تیوال سهیل رضایی | دیوار
S3 : 17:55:24
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایشی قابل تامل که بدون شک در بین کارهای دانشجویی اخیر میشه راجه به‌ش حرف زد. نمایشی پر از سکون و بدون اوج و فرود در نمایشنامه با ریتمی کند اما جذب کننده. روایتی پر از سکوت از تنهایی و روزمره گی و میل به فرار از این تنهایی و بعد، محدودیت‌های ناشی از تنها نبودن! صحنه، بازی‌ها و کارگردانی بسیار ساده اما درست و فکر شده. قسمتهایی از کار بود که باعث میشد ریتم کار بیفته و حذف اونها هم بدون شک هیچ خللی در جریان روایت کانسپت اثر ایجاد نمیکرد. برای نمونه در اواسط کار، کسی زنگ خانه را زد و شخصیت نمایش کلیدی برای او به بیرون پرت کرد که هیچ جای کار مشخص نشد او چه کسی بود و اساسن چه نقشی در روایت داشت! فکر می‌کنم هیچ نقشی. یا سیب خوردن و پس زدن آن در بخشی از نمایش...
من به شخصه دلم میخواست در انتهای کار جای این دو با هم عوض شه و حالا شخصیت یک داستان داخل تخت بره و ... دیدن ادامه » با یک شخصیت به پایان برسه چرا که به نظرم از لحاظ محتوا و کانسپت پایان به مراتب درست تری بود.
خسته نباشید میگم به کارگردان و عوامل گروه./
شکوه حدادی، صبازاد، رضا غیوری و امیر این را خواندند
زهره مقدم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازیهای درست. ریتم کار چند بار افتاد که فکر میکنم دلیلش رو میشه در متن هم جستوجو کرد. چرا که در وجه تسمیه های داستان بیش از حد می ایستاد. زمان نمایش به یک ساعت هم نمیرسید اما چند جا ریتم کار از دست میرفت
امیرمسعود فدائی، میترا، امیر و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
محمد لهاک و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرداختن به روزهای پایانی زندگی استیو جابز با رویکردی طنز در نگاه اول سوزه جالبی به نظر میرسه اما اثر نوشته شده ساده و سطحی بود.طراحی لباس شخصیتها خوب نبود. بازی فرزین محدث از این بابت که چند نقش را ایفا میکند به چشم می آمد چرا که زحمت زیادی میکشید اما هیچکدام از شخصیتها جذابیت به یاد ماندنی ای در خود نداشتند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی بد! سوژه‌ی تکراری مشابه نمایش‌نامه‌های نوشته شده توسط آقای آذرنگ. روایت قصه و پرداخت خوب نبود. از دقیقه‌ی ده می‌شد پایان کلیشه‌ای نمایش رو حدس زد. بازی‌ها درشت بود. ریتم کار کند بود و حرکات اکسسوار و المان‌های به‌کار رفته در صحنه بسیار بی‌مورد. بازی‌گران و عوامل کار، خودشون به کار خودشون احترام نمی‌ذاشتن و مدام صدای حرف زدن‌شون از پشت صحنه می‌اومد و البته هربار صدای کسی از پشت صحنه که داد می‌زد هیس!
از تبلیغهای کار می شد فهمید که با کار جذابی طرفیم. وقتی به تماشای تئاتری می شینی و متوجه نمی شی کی تموم شد یعنی خیلی چیزها سرجای درستش بوده
ریتم خیلی خوووب بود داستان کار و جنس بازیها رئالیستی بود و به نظرم خیلی باورپذیر بود بازیها. تبریک می گم به کارگردان. پایانبندی کار یکی از صحنه هاییی بود که حالاحالاها در ذهن می مونه چون کل سالن رو تحت تاثر قرار داده بود.
برای همچین کاری انتظتر داشتم موسیقی ساخته بشه اما راستش انقدر موزیکهای انتخابی تکونم داد که همون شب دانلودش کردم!
میشه لینک دانلودش و بزارید ممنون
۱۹ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده‌های اولیه‌ جذاب که در طول نمایش در نیومده بود. یعنی صرفا در حد یه ایده‌ اولیه مونده بود. صحنه و نور خیلی خوببببب.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوب مثل اکثر کارهای دیگه مهدی کوشکی
محمدرضا، علی ژیان و گروه جارچی این را خواندند
مهتاب شکریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید