تیوال محمدرضا برقعی | دیوار
S3 : 23:51:34
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
متاسفانه کامنتی در مورد تکنیک این کار پیدا نکردم. اکثریت قریب به اتفاق کامنت‌ها در مورد قیمت بود. دوستان هم کاملا حق دارند. ولی اگر سری به TIK8 بزنید، که حتما زدید، مشاهده می‌کنید با سرعت هر چه تمام‌تر بلیت‎ها به فروش می‌رسند، و شما با پرداخت 160 هزار تومان هم مجبورید نمایش را در انتهای سالن مشاهده کنید.
متاسفانه بحث در مورد قیمت کاملا بی‌فایده است و ما رو فقط از تماشای آثار مورد علاقه‌مون دور می‌کنه.
اگر این جزو نمایش‌های مورد انتخاب ماست، متاسفانه باید قیمت بلیت آن‌را نیز بپذیریم.
امیدوارم دوستانی که کار رو دیدند، در مورد کیفیت کار نظر بنگارند که بتوانیم در مورد پرداخت این هزینه گزاف تصمیم بگیریم.
سپاس
فرزاد، رضا غیوری، سپهر، امیر، محسن جوانی و سپیده این را خواندند
Paria_brh، دسپینا و محمد مهدی این را دوست دارند
شروع اجرا، از فردا، 19 ام،هست
۱۸ خرداد
تماس گرفتم، هزینه رو به کیف پول برگشت دادن و گفتن روز دیگه ای بلیط بگیرم.
۱۹ خرداد
دیگه واقعا رو مخ داره میشه این نمایش!!!
چی کار میکنن؟؟ چرا اسم پانته‌آ پناهی ها از کست خذف شده؟؟؟ چرا روزای نمایش هی داره کنسل میشه؟؟؟ خو آماده نیستی مگه محبوری زود بلیط بفروشی؟؟؟؟
به قرعاااااااان این ثروتی خوشش میاد از حاشیه..
#اه
۲۰ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمدرضا برقعی
درباره نمایش ملاقات i
چطور ان‌قدر صحنه‌ها با مهارت و نظم، یکی پس از دیگری عوض می‌شد؟ مگر می‌شود در نمایش به این شلوغی، بازیگران را مثل نوت‌های موسیقی در یک هارمونی قرار داد؟
آقای پارسا پیروزفر به‌نظرم یک ایده‌پرداز هنری بوده، سپس دست و پا در آورده...
محمدرضا برقعی
درباره نمایش ملاقات i
دور بعدی بلیت فروشی از چه تاریخی آغاز می‌شه؟
فرزاد این را خواند
یاسمن این را دوست دارد
درود بر شما
باز شدن سانس های تازه این نمایش تا این لحظه از سوی برگزار کننده محترم مشخص نشده است.
به محض اطلاع این مورد از سوی تیوال اعلام خواهد شد.
با سپاس
۲۴ بهمن ۱۳۹۷
سپاس از شما گروه همیاری نازنین
۲۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"به تیاتر خوش اومدی..."
واقعا نمی‌فهمم چه اصراری است که برای مقبولیت بیش‌تر آثارمان و گرفتن تایید مخاطب، مردها را موجوداتی هیولا نشان دهیم. باور کنید برای توجیه حواس زنان و درک و ترسیم دنیا اون‌ها نیازی نیست مردان را زیر سوال ببریم.
همین مردهای خالی از هرگونه احساس، خائن و هوس‌باز و ... موجوداتی هستند که ما به اون‌ها اتکا و اعتماد می‌کنیم و می‌تونیم نقطه قوت زندگی‌مان قرارشون بدهیم.
خلاصه این‌که انتظار داشتم در یکی از اپیزودها، تاییدی بر نیاز آقایون به داشتن فرزند و شدت علاقه اون‌ها به این فرآیند روحانی بگیرم که محقق نشد.
فارغ از این اصل مهم، در مورد کیفیت کار باید عرض کنم باعث خوشحالی من است که می‌بینم بازیگران جوان، با انگیزه‌ای قابل لمس و با وجود اعتماد به‌نفس و استعداد درونی‌شون روی صحنه می‌روند.
حس بازیگران کاملا به من منتقل شد، موسیقی زنده صحنه هم ... دیدن ادامه » بسیار خوب بود.
سپاس
مهدی (آرش) رزمجو، Samira، امیر و جهان این را خواندند
r 0 y a، سارا صادقیان، رضا غیوری و محمد لهاک این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست دارم اگر بخواهم دلیلی هم برای خودکشی داشته باشم، آن دلیل خوش‌بختی زیاد از حد باشد. هرچند که آدم‌هایی که احساس خوش‌بختی نمی‌کنند، سرشار از هدفند...

- این برداشت من از نمایش‌نامه فوق‌العاده یک روز تابستانی بود. ممنون از آقای پیروزفر. ولی ما هم‌چنان در انتظار اجرای دوباره ماتریوشکا هستیم...
:)
ماتریوشکا بی نظیربود. مطمئنا دوباره اجرا خواهد شد و بار دیگر خواهم رفت..
۰۵ مرداد ۱۳۹۷
امیدوارم خانم سرمدی
۰۹ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ضمن سپاس از عوامل این کار، می‌خواستم بپرسم آیا این نمایش اقتباس از یک‌ نمایش‌نامه خارجی است یا خیر؟
مریم زارعی و امیرمسعود فدائی این را خواندند
سلام ممنون که کار رو دیدید، خیر این نمایشنامه اقتباسی نیست و زاده ذهن خود نویسنده و کارگردان اثر است.
۱۴ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در یک جمله می‌توان گفت، نمایش‌های پیش‌از تو سوء تفاهمی بیش نبوده‌اند...
پرند محمدی و فرزاد این را خواندند
یاسمن پورمهران، neda moridi، رویا پاک سرشت و سوگل این را دوست دارند
سلام من یه بلیط ماتریوشکا برای چهارشنبه 5 مهر دارم. ردیف دوم صندلی 3
اگه کسی میخاد پپام بده
09120585546
۰۴ مهر ۱۳۹۶
اگر بلیت متعلق به خودتون است خانوم حیدرپور، هرجوری شده از دستش ندید.
۰۵ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش، یک پکیج کامل از تیاتر بود. اگر بخواهم تیاتر (پکیج کامل تیاتر) را به یک سرخ‌پوست بومی آمریکای جنوبی تشبیه کنم، این نمایش یک کودک سرخ‌پوست سرکش آمریکای جنوبی بود، که ژن سالم، بشاش و ناب خودش را حفظ کرده و هیچ رگه‌ای از متجاوزین (هنرهای تجسمی دیگر) نداشت. با توجه به این‌که درچنین کارهایی، معمولا اکت‌ها هستند که با تماشاچیان ارتباط برقرار می‌کنند، موقعیت فیزیکی تماشاچی نسبت به بازیگر بسیار بسیار مهم است.
متاسفانه جای ما خوب نبود، و تنها انتقادی که از این نمایش دارم پیرامون همین موضوع است.
چه خوب است، پیش از عرضه، تمام موقعیت‌ها را امتحان کنیم، و چند صندلی از ظرفیت سالن کم کنیم.
به‌هر روی این نظر شخصی من است.
تیاتر، با بازی نمایش‌پیشگانی که در عرصه‌های دیگر از جمله سینما فعالیت می‌کنند و حتی ستاره هستند، این ذهنیت غلط را به برخی ... دیدن ادامه » از مخاطبان می‌دهد که به‌خاطر حضور آن‌ها در گروه، حتما نتیجه‌ی کار، شبیه به نتیجه‌ی روی پرده سینما خواهد شد. در چهره برخی از تماشاچیان ِ این نمایش، یک‌جور تو ذوق‌خوردگی و نارضایتی به‌چشم می‌خورد که با شیطنت و بدون هیچ مقصودی باید بیان کنم، این موضوع باعث شادی و خوش‌نودی من شد.
پیروز باشید
آقای برقعی عزیز، جای شما کجای سالن بود؟ به نظرتون کدوم باکس و ردیف بهتره؟
۱۹ شهریور ۱۳۹۶
ما باکس E ردیف اول بودیم هادی عزیز. برای تماشای این نمایش با توجه به نزدیکی بازیگران، باکس‌های A و B ردیف‌های 2 تا 4 بهترین موقعیت را دارد.
۱۹ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شخصا به‌عنوان یک دوست‌دار تیاتر (نه منتقد حرفه‌ای) انتظار بیش‌تری داشتم. حس کردم نویسنده در مورد روند نمایش‌نامه کمی سردرگم است. صداهای نابه‌هنجار حین اجرا به‌نظرم در جای مناسبی استفاده نمی‌شد، و تماشاگر را از حس بیرون می‌آورد. در مورد پرده دوم هم، از نظر من گویش بازیگر (که یکی از بازیگران مورد علاقه‌ام است) توی ذوق می‌زد.
سپاس از توجه دوستان
آذین حجازی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در یک کلمه، می‌تونم بگم عالی بود.
به‌ویژه پرده آخر که اوج خلاقیت نمایش‌نامه و بازی‌ها متجلی شد.
در لحظه‌ای که آنا مشغول گفت و گوی غیرحضوری با دالی بود، بازی خانم رحمانی منو شگفت‌زده کرد.
به‌هیچ عنوان انتظار چنین مجموعه‌ای از گروه نداشتم.
مهدی حسین مردی، گروه نمایش موج و امید این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چیزی جز اظهار تاسف ندارم.
متاسفم که مردم ما، صنعت و هنر سینمای ما، بازیچه‌ی دستان جماعتی شده‌اند که تا توانسته‌اند از ادراک پاک و خام‌مان سود برده‌اند، و تازه خودمان هم نفهمیده‌ایم.
بازی‌های قابل‌توجه - به جز چند مورد خاص - کارگردانی قابل قبول، فیلم‌نامه‌ای خوب، تصویربرداری ِ عالی و استفاده از امکانات دیپلماسی، همه و همه در خدمت نتیجه‌گیری نادرست، دور از واقعیت و غلط.
مطمئن باشید، پنجاه سال آینده هم فیلمی در مورد سه‌‌هزار میلیارد خواهند ساخت. آن روز مشخص می‌شود چه کسی نگران مردم بوده، و چه کسانی نگران هستند...
گرچه آینده‌گان برای ساخت فیلم به اندازه‌ی کافی سوژه دارند، که ممکن است هزارموردش از قلم بی‌افتد...
۱۳ آذر ۱۳۹۲
سپاس از توجه و وقتی که می گذارید...
نمی دانم اصلا امکان پذیر هست یا نه اما به نظرم بهتر است بدون جهت گیری برای بار دوم فیلم را ببینید، که اگر نقاط قوتی دارد به خاطر دید منفی کلی از چشمتان دور نماند.
۲۰ آذر ۱۳۹۲
ادعای فهمیده بودن و کنترل ناخود آگاه را ندارم ولی تلاشم دقیقا همین است.
۲۰ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دختری
در گوشه‌ی گنگی از قطار،
به دوردست می‎نگرد.
من در میان ِ راه
جوهر ِ چشمانش را
قرض می‌گیرم،
و شعر می‌نویسم...


http://t60.persianblog.ir

از: خود
لایک!
۲۷ آبان ۱۳۹۲
ممنون.
۲۸ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من یه دست دادم سه سال رفتم حبس!
تو بغل دادی،
بقیه‌اش رو خودت محاسبه کن...


- روایت ناتمام یک فصل معلق
هومن سیدی
ما که همه ی هستی مان را دادیم چی؟
۰۹ آذر ۱۳۹۲
این رو از هومن سیدی عزیز باید سوال کنیم...
۰۹ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من هنوز امید دارم، دختری که اگه به‌دنیا بی‌آم جفت ِ منه، الان به‌وجود اومده. این‌جاست، پیش ِ ما. هفت ماه ِ دیگه به‌دنیا می‌آد. مادرش مطمئنه که دختره، حتی اسم براش گذاشته. اسمشو گذاشته غزل. قشنگه نه!؟ خدا کنه... امیدوارم وقتی‌که رفت، منو یادش نره...

- این لحظه را جایی دیده‌ام
مونا محمودزاده
اگه یه ماه ِ دیگه تو شیکمش دووم می‌آوردم، چهارماهگیمو رد کرده‎بودم، مـُرده بودم، همه‌چی تموم شده‌بود رفته‌بود پی ِ کارش، بلا تکلیفم...

- این لحظه را جایی دیده‌ام
مونا محمودزاده
ممنون آقای برقعی بابت دیالوگ ها
۱۳ آبان ۱۳۹۲
ممنون از خانم محمودزاده بابت این نمایش‌نامه‌ی دل‌نشین.
۱۳ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر آدمی توی زندگی مسیر خودش رو داره، که فقط باید تو همون مسیر حرکت کنه...

- این لحظه را جایی دیده‌ام
مونا محمودزاده
شاید کشیدن یک نسبت ِ دور فامیلی، به میان، درست نباشد. اما همین نسبت دور و چند دیدار کوتاه در جلسات بزرگ خانوادگی، حسرت صد چندانی در وجودت ایجاد می‌کند.
اصلا من نمی دانم داستان نمایش‌های رحمانیان چیست که بلیت‌هایش را لولو می‌برد.
هنوز داغ ِ "فنز" در دلم مانده است که بعد از قریب یک ماه اجرا، و اجرای دوباره در جشنواره تئاتر فجر، موفق به تهیه بلیت نشدم. راستی چرا نمی‌آیند تو فک و فامیل دوتا بلیت پخش کنند که بقیه این همه موقعیت دارند، و نیمی از بلیت‌ها به موقعیت‌دارها می‌رسد و دست ما بی کلاه بماند؟
بلی آقای رحمانیان. پسرخاله‌ی پدر عزیز. این نسبت دور فامیلی فقط جایی از ما را می‌سوزاند...