تیوال Someone | دیوار
S2 : 23:04:34
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
Someone
درباره نمایش بیا جلوتر i
به جز محمد جواد عزیز که درباره ساعت شروع نمایش پرسیدند، عجیبه که بقیه اکانت ها دقیقا روز ثبت کامنت ایجاد شده. متاسفانه خود این امر این نمایش رو حداقل از لیست نمایش هایی که من می خوام ببینم خارج کرد.

سلام روزتون بخیر
واقعا این نمایش، نمایش خوبیه، یه بامزه گی خاصی داره با یه موضوع جالب، نه انتظار خیلی زیادی داشته باشید، نه کم، ولی میتونه براتون جذاب باشه،متنش خوبه، بازیگرش خیلی بامزه ست
۲۵ اردیبهشت
عزیز دلید امیدوارم از تجربه این اثر لذت به کمال ببرید❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۳۰ اردیبهشت
مرسییی
۳۱ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Someone
درباره نمایش زن هستم i
به اجرا بردن نمایشی با این مضمون بسیار قابل احترام و تحسین هست، با زهره مقدم عزیز هم نظرم که هرچه مخاطبان این کار بیشتر باشن رسالت سازنده کامل تر ادا شده.
شاید همین مسئله ضعف اجرا و کارگردانی رو پوشش بده.
بازی سمیه پیریایی عزیز رو با این که کار اولشون بود از بقیه بازی ها بیشتر دوست داشتم.

چندتا انتقاد و گله هم دارم:
1- تأخیر نیم ساعته برای شروع بدون هیچ گونه عذرخواهی از سمت تماشاخانه سپند
2- لحن گستاخ مسئول سالن که طلبکارانه می خواست همه گوشیا رو خاموش کنن.
3- اجازه ورود کودک 5 ساله همراه با بسته پفک که در بسیاری از دقایق اجرا مشغول راه رفتن و صحبت و خش خش بسته پفک بود.
4- تکست دادن تماشاچی ها به مدت چند دقیقه که نور گوشیشون واقعا آزار دهنده بود.
6- رورانس طولانی
5- تماشاچی هایی که در اوج لحظه های درد یک بازیگر قهقهه خنده سرمستانه سر می دادند، انگار ... دیدن ادامه » یک نفر داره برای شما درد و دل می کنه و شما از ته دل از خنده منفجر بشید. کاش این دوستان تفاوت درد و لودگی رو درک می کردند.


در آخر تشکر و احترام برای کل گروه
Someone
درباره نمایش به فرمان من i
از دیشب دارم فکر می کنم چه جوری نظرم رو بنویسم که خستگی تمرین و اجرا و ... به تن عوامل گروه نمونه.
با احترام به همه عوامل من کار رو به هیچ وجه دوست نداشتم.
در کنار مشکلات خود نمایش که حادترینش اجراهای اغراق آمیز با داد و بیدادهای غیر لازم و واقعاااااا بلند (من تا صبح سر درد داشتم)، بود، مسائل دیگه هم وجود داشت که لذت نبردن رو دو چندان می کرد.
هنگام ورود به سالن متوجه شدم که صندلی من و دوستانم که وسط ردیف اول بود رو به مهمانان ویژه اختصاص دادند و طبیعتا این حق ما بود که بخواهیم روی صندلی خودمون بشینیم و نه ردیف سوم یا انتهای ردیف اول. عقیده دستیار کارگردان این بود که " ما نمی تونیم که به مهمانانمون بگیم برن جای دیگه بشینن، حالا فرقی هم نداره یه جای دیگه بشینین". البته نظر من کاملا با ایشون مخالف بود و به خودشون هم گفتم "اتفاقا خیلی هم فرق داره ... دیدن ادامه » و ما می خواهیم سر جای خودمون بشینیم و اگر مهمان دعوت کردید نباید صندلی هاشون رو می فروختید"
یکی از مهمان ایشون (دیدارشون تنها اتفاق خوب این نمایش بود)، بهنام شرفی عزیز و با شخصیت بود که خودشون مداخله کردند که وقتی کسی بلیط خریده ما نباید جای ایشون بشینیم و در نهایت با کمی جا به جایی هم جایگاه مهمانان حفظ شد هم ما.
یکی از مواردی که اصلا دوست نداشتم و فکر می کردم که خوشبختانه دیگه دوره اش گذشته لودگی هایی از جنس بادگلو، خاراندن اغراق آمیز و خجالت آور پشت، اسهال، پاک کردن چشم و در دهان گذاشتن آن و از این جنس شوخی های تئاتر گلریزی بود.
مسئله بعدی عکاسی از نمایش بود، تا این حد بگم که عکاس دقیقا کنار من سمت چپ نشسته بودند و بی اغراق فکر می کنم بالغ بر 250-300 تا عکس در این یکساعت گرفتند و گاهی 10 تا عکس در 10 ثانیه که صداش فارغ از اختلال در تمرکز، اعصابی هم دیگه برامون نذاشته بود.
در کنار این مسائل تماشاچی هایی که هنگام یکی از احساسی ترین صحنه ها خنده های بلند بلند سر داده بودند و گروهی که انقدر بلند صحبت می کردند که صداشون رو کل سالن می شنیدند.
برخورد کارگردان انتهای نمایش به قدری صمیمانه و دلجویانه بود که نوشتن این نظر رو تا امروز به تعویق انداخت که بتونم با جبهه ننویسم. (مطالبی که نوشتم نظر واقعی ام هست که از دیشب روشون فکر کردم که منصفانه بنویسم، متاسفم اگر باعث ناراحتی کسی شد)

در مجموع اگر قانون شخصیم نبود که وسط هیچ اجرایی به خاطر احترام به عوامل سالن رو ترک نکنم فکر کنم تقریبا دقیقه پانزده نهایت تحملم برای این کار بود.
هم چنان خوشحالم که بهنام شرفی عزیز رو دیدم :)
دوست عزیز امیدوارم این دفعه به حق مسلمتون که نشستن سر جای خود وسط ردیف اول هست برسید و از نمایش لذت ببرید
۲۸ فروردین
ما هم در نمایش شاپرک خانوم با مشکل ردیف اول و مهمانان ویژه برخورد کردیم متأسفانه!
عجیبه این موضوع!
راه حل ساده ای هم داره، ردیف اول رو برای فروش نگذارند اگر میهمان ویژه دارند!
۰۹ اردیبهشت
از دو حالت خارج نیست به نظر من، یا سودجویی تا لحظه آخر هست یا بی برنامگی که در هر دو صورت مورد قبول و توجیه نیست و توهین به مهمان و تماشاچیه.
امیدوارم دیگه پیش نیاد.
۰۹ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Someone
درباره نمایش بی تابستان i
تا الان برای این نمایش بیش از پنج بار SMS گرفتم؛ با تیوال هم تماس گرفتم که این تبلیغات آزار دهنده است و پاسخی که دریافت کردم این هست که ما نمی تونیم گروه نمایش رو محدود کنیم.
این جواب قانع کننده است آیا که این همه تبلیغات آزاردهنده وجود داشته باشه و راهی برای جلوگیری از آن وجود نداشته باشه؟
به ایشان پیشنهاد کردم که بهتره یک سری سیاست هایی از سوی خود تیوال اجرا بشه، مثل اینکه هر نمایش نهایتا امکان ارسال دوتا SMS در طول مدت اجرا داشته باشه، اما هم چنان اصرار دارند که در سیاست های تبلیغات ما محدود کردن گروه نمایش نیست، در سیاست های تیوال آزار مخاطبان هست آیا؟؟
ذکر این نکته هم لازمه که با توجه به تمایل به دریافت سایر SMS های به جای دیگر نمایش ها بلاک کردن شماره تیوال جهت عدم دریافت SMS ها کاربردی نیست.
طبق پیگیری تیوال و تماس جناب آقای مجرد، مدیر فروش و بازاریابی تیوال (که جا داره ازشون تشکر کنم)، این مشکل در حال برطرف کردنه و راه حل مناسبی برای عدم بروز چنین مواردی پیدا کرده اند.
ممنونم
(:
۲۸ بهمن ۱۳۹۷
از توجهتون ممنونم
۲۸ بهمن ۱۳۹۷
جالبه همین امروز باز برای من اسمس فرستادن :))
۲۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده این نمایش رو به شدت دوست داشتم، بکر و تأمل برانگیز.
خیلی لذت بردم و ذهنم احتمالا تا چند روز درگیرشه.
دوستان عزیز
اگر کسی تمایل به تماشای این نمایش برای امشب دارد، یک بلیط برای ردیف شش، صندلی هفت "به صورت هدیه" (نیازی به پرداخت هزینه نیست) در اختیارشان قرار می دهم. با توجه به پرداخت از کیف پول می توانند از تسهیلات اسنپ هم استفاده کنند.
متأسفانه امکان تماشای این نمایش رو برای امشب ندارم.
ممنون
Someone
درباره نمایش محبوبه ها i
با احترام به تمام عوامل، موضوع به شدت کلیشه ای بود. داستان کاملا اغراق شده و سطحی.....
اگرچه بازی خانم ها صامتی و تبریزی عزیز بسیار دلنشین بود.
Someone
درباره نمایش روزمرگی i
دوستان عزیز
اگر کسی تمایل به تماشای این نمایش برای امشب دارد، یک بلیط برای ردیف دو، صندلی هشت "به صورت هدیه" (نیازی به پرداخت هزینه نیست) در اختیارشان قرار می دهم. با توجه به پرداخت از کیف پول می توانند از تسهیلات اسنپ هم استفاده کنند.
متأسفانه امکان تماشای این نمایش رو برای امشب ندارم.
ممنون
چقدر این کار رو دوست داشتم. از اون نمایشایی که تا مدت ها ذهن رو درگیر می کنه.
فقط کاش بعضی از تماشاچی های محترم میدونستن که این تأتر کمدی نیست و محل شکوفا شدن بامزگی ها نیست. خوب بود این هوشمندی رو داشتند که کجاها بهتره فقط تماشاچی بود و همه حس اجرا رو خراب نکنند. واقعا لازم نبود تک تک سوالات رو جواب می دادند.

در کل اجرای تاثیرگذاری بود.

Someone
درباره نمایش صد درصد i
صد درصد، از اون دسته نمایشایی هست که کاملا تماشاگر رو مجذوب می کنه، چون هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و تماشاچی تا لحظه آخر مدام درگیر داستانه.
ستاره پسیانی واقعا توی این اجرا بی نظیر بود.
در کل خیلی نمایشو دوست داشتم و خوشبختانه انقدر همه تماشاچی ها درگیر داستان میشن که کسی تمایلی به گوشی چک کردن و ... نداشته باشه.

تنها نکته منفی این بود که سالن شهرزاد بعد از سی دقیقه تأخیر، زحمت عذرخواهی رو به خودش نداد و کاملا طلبکارانه رفتار کرد!

ندیدن چنین رفتارهایی در سالن شهرزاد جای تعجب دارد!
۲۷ مهر ۱۳۹۷
متأسفانه
۲۷ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Someone
درباره نمایش تناسخ ۳ تا ۳۵ تومن i
به هیچ عنوان فکر نمی کردم کار رو دوست داشته باشم، مخصوصاً ده دقیقه اول انقدر تو ذوقم خورد که نمی دونستم باید چه جوری تا آخرش تحمل کنم.
توی اون ده دقیقه فقط به این فکر می کردم اونایی که کامنت خوب دربارش گذاشتن واقعا از چی این نمایش خوششون اومده.
اما بازی هومن حاجی عبداللهی و متن قوی امیرعلی نبویان واقعاااااً سورپرایزم کرد.
من کاملا از دیدنش لذت بردم.
با احترام به تمام عوامل نمایش و نظر سایر دوستان، اما واقعا نمی دونم چرا انقدر از این نمایش تعریف کردند.
واقعا دوست نداشتم که هیچ، فقط منتظر تموم شدنش بودم.
وضعیت سالن و صندلی هاش هم که بماند.

واقعا ضعیف بود و حرفی برای گفتن نداشت.
قصدم توهین نیست و امیدوارم کسی رو ناراحت نکنم. این صرفاً نظر منه و امیدوارم تونسته باشم کسانی رو که توقع بیشتری از تئاتر دارن، راهنمایی درستی کرده باشم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Someone
درباره نمایش تابستان فراموشی i
چقدر از دیدن این نمایش لذت بردم. وجود نسیم ادبی و بهاره رهنما نویدبخش یه تئاتر دلچسب بود و ترغیبم می کرد حتما ببینم.
جمله به جمله ای که بیان می شه برای همه خانم ها حس و حال مشترکی رو تداعی می کنه و باعث میشه یه جاهایی همینطور که خندت می گیره اشک هم همزمان از گوشه چشمات بیاد....
اولین بار بود که سالن شانو می رفتم، اگرچه خیلی بزرگ نبود ولی سالن خوبی بود به خصوص فاصله صندلی ها از ردیف جلویی که لازم نبود به زور پاها رو جمع کنی و جا بدی.
با توجه به اینکه یه سری از صندلی های اضافه جلوتر از ردیف یک روی زمین هست، ردیف 2 مناسب تر به نظر می رسه.
دو تا مسئله وجود داشت که اگر نبود میشه گفت همه چیز عالی بود:
ا- تأخیر تقریبا 20-15 دقیقه ای برای شروع.
2- صحبت های مدام برخی تماشاچی ها هنگام اجرا (در تمام مدت اجرا دو نفر سمت راستی و دونفر سمت چپ من در مورد همه چی اظهار نظر کردن)، ... دیدن ادامه » تکرار کردن بلند آنچه باعث خنده شون شده، چک کردن گوشی، مدااااام برگشتن به سمت همدیگه و انتهای سالن و دیدن دوستاشون که مدام حواس پرتی ایجاد می کرد. حتی با تذکر بهشون اوضاع بدتر هم شد.

به شدت دیدن این نمایش رو پیشنهاد می کنم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه جوری رفتار می کنه که انگار هیچی نمی دونه، یا انگار همه چیو می دونه....

"جملاتِ بیش از سه کلمه، القای صمیمیت می کند."

نه!
نتیجه پژوهش روانشناسان نیست،
این را از امتناع مصرانه این روزهای تو فهمیده ام ....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش

"از دل برود،
هر آنکه از دیده برفت ...."
نمیدانم هر نیمه شب
آرزوهایت را در میان زباله ها می جویی
یا
آرام آرام
گم می کنی ....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه
عاشق تماشای گل شمعدانی بوده ام
روی طاقچه پشت پنجره؛
پنجره باران زده و
هوای بارانی ....

دوست دارم
ساعت ها بنشینم
و با "دلم گرفته ای دوست،
هوای گریه با من...."
به این تصویر خیره شوم
و غرق شوم
در گذشته
گذشته های خیلی دور،
آنقدر دور که زمانی
گل ... دیدن ادامه » شمعدانی ای بودم
در دستان تو
پشت شیشه باران زده ....
بسیار با احساس و زیبا...
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
ملموس و زیبا...
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
. . برون آ دمی ز ابر . . .
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دریافته ام
راه یک طرفه بی پایان،
محکوم به رفتن ست و
نرسیدن ...

حال
هرچه می خواهی
به جدیت،
تلاش بیهوده کن.
عالی
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
حال
هرچه می خواهی
به جدیت،
تلاش بیهوده کن.

فوق العاده بود.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم می گیرد
وقتی می بینم
فارغ از رنگ ها
رها از طرح ها،
همینکه کفشی بپوشی
-هرچقدر کهنه، هرچقدر پاره-
برایت کافیست.

دلم می گیرد....
عالی...
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
خیلی خوب بود...
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
Someone عزیز خوشحالم بعد از مدتی دوباره شعری زیباازت میخونم
همیشه برقرار باشی
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید