آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال سیدمحمدصادق سیادت | دیوار
S3 : 10:13:32 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
«پیک نیک در میدان جنگ» به نویسندگی فرناندو آرابال، ترجمه داریوش مودبیان، کارگردانی زری اماد و مشاوره حمیدرضا نعیمی قرار است چهارشنبه ۶ آذرماه ساعت ۱۹ با حضور دانشجویان در سالن عباس جوانمرد خانه تئاتر روی صحنه برود.

کامبیز امینی، شهروز دل افکار، محمد زوار بی ریا، رضا جهانگیری، صالح لواسانی و زری اماد بازیگران این اثر نمایشی هستند.

از دیگر عوامل این اثر می توان به طراح نور: رضا حیدری، طراح صدا و موسیقی: سینا کووایی، طراح لباس: کوروش مراد طهرانی، طراح پوستر و بروشور: مازیار قنبری، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: مرتضی برزگرزادگان، منشی صحنه: نیلوفر شکری، مدیر صحنه: نیایش شکری، دستیاران صحنه: امیر حضرتی، علی پاشاپور، دوخت لباس: میلو زمان زاده، مدیر اجرا: سامان تیرانداز، مدیر روابط عمومی:سیدمحمدصادق سیادت، مشاور فضای مجازی: امیر قالیچی، کارشناس روابط عمومی: حامد علی محمد، عکاسان: امیر خدامی، فرشاد شیرازی، ساخت تیزر: مهرداد افشار، فیلمبردار پشت صحنه: مریم هاشم زاده، پشتیبانی تولید و هماهنگی امور اجرایی: علی زارعی، تهیه کننده: مسعود سواری، بنفشه ستایش فر (موسسه خیریه ارمغان مهر جاوید) ... دیدن ادامه ›› اشاره کرد.

در خلاصه نمایش آمده است: در یک روزِ یکشنبه آقا و خانم تپان تصمیم می‌گیرند پیک‌نیک را در کنارِ فرزندشان (زاپو) در میدانِ جنگ بگذرانند. اما سر و کله‌ یک سربازِ دشمن (زپو) پیدا شده و آنها او را اسیر می‌کنند. در این میان دو سربازِ صلیب‌سرخ که به دنبالِ زخمی یا جنازه می‌گردند پیدا می‌شود ...

علاقه مندان جهت خرید بلیت این نمایش در روز چهارشنبه به صورت نیم بها، می توانند با ارائه کارت دانشجویی به گیشه تماشاخانه عباس جوانمرد واقع در خانه تئاتر ایران به نشانی خیابان حافظ شمالی، خیابان سمیه، روبروی حوزه هنری مراجعه کنند.
نمایش "پیک‌نیک در میدان جنگ" اثر فرناندو آرابال با ترجمه داریوش مؤدبیان و کارگردانی زری اماد از سه‌شنبه پنجم آبان ساعت ۱۹ در سالن استاد جوانمرد خانه تئاتر ایران روی صحنه می‌رود. بازیگران این نمایش کامبیز امینى، شهروز دل افکار، محمد زوار بی‌ریا، رضا جهانگیری، صالح لواسانی و زری اماد هستند.

زری اماد در گفت‌وگو با خبرنگار هنرآنلاین گفت: نمایش "پیک‌نیک در میدان جنگ" نوشته فرناندو آرابال اثری برخاسته از مکتب ابزورد است که به نقد ساختار قدرت در حکومت می‌پردازد. این تراژدی کمدی اثری سهل ممتنع است؛ به‌ظاهر ساده اما به‌شدت پیچیده که با گذشت شصت سال از نگارش آن همچنان برای مخاطب کنونی طرح مسئله می‌کند.

او خلاصه داستان نمایش را این‌گونه توضیح داد: در یک روزِ یک‌شنبه آقا و خانم تپان تصمیم می‌گیرند پیک‌نیکی را در کنارِ فرزندشان (زاپو) در میدانِ جنگ بگذرانند. آن‌ها به‌سختی و مشقت خود را به نقطه مذکور می‌رسانند و وسایل پیک‌نیک را پهن کرده و لحظات شیرینی را با بازگویی خاطرات خودشان با تنها فرزندشان رقم می‌زنند، اما سر و کله‌ یک سرباز دشمن پیدا شده و آن‌ها او را اسیر می‌کنند. در جریان نمایش همگی متوجه می‌شوند که همه دشمنی‌ها صرفاً بر اساس خواسته و فرمان فرماندهان جنگ‌طلب ایجاد شده است...

این بازیگر و کارگردان تئاتر در ادامه افزود: این نمایشنامه را ده سال پیش خواندم و از همان زمان علاقه‌مند بودم تا آن را روی صحنه آورم. در حقیقت این اثر ... دیدن ادامه ›› ماهیت انسانی را به چالش می‌کشد و با ورود هر شخصیت به صحنه، تصویر جدیدی در قالب فانتزی ساخته می‌شود که ارتباطی جدی با صحنه بعد دارد. شخصیت‌ها کامل و پرسرعت برای مخاطب شناسایی می‌شوند اما روند کمدی فانتزی از آن‌ها روایتگری دوست‌داشتنی و شیرین می‌سازد به شکلی که ما توانستیم طی شصت دقیقه پیک‌نیک در میدان جنگ را به تصویر بکشیم.

اماد با بیان این که به نظر من حرف اصلی این نمایشنامه این است که؛ به‌راستی تا زمانی که می‌شود در صلح و دوستی به سر برد، چرا جنگ و دشمنی؟، عنوان کرد: شاید این اثر بنا به شرایط زمانی آرابال و کشور اسپانیا نوشته شده باشد، اما حرف و ایده آن لامکان، لازمان و ازلی است. اما واقعاً چرا جنگ؟ چرا کشتن؟ چرا چشم بستن به انسانیت و عشق؟ کاش در جهان به روزگاری برسیم که هیچ چرایی نباشد و فقط عشق باشد و هوای پاک برای نفس کشیدن.

دیگر عوامل این اثر عبارتند از: طراح نور: رضا حیدری، طراح صدا و موسیقی: سینا کووایی، طراح لباس: کوروش مراد طهرانی، طراح پوستر و بروشور: مازیار قنبری، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: مرتضی برزگرزادگان، منشی صحنه: نیلوفر شکری، مدیر صحنه: نیایش شکری، دستیاران صحنه: امیر حضرتی و علی پاشاپور، دوخت لباس: میلو زمان زاده، مدیر اجرا: سامان تیرانداز، مدیر روابط عمومی: سید محمدصادق سیادت، مشاور فضاى مجازى: امیر قالیچى، کارشناس روابط عمومى: حامدعلى محمد، عکاسان: امیر خدامی و فرشاد شیرازی، ساخت تیزر: مهرداد افشار، فیلمبردار پشت صحنه: مریم هاشم زاده و پشتیبانى تولید، هماهنگى امور اجرایى: على زارعى، تهیه‌کننده: دکتر مسعود سواری و بنفشه ستایش‌فر (موسسه خیریه ارمغان مهر جاوید).

علاقه‌مندان برای خرید بلیت این نمایش می‌توانند به سایت تیوال یا گیشه تماشاخانه استاد جوانمرد واقع در خانه تئاتر ایران به نشانی خیابان حافظ شمالی، خیابان سمیه، روبروی حوزه هنری مراجعه کنند.
امیرمسعود فدائی این را خواند
شید زه این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خسته نباشید به شیوا خسرومهر، زری اماد، ماریه ماشاالهی و رعنا حسین دخت که به حق کارشان را درست انجام دادند
میترا و علی جباری این را خواندند
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) و آرش رضایی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
باسلام و ارادت
اول از اینکه کارگردان محترم به شخصه به تمامی نظرات مثبت و منفی پاسخگو هستند سپاسگزارم
اما بعد...
سرکارخانم خالقی
دیشب نمایش شمارا به تماشا نشستم؛ به شما و تمامی عوامل این کار (به خصوص امیر قالیچی و میلاد بهشتی که از رفقای ماهستند) خسته نباشید می گویم
بدون شک، فعالیت در عرصه هنر با تمامی نظرات مخالف و موافق قابل تقدیر است.
اما چند سوال برای من پیش آمده است که دوست دارم بدانم تا گنگی ذهن بنده برطرف شود
1-از چه سبک و شیوه ی رایجی در نمایش برای اینکار استفاده کرده اید؟
2-فکر نمی کنید متن در مواردی دچار نقض می باشد؟ برای مثال نام مهدی (اگر اشتباه نکنم) ... دیدن ادامه ›› را که رها در دقایق پایانی به زبان آورد هیچ چیزی از آن گفته نشد...
3-باتوجه براینکه از چهره های سینمایی و تلویزیونی استفاده کرده اید، حضور افراد غیر تئاتری را برای تماشای اینکار را مناسب می بینید؟
4-آیا خودتان به شخصه از بازی بازیگران راضی هستید؟
سپاس گزارم آقای سیادت که به تماشای اجرای ما نشستید.
در مورد شیوه ی اجرا، راستش بحث طولانی و مفصلی است اما چون پرسیدید خودم رو ملزم به پاسخگویی می دونم. راستش همواره طراحی ساختار اجرا از ساختار روایی مجزا نیست. ساختار غیرخطی و متقاطع متن ما رو به سمت تقطیع در اجرا برد و همین طور نوعی مینی مالیسم که در روایت هم وجود داره. ایده ی ما برای اجرا، مشارکت ذهنی فعال تماشاگر بود نه فقط روایت قصه ای روزمره. در مورد متن و بازی بازیگران دیرتر پاسخ خواهم داد.
ارادت :)
۲۷ شهریور ۱۳۹۸
سپاس از شما خانم خالقی
اما فکر میکنم مشارکت ذهنی فعال تماشاگر، بیشتر تماشاگر را دچار سردرگمی می کند علاوه براین شما بهتر از بنده میدونید که مینی مالیسم بر پایه سادگی بیان و روش‌های ساده و خالی از پیچیدگی معمول فلسفی یا شبه فلسفی بنیان گذاشته‌ شده است اما حقیر فکر میکنم این اتفاق به هیچ وجه در این نمایش رخ نداد
البته که ممکنه مطالعه بنده کم بوده و دچار اشتباه شده باشم
اگر این اتفاق رخ داده است، پیشاپیش عذرخواهی میکنم
۲۷ شهریور ۱۳۹۸
بازیگران بی نظیر بودند
۲۷ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فرید سلیمانی در گفت‌‌وگو با خبرنگار هنرآنلاین درباره انتخاب این نمایشنامه و اجرای آن گفت: این نمایشنامه را 5- 6 سال پیش خوانده بودم و به دلایل شخصی که اتفاق این اثر برای یکی از دوستان نزدیکم نیز رخ داده بود، به این نمایشنامه علاقمند شدم و قصد اجرای آن را داشتم.

او داستان این اثر را اینگونه توضیح داد: این نمایش درباره زندگی مادر و دختری است که دختر به مادرش می‌گوید قصد خودکشی دارد. دختر برای این تصمیم بسیار مصمم است و مادر در ابتدا تصور می‌کند او شوخی می‌کند اما به مرور متوجه می‌شود تصمیم دختر جدی است و از آن کوتاه نمی‌آید. این دختر از همسرش جدا شده، پسرش بزهکار است و خودش بیماری صرع دارد. کشمکش عاطفی میان این مادر و دخترش منجر به اتفاقی تکان‌دهنده می‌شود...

این بازیگر تئاتر با بیان اینکه تمرینات نمایش حدود یک ماه به طول انجامید، درباره سبک و فضای اجرایی نمایش عنوان کرد: نمایشنامه کاملاً رئال است و من نیز به همین منوال آن را اجرا می‌کنم. دکور نمایش خانه‌ای کاملاً زنانه را به تصویر می‌کشد و اتفاق‌ها و میزانسن‌ها واقعی و رئال است.

سلیمانی درباره میزان وفاداری‌اش به نمایشنامه اصلی یادآور شد: در صورتی‌که قصد داشتم متن اصلی را به صحنه آورم زمان نمایش بیش از 2 ساعت می‌شد بنابراین دراماتورژی ... دیدن ادامه ›› صورت گرفت و متن را کوتاه کردیم اما به کلیت داستان وفادار بوده‌ام و لطمه‌ای به آن وارد نشده است و اتفاقات به صورت کامل اجرا می‌شود با سبک و سیاقی که من دارم.

او درباره موسیقی نمایش "شب بخیر مادر" گفت: موسیقی این نمایش ساخته شده و اورژینال است.
نقش پسر بزه کار جای پرداخت بیشتری داشت.
۲۳ شهریور ۱۳۹۸
ممنونیم از نظرتون خانم مقدم
قطعا به کارگردان نمایش انتقال خواهم داد
۲۴ شهریور ۱۳۹۸
به نظر من مادر خانواده بیشتر مورد نظر بود که با پسر بزه کار چطور واکنش نشان میدهد پرداخت بیش تر باعث انحراف از داستان میشد
۲۴ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اول نمایش آقایی اومد گفت نمایش ما 2 ساعت چند دقیقه است، اولش کاملا وا رفتم و گفتم خدا بهمون رحم کنه
اما بعد از اینکه 2 ساعت و چند دقیقه به امیر نوروزی و سایر بازیگران خیره بودم میخواستم یه 2 ساعت و چند دقیقه دیگه روهم پشت سر بزارم
اینقدر روند داستان و ریتم جذاب بود که به جرات میتونم بگم این مدت رو به هیچ عنوان متوجه نمیشید
دست تک تک عوامل رو میبوسم...
دمتون گرم که بهمون یادآوری میکنید هنوز تئاتر به معنای واقعی به روی صحنه میره...
«جیب خالی، پز عالی» یه جمله عجیب و بامزه که همه مون اون رو شنیدیم، من شاید روزی صدبار، شما شاید روزی یک بار...اما خوب یه جاهایی آدم مجبوره دیگه، مجبوره واسه آبروش یه کارایی بکنه که شاید بعدا خیلی از نظر مالی بیوفته تو دردسر
‌اینارو گفتم تا یادمون بیاد یه عده آدم اطراف من و شما دارن زندگی میکنن که آبرو دارن و ممکنه بخاطر یه قرون دوزار جیب ما بیوفتن تو دردسر؛ این آدمارو بهشون میگن طبقه متوسط رو به پایین جامعه. بگذریم که چه اتفاقایی ممکنه بعدش براشون بیوفته...
.
"اَتِینا" میخواست برای ما داستان همین آدمارو تعریف کنه، تو همین موقعیتا...جایی که آدم مجبور شده برای عروسی خواهرزاده‌اش بیست میلیون چک بده و فقط دو هزار و صد تومن تو حسابش باشه، جایی که آدم برای اینکه آبروش جلو صاحب مغازه‌ها نره مجبوره چشمش به شاباش‌های عروس و داماد باشه و حالا شاباشا گم شده...
.
میفهمم دردشو چون خیلی موقع‌ها این دردو تحمل کردم و خیلی موقع‌ها هم دیدم که بقیه دارن تحمل میکنن...بگذریم. ایناهم اثرات رسول کاهانیه دیگه، یه جوری داستانو مینویسه یا خوشت میاد یا بدت میاد اما اگه خوشت میاد قشنگ میره تو مخت
.
اما درباره این نمایش...
نگم براتون از بازی‌های باحال و پر انرژی همه بازیگرها، همه شون خوب ... دیدن ادامه ›› بودن البته که باید باهم رو راست باشیم و بگیم خوب انتظارمون از خانم زنگنه خیلی بیشتر از این حرفا بود و هست
من بازی‌های خیلی خوبی رو تماشا کردم، از کامران تفتی که فوق العاده بود تا لعیا زنگنه، الهام شعبانی، سهند جاهد، علی مقدم، نیلوفر هوشمند، ندا عقیقی، مهدی رحیمی سده و سمیرا کریمی که خوش درخشیدند.
.
صحنه هم، صحنه جذابی بود، هرچند که نور اونجوری که باید خوب نبود، نور بنظرمن از مهمترین ارکان یک نمایشه و یادمه در یک مقاله‌ای خوندم که«نور به عنوان یک کل واحد باید چنان طرح شود که با تمام عناصر دیگر در هماهنگی کامل باشد. طرح نور باید تناسب داشته باشد با سبک دوران، شخصیت، عمل و فکر نمایشنامه. این اصل یعنی اصل وحدت، باید هم در محدوده خود نور بحساب آید و هم در کل نمایشنامه»؛ شاید از نظر من این رکن نمایش یه کم جای کار بیشتری داشت
.
نکته دیگه اما عدم استفاده از موزیک خیلی خوب کامران تفتی بود که نمیدونم چرا و به چه دلیل ازش استفاده کامل و جذابی چه در عرصه تبلیغاتی و چه در نمایش نشد...ما باید بدونیم که تبلیغات فقط الان در دنیای رسانه خلاصه نمیشه و برای یک موزیک که به سلیقه من میخورد و از نظر من جذاب بود، تنها منتشر کردن چندتا خبر فایده‌ای نداره، چون اگر من رسانه‌ای نباشم قطعا اون خبرو نمیبینم، پس بهتره برای اینکار از فضای عظیم مجازی استفاده کنیم، اون هم به طور گسترده؛ این اتفاق به نظرمن کمی داستان تبلیغات رو جذاب تر می‌کنه.
اما در مورد پایان نمایش، یه مقدار صحنه گیج کننده و عجیب غریبه، شاید بهتره بگیم توی یه فضای دیگست تا تئاتر؛ فکر میکنم برای نمایشی که عملا کل فضای مورد استفادش رئال هستش، استفاده از یه فضای عجیب اونم برای دقایقی یه مقدار مخاطب رو زده میکنه، البته که این یک نظر شخصیه...
جشن نمایش قابل تقدیری از دوستان جوان این عرصه بود
بازی های درخشانی در نقش هایی که برآنها تاکید شده بود مشاهده کردیم
در این نمایش به موضوع عجیب و غریبی پرداخته شده بود که برای بسیاری از مخاطبین جذاب است
اگرچه معتقدم صحنه بسیار شلوغ بود اما در این مورد باید به نظر کارگردان احترام گذاشت...

خسته نباشید به دوستان عزیز
علی جباری و امیر مسعود این را خواندند
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بازی های هرسه بازیگر عالی بود...
اما متن با جامعه امروز همراه و هم سو نیست و در سال ها 1391 و 1392 باقی مانده است...
علی جباری و سپیده این را خواندند
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سارا داروفروش در گفت‌وگو با هنرآنلاین درباره انتخاب نمایشنامه "تجربه‌های اخیر" به منظور اجرا گفت: این نمایشنامه، اثر چند وجهی است و دارای موقعیتی جذاب است. در این متن، ضمن اینکه زمان عنصر واقعی و  زمینه‌ای است، از تنوع شخصیت برخوردار و از همه مهمتر زن محور است. "تجربه‌های اخیر" به مسائل و معضلات احساسی زن‌ها و مواجهه‌شان با مردان می‌پردازد.

او همچنین در ادامه اضافه کرد: نمایش با ازدواجی سفید آغاز می‌شود و اتفاقات آن با مسائل و شرایط روز جامعه تعمیم‌پذیر است و به روابط احساسی میان زن و مرد می‌پردازد. از آنجا که در جامعه ما معنای خانواده رو به اضمحلال است و جدایی و طلاق آمار رو به رشدی دارد، این اثر با به چالش کشیدن ازدواج به بنیان خانواده اشاره و تاکید دارد.

کارگردان نمایش "گمشده در یانکرز" ضمن اشاره به اینکه "تجربه‌های اخیر" به جز پرداختن به مسائل خانوادگی و اختلافات زوج‌ها به مسائل روانشناسی فردی نیز می‌پردازد، خاطرنشان کرد: این اثر نمایشی به جنگ، تفاوت رنگ و نژاد، مرگ و آخرت نیز اشاره دارد.

داروفروش درباره سبک و شیوه اجرایی نمایش "تجربه‌های اخیر" عنوان کرد: متن اثر به صورت کاملاً ایستا نوشته شده است و نویسنده نمایش نیز در اجرایی ... دیدن ادامه ›› که از این اثر داشته، هر چند که من آن را ندیده‌ام اما از دوستانم شنیده‌ام، آن را کاملاً ایستا کار کرده است. بنابراین در اجرای آن بر آن شدم تا به آن تحرک و پویایی دهم و نور و موسیقی را چاشنی کار کنم.

او با بیان اینکه در اجرای این نمایش به سمت و سوی سبک و شیوه‌ مدرن رفته‌، اظهار کرد: اجرای این اثر خیلی پست مدرن و فرمالیستی نیست و بستری مدرن به منظور اجرای نمایش درنظر گرفته شده است تا اکت‌های نمایش به صورتی کاملاً رئال برای مخاطب باورپذیر و ملموس باشد. البته رئال نه به مثابه اینکه همه چیز به صورت عینی در صحنه باشد بلکه با فضاسازی، تماشاگر آن را متصور شود.

کارگردان نمایش "آسید کاظم" درباره طراحی صحنه نمایش "تجربه‌های اخیر" یادآور شد: طراحی صحنه و نور نمایش را رضا حیدری انجام داده‌ است. همه چیز در صحنه را به صورت مینی‌مال و خلاصه در یک میز آوردیم. میز به مثابه چهارچوب است؛ چهارچوب خانواده، اجتماع، روابط و .... با استفاده و تعبیه نور و فضایی مملو از کنتراست در نظر داشتم تا فضای ناکجاآباد را ایجاد کنم.

او در ادامه اضافه کرد: نمایشنامه "تجربه‌های اخیر"، اقتباس امیررضا کوهستانی از متنی کانادایی است و بنابراین فضایی فرنگی در کار است که سعی شده با فرم لباس‌ها و صحنه نوعی فضای کلاسیک را در صحنه به وجود آوردم. این اثر روایتی بیش از یک صد سال (1900 تا 2018) است که ما آن را در یک ساعت ورق می‌زنیم.

این کارگردان تئاتر با تاکید بر اینکه فضای این اثر تناسخ و سیر تسلسل حاکم بر زندگی است، تصریح کرد: ما انسان‌ها، پدر، مادر و اجدادمان را تکرار می‌کنیم در عین حال که می‌خواهیم فرهیخته و به روز باشیم؛ اما انسان‌ها با تنها کمی تغییر در دور تکرار زندگانی آن‌ها هستند.

سارا داروفروش ضمن بیان اینکه این نمایش دیالوگ محور است، درباره موسیقی نمایش گفت: موسیقی نمایش خارجی است و به صورت پلی‌بک پخش می‌شود و سعی شده بازیگران با آن هم‌خوانی داشته باشند و بیان بر موسیقی جاری باشد.

او در پایان صحبت‌هایش خاطرنشان کرد: در دوره‌ای که مردم جامعه خسته هستند و به نمایش‌ایی که فضای کمدی و شاد دارد، نیاز دارند، تماشای کارهایی از این دست که درون مایه‌ای فلسفی دارد، شاید برای‌شان دشوار باشد. با این حال امیدوارم تماشاگران تئاتر این نمایش را ببینند چرا که مخاطب در این اثر با خودش روبرو خواهد شد و این نمایش تلنگری است تا یک ساعت خودش را بشنود و ببیند.

دیگر عوامل این اثر نمایشی عبارتند از: تهیه کننده: شکوفه هدایتی، مجری طرح: لیلا جعفری، طراح صحنه و نور: رضا حیدری، طراح گریم: تهمینه خرمی، طراح لباس: پریسا غفوری، دستیاران لباس: بهگل شهیدی و محمد حسینی، عکاسان: امیرخدامی و نونا داروفروش، مدیر صحنه: بهمن معززی، مدیر روابط عمومی: صادق سیادت، مدیر تبلیغات: تصویر تئاتر، طراح پوستر و بروشور: فروغ یعقوبی و گلناز گلچین و ساخت تیزر: مجتبی حسن زاده (تصویر تئاتر).

امید طاهری ( عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران) در رابطه با نمایش دپوتات نوشت:
جامعه تئاتر طی سالیان گذشته و اکنون، مورد بی مهری های فراوانی قرار گرفته. چه از جانب دولت، چه تماشاگران و چه خود دوستان تئاتری. در این میان، آنها که کمدی کار می کنند، بیش از دیگران هدف بی مهری هستند. خصوصا از جانب هم صنفان خود چرا که اغلب ما جماعت تئاتری، گاهی احساس می کنیم، تئاتر فقط آن چیزی است که ما می شناسیم، یا اینکه فقط همان درست است که ما کار می کنیم. این تلقی، گاه تا جایی پیش می رود که برای مثال اگر در تراژدی فعال باشیم، کمدی را کفه ی سبک و بی مغز تئاتر می دانیم و اگر در کمدی فعال باشیم، تراژدی را اشک و آهی حوصله سربر و ملال آور می خوانیم. این طرز فکر کم و بیش در برخی از همکاران وجود دارد و بر همین اساس، آگاهانه یا ناخودآگاه، در برابر اجراهای دیگران واکنش نشان می دهیم.

بسیار پیش آمده که عزیز و بزرگی از جامعه تئاتر را دیده ام که سر یک اجرای کمدی، چنان اخم هایش را در هم فرو کرده و منقبض نشسته که نکند یک بار لبخندی بر چهره اش بنشیند و بر شان استادی اش خدشه ای ... دیدن ادامه ›› وارد شود.

در آخر هم هر چقدر که اثر در ژانر خودش ( کمدی )، دارای اسلوب و اصول باشد، باز هم نگاه از بالا به پایین بر این ژانرِ ستمدیده در طول تاریخ، از بین نمی رود و نوازش زِبر و خشنی مبنی بر اینکه _ تئاتر ما پر شده از کمدی های بی خاصیت _ بر پیشانی گروه بینوا می چسبانند و همین که از در سالن بیرون می روند، عضلات منقبض و دردناک خود را رها می کنند و پرغرور به راه خود ادامه می دهند!

کمدی گونه ها و شکل های مختلفی داشته و دارد و احتمالا خواهد داشت. از کمدی رمانتیک شکسپیری، کمدی رفتار، کمدی فارس، کمدی شخصیت تا کمدی موقعیت و ... ، و گاهی تلفیق برخی یا همه ی این نمونه ها در یک اثر، همواره مورد توجه نویسندگان و کارگردانهای این ژانر تعریف گریز، پیچیده و دشوار، بوده است.

کمدی چه در ساحت تکنیک و فنون اجرا، و چه در ساحت های معنایی تری مانند فلسفه، روانشناسی، جامعه شناسی و ...، سالهای سال است که با تعاریف و رویکردهای متنوع و گاه حتی متضادی بررسی و مورد بحث قرار گرفته است. یونانیان برای نخستین بار کمدی را در یک قالب هنری و دارای اسلوب خاص، ابداع کردند اما ژانر کمدی طی سده هایی که از دوران یونان باستان می گذرد، در هر فرهنگی، به اندام تکینه ای دست یافته و همچنان چندان تابع قراردادهای خشک و تعاریف پیشین نیست و جسورانه و هنجار شکن، پیش می تازد و خود را با لحظه ی اکنون زمانه اش در می آمیزد. و دقیقا به همین دلیل است که کمدی همواره مورد توجه مردم است و اگر چه به لحظه های هجوش خنده های بلند سر می دهند اما این خنده ها لزوما از سرِ بی دردی و بی توجهی به نیش ها و کنایه هایش نیست.

اما اگر کمدی را تا به این حد، چهارچوب گریز و رها از تعاریف و اسلوب ها بدانیم، پس چگونه می توانیم آن را در بستر زیباشناختی، مورد نقد و تحلیل قرار بدهیم؟!

جواب این است که هر اثر کمدی، تابع قوانین، قراردادها و منطقی است که خود وضع می کند. در وضع این قوانین، ممکن است اثر مشابه کمدی های قبل خود شود و یا ممکن است اندامی جدید در ژانر خود به وجود بیاورد. چیزی که مخاطب آگاه و منتقد هنری از تعریف آن با رجوع به داشته های قبلی اش درمی ماند و یا کارش سخت می شود.

هر نمایش کمدی با منطق کمدی خودش پیش می رود. اگر تابع منطق کمدی خودش بود، می توان مشاهده کرد که اثر دارای اسلوب می شود و ابعاد زیباشناختی پیدا می کند. اما اگر هیچ گونه منطقی در اثر به وجود نیامد و اثر مدام از منطقی به منطق دیگر جهش کرد و هیچ ارتباطی در این جهش ها حاصل نشد، اینجاست که تئاتر آزاد شکل می گیرد. شاید عنوان تئاتر آزاد را از این منظر بتوان معنا کرد. یعنی تئاتری که به هیچ گونه منطقی حتی در دل خودش استوار نیست و اساسا همه چیز، از قصه گرفته تا کارگردانی و بازی ها در بی منطقی و بی ربطی پیش می رود.

از این منظر نمایش دپوتات هرگز نمی تواند یک تئاتر آزاد باشد. اگر چه در برخی لحظه های کمیک و برخی میزانسن های کوتاه و گذرا، شباهت هایی به وجود می آید اما کلیت اثر، از نمایشنامه گرفته تا کارگردانی، دکور و بازیها، همگی تابع منطق کمدی خودش هستند.

نمایشنامه ای که دپوتات بر اساس آن کار شده، ( به دنبال دروغگو، نوشته دیمیتری پساتهاس) صاحب داستانی است که در چهارچوب و منطق وضع شده خودش گنجیده و قصه هرگز از آن چهارچوب بیرون نمی زند. تمامی کاراکترها، ارتباط مستقیم با روند داستان دارند و در پیشبرد آن و رسیدن به نقطه پایانی، نقش مهم و اساسی ایفا می کنند. این در حالی است که در تئاتر آزاد معمولا چنین داستانهای یکپارچه و کاراکترهای کاملا مرتبط با سیر داستانی و دراماتیک اثر وجود ندارد. ممکن است برخی از کاراکترها در تئاتر آزاد صرفا با رویکرد ایجاد کمدی وارد اجرا شوند. عملا حلقه های زنجیر در تئاتر آزاد، منفک و از هم جدا هستند. طوری که به راحتی می توانید کاراکتری را حذف کنید، یا بخشی از قصه نمایش را بردارید. در دپوتات نمی توان چنین کرد. کولا، خدمتکار دفتر فیریکس، دختر خیالپرداز و ساده ای است که سخت دنبال جذب کردن مردی برای خود است. او و پرومته، تنها افرادی هستند در این نمایش که دروغ نمی گویند و عملا در بستر پلشتی که فیریکس و دیگران ساخته اند، عشق این دو از راستی و صداقتشان می شکوفد. پاپاتیاس، نماینده جامعه ای است که برای منافع شخصی خود به فیریکس رای داده و اکنون دنبال احقاق آن منافع است. تئودور، روزنامه نگاری است که از دروغ علیه خود دروغگویان استفاده می کند و فساد آنها را علنی می کند. دیگر افراد نمایش، جنی، دیمیتریوسِ کشیش نما، وارسیداس، همگی ساختارهای کج و معوج قدرتی را شکل می دهند که فیریکس در راس آن ایستاده. هیچ یک از این کاراکترها را نمی توان به راحتی از بستر اجرا و نمایشنامه جدا کرد. بنابراین در این بخش یک فونداسیون و زیرساخت منطقی وجود دارد و دیوارهای اجرا بر همین زیرساخت قرار گرفته اند.

در خصوص اجرا و کارگردانی اثر، مهمترین نکته ای که وجود دارد، به روز بودن شوخی ها، طنزپردازی ها و کمدی های رفتار و گفتار، با شرایط امروز جامعه است. اتابک نادری به خوبی نمایشش را برای مخاطب امروز تنظیم کرده و از همین روست که نام کشور مفروض در نمایشنامه به راحتی تعمیم پذیر می شود و مخاطب در جریان اجرا، از نقدی که به یک فرد فاسد و پیرامونش، وارد می شود، در واقع گفته ها و نگفته های خودش را می شنود. نادری سعی کرده نمایشش بی تکلف باشد، دکور و میزانسن را جوری طراحی کرده که مخاطب همگانی به راحتی بتواند با اجرا ارتباط بگیرد. برای این جنس کمدی، بی تکلفی یک ضرورت است. اگر برخی معتقدند شوخی های جنسی اثر زیاد است اما در مقایسه با بسیاری از کمدی های دیگر، و با توجه به بافت کمیک اثر، برعکس آنچه می گویند این جنس شوخی ها کاملا به اندازه است و حداقل در اجرایی که من شاهدش بودم، هیچ کجا نبود که در تماشاگر احساس بدی ایجاد کند یا از حد فراتر برود.

گذشته از همه اینها، در اجرای دپوتات چند بازی خوب و درخشان می بینیم. بازی کردن در کمدی، به اندازه نوشتنش و کارگردانی کردنش سخت است. اگر بازیگر لحظه ی کمیک را به موقع اجرا نکند، همه چیز از دست می رود. غزاله جزایری بسیار حضور راحت و موثری در اجرا دارد. جنس کمدی کاراکترش به خوبی ایجاد شده و روی صحنه بی آنکه تلاش بیش از حدی داشته باشد، نقشش را ایفا می کند. یاشار نادری نیز حضور راحت و تاثیر گذاری در لحظات کمیک اجرا دارد. به اندازه انرژی می گذارد و سرضرب کمدی ها را شکل می دهد. وحید نفر، کشیش نمای خوبی را جان می بخشد و اگر چه همیشه نقش کشیش برای ایجاد کمدی های بیشتر، وسوسه انگیز است، اما وحید گرفتار این وسوسه نمی شود و کشیش را به اندازه لازم در ظرف اجرا چیدمان می کند. دیگر بازی خوب نمایش، محمد هادی عطایی است. به اندازه کافی بامزه و دلنشین است و به خوبی سادگی و صداقت این کاراکتر را در کنار وجوه کمیکش قرار می دهد.

دپوتات هم در نمایشنامه و هم در اجرا، تابع قراردادهای خود است و از منطق کمدی خودش بیرون نمی زند. نمایش بی تکلفی است که با یک متن خوب و دارای مضمون انتقادی، یک کارگردانی خوب با ریتمی مناسب و بازیهایی خوب موفق می شود در طول یکساعت و نیم اجرا، تماما بر پایه کمدی پیش برود و تماشاگر را دچار ملال نکند. آن قشر از مخاطبان عزیز یا همکاران تئاتری که به صورت صد در صدی معتقد به تئاتر روشنفکرانه و متعلق به طبقه ای خاص هستند، باید توجه داشته باشند که تئاتر گونه های مختلف دارد و متعلق به خیل عظیم تری از جامعه است. ضمن اینکه باید توجه داشت، کارکرد ضروری کمدی، تفریح و خنده است. جایی یک اجرای کمدی را می توان عنوان تئاتر داد که مضمونی انتقادی و شکلی هارمونیک و منطبق بر منطق وضع شده ی خودش داشته باشد. که خوشبختانه دپوتات هر دوی اینها را داراست.

آقای سیادت بنده برای پنج شنبه 13 اردیبهشت برای خودم و خانوادم بلیط تهیه کردم . در توضیحات و خلاصه نمایش و همچنین در تصاویر و عکس ها متوجه توضیحی مبنی بر محدودیت سنی تماشاچیان نشدم . الان که دارم نظرات رو می خونم متوجه شدم خانمی از همراه نیاوردن کودکان صحبت کردند .
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
خیر ممنون . ترجیح میدم همراهم باشه . نگرانیم بابت ورودش به سالن بود
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
سلام ... چرا با توجه به اینکه تئاتر دپوتات لغو شده بود انروز ولى اطلاع رسانى نشد به ما
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همزمان با اجرای نمایش «دپوتات» به کارگردانی اتابک نادری، نمایشگاهی از آثار عکاسی امیر نظری، محمدآران، احسان خورشیدی، زهرا موسی و احسان عندلیب در تئاتر شهرزاد در معرض دید مخاطبان قرار گرفته است. این هنرمندان مجموعه‌ای از عکس‌های صحنه «دپوتات» را که شامل 11نما از این اثر است به تصویر کشیده اند. محمد آتران هم پوستری را برای این نمایشگاه عکس طراحی کرده است.
«دپوتات» هر شب ساعت 21:٣٠ در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می‌رود.
شبنم قلی خانی، پندار اکبری، غزاله جزایری، ، اتابک نادری، وحید نفر، هادی عطایی، یاشار نادری، قاسم روشنایی در نمایش «دپوتات» به ایفای نقش می‌پردازند.
عاطفه گندم آبادی و محمد لهاک این را خواندند
مریم زارعی و پیام کشاورزی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اجرای شب گذشته (۲۳ فروردین ماه) نمایش دپوتات با تاخیر آغاز شد و در پایان اتابک‌ نادری کارگردان نمایش در مقابل تماشاگران زانوی ادب زد و عذرخواهی کرد
جناب سیادت ،عذرخواهی ایشون قابل تقدیر هست اما اونچه که برای من مخاطب مهم هست قابل پیش‌بینی بودن هست،در مورد نمایش شما نمیدونم اما وضعیتی که باعث میشه تا جایی که ممکن هست از شهررزاد دوری کنم اینه که یروز یه نمایش پنجاه دقیقه تاخیر داره و روز دیگه‌ای درب سالن همون نمایش بعد سه دقیقه (از زمان مقرر)بسته میشه و این قابل تحمل نیست....یعنی درستش اینه که یا گروه‌و سالن تضمین کنن همیشه نمایش با تاخیر کمتر از پنج دقیقه شروع میشه (که معمولا چنین اتفاقی در شهرزاد و پالیز و سایر سالنهای خصوصی نمیفته) و یا اگر بعضی روزها بخاطر مشکلات فنی یا دیر اومدن بازیگرا تاخیر نیم تا یکساعته دارن،روزهایی که مشکلی ندارن به احترام مخاطبی که به تاخیرها عادت کرده،پانزده دقیقه صبر کنن و بعد در رو ببندن که متاسفانه این کارو نمیکنن و این مصداق بی‌احترامی به مخاطب هست....من و چن نفر از دوستان نزدیکم که سالها هفته‌ای دو‌یا‌سه نمایش میدیدم،بخاطر همین مشکل و چند بار هدر رفتن وقتمون ،تاتر دیدنمون به ماهی(یا دوماهی)یکبار کاهش پیدا کرده که امیدورام گروه شما خرق عادت کنه.... اما نکته مهم دیگه این که چن سالی هست که شبکه‌هایی مث ایستا و تلگرام برای تاتر فرصت بینظیری مهیا کردن که بتونه تیزر منتشر کنه اما امثر گروههای تاتری ازین فرصت به بدترین شکل ممکن استفاده میکنن، تیزرهاشون یا تبدیل به فیلم کوتاه هنری پر از نماد و استعاره میشه یا بازیگرها جمع میشن و با دوربین بای‌بای میکنن ... دیدن ادامه ›› و یا نظر چن مهمان هنرمند رو بعد دیدن کار نشون میده که طبعا اونها هم به احترام گروه همیشه از کار شدیدا تعریف میکنن.....در حالیکه هیچکدام از این تیزرها به مخاطب معمولی نشون نمیده که فضای کار،ژانر کار، کیفیت بازییگرها ، داستان احتمالی و...چی هست و به دیدن کار ترغیبش نمیکننن... درحالیکه تجربه موفق صد ساله سینما نشون میده که تیزر باید شامل بخشهایی از نمایش(فیلم )باشه ...امیدوارم شما چنین تیزری داشته باشین(حتی میشه با یه دوربین موبایل از بخشهایی از اجرا فیلم گرفت و با یه اپلیکیشن موبایلی تدوینش کرد و قطعا خیلی بیشتر از این تیزرهای پرخرج فعلی در جذب مخاطب موثر خواهد بود) تا هم استقبال ازکارتون بیشتر شه و هم فرهنگ ساخت تیزر واقعی ساخته بشه.... با تشکر
۲۵ فروردین ۱۳۹۷
آقای سیادت،تیزرهای شما خوش‌ساخت و حرفه‌ای هستن اما ایرادی دارن که در واقع بین نود‌ونه درصد تیزرهای تاتر ما مشترک هست،من برای که وقت و هزینه برای دیدن یه کار بذارم باید احتمال بالایی بدم که با سلیقه‌من سازگار هست وبرای چنین منظوری تیزر باید شامل بخشهایی از کار باشه تا من با زبان کار،بازی بازیگرا،داستان و.... آشنا شم .... همونطور که در تیرهای سینمایی دیده میشه
۳۰ فروردین ۱۳۹۷
کاملا درست می فرمایید جناب دانش
چشم
حتما مد نظر قرار می دهم
۳۰ فروردین ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هادی عطایی در پاسخ به سوال ایران تئاتر مبنی بر اینکه "در دپوتات نقش کشیش جوان خوش قلبی را بازی می کنید که در تقابل با کشیش اعظم حقه باز قرار می گیرد؟" بیان کرد:

پرومته آدم صادقی است که با تکیه بر فطرت پاکش پته آدم بدها روی آب می ریزد. من این نمایش را به واسطه جنس کمدی که ارائه می کنم خیلی دوست دارم و اتابک نادری نمی خواهند با هر ترفند ساده و دم دستی مخاطبش را وادار به خنده کند و این قابلیت را دارد که خیلی از مسائل اجتماعی را بتوان در قالبش طرح کرد.
نماینده گروه اجرایی خدمتان سوال داشتم برای دعوت از هنرمندان که از طرف گروه میشود برای کنارگذاشتن بلیط شما به مدیر هماهنگی اعلام میکنید یا به روابط عمومی ؟ چون درسایت قسمت غیر قابل خرید که ظاهرا مربوطبه مهمان ها ویژه نبود پرسیدم خدمتان.
۲۳ فروردین ۱۳۹۷
جناب سعادت سوالم این است که معمولا گروه های نمایشی از هنرمندان ویا اهالی رسانه دعوت میکنند یا بصورت یک شب یکی از هنرمندان یا هالی رسانه را از اعضای گروه به ان شخص اعلام میکنید که چه هنرمند یا ازهالی رسانه را دعوت کردند یا به عبارتی بهتر درجریان قرارمیدهند.بطور مثال روابط عمومی یا مانند خود شما نماینده گروه اجرایی.یا هماهنگی.
۲۳ فروردین ۱۳۹۷
بله
بنده این کارهارو انجام میدم
۲۳ فروردین ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سال پیش، درست در فصل زمستان، نمایش ترن به کارگردانی حمیدرضا آذرنگ را تماشا کردم و تا به امروز براین باور بودم که هیچ نمایشی برتر از آن برای من نبوده؛ اما شب گذشته نظرم به طورکلی تغییر کرد. صد در صد از نگاه من یک نمایش فوق العاده بود؛ متن، بازی، کارگردانی، نور، صحنه، گریم و همه چیز مرتب در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند و توانستند یک اتفاق درست را رقم بزنند.
مرتضی اسماعیل کاشی به عنوان دومین تجربه کارگردانی اش متن بسیار خوبی را برای اجرا انتخاب کرده است، مهمترین دلیل این اتفاق نیز عدم شهرت زیاد مارکس لید در ایران و متن جذاب و گیرا برای مخاطبان این روزهای تئاتر است. همچنین باید اشاره کرد که انتخاب متنی کاملا درخلاف جهت متن نمایش سه خواهر (تجربه اول کارگردانی اسماعیل کاشی) نوعی قدرت نمایی در دنیای کارگردانی است.
از کارگردانی و متن که بگذریم؛ اولین چیزی که بیش از همه چیز به چشم می آید، بازیگری عالی است. ستاره پسیانی کار سخت و تقریبا دشواری را برای اجرای نقش یک معلول عاشق برعهده داشت اما توانست باموفقیت آن را اجرا کند تا چشمان مخاطب لحظه ای از او برداشته نشود؛ هوتن شکیبا نیز به نحوی دیگر این اتفاق را خلق کرد، او یک بازیگر عصبی، ترسو و مدعی بود. او آنقدر زیبا توانست مایکل را اجرا کند که دیگر هیچ تصویری از نقش طناز و خنده دار ... در لیسانسه ها در ذهنم باقی نماند.
بعد از بازی، مهمترین اتفاق از نگاه من موسیقی است؛ کارگردان سعی بر انتخاب موسیقی هایی داشت که کاملا بر ذهن مخاطب تاثیر می گذارد و در درون او حس ترس را به وجود میاورد. این موسیقی ها در برخی از صحنه نقش بسیار پررنگی داشت که کارگردان را به هدف خود نزدیک ... دیدن ادامه ›› تر می کرد.
در پایان نیز باید بگویم که صد در صد حرف های بسیاری برای گفتن داشت که در این متن کوتاه به هیچکدام از آنها اشاره نکردم اما به عنوان یک انسان سعی کردم آن هارا بیاموزم. زمانی که این پازل مهم را کنار یکدیگر قرار می دهم میبینم آن چیزی که در دنیای امروز عامل جذب مخاطب تئاتر است، بازیگر چهره یا سالن بسیار عالی نیست، عامل جذب مخاطب نمایشنامه خوب، بازی خوب، کارگردانی خوب و روابط عمومی خوب است.
صحبت در رابطه با صد در صد آنقدر بسیار است که در این چندخط نمی گنجد؛ بدون شک هرکس که این نمایش را تماشا نکرده است، یکی از مهمترین اتفاقات تئاتر ایران را از دست داده یا نادیده گرفته است چراکه از نگاه من در دنیای امروز تئاتر اکثریت گروه ها از صد در صد توان خود برای اجرا استفاده نمی کنند و سعی ندارند تا صد در صد باشند.

نکته: تمامی مطالب فوق، یک نگاه شخصی است
چقدر این تفاوت‌ نگاه و سلیقه جالبه!!به نظر من "ترن" یکی از ضعیف‌ترین کارها و "صد درصد" یکی از معمولی‌ترین کارهایی بود که دیدم!!
۱۰ بهمن ۱۳۹۶
Nita
واقعا معمولی بود.. همه چیز..‌
۱۴ بهمن ۱۳۹۶
چرا زیرکامنتها گزینه های "خواندم" یا "دوست دارم" ندارن ؟
چقدر با کامنت آقای فدائی موافقم.
۲۷ مهر ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
توضیح کارگردان نمایش درای کانتی در رابطه با اولین تیزر نمایش:

خبرگزاری تسنیم: تیزر‌هایی که از نمایش «درای کانتی» توزیع شده است، جزء تیزر‌های حرفه‌ای تئاتر است؛ اما شباهت زیادی به یکی از فیلم های سینمایی هالیوودی، «شهر گناه» دارد، می‌خواستم کمی راجع به ارتباط این تیزر‌ها به اتمسفر کلی اثر توضیح دهید.

امیر پشلنگ: تماشاخانه «پایتخت» در معرفی گروه کاج به عنوان سازنده تیزر کمک کردند. طی جلسه با این گروه و همچنین آقای جزایری و آقای بنی شیخ‌السلامی (مدیران تماشاخانه ) قالب‌ها و سبک‌های زیادی مطرح شد؛ اما من در همان جلسه پیشنهاد دادم تا تیزر‌ها را نزدیک کنیم به فضای فیلم «سین‌سیتی» یا همان شهر گناه که تقریباً همه آن را دیده‌اند و تمام کامنت‌هایی در رابطه با اثر بود، حاوی نظرات گسترده‌ای در مورد تیزر بوده است که حال بعضی از اقتباسی بودن آن و بعضی روی بداعت تکنیک ساخت تاکید ... دیدن ادامه ›› داشتند.

حال اینکه چرا این اثر را تولید کردم، به این دلیل بود که آن فیلم راجع به شهری مملو از گناه بود و از این سو «درای کانتی» در شهر «دیترویت» روایت می‌شود که به نوعی شهر گناه است. در تیزر ما همه چیز سیاه و سفید است و تنها رنگی که در تصویر می‌بینید قرمز است که ما به ازای خون است که نشانه‌ای از جنایت و گناه و تبهکاری است. خب دیترویت هم یکی شهرهای جنایت‌پرور دنیا است. من اقرار می‌کنم که اصلاً می‌خواستم فضای تبلیغات را کمی هالیوودی کنم! تقریباً هر کس کار ما را می‌بیند می‌گوید که فضا کار کمی سینمایی است.


گفتگوی امیر پشلنگ با خبرگزاری تسنیم، هم اکنون در بخش نمایش این خبرگزاری قابل مشاهده است.
نیلوفر، مریم زارعی، امیرمسعود فدائی، امیر، مژگان عراقی و محمد لهاک این را خواندند
sirena و بابک این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش "درای کانتی" نوشته باقر سروش و کارگردانی امیر پشلنگ از سه‌شنبه 5 دی‌ماه، ساعت 19 در مجموعه تئاتر پایتخت به روی صحنه رفته است. در این اثر نمایشی که پس از نمایش "قشاع"، دومین تجربه کارگردانی پشلنگ به حساب می‌آید، شهروز دل افکار، رامین سیاردشتی، پانته‌آ مهدی‌نیا و فرزاد برهمن نقش‎آفرینی می‌کنند.

پشلنگ در گفت‌وگو با هنرآنلاین با بیان اینکه تمرینات نمایش 3 ماه به طول انجامید، درباره "درای کانتی" گفت: درای کانتی به نواحی جغرافیایی گفته می‌شود که در آن‌ مشروبات الکلی ممنوع است. داستان نمایش "درای کانتی" در دوران ممنوعیت الکل در سال 1930 در دیترویت آمریکا می‌گذرد.

او ضمن اشاره به اینکه مایل به افشای داستان نمایش نیستم و ترجیح می‌دهم که مخاطبان به تماشای آن بنشینند، درباره سبک و شیوه اجرایی "درای کانتی" خاطر نشان کرد: داستان این نمایش در کافه باری اتفاق می‌افتد. این اثر درامی کاملا رئال است که موسیقیِ زنده در آن بسیار پررنگ و در بسیاری از قسمت‌ها مهم است و ساز اصلی که در آن نواخته می‌شود پیانو است.

این بازیگر و کارگردان تئاتر با بیان اینکه در طراحی‌ها و بازی‌ها به هیچ عنوان سراغ فانتزی و مینی‌مال نرفته‌ایم، عنوان کرد: طراحی صحنه نمایش نیز رئال است. ... دیدن ادامه ›› فضا و موضوعی را که انتخاب کرده‌ایم تاکنون به آن پرداخته نشده و نمایشی درباره آن تولید نشده است و این نخستین بار است که نمایشی با چنین موضوع و مضمونی در ایران به صحنه می‌آید.

او همچنین در ادامه صحبت‌هایش نقطه قوت نمایش "درای کانتی" را استفاده از چهره‌ها و بازیگران خوب تئاتر و سینما عنوان کرد و یادآور شد: نمایش فضایی کافه‌ای دارد اما نه آن فضای کافه‌ای که تاکنون در آثار نمایشی شاهد آن بوده‌ایم.
خسته نباشید
نمایش خوبی به روی صحنه رفت اما کاش برای مخاطب عام هم فکری می کردید!!!

خسته نباشید و دست مریزاد
همگی عالی بودید، جز...
.
از همین ابتدا باید اعتراف کنم که نمایش های ایرانی همیشه به دلیل طرب انگیز بودنشان برایم جذاب بوده و خواهد بود اما از نگاه من تفاوت عمده ی نمایش اخککندو با دیگر آثار ایرانی در نویسندگی و کارگردانی آن است, متنی که کار سیدمحمد مساوات باشد و کاری کارگردانش هادی عامل باشد حداقل در ذهن من کار خوبی است.
.
متاسفانه با دلیل آنکه اجرای پیشین این نمایش را تماشا نکرده بودم نمی توانم مقایسه ای بین آن ها داشته باشم. اما در رابطه با گروه فعلی باید بگویم که همگی بی نظیرند و تلاش می کنند تا بهترین بازی شان را برای شما به ثمر بگذارند.
.
اخککندو اثر بسیار شادی است, از همان ابتدا با موسیقی ایرانی گوش انسان را آن چنان نوازش می دهد که به هیچ وجه دلت نمی آید رهایش کنی هادی عامل به زیبایی موسیقی و متن را کنار یکدیگر چیده است به طوریکه مخاطبش هم به موسیقی گوش می دهد و هم نمایش را تماشا می کند به عقیده ی من این امر بسیار ... دیدن ادامه ›› مهم است.
.
جالب است بدانید که پشت صحنه اینکار دربرابر مخاطب است و بازیگران پس از پایان زمان بندی اجراهاشان بر روی صحنه همانند مخاطبین تا قسمت بعدی از اجرای شان به تماشای نمایش می نشینند.
.
فقط ای کاش داستان پایان بندی جالب تری داشت و در نقطه بسیار بهتری پایان می یافت.
.
در نهایت اگر تمایل دارید که نمایشی شاد با موسیقی ایرانی را تجربه کنید حتما اخککندو را ببینید و بخندید و شاد شوید.
.
.
سلول های حروم از نگاه من مخاطب خاص دارد و عام ممکن است نتواند با آن ارتباط برقرار کند. البته باید بگویم این عام افرادی هستند که فردی در میان اقوام, دوستان, آشنایان و اطرافیانشان درد سرطان را نچشیده است.(البته که باید برای این مهم خدارا سپاس گفت)
.
از نگاه من فردی #سلول_های_حروم را با وجودش درک خواهد کرد و همانند مخاطبانی که دیده ام اشک خواهد ریخت که عزیزی را در آن حالت دیده باشد آن عذاب, آن ناامیدی, آن حرف ها همگی دردآور است. به همین دلیل درک می کند و آن را می فهمد.
.
قطعا مسئله سرطان, یک.مسئله بسیار مهم است که همگی باید بدانیم چون خطری در برابر ماست و ممکن است به قول نیمای عزیزم من نیز ۲ سال دیگر بفهمم که یک سرطان چندین سال است که بامن زندگی می کند آیا در آن موقعیت مبارزه خواهم کرد? من فکر می کنم همه مردم باید دردهای یک سرطانی ... دیدن ادامه ›› را بدانند.
.
این نمایش به خوبی سعی کرده است تا این دردهارا نشان دهد کوچکترین حرکات بازیگرها دردی است که یک فرد مبتلا به سرطان آن را تجربه می کند خوشبختانه برخلاف تعداد زیادی از نمایش ها, این نمایش طراحی صحنه خوبی داشت که این امر بسیارمهم و تاثیرگذار است.
.
از #نیما_یوسفی , #النازحبیبی , #آرش_اشاداد , #فهیمه_معین , #مهدی_ساکی وهمگی اعضای این گروه دوست داشتی تشکر می کنم چراکه کار با شرافتی به روی صحنه رفته است و اگر مشکلات اندک آن همچون پراکندگی دیالوگ ها برطرف شود قطعا جزو بهترین ها خواهد بود.
.
اگر فکر می کنید شماهم مخاطب خاص این نمایش محسوب می شوید به تماشای آن بیایید
.
هرشب ساعت ۱۹-تماشاخانه پایتخت
امیرمسعود فدائی، نیلوفر ثانی و محمد لهاک این را خواندند
محمد رحمانی، زهره مقدم و zaaaa این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید