تیوال Tabassom | دیوار
S3 : 22:43:18
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
"ایستاده در غبار خارج از تندباد کلیشه"
ایستاده در غبار را در سالن فردوس موزه سینما دیدم . ویژگیهای بارزی در این فیلم دیدم که مایلم بارها و بارها آنرا در سینما ببینم که به اختصار به آنها اشاره میکنم: یکم.زاویه ی دیدی که دوربین به مخاطب میدهد زاویه ایست کمتر تجربه شده در سینمای ایران،زاویه ای که به خصوص در سکانسهای سخنرانی یا جلسات حس سرک کشیدن به داستان حاج احمد متوسلیان را القا میکرد و این حس،حساسیت لحظاتی را که احمد متوسلیان با آن دست و پنجه نرم میکرده را بیشتر به مخاطب میفهماند. دوم.باورپذیری ویژگی است که کمتر در فیلمهای قهرمان محور میبینیم. این فیلم کاملا باورپذیر و به دور از هرگونه اغراق و بزرگنمایی بود.حاج احمد متوسلیان در این فیلم فردی با ایمان،کاریزماتیک، انسان دوست و مدیر ترسیم شده که در عین حال اشتباهات و نکات ضعف خاص خود را نیز ... دیدن ادامه » دارد. سوم.اتالوناژ و تصحیح رنگ فیلم آنقدر متناسب و عالی است که گویی همه ی تصاویر همان هایی است که مستندسازان جنگ در همان بحبوحه ضبط کرده اند. چهارم.روایت کردن داستان حاج احمد متوسلیان به صورت مستند-سینمایی ریسک بزرگی است که با توجه به مهارت کارگردان و نیز مونتاژ قوی به هیچ عنوان نه تنها خسته کننده نمیشود بلکه مخاطب را تشنه تر نیز میکند،تشنه ی رسیدن به فرجام کاراکتر. پنجم.از آنجایی که سکانس های سخنرانی و تماس های بیسیم صدای اصلی حاج احمد متوسلیان را میشنیدیم،تطابق حرکات لبها با صدای ایشان کار دشواری بود که خوشبختانه با هماهنگی درست میان کارگردان و بازیگر بدون کوچکترین نقص اجرا شد. ششم. موسیقی فیلم معرکه بود تا جایی که عدم حضور تقریبی دیالوگ را پوشش داده و حتی در برخی سکانسها رساتر از هر دیالوگی ایفای نقش کرده و تاثیری شگرف بر مخاطب خود گذاشته است.
ایستاده در غبار نقاشی محمدحسین مهدویان بود بر پرده ی نقره ای.از این پس نام احمد متوسلیان برایم طنین دیگری خواهد داشت،طنینی از جنس مردانگی.
تیر/1395
تبسم طلایی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری جان پس چرا امکان خریداری بلیط وجود نداره؟
شاهین نامی این را خواند
به آگاهی می‌رساند امکان خرید بلیت این نمایش با کمی تاخیر آغاز می‌شود. منتظر اعلام زمان از سوی گروه محترم اجرایی هستیم.
۱۳ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Tetina Tala
درباره فیلم شکاف i
"شکافی به عمق خودخواهی"
شکاف را دیدم.تجربه ی دوم کارگردانی جوان و خوش ذوق.نکات مثبت و نیز نکاتی که شاید با توجه بیشتر قوت و قدرت اثر را افزایش میدادند را به اختصار مرر میکنم.یکم.آغاز فیلم را به شدت پسنیدم.آغازی که ابتدا مخاطب را با یک تیتراژ نیمه تمام مواجه میکند سپس یک برش آغازین از داستان را به مخاطب میچشاند و درست در نقطه ای که مخاطب میرود که آرام آرام وارد ماجرا و پیچش کاراکترها شودبا یک پایان تیتراژ او را دقیقا به عمق داستان پرتاب میکند. دوم.کارگران درست مانند اثر قبلی خود یعنی فیلم گس بازی های خوبی از بازیگران گرفته بود به ویژه خانم دوتشاهی و آقای حمیدیان که بسیار درخشیدند بر این پرده ی نقره ای. سوم.و اما داستان فیلم نامه،یک سناریو بادو محور اصلی و یک محور فرعی که بسیار واقع بینانه پرداخت شده بود و مرکزیتش بر خودخواهی هایی استوار بود ... دیدن ادامه » که خواه مفید یا مضر با ذات بشریت گره خورده است. چهارم.یک ایراد کوچک:ریتم روایی داستان یا به اصطلاح سرعت نریتینگ داستان کمی کند بود شاید با اندکی تغییر در این روند برخی از سکانس ها موجب کم طاقتی بیننده نمیشدند. پنجم:طراحی صحنه، لباس و گریم کاملا منطبق بر شخصیت ها بود.و ورود به حوضه ی گرفتن چندین و چند سکانس در محدوده ی یک استخر تجربه ی ناب و حتی جسورانه ای بود چراکه حداقل من چنین فیلمی در سینمای ایران ندیده بودم و اولین ها همواره جسورانه به وقوع میپیوندند.ششم.اتلوناژ فیلم را بسیار دوست داشتم زیرا با سرد کردن تصاویر فیلمبرداری شده به شکاف عمق و اثرگذاری بیشتری بخشیده بود.هفتم.پلان های مفهمومی به عقیده ی من چنانچه در یک فیلم به قاعده به کار روند،تماشای فیلم را لذت بخش تر و مفید تر میکنند چرا که با به فکر فرو بردن مخاطب برای کشف روابط میان داستان و رخدادها رسالت یک فیلم به طور کامل ادا میشود که کیارش اسدی زاده از پس این کار هم خوب برآمده بود.به یک نمونه از این پلانهای مفهومی و برداشت شخصی خود از آن اشاره میکنم:در صحه ای از صحنه های ابتدایی فیلم میبینیم که در اتومبیل سارا در اثر تصادفی ناگهانی صدمه دیده است. حال میتوان گفت دلیل اینکه این اتفاق به این شکل و درست در ابتدای فیلم رخ داده است به این شرح میباشد:در را میتوان تمثالی از آغاز یک ماجرا در نظر گرفت.یک آغازی که بدون دخالت سارا آسیب دیده است و دقیقا این سکانس به مخاطب هوشمند میفهماند که قرار این اتفاقات خوشایندی در این قاب بیافتد.هشتم و آخر.شکاف فیلم شریفی است با محتوایی که بیننده را نود دقیقه به تامل وامیدارد. شکاف فیلم شریفی است به عمق خودخواهی های آدم بزرگ ها.
بهمن ماه نود و چهار-تبسم طلایی
پرند محمدی، شبنم، کاوه علیزاده و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
تینا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری جان ساعت برگشتش کی هستش؟
درود بر شما دوست عزیز
سعی بر آن خواهد شد که نهایتا تا ساعت ۲۲ به تهران برسیم.
۲۹ آبان ۱۳۹۴
سلام برای هفته بعد که تعطیلات هست برنامه ای ندارید؟
۰۱ آذر ۱۳۹۴
درود بر شما همراه گرامی
برنامه "یک سفر یک کتاب" که پروژه‌ای مشترک با همکاری تیوال و ژیوار است را روز جمعه خواهیم داشت که اطلاعات آن متعاقبا خدمت کاربران عزیز اعلام خواهد شد.
همچنین تورهایی هم در بخش گردش‌ها قابل رزرو هستند که می‌توانید با مراجعه ... دیدن ادامه » به قسمت مربوطه از چگونگی آنها آگاه شوید.
۰۱ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Tetina Tala
درباره نمایش هتلی ها i
"هتلی ها،فراموش شدگان در گذر زمان"
نمایش خانه ایرانشهر،سالن استاد سمندریان، ساعت ١٩:٣٠،قلم خانم بیان که در کلام و حرکات بازیگران جان گرفت.ملاقات با جناب قدس مدیر تولید هتلی ها در سالن انتظار نمایش خانه بسیار هیجان انگیز بود و نویدبخش یک شروع خوب.
اصولا دیدن یک تئاتر باید با نگرشی باز و دیدی مثبت شکل بگیرد،پیش از تئاتر حقیقتاً باید چشم ها را شست و با عزمی جزم شده برای عیب جویی وارد مقدس سالن تئاتر نشد بنابراین من نیز خوب میگویم.
١.شیوه روایی یا نریتینگ هتلی ها را میتوان از دو جنبه بررسی کرد.یکم.دکور دو طبقه که دو دوره ی متفاوت را نشان میدهد و نقطه ی قوتش درست آنجایی است که در روایات شخصیت اصلی این دو دوره با هم پیوند میخورند. دیالوگ های جذابی که بین نگین جوان و نگین کودک رد و بدل میشوند.
دوم.نمایش در آن واحد چند مسئله را مطرح و برجسته میکند به نوعی که نمیتوان گفت کدام ماجرا اصلی و کدام یک فرعی است. این نمایش یک محور اصلی با چندین شاخه نیست بلکه چندین شاخه ی جداست که نگینشان مشترک است.
٢.طراحی صحنه و آوانسن ها خوب بود. میتوانست در بخش هایی به ویژه طبقه بالا خلوت تر باشد.المان های نوستالژیک درست،به جا و دلربا بودند.
٣.نکته ای که شاید کمتر کسی به آن توجه کند اما ذهن مرا از آغاز نمایش به خود مشغول کرد:
"چرا فرش ها تو خالی بودند؟"
پاسخ این سؤال را میتوان در شخصیت کاراکتر ها جست و جو کرد و نه در بودجه ی گروه تهیه و یا آرشیو آکسسوار.تمام این شخصیت ها حتی نگین کوچک دائماً در حال پنهان کردن بودن دائماً در فکر این بودند که فلان کس فلان چیز را نفهمد.همه در عین معترض بودن از یکدیگر سعی میکردند لبخند تحویل هم دیگر بدهند.همه بر این تلاش بودند که زندگی تو خالی خود را با کادری زیبا نشان دهند تا بلکه این حفره ی عمیق در رفتار و گفتار و زندگی آنها دیده نشود درست به مثابه فرش های تو خالی که هر چه قدر هم حاشیه ی یک فرش زیبا باشد نمیتواند جای مرکز فرش را بگیرد و به اندازه ی آن جلب نظر کند. این فرش ها دقیقاً مانند تلاش مضبوحانه ی کاراکترها بود که بیشتر به جای پنهان کردن حفره ها نمود آنها را بیشتر میکرد.
٣.تمام بازیگران عالی و حرفه ای بودند به گونه ای که نمیتوان میان بازی آنها به طور قیاسی تفاوتی قایل شد البته به دلیل اینکه خانم فرجاد به تازگی به گروه أضافه شده اند میتوان انتظار داشت که در اجراهای آتی رفته رفته قوی تر شده و بیشتر به شخصیت جان بدهند.و بازیگر خردسال نیز به نوبه خود بسیار عالی بود و اینکه نباید توقع دیدن اجرای یک بازیگر با تجربه را از یک بازیگر خردسال داشت.
٤.جابه جایی نور میان صحنه ها و به طور کلی تر نورپردازی از نقاط قوت این اثر بود. چراکه نورپردازی دقیقاً بازی با هویتهاست و میتواند پاکترین ها را کثیفترین و کثیفترینها را پاکترین جلوه دهد لذا توجه به آن سبب پختگی اثر میگردد.
٥.اینستالیشن های موسیقیایی میتوانست قوی تر و ملموس تر باشد.به عنوان مثال با بسته شدن در هنگام تولد نگین، بهتر بود به جای قطع ناگهانی موسیقی،موسیقی کمرنگتر میشد.
٦.و از هرچه بگذریم ریشه یابی مشکلات خوشتر است.در مشکلات عمده ی میان مجید و سهیلا میتوان دو دلیل اساسی را مطرح نمود.یکم.تفاوت جنسیت که بی تعارف تفاوت نگرش،تفکر و رفتار را نیز با خود به دنبال میآورد. دوم.تفاوت فرهنگی
راه کار:به عقیده ی من درست ترین پایان بندی برای این نمایشنامه در نظر گرفته شده بود،پایانی واقع گرایانه و با در نظر گرفتن این نکته که أفراد تا آخر عمر به یک مسلک به زندگی ادامه نمیدهند و حتی پس از رخدادهایی ممکن است اساسی ترین عقائد فرد دستخوش تغییر شوند و این الزام برای هیچ دو نفری در این جهان وجود ندارد که زمانی که شخصی از خود پیشینش فاصله گرفت، فرد مقابل او خواه دوست باشد یا همسر یا فرزند، این توقع را داشته باشد که با همان فرد سابق روزگار بگذراند و زمانی که افراد به چنین آستانه ای میرسند راهی بهتر از رهایی و گذشتن باقی نخواهد ماند.
٧.و کارگردانی جناب آذرنگ که دیگر نیازی به تمجید ندارد اینهمه یکدستی و روانی.
هتلی ... دیدن ادامه » ها ماجرای آوارگی،عشقی که میان فرسنگها تفاوت گم شده،پشیمانی ها، قضاوتها و دوریها نخستین تئاتری بود که اشک هایم را سرازیر کرد و بار دیگر ثابت کرد که پیدا کردن حال خوب در گوشه و کنار های این شهر دشوار نیست کافی است کمی نگاه کنیم.
آبان ماه ٩٤
تبسم طلایی
Tetina Tala
درباره نمایش باغ آلبالو i
"باغ آلبالو،باغی زیر تئاتر شهر"
این روزها سالن چهارسو دوباره جان گرفته است از دلربایی های چخوف،چرمشیر و پسیانی.
نخستین اجرای این نمایش را روز چهارشنبه به تماشا نشستیم.با در نظر گرفتن ویژگی های خاص اجرای نخست،این متن را برای بررسی نقاط بارز این تئاتر خواه منفی،خواه مثبت مینویسم:
-نشان تحسین این نمایش را در همین وهله ی اول تقدیم میکنم به بانو فاطمه نقوی که ماندنی اجرا کردند نقش یک مرد را و رامین ناصر نصیر محترم که باور نمیکردم هنرنمایی این اندازه خوب و حرفه ای یک بازیگر کمدی را در ژانری و کاراکتری غیر کمدی.
-ایهام کاراکتر بانو نقوی بسیار جالب و هوشمندانه بود."فیرس" در نمایش نامه ی چخوف یک مرد است،مرد خدمتکار خانه زاد.حال این سؤال پیش میآید که چرا یک خانم این نقش را إیفا میکند.مطمئناً جامعه ی تئاتر کم ندارد هنرمندان مردی را که از پس این ... دیدن ادامه » نقش برمیامدند.اما به گمان من انتخاب بانو نقوی دو توجیه خوب دارد:یکم. "فیرس"نمادی است برای نوستالژی رو به زوال باغ آلبالو، نوستالژی که در گذر زمان شاید تنها چیزی است که دست نخورده باقی مانده است.و مراعات نظیر این نوستالژی بهتر است نوای گوش نواز یک بانوی سالخورده باشد تا صدای یک پیرمرد چراکه در پس زمینه ی ذهن آدمی مادرانه ها همواره خاطره انگیزتر از پدرانه ها هستند. دوم. با وجود صدای خانمانه در گریم "فیرس" ریش سپیدرنگی دیده میشود که میتوان آنرا نشانی دانست بر سختیها، دوریها و کاری یکنواخت که ضرباهنگ تکراری اش هر روز برای شاید هشتاد سال در گوش او نواخته میشود و او را به مردی مبدل کرده است برای خودش.
-نقش آفرینی سایر بازیگران هم بسیار ستودنی بود و اینکه در اجرای نخست باید تا حدی از فیلتر سخت گیری شدید صرف نظر کرد چراکه به قول معروف باید اجرا روی دور خودش بیافتد.پس من هم میگذرم.
-از هرچه بگذریم سخن میزانسن و آوانسن خوشتر است.یکم.طراحی صحنه به عقیده ی من بسیار خوب بود، در عین کم بودن تعداد المانها ی به کار رفته کامل بود و زیبا که در موارد بعدی بیشتر به آن خواهم پرداخت.حرکات فیزیکی و بدنی بازیگران به ویژه خانمها فاطمه نقوی،ستاره پسیانی،الیکا عبدالرزاقی و نیز آقایان روح الله حق گوی لسان و خسرو پسیانی بسیار خوب و جالب توجه بود.آوانسن این استیج چهارسویه بود به این معنا که در هر زاویه ای که بیننده بنشیند، خطاب نمایش به سمت او خواهد بود و من این گونه آوانسن ها را دوست میدارم.
-در طراحی صحنه.تمام سِت ها در یک میز دایره ای شکل جمع شده بود از میز بیلیارد و اتاقها گرفته تا باغ آلبالو و این أیده ی جالبی بود.شاید بتوان گفت که قصد از اجرای چنین أیده ای این بوده است که فرهنگ روس یک فرهنگ جمعی بوده است همان طور که در رمان های دیگر روسی چون آثار داستایوفسکی و تولستوی میخوانیم که بخش أعظمی از تصمیم گیری ها و وقت روس ها در جمع میگذرد.و بدین سبک هویت نمایشنامه حفظ شده است.نکته در اینجاست که اگر با دید یک کاراکتر در میان این نمایش به صحنه نگاه کنیم،در واقع همان میز دایره ای شکل را در قالب مکان های متفاوتی چون باغ آلبالو،میز بیلیارد و اتاقها خواهیم دید و آنها را جدا از هم در نظر خواهیم گرفت و این امر با فریز شدن ها و توقف ها فیزیکی و بیانی برخی از بازیگران در برخی صحنه ها و اَکتها میدیدیم که به معنای عدم حضور آنها در آن موقعیت و آن صحنه و مکان بود.این مسئله را شاید بتوان اینگونه تعبیر کرد که ریشه ی تمامی مشکلات،پیچیدگیها،کژفهمی ها و...شخصیتها در بزرگبینی مسائل جای دارد حال آنکه تمامی این ها به گونه ای منادین درفضای کوچک یک میز جای گرفته.
-یک نقطه ی ضعف:به عقیده ی من بخش موسیقیایی و اینستالیشن موسیقی میتوانست به مراتب قوی تَر باشد از دو منظر.یکم.موسیقی و قطعات انتخاب شده ناب نبودند بلکه انتخاب هایی به نسبه معمولی مینمودند گویی برای برگزیدنشان چندان زمانی صرف نشده بود. دوم.قطع شدن موسیقیدر شروع اَکتها بسیار ناگهانی بود.بهتر این بود که پایان بخشی به قطعه ی موسیقیا با کمرنگ کردن صدا آغاز میکردند.
-صحنه ی پایانی،یک پایان خوش اوج بود.پایانی که وجود مرا لرزاند.پیوستن "فیرس"به کودکی که رودخانه او را با خود برده و به دستان مرگ سپرده است در عین حالی که "فیرس" کلیدهای خانه را با خود میبرد انگار که تمام ماهیت باغ آلبالو را با خود میبرد به جایی که رنگش بیگمان سپید است و ملیح.

تبسم.طلایی
Tetina Tala
درباره نمایش شنیدن i
همیاری جان خرید سه روز پایانی از کی شروع میشه؟
حانیه تولایی این را خواند
گیل‌آوا و ذوق زده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Tetina Tala
درباره نمایش اسم i
"اسم،یک تئاتر با اصل و نسب"
بر این باورم که اتفاقات خوب،از همان آغاز خوب شروع میشوند.دیدن استاد پسیانی و آقای بهرام افشاری محترم در سالن انتظار تماشاخانه ی ایرانشهر به خودی خود اتفاق معرکه ای است. و ما غافل از این که این دیدار خوب خود سرآغاز یک لذت سمعی و بصری است پا به سالن استاد ناظر زاده ی کرمانی گذاشتیم.از همان ابتدا نکات مثبت نمایان شدند:١.موسیقی انتظار کاملاً متناسب با نمایشنامه بود، یک گزینش کاملاً فرانسوی.درخور یک متن و حال و هوای فرانسوی.٢.طراحی سبک برادوی صحنه آنقدر خوب بود که ما از تأخیر ده دقیقه ای شروع کار به هیچ وجه اذیت نشدیم.دوست داشتم تا ساعت ها به هنر فکر و دستان آقای معجونی خیره شوم.المان های ظریف در این طراحی بی اندازه قابل تحسین بودند.٣.همواره از تئاتر هایی که به جای روشن شدن ناگهانی نورپردازی ها و پروژکتورها و حضور بس ... دیدن ادامه » ناگهانی تر هنرمندان بر روی صحنه،نمایش را با یک گفت و گو،یک جمله،یک متن که مخاطب فقط آنها میشنود و در واقع آماده میشود که در گام بعدی بشنود و ببیند و لمس کند و بفهمد بیشتر لذت میبرم.که نمایش اسم جزو گروه دوم بود با آن آدرس دادن ناب آقای معجونی.٤.جالب بود که دیدیم همه چیز از یک شوخی ساده شروع شد و به هزارتویی رسید که حتی آرام ترین و با حوصله ترین عضو میهمانی را وادار کرد به اعتراض کردن،به گلایه کردن و باز کردن گره ها و دلخوری هایی بسیار قدیمی که با موضوع آن شوخی ساده ی نخست هم کمتر ارتباطی داشت اتفاقی که برای خیلی ها رخ میدهد در این روزگار.٥.نقش بابو برای لیلی رشیدی بود.نقشی تنظیم شده در مختصات حرفه ای و هنری او.بی شک لیلا حاتمی یکی از نوابغ و استعدادهای بازیگری است در تاریخ هنر ایران اما گاه پیش میاید که نقشی با بازیگری تناسب ندارد که در این مورد صادق بود.البته ناگفته نماند که لیلا حاتمی هر نقشی را در حد عالی خود إیفا میکند و ما نیز چنانچه شاهد حضور ایشان بر روی صحنه ی إستاد ناظرزاده ی کرمانی بودیم،جایگاهی برای ایراد گرفتن نمیداشتیم.٦.اسم نمایشی است دیالوگ محور؛به عقیده ی من چنین نمایش هایی خواه نا خواه به گونه ای به نمایش هایی بازیگر محور نیز مبدل میشوند چرا که اگر بازیگر در ادای کلامی و بدنی دیالوگها دقت،مهارت و هنر کافی را به خرج ندهد،تفهیم نمایش برای مخاطب بسیار دشوار میشود.در اسم،بازیگران پا به پای متن و حتی یک گام جلوتر حرکت کرده و به اثر جان بخشیدند.٧.اسم،کار نخست لیلی رشیدی در مقام کارگردانی نبود.لا اقل شواهد این امر را إثبات میکردند که ما در حال تماشا کردن یک اثر پخته هستیم.اثری که زاده ی سالها تجربه ی لیلی رشیدی در تئاتر است.٨.اسم به طور کلی کاری قوی است ولی یک سوم پایانی گیراتر،جذابتر و تعیین کننده تَر از سایر بخشها است. به نوعی که انگار دو سوم آغازین مقدمه ای برای این یک سوم پایانی است.٩.و در انتها پایان تئاتر،یک خاتمه ی خوب و روشن و خارج از دایره ی پایان های باز.من به شخصه از هواداران هنر معناگرا هستم اما گاهی خوب است که بفهمیم آخر کار چه شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Tetina Tala
درباره فیلم گینس i
با پشیمانی تمام از دیدن این فیلم اکنون اینجا مینویسم:یک.تا به حال بعد از این همه سینما رفتن،پیش نیامده بود که از یک فیلم صد در صد ناراضی باشم.مگر این بار دو.از تمام فیلم فقط تیتراژ آغازین خوب بود و نمره ای گرفت و سایر موارد از نظر من از ده شاید یک هم نگیرد. سه.ازآقای تنابنده بسیار بعید بود و جای شگفتی دارد که کسی که قلمش و بازی هنرمندانه اش در سریالی چون پایتخت این گونه میدرخشد و کار را به سری های دوم و سوم و چهارم میکشاند،این گونه این قلم و این ذات بازیگری را دست مایه ی طنزی بسیار ضعیف و خارج از أصول کنند و نیز از آقای عطاران.گرچه به عقیده ی من چنین فیلمنامه ای را اصلاً نمیتوان طنز نامید. چهار.از نیمه ی فیلم به بعد آرزو میکردم زودتر تمام شود این فیلم. پنج.از فیلم هایی این گونه که سعی دارند با کتک کاری و داد و بیداد و نیز استفاده از حرفهای ناسزا و شوخی ... دیدن ادامه » های به دور از شأن مردم را بخندانند به هیچ وجه حمایت نمیکنم. شش.اگر میخواهید این فیلم را ببینید،حتماً و قطعاً با ذهنیت دیدن یک فیلم درجه سه به سالن وارد شوید. ممنون
نظر شما محترم هست ،،،،،اما درجه سه نیست و همین که تونسته ده روزه یه ملیارد رو رد کنه نشون میده کمدى خوبى هست،،،،ضمنا شوخیهاش دور از شان کدوم مردم هست؟ من و رفیقام و همسایه ها و ملیونها نفر دیگه هر روز ازین دسته شوخیها با هم میکنیم و لذت می بریم و انرژى ... دیدن ادامه » میگیریم براى تحمل معضلات زندگى،کافیه یه سر به وایبر و تلگرامو بقیه شبکه ها بزنىین ،،،،تازه شوخیهایی که در سینما نشون داده میشه خیلى پاستوریزه تر از اونچه ما در واقعیت داریم هست و دلیلش هم ممیزى هست،،،،،ضمنا همه دنیا هم داستان همینه اگر قبول ندارین پنج تا از کمدی هاى موفق دو سال اخیر امریکا رو نام ببرین که شوخیهاش فاخر بوده و شان بالایى داشته باشه
۱۴ تیر ۱۳۹۴
خانم میرى،میفروشه و دست کم امیدوارم که خیلى خوب بفروشه و بعد از نهنگ دومین پرفروش سال شه،تا سینماهاى بیشترى تعطیل نشن و با قوى تر شدن اقتصاد سینما امکان ساخت فیلمهاى متفاوت هم بوجود بیاد
۱۴ تیر ۱۳۹۴
خانم طلا،اولا چرا متاسفانه؟ شوخى تا وقتى در جاى درستش مثل سالناى تاتر و سینما (بدیهى هست که منظور این نیست که تو این سالنها فقط باید کمدى پخش شه و طبعا همه ژانرها باید باشن) و یا در جمع دوستان همدل که باعث ازرده شدن کسی نباشه،خیلى هم خوبه (و البته که اگه ... دیدن ادامه » در جاى نادرست و بدون اجازه مخاطب باشه میتونه مصداق خشونت کلامى و یا آزار باشه)ء....دوما سینما و بویژه سینماى بدنه،در درجه اول هدفش سرگرمى هست تا طبقات مختلف جامعه بتونن از مشکلات وحشتناک زندگى واقعى فرار کنن و برا ساعاتی غصه ها رو فراموش کنن و یا درین کارخانه رویاسازى به نوعى تراپى بشن، البته نوع جدى تر از سینما هم هست که قرار هست طرح سوال کنه،دغدغه ها و دردها رو بازگو کنه و،،،،و،،،،،این سینما مخاطب خاص ترى داره و نمیشه و نباید همه فیلمها چنین باشند ،،،،در مورد موضوع بحث هم اگه فیلمى هم تفکر برانگیز باشه و هم ملت رو بخندونه خیلى خوبه اما ساختش بسیار مشکل میشه و شاید هر چند سال یکبار امکانش باشه که پاسخگوى نیاز جامعه نیست و نکته اخر سینما قرار نیست اگه پیامى هم داشته باشه مث برنامه های سیما رو و شعارى باشه، در فیلم اخر اسکورسیزى بیش از چند صد بار از واژه اى استفاده میشه که من بخاطر قوانین سایت نمیتونم بازگو کنم،یا در باره موضوعاتى بحث میشه که فقط شاید صمیمى ترین دوستان بتونن برا هم تکرارش کنن و خلاصه از دید یسرى از هموطنان ما فیلمى مستهجن و مهوع هست،اما واقعیت اینه که این فیلم یکى از اخلاقى ترین اثار سال هست و خیلى حرفهاى جدى تو فیلم مطرح میشه و میشه بارها دیدش و هربان لإیه اى جدید از فیلم رو کشف کرد و در مورد نکته اخر حرفاتون درسته،اشاره من به پرفروش بودنش ازین جهت بود که نشون میده خیلى از مردم با محتوى و شوخیهاش مشکلى ندارن
۱۴ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در دنیای تو ساعت چند است؟:فیلمی مطابق سلیقه و میل من.تکمیل کننده ی زیبایی و جذابیت (لیلا) و (چیزهایی هست که نمیدانی).از بازیهای بینظیر لیلا حاتمی،علی مصفا و زهرا حاتمی تا کارگردانی بسیار روان صفی یزدانیان همه گیرا و روح نواز بودند.میزانسن های فیلم از دیدگاه من عالی و درست متناسب با دیالوگ ها بودند.از دیگر نقاط قوت فیلم میتوان به موسیقی و کار ناب کریستوف رضاعی اشاره کرد به طوری که پس از مدتها دیدم که عده زیادی از تماشاچیان ایستادند تا موسیقی تیتراژ پایانی تمام شود.دو نکته ی بسیار جالب نیز در نظر من جلب توجه کرد:١.تلفیق بسیار جالب حس و ریتم موسیقی فرانسوی،تم شعر quizas quizas quizas از اسوالدو فارس و زبان و شعر گیلکی که فضاسازی بسیار خوبی را پدید آورده بود.٢.جابه جایی زمان ها بین حال و گذشته به صورت همزمان به طوری که خط اصلی داستان کاملا درست پیش گرفته میشد.

در ... دیدن ادامه » نهایت دیدن این فیلم یقیناً توصیه میشود.
خیلی از دیدن این فیلم لذت بردم ...
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
آقای باقری عزیز ممنون از پرسش و دقتتون،حس خوبی که من از دو فیلم لیلا و جیزهایی هست که نمیدانی گرفتم آنقدر عمیق بود(بخش عمده اش هم مربوط به بازی لیلا حاتمی و علی مصفا میشد.)که باعث شد من با دیدن آنونس و تبلیغات فیلم در دنیای تو ساعت چند است؟به دنبال ادامه ... دیدن ادامه » این حس خوب باشم.بنابراین این جمله کاملاً احساسی و به دور از هر نوع اصل انتقادی نوشته شده است.باز هم متشکرم
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
خواهش میکنم. منم به خاطر حس خوبی که از پله ی آخر و چیزهایی هست که نمیدانی گرفته بودم دنبال یه فیلم خوب بودم :)
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Tetina Tala
درباره فیلم بیگانه i
دی وی دی بیگانه از کارگردان محبوب امروز خریداری و دیده شد.همانند سایر فیلم های بهرام توکلی بیگانه نیز مقبل افتاد، محوریت داستان جذاب و مطلوب بود.بی هیچ توقعی برای دیدن پایانی واحد و مشخص باید آنرا به تماشا نشست تا لذتش را هم برد.برشی از یک زندگی معمولی،زندگانی که شاید در بسیاری از خانه های همین شهر در جریان بأشد یا چیزی به مثابه آن.بازیگردانی و بازیگری ها بینظیربود و عمق تفکر و برداشت آزاد بهرام توکلی را به تصویر میکشید از حالات نگاه و چهره گرفته تا بازی سازی ها و دیالوگهایی که مطابق میل من تنظیم شده بودند؛روان و گویا،همراه با رگه های ظریفی از نگرش های سورئالیستی.نکته جالب شات ها و پلان آغازین فیلم بود که فضای کلاس های نقاشی را در ذهن بیننده خوب تداعی میکرد.فیلمبرداری را پسندیدم بعد از دیدن فیلمهایی که جدیداً باب شده است که با فیلترها و اتالوناژهای ... دیدن ادامه » نو در معرض دید قرار میگرند،که البته خیلی هم خوب است،دیدن یک فیلم با رنگهای واقعی عالی بود.و نکته پایانی درباره ی تیتراژ است،تیتراژ ساده همیشه خوب بوده و هست به شرط اینکه در محدوده حوصله بیننده بگنجد که این أمر درباره این فیلم صدق نکرده ولی با توجه به نکات مثبت بسیار این فیلم مانند کارگردانی فوق العاده و مواردی که در فوق ذکر شد این مطلب قابل چشم پوشی است.لازم به ذکر است که طراحی جلد دی وی دی اندکی شبیه به طراحی جلد فیلم دربند بود که به نظر من میتوانست با اندکی خلاقیت بیشتر منحصر به فرد شود.ونکته آخر اینکه تعداد ماجراهای مطرح شده در این فیلم زیاد بود که شاید برای بینندگانی که علاقه چندانی به فیلم هایی با انتهای باز ندارند،ختم نشدن این رشته به یک دلیل، برهان یا هر چیزی به عنوان یک پایان درست و حسابی چندان مورد مطلوب نباشد که درباره ی من اینگونه نبود.
ممنون
علی جعفریان و عمو فرهاد قصه ها این را خواندند
farhad riazi و محمدرضا دانش این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Tetina Tala
درباره فیلم رخ دیوانه i
رخ دیوانه را دیدم،امروز در سینما فرهنگ.در ابتدأ باید بگویم به دلیل تعصبی که روی تیتراژ آغازین فیلم دارم، با ندیدن یک تیتراژ واحد و مستقل کمی مکدر شدم.شروع فیلم خوب بود؛شروعی که در واقع پایان کار بود.درباره ی این أیده که هنگامی که دو فرد با هم مشغول ارتباط پیامکی هستند،مکالمه شان به صورت speech bubble در کنار هر شخص نمایان میشود،ابتکاری ست که برای اولین در فیلم اکشن non stop دیدم و بعد هم در سریال ابله کار آقای تبریزی پس کاملا طبیعی خواهد بود که ابتکاری بأشد تکراری برای من و هرکسی که مثل من میباشد.فاز نخست فیلم اندکی رعب آور بود و ترشح آدرنالین خون را به حد نهائی خود میرساند ولی با این وجود نتوانست مرا ارضا کند به حدی که اندکی پشیمان شده بودم از برگزیدن این فیلم.فاز دوم فیلم یعنی از حدود یک ساعت اول به بعد رفته رفته گیرا و جذاب شد و در انتها فینال داستان که ... دیدن ادامه » به هیچ وجه مورد پسند من نبود فینالی که گواه بر این مدعا بود که دو ساعت از وقت خود را صرف شنیدن و دیدن روایت یک دروغ اینترنتی کرده اید!!!البته نباید از حق گذشت که در خلال پیشروی داستان به حقایقی در جوامع امروزی اشاره شد که غیر قابل تکذیب و انکارند که متأسفانه با یک فینال از دید من ضعیف،قدرت تأثیرگذاری این حقایق نیز کاهش یافت.شاید اگر پایان داستان اندکی واقعبینانه تر می بود میتوانستیم نسبت به إیرادات فاز اول فیلم با اغماض بنگریم.از مبحث موضوع و داستان پردازی که بگذریم، بحث بازیگری ها و بازی سازی ها پیش کشیده میشود.در این زمینه حرف چندانی برای گفتن نخواهد ماند چراکه از صابر ابر گرفته تا امیر جدیدی ، نازنین بیاتی و حتی گوهر خیر اندیش،بیژن امکانیان و امیرمحمد زند که نقش هایی کوتاه را در این فیلم إیفا کردند بسیار خوب بود.به ویژه بازی طناز طباطبایی که عمق درد و رنج متحمل شده را به خوبی آشکار مینمود.نحوه ی فیلمبرداری و اتالوناژ فیلم را هم پسندیدم.طراحی صحنه و لباس ها متناسب با شرایط و کاراکترها صورت گرفته بود که نیز قابل تقدیر و توجه است.در آخر باید بگویم پس از خواندن نقدهای بسیار بر روی این فیلم با نگرشی صد در صدی وارد سالن سینما شده و با رضایتی شصت درصدی از سالن سینما خارج شدم.تشکر میکنم از تمام عوامل فیلم
تیوال بلیت اینترنتی برای این نمایش نداره؟
ولین اجرا بیست دی ماه هست و خیلی برای پیش فروش زود هست.
مگه سایت دیگه ای فروش بلیط این نمایش رو شروع کرده؟؟
۱۵ آذر ۱۳۹۳
نهایتا تا 20 آذر پنل فروش بلیت مرثیه ای برای کتاب سوزی ها در تیوال باز خواهد شد. تنها سایت پیش فروش تیوال است.
سپاس از همراهیتان
۱۶ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Tetina Tala
درباره نمایش بر پهنه دریا i
دوستان اگه از سایت تماشا خانه ایرانشهر بلیط شو بگیریم امکانش هست که صندلی ها کنار هم نباشن و پراکنده بده؟
آرزو نوری این را دوست دارد
خیر چون می تونید انتخاب کنید.
۱۷ شهریور ۱۳۹۳
بله احتمالش هست چون پلانِِ ایرانشهر پس و پیشه اگر توجه کنید ردیف اول فقط دو تا صندلی رو نشون می ده ممکنه صندلی هایی که انتخاب می کنید 19و 20 ردیف 3 و 1و 2 ردیف 4 بشه، مثلا اگر صندلی های وسط رو انتخاب کنین کنار می شه. زمانی که صندلی ها رو انتخاب می کنین مرحله بعدش ... دیدن ادامه » ردیف و شماره صندلی های انتخاب شده رو می نویسه.(مرحله قبل از پرداخت اینترنتی)
۱۸ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Tetina Tala
درباره نمایش P2 i
دوستان ماجرای این تئاتر درباره ی چی هستش؟
Tetina این نمایش با نگاهی به داستان ضحاک شاهنامه و شخصیتهای آن نوشته شده ..... توصیه میکنم مصاحبه های آوای تیوال با کارگردان و نویسنده و یکی از بازیگران کار رو بشنوید و اگه داستان ضحاک رو نمیدونید قبل از تماشای این نمایش تو ویکی پدیا درباره اش بخونید
۱۷ شهریور ۱۳۹۳
دوست عزیز همچنین میتونید به سایت www.p2namayesh.com مراجعه بفرمایید.
۱۸ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Tetina Tala
درباره فیلم تو و من i
من واقعا نمیدونم چه اصراری بود که این دو تا برادر هر وقت هم دیگه رو میدیدن دست و بغل و غیره رو ضمیمه کار میکردن
کیمیا TAV، الهه الف، اوا.ت و شیوا الف این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان سلام، من چند روز پیش این فیلم رو به تماشا نشستم و همون موقع یک نقد بسیار کوتاه روی این فیلم نوشتم.اما امروز میخوام یک نقد کاملتر در این رابطه تنظیم کنم برای اون دسته از دوستانی که این فیلمو هنوز ندیدن و بین یک دوراهی باقی موندن که آیا به پیشنهاد اون افرادی که از این فیلم تمجید بسیار کردن گوش بدن یا اینکه از اون دسته افرادی که تبعیت کنند که از تماشای این فیلم چندان لذتی نبردند.پس در وهله ی نخست از ابتدایی ترین جز یک فیلم یعنی تیتراژ آغاز میکنم تیتراژ این فیلم در نظر من جذاب جلوه کرد اما این در حالی بود که مهمترین اِلِمان این تیتراژ آب بود که در تیتراژ بسیاری از فیلمها مانند فیلم زندگی خصوصی آقا و خانم میم اثر همین کارگردان این اِلِمان استفاده شده بود.همان طور که در نقد قبلی خودم هم اشاره کرده بودم طراحی صحنه و لباس ها بر اساس شخصیت کاراکترها ... دیدن ادامه » و بسیار متناسب بود.دیالوگها در فیلمنامه نه دیالوگ های ضعیفی بودند و نه دیالوگهای بسیار پیچیده و غیرقابل درک اما میتونیم بگیم که تنها پنجاه درصد جذابیت یک اثر به دیالوگها بستگی داره و اگر بهترین و قوی ترین دیالوگها از زبان یک بازیگر آماتور منعقد بشه چندان گیرایی نخواهد داشت پس میتونیم به این نتیجه برسیم که مهارت بازیگران این فیلم در بیان دیالوگ ها و شکل دهی به شخصیتها اعتبار این فیلم رو افزایش میده.یک نکته مهم که در نقد قبلی هم مطرح کرده بودم این بود که این فیام سومین فیلم بلند آقای روح الله حجازی است که خودش دلیلی خواهد بود برای چشم پوشی از برخی از نقایص کار.در این فیلم شخصیتهای بالغ و بزرگسال (حمید فرخ نژاد،پیمان قاسمخانی،ترانه علیدوستی،هنگامه قاضیانی) دو به دو بر اساس جنسیت شخصیتهای مقابل و متضاد هم رو داشتند که باعث میشد راحتتر بتوان قضاوت و موضع گیری کرد.در نهایت پایان کار،اگر دوستانی که از پایان فیلم های اصطلاح هپی اِند دوست دارند یا منتظر یک پایان قطعی هستند مسلماً از پایان این فیلم راضی نخواهد بود چراکه پایانی تا حدی معنا گرا داشت.به هر صورت همان طور که در نقد قبلی گفته شد برای شما خالی از لطف نخواهد بود که هشتاد و دو دقیقه به منظور دیدن این فیلم پای پرده نقره ای بنشینید.
6 بار گفتی نقد قبلیم...
بوبا نقاد،این کاره...کار بلد...آفرین!!
۰۵ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان سلام، من چند روز پیش این فیلم رو به تماشا نشستم و همون موقع یک نقد بسیار کوتاه روی این فیلم نوشتم.اما امروز میخوام یک نقد کاملتر در این رابطه تنظیم کنم برای اون دسته از دوستانی که این فیلمو هنوز ندیدن و بین یک دوراهی باقی موندن که آیا به پیشنهاد اون افرادی که از این فیلم تمجید بسیار کردن گوش بدن یا اینکه از اون دسته افرادی که تبعیت کنند که از تماشای این فیلم چندان لذتی نبردند.پس در وهله ی نخست از ابتدایی ترین جز یک فیلم یعنی تیتراژ آغاز میکنم تیتراژ این فیلم در نظر من جذاب جلوه کرد اما این در حالی بود که مهمترین اِلِمان این تیتراژ آب بود که در تیتراژ بسیاری از فیلمها مانند فیلم زندگی خصوصی آقا و خانم میم اثر همین کارگردان این اِلِمان استفاده شده بود.همان طور که در نقد قبلی خودم هم اشاره کرده بودم طراحی صحنه و لباس ها بر اساس شخصیت کاراکترها ... دیدن ادامه » و بسیار متناسب بود.دیالوگها در فیلمنامه نه دیالوگ های ضعیفی بودند و نه دیالوگهای بسیار پیچیده و غیرقابل درک اما میتونیم بگیم که تنها پنجاه درصد جذابیت یک اثر به دیالوگها بستگی داره و اگر بهترین و قوی ترین دیالوگها از زبان یک بازیگر آماتور منعقد بشه چندان گیرایی نخواهد داشت پس میتونیم به این نتیجه برسیم که مهارت بازیگران این فیلم در بیان دیالوگ ها و شکل دهی به شخصیتها اعتبار این فیلم رو افزایش میده.یک نکته مهم که در نقد قبلی هم مطرح کرده بودم این بود که این فیام سومین فیلم بلند آقای روح الله حجازی است که خودش دلیلی خواهد بود برای چشم پوشی از برخی از نقایص کار.در این فیلم شخصیتهای بالغ و بزرگسال (حمید فرخ نژاد،پیمان قاسمخانی،ترانه علیدوستی،هنگامه قاضیانی) دو به دو بر اساس جنسیت شخصیتهای مقابل و متضاد هم رو داشتند که باعث میشد راحتتر بتوان قضاوت و موضع گیری کرد.در نهایت پایان کار،اگر دوستانی که از پایان فیلم های اصطلاح هپی اِند دوست دارند یا منتظر یک پایان قطعی هستند مسلماً از پایان این فیلم راضی نخواهد بود چراکه پایانی تا حدی معنا گرا داشت.به هر صورت همان طور که در نقد قبلی گفته شد برای شما خالی از لطف نخواهد بود که هشتاد و دو دقیقه به منظور دیدن این فیلم پای پرده نقره ای بنشینید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همین امروز رفتم فیلمو دیدم، موضوع جالبی انتخاب شده بود.طراحی صحنه و لباس ها رو دوست داشتنم چون به نظرم متناسب با شخصیت های داستان بود. به بازی بازیگران بویژه حمید فرخ نژاد اعتراضی وارد نیست چون به بهترین نحو ممکن و گویای عمق تفکر نویسنده و کارگردان بود.به هر صورت باید توجه داشت که صرف نظر از تمام مهارتها و تجربیاتی که آقای حجازی در این عرصه دارن این سومین فیلم بلند ایشون بوده که خودش میتونه یه دلیلی باشه برای چشم پوشی از بعضی از نقایص کار.به هر حال من این فیلم رو دوست داشتم و از اینکه کاراکترها دو به دو نقاط مقابل هم بودند هم لذت بردم. برای کسانی هم که این فیلمو ندیدن خالی از لطف نخواهد بود که برای هشتاد و دو دقیقه پای پرده ی نقره ای بشینن و این فیلمو تماشا کنن.
اوا.ت، manimoon، الهه الف و شادی بهرامی این را خواندند
mohadese9 و کیمیا TAV این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان من هنوز نرفتم این فیلمو ببینم و قصد دارم برم،کسانی که دیدن این فیلمو به نظرشون فیلم تلخی بوده یا نه؟
manimoon و محدثه9 این را خواندند
در وهلهٔ نخست به شما پیشنهاد می‌کنم تجدید نظر کنید و به تماشای فیلم دیگری بنشینید.
امّا اگر سئوال اصلی‌تان در مورد تلخی فیلم است باید به عرض برسانم که خیر. آن‌قدرها هم که فکر می‌کنید تلخ نیست.
۱۱ خرداد ۱۳۹۳
حتما رو ببین. هرفیلمی ارزش یکبار دیدن رو داره و فیلم های خوب ارزش چند بار دیدن
۰۸ تیر ۱۳۹۳
ن بنظرم اصلا تلخ نبود و برعکس خ هم من یکی ک آخر فیلم احساس شادی و رضایت داشتم:))
۱۱ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید