آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال محمدرضا برقعی | دیوار
S3 : 20:59:01 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
محمدرضا برقعی
درباره نمایش است i
آقا خوب بود. همه عوامل، مخصوصا بازیگران عزیز خسته نباشند.
با وجود این‌که اجرای اول بود، تقریبا اجرای عزیزان بی‌نقص بود. آرزو می‌کنم این دوستان عزیز و جوان‌مون در آینده فعالیت هنری و حرفه‌ای‌شون موفق باشند.
در مورد نمایش‌نامه هم، نیاز است کسانی که برای تماشا می‌روند، مطالعه اندکی در مورد کلیت کار داشته باشند، اگر موضوع مورد پسند شما باشد، این نمایش، نمایش مناسبی برای بررسی آن است.
ضمن این‌که حس نوستالژیک شما را هم برمی‌انگیزد.
:)
با احترام فراوان به تمامی عوامل، به نظر من امتیاز 3.3 که تماشاچیان به این نمایش دادند، بسیار بالا است.
باهاتون موافقم
۰۸ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فقط می‌تونم بگم که یک نمایش کاملا ایرانی. این‌که همه جزییات به‌شکل خوش‌سلیقه‌ای ایرانی ترسیم شدند، خیلی برای من دل‌پذیر بود. هرچند جای کار داشت و به‌نظر می‌رسید بازیگران آرامش لازم رو ندارند. در هر صورت ممنون از تیم تهیه این نمایش خوب.
به‌قول دوستم اسم این نمایش رو باید می‌ذاشتند صدای خیلی آهسته برف.
حرکت‌ها بسیار کند بود که شاید باعث کسالت تماشاچی می‌شد.
ولی برخلاف دوستم، من از مجموعه این نمایش خیلی لذت بردم. به‌عنوان یک علاقه‌مند غیر متخصص، به‌نظرم از اون نمایش‌هایی‌ست که تماشاچی برای ساعات و روزهای بعد از اجرا، باید به‌تماشای اون بنشینه.
خیلی آدم رو به فکر وامی‌داره و من این نکته رو بسیار دوست دارم.
میزانس‌ها و طراحی صحنه و نمادها، بسیار دل‌پذیر بود.
با سلام خدمت شما..
اگر غیر متخصص هستید
نباید قاعدتا در مورد میزانسن چیزی بدانید..
۰۸ آذر ۱۳۹۸
جناب کیانی درود مجدد
بعضی نظرات فقط؟!!
ناامید شدم از خودم.
:(
۰۸ آذر ۱۳۹۸
@ جوانی جان..
نا امید نباش.. امیدت به خدا باشه...
همه ما همین طوریم...
بعضی از نظرات مان به شدت قابل توجه است
چون محدودیم و در چیزی به شدت وارد هستیم.
البته که می دانم به جد نگفتی..
۰۸ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش به میانه که رسیده بود به این فکر کردم چرا چنین پکیجی با استقبال کم تماشاچیان همراه بود. برای ساخت یک نمایش، غیر از پیاده‌سازی همه پارامترها، باید به تبلیغات توجه ویژه‌تری کرد. در غیر این‌صورت هم هنرمندان از دیده‌شدن و هم علاقه‌مندان از تماشای کارهای خوب محروم خواهند شد. حیف که این نمایش با استقبال درخور کیفیتش روبه‌رو نشد.
خانم کیان‌پور مثل همیشه یک ستاره درخشان بودند.
درست است که تیاتر مثل دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد مخاطب عمومی‌تری پیدا کرده که البته این یک خبر خوب است، اما هم‌چنان قشر فرهیخته‌تری از جامعه مخاطب اصلی آن هستند.
خیلی خوب است که ما انتخاب مسیر درست رفتار اجتماعی را به عهده مخاطب بگذاریم. حتما تماشاچیان تیاتر ما را سربلند خواهند کرد.
غیر از مجموعه لذت‌بخش این نمایش، صحبت‌های ابتدایی عوامل و اجازه ثبت عکس و فیلم به تماشاچیان، باعث شد این نمایش را با حس بسیار بهتری شروع کنم.
امیدوارم تماشاچی تیاتر خودش انتخاب کند که نیاید در طول اجرا مدام گوشی به‌دست باشد و لذت را از خود، و تمرکز را از بازی‌گران بگیرد.
موفق باشید.
امیر مسعود، مینا و کیامرث تقی زاده این را خواندند
ارزو ع این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با عرض خسته نباشید خدمت عوامل محترم. جسارتا من به مجموعه این کار، امتیاز بالا نمی‌دهم. اما تاکید می‌کنم، اگر زمان به عقب برگردد هم دوباره برای تماشای بازی سعید پورصمیمی خواهم رفت. ولی به عنوان یک مخاطب و علاقه‌مند عام احساس می‌کنم این نمایش‌نامه بسیار قوی، جای کار بیش‌تری به لحاظ کارگردانی و بازنویسی داشت.
تشکر مجدد
ممنون از شما جناب برقعی.شما هر امتیازی که به ما بدهید برای ما ارزشمندست.و نشانه ی توجه و عنایت تان به ماست.
۱۶ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
محمدرضا برقعی
درباره نمایش ملاقات i
چطور ان‌قدر صحنه‌ها با مهارت و نظم، یکی پس از دیگری عوض می‌شد؟ مگر می‌شود در نمایش به این شلوغی، بازیگران را مثل نوت‌های موسیقی در یک هارمونی قرار داد؟
آقای پارسا پیروزفر به‌نظرم یک ایده‌پرداز هنری بوده، سپس دست و پا در آورده...
واقعا نمی‌فهمم چه اصراری است که برای مقبولیت بیش‌تر آثارمان و گرفتن تایید مخاطب، مردها را موجوداتی هیولا نشان دهیم. باور کنید برای توجیه حواس زنان و درک و ترسیم دنیا اون‌ها نیازی نیست مردان را زیر سوال ببریم.
همین مردهای خالی از هرگونه احساس، خائن و هوس‌باز و ... موجوداتی هستند که ما به اون‌ها اتکا و اعتماد می‌کنیم و می‌تونیم نقطه قوت زندگی‌مان قرارشون بدهیم.
خلاصه این‌که انتظار داشتم در یکی از اپیزودها، تاییدی بر نیاز آقایون به داشتن فرزند و شدت علاقه اون‌ها به این فرآیند روحانی بگیرم که محقق نشد.
فارغ از این اصل مهم، در مورد کیفیت کار باید عرض کنم باعث خوشحالی من است که می‌بینم بازیگران جوان، با انگیزه‌ای قابل لمس و با وجود اعتماد به‌نفس و استعداد درونی‌شون روی صحنه می‌روند.
حس بازیگران کاملا به من منتقل شد، موسیقی زنده صحنه هم بسیار خوب بود.
سپاس
مهدی (آرش) رزمجو، Samira، امیر و جهان این را خواندند
r 0 y a، سارا صادقیان، رضا غیوری، محمد لهاک و Mahshid z.f این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دوست دارم اگر بخواهم دلیلی هم برای خودکشی داشته باشم، آن دلیل خوش‌بختی زیاد از حد باشد. هرچند که آدم‌هایی که احساس خوش‌بختی نمی‌کنند، سرشار از هدفند...

- این برداشت من از نمایش‌نامه فوق‌العاده یک روز تابستانی بود. ممنون از آقای پیروزفر. ولی ما هم‌چنان در انتظار اجرای دوباره ماتریوشکا هستیم...
:)
ماتریوشکا بی نظیربود. مطمئنا دوباره اجرا خواهد شد و بار دیگر خواهم رفت..
۰۵ مرداد ۱۳۹۷
امیدوارم خانم سرمدی
۰۹ مرداد ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این نمایش، یک پکیج کامل از تیاتر بود. اگر بخواهم تیاتر (پکیج کامل تیاتر) را به یک سرخ‌پوست بومی آمریکای جنوبی تشبیه کنم، این نمایش یک کودک سرخ‌پوست سرکش آمریکای جنوبی بود، که ژن سالم، بشاش و ناب خودش را حفظ کرده و هیچ رگه‌ای از متجاوزین (هنرهای تجسمی دیگر) نداشت. با توجه به این‌که درچنین کارهایی، معمولا اکت‌ها هستند که با تماشاچیان ارتباط برقرار می‌کنند، موقعیت فیزیکی تماشاچی نسبت به بازیگر بسیار بسیار مهم است.
متاسفانه جای ما خوب نبود، و تنها انتقادی که از این نمایش دارم پیرامون همین موضوع است.
چه خوب است، پیش از عرضه، تمام موقعیت‌ها را امتحان کنیم، و چند صندلی از ظرفیت سالن کم کنیم.
به‌هر روی این نظر شخصی من است.
تیاتر، با بازی نمایش‌پیشگانی که در عرصه‌های دیگر از جمله سینما فعالیت می‌کنند و حتی ستاره هستند، این ذهنیت غلط را به برخی از مخاطبان می‌دهد که به‌خاطر حضور آن‌ها در گروه، حتما نتیجه‌ی کار، شبیه به نتیجه‌ی روی پرده سینما خواهد شد. در چهره برخی از تماشاچیان ِ این نمایش، یک‌جور تو ذوق‌خوردگی و نارضایتی به‌چشم می‌خورد که با شیطنت و بدون هیچ مقصودی باید بیان کنم، این موضوع باعث شادی و خوش‌نودی من شد.
پیروز باشید
آقای برقعی عزیز، جای شما کجای سالن بود؟ به نظرتون کدوم باکس و ردیف بهتره؟
۱۹ شهریور ۱۳۹۶
ما باکس E ردیف اول بودیم هادی عزیز. برای تماشای این نمایش با توجه به نزدیکی بازیگران، باکس‌های A و B ردیف‌های 2 تا 4 بهترین موقعیت را دارد.
۱۹ شهریور ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شخصا به‌عنوان یک دوست‌دار تیاتر (نه منتقد حرفه‌ای) انتظار بیش‌تری داشتم. حس کردم نویسنده در مورد روند نمایش‌نامه کمی سردرگم است. صداهای نابه‌هنجار حین اجرا به‌نظرم در جای مناسبی استفاده نمی‌شد، و تماشاگر را از حس بیرون می‌آورد. در مورد پرده دوم هم، از نظر من گویش بازیگر (که یکی از بازیگران مورد علاقه‌ام است) توی ذوق می‌زد.
سپاس از توجه دوستان
آذین حجازی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چیزی جز اظهار تاسف ندارم.
متاسفم که مردم ما، صنعت و هنر سینمای ما، بازیچه‌ی دستان جماعتی شده‌اند که تا توانسته‌اند از ادراک پاک و خام‌مان سود برده‌اند، و تازه خودمان هم نفهمیده‌ایم.
بازی‌های قابل‌توجه - به جز چند مورد خاص - کارگردانی قابل قبول، فیلم‌نامه‌ای خوب، تصویربرداری ِ عالی و استفاده از امکانات دیپلماسی، همه و همه در خدمت نتیجه‌گیری نادرست، دور از واقعیت و غلط.
مطمئن باشید، پنجاه سال آینده هم فیلمی در مورد سه‌‌هزار میلیارد خواهند ساخت. آن روز مشخص می‌شود چه کسی نگران مردم بوده، و چه کسانی نگران هستند...
کاوه ت، ترانه، امید رستگار، sanaz m.barin، منا رجبیه فرد و morago morago این را خواندند
حسین کوهی این را دوست دارد
گرچه آینده‌گان برای ساخت فیلم به اندازه‌ی کافی سوژه دارند، که ممکن است هزارموردش از قلم بی‌افتد...
۱۳ آذر ۱۳۹۲
سپاس از توجه و وقتی که می گذارید...
نمی دانم اصلا امکان پذیر هست یا نه اما به نظرم بهتر است بدون جهت گیری برای بار دوم فیلم را ببینید، که اگر نقاط قوتی دارد به خاطر دید منفی کلی از چشمتان دور نماند.
۲۰ آذر ۱۳۹۲
ادعای فهمیده بودن و کنترل ناخود آگاه را ندارم ولی تلاشم دقیقا همین است.
۲۰ آذر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شاید کشیدن یک نسبت ِ دور فامیلی، به میان، درست نباشد. اما همین نسبت دور و چند دیدار کوتاه در جلسات بزرگ خانوادگی، حسرت صد چندانی در وجودت ایجاد می‌کند.
اصلا من نمی دانم داستان نمایش‌های رحمانیان چیست که بلیت‌هایش را لولو می‌برد.
هنوز داغ ِ "فنز" در دلم مانده است که بعد از قریب یک ماه اجرا، و اجرای دوباره در جشنواره تئاتر فجر، موفق به تهیه بلیت نشدم. راستی چرا نمی‌آیند تو فک و فامیل دوتا بلیت پخش کنند که بقیه این همه موقعیت دارند، و نیمی از بلیت‌ها به موقعیت‌دارها می‌رسد و دست ما بی کلاه بماند؟
بلی آقای رحمانیان. پسرخاله‌ی پدر عزیز. این نسبت دور فامیلی فقط جایی از ما را می‌سوزاند...