آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال پوریا صادقی | دیوار
S3 : 05:04:02 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
در انتظار گودویی‌دیگر
در انتظار گودوی کوهستانی
در انتظار گودوی بکت بخش عمده ای از تمرکزش رو روی ماهیت نیاز محور روابط بین انسانها گذاشته. روابطی که از سر ناچاری و برای فرار از تنهایی و رفع نیاز شکل گرفته. روابطی که معنای عمیقی نداره. روابط ابزورد. روابط تهی.
در انتظار گودوی بکت در دهه پنجاه میلادی و از نگاه یک ایرلندی نوشته شده. حالا آقای کوهستانی اون دانش رو جذب کرده و به سال ۹۹ ایران آورده. روابطی که از سر ناچاری بوجود اومده و یخش عمده ی ماهیتش رو رفع نیاز و فرار از سکوت و تنهایی تشکیل داده. تخلیه خشم، نیاز به تحسین شدن، پوز دادن و...
کوهستانی بسیار خوب این روند رو پیش میبره.
لحن محاوره ای و دور از فضای اصلی اثر مثل یک شمشیر دولبه عمل می کنه. از طرفی فضای ایرانی نمایش رو پوشش میده و از طرفی ابزورد موجود در اثر رو به سمت کمدی سطحی سوق میده و بار نمایش رو ... دیدن ادامه ›› زمین میذاره.
نمایش تا قیل از حضور مجدد پوتزو و لاکی به فضای متن بکت وفادار میمونه. اما با ورود مجدد این دو از اون فضا فاصله میگیره و به نظرم به سمت درددل ها و نگاه کارگردان به زندگی میل میکنه.
جنس ذهن شخصیت های بکت، در “پذیرش از سر ناتوانی” میگذره اما مونولوگ پوتزو از جنس “رضایت از سر ناتوانی” روایت میشه. اینجا وفاداری اجرا به متن اصلی از بین میره.

بازی ها ساده اما تاثیر گذار بود. تپق ها بطور توجه برانگیزی مشابه هم بودند. هم از لحاظ جاشون در کلمات و هم از لحاظ نحوه ی تصحیح شدنشون. جالب بود. فکر کردم برنامه ریزی شده و کنترل شده باشه و سعی کردم در ذهنم حذفشون کنم. به نظرم این تپق ها برای اجرا مثل داستان اون پادشاه و دختری که براش شربت درست میکنه با خرده ی نیشکر بود. ترجیح دادم اینطور ببینم و تاکیدی به واقعی بودن این نگاه ندارم.

استفاده از وال تاثیر گذار بود. البته یک ناامیدی هم بهم داد. نمایش از صبح شروع میشه اما وال قبل از غروب رو تصویر می کنه. اول خیلی خوشحال شدم‌که اینطور داره فضا رو ترسیم میکنه و انتظار داشتم خورشید در طول نمایش یک تایم لپس از صبح تا غروب و شب رو نمایش بده اما به کل مایوس شدم.

این اجرا سعی کرده تا متنی سنگین رو برای طیف گسترده مخاطب، ساده و به روز کنه اما در این راه‌موفقیت چندانی حاصل نمیکنه. چهره خسته و سردرگم تماشاچیان این رو نشون میداد.

در انتظار گودوی کوهستانی، تجربه ای نو و ارزشمند از اثر بکت رو نصیبم کرد. دست مریزاد

نیلوفر، سپهر، نیلوفر ثانی و برکه بذری این را خواندند
میم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اگر بکت ایراندی نبود و ایرانی بود. اگر در انتظار گودو رو در 1953 نمی نوشت و در ۱۳۹۹ می نوشت. می شد این...
لذت بردم
عالی بود
نیلوفر ثانی این را خواند
میم، سیدمهدی، امیرمسعود فدائی، سپهر امیدوار و سپهر این را دوست دارند
That makes two of us 😉
۷ ساعت پیش
پوریا صادقی
کرونا نبود که فضای باز با فاصله‌گذاری
پوریا جان، به گمانم امیرمسعود جان اشاره کرده به شیرخشک و‌ تضاد علایق شما دو تا سر اون نمایش.😅
@امیرمسعود، اگه حدسم درست باشه، بانمک نوشتی 😂👌👌
۵ ساعت پیش
میم
پوریا جان، به گمانم امیرمسعود جان اشاره کرده به شیرخشک و‌ تضاد علایق شما دو تا سر اون نمایش.😅 @امیرمسعود، اگه حدسم درست باشه، بانمک نوشتی 😂👌👌
منم همین برداشت رو کردم. برای همینم بهونه ش رو منتفی دونستم. 😉

فدایی جان، باید بری ببینی...
۵ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چرا جنگ
کتابی کوچک، مشتمل بر چند نامه بین آلبرت انشتین و زیگموند فروید، حول موضوع جنگ! نامه هایی که پیش از جنگ دوم جهانی رد و بدل شد.
جواب های فروید بسیار روشنگر و ریشه گرایانه هستند و جنگ را اجتناب ناپذیر می دانند.

دیالوگ سوال برانگیز:
اینشتین در نامه ای به فروید مورخ ۳۰ ژوئیه ۱۹۳۲ می نویسد:
آقای فروید عزیز!
خشنودم که جامعه ملل* و “انستیتوی بین المللی همکاری های معنوی” این سازمان در پاریس، امکان تبادل نظر با شخصی دلخواه و درباره مسئله ای دلخواه را به من داده ... دیدن ادامه ›› است. [...] آیا در مقابل فاجعه شوم جنگ راه نجاتی برای بشریت وجود دارد؟

قسمتی از پاسخ فروید:
شاید امید واهی و خیالبافی نباشد اگر به تاثیر دو عامل که در آینده ای نه چندان دور به جنگ و جنگ طلبی خاتمه خواهند داد، امید ببندیم: یکی، نگرش فرهنگی و دیگری، ترس موجه از تاثیرات و پیامدهای جنگ آتی.


________
*جامعه ملل، نام سازمانی بود که بین سال های ۱۹۲۰ و ۱۹۴۶ فعال بود که در نهایت منحل و به سازمان ملل متحد تبدیل شد.
Ali، میم و neda moridi این را دوست دارند
به نظر جالب میاد....
رفت تو لیست خرید دوهفته بعد....
مرسی.
۹ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اگر به تاریکی بیاندیشم، سیاه خواهم شد...
اگر به تیرگی روزگار بیاندیشم، اسیر خواهم شد...
اگر از هجمه مرگ بهراسم، تباه خواهم شد...
به خورشید می اندیشم که نور است...
به روز می‌اندیشم که روشن است...
به زندگی می اندیشم که روان است...
که دلیل بودنم است...
خواست ازلی ام بوده‌و هست...
به یاد آوردنِ شوقی که به زنده شدن داشتم...
زنده شدن از مُشتی ماده...
که با چه شوقی فرسنگها را با دُمبی کوچک شنا کردم تا به حیات برسم...
چنین شوقی داشتم...
چنین شوقی به حیات...
به بودن...
به زندگی می‌اندیشم...
به زندگی...
صبا صالحیان، میرآ، محسن جوانی و سپهر این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
Tommoso
توماس
تُمآسو(آ: مَدِّ سه انگشتی)
یه فیلم ملوی ایتالیایی. فیلمی از کارگردان کارکشته ی ایتالیایی، اَبل فِرارا.
فیلمی با گریزهای‌فانتزی. توماس از لحاظ فیلم برداری، موسیقی، رنگ، صدا گذاری، تدوین، تعلیق و بازی ها بسیار به دلم نشست.
برخی چالش های یک مرد در زندگی امروزی.
فیلم زوایای جالبی از روان مرد رو جسورانه به تصویر می کشه. مطمئن نیستم که همچین فیلمی تا ۲۰۱۹ ساخته نشده یا من ندیدم.
یه نگاهی به تقویم انداختم، دیدم انتخابات ریاست جمهوری آمریکا رو انداختن ۱۳ آبان! اونا با ما هماهنگن یا ما با اونا!!!
اول قرار بود ۳۰ خرداد باشه، بعد ترامپ انداختش ۳ نوامبر...

آخ اگه بارون بزنه...
(بارون نوامبر-November Rain)
اکسل رز، اسلش، یاد نوار vhs و ادای اسلش و درآوردن با جاروو و کلاه بافتنی افتادم
هنوزم جزو آهنگهای تاپ لیست گوشیمه🎸🎸🎸🎩
۴ روز پیش، سه‌شنبه
پس اولین ۱۳ آبانی ه که ما و امریکا باهم داریم براش تدارک میبینیم....بالاخره یه جا درکنار هم قرار گرفتیم و به یه اشتراکاتی هرچند ناچیز رسیدیم(حالا مسیر و هدف هامون یه کوچولو باهم متفاوت ه...که اونم حتما یه خیری درش هست).
۳ روز پیش، چهارشنبه
neda moridi
پس اولین ۱۳ آبانی ه که ما و امریکا باهم داریم براش تدارک میبینیم....بالاخره یه جا درکنار هم قرار گرفتیم و به یه اشتراکاتی هرچند ناچیز رسیدیم(حالا مسیر و هدف هامون یه کوچولو باهم متفاوت ه...که ...
البته امیدوارم وجه مشترک باشه.
در جنگ، هر دو ارتش به یک میدان نبرد می روند.
۳ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بعد از یکسال و اندی برگشتم به خانه خودم...
از ۴ مرداد ۹۸
جز مختصری غبار روی وسایل، تغییری نداشته. دم پنجره دوجداره گرم.
یخچال ویزویز میکنه و اتاق تاریکه. اینترنت قطع شده.
ساعت گرندپا، روی ده و هفده دقیقه مانده. این ده و هفده رها نمیکنه من رو...
وسایلم رو میارم تو. هیچ جای خانه اسپری الکل نیست، چه عجیب! از کیفم، یکی قرض می گیرم. تو جیب شلوارم هم هست البته.
پکیج کار نمیکنه، مخزن آبش رو پر میکنم.
در یخچال رو باز میکنم تا آبی بنوشم و خراب ها رو دور بریزم. روی قوطی پنیر نوشته ۴۰۰ گرم، ۳۵۶۰ تومان!!!! میندازمش دور. پریروز خریدم ۱۵۶۰۰ تومان، نمی دونم ... دیدن ادامه ›› چند گرم.
ریموت تلوزیون کار میکنه، شبکه شش هم ولی ریموت کولر نه.
آب توالت جرم گرفته، دامستوس میخواد.
چقدر خوابم میاد.
اگر خداوند تبارک و تعالی مجددا سوره و آیه می فرستاد، احتمالا می گفت اصحاب کهفی بود که اونو بیخیال، سیصد سال طول کشید! اصحاب ایران رو‌ عشق است، تو یه سال ترکوندن. تازه اونا ۷ نفر بودن، اینا ۸۰ میلیون. احتمالا با حدود ۱۱۰ جمله، سرگذشت و سرنوشت ما رو‌میگفت تا عبرت آیندگان بشه.
قیمت روی کالاها تمسخر آمیزه... انگار بابا داره از جوونیاش تعریف میکنه که با صد هزار تومن میشد اروپا رو گشت...
فکر کنم تورم شصت درصد یعنی قرار بوده صد برابر بشه، با تلاش مضاعف ما شده شصت برابر.
با یه خرید امروز میشد پارسال یه وانت خرید کرد. یادمه شامپو بدن نیوای تو حموم رو خریدم ۱۰ تومن. پریروز مای رو خریدم ۲۴ تومن. ایرانی، ایرانی بخر... هه هه... اگه میتونی بخر... بخر دیگه... بخر...
فقط یکسال خونه نبودن، ۱۳ ماه. مختصری خاک روی وسایل نشسته.
گفتند شنبه و یکشنبه عید ماست... و البته عید مومن روزیست که گناه نکند... آقایان عزیز، گناه که هیچ... ثواب هم‌نمی تونیم بکنیم دیگه... الا نماز فرادی.
شما چه میکنید؟
امروز رفتم آووکادو بگیرم گفت دونه ای ۷۰ تومن!!!!!!!
به قرعان‌ کرک و پرم ریخت...خوب شد ماسک داشتم کسی ندید دهنم یه وجب باز شد...
رفتم اون مغازه های پایینی تجریش یکی گفت دونه‌ای ۳۵ تومن،یه جوری رو هوا زدمش و نیشم باز شد تو گویی دلار برگشته به پنج هزار تومن...
همچین هم چپوندمش تهِ کیفم نکنه ازم بزننش..‌
۵ روز پیش، دوشنبه
میثم هنزکی
علی الحساب قربه الی الله صبوری میکنیم تا ببنیم این ترن هوایی بدون صندلی و بدون کمربند کِی یه جا رو زمین وایمیسه ! خوشحالم که خوبین
والله مع الصابرین ⁦😉✌🏻⁩
۴ روز پیش، سه‌شنبه
میثم هنزکی
علی الحساب قربه الی الله صبوری میکنیم تا ببنیم این ترن هوایی بدون صندلی و بدون کمربند کِی یه جا رو زمین وایمیسه ! خوشحالم که خوبین
امید...
ممنونم میثم جان
۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حقیقت را برهنه و برهنگی را در حقیقت دوست دارم.
neda moridi این را خواند
محسن جوانی و جعفر میراحمدی این را دوست دارند
آقا من این بخش دوم رو نمی‌فهمم!!
۵ روز پیش، دوشنبه
پوریا صادقی
و ما هنر را داریم تا تلخی حقیقت ما را نکشد. فردریش نیچه
هنر هست تا از فرط واقعیت خفه نشویم...

این ترجمه ش رو خیلی دوست دارم...(و واقعا یک گزاره واقعی/ حقیقی هست...بدون شک.)
۴ روز پیش، سه‌شنبه
neda moridi
هنر هست تا از فرط واقعیت خفه نشویم... این ترجمه ش رو خیلی دوست دارم...(و واقعا یک گزاره واقعی/ حقیقی هست...بدون شک.)
زیباست.
خیلی هم واقعیه و لایه های زیرین زیادی داره.
۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آزادی بیان
ماده ۱۹ از منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد:
هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن بتمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.

این منشور در سال 1948 برابر با ۱۳۲۷ تدوین شد.
آزادی بیان در ابتدا با نام آزادی کلام(Freedom of Speech) مطرح شد و به مرور زمان با آزادی بیان(Freedom of Expression) ... دیدن ادامه ›› جایگزین شد.

البته آزادی بیان مطلق نیست و استثناهایی برای آن درنظر گرفته شده است:
۱. نشر اطلاعات دروغ یا همان نشر اکاذیب(libel): به هر روشی که باعث آسیب زدن به اعتبار شخص حقیقی یا حقوقی شود.
۲. توهین(Obscenity): هر بیان یا رفتار اهانت آمیز خارج از عرف که باعث ناراحتی یا زیان به طرف مقابل شود.
۳. پورنوگرافی: تجسم و نمایش بی‌پرده از آمیزش جنسی در انسان با هدف ایجاد هیجان، تحریک یا ارضای جنسی است که در قالب‌های مختلف از جمله کتاب، عکس، پویانمایی، مجسمه، متن، نقاشی، فیلم، بازی و مجله ارائه می‌شود.
۴. فتنه انگیزی(Sedition): تحریک برای اقدام علیه سیستم حاکم کشور
۵. تحریک برای ارتکاب جرم(Incitement)
۶. پرخاشگری کلامی(Fighting Words): هر کلام و رفتاری که بیانگر تقابل، هجمه، خشونت و نفرت باشد. و بیان مطالبی که باعث از بین رفتن آرامش طرف مقابل شوند.
۷. اطلاعات محرمانه(Classified Information)
۸. نقض حقوق معنوی(Copyright Violation)
۹. اسرار تجاری(Trade Secreta)
۱۰. اطلاعات غذایی(Food Labeling): درج اطلاعات غلط بر روی مواد غذایی
۱۱. پیمان عدم افشا(Confidentiality Agreement): هرگونه قرارداد و پیمان منع افشای اطلاعات. مانند اطلاعات پزشک و بیمار یا وکیل و موکل.
۱۲. حریم خصوصی(Right to Privacy): مبحث مفصلیه که نیازمند مطلب جداگانه س.
۱۳. شهادت دروغ(Perjury)
۱۴. تبلیغات(Commercial Speech): بیان هر گونه اطلاعات ناقص یا خلاف واقع در تبلیغات.
۱۵. بیان هر مطلبی که باعث آسیب رسیدن به دیگران شود. مثل فریاد “آتش” در یک سالن نمایش زمانیکه آتشی وجود ندارد.


آزادی بیان و عقیده در قانون اساسی ایران:
اصل‏ بیست و سوم: تفتیش‏ عقاید ممنوع‏ است‏ و هیچکس‏ را نمی توان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏ عقیده‏ ای‏ مورد تعرض‏ و مؤاخذه‏ قرار داد.

اصل‏ بیست و چهارم: نشریات‏ و مطبوعات‏ در بیان‏ مطالب‏ آزادند مگر آنکه‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ یا حقوق‏ عمومی‏ باشد. تفصیل‏ آن‏ را قانون‏ معین‏ می‏ کند.

اصل بیست و پنجم: بازرسی‏ و نرساندن‏ نامه‏ ها، ضبط و فاش‏ کردن‏ مکالمات‏ تلفنی‏، افشای‏ مخابرات‏ تلگرافی‏ و تلکس‏، سانسور، عدم‏ مخابره‏ و نرساندن‏ آنها، استراق‏ سمع و هر گونه‏ تجسس‏ ممنوع‏ است‏ مگر به‏ حکم‏ قانون‏.

اصل یکصد و هفتاد و پنجم
سازمان صدا و سیما و اداره آن
در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تأمین گردد. نصب و عزل رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با مقام رهبری است و شورایی مرکب از نمایندگان رییس جمهور و رییس قوه قضاییه و مجلس شورای اسلامی (هر کدام دو نفر) نظارت بر این سازمان خواهند داشت. خط مشی و ترتیب اداره سازمان و نظارت بر آن را قانون معین می‌کند.
(اصل سابق: در رسانه‌های گروهی (رادیو و تلویزیون) آزادی انتشارات و تبلیغات طبق موازین اسلامی باید تأمین شود. این رسانه‌ها زیر نظر مشترک قوای سه گانه قضاییه (شورای عالی قضایی)، مقننه و مجریه اداره خواهد شد. ترتیب آن را قانون معین می‌کند.)

در کانادا و استرالیا قانون اساسی این حق را برای قانونگذار در نظر گرفته که در این موارد حق آزادی بیان فرد را محدود کند:
- آسیب زدن به حقوق و اعتبار سایر افراد
- امنیت ملی
- نظم اجتماعی
- سلامت روانی و جسمی اجتماعی

از اونجاییکه صرفا امکان مطالعه منابع موثق انگلیسی زبان رو داشتم، چهار کشور کانادا، استرالیا، آمریکا و انگلیس رو مورد بررسی قرار دادم. امیدوارم این مطلب مفید به فایده باشه.

استفاده از جزء یا کل این مطلب با ذکر منبع آزاد است.

_________
منابع:
منشور حقوق بشر سازمان ملل:
https://www.ohchr.org/EN/UDHR/Documents/UDHR_Translations/prs.pdf

قوانین ایالات متحده آمریکا در مورد آزادی بیان:
https://www.uscourts.gov/about-federal-courts/educational-resources/about-educational-outreach/activity-resources/what-does

متمم اول قانون اساسی آمریکا:
https://constitution.congress.gov/browse/amendment-1/

محدودیت های آزادی بیان در انگلستان:
Schedule 1, Article 10
https://www.legislation.gov.uk/ukpga/1998/42

محدودیت های آزادی بیان در کانادا:
https://lop.parl.ca/sites/PublicWebsite/default/en_CA/ResearchPublications/201825E

محدودیت های آزادی بیان در استرالیا:
https://www.ag.gov.au/rights-and-protections/human-rights-and-anti-discrimination/human-rights-scrutiny/public-sector-guidance-sheets/right-freedom-opinion-and-expression
پوریا جان، هر دو لینکی که برای امریکاست یکی‌ست گویا
۶ روز پیش، یکشنبه
میم
پوریا جان، هر دو لینکی که برای امریکاست یکی‌ست گویا
درست میگی. ممنونم.
اصلاح شد
۶ روز پیش، یکشنبه
ممنونم مطلب جامع و کاملی بود
۵ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
1984
فیلم ۱۹۸۴ بر اساس کتاب جرج اورول با همین نام و به کارگردانی مایکل رادفورد ساخته شده. سال ساخت فیلم هم ۱۹۸۴ است. دیدن این فیلم میتونه برای علاقمندان به آثار اورول بسیار جذاب یا بسیار پس زننده باشه.
بازی جذاب جان هارتِ جوان، تاثیر مثبتی در ارائه ی حال و هوا داره.
The Burnt Orange Heresy
کفر نارنجی سوخته

یه فیلم بسیار دلپذیر. از فیلمایی که تو فضای هنری متمول میگذره. مثل فیلم “بهترین پیشنهاد”(The Best Offer).
داستان منتقد آثار هنریی که برای مصاحبه با یک نقاش سرشناس به خانه ای کنار دریاچه دعوت میشه. فیلم صحنه های زیبا و چند دیالوگ و مونولوگ جالب داره.
حضور میک جگر(رولینگ استونز) هم جذابیتی به فیلم اضافه کرده.
فیلم در لایه های زیرین خودش، ارزش واقعی هنر و هنرمند برای منتقد و مخاطب رو به چالش میکشه.
دیالوگ ماندگار
نقاش- به بوم خالی نگاه می کند می گوید: همش فکر می کنم آبیش خیلی زیاده، نه؟
منتقد- آقا، من...
ن- می دونی آتش سوزی اول در گالری تو پاریس
م- بله، البته...
ن- برای سه هفته دنیا پوششش داد. از هر جهتی. صادقانه بگم، به نظرم یه موفقیت کامل بود. حتی احساس نابغه بودن کردم. ... دیدن ادامه ››
م- نابغه هم بودی، هستی
ن- یه بی احتیاطی در خاموش کردن سیگار و کمتر از یک ساعت، هیچی. جوری باهام رفتار شد که حتی خودمم فکر می کردم عزیزی رو از دست دادم. نامه های تسلیت و همدردی، تاج گل. با این وجود، انگار یه باری از روی قلبم برداشته شد. تمام اون کلمات. تمام اون نظرات و دیدگاه ها. همش در مورد یه قاب خالی که فقط یه شوخی بود. گفتم اینو با هر چرت و پرتاتون پر کنید. ولی ببین باهاش چکار کردن. بزرگش کردن. حتی روی یه تی شرت دیدمش.
م- آره
ن- از اون موقع دیگه نتونستم کارم رو جور دیگه ای انجام بدم غیر از اونچه‌واقعا بود. عین بهشت بود. برای ۱۵ سال برهنه در باغ راه میرفتم. و یکروز یا دردی بیدار شدم. اینجا[سینه را نشان می دهد]. چیزی نبود ولی من رو یاد ماری انداخت که در تمام باغهایمان وجود دارد. یه روز دیگه نخواهم بود. و دنیا، همونطور که بصورت احمقانه ای گفتی، هجوم خواهد آورد.
دختر[که تا الان ساکت بود و فقط گوش میکرد و نگاه]- خودت ویلا رو سوزوندی؟
ن- کاش می تونستی رنگاش رو ببینی عزیزم. شعله ها که رنگ ها رو می بلعیدن. خیلی زیبا بود، بهت اطمینان میدم.
م- خدای من...
ن- حالا، هر روز صبح پالت رو بر میدارم. قلم مو. و اون رنگ، بدون رنگ. من غار خودم شدم. نفس عمیق بکش مرد جوان. میگذره.
م- تو یه دزدی... کار تو متعلق به دنیا بود، همه ی دنیای لعنتی... و تو دزدیدیش. رقت انگیزه.
د- به نظرم یه جورایی درست میگی. آبیش یکمی زیاده...
ن- مخصوصا پایینش، نه؟
د- آره
ن- تو نگاه دقیقی داری[می خندد]
د- یه چیزی پشت اون بوم نوشته[یه بوم سفید و خالی دیگه]
ن- من نام تابلو، تاریخ و امضام رو پشتش نوشتم. می دونی، برای طرفدارام.
د- نوشته: کفر نارنجی سوخته. معنیش چیه؟
ن- یه استخونه برای فک منتقدا. که تا مدتها بجوونش و نظر بدن که این بود و اون بود. تفسیر و تحلیل کنن برای یک معنی ولی معنیی وجود نداره.
م- ببخشید آقا، من باید برم بیرون. من دیگه طاقت ندارم.
د- صبر کن...
نقاش- بذار بره. کلی زخم داره که باید بلیسدشون.
۲۸ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
می خوام چیزی بنویسم که خیلی ها خوششون نمیاد و خیلی ها بیشتر ازم دور میشن. هر موقع از این جنس حرفها گفتم، دورم خالی تر شده. ولی چه باک؟ حرف گفتنی رو باید گفت و در بستنی رو باید...
بارها جر و بحث های بین اهالی تیوال و گروه های نمایشی رو دیدیم. جر و بحث های تکراری و بی فایده. زورآزمایی های وقار و وقاحت. که گاها به عنوان ابزاری هم در دست گروه های نمایشی برای جلب مخاطب استفاده میشه و گاها در رورانس ها هم بهشون اشاره میشه. ابدا قصد ندارم بگم این کارها باید یا نباید انجام بشه. جای من نیست. هر فرد قطعا می تونه خودش تصمیم بگیره. نه رفتار گروه ها رو تایید یا تقبیح می کنم و نه کسانی که باهاشون هم کلام میشن رو. می نویسم تا فقط یه سوال رو طرح کنم.:
ما عاشق تئاتریم یا عاشق خودمون؟

اگر عوامل یک گروه تئاتر، تاکید می کنم و لطفا واژه به واژه بخونید و معنیش رو جلوی چشم بیارید: “عوامل” “اجرایی” یک “گروه” “تئاتر” به هر دلیل موجه یا ناموجهی از دایره ادب و احترام بیرون برن، باید ریشه شون قطع بشه؟ ریشه ی تمام گروه؟ آیا به طور کلی فقط هنرمند محترم حق بقا داره؟ و اگر از کسی خوشمون نیومد، با تمام قوا میریم برای از بین بردن خودش و هنرش؟ ما عاشق خودمونیم ... دیدن ادامه ›› یا هنر؟
چند هنرمند در تاریخ بودند و هستند که خارج از دایره ادب و احترام زندگی کردن و ما آثارشون رو ستایش می کنیم؟ و چند هنرمند همیشه داخل این دایره زندگی کردن؟ به اعتبار اینکه هر از گاهی چند خطی در یک وب سایت مینویسیم، حق تعیین تکلیف برای هنر رو برای خودمون محفوظ میدونیم؟ منظورم این نیست که نوشته هامون میتونه سرنوشت هنر رو مشخص کنه، ابدا اینطور نیست. دارم اشاره می کنم به اونچه در ذهنمون میگذره. ماییکه خیلی هامون اعتراض داریم به قوانین کنترلی و نظارتی. اعتراض داریم به تمامیت طلبی(توتالیتاریته). اعتراض داریم به نبود آزادی، به بودِ سانسور و... چرا خودمون درست همون راه رو میریم. که سلیقه و درکمون از احترام رو تحمیل کنیم. سلیقمون از رفتار یک فرد. آیا این ما رو به یه عده ریاکار و عوام فریب بدل نمی کنه؟ فقط کسی حق فعالیت و بقا رو داره که ما خوشمون بیاد؟
فرهنگ فقط ادب و احترام و روی خوش نیست. فرهنگ نحوه ی برخورد با بی ادب و نامحترم و ترشرو هم هست. فرهنگ نحوه ی برخورد با صدای مخالف هم هست. فرهنگ، نحوه ی برخورد با فرهنگ متفاوت و متضاد هم هست. فرهنگ دیدن تصویر کامل جامعه هم هست. اینکه در اولین برخورد ناخوشایند ریشه ی کسی رو هدف بگیریم، فارغ از اینکه در جامعه های کوچک و بزرگی که عضوه، چه نقشی داره. در حال و در آینده چه نقشی داره. در گذشته، چی از سر گذرونده. فرهنگ، درک متقابل هم هست.

عمیقا امیدوارم دلنگرانیم برای هنر در نوشته ها دیده بشه و نه هجمه به فرد یا رفتاری. که برای تک تک افراد احترام قایلم با هر فرهنگ و هر دیدگاهی.
در نهایت سوالی که دوست داشتم طرح کنم، اینه:

ما عاشق خودمونیم یا تئاتر؟
با احترام، به قول «پسر عمه زای» عزیز دل، در بستنی رو‌ باید لیس زد. بله. 😉
۲۷ شهریور
پوریا صادقی
میشه لطفا بیشتر توضیح بدید. دیدگاهتون برام باارزشه
فی المثال :
بنده بصورت صریح نظرم را در مورد آن نمایش دادم و مواردی که بنظرم مثبت بود را به جهت جنبه حمایتی از تئاترها در ابتدا قرار دادم و در ادامه از متن و مقاطعی از کارگردانی و در نیامدن آن کار از نظر شخصی خودم سخن گفتم و در کامنتی که برای آقای کیانی گذاشتم بیان کردم که شاید اگر این اثر را به عنوان اولین آثار دیده شده ام انتخاب می کردم در روزگاران گذشته ممکن بود خیلی هم دوستش می داشتم، خواستم بگویم نظرات نسبی است لذا اگر یک تیوال اولی آمد و تمجید کرد چه بسا بهتر است به جای تاختن بر وی او را در آن طیف ارزشی درک کرد، البته بنده کامنتها را دنبال نکرده بودم و متوجه جهت گیری های ضمنی برخی عوامل نبودم ولی می خواهم بگویم تعامل عوامل با مخاطب میمون و مبارک است و چه بهتر که آنها هم با روی باز از نظریات متفاوت و بعضاً انتقادی استقبال کنند حال اگر تندی صورت گرفته با گذشت قابل حل و فیصله ... دیدن ادامه ›› است.
صحه صدر و تحمل پذیری مانند یک یوگا علاوه بر بدن بر ذهن نیز از بروز این ناملایمات می کاهد.
در مجموع برایند تمامی این رفتارهاست که اجتماع ما را می سازد بنابراین تأکیدی برای آرمانگرایی همانقدر که سازنده است می تواند مخرب باشد... هر آنچه را من(ما) می گویم(می گوییم) بصورت اخص یک سلیقه و یک نوع نگاه است که تعمیم آن صرفاً یک پیشنهاد است نه یک قرارداد قانونی و مجرای اشد.
با احترام🌱
۶ روز پیش، یکشنبه
رضا بهکام
فی المثال : بنده بصورت صریح نظرم را در مورد آن نمایش دادم و مواردی که بنظرم مثبت بود را به جهت جنبه حمایتی از تئاترها در ابتدا قرار دادم و در ادامه از متن و مقاطعی از کارگردانی و در نیامدن آن ...
بسیار متشکرم 🍀
۶ روز پیش، یکشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در سکوت
این فیلم خوب بود یا چی؟
میگن چیزایی که ادما تو بچگیشون باهاشون مواجه میشن، میشن معیاراشون برای باقی زندگی. تو فیلمای ایرانی، مادر، کمال الملک، کلاه قرمزی، خواهران غریب و خیلی های دیگه یرای من و شاید ما شدن معیار و محک. نه فقط شاهکارا، اونایی که احساسات عمیق کودکانه رو باهاشون حس کردیم. احساس میکنم در سکوت رو هم تو بچگی دیدم. نه اینکه واقعا اون موقع دیده باشم، نه. این فیلم رفت همون جایی از ذهنم که اون فیلما هستن. یه فیلم. یه فیلم به اندازه. تو موسیقی، متین. تو بیان متین. رنگهاش نمیخوان از وسط دو تیکه م کنن یا انرژیم رو مثل زالو بمکن. اکت ها در عین گویایی، چیزی رو به ذهن دیکته نمیکنن. هنر میخواد اینگونه حرف رو بیان کردن، هنر.

و فاطمه معتمد آریا. نه فاطمه، نه معتمد، نه آریا، نه دو یا سه کلمه. فقط یک کلمه: “فاطمه_معتمد_آریا”.
آنکه بخشنده است و مهربان. آنکه مانندی ندارد. آنکه قوی است ... دیدن ادامه ›› و جاندار.
باید در فرهنگ دهخدا، بین لغات فاطمه صغری و فاطمه نیشابوری، فاطمه معتمد آریا هم اضافه بشه. و توضیحاتی داده بشه.

در سکوت رو دیدم و دیدم چقدر جای اینجور فیلما در سینمامون خالیه. محترم، عمیق، متین، بلد، سلامت.
ههه یه چیز مسخره راجع به معتمدآریا بگم 😅
من نوجوون بودم که فهمیدم خانم معتمدآریا یه پسر متولد دهه‌ی ۶۰ داره. فکر میکنی اولین حس‌م بعد از دونستن این چی بود؟ سردرگمی شدییییید . فکر می‌کردم مگه میشه؟ نمیشه که فقط مامان یه نفر بشه، پس من چی؟ آخه از وقتی مامان کلاه‌قرمزی شد یه جورایی تو رویاهای منم بود، یه چیزی شبیه خاله‌ی سینما/تلویزیونی.
حس بعدیم؟ حسادت به پسر شون. اینم بگم که هر دو حس چند سالی ادامه داشتن🙄
۲۷ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
The Third Day
روز سوم
مینی سریالی درام، معمایی در فضایی سورئال با دستمایه های گروتسک که در شش قسمت در شش هفته ارائه میشه.
جود لا که بعد از درخشش در دو سریال شگفت انگیز “پاپ جوان” و “پاپ جدید” نشون داد در مدیوم تلوزیون کارایی بالاتری نسبت به سینما داره، حالا با روز سوم دوباره به صفحه ی کوچک برگشته.
“روز سوم” در آیین مسیحیت، معنای ویژه ای داره. در انجیل آمده خداوند مسیح را ۳ روز بعد از مصلوب شدن، زنده میکنه. این جزو بنیادی ترین اعتقادات مسیحیته. شاید نام این سریال، ارتباطی با این روایت داشته باشه.
اتفاقات این سریال در جزیره ای با ساکنین مرموز در انگلیس میوفته. قاب ها، موسیقی، تدوین، فیلتر های تصویر همه خبر از یک سریال جالب میدن.
سریالی که پریمیرش(قسمت اول) نه اونقدر جذاب بود که شیفته بشم و نه اونقدر بی مایه که کنار بذارمش. به نظر میاد برای ۵-۶ هفته ی هیجان انگیزی پیش رو باشه.
رویا این را خواند
میم، محسن جوانی، پویا و محمد لهاک ⭐ (آقای سوبژه) این را دوست دارند
یادمه در روز سوم باران کوثری بود عکسشو ندیدم الان!
البته من فیلمشو دیدم..
۲۶ شهریور
محمد حسن موسوی کیانی
یادمه در روز سوم باران کوثری بود عکسشو ندیدم الان! البته من فیلمشو دیدم..
نه، این خارجیه. اون رو ندیدم، نمیدونم موضوعش چی بوده.
بازیگرای این سریال:
Jude law
Emmy watson
Naomi harris
۲۶ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
و خدایان تاس می ریزند و نمی پرسند آیا می خواهیم بازی کنیم یا نه. نمی خواهند بدانند با این بازی چه چیزی را ترک می کنید، یک مرد، یک خانه، کار و شغل یا یک رویا را. خدایان اهمیتی نمی دهند که زندگی ای دارید که در آن هر چیز سر جای خودش است، با کار و پشتکار می توان به هر خواسته ای رسید. خدایان توجهی به نقشه ها و امید های ما ندارند، در جایی در این کیهان تاس می ریزند و تو اتفاقا انتخاب می شوی. از آن لحظه به بعد، برد و باخت فقط به بخت بستگی دارد. و خدایان تاس می ریزند...

_____
تکه ای از یک کتاب که نامش یادم نیست.
چطور بود اجرا؟
۲۶ شهریور
پوریا صادقی
خوب شدنت رو که خیالم راحته. لطفا زودتر خوب شو و کاملا خوب شو.
ممنونم از دلگرمی و این کلمات پر قوت و مثبت و انگیزه بخشت . خیلی ممنونم
۲۸ شهریور
امپرسیونیست
ممنونم از دلگرمی و این کلمات پر قوت و مثبت و انگیزه بخشت . خیلی ممنونم
داری با خارش انگشت شصت پات سرو کله میزنی😂😂
۲۸ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جنابِ! مجید مجیدی با افتخار جایزه شان را در شهرِ روی آب تحویل گرفتند و با همان افتخار اعلام کردند ۴۰۰۰(بله، چهارهزار) تست گرفتند تا به بازیگران این فیلم برسند.
چه خبر خوشحال کننده ای بود😶😶😶

_______
یاد شعر اون آهنگ کیوسک افتادم:
بچه های خیابونی رو، میزنم تو سرشون و فیلم میسازم. فیلمو میبرم جشنواره، از شهرت، ثروت می سازم.

واقعا چند میلیون کودک کار داریم که چهارهزارتاشون مناسب و دارای توانایی حضور در نقش های این فیلم بودن؟ ۱۰ سال دیگه چند جوان قربانی کودکیِ کار خواهیم داشت؟ بیست سال دیگه چی؟
[هشتگ]کرونا_را_شکست_می_دهیم
همیاری جان،
میشه لطفا توی لیست فیلترها یا هر جای دیگه، “فضای باز” رو هم اضافه کنید. تا بشه دید کدوم نمایش یا فیلم ها در فضای باز اجرا یا اکران میشه.
درود بر شما
ایده خوب شما در دستور کار قرار گرفت.
۲۵ شهریور
پوریا صادقی
همیاری جان، میشه لطفا هر وقت این ایده اجرایی شد بهمون اطلاع رسانی کنی. من نمی دونم کجا باید منتظر این امکان باشم.
درود بر شما
همینجا انجام آن را خدمت شما اطلاع‌رسانی می‌کنیم
۶ روز پیش، یکشنبه
گروه همیاری
درود بر شما همینجا انجام آن را خدمت شما اطلاع‌رسانی می‌کنیم
خیلی متشکرم
۶ روز پیش، یکشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حمایت از محصولات داخلی و خودکفایی
سال ۱۳۷۶ مسعود کیمیایی فیلمی ساخت با بازی محمدرضا فروتی و پارسا پیروز فر، فیلم مرسدس.
تو این فیلم یه مرسدس سال هست که گفته میشه ۱۰۰ میلیون تومن قیمتشه. اونقدر مهم بوده که کیمیایی یه فیلم دورش ساخته و اسمشم رو گذاشته مرسدس. همین الان کیمیایی میتونه یه فیلم بسازه و اسمش رو بذاره “پراید” با بازی فروتن و پیروزفر و توش با افتخار بگه به خودکفایی رسیدیم.
نمی دونم الان قیمت یه بنز مدل اس کلاس ۲۰۲۰ چنده ولی نباید خیلی گرونتر شده باشه، نه؟
تازه همون صد میلیونو آتیش زدن،الان صرف نمیکنه پراید رو آتیش بزنن.
۲۵ شهریور
معتبرتر از آمارهای بانک مرکزی و مرکز آمار، همین فیلم و سریالامون هستن!
.
(و ممنون که یادم انداختین باز برم سراغ موسیقی تیتراژش)
۲۵ شهریور
برام جالب شد و سرچ کردم
قیمت مرسدی ای کلاس نو در سال ۲۰۰۰ حدود ۵۰ هزار دلار بوده و مدل ۲۰۲۰ از ۵۵ هزار دلار شروع‌میشه.
[هشتگ]کرونا_را_شکست_می_دهیم
۲۵ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
Mulan
مولان
این پست رو می خواستم دیروز بذارم دیروز اما سکوت پسنیدیه تر بود. که خبری آمده بود، تلخ.
دیالوگ ماندگار:
می گویند ققنوس در آتش می سوزد اما از خاکسترش باز بر میخیزد. به گمانم بتواند شکستن بالی را هم تاب بیاورد...

مولان، فیلمی از والت دیزنی. در بزرگداشت مقام و توان زن.
در این راه گویا کار به تهدید و ارعاب کشیده!
که اگر جلوی زنان رو بگیرید، کارِتون به جاهای باریک‌میکشه! ممکنه کشته بشید اصلا!
درست نمی دونم هدفشون ... دیدن ادامه ›› چیه، حمایت از زن یا تخریب زن! همش شد علامت تعجب!
در مجموع فیلم مقبولی بود. فارغ از نگاه زن/مرد، تشویق به خودْ بودن و رها بودن در آنچه هستیم، زیبا بود.

در زیر لایه های فیلم:
سهامدارن عمده ی والت دیزنی مشخص نیستند اما ظاهرا از حامیان چین باشند. چینِ خوب!
تشویق کودکان به وفاداری به حکومت و افتخار ملی. اینکه حاکمان، بزرگند و قهرمان و در هر شرایطی باید اطاعت شوند. حتی به قیمت جانی که خودشان(حاکمان) صلاح بدانند بگیرند.
والتی، چه داری می کنی؟
پویا، سپهر، نیلوفر ثانی، محسن جوانی و سارا_ز این را خواندند
سیدمهدی و محمد مجللی این را دوست دارند
عمیقا موافقم
این فیلم رو چندشب پیش دانلود کردم تا با خانواده ببینیم و یکم سرگرم بشیم. فیلمنامه اونقدر ضعیف و کلیشه ای و نخ نما بود که فقط بخاطر احترام به بقیه قطع نکردمش.
جالبه که الان یه پست دیدم از تیشرت های بچگانه ی وارداتی از چین که روش نوشته شده: " همه باید فمنیست باشیم!"
و تو کپشن اشاره شده بود که این دقیقا مصداق اجبار کودکان به پذیرفتن اعتقاد دیگری نیست؟ چرا فقط از اون ور بوم افتادن حساسیت ... دیدن ادامه ›› زا شده؟
فیلم بینهایت ضعیف بود و فقط قرار بود موجب جلب رضایت چین از کار بشه. نخ نما بودنِ تقدس بخشی به خاندان پادشاهی به حدی اغراق آمیز کار شده بود که باعث تهوع در من شد!
و نهایتا تصویری که از جادوگر نشون دادن و سیر متنبه شدنش و در ادامه در راه حق شهید شدن که باعث خنده ام شد

خیلی خوشحالم که حمایت بازیگر نقش اصلی از پلیس هنگ کنگ تو اعتراضات اخیر باعث بایکوت شدن فیلم و تحریم اون از طرف مردم شده
طفلکی، هنوز جوون هست و مثل مدیران دیزنی دروغ و ریا و تظاهر رو یاد نگرفته

چقدر دلم پر بود از فیلم، انتظارش رو نداشتم :-/
۲۴ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پوریا صادقی
درباره نمایش رادیویی تیتر i
چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب
اسب در حسرت خوابیدن گاری‌چی
مردگاریچی در حسرت مرگ
عشق پیدا بود
چقدر خوب بود
قضیه ی این نمایش رادیویی چیه دقیقا؟
۲۴ شهریور
محمد مجللی
ای وای مرسی برای هشدارت کلا بیخیال شدم
حیف بنظرم از دست نده
۲۴ شهریور
در خوب بودن کار که شکی نیست
شک در توان من و احساسات لعنتیم هست که کار دستم داده همیشه ی خدا
۲۴ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید