تیوال solaris | دیوار
S2 : 23:08:55
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
solaris
درباره نمایش سیزده i
سیزده ...سینزده ...13
همه و همه در تجربه ای جدید و متفاوت دست در دست یک دیگر می دهند تا نمایشی از وضعیت امروز جامعه ما را به نمایش بگذارند ... رابطه های درهم و متلاشی شده که به مویی بند است و در این بین مصلحانی که آنچه ایمان دارند درست می پندارند و بهشت را ارزانی دیگران و در آخر خود می کنند ... براستی کدامین یک از ما بیگناه زندگی میکنیم مصلحان خود بی گناه اند !!!
این تاتر از دکور بهره ای ندارد و بازیگران بار همه چیز را بر دوش می کشند البته تعداد بالای بازیگر جای برای دکور باقی نمی گذارد .این تاتر فرصتی است برای شناسانده شدن استعداد های جوان ممنون از کارگردان که فرصت دیده شدن را برای این دوستداران هنر فراهم کرد . فقط نکته دیگر درمورد شدت خشونت در این نمایش و تعداد بالای آن است که می توانست با کوتاه کردن این کشتار و شدت آن که در جامعه خشونت زده امروز کم ... دیدن ادامه » نداریم و ندیدیم ضرب آهنگ نمایش را تا پایان حفظ کند .
در هر حال نمایشی قابل تامل است و ارزش دیدن را دارد .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
solaris
درباره نمایش سیزیف i
توهم توهم توهم
محصولات فرهنگی از هر نوع و ... برآورده های و کشت های همان مردمی هستند که در هر عصر و زمانه ای زندگی می کنند . مردمی که خود را از نوادگان کوروش می پندارند و طلایه دار حکومتی جهان شمول و انسانی بوده اند اما در روز مرگی های خود ناتوان اند.... در شناخت خود و پیرامون آنچه که هستند ... این مقدمه را نوشتم تا گریزی باشد به این تاتر به نام سیزف اما شما بخوانید حرامزاده ..... تکه کلامی که هنرمندان آن را به خود و به تماتشگر و به کارگزان به عوامل حواله می کنند شاید انتقام باشد برای نخواسته خواست شدن ....این نمایش هر چه داشت برای من که یک ببینده معمولی تاتر هستم چیزی نبود که گمانم می رفت به خاطر اسمی وزین و دردی که در این اسم نهفته است انرژی بی پایانی که دو بازیگر از جسم و روح خود خارج می کردند ولی با آنچه متصور می ساختند هم خوانی نداشت ... به هر حال از کلیه ... دیدن ادامه » عوامل نور صدا و بازیگران و تماشاچیان ،تخت ،متکا و کتاب های پاره شده و.... کلمه حرامزاده تشکر می کنم که شاید بدون این ها نمی شد که همچین توهمی را به نمایش رساند !!!!!!
دوست عزیز با احترام به کلامتان به باور بنده مقدمه چینی شما و اساسا نقدی که کرده اید قابل درک نیست و بنده معانی واژگانی که به کار بردید از قبیل محصولات فرهنگی، نوادگان کوروش، حکومت جهان شمول، سیزیف، حرامزاده، انتقام، توهم و باقی اجزای نوشتار شما را درک ... دیدن ادامه » نکردم و ارتباطی میان آنها نتوانستم برقرار کنم اگر بیشتر توضیح دهید ممنونتان می شویم...
۲۸ آبان ۱۳۹۷
الیاس عزیز برداشت من از دیدن این تاتر همین ها بود .....همین ارتباطی که شما با واژگان من برقرار نکردید ......
۲۸ آبان ۱۳۹۷
دوست گرام شما به سادگی می توانید بگویید با کار ارتباط برقرار نکردید. دلیل این آسمان ریسمان به هم بافتن و از کوروش و جهان شمول گفتن را حقیقتا نمی فهمم... به هر حال موفق باشید.
۲۸ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک روز تابستانی= نمایشی که شروع نشده تمام شد !!!!
دیروز به تماشای این نمایش رفتم همچنان که صحنه های نمایش پیشین این کارگردان بازیگر از جلوی چشمانم عبور می کرد و انتظاری بیشتر از آنچه دیده بودم طلب داشت . اما این نمایش بسیار کم انرژی و کوتاه بود و در آخر تداعی کننده برنده همیشه برنده است و بازنده همیشه بازنده .... بازی آقای پیروز فر چیزی جدید نبود همانی که بیشتر اوقات از رسانه میلی دیده ایم مردی جذاب و همه چیز تمام شق و رق و ...... آقای بهبودی هم با آن همه تکان خوردن و عرق کردن دور نمایی ضعیف از فیلم های کمدی کلاسیک (تقلید ضعیف از کارهای چاپلین)داشت و خانم قلاتیان ..... به هر حال برآیند بازی متوسط نمایشی شد به نام یک روز تابستانی که شروع نشده تمام می شود ... توصیه ای ندارم اما برای انتخاب دیدن اثر صرفا خاطرات خوب را ملاک قرار ندهید انسان ها در حال تغییراند ... دیدن ادامه » و جزی از بدنه جامعه امروز ......
درباره نمایش یک روز تابستانی.
قدیم هنگامی که ازدیدن تئاتری خوب لذت می بردم ،سعی می کردم دوبار و گاه چندین بار ببینمش . و چیزی که دیدن چند باره آن لذت بخشش می کرد ، این بود که تاتر فیلم نبود که نتوان عیوبش را برطرف کرد. تاتر صحنه نمایش زندگی بود و می شد هر ... دیدن ادامه » بار با تغییراتی گاه زیاد و گاه کم تجربه اش کرد و لذت برد . نمایش یک روز تابستانی شیر بی دمی ست که کارگردان، گرچه می داند که نمایش بخاطر نامش فروش خوبی دارد،میتواند با تغییراتی بجا و ماهرانه برای احترام و ارزش گذاشتن به کار و نمایش ودوستداران نمایش ، لذت دیدن آن را چند برابر کند.
۰۲ مرداد ۱۳۹۷
Sina_10: دقیقا داستان همون جمله آخرتون هست، این مشکل همه گیر هست بین هممون متاسفانه و چقدر بده، و قطعا ریشه در فرهنگمون داره

اما باید صد البته تلاش کرد کم اش کرد..
۰۳ مرداد ۱۳۹۷
ممنونم بابت خوش آمد گویی
دوست گرامی من اصراری به ارزشمند کردن اثر برای شما ندارم، اساسا تعصبی روی کاری ندارم، یک نکته در همین صحبتتون گرامی اینکه ،یک نمایشنامه غربی در فضای کاملا غربی اجرا شد. یکی از دلایل ارضا نشدن خیلی از تماشاگران از پایان بندی دقیقا ... دیدن ادامه » به خاطر مغایرت با فرهنگ ایرانیه.هرچندفضاسازی از اشتراک دغدغه های انسانی بین همه ملت ها ، کم نمی کنه. من مقصودم این بود که نظر شخصی رو پای نقد فنی نذاریم گرامی، فقط هم منظورم شما نبودید، این حرفم در مورد همه است چه افرادی که از کار خوششون اومد چه خوششون نیومد چه خودم .
شما از جمله ، برای انتخاب اثر از خاطرات خوب، استفاده کردید ، برای بنده تداعی شد که شما کار رو ضعیف معرفی کردید، که کار ضعیف و قوی در حوزه نقد فنی هستش نه نظر شخصی ، وگرنه اینکه شما کار رو دوست نداشتید کاملا محترمه گرامی :)
۰۳ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک روز تابستانی= نمایشی که شروع نشده تمام شد !!!!
دیروز به تماشای این نمایش رفتم همچنان که صحنه های نمایش پیشین این کارگردان بازیگر از جلوی چشمانم عبور می کرد و انتظاری بیشتر از آنچه دیده بودم طلب داشت . اما این نمایش بسیار کم انرژی و کوتاه بود و در آخر تداعی کننده برنده همیشه برنده است و بازنده همیشه بازنده .... بازی آقای پیروز فر چیزی جدید نبود همانی که بیشتر اوقات از رسانه میلی دیده ایم مردی جذاب و همه چیز تمام شق و رق و ...... آقای بهبودی هم با آن همه تکان خوردن و عرق کردن دور نمایی ضعیف از فیلم های کمدی کلاسیک (تقلید ضعیف از کارهای چاپلین)داشت و خانم قلاتیان ..... به هر حال برآیند بازی متوسط نمایشی شد به نام یک روز تابستانی که شروع نشده تمام می شود ... توصیه ای ندارم اما برای انتخاب دیدن اثر صرفا خاطرات خوب را ملاک قرار ندهید انسان ها در حال تغییراند ... دیدن ادامه » و جزی از بدنه جامعه امروز ......
نیلوفر، فرزاد، محمد لهاک، میترا و جهان این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
solaris
درباره نمایش مفیستو i
گروه همیاری این نمایش (مفیستو)تمدید خواهد شد؟؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
solaris
درباره نمایش بنگاه تیاترال i
با سلام خدمت دوستداران هنر و عمله جات طرب بنگاه تئاترال
چهارشنبه 21/4/96به دیدن این تاتر(بنگاه تئاترال) که اسامی قابل تاملی در ساخت و پرداخت آن نقش داشته اند رفتم . از شروع خاص و جالب و ارتباط بسیار نزدیک هنرمندان در خیر مقدم بینندگان که بگذریم . برای کسانی که با این اسامی خاطراتی دور و دراز دارند چیزی جز ناراحتی و دیدن نشستن غبار پیری و کم فروغ شدن استعدادها چیزی ندارد . اما برای بیننده ای که خاطره ای ندارد می خواهد لختی بخندد بر میراث به جا مانده از بازیگران و هنرمندان قدیم ،طرب نامه ای به تمام معناست . این نمایش از دو سری بازیگری شکل گرفته اند عده ای که ما میشناسیم به نام که ایام پیری و تغییر جریان هنری آنها را به فراموشخانه سنکلچ کشانده تا شاید دورهمی باشد برای دیده شدن و یاد آوری دوران شباب و عده ای بسیار که دوستاران هنر اند و به غایت آدم های که ... دیدن ادامه » هر روز می بینیم به نقش هنرو که شاید آینده ای از امید باشد که چهره ای شوند به مانند آنهای که میشناسیم . نمی دانم علت استفاده گسترده و گاها بی هدف این همه هنر ور (سیاهی لشکر قدیم )چه می تواند باشد شاید کلاسی دارند آموزشی و این نیز رزومه ای است برای ساختن آینده ای پر امید ..... با تقدیر از بازی و هنر نمایی میر طاهر مظلومی که یکی از نقاط قوت این نمایش بود و یکی از غافلگیر ترین لحظات نمایش را ایجاد کرد ....
مفهوم داستان و پرده های آن بسیار گنگ است ،حرف های بزرگ که در گلو خفه می شود ، نه مخاطب می داند و نه آفریننده اثر که سخنی و مفهومی گفته شده و بیینده می خندد به شوخی های مضحک و زبانی و می ماند سیاه که چرا بر پیکر آن جوان طلسم شده می گرید ...نمایش بسیار طولانی تر از حوصله خود داستان است ودر آخر برای من ماند که چرا برای دیدن این تاتر به اسامی توجه کردم و تحقیق نکردم ... برای آقای هادی مرزبان علی نصیریان و ..... احترام بسیار قایل ام به خاطر همه خاطراتی از گذشته اما این چیزی نبود که از این نام ها به بر آید .در آخر برای کسانی که دوست دارند بخندند و خاطره ای با این نام ها ندارند گزینه بسیار جالبی است برای دیدن ....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب با تاخیر حدود بیست دقیقه به دیدن می سی سی پی نشسته می میرد کار جدید آقای همایون غنی زاده نشستیم ... البته نمی توان این کار را اثری جدید از این کارگردان نام برد این نمایش تکرار دوباره و ضعیف از دو نمایش شاهزاده لنین و کالیگولا است چه از حیث بازی ،طراحی صحنه و طراحی چهره ،موسیقی متن و.... همه و همه تکراری از چند کار موفق پیشن است اما نکته ای که حایز اهمیت است که زمان تغییر می کند و ذایقه مخاطب نیز هم از این تغییر بی گذر نخواهد بود . موفقیت کارهای دیروز برای امروز قابل استفاده نیست !!!!

در خصوص این نمایش که ملغمه ای از به هم ریختگی ،لودگی نگاه جنسیتی خاص به تنها کاراکتر شخصیتی زن(با بازی ویشگا آسایش)برای خندان مخاطب می توان نام برد.

اما اصرار کارگردان نمی دانم بر چیست که در عصر اطلاعات و کوتاه نویسی و کوتاه خواندن چرا اینقدر به طول دادن یک نمایش اصرار دو ... دیدن ادامه » چندان دارد .... به مانند پزشکی می ماند که برای بیمار خود برای نشان دادن قدرت طبابت و نه تشریک مساعی با آن اقدام به تجویز چند باره و بسیار دارو می کند ...

اما جا دارد از بازی بسیار قوی جناب آقایان سیامک صفری و بابک حمیدیان تقدیر کرد که به حق همه نواقص و کم مایگی های این نمایش به دوش این دو عزیز بود اما جناب آقای سجاد افشاریان چیزی برای گفتن در نقشی که داشت نداشت .

در آخر توصیه می کنم برای مخاطب عام این کار که اگر کار های پسین این کارگردان را دیده اید ندیدن (( می سی سی نشسته می میرد ))چیزی از دست نخواهید داد .
متاسفانه در اکثر موراد کارگردانها تو دور باطل تکرار میمونن
۲۸ مهر ۱۳۹۵
"...ملغمه ای از به هم ریختگی ،لودگی نگاه جنسیتی خاص به تنها کاراکتر شخصیتی زن.."
کاملا باهاتون موافقم. منم در نظری که پای برگه نمایش نوشتم این ها رو لحاظ کردم.
۲۸ مهر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرگ گروهیِ «سگ های زرد»!(20 آبان 1392)
سه نفر از اعضای یک گروه موسقی راک ایرانی به نام «یلو داگز»(سگهای زرد) در نیویورک، به دست عضو اخراجی گروه کشته شدند.
به گزارش بولتن نیوز، این سه نفر به نام های آرش فرازمند، سروش فرازمند و علی اسکندریان توسط یکی از اعضای اخراجی یکی دیگر از گروهی های راک ساکن بروکلین نیویورک به نام «فریکیز» که «علی اکبر رفیعی» نام داشته در بروکلینِ نیویورک کشته شدند.
((((داستان این نمایش شرح حال این ماجراست ... )))
من دیشب به تاریخ 95/6/10 به تماشای این نمایش رفتم . سالن برای اجرای این نمایش مناسب است صدا و نور اما این نمایش جز نمایش های دیالوگ محور با رویکرد چند تکه ای از نگاه اشخاص مرتبط با ماجرا (نامزد کشته شده ،خواهر قاتل و ...)که هریک به نوبه خود در جهت خلق فضای درکی خود قدم بر می دارند سالن یکپارچه ساده و سیاه است مانند زیر زمین و فقط ... دیدن ادامه » نور های موضعی کنترل شده و حرکت بازیگران .... در کل بازی بازیگران از هماهنگی لازم بر خوردار نبود خصوصا خانم الهام کردا که بسیار شتاب زده دیالوگ ها را ادا می کزند ... صابر ابر چیز جدیدی برای این نمایش نداشت فقط گاهی شبیه نمایش کالیگولا وازگانی ادا می کرد به نظرم فقط نامی بود برای فروش بیشتر ....اما خانم مارین ون هوک بازی بسیار قابل قبولی ارایه کرد و حتی اشکی به درخشش یک آه عاشقانه را به نمایش گذاشت . این نمایش در کلیت داستان ادای دینی بود به گروه های موسیقی زیر زمینی که در شرایط سخت مشغول فعالیت اند و گاها سرنوشت خوش آیندی ندارند .... و در آخر دختری با کیف مدرسه و نواختن گیتار برقی توسط یک گیتاریس که اوج نمایش بود و بیانگر راهی که هنوز رهروران بسیاری دارد ...
اگر به دیدن نمایش های متفاوت و شنیداری علاقمند هستید این نمایش گزینه قابل تاملی است ....
ودر آخر جا دارد از تمام عزیزانی که برای فرهنگ و هنر این مرز و بوم تلاش می کنند تشکر نماییم چه آنانی که زیر زمین فعالند و چه اینانی که شاهدان بازاریند .....
محمد حائری و محمدجعفر کربلا این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرگ گروهیِ «سگ های زرد»!(20 آبان 1392)
سه نفر از اعضای یک گروه موسقی راک ایرانی به نام «یلو داگز»(سگهای زرد) در نیویورک، به دست عضو اخراجی گروه کشته شدند.
به گزارش بولتن نیوز، این سه نفر به نام های آرش فرازمند، سروش فرازمند و علی اسکندریان توسط یکی از اعضای اخراجی یکی دیگر از گروهی های راک ساکن بروکلین نیویورک به نام «فریکیز» که «علی اکبر رفیعی» نام داشته در بروکلینِ نیویورک کشته شدند.
((((داستان این نمایش شرح حال این ماجراست ... )))
من دیشب به تاریخ 95/6/10 به تماشای این نمایش رفتم . سالن برای اجرای این نمایش مناسب است صدا و نور اما این نمایش جز نمایش های دیالوگ محور با رویکرد چند تکه ای از نگاه اشخاص مرتبط با ماجرا (نامزد کشته شده ،خواهر قاتل و ...)که هریک به نوبه خود در جهت خلق فضای درکی خود قدم بر می دارند سالن یکپارچه ساده و سیاه است مانند زیر زمین و فقط ... دیدن ادامه » نور های موضعی کنترل شده و حرکت بازیگران .... در کل بازی بازیگران از هماهنگی لازم بر خوردار نبود خصوصا خانم الهام کردا که بسیار شتاب زده دیالوگ ها را ادا می کزند ... صابر ابر چیز جدیدی برای این نمایش نداشت فقط گاهی شبیه نمایش کالیگولا وازگانی ادا می کرد به نظرم فقط نامی بود برای فروش بیشتر ....اما خانم مارین ون هوک بازی بسیار قابل قبولی ارایه کرد و حتی اشکی به درخشش یک آه عاشقانه را به نمایش گذاشت . این نمایش در کلیت داستان ادای دینی بود به گروه های موسیقی زیر زمینی که در شرایط سخت مشغول فعالیت اند و گاها سرنوشت خوش آیندی ندارند .... و در آخر دختری با کیف مدرسه و نواختن گیتار برقی توسط یک گیتاریس که اوج نمایش بود و بیانگر راهی که هنوز رهروران بسیاری دارد ...
اگر به دیدن نمایش های متفاوت و شنیداری علاقمند هستید این نمایش گزینه قابل تاملی است ....
ودر آخر جا دارد از تمام عزیزانی که برای فرهنگ و هنر این مرز و بوم تلاش می کنند تشکر نماییم چه آنانی که زیر زمین فعالند و چه اینانی که شاهدان بازاریند .....
صحرا توکلی این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
solaris
درباره نمایش سقراط i
سلام بر دوستاران هنر و مخاطبین محترم که همه این چرخه تاتر و سینما به خاطر همین مخاطبین است ...
من نمایش سقراط را در سال 94 دیدم و همچنین امسال سال 95 به تاریخ 95/6/7 ... اما متاسفانه این نمایشی که امسال دیدم بسیار بسیار متفاوت و دور از آنچه بود که در سال گذشته دیده بودم بعضی دیالوگ ها حذف شده بود از خواندگان اپرای زن استفاده بیشتری شده بود که به علت مهارت کم نمی توانستند در ایجاد فضای قالب نمایش کمکی کنند .وضعیت دکور و نور پردازی بسیار ضعیف و بازی دوستان بسیار در سطح پایین وخنده های خود بازیگران و ...... نمی دانم این نمایش چه بود ...اصلا و ابدا قابل قیاس با نمایش سقراط در سال 94 نیست ...متاسفانه جناب نعیمی با کار بسیار ضعیف ترور و این دوباره خوانش سقراط که به نظر من باید نامش را سقوط گذاشت انتظاری بیش از این داشتم ... توصیه ام به دوستانی که قبلا این نمایش را دیده ... دیدن ادامه » اند این است که از رفتن دوباره پرهیز کنند تا خاطرات شیرین گذشته خویش را با این خوانش تازه از دست ندهد .......
شیما و محمد لهاک این را خواندند
پرستو حاجی حیدر، روزبه جعفری و زهرا سوهانی این را دوست دارند
برای من که اولین بار بود می‌دیدم خیلی لذت‌بخش بود ولی!!
۰۹ شهریور ۱۳۹۵
منم با شما موافقم ، نمایش سقراط رو برای اولین بار دیدم و نمایشی نبود که کلی ازش تعریف کردن . به نظر هر چی نمایش به سمت نمایشهای گیشه ای میره و کیفیتش افت پیدا میکنه و اقای نعیمی عزیز هم دچار همین کارهای گیشه ای شده
۱۰ شهریور ۱۳۹۵
من اینسری برای بار چهارم این نمایش رو دیدم و به نظرم اجراهای پیشین این کار خیلی بهتر و پخته تر بود، اما برای دوستانم که برای اولین بار نمایش رو میدیدن جذابیت های خاص خودش رو داشت... ظاهرا نباید خیلی با اجراهای قبلی مقایسه کرد تا لذت بیشتری برد
۱۰ شهریور ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
solaris
درباره نمایش سقراط i
سلام بر دوستاران هنر و مخاطبین محترم که همه این چرخه تاتر و سینما به خاطر همین مخاطبین است ...
من نمایش سقراط را در سال 94 دیدم و همچنین امسال سال 95 به تاریخ 95/6/7 ... اما متاسفانه این نمایشی که امسال دیدم بسیار بسیار متفاوت و دور از آنچه بود که در سال گذشته دیده بودم بعضی دیالوگ ها حذف شده بود از خواندگان اپرای زن استفاده بیشتری شده بود که به علت مهارت کم نمی توانستند در ایجاد فضای قالب نمایش کمی کنند .وضعیت دکور و نور پردازی بسیار ضعیف و بازی دوستان بسیار در سطح پایین وخنده های خود بازیگران و ...... نمی دانم این نمایش چه بود ...اصلا و ابدا قابل قیاس با نمایش سقراط در سال 94 نیست ...متاسفانه جناب نعیمی با کار بسیار ضعیف ترور و این دوباره خوانش سقراط که به نظر من باید نامش را سقوط گذاشت انتظاری بیش از این داشتم ... توصیه ام به دوستانی که قبلا این نمایش را دیده ... دیدن ادامه » اند این است که از رفتن دوباره پرهیز کنند تا خاطرات شیرین گذشته خویش را با این خوانش تازه از دست ندهد .......
» تا ۲ پاسخ


...Amir... این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
solaris
درباره نمایش ناسور i
نمایشی با حال و هوای گذشته ای نه چندان دور .... گره ای با مشروطه و مثلث عشقی ... که فر جام کار به مانند همه داستان های عاشقانه ....
اگر حال و هوای موسیقی سنتی زنده و بازی متعارف بازیگران را می جویید این تاتر قابل تامل است ... به ویزه بازی جذاب و گیرای هتر پیشه مرد .... در کل ارزش دیدن دارد ....نمایشی متوسط رو به بالا ...
محمد لهاک این را خواند
فائقه معتمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
solaris
درباره نمایش خدای کشتار i
باسلام و احترام خدمت تمامی کسانی که به نوعی برای پویایی این فرهنگ زحمت می کشند .
این تاتر با توجه به نوع تبلیغ و ... چیزی برای عرضه نداشت داستان همیشگی مشکلات و معضلات آدمی در جای نچندان دور .... بازیگری های ناشیانه جیغ و هوار های ابلهانه نمایشنامه ضعیف اما بازی قابل قبول آقای سرابی .... بازی خانم پسیانی شبیه بازی تاتر ورونیکا بود اما با شلختگی بیشتر ... بازیگری جناب محمد زاده باور پذیر نبود اصلا حس یک آدم متاهل انتقال نمی داد و بازیگر آخر خانم بنی آدم که چیزی برای گفتن نمیشه متصور شد ....به هر حال اگر نبینید چیزی از دست نمی دهید ...موسیقی متن یا شروع نمایش بسیار عذاب آور بود در زمانی که باید به علت تاخیر چند بار گوش کنید !!!!
در خصوص وضعیت سالن که بدون تهویه و بلیط فروشی بیش از اندازه ... و شروع با تاخیر .....
*****باتشکر از غلط گیری خانم توانا اصلاح شد ....
جیغ و هوار های ابلهانه === واقعن قبول دارم دیگه بیش از حد بود
نمایشنامه ضعیف اما بازی قابل قبول آقای سرابی .... بازی آقای سرابی عالی بود مخصوصن تغییر صدا
بازی خانم پسیانی شبیه بازی تاتر ورونیکا بود اما با شلختگی بیشتر ... (لایک)
از نوید محمدزاده اگر غول بازیگری ... دیدن ادامه » ساخته باشید همین میشه بازی بسسیار متوسط و معمولی بود

بازیگر آخر خانم بنی آدم که چیزی برای گفتن نمیشه متصور شد .... کاملن مخالفم ، ابتدا ساده بود اما در نهایت کاملن تاثیر گذار بود
۱۸ خرداد ۱۳۹۵
ببخشید، فکر کنم معضل درسته.
۱۸ خرداد ۱۳۹۵
در مورد جناب محمد زاده کاملاً باهاتون موافقم موندم از چهار شنبه چه جوری می خوان 4 سانس اجرا برن!
۱۸ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
solaris
درباره نمایش ناسور i
نمایشی با حال و هوای گذشته ای نه چندان دور .... گره ای با مشروطه و مثلث عشقی ... که فر جام کار به مانند همه داستان های عاشقانه ....
اگر حال و هوای موسیقی سنتی زنده و بازی متعارف بازیگران را می جویید این تاتر قابل تامل است ... به ویزه بازی جذاب و گیرای هتر پیشه مرد .... در کل ارزش دیدن دارد ....نمایشی متوسط رو به بالا ...
سعید زادمهر و afsaneh zamani این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
solaris
درباره نمایش خشم اژدها i
با سلام خدمت جناب خسرو احمد ی و آقا زاده ...
این کار که دیدم برخلاف کمدی شب بخیر کیا رستمی کار بسیار ضعیف بوید نقطه عطف داستان باد شکم آقازاده و رعشه های بی بدیل ایشان بود به حق بدن آماده ای دارند تا به حال همچین چیزی ندیده بودم !!!!... و داد هوا رهای بیهوده ... بیشتر شبیه نمایش های رادیویی بود امیدوارم یک تجدید نظر کلی بفرمایید ... صرفا زیاد بودن بازیگر ها و و متن بی سر و ته و پایان نمادین و شعار گونه نمی تواند نمایش جذاب بیافریند ... لطفا خواهشا .. تفکر و سرلوحه کارتون قرار بدید ...
سهیلا احسانی این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
solaris
درباره نمایش کالیگولا i
نمایش خوبی بود اما جناب غنی زاده با اصرار هر چه بیشتر در القا انکه من می توانم ببینده رو سه ساعت مشغول و مغموم نمایش نگه دارم کمی زیاده رفته بود .... آینده از آن کسانی است که بتوانند با خواسته های شخصی و خواستگاه روح زمانی که در آن زندگی می کنند تعامل کنند است...
اجمالا و اختصارا دیدنش خالی از لطف نیست !!!!!
سمانه رحمانی این را خواند
مهرنوش رحیمیان، سپهر امیدوار و امیر همتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرویز فیلمی کند با صحنه های آشنا از روابط انسانی در کوی و برزن وطن من است ... و شکل گیری یک دیگر آزاری که هر روز در زندگی خود به نوعی می بینیم ... مقصر کیست ؟ فرد ، پدر یا مادر از دست رفته , دوستان یا اجتماع ..... به دنبال مقصر گشتن و تقصیر را به گردن آن آویختن راه برون رفت از به وجود آمدن پرویز های زندگی هایمان نیست .... همه ما قابلیت بالای برای تبدیل شدن به یک پرویز تمام عیار را داریم فقط زمان آن فرا نرسیده و امیدوارم تجربه نکنیم ..... هر یک از ما پرویزی هستیم بلقوه که هنوز فعلیت نیافتیم ....
دیدن این فیلم را توصیه می کنم خصوصا برای امروز روزه ما که پرویز های مختلفی با انواع و اقسام و ... در حال تولد و شکل گیری اند با نیم نگاهی به خودمان !!!!!
وحید هوبخت و عمو فرهاد قصه ها این را خواندند
شاهین نصیری، رومینا خلج هدایتی و lili این را دوست دارند
بیشتر از نیم نگاه میطلبه! باید تمام قد به خودمون نگاه کنیم به نظرم :|
۲۴ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
solaris
درباره نمایش سیاها i
سیاها
نمایشی از داد زدن، فریاد زدن ، جیغ کشیدن بی مورد حتی در مواردی که خانم بازیگر این نمایش غش و ضعف های طنز گونه داشت با نعلین های که هر آن امکان سقوط را فراهم می کرد ... روایتی خیر خطی نامشخص بی فضا و مکان و زمان(البته ویدئوآرت زمان های و مکا نهای را تعریف می کرد البته از نوع مستقیم و برچسبی) ..... به گونه ای که نه ابتدا داشت نه انتها ... . این نقد نیست برداشت های یک ببینده معمولی از یک کار گروهی. کار گروهی ...فکر می کنم مشکل عمده کار زیاد گفتن های تهی ازاندیشه بود.
داد و قالی ز یاد برای هیچ.....
سلام خوشحال ام از آشنایتون و خوشحال ام اولین مطلبی که در تیوال نوشتین مربوط به نمایش ماست .. موفق باشید
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
یعنی سجاد افشاریان یه دونه است!!! :)
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
ممنون جناب افشاریان من نیز خوشحال و خرسندام . برای شما روز های بهتری آرزومندام.
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید