اینکه جوردانو برونو بخاطر ابراز عقیده ای مشابه زنده زنده در آتش سوزانده شده
در این برداشت که نوشته برتولت برشت و ترجمه زنده یاد حمید سمندریان و به کارگردانی دکتر علی پویان به روی صحنه رفته من بر خلاف کارهای دیگری که از برشت دیده بودم و با عرض شرمندگی از عشاق برشت بسیار ملال آور و خسته کننده بودند با کاری بسیار متفاوت و سرزنده روبرو شدم
طراحی صحنه کار در نهایت سادگی و در خدمت اهداف کار هست
در این بین با ریزبینی و دقت کارگردان آکسسوار صحنه تبدیل به تمثیل و استعاره میشوند مثلا میز کار گالیله که از ابتدا تا انتهای کار یک گوشه از صحنه بدون حرکت قرار دارد و حتی با مسافرت گالیله به شهری دیگر از جایش تکان نمیخورد تبدیل میشود به استعاره ای زیبا از عقاید و اکتشافات گالیله که محکم رویشان ایستاده و بر آنها پا فشاری میکند
در قصه میبینیم که پسری که عاشق دختر گالیله است بخاطر عقاید پدرش او را رها می کند و عشق هم قربانی کلیسا و موقعیت اجتماعی پسر و خانواده اش میشود و دختری ... دیدن ادامه ›› شاداب و سرزنده تبدیل به زنی دلمرده و تلخ میشود
انتخاب بازیگران کار به عقیده من خیلی خیلی جسورانه صورت گرفته و به خوبی هم جواب داده است، مثلا انتخاب امیریل ارجمند در نقش گالیله بسیار جسورانه است و بسیار عالی هم این نقش ایفا شده
همینطور باقی تیم بازیگران عالی، روان و یک دست ایفای نقش می کنند
یک نکته را در آخر اضافه کنم و آنهم اینکه در نوشته ها و کلا سبک برشت مقوله ای بنام فاصله گذاری به چشم می خورد و شخصا از این فاصله گذاری که یک دفعه تماشاچی را از دل قصه بیرون کشیده و به او گوشزد می کند که تو داری یک نمایش میبینی بدم می آید ولی در این کار این فاصله گذاری خیلی نرم و ظریف صورت گرفته و ابدا اذیت کننده نیست
حتی بنظر من انتخاب لباسها هم در راستای همین فاصله گذاری صورت گرفته است
گالیله آینه تمام نمای جامعه فعلی ما است
بالاخره سه گانه ایوب آقاخانی در باره قهرمانان جنگ تکمیل شد
شهید کشوری (که توسط خود نویسنده کارگردانی نشد)، چمران و حالا یکی از اسطوره های جنگ شهید جهان آرا
خوشبختانه هر سه کار رو دیدم و به جرات میتونم بگم هرسه کار نگاهی بسیار متفاوت و لطیف به مقوله خشن و خانمان برانداز جنگ دارد
شخصا هفت عصر هفتم پاییز رو بیشتر از دو کار دیگه دوست داشتم
اولین چیزی که توجه رو در بدو ورود جلب میکنه طراحی صحنه خوب و متفاوت کار هست، تکه هایی از یک هواپیمای سقوط کرده، کوهی از کاغذ و کاغذهایی که کل صحنه رو پوشانده و تا اواخر کار متوجه نمیشیم که دلیل این طراحی عجیب چی هست
کار در باره زندگی شهید جهان اراست ولی فقط تکه هایی کوتاه از او و همسرش رو میبینیم
داستان زندگی او از زمان دبیرستان از زبان دوست صمیمی و همرزمش غلام ... دیدن ادامه ›› روایت میشه
کار دارای دو بازیگر هست: رحیم نوروزی و لیلا بلوکات و هر چهار نقش توسط همین دو بازیگر ایفا میشه و چقدر هم عالی هست این برو و بیا بین دو نقش و هردو بازیگر به خوبی از پس این کار بر اومدن و بازی ها بسیار یک دست و روان از کار در اومده
کارگردانی و میزانسن ها خوب بوده و در خدمت هرچه بهتر شدن کار هست
یک نکته ای رو در آخر اضافه کنم که برای خودم خیلی خیلی جالب بود و اون اینکه اسطوره ای که یک شهر رو یک ماه از سقوط نجات داد خودش در سقوط یک هواپیما شهید میشه و اینجاست که مردم میگن مشیت الهی و من میگم خواست طبیعت...

امیرمسعود فدائی و پرند محمدی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
داوود رحمتی
درباره نمایش اگه بمیری i
دیشب به دیدن اگه بمیری نوشته فلوریان زلر با یک برگردان خیلی خوب از خانم ساناز فلاح فرد رفتم، به نظر من ترجمه و برگردان دو واژه کاملا جداگانه هست و گاهی با متونی مواجه میشیم که کاملا «ترجمه» شده هست و هیچگونه ظرافتی از جانب مترجم اعمال نشده
بر عکس با متونی هم مواجه میشیم که با ظرافتی مثال زدنی «برگردان» شده و اگه بمیری جزو این دسته از کارهاست
اینجا با یک دنیای رئالیسم جادویی روبرو هستیم که البته اول متوجه این موضوع نمیشیم و رفته رفته با پیش رفتن قصه خودمون رو در یک دنیای شناور بین رئال و رئالیسم جادویی میبینیم و گاهی این رو گم میکنیم که این صحنه الان رئال هست یا نه! و این برای افرادی که عاشق رئالیسم جادویی هستند مثل من خیلی شیرین و دوست داشتنی هست
راجع به قصه زیاد نمیگم که لو نره
استفاده از هاش اف برای بازیگران که قرار بوده گاهی حالت پچ پچه داشته باشن خیلی به فضای رئالیسم جادویی کمک کرده و اگر گاهی نویزهایی گوش خراش روی هاش اف ها نمیفتاد عالی بود
بازی بازیگران خیلی خیلی عالی و روان هست و نمیتونم این متن رو بدون این بازیگران ... دیدن ادامه ›› تصور کنم
گاهی احساس میکردم با تلسکوپ دارم داخل یک اتاق خواب رو مخفیانه میبینم
الهام کردا، رضا بهبودی، ستاره پسیانی و البته کاظم سیاحی بهترین بازی ها رو ازشون شاهد هستیم و این رو با جرئت تمام میگم چون سالهاست بازی این عزیزان رو دنبال میکنم و شاهد روزبروز بهتر شدن و پیشرفتشون بودم و اینکه میدونم این پیشرفت ادامه خواهد داشت و این عزیزان درجا نمیزنن چون این رو طی این سالها ثابت کرده اند
کارگردان کار خانم زندی نژاد هم به همین ترتیب پیشرفت کرده و من به ایشون واقعا تبریک میگم
طراحی صحنه کار فوق العاده هست و صددرصد در خدمت متن و موضوع قرار داره و یکی از نقاط قوت کار هست
یک تختخواب که اتاق خوابی رو تداعی میکنه که بالای تخت هم آینه ای قرار داره و تقریبا 90 درصد قصه روی اون میگذره ولی نکته بسیار جالب و عالی صحنه اینه که خانه زن دوم (لورا) زیر این اتاق خواب طراحی شده و بگونه ای سمبل رابطه مخفی مرد قصه (پییر) با اوست و اینکه در آخر این زن در خانه اش (رابطه اش) زیر اتاق خواب زن اول (آن) (رابطه قانونی او با شوهرش) مدفون میشه
لورا در این کار نه تنها یک fame fatal نیست بلکه حس دلسوزی ایجاد میکنه و خیلی خوب این حس منتقل میشه
به همه گروه خسته نباشید میگم به خصوص گروه معرکه بازیگران...
صادقانه بگم سورپرایز شدم
انتظار کاری به این قوی ای و به این عالی ای رو نداشتم
اکثر عزیزان میدونند من با کسی رودربایستی ندارم و به قول آقای نادر برهانی مرند که در باره بنده گفته بودند داوود حرفشو بدون ملاحظه و بی پرده میزنه (جمله دقیقشون یادم نیست) من حرفم رو رک میزنم میخواد طرف خوشش بیاد میخواد نیاد!
عزیزان هم این رو قبول کردن که من رک هستم و از من ناراحت نمیشن (یا لااقل اینجوری نشون میدن!)
نمایش به طرز غریبی واقعا به طرز غریبی همه چیش خوبه
من انتضار یک کار خوب رو به پایین رو داشتم چون معمولا کارهای اول کارگردان های جوان اینگونه هستند، ولی این کار باعث شد نگاه من در انتخاب کارها برای دیدن یه کم عوض بشه، در جایی که کارهای بعضی از کارگردان های بسیار حرفه ای ما که گاها استخوان خورد کردند در تئاتر واقعا قابل دیدن نیست و در طول اجرا مدام آرزو میکنی کاش زودتر کار تموم بشه دیدن همچین کارهایی که کار اول هم به جساب ... دیدن ادامه ›› میان نعمته
آوا فیاض برای کار اولش ژانر فوق العاده سختی رو انتخاب کرده (نمایش مستند) چون به نظر من اگه نشه گفت سخت ترین ولی میشه گفت یکی از سخت ترین و صد البته جذاب ترین ژانرهای تئاتر نمایش مستند هست
در این کار همه چیز خیلی دقیق و حساب شده چیده شده
متنی خوب در اختیار داشتن خودش اولین قدم در ارائه یک کار عالی هست که در این کار شاهد یک متن فوق العاده هستیم
در طول اجرا چند نقطه از کار واقعیت و تمرین، نمایش و زندگی انقدر با ضرافت و دقت و ریز مخلوط میشه که تماشاچی واقعا میمونه که کدومش واقعا نمایش هست و کدومش تمرین و این مسئله نه تنها باعث آزار تماشاچی نمیشه که باعث لذت بیشتر از کار میشه
این ضرافت اول از همه برمیگرده به کار کارگردان و بعد تیم بازیگران، بازیگران انقدر بازی هاشون خوب هست و انقدر بده بستان خوبی بینشون جریان داره که من تماشاچی گاهی فراموش میکردم که دارم یک نمایش میبینم
در جای جای کار هرکدوم از بازیگران زیر نوری موضعی قرار میگرفتند و داستان زندگیشون رو که به نوعی پیوندشون زده بود به کارشون میگفتن، داستان هایی تلخ که البته به واقعیت خیلی خیلی نزدیکند، یادمون نره از تئاتر مستند حرف میزنیم نه قصه های پریان!
به کل گروه خسته نباشید میگم و آرزو میکنم ای کاش سالن بهتری در اختیار اینگونه کارهای خوب قرار میگرفت...
آوا فیاض و نازنین اسکندری این را دوست دارند
داود عزیز خیلى از این یادداشت خوبت انرژى گرفتم. سپاس
۱۲ تیر ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امشب این کار رو دیدم
اسم کار پاره های ساده هست ولی خود کار و متن آنچنان ساده هم نیست و پیجیدگی های خاصی داره که نمیتونم بگم جون قصه لو میره
مثل همیشه علی هاشمی تماشاجی رو غافلگیر میکنه، لااقل من که این حس رو داشتم
فرم کار و متن جالب انتخاب شده و از ریتم بسیار خوبی برخورداره
بازی ها همه خوب هستند ولی دو بازی متفاوت رو شاهد هستیم، یکی سیما تیرانداز که در بده بستان هایی که با بازیگران مقابلش داره خیلی با دیگر بازیهایی که از ایشون دیدیم متفاوت هست
بازیگر دیگه ای که شاهد یکی از بهترین بازی هاش در این کار هستیم شکوفه هاشمیان هست که بنظرم هنوز نقشی که بتونه کامل خودش رو نشون بده بهش واگذار نشده، در این نقش کوتاه که بنظر من تاثیرگذارترین شخصیت این کار هست خوش درخشیده و خیلی خوب این شخصیت رو جان بخشیده
طراحی صحنه کار خاصی نبود و مثل همه کارهایی که در باران روی صحنه میره دست طراح بسته بوده ولی در همون حد هم زیاد طراحی خوبی نیست
طراحی لباس اما خیلی خوب بود
در کل کار بسیار خوبی هست و پیشنهاد میکنم حتما ببینیدش...
سحر محبی، علیرضا بهرامی و سمانه این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیشب این کار رو دیدم
کار بسیار خوبی بود
همه چیز سر جای خودش بود و عالی
دو نکته رو میخوام بگم که در این کار خیلی پررنگ بود
اول اینکه متون خارجی قالبا زمان اجرا کشدار و خسته کننده از آب در میان که این شاید اول برمیگرده به حوصله تماشاچی ایرانی و دوم کارگردان های ما با اماشاچی ایرانی زیاد آشنا نیستند و متن رو بر اساس این مورد کار نمیکنند ولی برام خیلی جالب بود که در این کار این کشدار بودن و خسته کننده بودن وجود نداره و کار بسیار ریتم درست و خوبی داره

نکته دوم اینکه بسیاری از بازیگران ما دارای مشکل بزرگی هستند {البته با پوزش بسیار از اساتید} و اون اینکه بازی بازیگران در تمام کارها یک نوع هست و از کاری به کار دیگه اصلا فرقی ندارند
ولی در این کار بسیاری از بازیگران بازی های بسیار متفاوتی از خود بر جای گذاشته اند که با بازی های دیگرشان بسیار متفاوت هست
در کل کار نقاط قوت بسیاری داره و تشویقتون میکنم حتما این کار رو ببینید...
بیتا نجاتی و حسن گرشاسبی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پنجاه سال تاریخ معاصر ایران رو در یک درام جای دادن کار بسیار بسیار مشکلی هست که از عهده هر کسی بر نمیاد ولی آقای پاکدل بنظر من بخوبی از عهده این کار براومده
طبق معمول همه چیز سر جای خودش هست و خبری از شلختگی نیست، چه در میزانسن ها که بنظر من یکی از نقاط قوت کارهای حسین پاکدل هست و چه در دیگر اجزای نمایش
بازی ها یک دست و روان هست و بسیار لذت بخش
در کل کار بسیار خوبی هست که مطمئنا از دیدنش پشیمون نمیشید...
داوود رحمتی
درباره نمایش ترن i
اجرای قبلی این متن فوق العاده رو دو بار دیدم و از شنیدن اجرای دوباره اون خیلی خوشحال شدم
امیدوارم اپیزودی که اون زمان از کار سانسور شد به کار اضافه شده باشه
فقط میمونه تاسف از غایب بودن چندین بازیگر عالی مثل ریما رامین فر، سحر دولتشاهی و صد البته حسین پاکدل عزیز در نقش راوی که نمیدونم این نقش ها رو چه کسانی قراره جان ببخشند...
من هم موافقم امیدوارم اجرای این بار موفق تر و پربیننده تر از قبل باشد
۱۸ بهمن ۱۳۹۵
بالاخره اجرای ضعیفی بود یا فوق العاده؟
تا الان 6نفر دوست داشتن و 10 نفر دوست نداشتن!
۲۰ بهمن ۱۳۹۵
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید