تیوال قاصدک | دیوار
S3 : 15:01:07
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
آدما درخت ها رو میکارن
بهش آب میدن
مراقبشن
اما درختارو واسه درخت بودنشون نمیخان!
آدما درخت ها رو واسه خودشون میخان...
هویت درختا توی نیازای آدما خلاصه میشه...
اگه ی روز یجا دیدی تنه ی یه درخت زخمی شده به هیشکی نگو
آخه آدما از همون جا زمینش میزنن !!!!!


از: ...
محمدرضا مدیری، امیررضا، جهان و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه یه روز تموم داراییت یه تکه نان بود
اگه واقعا سهمت از زندگی همون تکه نان بود و دیدی زیر دندونای یکی دیگه مزه مزه میشه به زور پس نگیرش نخواه که داشته باشیش چون دیگه سهم تو نیست فقط با خودت تکرار کن توی این دنیا چیزی نیست که ارزش جنگیدن داشته باشه

از: ...
...باور کردنی نبود، اما اتفاق افتاده بود. حالا من و تو با هم و بدون دیگران در این رستوران بودیم. وقتی گفتند سفارش شما 20 دقیقه دیگه آماده میشه، دو چیز توی چشمای هر دومون برق میزد، شادی داشتن 20 دقیقه وقت برای با هم بودن و اینکه ای کاش گفته بود 20 ساعت یا 20 سال ... دیدن ادامه » یا ...
از رستوران خارج شدیم در یک مسیر بسته دور رستوران شروع به راه رفتن کردیم. دست چپم را بغل کرده بودی و گونه ت رو به بازوم چسبونده بودی، ضربان قلبم ریتم هماهنگی با دل دل زدن شقیقه هام داشت، دست چپت توی دستم بود ، با هر دو دست محکم گرفته بودم، حسی عجیب و تکرار نشدنی ، انگار تمام دنیا همان دست تو بود و حالا در این دنیا دنبال ثانیه هایی از خوشبختی میگشتم، فارغ از گناه و خیر و شرش. هیچ حرفی نمیزدیم. حرفی برای گفتن نبود، چه باید میگفتیم؟ از آن همه سال انتظار و حسرت و صبوری پذیرش تقدیر؟ از آینده ای که وجود نداشت و 20 دقیقه بعد یا حداکثر نیم ساعت بعد همه چیز قرار بود مثل قبل باشد و دوباره چشمها تنها پیامبران معصوم بین ما باشن؟
تنها چیزی که گفته شد ، تو گفتی. گفتی، کاش میشد تا آخر عمر همینطور قدم میزدیم و میچرخیدیم و میچرخیدیم، جهان حواسش به ما نبود و ما میچرخیدیم و دورمون همه چیز تغییر میکرد و ما میچرخیدیم و هی پیرتر میشدیم و هی میچرخیدیم و ....
تخیلی که بعد این همه سال هنوز هم بهش فکر میکنم و فکر میکنم خدا کند که رستاخیزی وجود داشته باشد تا تمام عقل های جهان تقاص تمام دلهای جهان را بدهند.
۵ روز پیش، جمعه
ممنون از لطفتون
این ترانه موهاتو از یه مجموعه س ؟ چاپ شده س؟
خیلی حسش رو دوس دارم ، دلمو برد
۴ روز پیش، شنبه
این ترانه رو جناب بامداد قبلا توی تیوال به اشتراک گذاشته بودن
۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلی که میشکند سخت بارانیست...

از: س
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسیح می آید
می دانم
صدای قدم هایش را شنیده ام
پنجره را که باز کردم
گنجشک ها
از شوق
بر شاخه های پیر درخت محله مان
بوسه میزدند
درخت
مهربان و آرام
در رنگ های پیرهنش لبخند میزد
نسیم
گیسوات لخت و سپید پرده را بوسه میداد
و عطر یاس
بر شوق دلم. بوسه ای کودکانه...
پلک ... دیدن ادامه » باز کردم
مسیح بر سرانگشتانم میرقصید...


سال نو میلادی مبارک***
جهان، پیرزاد، هیچ کس و بابک این را امتیاز داده‌اند
آفرین
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توی بارونه که باید
بشم درگیر اون چشمات
بگیرم توی آغوشت
بشم مست تب لبهات

بخندی مست توی چشمام
بگیری بوسه از لبهام
بشم اسیر آغوشت
بشه شیرین بازم دنیام

تو باید باشی و بارون
بشم لیلی بشی مجنون
بشیم باز خیس بارونو
بشی چترم بشم حیرون

توی ... دیدن ادامه » بارون تو لیلایی
منم مجنون و رویایی
تموم شهر خوابیدن
من و تو شعر و شیدایی


.......
......
.....
.....
قاصدک جان همونطور که قبلن هم گفتم به شدت اصرار دارم که روی ترانه گفتن تمرکز کنی و وقتت رو بیشتر براش بذاری .
معتقدم کاملن میتونی توی بازارِ موزیکِ پاپ به چشم بیای و گنده شی . به شرطی که یه سری ایرادهای کوچولو که داری رو برطرف کنی .. که اینم با گوش دادن و ... دیدن ادامه » خوندنِ ترانه ها و نوشتنِ روزانه براحتی برات ممکنه . چون کاملن ریتم و کلمه و رقص توو خونته ..
به نظرم چند وقتی بیخیالِ شعر گفتن شو و وقتت رو بذار فقط روو ترانه ، باور کن جواب میگیری ازش
۰۸ دی
ممنونم بامداد عزیز بابت توضیحات خیلی خوب و انرژی فوق العاده ای ک توی نوشته هاتون هست دوست بی نظیر :)
فک میکنم ی ایراد خیلی اساسی دیگه هم توی نوشتن ترانه دارم اینکه خیلی عجولم و زمان برای ویرایش نمیذارم اینجوری چیزی ک نوشتم میشه شبیه ی نقاشی ک از شدت ذوق ... دیدن ادامه » یهویی یادم بره خطوط اولیه روی طرحمو پاک کنم و بجای ی طرح خوشگل ی حجم از خطوط سردرگم میشه :))))
ولی سعی میکنم بیشتر با ترانه هام دوست بشم...
۰۹ دی
سلامت باشی :)
نه خب این طبیعیه که گاهی احساس میکنی نباید حس اولیه ت رو ویرایش کنی یا دستکاری کنی از ترس اینکه مبادا مصنوعی بشه و ...
این نگرانیها واقعن طبیعیه .. اما خب اگر هر روز تلاش کنی حداقل یه دونه ترانه بگی ؛ خود به خود اینجور احساسات گراییها دست از ... دیدن ادامه » سرت برمیدارن .
میدونی ؟ مهم اینه که کارت در ترانه خیلی خیلی خوبه ، پس میشه نگرانیها رو بیخیال شد .
بهت قول میدم اگر هر روز یکی دوتا ترانه بگی ؛ کمتر از شش ماه دیگه یا کتاب ترانه ت رو میتونی چاپ کنی یا خواننده های زیادی سراغت خواهند اومد و ازت ترانه خواهند خواست
فقط بشین پاش و ولش نکن جان من :))
۰۹ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سرزمینم را جسته ام
در آخرین مرز های بوسیدنت
وجب به وجب
آغشته به عطر تن تو
گنگ و بی تاب
نفس میکشم
پلک میزنم
نفس میکشم
خنده میکنم
نفس میکشم
مست میشوم
در جغرافیای هم آغوشیت....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خورشید
خم میشود
در بی تفاوتی کاج ها....
به به قاصدک جان ... کیف کردم
۰۲ دی
عالی
۱۰ دی
مرسی از نگاهت دوست نازنینم*
۱۱ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلهای ما
که به هم نزدیک باشد
دیگر
چه فرقی میکند
کجای این جهان باشی...
دور باش.....
.....اما.....
....نزدیک....
من
از نزدیک بودن های دور میترسم.....



#شاملوی جانان
ممنون از انتخابت قاصدک عزیز
۳۰ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو
آرامشم بودی
و
بعدِ تو...
جهان
بعدِ تو
دیگر آرام نیست...
سوده صادقی، امیرمسعود فدائی، Mary.57 و هیچ کس این را امتیاز داده‌اند
بعد از چهار ماه و پنج روز دارم نفس عمیق می‌کشم و میگم جهان بعد از تو به یک آرامش نسبی رسیده...
۲۰ آذر
می‌دونم فیکه!! اون نمی‌خواد!! کاری نمی‌تونم بکنم جز گول زدن خودم...
۲۲ آذر
باید قواره خواستن آدمت شوی
گاهی بزرگ و گهی خرد و مختصر
خوشبخت آن کسیست که در اندازه خودش
اندازه دل صاحبنظر شود
۲۲ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نه سرد بود
نه گرم
سکوت بود
در بلاتکلیفی دستانِ تو
.....
امان از سکوت...
۲۶ آذر
سکوت بود...
۲ روز پیش، دوشنبه
بعضی از سکوت ها از هزار فریاد بلندتر هستند و حرفهای زیادی دارن، خوشبحال کسانی که از روی سکوت دیگران عمق حرفش رو بشنون.
۱۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بغلم کن که هوا سرد تر از این نشود
زندگی خوب شود
باد خبر چین نشود
بی هوا بوسه بزن
عشق دوچندان بشود
بوسه آنگاه قشنگ است
که تمرین نشود
....
.....
#محمدرضا میرزاده
دوباره دخترِ پاییز
پریشون کرده دنیارو
پوشونده زردی و تلخی
تنِ خشکِ درختارو

ببین نارنج و خرمالو
سرِ ذوقم نمیاره
بدونِ شالِ نارنجیت
هوای خونه تب داره

تورو کم دارم و نیستی
مث آذر که بارونو
کدوم نفرین جدامون کرد
من و تو ابرو بارونو

....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم باران
دلم تردیدِ بیوقفه
نگاهم چتر
چترم بسته در بغضی فروخورده
به لب حرفی
به دل آهی
سوالی مانده انگشتانِ هر دستم...

دلم باران
دلم تردیدِ بی وقفه
نگاهم چتر
چترم خیس و در بسته،

سکوتم بغض
بغضم هیس
فرو رفته
به ... دیدن ادامه » لب حرفی
به دل آهی،

سوالی مانده
از انگشت هر دستم
کجا رفته؟
که من کیستم؟

که شاید
باز
با باران سال سرد
کنار ابر،

دلش در شب
دلش در روز
کمی آغوش،
باز خواهد گشت.
۰۴ آذر
عجب حس خوبی داشت جناب مهدی زاده
ممنونم...
۰۵ آذر
بسیار زیبا
۰۵ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این مه که دور درختان راه میرود
این مه میداند
که چقدر دوستت دارم
این مه
که منم
و
دور از تو
تاب تنم را ندارم
...
#شمس لنگرودی
چقدر زیباست
کسی را دوست بداریم
نه از روی نیاز
نه از روی اجبار
و نه از روی تنهایی
فقط
برای اینکه ارزشش را دارد...

#فروغ فرخزاد
داری خرابش میکنی
هرچی که بود میونمون
به جای عشق و معرفت
دشمنیه میونمون

شدیم دوتا چریکی و
خونه شده میدون جنگ
فحش میدیم به همدیگه
نوازشامون مشت و چنگ

قرار نبود غریبه شیم
دوستیمون از هم بپاشه
پاییز به این آسونیا
نفرت و رومون بپاشه

شدی ... دیدن ادامه » برام غریبه ای
که جای عشقمو گرفت
خودت بگو چیشد یهو
توی دلت جامو گرفت

بهم میگی گناهمه
نمیخای اینجا بمونم
باشه ولی عزیز من
یکاری کن تا بتونم


یه حرفی مونده تو دلم
مث یه بغضه تو صدام
نمیتونم چیزی بگم
من از خدامون چی بخام








محمد لهاک، نیلوفر ثانی، مجتبی مهدی زاده، Mary.57 و هیچ کس این را امتیاز داده‌اند
چه خوب بود
به نظرتون بهتر نیست اولش به جای خرابه ، بگین : خرابش
۱۵ آبان
ممنونم بامداد عزیز :)
دنبال ی کلمه خوب بودم اتفاقا
مررررسییییی
۱۵ آبان
:)
پارت دومش رو خیلی دوس دارم . خیلی شیک و تمیزه . ضمن اینکه شکستِ وزنی در " فحش میدیم به همدیگه " کلن اون پارت رو خوندنی و خواستنی کرده
۱۶ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینجا
سیاه
یا که سفید
فرقی نمیکند
وقتی
سکوت
ناگزیر
رویِ لبت قیلوله میکند....



۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بس کن
غسلم نداده اند
که تو
هوس بوسه هایت را
بر پیکرم نقش کنی
من
تشنه ی لمسِ خورشیدم
باران....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضی ها
تکرار نمیشوند
پس
کسی را که دوست داری
همیشه کنار خودت نگه دار
مراقبش باش

#گابریل مارکز
البته یه کم با آقای مارکز جان مخالفم .

معشوق مثل ماهی میمونه ، سفت که بگیریش لیز میخوره ، در میره :)
معتقدم باید به هم فضا داد ، باید معشوق وقتی با منه ، احساس آزادی و رهاییِ بیشتری کنه . نه اینکه حس کنه حبس شده ..
گاهی ماها با علاقه ی زیادمون ، معشوقمون رو از عشق دلزده میکنیم . خسته ش میکنیم ، خفه ش میکنیم .

به قول شاملوی جان در بازسراییِ مارگوت بیکلِ مهربون :
اگر می‌ خواهی نگهم داری دوست من ؛ از دستم می‌ دهی
اگر می‌ خواهی همراهیم کنی دوست من ؛ تا انسان آزادی باشم
میان ... دیدن ادامه » ما همبستگی‌ یی از آن‌گونه می‌ روید
که زندگی ما هر دو تن را
غرقه در شکوفه می‌ کند :)

۱۴ مهر
نگاهتونو قبول دارم بامداد جان اما یجورایی حس میکنم درکنار این رهایی و حس آزادی که به معشوق میدی باید ازش ی حس حمایت عاطفی هم دریافت کنی
یجورایی هم حس میکنم نگاه مارکز به قول خودمون هوا داشتنه که اگه هوایی شد باور کنه به وجود داشتن
نمیدونم شایدم نگاه ... دیدن ادامه » من اینه :)
ممنون بابت نوشته ی زیبای شاملوی جانان
۱۵ مهر
سلامت باشید :)
بهرحال میشه به یک موضوعِ واحد نگاه های مختلف یا حتا متضاد داشت و این خیلی هم خوبه .. اصلن قشنگی زندگی به همین امکانِ پرسپکتیویستی در مواجهه با پدیدارهاست .
درود بر شما
۱۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سرِ قولم هستم
و به افسونگریِ فاصله ها میخندم
شاید این لبخندم
غمِ انبوه
و
تبِ فاصله را
کم بِکُند...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید