تیوال مرضیه | دیوار
S3 : 11:53:14
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سخنرانی کورت وانگات خطاب به جمعی از فارغ التحصیلان


خانمها، آقایان فارغ التحصیل ،لطفا کرم ضد آفتاب بمالید!اگر میخواستم برای آینده ی شما فقط یک نصیحت بکنم، راه مالیدن کرم ضد آفتاب را توصیه میکردم. خواص مفید آثار مفید و دراز مدت کرم ضد آفتاب توسط دانشمندان ثابت شده است، در حالی که سایر نصایح من هیچ پایه و اساس قابل اعتمادی جز تجربه های پر پیچ و خم شخص بنده ندارند. اینک این نصایح را خدمتتان عرض میکنم.
قدر نیرو و زیبایی جوانیتان را بدانید، ولی اگر هم ندانستید، مهم نیست! روزی قدر نیرو و زیبایی جوانی تان را خواهید دانست که طراوت آن رو به افول گذارد. اما باور کنید تا بیست سال دیگر، به عکسهای جوانی خودتان نگاه خواهید کرد و به یاد می آورید چه امکاناتی در اختیارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده اید. آن طور که تصور می کردید چاق نبودید. همه چیز در بهترین شرایطش ... دیدن ادامه » بوده تا شما احساس خوب داشته باشید.
نگران آینده نباشید.اگر هم دلتان میخواهد نگران باشید، فقط این را بدانید که نگرانی همان اندازه مؤثر است که جویدن آدامس بادکنکی در حل یک مساله ی جبر.مشکلات اساسی زندگی شما بی تردید چیزهایی خواهند بود که هرگز به مخیله ی نگرانتان هم خطور نکرده اند، از همان نوعی که یک روز سه شنبه ی عاطل و باطل ناگهان احساس بد پیدا می کنید و نسبت به همه چیز بدبین میشوید! با دل دیگران بی رحم نباشید و با کسانی که با دل شما بی رحم بوده اند، سر نکنید.


نخ دندان بکار ببرید.عمرتان را با حسادت تلف نکنید. گاهی شما جلو هستید و گاهی عقب. مسابقه طولانی است و ، سر انجام، خودتان هستید که با خودتان مسابقه میدهید. ناسزا ها را فراموش کنید. اگر موفق به انجام این کار شدید راهش را به من هم نشان بدهید.
نامه های عاشقانه ی قدیمی را حفظ کنید. صورت حسابهای بانکی و قبضها و ... را دور بیاندازید.
اگر نمی دانید می خواهید با زندگیتان چه بکنید، احساس گناه نکنید. جالبترین افرادی را که در زندگی ام شناخته ام در 22 سالگی نمی دانستند می خواهند با زندگیشان چه کنند. برخی از جالبترین چهل ساله هایی هم که می شناسم هنوز نمیدانند.
تا میتوانید کلسیم بخورید. با زانوهایتان مهربان باشید. وقتی قدرت زانوهای خود را از دست دادید کمبودشان را به شدت حس خواهید کرد.ممکن است ازدواج کنید، ممکن است نکنید. ممکن است صاحب فرزند شوید، ممکن است نشوید. ممکن است در چهل سالگی طلاق بگیرید، احتمال هم دارد که در هشتاد و پنجمین سالگرد ازدواجتان رقصکی هم بکنید. هرچه می کنید، نه زیاد به خودتان بگیرید، نه زیاد خودتان را سرزنش کنید. انتخابهای شما بر پایه ی 50 درصد بوده، همانطور که مال همه بوده..دستورالعملهایی که به دستتان میرسد را تا ته بخوانید، حتا اگر از آنها پیروی نمی کنید.از خواندن مجلات زیبایی پرهیز کنید. تنها خاصیت آنها این است که بشما بقبولانند که زشتید .در شناخت پدر و مادر خود بکوشید. هیچ کس نمی داند که آنان را کی برای همیشه از دست خواهید داد. با خواهران و برادران خود مهربان باشید. آنها بهترین رابط شما با گذشته هستند و به گمان قوی تنها کسانی هستند که بیش از هر کس دیگر در آینده به شما خواهند رسید.به یاد داشته باشید که دوستان می آیند و می روند، ولی آن تک و توک دوستان جان جانی که با شما می مانند را حفظ کنید. برای پل زدن میان اختلافهای جغرافیایی و روشهای زندگی سخت بکوشید، زیرا هرچه بیشتر از عمر شما بگذرد، بیشتر پی می برید که به افرادی که در جوانی می شناختید محتاجید.سفر کنید
برخی حقایق لاینفک را بپذیرید: قیمتها صعود می کنند، سیاستمداران کلک میزنند، شما هم پیر میشوید. و آنگاه که شدید، در تخیلتان به یاد می آورید که وقتی جوان بودید قیمتها مناسب بودند، سیاستمداران شریف بودند، و بچه ها به بزرگترهایشان احترام میگذاشتند. به بزرگترها احترام بگذارید.توقع نداشته باشید که کس دیگری نان آور شما باشد. ممکن است حساب پس اندازی داشته باشید. شاید هم همسر متمولی نصیبتان شده باشد. ولی هیچگاه نمی توانید پیش بینی کنید که کدام خالی میشود یا بشما جاخالی می دهد.خیلی با موهایتان ور نروید وگرنه وقتی چهل سالتان بشود، شبیه موهای هشتاد ساله ها میشود. دقت کنید که نصایح چه کسی را می پذیرید، اما با کسانی که آنها را صادر می کنند بردبار و صبور باشید. نصیحت ، گونه ی دیگر غم غربت است. ارائه ی آن روشی برای بازیافت گذشته از میان تل زباله ها، گردگیری آن و ماله کشیدن بر روی زشتی ها و کاستی هایشان و مصرف دوباره ی آن به قیمتی بالاتر از آنچه ارزش دارد، است. اما اگر به این مسایل بی توجه هستید لااقل حرفم درمورد کرم ضد آفتاب بپذیرید.
یعنی آفریین! :)
بالاخره یکی اینو گذاشت! :)
۰۵ مرداد ۱۳۹۳
ونه گات دید جالبی داره به اطرافش. کهنه سوار پیچازی پوش و مردی بدون وطن رو ازش خوندم و خوشم اومد.ممنون از اشتراکت.
۰۵ مرداد ۱۳۹۳
قابل شمارو نداشت دوستان!:)
۰۶ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی هیچ وقت اندازه تنمان نشد ....

حتی وقتی خودمان بریدیم و دوختیم ...!
از کیه خانمی؟
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
متاسفانه هیچ اطلاعی در دست نیست:))
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
:))
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرضیه
درباره اپرای عروسکی لیلی و مجنون i
خب یه فکری به حال ما که ترکی بلد نیستیم کنید:(
امکانش هست در آینده به زبان فارسی هم اجرا بشه؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرضیه
درباره نمایش رضا i
حیف ِ وقتـــــ!!!!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرضیه
درباره نمایش رضا i
دیروز به اتفاق یه دوست رفتم و اصلا حواسم به شنبه نبود و اینطور شد که دست از پا درازتر برگشتیم!:(((
دوستان امروز هم اجرا دارن یا تموم شده؟؟
تا 5 اردیبهشت اجرا ادامه داره
۳۱ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منم شدیدا علاقه مندم که برم و ببینم چون دو ساله تو شبکه نمایش خانگی دنبالشم و نتونستم پیداش کنم !!
و البته به دوستان علاقه مند بگم که اکران ویژه این فیلم تا اونجا که من اطلاع دارم فقط 30 بهمنه:)
کیمیا توکل نیا این را خواند
ساناز عشق تئاتر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" دنبال چه می گردی دخترم؟"

لحنش آنقدر همدل بود که فکر کردم می توانم به چیزی مثل قتل هم اعتراف کنم و نگران نباشم. تا خواستم حرف بزنم اشک آمد توی صورتم

" اگر می دانستم اینقدر نمی ترسیدم."

از تردید هایم گفتم و اینکه امید و ناامیدی مثل چراغی توی دلم روشن و خاموش می شود. گفتم صبح که از خواب بیدار می شوم تصمیم تازه ای گرفته ام و چند ساعت بعد گاهی حتی چند دقیقه بعد نظرم عوض می شود و تصمیم دیگری می گیرم. گفتم هیچ وقت در عمرم اینقدر متزلزل نبوده ام. همیشه می دانستم چه می کنم. از درست و غلط بودن کارم خبر داشتم. اما حالا حتی انگیزه ی کارهایم را از یاد می برم. گاهی حتی فکر می کنم تحت تاثیر همه هستم غیر از خودم. نمی دانم خودم چه می خواهم. حرف شهرنوش به یادم آمد. گفتم ارتباطم با خودم قطع است.
...
" به خودت اعتماد کن."
خنده ام گرفت.
" تحمل خودم را ندارم."

لبخند زد. جوری که انگار این جمله را صد دفعه از دهان صد نفر دیگر شنیده بود.
" تحمل کار ناپخته هاست... اگر درک کنی لازم نیست تحمل کنی."


ماه ... دیدن ادامه » کامل می شود/فریبا وفی
تحمل کار ناپخته هاست
اگر درک کنی لازم نیست تحمل کنی


واقعاً درسته ..
چه جمله به جایی بود
مرسی مرضیه جان
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید