تیوال سیدمحمدصادق سیادت | دیوار
S3 : 15:09:06
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سارا داروفروش در گفت‌وگو با هنرآنلاین درباره انتخاب نمایشنامه "تجربه‌های اخیر" به منظور اجرا گفت: این نمایشنامه، اثر چند وجهی است و دارای موقعیتی جذاب است. در این متن، ضمن اینکه زمان عنصر واقعی و  زمینه‌ای است، از تنوع شخصیت برخوردار و از همه مهمتر زن محور است. "تجربه‌های اخیر" به مسائل و معضلات احساسی زن‌ها و مواجهه‌شان با مردان می‌پردازد.

او همچنین در ادامه اضافه کرد: نمایش با ازدواجی سفید آغاز می‌شود و اتفاقات آن با مسائل و شرایط روز جامعه تعمیم‌پذیر است و به روابط احساسی میان زن و مرد می‌پردازد. از آنجا که در جامعه ما معنای خانواده رو به اضمحلال است و جدایی و طلاق آمار رو به رشدی دارد، این اثر با به چالش کشیدن ازدواج به بنیان خانواده اشاره و تاکید دارد.

کارگردان نمایش "گمشده در یانکرز" ضمن اشاره به اینکه "تجربه‌های اخیر" به جز پرداختن به مسائل خانوادگی و اختلافات زوج‌ها به مسائل روانشناسی فردی نیز می‌پردازد، خاطرنشان کرد: این اثر نمایشی به جنگ، تفاوت رنگ و نژاد، مرگ و آخرت نیز اشاره دارد.

داروفروش درباره سبک و شیوه اجرایی نمایش "تجربه‌های اخیر" عنوان کرد: متن اثر به صورت کاملاً ایستا نوشته شده است و نویسنده نمایش نیز در اجرایی که از این اثر داشته، هر چند که من آن را ندیده‌ام اما از دوستانم شنیده‌ام، آن را کاملاً ایستا کار کرده است. بنابراین در اجرای آن بر آن شدم تا به آن تحرک و پویایی دهم و نور و موسیقی را چاشنی کار کنم.

او با بیان اینکه در اجرای این نمایش به سمت و سوی سبک و شیوه‌ مدرن رفته‌، اظهار کرد: اجرای این اثر خیلی پست مدرن و فرمالیستی نیست و بستری مدرن به منظور اجرای نمایش درنظر گرفته شده است تا اکت‌های نمایش به صورتی کاملاً رئال برای مخاطب باورپذیر و ملموس باشد. البته رئال نه به مثابه اینکه همه چیز به صورت عینی در صحنه باشد بلکه با فضاسازی، تماشاگر آن را متصور شود.

کارگردان نمایش "آسید کاظم" درباره طراحی صحنه نمایش "تجربه‌های اخیر" یادآور شد: طراحی صحنه و نور نمایش را رضا حیدری انجام داده‌ است. همه چیز در صحنه را به صورت مینی‌مال و خلاصه در یک میز آوردیم. میز به مثابه چهارچوب است؛ چهارچوب خانواده، اجتماع، روابط و .... با استفاده و تعبیه نور و فضایی مملو از کنتراست در نظر داشتم تا فضای ناکجاآباد را ایجاد کنم.

او در ادامه اضافه کرد: نمایشنامه "تجربه‌های اخیر"، اقتباس امیررضا کوهستانی از متنی کانادایی است و بنابراین فضایی فرنگی در کار است که سعی شده با فرم لباس‌ها و صحنه نوعی فضای کلاسیک را در صحنه به وجود آوردم. این اثر روایتی بیش از یک صد سال (1900 تا 2018) است که ما آن را در یک ساعت ورق می‌زنیم.

این کارگردان تئاتر با تاکید بر اینکه فضای این اثر تناسخ و سیر تسلسل حاکم بر زندگی است، تصریح کرد: ما انسان‌ها، پدر، مادر و اجدادمان را تکرار می‌کنیم در عین حال که می‌خواهیم فرهیخته و به روز باشیم؛ اما انسان‌ها با تنها کمی تغییر در دور تکرار زندگانی آن‌ها هستند.

سارا ... دیدن ادامه » داروفروش ضمن بیان اینکه این نمایش دیالوگ محور است، درباره موسیقی نمایش گفت: موسیقی نمایش خارجی است و به صورت پلی‌بک پخش می‌شود و سعی شده بازیگران با آن هم‌خوانی داشته باشند و بیان بر موسیقی جاری باشد.

او در پایان صحبت‌هایش خاطرنشان کرد: در دوره‌ای که مردم جامعه خسته هستند و به نمایش‌ایی که فضای کمدی و شاد دارد، نیاز دارند، تماشای کارهایی از این دست که درون مایه‌ای فلسفی دارد، شاید برای‌شان دشوار باشد. با این حال امیدوارم تماشاگران تئاتر این نمایش را ببینند چرا که مخاطب در این اثر با خودش روبرو خواهد شد و این نمایش تلنگری است تا یک ساعت خودش را بشنود و ببیند.

دیگر عوامل این اثر نمایشی عبارتند از: تهیه کننده: شکوفه هدایتی، مجری طرح: لیلا جعفری، طراح صحنه و نور: رضا حیدری، طراح گریم: تهمینه خرمی، طراح لباس: پریسا غفوری، دستیاران لباس: بهگل شهیدی و محمد حسینی، عکاسان: امیرخدامی و نونا داروفروش، مدیر صحنه: بهمن معززی، مدیر روابط عمومی: صادق سیادت، مدیر تبلیغات: تصویر تئاتر، طراح پوستر و بروشور: فروغ یعقوبی و گلناز گلچین و ساخت تیزر: مجتبی حسن زاده (تصویر تئاتر).

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امید طاهری ( عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران) در رابطه با نمایش دپوتات نوشت:
جامعه تئاتر طی سالیان گذشته و اکنون، مورد بی مهری های فراوانی قرار گرفته. چه از جانب دولت، چه تماشاگران و چه خود دوستان تئاتری. در این میان، آنها که کمدی کار می کنند، بیش از دیگران هدف بی مهری هستند. خصوصا از جانب هم صنفان خود چرا که اغلب ما جماعت تئاتری، گاهی احساس می کنیم، تئاتر فقط آن چیزی است که ما می شناسیم، یا اینکه فقط همان درست است که ما کار می کنیم. این تلقی، گاه تا جایی پیش می رود که برای مثال اگر در تراژدی فعال باشیم، کمدی را کفه ی سبک و بی مغز تئاتر می دانیم و اگر در کمدی فعال باشیم، تراژدی را اشک و آهی حوصله سربر و ملال آور می خوانیم. این طرز فکر کم و بیش در برخی از همکاران وجود دارد و بر همین اساس، آگاهانه یا ناخودآگاه، در برابر اجراهای دیگران واکنش نشان می دهیم.

بسیار پیش آمده که عزیز و بزرگی از جامعه تئاتر را دیده ام که سر یک اجرای کمدی، چنان اخم هایش را در هم فرو کرده و منقبض نشسته که نکند یک بار لبخندی بر چهره اش بنشیند و بر شان استادی اش خدشه ای وارد شود.

در آخر هم هر چقدر که اثر در ژانر خودش ( کمدی )، دارای اسلوب و اصول باشد، باز هم نگاه از بالا به پایین بر این ژانرِ ستمدیده در طول تاریخ، از بین نمی رود و نوازش زِبر و خشنی مبنی بر اینکه _ تئاتر ما پر شده از کمدی های بی خاصیت _ بر پیشانی گروه بینوا می چسبانند و همین که از در سالن بیرون می روند، عضلات منقبض و دردناک خود را رها می کنند و پرغرور به راه خود ادامه می دهند!

کمدی گونه ها و شکل های مختلفی داشته و دارد و احتمالا خواهد داشت. از کمدی رمانتیک شکسپیری، کمدی رفتار، کمدی فارس، کمدی شخصیت تا کمدی موقعیت و ... ، و گاهی تلفیق برخی یا همه ی این نمونه ها در یک اثر، همواره مورد توجه نویسندگان و کارگردانهای این ژانر تعریف گریز، پیچیده و دشوار، بوده است.

کمدی چه در ساحت تکنیک و فنون اجرا، و چه در ساحت های معنایی تری مانند فلسفه، روانشناسی، جامعه شناسی و ...، سالهای سال است که با تعاریف و رویکردهای متنوع و گاه حتی متضادی بررسی و مورد بحث قرار گرفته است. یونانیان برای نخستین بار کمدی را در یک قالب هنری و دارای اسلوب خاص، ابداع کردند اما ژانر کمدی طی سده هایی که از دوران یونان باستان می گذرد، در هر فرهنگی، به اندام تکینه ای دست یافته و همچنان چندان تابع قراردادهای خشک و تعاریف پیشین نیست و جسورانه و هنجار شکن، پیش می تازد و خود را با لحظه ی اکنون زمانه اش در می آمیزد. و دقیقا به همین دلیل است که کمدی همواره مورد توجه مردم است و اگر چه به لحظه های هجوش خنده های بلند سر می دهند اما این خنده ها لزوما از سرِ بی دردی و بی توجهی به نیش ها و کنایه هایش نیست.

اما اگر کمدی را تا به این حد، چهارچوب گریز و رها از تعاریف و اسلوب ها بدانیم، پس چگونه می توانیم آن را در بستر زیباشناختی، مورد نقد و تحلیل قرار بدهیم؟!

جواب این است که هر اثر کمدی، تابع قوانین، قراردادها و منطقی است که خود وضع می کند. در وضع این قوانین، ممکن است اثر مشابه کمدی های قبل خود شود و یا ممکن است اندامی جدید در ژانر خود به وجود بیاورد. چیزی که مخاطب آگاه و منتقد هنری از تعریف آن با رجوع به داشته های قبلی اش درمی ماند و یا کارش سخت می شود.

هر ... دیدن ادامه » نمایش کمدی با منطق کمدی خودش پیش می رود. اگر تابع منطق کمدی خودش بود، می توان مشاهده کرد که اثر دارای اسلوب می شود و ابعاد زیباشناختی پیدا می کند. اما اگر هیچ گونه منطقی در اثر به وجود نیامد و اثر مدام از منطقی به منطق دیگر جهش کرد و هیچ ارتباطی در این جهش ها حاصل نشد، اینجاست که تئاتر آزاد شکل می گیرد. شاید عنوان تئاتر آزاد را از این منظر بتوان معنا کرد. یعنی تئاتری که به هیچ گونه منطقی حتی در دل خودش استوار نیست و اساسا همه چیز، از قصه گرفته تا کارگردانی و بازی ها در بی منطقی و بی ربطی پیش می رود.

از این منظر نمایش دپوتات هرگز نمی تواند یک تئاتر آزاد باشد. اگر چه در برخی لحظه های کمیک و برخی میزانسن های کوتاه و گذرا، شباهت هایی به وجود می آید اما کلیت اثر، از نمایشنامه گرفته تا کارگردانی، دکور و بازیها، همگی تابع منطق کمدی خودش هستند.

نمایشنامه ای که دپوتات بر اساس آن کار شده، ( به دنبال دروغگو، نوشته دیمیتری پساتهاس) صاحب داستانی است که در چهارچوب و منطق وضع شده خودش گنجیده و قصه هرگز از آن چهارچوب بیرون نمی زند. تمامی کاراکترها، ارتباط مستقیم با روند داستان دارند و در پیشبرد آن و رسیدن به نقطه پایانی، نقش مهم و اساسی ایفا می کنند. این در حالی است که در تئاتر آزاد معمولا چنین داستانهای یکپارچه و کاراکترهای کاملا مرتبط با سیر داستانی و دراماتیک اثر وجود ندارد. ممکن است برخی از کاراکترها در تئاتر آزاد صرفا با رویکرد ایجاد کمدی وارد اجرا شوند. عملا حلقه های زنجیر در تئاتر آزاد، منفک و از هم جدا هستند. طوری که به راحتی می توانید کاراکتری را حذف کنید، یا بخشی از قصه نمایش را بردارید. در دپوتات نمی توان چنین کرد. کولا، خدمتکار دفتر فیریکس، دختر خیالپرداز و ساده ای است که سخت دنبال جذب کردن مردی برای خود است. او و پرومته، تنها افرادی هستند در این نمایش که دروغ نمی گویند و عملا در بستر پلشتی که فیریکس و دیگران ساخته اند، عشق این دو از راستی و صداقتشان می شکوفد. پاپاتیاس، نماینده جامعه ای است که برای منافع شخصی خود به فیریکس رای داده و اکنون دنبال احقاق آن منافع است. تئودور، روزنامه نگاری است که از دروغ علیه خود دروغگویان استفاده می کند و فساد آنها را علنی می کند. دیگر افراد نمایش، جنی، دیمیتریوسِ کشیش نما، وارسیداس، همگی ساختارهای کج و معوج قدرتی را شکل می دهند که فیریکس در راس آن ایستاده. هیچ یک از این کاراکترها را نمی توان به راحتی از بستر اجرا و نمایشنامه جدا کرد. بنابراین در این بخش یک فونداسیون و زیرساخت منطقی وجود دارد و دیوارهای اجرا بر همین زیرساخت قرار گرفته اند.

در خصوص اجرا و کارگردانی اثر، مهمترین نکته ای که وجود دارد، به روز بودن شوخی ها، طنزپردازی ها و کمدی های رفتار و گفتار، با شرایط امروز جامعه است. اتابک نادری به خوبی نمایشش را برای مخاطب امروز تنظیم کرده و از همین روست که نام کشور مفروض در نمایشنامه به راحتی تعمیم پذیر می شود و مخاطب در جریان اجرا، از نقدی که به یک فرد فاسد و پیرامونش، وارد می شود، در واقع گفته ها و نگفته های خودش را می شنود. نادری سعی کرده نمایشش بی تکلف باشد، دکور و میزانسن را جوری طراحی کرده که مخاطب همگانی به راحتی بتواند با اجرا ارتباط بگیرد. برای این جنس کمدی، بی تکلفی یک ضرورت است. اگر برخی معتقدند شوخی های جنسی اثر زیاد است اما در مقایسه با بسیاری از کمدی های دیگر، و با توجه به بافت کمیک اثر، برعکس آنچه می گویند این جنس شوخی ها کاملا به اندازه است و حداقل در اجرایی که من شاهدش بودم، هیچ کجا نبود که در تماشاگر احساس بدی ایجاد کند یا از حد فراتر برود.

گذشته از همه اینها، در اجرای دپوتات چند بازی خوب و درخشان می بینیم. بازی کردن در کمدی، به اندازه نوشتنش و کارگردانی کردنش سخت است. اگر بازیگر لحظه ی کمیک را به موقع اجرا نکند، همه چیز از دست می رود. غزاله جزایری بسیار حضور راحت و موثری در اجرا دارد. جنس کمدی کاراکترش به خوبی ایجاد شده و روی صحنه بی آنکه تلاش بیش از حدی داشته باشد، نقشش را ایفا می کند. یاشار نادری نیز حضور راحت و تاثیر گذاری در لحظات کمیک اجرا دارد. به اندازه انرژی می گذارد و سرضرب کمدی ها را شکل می دهد. وحید نفر، کشیش نمای خوبی را جان می بخشد و اگر چه همیشه نقش کشیش برای ایجاد کمدی های بیشتر، وسوسه انگیز است، اما وحید گرفتار این وسوسه نمی شود و کشیش را به اندازه لازم در ظرف اجرا چیدمان می کند. دیگر بازی خوب نمایش، محمد هادی عطایی است. به اندازه کافی بامزه و دلنشین است و به خوبی سادگی و صداقت این کاراکتر را در کنار وجوه کمیکش قرار می دهد.

دپوتات هم در نمایشنامه و هم در اجرا، تابع قراردادهای خود است و از منطق کمدی خودش بیرون نمی زند. نمایش بی تکلفی است که با یک متن خوب و دارای مضمون انتقادی، یک کارگردانی خوب با ریتمی مناسب و بازیهایی خوب موفق می شود در طول یکساعت و نیم اجرا، تماما بر پایه کمدی پیش برود و تماشاگر را دچار ملال نکند. آن قشر از مخاطبان عزیز یا همکاران تئاتری که به صورت صد در صدی معتقد به تئاتر روشنفکرانه و متعلق به طبقه ای خاص هستند، باید توجه داشته باشند که تئاتر گونه های مختلف دارد و متعلق به خیل عظیم تری از جامعه است. ضمن اینکه باید توجه داشت، کارکرد ضروری کمدی، تفریح و خنده است. جایی یک اجرای کمدی را می توان عنوان تئاتر داد که مضمونی انتقادی و شکلی هارمونیک و منطبق بر منطق وضع شده ی خودش داشته باشد. که خوشبختانه دپوتات هر دوی اینها را داراست.

آقای سیادت بنده برای پنج شنبه 13 اردیبهشت برای خودم و خانوادم بلیط تهیه کردم . در توضیحات و خلاصه نمایش و همچنین در تصاویر و عکس ها متوجه توضیحی مبنی بر محدودیت سنی تماشاچیان نشدم . الان که دارم نظرات رو می خونم متوجه شدم خانمی از همراه نیاوردن کودکان صحبت ... دیدن ادامه » کردند .
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
خیر ممنون . ترجیح میدم همراهم باشه . نگرانیم بابت ورودش به سالن بود
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
سلام ... چرا با توجه به اینکه تئاتر دپوتات لغو شده بود انروز ولى اطلاع رسانى نشد به ما
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همزمان با اجرای نمایش «دپوتات» به کارگردانی اتابک نادری، نمایشگاهی از آثار عکاسی امیر نظری، محمدآران، احسان خورشیدی، زهرا موسی و احسان عندلیب در تئاتر شهرزاد در معرض دید مخاطبان قرار گرفته است. این هنرمندان مجموعه‌ای از عکس‌های صحنه «دپوتات» را که شامل 11نما از این اثر است به تصویر کشیده اند. محمد آتران هم پوستری را برای این نمایشگاه عکس طراحی کرده است.
«دپوتات» هر شب ساعت 21:٣٠ در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می‌رود.
شبنم قلی خانی، پندار اکبری، غزاله جزایری، ، اتابک نادری، وحید نفر، هادی عطایی، یاشار نادری، قاسم روشنایی در نمایش «دپوتات» به ایفای نقش می‌پردازند.
عاطفه گندم آبادی و محمد لهاک این را خواندند
مریم زارعی و پیام کشاورزی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای شب گذشته (۲۳ فروردین ماه) نمایش دپوتات با تاخیر آغاز شد و در پایان اتابک‌ نادری کارگردان نمایش در مقابل تماشاگران زانوی ادب زد و عذرخواهی کرد
جناب سیادت ،عذرخواهی ایشون قابل تقدیر هست اما اونچه که برای من مخاطب مهم هست قابل پیش‌بینی بودن هست،در مورد نمایش شما نمیدونم اما وضعیتی که باعث میشه تا جایی که ممکن هست از شهررزاد دوری کنم اینه که یروز یه نمایش پنجاه دقیقه تاخیر داره و روز دیگه‌ای ... دیدن ادامه » درب سالن همون نمایش بعد سه دقیقه (از زمان مقرر)بسته میشه و این قابل تحمل نیست....یعنی درستش اینه که یا گروه‌و سالن تضمین کنن همیشه نمایش با تاخیر کمتر از پنج دقیقه شروع میشه (که معمولا چنین اتفاقی در شهرزاد و پالیز و سایر سالنهای خصوصی نمیفته) و یا اگر بعضی روزها بخاطر مشکلات فنی یا دیر اومدن بازیگرا تاخیر نیم تا یکساعته دارن،روزهایی که مشکلی ندارن به احترام مخاطبی که به تاخیرها عادت کرده،پانزده دقیقه صبر کنن و بعد در رو ببندن که متاسفانه این کارو نمیکنن و این مصداق بی‌احترامی به مخاطب هست....من و چن نفر از دوستان نزدیکم که سالها هفته‌ای دو‌یا‌سه نمایش میدیدم،بخاطر همین مشکل و چند بار هدر رفتن وقتمون ،تاتر دیدنمون به ماهی(یا دوماهی)یکبار کاهش پیدا کرده که امیدورام گروه شما خرق عادت کنه.... اما نکته مهم دیگه این که چن سالی هست که شبکه‌هایی مث ایستا و تلگرام برای تاتر فرصت بینظیری مهیا کردن که بتونه تیزر منتشر کنه اما امثر گروههای تاتری ازین فرصت به بدترین شکل ممکن استفاده میکنن، تیزرهاشون یا تبدیل به فیلم کوتاه هنری پر از نماد و استعاره میشه یا بازیگرها جمع میشن و با دوربین بای‌بای میکنن و یا نظر چن مهمان هنرمند رو بعد دیدن کار نشون میده که طبعا اونها هم به احترام گروه همیشه از کار شدیدا تعریف میکنن.....در حالیکه هیچکدام از این تیزرها به مخاطب معمولی نشون نمیده که فضای کار،ژانر کار، کیفیت بازییگرها ، داستان احتمالی و...چی هست و به دیدن کار ترغیبش نمیکننن... درحالیکه تجربه موفق صد ساله سینما نشون میده که تیزر باید شامل بخشهایی از نمایش(فیلم )باشه ...امیدوارم شما چنین تیزری داشته باشین(حتی میشه با یه دوربین موبایل از بخشهایی از اجرا فیلم گرفت و با یه اپلیکیشن موبایلی تدوینش کرد و قطعا خیلی بیشتر از این تیزرهای پرخرج فعلی در جذب مخاطب موثر خواهد بود) تا هم استقبال ازکارتون بیشتر شه و هم فرهنگ ساخت تیزر واقعی ساخته بشه.... با تشکر
۲۵ فروردین ۱۳۹۷
آقای سیادت،تیزرهای شما خوش‌ساخت و حرفه‌ای هستن اما ایرادی دارن که در واقع بین نود‌ونه درصد تیزرهای تاتر ما مشترک هست،من برای که وقت و هزینه برای دیدن یه کار بذارم باید احتمال بالایی بدم که با سلیقه‌من سازگار هست وبرای چنین منظوری تیزر باید شامل بخشهایی ... دیدن ادامه » از کار باشه تا من با زبان کار،بازی بازیگرا،داستان و.... آشنا شم .... همونطور که در تیرهای سینمایی دیده میشه
۳۰ فروردین ۱۳۹۷
کاملا درست می فرمایید جناب دانش
چشم
حتما مد نظر قرار می دهم
۳۰ فروردین ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هادی عطایی در پاسخ به سوال ایران تئاتر مبنی بر اینکه "در دپوتات نقش کشیش جوان خوش قلبی را بازی می کنید که در تقابل با کشیش اعظم حقه باز قرار می گیرد؟" بیان کرد:

پرومته آدم صادقی است که با تکیه بر فطرت پاکش پته آدم بدها روی آب می ریزد. من این نمایش را به واسطه جنس کمدی که ارائه می کنم خیلی دوست دارم و اتابک نادری نمی خواهند با هر ترفند ساده و دم دستی مخاطبش را وادار به خنده کند و این قابلیت را دارد که خیلی از مسائل اجتماعی را بتوان در قالبش طرح کرد.
نماینده گروه اجرایی خدمتان سوال داشتم برای دعوت از هنرمندان که از طرف گروه میشود برای کنارگذاشتن بلیط شما به مدیر هماهنگی اعلام میکنید یا به روابط عمومی ؟ چون درسایت قسمت غیر قابل خرید که ظاهرا مربوطبه مهمان ها ویژه نبود پرسیدم خدمتان.
۲۳ فروردین ۱۳۹۷
جناب سعادت سوالم این است که معمولا گروه های نمایشی از هنرمندان ویا اهالی رسانه دعوت میکنند یا بصورت یک شب یکی از هنرمندان یا هالی رسانه را از اعضای گروه به ان شخص اعلام میکنید که چه هنرمند یا ازهالی رسانه را دعوت کردند یا به عبارتی بهتر درجریان قرارمیدهند.بطور ... دیدن ادامه » مثال روابط عمومی یا مانند خود شما نماینده گروه اجرایی.یا هماهنگی.
۲۳ فروردین ۱۳۹۷
بله
بنده این کارهارو انجام میدم
۲۳ فروردین ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سال پیش، درست در فصل زمستان، نمایش ترن به کارگردانی حمیدرضا آذرنگ را تماشا کردم و تا به امروز براین باور بودم که هیچ نمایشی برتر از آن برای من نبوده؛ اما شب گذشته نظرم به طورکلی تغییر کرد. صد در صد از نگاه من یک نمایش فوق العاده بود؛ متن، بازی، کارگردانی، نور، صحنه، گریم و همه چیز مرتب در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند و توانستند یک اتفاق درست را رقم بزنند.
مرتضی اسماعیل کاشی به عنوان دومین تجربه کارگردانی اش متن بسیار خوبی را برای اجرا انتخاب کرده است، مهمترین دلیل این اتفاق نیز عدم شهرت زیاد مارکس لید در ایران و متن جذاب و گیرا برای مخاطبان این روزهای تئاتر است. همچنین باید اشاره کرد که انتخاب متنی کاملا درخلاف جهت متن نمایش سه خواهر (تجربه اول کارگردانی اسماعیل کاشی) نوعی قدرت نمایی در دنیای کارگردانی است.
از کارگردانی و متن که بگذریم؛ اولین ... دیدن ادامه » چیزی که بیش از همه چیز به چشم می آید، بازیگری عالی است. ستاره پسیانی کار سخت و تقریبا دشواری را برای اجرای نقش یک معلول عاشق برعهده داشت اما توانست باموفقیت آن را اجرا کند تا چشمان مخاطب لحظه ای از او برداشته نشود؛ هوتن شکیبا نیز به نحوی دیگر این اتفاق را خلق کرد، او یک بازیگر عصبی، ترسو و مدعی بود. او آنقدر زیبا توانست مایکل را اجرا کند که دیگر هیچ تصویری از نقش طناز و خنده دار ... در لیسانسه ها در ذهنم باقی نماند.
بعد از بازی، مهمترین اتفاق از نگاه من موسیقی است؛ کارگردان سعی بر انتخاب موسیقی هایی داشت که کاملا بر ذهن مخاطب تاثیر می گذارد و در درون او حس ترس را به وجود میاورد. این موسیقی ها در برخی از صحنه نقش بسیار پررنگی داشت که کارگردان را به هدف خود نزدیک تر می کرد.
در پایان نیز باید بگویم که صد در صد حرف های بسیاری برای گفتن داشت که در این متن کوتاه به هیچکدام از آنها اشاره نکردم اما به عنوان یک انسان سعی کردم آن هارا بیاموزم. زمانی که این پازل مهم را کنار یکدیگر قرار می دهم میبینم آن چیزی که در دنیای امروز عامل جذب مخاطب تئاتر است، بازیگر چهره یا سالن بسیار عالی نیست، عامل جذب مخاطب نمایشنامه خوب، بازی خوب، کارگردانی خوب و روابط عمومی خوب است.
صحبت در رابطه با صد در صد آنقدر بسیار است که در این چندخط نمی گنجد؛ بدون شک هرکس که این نمایش را تماشا نکرده است، یکی از مهمترین اتفاقات تئاتر ایران را از دست داده یا نادیده گرفته است چراکه از نگاه من در دنیای امروز تئاتر اکثریت گروه ها از صد در صد توان خود برای اجرا استفاده نمی کنند و سعی ندارند تا صد در صد باشند.

نکته: تمامی مطالب فوق، یک نگاه شخصی است
چقدر این تفاوت‌ نگاه و سلیقه جالبه!!به نظر من "ترن" یکی از ضعیف‌ترین کارها و "صد درصد" یکی از معمولی‌ترین کارهایی بود که دیدم!!
۱۰ بهمن ۱۳۹۶
Nita
واقعا معمولی بود.. همه چیز..‌
۱۴ بهمن ۱۳۹۶
چرا زیرکامنتها گزینه های "خواندم" یا "دوست دارم" ندارن ؟
چقدر با کامنت آقای فدائی موافقم.
۲۷ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توضیح کارگردان نمایش درای کانتی در رابطه با اولین تیزر نمایش:

خبرگزاری تسنیم: تیزر‌هایی که از نمایش «درای کانتی» توزیع شده است، جزء تیزر‌های حرفه‌ای تئاتر است؛ اما شباهت زیادی به یکی از فیلم های سینمایی هالیوودی، «شهر گناه» دارد، می‌خواستم کمی راجع به ارتباط این تیزر‌ها به اتمسفر کلی اثر توضیح دهید.

امیر پشلنگ: تماشاخانه «پایتخت» در معرفی گروه کاج به عنوان سازنده تیزر کمک کردند. طی جلسه با این گروه و همچنین آقای جزایری و آقای بنی شیخ‌السلامی (مدیران تماشاخانه ) قالب‌ها و سبک‌های زیادی مطرح شد؛ اما من در همان جلسه پیشنهاد دادم تا تیزر‌ها را نزدیک کنیم به فضای فیلم «سین‌سیتی» یا همان شهر گناه که تقریباً همه آن را دیده‌اند و تمام کامنت‌هایی در رابطه با اثر بود، حاوی نظرات گسترده‌ای در مورد تیزر بوده است که حال بعضی از اقتباسی بودن ... دیدن ادامه » آن و بعضی روی بداعت تکنیک ساخت تاکید داشتند.

حال اینکه چرا این اثر را تولید کردم، به این دلیل بود که آن فیلم راجع به شهری مملو از گناه بود و از این سو «درای کانتی» در شهر «دیترویت» روایت می‌شود که به نوعی شهر گناه است. در تیزر ما همه چیز سیاه و سفید است و تنها رنگی که در تصویر می‌بینید قرمز است که ما به ازای خون است که نشانه‌ای از جنایت و گناه و تبهکاری است. خب دیترویت هم یکی شهرهای جنایت‌پرور دنیا است. من اقرار می‌کنم که اصلاً می‌خواستم فضای تبلیغات را کمی هالیوودی کنم! تقریباً هر کس کار ما را می‌بیند می‌گوید که فضا کار کمی سینمایی است.


گفتگوی امیر پشلنگ با خبرگزاری تسنیم، هم اکنون در بخش نمایش این خبرگزاری قابل مشاهده است.
نیلوفر، مریم زارعی، امیرمسعود فدائی، امیر، مژگان عراقی و محمد لهاک این را خواندند
sirena و بابک این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش "درای کانتی" نوشته باقر سروش و کارگردانی امیر پشلنگ از سه‌شنبه 5 دی‌ماه، ساعت 19 در مجموعه تئاتر پایتخت به روی صحنه رفته است. در این اثر نمایشی که پس از نمایش "قشاع"، دومین تجربه کارگردانی پشلنگ به حساب می‌آید، شهروز دل افکار، رامین سیاردشتی، پانته‌آ مهدی‌نیا و فرزاد برهمن نقش‎آفرینی می‌کنند.

پشلنگ در گفت‌وگو با هنرآنلاین با بیان اینکه تمرینات نمایش 3 ماه به طول انجامید، درباره "درای کانتی" گفت: درای کانتی به نواحی جغرافیایی گفته می‌شود که در آن‌ مشروبات الکلی ممنوع است. داستان نمایش "درای کانتی" در دوران ممنوعیت الکل در سال 1930 در دیترویت آمریکا می‌گذرد.

او ضمن اشاره به اینکه مایل به افشای داستان نمایش نیستم و ترجیح می‌دهم که مخاطبان به تماشای آن بنشینند، درباره سبک و شیوه اجرایی "درای کانتی" خاطر نشان ... دیدن ادامه » کرد: داستان این نمایش در کافه باری اتفاق می‌افتد. این اثر درامی کاملا رئال است که موسیقیِ زنده در آن بسیار پررنگ و در بسیاری از قسمت‌ها مهم است و ساز اصلی که در آن نواخته می‌شود پیانو است.

این بازیگر و کارگردان تئاتر با بیان اینکه در طراحی‌ها و بازی‌ها به هیچ عنوان سراغ فانتزی و مینی‌مال نرفته‌ایم، عنوان کرد: طراحی صحنه نمایش نیز رئال است. فضا و موضوعی را که انتخاب کرده‌ایم تاکنون به آن پرداخته نشده و نمایشی درباره آن تولید نشده است و این نخستین بار است که نمایشی با چنین موضوع و مضمونی در ایران به صحنه می‌آید.

او همچنین در ادامه صحبت‌هایش نقطه قوت نمایش "درای کانتی" را استفاده از چهره‌ها و بازیگران خوب تئاتر و سینما عنوان کرد و یادآور شد: نمایش فضایی کافه‌ای دارد اما نه آن فضای کافه‌ای که تاکنون در آثار نمایشی شاهد آن بوده‌ایم.
خسته نباشید
نمایش خوبی به روی صحنه رفت اما کاش برای مخاطب عام هم فکری می کردید!!!

خسته نباشید و دست مریزاد
همگی عالی بودید، جز...
.
از همین ابتدا باید اعتراف کنم که نمایش های ایرانی همیشه به دلیل طرب انگیز بودنشان برایم جذاب بوده و خواهد بود اما از نگاه من تفاوت عمده ی نمایش اخککندو با دیگر آثار ایرانی در نویسندگی و کارگردانی آن است, متنی که کار سیدمحمد مساوات باشد و کاری کارگردانش هادی عامل باشد حداقل در ذهن من کار خوبی است.
.
متاسفانه با دلیل آنکه اجرای پیشین این نمایش را تماشا نکرده بودم نمی توانم مقایسه ای بین آن ها داشته باشم. اما در رابطه با گروه فعلی باید بگویم که همگی بی نظیرند و تلاش می کنند تا بهترین بازی شان را برای شما به ثمر بگذارند.
.
اخککندو اثر بسیار شادی است, از همان ابتدا با موسیقی ایرانی گوش انسان را آن چنان نوازش می دهد که به هیچ وجه دلت نمی آید رهایش کنی هادی عامل به زیبایی موسیقی و متن را کنار یکدیگر چیده است به طوریکه مخاطبش هم به موسیقی گوش می دهد و هم ... دیدن ادامه » نمایش را تماشا می کند به عقیده ی من این امر بسیار مهم است.
.
جالب است بدانید که پشت صحنه اینکار دربرابر مخاطب است و بازیگران پس از پایان زمان بندی اجراهاشان بر روی صحنه همانند مخاطبین تا قسمت بعدی از اجرای شان به تماشای نمایش می نشینند.
.
فقط ای کاش داستان پایان بندی جالب تری داشت و در نقطه بسیار بهتری پایان می یافت.
.
در نهایت اگر تمایل دارید که نمایشی شاد با موسیقی ایرانی را تجربه کنید حتما اخککندو را ببینید و بخندید و شاد شوید.
.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
سلول های حروم از نگاه من مخاطب خاص دارد و عام ممکن است نتواند با آن ارتباط برقرار کند. البته باید بگویم این عام افرادی هستند که فردی در میان اقوام, دوستان, آشنایان و اطرافیانشان درد سرطان را نچشیده است.(البته که باید برای این مهم خدارا سپاس گفت)
.
از نگاه من فردی #سلول_های_حروم را با وجودش درک خواهد کرد و همانند مخاطبانی که دیده ام اشک خواهد ریخت که عزیزی را در آن حالت دیده باشد آن عذاب, آن ناامیدی, آن حرف ها همگی دردآور است. به همین دلیل درک می کند و آن را می فهمد.
.
قطعا مسئله سرطان, یک.مسئله بسیار مهم است که همگی باید بدانیم چون خطری در برابر ماست و ممکن است به قول نیمای عزیزم من نیز ۲ سال دیگر بفهمم که یک سرطان چندین سال است که بامن زندگی می کند آیا در آن موقعیت مبارزه خواهم کرد? من فکر می کنم همه مردم باید دردهای یک سرطانی را بدانند.
.
این نمایش به ... دیدن ادامه » خوبی سعی کرده است تا این دردهارا نشان دهد کوچکترین حرکات بازیگرها دردی است که یک فرد مبتلا به سرطان آن را تجربه می کند خوشبختانه برخلاف تعداد زیادی از نمایش ها, این نمایش طراحی صحنه خوبی داشت که این امر بسیارمهم و تاثیرگذار است.
.
از #نیما_یوسفی , #النازحبیبی , #آرش_اشاداد , #فهیمه_معین , #مهدی_ساکی وهمگی اعضای این گروه دوست داشتی تشکر می کنم چراکه کار با شرافتی به روی صحنه رفته است و اگر مشکلات اندک آن همچون پراکندگی دیالوگ ها برطرف شود قطعا جزو بهترین ها خواهد بود.
.
اگر فکر می کنید شماهم مخاطب خاص این نمایش محسوب می شوید به تماشای آن بیایید
.
هرشب ساعت ۱۹-تماشاخانه پایتخت
امیرمسعود فدائی، نیلوفر ثانی و محمد لهاک این را خواندند
محمد رحمانی، زهره مقدم و zaaaa این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
پابرهنه در پارک همانند دختر یانکی, دیگر اثر نیل سایمون داستانش در یک آپارتمان جریان دارد که اتفاقا فردی به عنوان همسایه درآن نقش بسیار مهمی دارد. براین باورم که این تشابهات داستانی باعث شده است که نیل سایمون نسبت به سایر نویسندگان مخاطب خاصی داشته باشد, مخاطبی که مفهوم را دریابد و بتواند آن را به فرد دیگری انتقال دهد.
.
در رابطه با این نمایش باید بگویم یکی از بهترین هوشمندی های مریم باقری استفاده از زوج رامبدشکرابی و حدیث فولادوند در دو نقش اصلی بود, چراکه این اثر در جمهوری اسلامی ایران دارای خط قرمزهای بسیاری است که تنها دو راه حل دارد, راه اول حذف آن قسمت ها و راه دوم استفاده از آن ها باتوجه براینکه تعداد زیادی از گروه های نمایش ترجیح به حذف این قسمت ها می گیرند اما خوشبختانه این زوج به خوبی توانستند از پس اجرای نقش های خود برآیند.
.
در اینجا ... دیدن ادامه » باید اضافه کرد که ایفای نقش دوبازیگر توانمند و پیشکسوت, مرضیه صدرایی و بهرام سروری نژاد بسیار حائز اهمیت است حضور این دو بازیگر از نگاه بنده وزنه ی قدرتی برای نمایش محسوب می شود.
.
در رابطه با روند نمایش باید بگویم که از نظر شخصی ام, نیمه ی نخست نمایش روند جالبی را طی نمی کند و تنها یک هیجان بیهوده را درون زوج جوان نشان می دهد, اما در نیمه ی دوم ما وارد داستان می شویم, داستانی که ابتدا و انتهایش را این زوج شکل می دهند و درونش را مادر و همسایه, به عبارت دیگر این زوج قالب را شکل می دهند و دو نقش مادر و همسایه آن هارا کامل می کنند, این پایان ممکن است گاهی یک جمله یا یک حرکت باشد.
.
در پایان اینکه, پیشنهاد می کنم مخاطبانی که در فهم جزئیات توانمند می باشند حتما پا برهنه در پارک را تماشا کنند, علاوه براین سایر مخاطبین نیز اگر فیلم سینمایی پابرهنه در پارک را تماشا نکرده اند, با توجه به علاقه مندی شان ابتدا این نمایش را و سپس فیلم سینمایی پا برهنه در پارک را جهت تماشا انتخاب کنند.
.
فکر می کنم در جامعه ی تئاتر فاخر ایران زمین, جای خالی تئاتری با محوریت تاریخ پرافتخار و پر پیچ و خم این کشور به شدت حس می شد و همین امر باعث شد تا خیراله تقیانی پور اثری به نام "کلنل" را کلید بزند و در سالن اصلی تئاترشهر به روی صحنه ببرد.
.
تازه ترین اثر تقیانی پور در محوریت اول یک داستان عاشقانه در زمان عین الدوله را روایت می کند و درکناره حرف های بسیاری در رابطه با موضوعات دیگری چون استبداد حاکمان و ظالمان بر مردم و مظلومان, استفاده ابزاری از لباس دین, دین فروشی و... دارد.
بدون شک برای بیان حرف های به این بزرگی زمانی بیش از یک ساعت و چهل و پنج دقیقه نیاز بود و این امر نیز کاملا قابل لمس است.
.
در باب ژانر نمایش نیز باید گفت, "کلنل" چند ژانر دارد, هم عاشقانه است و هم طنز و هم تاریخی و شاید چندین ژانر دیگر که از خاطرمن دور است.
.
در فضای بازی ... دیدن ادامه » همگی بازیگران به بهترین نحو ایفای نقش می کنند و این اتفاق بسیار جای تقدیر و تشکر دارد.
.
از آنجا که رکن اصلی این نمایش را عین الدوله و سیدعلی اوسط تشکیل می دهند, به نظر می رسید باید کمی نقش شان پر رنگ تر می بود و بیش از این در برابر چشمان مخاطب ظاهر می شدند, همچنین از نظر شخصی بنده جایگذاری قسمت های نمایش کمی بی نظم است و مخاطب به همین دلیل کمتر هدف مورد نظر را درک خواهد کرد.
.
و در نهایت اینکه کلنل را تماشا کنید و هنرنمایی زیبا و منحصر به فرد دوستان بزرگوارم استاد حسین پاکدل, اتابک نادری, شهرام حقیقت دوست, سیروس همتی, مونا فرجاد, الهه شه پرست, آتیه جاوید و سایر هنرمندان را از نزدیک شاهد باشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
دیشب به دعوت دوست عزیزم ماریه ماشااللهی به تماشای نمایش "هنگامه ای که هملت به دست جادوگران مکبث کشته شد" نشستم
.
بارها و بارها داستان هملت را با نگاه های متفاوت هم خوانده ام و هم تماشا کرده ام, اما این نمایش نگاه متفاوتی به این داستان داشت
.
سه بازیگر زن نمایش بسیار عالی فعالیت کردند و هرکدام نقش های متفاوتی را به عهده داشتند که در طول داستان مخاطب آن هارا درک می کرد
.
موسیقی همراه با صحنه نمایش بسیار تاثیرگذار بود
.
پرفورمنس های همراه و همیشه موجود در نمایش بسیارعالی اجرا شدند اما فکر می کنم گاهی اوقات مخاطب لزوم آن را درک نمی کرد.
.
در نهایت فکرمیکنم اگر برخی اتفاقات نمایش اصلاح شود و مسیر درست تری را طی کند این نمایش می تواند موفق تر باشد
.
خسته نباشید به تمامی عوامل گروه
مریم زارعی و محمد لهاک این را خواندند
زهره مقدم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
دیشب به تماشای نمایش هفت عصر هفتم پاییز نشستم, نمایشی که تشکیل شده از عاشقانه های جنگ است, نمایشی که بیانگر عشق درونی و قلبی رزمندگان هشت سال دفاع مقدس است.
.
مخاطب از طراحی صحنه منحصربفرد می داند که قراراست داستانی مربوط به دفاع مقدس را تماشا کند اما نمی داند در چه محدوده زمانی و با حضور چه افرادی, مونولوگ های ابتدایی این کنجکاوی و سردرگمی را در مخاطب می افزاید.
.
با پخش کلیپ ها و دست خط ها, مخاطب به واقعی بودن داستان پی میبرد و در پی یافتن محمد می گردد, محمدی که غلام مدام از او سخن می کند و همسرش از این اتفاق ناراضی است.
.
نام محمد جهان آرا تقریبا در اواسط نمایش برای مخاطب قطعی می شود و می داند که تمامی صفات و اعمالی که بیان شد مربوط به چه فردی بوده است.
.
بازی احساسی لیلا بلوکات از لحظات ابتدایی تا به انتها و بخصوص پانزده دقیقه پایانی بسیار تاثیرگذار است, بلوکات علاوه بر مونولوگ ها بوسیله ی احساسات صورتی و بدنی خود نیز با مخاطب ارتباط برقرار می کند.
رحیم نوروزی نیز گاها احساسات را با رفتارانسانی در زندگی واقعی, درهم می آمیزد اما بیشترین رویه ی بازی او در این نمایش سبک رفتار واقعی در موقعیت است.
.
ایوب آقاخانی که استادی بزرگ برای بنده است به خوبی و باهوشمندی کامل, مونولوگ ها و کلیپ های مربوطه را در طول داستان چیده است, او آرام آرام به مخاطب خود ضربه میزند و در ده دقیقه پایانی ضربه نهایی را به مخاطب می زند تا او تمامی داستان را مجددا در ذهنش مرور کند.
.
درنهایت باید بگویم هفت عصر هفتم پاییز نمایش جذابی برای کسانی است که تنها نام جهان آرا و یارانش را شنیده اند.
.
به ... دیدن ادامه » تمانی عوامل کار, بخصوص طراحی محترم صحنه خسته نباشید می گویم و امیدوارم در روزهای آینده بیش از این به مبحث روابط عمومی در این نمایش پرداخته شود.
امیرمسعود فدائی، شکوه حدادی، مینا &۱۲ و محمد لهاک این را خواندند
farhad riazi و taghaodi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
نمایشی برای انتقام نگرفتن
.
انتقام یک شکل از اجرای عدالت است اما می تواند غیرقانونی هم انجام گیرد! به معنای ساده تر می توان گفت آسیب زدن یا ضرر زدن به شخصی, با قصد و هدف جبران آسیب یا ضرری, انتقام محسوب می شود.
.
عروسان بیانگر این دنیا است, دنیایی به نام انتقام بخشیدن یا انتقام گرفتن, در آن لحظه و درآن شرایط پس از آسیب کدام درست است?
.
عده ای در طول داستان میبخشند و معتقدند کشته شدن یک فرد دردی را از آنها دوا نمی کند. دختری که تمام انگشتان خودرا از دست داده, مردی که دماغش بریده شده است و حتی کسی که به اجبارش برادرش را کشته است.
.
عروسان رابطه نزدیکی با دنیای امروز دارد, این اتفاق حتی از لباس های بازیگران نیز نمایان است.
.
نکته جالب در طول نمایش تلاش برای استفاده از زمان کوتاه و تاثیرگذاری بسیار است, اما این اتفاق جز برای نرگس نیک سیرت رخ نداده بود ... دیدن ادامه » و این امر کاملا قابل لمس است. نیک سیرت جدیت لازم را به خرج داد و شرایط را مهیا کرد تا مخاطب باورش کند.
.
نوع استفاده از موسیقی در این نمایش بسیار جالب بود اولین بار بهمراه پرفورمنس و شبیه به یک کنسرت غیر زنده و دومین بار همانند یک گروه سرود توسط بازیگران فکرمی کنم اتفاق جالبی بود و برای عدم خستگی مخاطب از روایت یک داستان کاملا جدی نیاز محسوب می شده است.
.
استفاده از دیالوگ های موازی در برخی مواقع عدم نتیجه گیری از روایت داستان عدم تعریف کامل از برخی نقش های روی صحنه و... از نگاه من عیب هایی محسوب می شوند که در این نمایش نباید اما دیده شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش صبح یک روز لعنتی یک نگاه کمدی به مسئله نفوذ دارد؛ نفوذی خیالی که نویسنده در تخیلات خود به آن رسیده است و هیچگاه در جهان واقعی انسان ها وجود ندارد.
.
اما اگر به دیالوگ های موجود در نمایش کمی دقت کنیم ،می بینیم که نویسنده در بین دیالوگ های طنز خود گاها از جملات تاثیرگذار و مهم استفاده کرده است و در عین حال تعنه ای به مسئولین یا مردم نیز می زند.
.
هر پنج بازیگر این نمایش به خوبی توانسته بودند نقش را برای مخاطبنشان در حالت باورپذیری اجرا کنند و این انتخاب بازیگران قابل تقدیر است.
.
نکته قابل توجه در این نمایش حضور خواننده و نوازنده ی راک بود؛ خواننده ای که با شعرهای طنز و کمدی خود گویی قصد دارد تا خلاصه داستان بخش نمایش داده شده را ارائه کند؛ به شخصه تابحال این کار را در عرصه نمایشی ندیده بوده و برای اولین بار با آن مواجهه شده بودم.
.
از نظر طراحی ... دیدن ادامه » صحنه و لباس هم این نمایش نمره ی قابل قبولی را دریافت خواهد کرد.
.
نکته ی پایانی اینکه اگر کمی کلمات و اصطلاحات منفی و شوخی های جنسیتی در این نمایش کمتر بود از نگاه من اتفاقات بهتری رخ می داد اما در نهایت باید به کارگردان و بازیگران و عوامل این کار تبریک گفت، چرا که فرصت بسیار خوبی را برای خندیدن مردم فراهم نموده اند.
.
خسته نباشید و به امید موفقیت های بیشتر
زهره مقدم و محمد لهاک این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نگاه من مای لند تنها گوشه ای از توانایی های هومن رستگار را برجسته می کند؛ توانایی هایی که متاسفانه توسط مسئولین و بزرگان دیده نشده و امروز هم...

پیشنهاد می کنم مای لند را از دست ندهید؛ حداقل میتوانید به راحتی بفهمید که یک بازیگر تئاتر میتواند چه توانایی هایی در حوزه ایفای نقش (از نظر بدن و زبان و...) داشته باشد.
مهدی جوانی و محمد لهاک این را خواندند
زهره مقدم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
هنر نقالی, قصه‌گویی و شاهنامه خوانی از کهن‌ترین هنرهای رایج و دارای پیشینه بسیار کهن, در ایران زمین است.
وجود قصه‌های گوناگون موجود در ادبیات ساکنان این سرزمین خود شاهدی بر این مدعا و علاقه مردم بر این هنر است.
.
"خواب طولانی انار آباد" اثر آلما گشتاسب, از جمله آثاری است که شاید بتوان آن را تلفیقی از ادبیات کهن ایران و اصطلاحات ترویج یافته در دنیای امروز دانست.
ریز بینی های موجود در این نمایش, موسیقی زنده, دقت در انتخاب بازیگران, هماهنگی بسیار عالی و... همگی دلایل محکمی برای زیبا بودن این نمایش می باشند.
.
اگرچه, خواب طولانی انار آباد تنها روایت یک داستان شاید عاشقانه را بر عهده دارد و وجه نمایشی بسیار اندکی در آن نمایان است اما بازیگران خوبی برای نمایش انتخاب شدند.
باوجود قسمت هایی برای نقالی, خوانندگی, قصه گویی و شیوه روایی شاهنامه خوانی, به نظر می آید کارگردان کار در انتخاب بازیگران دقت بسیاری به خرج داده است.
از جمله بازیگران موفق این اثر نمایشی, نرگس نیک سیرت, بازیگر نقش مادر است. او به زیبایی توانسته بود حالات صحبت, بدن و صورت مادر در مواجه با اتفاقات پیش روی داستان را برای تماشاچی بازآفرینی کند و بدون شک این امر, به تنهایی یک وزنه ی قدرت برای بازیگر محسوب خواهد شد.
.
در انتها می توان گفت که "خواب طولانی انار آباد" برای مخاطبان نمایش های باستانی و ایرانی بسیار جذاب و قابل قبول خواهد بود.
علاوه بر این, بنابر عقیده ی من, هیچ فردی نمی تواند هماهنگی بالای میان بازیگران و قدرت آن ها در قصه گویی به شیوه های باستانی را که به نوعی درون مایه ی این اثر نمایشی شده است, منکر شود.
.
برای این گروه دوست داشتنی, بهترین هارا آرزو دارم
.
سیدمحمدصادق ... دیدن ادامه » سیادت
مهدی حسین مردی و محمد لهاک این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
بوف نه چندان کور اگر چه یک نگاهی به بوف کور اصلی داشت اما به نظر من تمام تلاشش در این بود تا بر اساس آن عناوینی که بدست آمده, شنیده و یا دیده شده است, صادق هدایت را معرفی کند.
.
در گذشته بسیار درام ها و تئاترها بر اساس بوف کور دیده ایم اما گویا خیلی هایشان برای مخاطب جذاب نبوده است.
.
و چه کردند مسعود کرامتی و رحیم نوروزی
بازی در ۷ شخصیت به صورت پشت سرهم و با ویژگی های متفاوت, تنها باعث شد تا مخاطب بیشتر از گذشته به استادی مسعود کرامتی در بازیگری پی ببرد.
.
نازنین کریمی و الهام نامی هم که تکمیل کننده ی تمامی تلاش های رحیم نوروزی و مسعود کرامتی برای مخاطب بودند.
.
آن عشوه های به موقع و شیوه های بیان در مکان و زمان خاص خودش باعث شده بود تا مخاطب برای درک هرچه بیشتر این نمایش تلاش کند و همه ی این ها یعنی موفقیت.
.
اگرچه انتقادهای جزئی به بوف نه چندان کور دارم اما با شدت این اثر را برای مخاطبان خاص تئاتر و آقای هدایت, پیشنهاد می کنم تاکید می کنم مخاطب خاص تئاتر و آثار صادق هدایت
.
خسته نباشید به تمام عوامل این گروه عزیز
و ... دیدن ادامه » خوشحالم از اینکه این نمایش زیبارا از دست ندادم.
.
یک خسته نباشید ویژه به گروه پرفورمنسِ این کار که متاسفانه سعادت آشنایی هیچ کدام را نداشتم.
.
سیدمحمدصادق سیادت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید