کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال قاصدک | دیوار
S3 : 09:55:05 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
میانِ ضجه ی باران
و مشت ِِ سنگیه ساحل
به آبادیس میماند
دلِ دلواپسِ تنها
که تنهایش رها کردی
به فردا ها
و فردا ها
شبیهِ هق هقِ ابری
به دلتنگیه دریاها...
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
بسیارعالی
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دهان باز میکند
فرو میبردم
دهان باز میکند
فرو میبردت
کجای جهانم که درون کسی گمت میکنم
دهان باز میکند
رهایم میکند در ازدحام نفس ها....
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
در دلم غوغاییست
حافظه
از تن و جانم
رخت برخواهد بست...
....21 روز گذشت...
و صد افسوس بر این دلتنگی!
من و این حال خرابی که دگر
نتوان شد درمان...
من و این دلتنگی...
چه کنم؟
....با همه خاطره ها...
نتوان کرد فراموش
....تو را....
...چه کنم
....حال عجیبی دارم....
...خط بخ ... دیدن ادامه ›› خط
...فاصله ها
از تو دورم کردند....
...من
و
این شهر غریب
...من...
و
این حال غریب!!!
....کاش بودی....
ردی
خبری
پیغامی....
به کلافی مانم
میرود تا که سراید شعری
به کلافی
...سر
در
گم.....
قلمم باز شده همدم تنهایی من
بر سپیدی دل کاغذ ها
نعره ها میکشد
و
باز
.....
دلم
برای تو
تنگ شده است
اما
نمیدانم چکار کنم!
مثل پرنده ای لالم
که میخواهد آواز بخواند
و
نمیتواند....

"رسول یونان"

از: رسول یونان
نیلوفر ثانی و هیچ کس این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
طاقت بار فراق این همه ایامم نیست...
سعدی جااانان

از: ...
سوده صادقی و هیچ کس این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
آدما با رویاهاشون متولد میشن
با رویاهاشون میخندن
با رویاهاشون گریه میکنن
با رویاهاشون بزرگ میشن
و
با رویاهاشون زندگی میکنن
آدما وقتی زنده هستن شبیه یه شمع خشگل و پر نورن
اما وقتی مسافر وادی خاموشان میشن
یعنی فیتیله شون ته کشیده یا ی جایی ناغافل خاموش شدن
میدونی فک میکنم آدما هیچوقت نمیمیرن
فقط رویاهاشون گم میشه
و تلخ ترین لحظه
وقتیه که تنها رؤیای یه آدم
ندیدنِ دوباره طلوعِ خورشیده....
....
....

از: قاصدک....
مجتبی مهدی زاده، نیلوفر ثانی و هیچ کس این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
عدالتِ جهانِ من
خطِ تلخِ یک سکوت تا ابد بر لبانِ نیلگونِ دخترانگیست
من دخترم
ولی
قبلِ هر صفت که رقصِ انحنایِ سینه را
به ذهن نقش میزند
آدم م!
و انتخاب میکنم...
تنِ تمامِ شهر من
زیر آلت ِِ ناخدای بی عدالتی
ضجه میزند
و هیچکس....
سهمم از تمام لذتِ جهان
خفتنم به زیر دست و پای حشر و نشر هجوِِ ... دیدن ادامه ›› واژه نیست
دخترم
و انتخاب نه رسالتم شاد بودنست.
فقط بدان
شب
همیشه ماندنی نمیشود !
"سحر"
در امتداد نیلیِ سپهر
"ندا"یِ دخترانگیست...


.......
دیگر نمیخواهم کسی به من عادت کند
من به کسی عادت کنم.
یک روز باید جدا شد.
باید تنها ماند.
باید شکست.
اما
در این شکستگی تنها
فقط به تو فکر میکنم
من
از اعتیاد به تو خلاص نشدم
شاید خودم را پیدا کردم.
رمان "شب یک.شب دو" بهمن فرسی

از: بهمن فرسی
هر سلام سر آغاز دردناک یک خداحافظی ست
۲۱ مرداد ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
از خواب پا میشم ولی انگار
این خونه بعدِ تو یه زندونه
کابوسه این روزا بدونِ تو
بسه دیگه برگرد دیووونه

زل میزنم بازم به قابی که
از وقتی رفتی خالی رو میزه
جایی که عکسایِ دوتامون بود
خلوت ترین گوشه روی میزه

بازم مچاله میکنم با دست
رو بالشی های سفیدت رو
اشکایِ من آروم میگیرن
رو بالِشِت هر شب بدونِ تو

چشمامو میبندم شاید بازم
مهمونِ رویایِ شبم باشی
تنها همین یه خواهشو دارم
میشه دوباره شاعرم باشی؟
...
...
.....
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
چه کنم
که توان از من می‌گریزد
وقتی
نام کوچک او را
در حضور من
بر زبان می آورند

"آنا اخماتووا"

از: انا اخماتووا
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
همیشه فکر میکردم یه آدم از گرسنگی و تشنگی میمیره
ولی...
امروز به این رسیدم که هیچی نمیتونه یه آدم رو زنده زنده دفن کنه
نه گرسنگی
نه تشنگی
نه تنهایی
و نه حتی نداری...
اما دروغ و خیانت چرا
قشنگ متلاشی میکندش
....

از: ...
گوش هایت را میگیری
چشم هایت را میبندی
زبانت را گاز میگیری
اما
حریف افکارت نخواهی شد
و
چقدر
دردناک است
درد فهمیدن.

#هگل
یک روز می آیی که من
دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی
چشم انتظارت نیستم
...

از: افشین یداللهی
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دست هایم را به رؤیا می سپارم
دور از آغوش تو بی تاب و بیمارم
بی قرارِ بوسه ای شیرین زِ لبهایت
این شبِ دلتنگی ام را مست بیدارم
کِی؟کدامین واژه میفهمد صبوری را
راه دور و مرز های تلخِ دوری را
شب گرفته خانه ی چشم مرا اما
می فشارم پلک و در آغوش دوری را
عهد کردم ماهِ شیرینم صبوری را
نو بهار آمد بیا کم کن تو دوری را
...
....

نوبهار پر از عطر مجنون پر از ناز لیلی

از: قاصدک....
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دوری
اما نزدیک....
فاصله ها را جویده حضورت
نگاهت میکنم
جز تلخی سکوت
هیچی پیدایی نمیدهد
حس میکنم سالهاست در تهوع واژه ی دوست داشتنی سردرگمم...
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
*****
۱۹ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نه
هرگز شب را باور نکرده ام
چرا که در فراسوهای دهلیزش
به امید دریچه ای
دل بسته بودم...


#شاملوی جااااانان
خط به خط هر دفترم تسبیح توست
کاغذ بی خط و واژه مُحرم لبهای توست
درسکوتم هر نفس می خوانمت ای بهترین
غسل میگیرم به اشکی در سجودم نازنین
نام زیبایت نگارا مهر لبهایم شده
یک نگاهت نازنین تنها تمنایم شده
من شبم یک شب که تاریک است و تار
تو ولی نوری که میتابد بر این دنیای تار
....
......
عشق را بر صفحه پاییزی درختان
طلا کوب کردم
تا به زیر قدمهایت
دمادم عاشقانه بوسه زنند
۲۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
حس سرما دارم
هر چه خورشید به این پنجره ها میتابد
سرفه ات تیز تر از قبل
سینه را می پاید
کاج بیچاره دلش سرریز است
کودکی شوق دویدن دارد
دختر همسایه
سینی آش به دست
گربه را میپاید
رد انگشت تو گویی فریاد
کفتری میپرد از ترس و دلم میریزد
دانه ها پشت سرش میرقصند
حس سرما دارم
شال را دور تنم میپیچم
و ... دیدن ادامه ›› تو را
پشت نوری که گذر میکند از این گیلاس
سرد و تبدار و پر از بی حرفی میبینم
میدوی پنجره را باز کنی
کاسه ی آش زمین گیر شده
در دلم فحش به اجداد نر گربه ی بی رو دارم
کار او نیست ولی
مادری میدود و کودکیم میخندد
توپی کشکی و یک چادر و کشک...
پسری میخندد
دختری میجود از چادر کشک
کودکی پنهان است
"بعد یک عمر به لب خنده ی مستت دیدم"
میزند زنگ صدایت در گوش
دست های تو بغل کرده مرا؟
رعد را میشنوی؟
برق را میبینی؟
چشم های تو پر از باران است...
در دلت هم آیا
دلِ من مهمان است؟!
....
...........
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
آسمان مست به رویم خندید
از همان روز که دستان تو تن پوشم شد
گُر گرفتم گاهی
رو به چشمان تو
لبخند به رویم بنشست
بر تنت بوسه زدم
بر لبت غنچه نشست
در شب چشمانت
من به شوق و هوس بوسه به لبهای تو عریان شده ام
تو
جهانم هستی
من
به دیدار تو دعوت شده ام
....
........
خیلی خووووبه
مثل همیشه لطیف و پر از حس .
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
من به شوق و هوس بوسه به لبهای تو عریان شده ام...
۰۳ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
آدما درخت ها رو میکارن
بهش آب میدن
مراقبشن
اما درختارو واسه درخت بودنشون نمیخان!
آدما درخت ها رو واسه خودشون میخان...
هویت درختا توی نیازای آدما خلاصه میشه...
اگه ی روز یجا دیدی تنه ی یه درخت زخمی شده به هیشکی نگو
آخه آدما از همون جا زمینش میزنن !!!!!


از: ...