تیوال سعید حمیدیان | دیوار
S2 : 18:20:36
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مارسیا: من تا عمر دارم توماس از خاطرم نمیره.
ژ
راکویل: شاید ..اما تو جوونی و جوون احتاج به نشاط داره ..جوونا نمیتونند با گریه زندگی کنند..یه روز یه مرد دیگه ای رو پیدا میکنی ودوباره ازدواج میکنی .بچه ها تو خونه دور و ورتو میگیرن و خوشبختی رو پیدا میکنی.
ژ ...............................................................................................................
کاپیتان اندرس : این مقدس ترین یادگاری دنیاست.یادگار مادر خدا بیامرزمه.وقتی از دنیا رفت من همش ده سال داشتم کنج خیابونا گدایی میکرد (بده در راه خدا).....حیوونکی از بی غذایی مرد موقعی که منه گردن شیکسته تو هلفدونی بودم ......پنج سال زندون به خاطر پنج تا پرتغال که دزدیده بودم ......لابد قاضی ناکس شوخیش گرفته بود هر یه سال واسه یه پرتغال ....چه خنده ای میکرد ناکس...قاه قاه میخندید..............................همین ... دیدن ادامه » دو ماه پیش کشتمش ....دارش زدم...به تیر برق...جلوی خونش....اونوقت من خندیدم .........قاه قاه بهش نگاه میکردم و میخندیدم.
........................................................................................................................
کله تو :نه سینیورا....من جز کاپیتان هیچ کس دیگه ای رو تو دنیا ندارم
راکویل :اما اخه کاپیتان هم خودش یه سربازه..... اگه کشته بشه تو چیکار میکنی..
کله تو :خیلی ساده ست سینیورا ........................اون وفت منم باید کشته بشم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرزاد، بابا صد بار نگفتم جلوی خواهرت اینطوری حرف نزن.
وقتی که من دارم حرف میزنم اینقدر منو نلرزون.
مامان من چطوری به دنیا اومدم؟
ببین من چوبای غذاخوری اوشین رو دارم. اگه این کارو بکنی هر دوتاشو بهت میدم.
بابا میشه یه بستنی دوقلو هم برا من بخری؟
همه چی میخرم. پفک و چسک و.....
بابا یکی به من یه لول بده.
سلام. همه انگار اینجایید. اینجا امنه؟؟؟؟!!!!!!!!!!
طراحی صحنه جذاب. بازیهای درست و روان. خسته نباشی به این گروه خوب و تمام عواملی که برای شکل‌گیری این نمایش زحمت کشیدند.
خیلی خیلی ممنونم سعید جان.
۲۲ شهریور ۱۳۹۴
ممنون از انرژی مثبتی که به بچه ها می دید. متشکرم سعید جان
۲۲ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط همین طوری میخای باستی و ور و ور دیالوگ بگی .تو بازیگری باید خلاقیت نشون بدی .این فضا الان سرده . باید چیکار کرد؟...............................در حال شنا رفتن دیالوگ بگو.
.
اون موقع تو سردت نیست؟
من لباس گرم پوشیدم.
غروب افتاب بوده و تو کاری نکردی؟
.
.
اشی........اشو........اشی......اشو......اشی....اشو....اشی..اشو..اشی.اشو.اشی اشو اشی اشو ....درست نیست.با کلام من هم ریتم شو.
بازیهای روان و طبیعی.طراحی صحنه جذاب .میزانسن های خاص.تسلط بر روی لهجه وداشتن تیکه کلامهای متفاوت و بسیار طنز از سمت هر بازیگر.با تشکر از تمام عوامل و بازیگران وخسته نباشید به این گروه خوب.
سلام عزیزم. دلم برات تنگ شده بود؛ خیلی…
امروز روزِخوبیه. امروز خیلی‌روزِخوبیه. آخه دیگه‌دعوانمی‌کنیم… قراره دیگه هیچ‌وقت دعوانکنیم.
امروز جشن سالگرد ازدواج‌ِ من و توئه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش دوست داشتنی بود ولی شاید به غیر از دیالو گهای نمایشنامه با بازی بازیگران نیز می شد لحظه های طنز را در نمایشنامه پر انرژی تر ببینیم ودر عین جدیت فضای نمایشنامه قلقلک بیشتری را به مخاطب القا کنند ولی در کل تشکر میکنم ازکارگردان و تک تک بازیگران این نمایش مخصوصا کاراکتر دزد که بازی درونی زیبایی را از خود به نمایش گذاشت.
farhad riazi و مینا صفار این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جیمز:(خطاب به لورا)به نظر من خجالت چیزی هست که اروم اروم باید بزاریش کنار.همه مردم مشکلات دارند ولی ناامید نیستند.
تام :(خطاب به آماندا) من وارد یک باند قاچاق شدم.مواد توزیع میکنیم. از هرنوعی که فکرش رو بکنی.من دوتا شغل دارم. روزها یک کارگرم، شبها یک حرومزاده عوضی.تازه گیها هم یک محموله گم کردم همه دنبالم هستند.بعد یک بمب میگذارند اینجا، هممون میریم رو هوا.تو هم میری رو هوا زنتیکه غرغروی کثافت.
آماندا: (خطاب به تام) تو به خاطر مامان یک کاری میکنی. یک شونه به اون موهات بزن.کاش حداقل این یک چیز رو ازباباش به ارث میبرد................................................ الان من چیزی گفتم تو بلندشدی سیگار بکشی. ببین چطوری آینده خودتو خراب کردی. اگر جای پول دادن برای سیگار یک کلاس حسابداری میرفتی الان اوضاع احوالمون بهتر بود.
عرفان والوبیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن این نمایش را به دوستان تیاتری پیشنهاد میکنم چون این نمایش سرشار از انرژی فوق اعاده از طرف هر بازیگر وموارد اموزشی بسیار زیاد می باشد.تشکر میکنم از بازیگران بسیار خوب این نمایش که هرکدام کاراکترهای به خصوص ومنحصر به فرد دارندوهمچنین کارگردان این اثر که نوانسته این نمایشنامه جذاب و زیبا را به بهترین شکل ممکن بر روی صحنه بیاورد.
سعید عزیز ممنون از شما و محبتت مهربان
۱۱ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی که هردقیقه ان سرشار از شادی وخنده هست .عرض خسته نباشی خدمت اقای انصافی وگروه عزیزشان که در این نمایش فوق العاده پر انرژی وخوب ظاهر شدند.منتظر کارهای بعدی شما هستم.
محمد صالح اعلاء "جان" است.
تا به حال نشده بود که به خاطر حضور هنرمندیبه رفتن یا نرفتن فکر کنم و همیشه هم انتقاد داشتم نسبت به این کار به عنوان جنبه تبلیغاتی و همچنین نسبت به کسایی که میرن یه نمایش رو ببینن به خاظر حضر فلان هنرمند!!
الان هم انتقاد دارم ... دیدن ادامه » اما امکان داره به خاطر این نازنین بیام...

پ.ن: حرف "به" در جمله هایی که نوشتم زیاد شد!.
۲۰ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سعید حمیدیان
درباره نمایش اسید i
این نمایش جا برای بهتر در امدن و بازی کردن داشت ومی توانست بهترین میزان سنها را بسازد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید