تیوال علی عطاپور | دیوار
S3 : 04:06:47
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فیلم ضعیفی بود و اصلا داستان نداشت. از فیلم های سیاوش اسعدی فقط جیب برخیابان جنوبی رو دوست داشتم و با دیدن این فیلم واقعا ناامید شدم.
تنها نقطه ی قوت فیلم , بازی ژاله صامتی هنرمند بود.
البته تجربه بحث با شما این رو ثابت کرده که چیزی رو نمی پذیرید :) لیکن دل به دریا میزنم و می پرسم:
ممنون میشم بگید که داستان نداشت یعنی چی؟
چون اتفاقا یکی از داستانگوهای جشنواره بود (ورای خوب یا بد بودن فیلم)
داستان نداشتن رو برای فیلمی مثل قصر شیرین بکار ... دیدن ادامه » میشه برد مثلا....قصه ....داستان ...تعریف مشخصی داره به نظرم دوست من
۲۳ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حرف اصلی فیلم این بود که فحاشی و خشونت و پرخاشگری خیلی بده و داشتن امنیت روحی و روانی هم خیلی مهمه ... این فیلم از هر نظر معمولی بود و کارگردانی بسیار محافظه کارانه ای داشت.

طرح کلی داستان فیلم واقعا ناب و تازه و برای مخاطب جذاب بود . بازی ها و فیلمبرداری و طراحی صحنه و لباس و موسیقی هم خوب بود . این فیلم قابلیت این رو داشت که هیجان انگیزتر باشه و ای کاش فیلمنامه هم هوشمندانه تر نوشته میشد و کارگردانی قوی تری هم داشت . پایان بندی فیلم رو دوست نداشتم و به نظر من این فیلم یک نقص کلی داشت . در مجموع می تونم بگم که انتظار بیشتری از این فیلم داشتم .
دومین فیلمی بود این شب ها خیلی پسندیدم . موضوع خوب, پیام های انسانی و از همه مهم تر بازی های عالی و درجه یک . فیلم کاملا یکپارچه و منسجم بود و بازی های تک تک بازیگران کار رو دوست داشتم و به دلم نشست و خیلی حیف شد که این فیلم به سودای سیمرغ راه پیدا نکرد. خانم معتمدآریا گوهر سینمای ایران هستن و توی این فیلم واقعا سنگ تموم گذاشته بودن . جواد عزتی و علی شادمان و گیتی قاسمی هم بی نظیر بودن. پایان بندی فیلم به نوعی حامل پیام اصلی فیلم بود , اینکه هر کسی مسئول اعمال و کارهای خودشه ... کارگردان های این فیلم هم مثل خیلی از فیلم های شریف دیگه , نشون دادن که میشه فیلم اجتماعی ساخت بدون اینکه ذره ای سیاه نمایی کرد( قابل توجه سعید روستایی).
علی عطاپور
درباره فیلم آشفتگی i
قبل از نظرم راجع به خود فیلم , باید بگم که فریدون جیرانی از کارگردان های محبوب من هست . تا قبل از خفه گی , آثار دغدغه مندی ساخته بود که تقریبا اکثرشون رو دوست داشتم و می پسندیدم اما با ساخت خفه گی , فهمیدیم که مسیر فیلمسازی این کارگردان عوض شده و قرار نیست که مثل قبل فیلم بسازه . جسارت جیرانی برای ساخت فیلم هایی از این جنس , آن هم در این زمان , واقعا قابل تحسینه , اما چرا باید فرم کلاسیک , نوع فیلمبرداری و قاب بندی ها, بازی های سرد و بی روح و دیگر مولفه های تکراری فیلم های جیرانی مثل ( شخصیت مشرقی , الکل , ...) بشه هویت یک فیلم و از نداشتن مفهوم و محتوای عمیق , ضربه بخوره ؟ چی میشه که بعد از گذشت نیم ساعت از فیلم صندلی ها کم کم خالی میشن و خیلی ها تحمل دیدن باقی فیلم رو ندارن ؟ برای خودم عجیب بود که دلیل این همه شباهت آشفته گی با خفه گی چیه ؟ چرا کارگردان اصرار به ... دیدن ادامه » نشان دادن جهان ذهنی تاریکی داره که آدم های اون جز با عشق و جنایت نمی تونن کاری رو پیش ببرن؟ واقعا حیفه که تعدادی از کارگردان های ما به سمت ساختن فیلم هایی رفتن که فقط ظاهر متفاوتی داشته باشه و از معنا و محتوا و مفهوم تهی باشه ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

لاکچری بودن بیشتر از هر چیز دیگه ای به چشم می خورد و باید بگم ایده اصلی این فیلم با بازی های مصنوعی این بازیگران مطرح و یک کارگردانی سطحی و ابتدایی , تبدیل به یک فیلم دم دستی و کاملا سطحی شد ...
رضا تهوری، ساز دهنی، زهره مقدم، مهرداد، سپیده و حمیدرضا مرادی این را خواندند
یاسمن و سپهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در واقع این فیلم فانتزی و متفاوت , اصلا فیلم عامه پسندی نیست چون پر از حرف هایی ست که در قالب اِلمان ها و نشانه های مختلفی روایت میشه که برای مخاطب ایرانی تا حدی غریب و غیرمعمول به نظر میرسه . از لحاظ ساخت و کیفیت واقعا در حد فیلم های جهانی بود و کارگردانی و طراحی صحنه و دکوپاژ های به شدت خلاقانه و هوشمندانه داشت . بازی استاد نصیریان واقعا درجه یک بود . فکر می کنم کانسپت اصلی فیلم " تکرار " بود و همین تکرار بود که مخاطب رو به فکر وامی داشت .
در اصل به نوعی ابزورد بودن داشت نشون میداد حتی سکانس پسر بچه و صابر تو صحنه که بوندن برای در انتظار گودو ! ولی تکرار های دوست داشتنی !
۱۵ بهمن
جتاب عطا پور گرامی کانسپ برای فیلم نامه بکار نمیرود در سبنما والبته در سینما در قسمتی دیگر ان بکار می رود
۱۵ بهمن
سرکار خانم ممنون از توجه تون , من ننوشتم کانسپت فیلمنامه , نوشتم کانسپت فیلم و منظورم هم به نوعی مفهوم اصلی و کلی فیلم بود که در قالب تکرار به تماشاگر نشان داده میشد . بله کلمه کانسپت جاهای مختلفی به کار میره , همین طوره .
۱۶ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از نمایش فیلم قوى ابد و یک روز ، کاملاً مشخص شد که انگیزه ى سعید روستایى از ساختن فیلم چیه ، و مترى شیش و نیم این مسئله رو به خوبى اثبات مى کنه ، چون صدبرابر دردآور تر و تلخ تر و فلاکت بار تر بود از فیلم قبلى بود .
از نظر ساخت هنرى و سینمایى هم فیلم متوسطِ رو به ضعیفى بود و به غیر از یک فیلم نامه ى هوشمندانه و دقیق و بازى هاى قوى معادى و محمدزاده هیچ چیز دیگه اى نداشت . این فیلم تونست حال من رو بد کنه و نه فقط من ، تقریباً اکثر کسانى که توى سالن بودن یا به گریه افتادن ، یا از حرف هایى که با هم مى زدن ، مشخص بود که فیلم اثر خودش رو گذاشته و این یعنى اینکه کارگردان کار خودش رو بلده و راه نفوذ به فکر و ذهن تماشاگر و درگیر کردن افراد با محتواى فیلم رو به خوبى مى دونه . اما واقعاً ببینید و قضاوت کنید که چه محتوایى ؟!؟
حرف من اینه که حال مردم کشور ما به اندازه ... دیدن ادامه » ى کافى خراب هست و این اصلاً درست و انسانى نیست که یه کارگردان به خاطر خودخواهى و انگیزه ى شخصى خودش تصمیم به ساخت فیلم هایى بگیره که سراسر "سیاه نمایى" ست . امثال این کارگردان تو این سال هاى اخیر ، رسماً ژانر سیاه نمایى رو وارد سینماى ایران کردن ، چون ژانر اجتماعى و کمدى که تعریف خودشون رو دارن و به جز این دو ژانر ، انگار که ژانر تعریف شده و استاندارد دیگه براى ساخت فیلم هاى ایرانى وجود نداره . فقط امیدوارم سعید روستایى مسیر فیلم سازى خودش رو توى فیلم هاى بعدى تغییر بده و بیشتر از این با روح و روان و اعصاب مردم بازى نکنه . هر چند "هر چیز که در جستن آنى ، آنى " ، "از کوزه همان برون تراود که در اوست " و " از ماست که بر ماست " . (در ضمن این نظر شخصی منه )
فیلم رو ندیدم هنوز،اما تظراتتون برام قابل احترامه. واقعا دارن فیلمهایی سراسر درد و رنج رو در سینمامون جا میندازن..و این میزان استقبال ( که شاید خودم هم جزوشون باشم) باعثِ تامل هست.. این که چرا ژانری که موضوعش درد و رنج باشه ریسک کمتری برای فیلمساز داره،جای ... دیدن ادامه » فکر داره واقعا!!
۱۳ بهمن
نگران نباشید فیلم هزارپا فعلا رکورددار فروش سینمای ایرانه
۱۴ بهمن
بالایی :))))))))))))
۲۱ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی عطاپور
درباره فیلم قسم i
فیلم اجتماعی و متفاوتی بود و از لحاظ ساخت فنی و فیلمنامه و بازی ها بسیار قوی بود مخصوصا بازی مهناز افشار که واقعا قوی و پخته تر از قبل بود و لایق نامزد شدن هم هست. البته ساخت این فیلم اجتماعی که سوژه ای متفاوت داشت که تا به حال درباره ی آن فیلمی ساخته نشده بود , توسط محسن تنابنده واقعا فراتر از انتظار بود .
فضاسازی ها و البته شوک آخر فیلم واقعا جالب و دیدنی بود.
به نظرم انتخاب مهناز افشار برای این نقش اشتباه بود
بازیش هم به شدت بد بود
البته مشکل اصلی فیلم از نظر من فیلمنامه و فیلمبرداری بود
و تنها نکته مثبتش بازی خوب سعید آقاخانی بود
۱۳ بهمن
من هم این فیلم رو واقعا دوست داشتم، از موضوعش گرفته که جدید و همراه کننده بود تا فیلمبرداری و فیلمنامه و بازی های خوب، به نظرم مهناز افشار فوق العاده ای داشت که یک تنه تا آخر فیلم باهاش همراه بودی
۱۳ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی عطاپور
درباره فیلم طلا i
نسبت به فیلم های قبلی کارگردان مثلا دربند و مالاریا , این فیلم رو بیشتر دوست داشتم چون به مشکلات و معضلات جوانان جامعه اشاره شده بود.
اما از لحاظ ساخت و بازی ها واقعا معمولی و متوسط بود و همه ی بازیگران خوب و درجه یک فیلم , در یک سطح ظاهر شده بودند.
حمیدرضا مرادی، ناهید حدادی و ساز دهنی این را خواندند
سپهر امیدوار این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا فیلم فوق العاده ای بود . کارگردانی قوی و جسورانه ی خانم آبیار واقعا باورنکردنی بود . تمام عوامل فیلم لایق نامزدشدن و دریافت سیمرغ بودند ولی ای کاش النازشاکردوست می تونست کمی قوی تر بازی کنه و روی شخصیتی که بازی می کرد بیشتر پرداخت و کار میشد. در کل واقعا فراتر از انتظار بود که یک کارگردان زن بتونه همچین فیلم سنگینی بسازه ... حتما ببینید.
آقا این یعنی چی که یک کارگردان زن بتونه یا نتونه همچین فیلمی بسازه؟؟؟؟
من البته نه فیمینیستم نه خوشم میاد نه طرفدارشون هستم الزاما
اما این جمله واقعا جمله بدی بود
۱۱ بهمن
به نظرم بهترین فیلم آبیار بود
کار خوب و قابل قبولی ساخته
در مورد شاکردوست هم کاملا موافقم
۱۳ بهمن
دوستان کسی بلیت این فیلم رو داره دو عدد؟
۱۵ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در یک کلام , واقعا دلچسب و دل نشین بود . داستان و موضوع آن تکراری بود اما متن نمایش و شخصیت پردازی ها بسیار دقیق و مناسب بود و اینکه لحظات شادی آور و مهیجی داشت که کارگردانی و بازی های قوی , اثر آن را دوچندان کرده بود . طراحی صحنه و لباس هم بسیار متناسب بود و در کل ارزش چندین بار دیدن و به فکر فرو رفتن رو داشت .
باید به تمام گروه و به ویژه خانوم صامتی عزیز , خسته نباشید و خداقوت گفت برای به روی صحنه آوردن این نمایش عمیق و جذاب .
بعد از شاهکار الیورتویست من واقعا منتظر تماشای این نمایش بودم , بیشتر هم به خاطر داستان پر فراز و نشیب و به مراتب جذاب تره بینوایان .
محل برگزاری واقعا فوق العاده بود ولی متاسفانه تمام انتظارات برآورده نشد چون با وجود بی نظیر بودن طراحی صحنه و نور و رقص و موسیقی و لباس و ...
از نیمه دوم نمایش واقعا کسل کننده و خواب آور شد و روایت نمایشنامه سراسر با آواز بیشتر اذیت کننده بود تا لذت بخش .
در کل اثری قابل قبول و تا حدودی راضی کننده بود ولی ای کاش بازی قوی تری از بازیگران سینمایی این نمایش می دیدیم .
از دیدن این فیلم معمایی و جنایی و رازآلود واقعا لذت بردم . بازی ها متناسب و فیلمنامه و کارگردانی قابل قبول بود .
متاسفانه جای خالی فیلم هایی که پایان باز داشته باشن و ذهن بیننده رو درگیر کنن , جوری که آدم با کلی علامت سوال از سالن خارج بشه , واقعا احساس میشه ...
دیگه واقعا تولید فیلم هایی که فقط برچسب ژانر اجتماعی دارن و برای سیاه نمایی ساخته شدن کافیه ... بهتره فیلم هایی ساخته بشه که حداقل سبک و ژانر متفاوتی داشته باشه و مثل این فیلم میخکوب کننده باشه .
با سلام ، بله سوژه و ساختار داستان حاوی نو آوری بود و براش زحمت کشیده بود اما متاسفانه فیلمنامه دارای یک اشکال اساسی بود
1- یا موضوع خیانت مطرح بود و کشته شدن سعید توسط دکتر و مرتضی ( با توجه به اینکه طبقه دوم منزل مادر بزرگ پرستو بازسازی شده بود ) نشان ... دیدن ادامه » از یک نقشه از پیش تعیین شده داشت در حالیکه در صحنه آخر و بازی اخر نشان می داد که این کار در حال تکرار است بنابراین داستان سعید و هما زیر سوال می رود !
2- یا دکترو مرتضی و هما خودشان یک گروه بودند که بازی می کردند و دام می انداختند که در این صورت در صحنه آخر باید هما هم در صندلی عقب حضور می داشت .
۱۱ آبان
"متاسفانه جای خالی فیلم هایی که پایان باز داشته باشن و ذهن بیننده رو درگیر کنن , جوری که آدم با کلی علامت سوال از سالن خارج بشه , واقعا احساس میشه ..."

با احترام
ولی من احساس میکنم فیلم ها بیش از اندازه به پایان باز بها میدن و تعدادشون هم بیشتر از حد ... دیدن ادامه » تحمل هست
۲۶ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا برام عجیبه که چرا هیچ منطقی پشت این فیلم نیست ... فیلم های قبلی خانم پاکروان واقعا دل نشین و قابل دفاع بود , درست برعکس این فیلم . فیلم کمدی ساختن و توهین نکردن به شعور مخاطب واقعا کار هر کسی نیست . لوس بازی های بی منطق و رقص و موزیک , به تنهایی برای ساختن یک فیلم کمدی و خنداندن مردم , کافی نیست ... شاید اگر فیلمنامه قوی تر بود و تا این اندازه کودکانه و بی محتوا نبود , حتی با وجود همین بازیگران و همین عوامل هم , قطعا می شد فیلم خیلی بهتری ساخت.در ضمن بازی ضعیف آقای پرستویی واقعا جای تعجب داشت , انگار که داشتن از روی اجبار بازی می کردن و خود همیشگی شون نبودن .
لس ان جلف تهران. بیشتر دورهمی دوستانه اس تا فیلم
۲۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی عطاپور
درباره نمایش صد درصد i
فضای معمایی , جنایی و هیجانی نمایش بسیار شبیه به نمایش اتاق ورونیکا بود که واقعا جذاب و میخکوب کننده بود .
طراحی صحنه و لباس و موسیقی واقعا عالی بود و از همه مهم تر بازی ستاره پسیانی که از نظر من درخشان ترین بازیگر زن تئاتر هست و انگار با تک تک سلول هاش و تمام وجودش یه نقشی رو بازی می کنه . کارگردانی و میزانسن ها هم بسیار دقیق و مناسب بود و اینکه نمایش دو پایان متفاوت داشت , واقعا جذاب بود.
پیشنهاد می کنم دیدن این نمایش رو از دست ندید , چون سوژه و تِم متفاوتی داره و با تمام نمایش های درام و اجتماعی که به طور معمول روی صحنه ها هست فرق می کنه و جذاب تره .
من فکر می کنم دلیل تمام نقدها و نظرات منفی منتقدین و تماشاگران در مورد این فیلم , به خاطر مقایسه ی بیش از حد این فیلم با فیلم قبلی کارگردان یعنی رگ خواب باشه ... بعد از رگ خواب انتظار بیشتری از حمید نعمت الله به وجود آمد . شعله ور فیلمبرداری و میزانسن های بی نظیری داره و طبیعت و مناظر دیدنی زاهدان و زابل به خوبی به تصویر کشیده بود و جدا از این ها , موسیقی عالی و بازی درخشان امین حیایی هم از نقاط قوت فیلم هستند . به نظر من فیلم از نیمه ی دوم دچار روند کندی شد و کمی هم بی منطق پیش رفت و می تونست پایان جذاب تری هم داشته باشه اما در کل به سوژه ی فیلم و موضوع حسادت به خوبی پرداخته شده بود.
شعله ور تو جشنواره خیلی طولانی بود و الان حدود ۴۰ دقیقه کوتاه شده. فیلمبرداری این فیلم معرکه ست و دلیلی نداره از رگ خواب چیزی کم داشته باشه.
۰۲ شهریور
اتفاقا رگ خواب ضعیف ترین و کم مایه ترین فیلم نعمت الله است من واقعا دلیل این همه تعریف رو از این فیلم نمیفهمم نه شخصیت پردازی درست و نه موقعیت پردازی قابل باوری در این فیلم وجود داره با یه نریشن بی معنی و البته تحول ناگهانی کاراکتر در پایان فیلم... من شعله ... دیدن ادامه » ور رو ندیدم ولی مطمئنا از رگ خواب بهتره
۰۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از ویژگی های اصلی آثار نمایشی بهاره رهنما اینه که به قدری ملموس و دل نشین نوشته شده که مخاطب به راحتی می تونه با اون ها ارتباط برقرار کنه و یه جورایی همزاد پنداری کنه ... به نظر من قوی ترین و بهترین اثر نمایشی خانوم رهنما چشم هایی که مال توست هست و هر بار که نمایش تازه ای از ایشون روی صحنه میره امیدوارم که با دیدنش خاطره ی دلچسب دیدن چشم هایی که مال توست برام تکرار بشه .... سوژه و محتوای اکثر کارهای نمایشی خانوم رهنما مشترک هست و در همون حال و هوای عاشقی و زنانگی میگذره و اغلب تکراری به نطر میرسه اما صحبت از عشق و خاطرات و دردهای فراموشی هیچ وقت کهنه نمیشه و هر بار برای من تازگی داره ...
بازی خانوم ادبی قوی تر بود و مسلط تر از خانوم رهنما به نظر می رسیدند و بازی خانوم رهنما هم متاسفانه مثل قبل اون قدرت و هیجان همیشگی رو نداشت و صداشون واقعا ضعیف بود ... دیدن ادامه » , طراحی لباس و نور و موسیقی , بسیار زیبا و مناسب بود , درست برعکس طراحی صحنه که البته یه نظر من یک میز و سه تا صندلی ثابت به هیچ عنوان طراحی صحنه محسوب نمیشه ...
پیشنهاد می کنم این نمایش را ببینید , فقط و فقط هم به خاطر متن زیبایی که داره .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از تماشاگران این نمایش خواهش می کنم نقد و نظرات شان را درباره ی این نمایش به اشتراک بگذارند ...
فرزاد، عاطفه گندم آبادی، میترا، به آذین و محمد لهاک این را خواندند
علی شهبازی و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی عطاپور
درباره فیلم دارکوب i
سوژه ی فیلم درباره ی اعتیاد و حق مادری بود که در بستر داستانی آسیب شناسانه روایت شد .
فیلمنامه ای منسجم و تا حدی محافظه کارانه داشت و فکر می کنم می توانست با جسارت بیشتری هم روایت شود تا برای مخاطب تاثیرگذار تر باشد.
تنها نقطه ی قوت فیلم هم بازی درخشان و حیرت انگیز سارا بهرامی بود و واقعا لیاقت سیمرغی که گرفت را داشت چون بی نظیر بود.
عجیبه که اینقدر نظرات باهم متفاوته. چندتای قبلی متفق القول گفتن که سارابهرامی تصنعی و کلیشه ای بوده..
۱۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید