تیوال قاصدک | دیوار
S3 : 22:54:24
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
همیشه فکر میکردم یه آدم از گرسنگی و تشنگی میمیره
ولی...
امروز به این رسیدم که هیچی نمیتونه یه آدم رو زنده زنده دفن کنه
نه گرسنگی
نه تشنگی
نه تنهایی
و نه حتی نداری...
اما دروغ و خیانت چرا
قشنگ متلاشی میکندش
....

از: ...
در میان آسمان
با ابر من صبر می کنم
قصه های کهنه را
آسان از بر می کنم

داستان بی کسی
سر رشته اش طولانی است
چشم های یک نفر
در شهر ما،طوفانی است

من ... دیدن ادامه » که ام؟
یک عابر بی ساز و سوز و سیم و زر
وای انگار شهر من
در چهره اش ویرانی است.

‎#مجتبی

۱۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گوش هایت را میگیری
چشم هایت را میبندی
زبانت را گاز میگیری
اما
حریف افکارت نخواهی شد
و
چقدر
دردناک است
درد فهمیدن.

#هگل
یک روز می آیی که من
دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی
چشم انتظارت نیستم
...

از: افشین یداللهی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دست هایم را به رؤیا می سپارم
دور از آغوش تو بی تاب و بیمارم
بی قرارِ بوسه ای شیرین زِ لبهایت
این شبِ دلتنگی ام را مست بیدارم
کِی؟کدامین واژه میفهمد صبوری را
راه دور و مرز های تلخِ دوری را
شب گرفته خانه ی چشم مرا اما
می فشارم پلک و در آغوش دوری را
عهد کردم ماهِ شیرینم صبوری را
نو بهار آمد بیا کم کن تو دوری را
...
....

نوبهار پر از عطر مجنون پر از ناز لیلی

از: قاصدک....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوری
اما نزدیک....
فاصله ها را جویده حضورت
نگاهت میکنم
جز تلخی سکوت
هیچی پیدایی نمیدهد
حس میکنم سالهاست در تهوع واژه ی دوست داشتنی سردرگمم...
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
*****
۱۹ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نه
هرگز شب را باور نکرده ام
چرا که در فراسوهای دهلیزش
به امید دریچه ای
دل بسته بودم...


#شاملوی جااااانان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خط به خط هر دفترم تسبیح توست
کاغذ بی خط و واژه مُحرم لبهای توست
درسکوتم هر نفس می خوانمت ای بهترین
غسل میگیرم به اشکی در سجودم نازنین
نام زیبایت نگارا مهر لبهایم شده
یک نگاهت نازنین تنها تمنایم شده
من شبم یک شب که تاریک است و تار
تو ولی نوری که میتابد بر این دنیای تار
....
......
عشق را بر صفحه پاییزی درختان
طلا کوب کردم
تا به زیر قدمهایت
دمادم عاشقانه بوسه زنند
۲۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حس سرما دارم
هر چه خورشید به این پنجره ها میتابد
سرفه ات تیز تر از قبل
سینه را می پاید
کاج بیچاره دلش سرریز است
کودکی شوق دویدن دارد
دختر همسایه
سینی آش به دست
گربه را میپاید
رد انگشت تو گویی فریاد
کفتری میپرد از ترس و دلم میریزد
دانه ها پشت سرش میرقصند
حس سرما دارم
شال را دور تنم میپیچم
و تو را
پشت ... دیدن ادامه » نوری که گذر میکند از این گیلاس
سرد و تبدار و پر از بی حرفی میبینم
میدوی پنجره را باز کنی
کاسه ی آش زمین گیر شده
در دلم فحش به اجداد نر گربه ی بی رو دارم
کار او نیست ولی
مادری میدود و کودکیم میخندد
توپی کشکی و یک چادر و کشک...
پسری میخندد
دختری میجود از چادر کشک
کودکی پنهان است
"بعد یک عمر به لب خنده ی مستت دیدم"
میزند زنگ صدایت در گوش
دست های تو بغل کرده مرا؟
رعد را میشنوی؟
برق را میبینی؟
چشم های تو پر از باران است...
در دلت هم آیا
دلِ من مهمان است؟!
....
...........
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آسمان مست به رویم خندید
از همان روز که دستان تو تن پوشم شد
گُر گرفتم گاهی
رو به چشمان تو
لبخند به رویم بنشست
بر تنت بوسه زدم
بر لبت غنچه نشست
در شب چشمانت
من به شوق و هوس بوسه به لبهای تو عریان شده ام
تو
جهانم هستی
من
به دیدار تو دعوت شده ام
....
........
خیلی خووووبه
مثل همیشه لطیف و پر از حس .
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
من به شوق و هوس بوسه به لبهای تو عریان شده ام...
۰۳ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدما درخت ها رو میکارن
بهش آب میدن
مراقبشن
اما درختارو واسه درخت بودنشون نمیخان!
آدما درخت ها رو واسه خودشون میخان...
هویت درختا توی نیازای آدما خلاصه میشه...
اگه ی روز یجا دیدی تنه ی یه درخت زخمی شده به هیشکی نگو
آخه آدما از همون جا زمینش میزنن !!!!!


از: ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه یه روز تموم داراییت یه تکه نان بود
اگه واقعا سهمت از زندگی همون تکه نان بود و دیدی زیر دندونای یکی دیگه مزه مزه میشه به زور پس نگیرش نخواه که داشته باشیش چون دیگه سهم تو نیست فقط با خودت تکرار کن توی این دنیا چیزی نیست که ارزش جنگیدن داشته باشه

از: ...
...باور کردنی نبود، اما اتفاق افتاده بود. حالا من و تو با هم و بدون دیگران در این رستوران بودیم. وقتی گفتند سفارش شما 20 دقیقه دیگه آماده میشه، دو چیز توی چشمای هر دومون برق میزد، شادی داشتن 20 دقیقه وقت برای با هم بودن و اینکه ای کاش گفته بود 20 ساعت یا 20 سال ... دیدن ادامه » یا ...
از رستوران خارج شدیم در یک مسیر بسته دور رستوران شروع به راه رفتن کردیم. دست چپم را بغل کرده بودی و گونه ت رو به بازوم چسبونده بودی، ضربان قلبم ریتم هماهنگی با دل دل زدن شقیقه هام داشت، دست چپت توی دستم بود ، با هر دو دست محکم گرفته بودم، حسی عجیب و تکرار نشدنی ، انگار تمام دنیا همان دست تو بود و حالا در این دنیا دنبال ثانیه هایی از خوشبختی میگشتم، فارغ از گناه و خیر و شرش. هیچ حرفی نمیزدیم. حرفی برای گفتن نبود، چه باید میگفتیم؟ از آن همه سال انتظار و حسرت و صبوری پذیرش تقدیر؟ از آینده ای که وجود نداشت و 20 دقیقه بعد یا حداکثر نیم ساعت بعد همه چیز قرار بود مثل قبل باشد و دوباره چشمها تنها پیامبران معصوم بین ما باشن؟
تنها چیزی که گفته شد ، تو گفتی. گفتی، کاش میشد تا آخر عمر همینطور قدم میزدیم و میچرخیدیم و میچرخیدیم، جهان حواسش به ما نبود و ما میچرخیدیم و دورمون همه چیز تغییر میکرد و ما میچرخیدیم و هی پیرتر میشدیم و هی میچرخیدیم و ....
تخیلی که بعد این همه سال هنوز هم بهش فکر میکنم و فکر میکنم خدا کند که رستاخیزی وجود داشته باشد تا تمام عقل های جهان تقاص تمام دلهای جهان را بدهند.
۲۸ دی ۱۳۹۷
ممنون از لطفتون
این ترانه موهاتو از یه مجموعه س ؟ چاپ شده س؟
خیلی حسش رو دوس دارم ، دلمو برد
۲۹ دی ۱۳۹۷
این ترانه رو جناب بامداد قبلا توی تیوال به اشتراک گذاشته بودن
۲۹ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلی که میشکند سخت بارانیست...

از: س
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسیح می آید
می دانم
صدای قدم هایش را شنیده ام
پنجره را که باز کردم
گنجشک ها
از شوق
بر شاخه های پیر درخت محله مان
بوسه میزدند
درخت
مهربان و آرام
در رنگ های پیرهنش لبخند میزد
نسیم
گیسوات لخت و سپید پرده را بوسه میداد
و عطر یاس
بر شوق دلم. بوسه ای کودکانه...
پلک ... دیدن ادامه » باز کردم
مسیح بر سرانگشتانم میرقصید...


سال نو میلادی مبارک***
جهان، پیرزاد، هیچ کس، بابک و سوده صادقی این را امتیاز داده‌اند
آفرین
۰۱ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توی بارونه که باید
بشم درگیر اون چشمات
بگیرم توی آغوشت
بشم مست تب لبهات

بخندی مست توی چشمام
بگیری بوسه از لبهام
بشم اسیر آغوشت
بشه شیرین بازم دنیام

تو باید باشی و بارون
بشم لیلی بشی مجنون
بشیم باز خیس بارونو
بشی چترم بشم حیرون

توی ... دیدن ادامه » بارون تو لیلایی
منم مجنون و رویایی
تموم شهر خوابیدن
من و تو شعر و شیدایی


.......
......
.....
.....
قاصدک جان همونطور که قبلن هم گفتم به شدت اصرار دارم که روی ترانه گفتن تمرکز کنی و وقتت رو بیشتر براش بذاری .
معتقدم کاملن میتونی توی بازارِ موزیکِ پاپ به چشم بیای و گنده شی . به شرطی که یه سری ایرادهای کوچولو که داری رو برطرف کنی .. که اینم با گوش دادن و ... دیدن ادامه » خوندنِ ترانه ها و نوشتنِ روزانه براحتی برات ممکنه . چون کاملن ریتم و کلمه و رقص توو خونته ..
به نظرم چند وقتی بیخیالِ شعر گفتن شو و وقتت رو بذار فقط روو ترانه ، باور کن جواب میگیری ازش
۰۸ دی ۱۳۹۷
ممنونم بامداد عزیز بابت توضیحات خیلی خوب و انرژی فوق العاده ای ک توی نوشته هاتون هست دوست بی نظیر :)
فک میکنم ی ایراد خیلی اساسی دیگه هم توی نوشتن ترانه دارم اینکه خیلی عجولم و زمان برای ویرایش نمیذارم اینجوری چیزی ک نوشتم میشه شبیه ی نقاشی ک از شدت ذوق ... دیدن ادامه » یهویی یادم بره خطوط اولیه روی طرحمو پاک کنم و بجای ی طرح خوشگل ی حجم از خطوط سردرگم میشه :))))
ولی سعی میکنم بیشتر با ترانه هام دوست بشم...
۰۹ دی ۱۳۹۷
سلامت باشی :)
نه خب این طبیعیه که گاهی احساس میکنی نباید حس اولیه ت رو ویرایش کنی یا دستکاری کنی از ترس اینکه مبادا مصنوعی بشه و ...
این نگرانیها واقعن طبیعیه .. اما خب اگر هر روز تلاش کنی حداقل یه دونه ترانه بگی ؛ خود به خود اینجور احساسات گراییها دست از ... دیدن ادامه » سرت برمیدارن .
میدونی ؟ مهم اینه که کارت در ترانه خیلی خیلی خوبه ، پس میشه نگرانیها رو بیخیال شد .
بهت قول میدم اگر هر روز یکی دوتا ترانه بگی ؛ کمتر از شش ماه دیگه یا کتاب ترانه ت رو میتونی چاپ کنی یا خواننده های زیادی سراغت خواهند اومد و ازت ترانه خواهند خواست
فقط بشین پاش و ولش نکن جان من :))
۰۹ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سرزمینم را جسته ام
در آخرین مرز های بوسیدنت
وجب به وجب
آغشته به عطر تن تو
گنگ و بی تاب
نفس میکشم
پلک میزنم
نفس میکشم
خنده میکنم
نفس میکشم
مست میشوم
در جغرافیای هم آغوشیت....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خورشید
خم میشود
در بی تفاوتی کاج ها....
به به قاصدک جان ... کیف کردم
۰۲ دی ۱۳۹۷
عالی
۱۰ دی ۱۳۹۷
مرسی از نگاهت دوست نازنینم*
۱۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلهای ما
که به هم نزدیک باشد
دیگر
چه فرقی میکند
کجای این جهان باشی...
دور باش.....
.....اما.....
....نزدیک....
من
از نزدیک بودن های دور میترسم.....



#شاملوی جانان
ممنون از انتخابت قاصدک عزیز
۳۰ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو
آرامشم بودی
و
بعدِ تو...
جهان
بعدِ تو
دیگر آرام نیست...
سوده صادقی، امیرمسعود فدائی، Mary.57 و هیچ کس این را امتیاز داده‌اند
بعد از چهار ماه و پنج روز دارم نفس عمیق می‌کشم و میگم جهان بعد از تو به یک آرامش نسبی رسیده...
۲۰ آذر ۱۳۹۷
می‌دونم فیکه!! اون نمی‌خواد!! کاری نمی‌تونم بکنم جز گول زدن خودم...
۲۲ آذر ۱۳۹۷
باید قواره خواستن آدمت شوی
گاهی بزرگ و گهی خرد و مختصر
خوشبخت آن کسیست که در اندازه خودش
اندازه دل صاحبنظر شود
۲۲ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نه سرد بود
نه گرم
سکوت بود
در بلاتکلیفی دستانِ تو
.....
امان از سکوت...
۲۶ آذر ۱۳۹۷
سکوت بود...
۰۱ بهمن ۱۳۹۷
بعضی از سکوت ها از هزار فریاد بلندتر هستند و حرفهای زیادی دارن، خوشبحال کسانی که از روی سکوت دیگران عمق حرفش رو بشنون.
۰۲ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بغلم کن که هوا سرد تر از این نشود
زندگی خوب شود
باد خبر چین نشود
بی هوا بوسه بزن
عشق دوچندان بشود
بوسه آنگاه قشنگ است
که تمرین نشود
....
.....
#محمدرضا میرزاده