آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال 7 جولای | دیوار
S3 : 05:41:53 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
فربد: امروز خیلی اتفاقی از یه ساقی مواد تورو گرفتم، ببین بینظیر بود

حسام بوالهوس: دیدی چه سمیه! میزنی حس میکنی اقتصادت از اقتصاد آلمانم برتره


پ ن: تا 1400 دمت گرم پیمان قاسم خانی
سپهر و پوریا صادقی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اگه هر چیزی شان خودش رو رعایت کنه و تو جایگاه خودش قرار بگیره خروجی درستی داره
فیلم سینمایی خوب بد جلف ارتش سری یه دری وری تمام بود ولی از اولین قسمت سریالش راضی ام
حالا فرصت هست تا دیالوگهای معمولی هم تو موقعیت ها، طنز ایجاد کنه.
زوج خنگ و خنگ تر پژمان و سام تو واگن قطار خیلی خوب دراومده
شیطنتهای ریز و مخصوص قاسم خانی ها رو میشه دید
امیدوارم با همین ریتم بره جلو ...
سپهر، سیدمهدی، فاطمه برادران، علی جباری و سپهر امیدوار این را خواندند
نیلوفر این را دوست دارد
به نظر منم معرکه بود..
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هومن سیدی و کاراش رو دوست دارم ولی این قورباغه بیشتر "غور باغ ئه" هست یعنی پر از کپی و سوتی و گاف و گسیختگی و شلختگی و همینه که علیرغم داشتن قابهای نفس گیری مثل "سکانسی که فرید اسلحه رو پشتش میگیره و با پلیس صحبت میکنه" یا دیالوگهایی مثل "مال اصغر هاشمی ایناست ... اینا دله دزدند ... نمیفهمند شاید آدم جلو زیدش هوا کرده باشه آدم ضایع کنن" یا بازی خوب بازیگر نقش جواد؛ بیشتر خودبخود به این فکر کنم که این صحنه رو فلان جا دیدم، این رو از این فیلم آورده، اینجا شبیه فلان فیلم شده، اینجاش سوتیه و...
واسه همینه که خیلی دلچسب نیست و یه دلیله دیگش هم اینه که چاشنی خشونتش و دوز کثافتکاریهاش را بالاتر برده
مغزهای زنگ زده بنظرم یه کار فوق العاده بود ولی وقتی میری سراغ سریال که همون فضا رو داره ولی اندازه ده بیست تا فیلم کار میبره باید حواست به چفت و بست فیلمنامت باشه و تکنیک و حوادث باعث نشه چیزی که ساختی قطعه قطعه بنظر بیاد شبیه ویدئو کلیپهای بهم پیوسته طولانی
من تماشگر هم با این همه فیلم پلیسی و جنایی که دیدم میدونم تو داستان درگیریه داخل ماشین که قراره پلیس کشف کنه، نه یه چیزی بلکه خیلی چیزا کمه! تو اونجا قراره شیشه نشکسته باقی بمونه که دیالوگ نوید محمد زاده (نوری) جذاب بنظر بیاد ولی داداش پوکه ها چی میشن؟ کجان؟ اثر باروت روی دستهای شلیک کرده میمونه
پلیس جنایی نمیفهمه ... دیدن ادامه ›› این چیزا رو؟
جلوتر میریم، تیراندازیها تو شب اتفاق می افته ولی تیر توی سینه رامین فرداش شلیک میشه. پزشکی قانونی و پزشکای اتاق عمل نمیتونن ساعت تیراندازی رو تشخیص بدن!؟
بعد اصلا پسره برای شلیک توی قلب رامین چرا باید از بالش استفاده کنه؟ دیشبش که شب بوده و همه جا ساکت و چند بار هم شلیک میشه و حتی تیر میزنن و شیشه رو میارن پایین! اصلا خبری نشده بعد الان برای چیه دقیقا این کار؟
سوتی بعدی اینه که طرف تفنگ رو میذاره وسط بالش و شلیک میکنه ولی وسط بالش سمت راست سینه رامینه و وقتی بالش رو برمیداره، دوربین جای گلوله رو سمت چپ سینه رامین نشون میده و جالبتر اینکه زیر بالش پاره نشده و بالای بالش پاره میشه و ازش دود میاد!؟
این صحنه پر از سوتی دوبار بتصویر کشیده میشه
اولای قسمت سوم رامین، نوری رو جلوی کلانتری میبینه که دنبالشن، این توهم رامینه؟ چراکه وقتی میره در خونه نوری تازه میفهمن زندست. پس اون سکانس اول این قسمت چی بود؟ توهم؟
فرهاد معتاد چجوری رامین رو تعقیب میکنه که میتونه جلوی خونه نوری گیرش بندازه؟ درحالیکه لانگ شات از موتورسواری اون تو جاده ها نشون داده میشه و کسی هم پشتش نیست؟!
اصلا رامین توی پمپ بنزین چرا باید فرهاد رو قال بزاره که تنها بره سراغ جاعل پاسپورت؟ مبادا فرهاد جای جاعل رو بدونه؟ طبق مچگیری فرهاد که نشون داده شده همون موقع که رامین با موتور بوده و فرهاد تعقیبش میکرده پس جاعل رو هم دیده بوده! پس رامین این رو میدونسته!
خیلی چیزای دیگه هم هست که درست نیست مثل اونکه جواد اول سریال اسم رامین رو رضا صدا میزنه و...
ولی با اینحال دیدن سریال رو ادامه میدم چرا که چیز خوبتری برای تماشا فعلا نیست و البته هومن سیدی رو دوست دارم
من خودم اصلا از این آدما نیستم که هی تقی به توقی میخوره بگم :"داره به شعورم توهین میشه"
اما خدایی همین سه قسمت برام کافیه...دیگه ‌نمی بینم..

اصلا همه اینایی که شما و دوستان گفتی یه طرف...شما به من بگو این قسمت سوم چی داشت؟؟؟؟ آیا چیزی جز پول پخش کردن بود؟؟؟یعنی از اول تا اخر نشست با اون معتاده در مورد سهم پول ... دیدن ادامه ›› ور زد...
آقا کلا ۱۶ قسمته...سه قسمتش رفته،هیچی به هیچی...معلوم نیست این لامصب چی میخواد بگه؟میخواد چی کار کنه؟لابد بازم باید صبور باشیم!!!
هی بشینیم آقای سیدی شاگردای با استعدادش (شما بخون یبث و مزخرفش) رو پرزنت کنه!!!


برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این نوشته ربطی به سینما ندارد!
زندگی زندگی است.
فوتبال زندگی است.
جام یوفا فصل 88-89: دو تیم ناپولی و بایرن وارد زمین ورزشگاه مونیخ میشوند. ناپولی بازی رفت را دو بر صفر برده ولی از صعود خود مطمئن نیست چراکه ماشینهای برنامه ریزی شده آلمانی با امتیاز میزبانی میتوانند نتیجه را برگردانده و صعود کنند. بازیکنان دو تیم شزوع به گرم کردن میکنند. هارمونی و هماهنگی اعضای تیم از پایه های گرم کردن در فوتبال است. حداقل در سمت میزبان چنین است.
اما قضیه ناپولی فرق میکند. اینجا کسی هست که مانند پدرخوانده های ایتالیایی، هنجارشکنی و قانون گریزی جزئی از ذات وجودیش است! حتی اگر نبستن بند کفشهایش باشد. یادگاری از روزگار فقر و نداری. راحتی و ولنگاری.
موزیک life is life از گروه اتریشی opus از بلندگوها پخش میشود و او " مارادونا" شروع به بالا و پایین انداختن شانه هایش میکند. "کارکا" همتیمیش نیز همینکار را تکرار میکند ولی بزودی متوجه میشود که "دیه گو" میرقصد. بدون توپ، با توپ، درحال روپایی زدن، با سر، با شانه ها هر حرکتش ریتم آهنگ را گرفته ... دیدن ادامه ›› و میرقصد. حالا همه ورزشگاه به او نگاه میکنند. متوقف شده و با صدای موزیک دست میزند و باز ریتم میگیرد و میرقصد...
ژرمن ها با دیدن این صحنه ها مسحور بیخیالی، غرور و سرخوشی او میشوند و نمیتوانند وظیفه خود را انجام دهند. آنچنانکه "کلینزمن" که در اشتوتگارت بازی میکرد و در فینال مغلوب ناپولی میشود میگوید: گرم کردن را متوقف کردیم جادو شده بودیم باید او را نگاه میکردیم! یک خاطره غیرواقعی از تاثیر عجیب و غریب این حرکات که در ذهن کلینزمن حک شده!
این ویدئو را در شب مرگ "خدای فوتبال" ببینید. پربازدیدترین صحنه هایی از بازی فوتبال که اثری از مسابقه در آن نیست و این کار خداست!


https://as5.cdn.asset.aparat.com/aparat-video/70c335cfe739c12d333706022265dd7c2122770-270p.apt?wmsAuthSign=eyJhbGciOiJIUzI1NiIsInR5cCI6IkpXVCJ9.eyJ0b2tlbiI6ImJmMWUxNzZhMmM3NjY2MTc4OWQzNzdhY2YyOGNlZTNiIiwiZXhwIjoxNjA2MzU3MDA3LCJpc3MiOiJTYWJhIElkZWEgR1NJRyJ9.kFC2suWsyvS5z8FgjBv86ovjZrwDBAI_x2ge__dUYdc
با خوندن و دیدنِ فایل یاد نیچه افتادم که میگفت : شما آن گاه که آرزومند اوج گرفتن اید، روی به بالا دارید؛ و من روی به پایین، زیرا که اوج گرفته ام!
چه کسی در میان شما هم خندیدن تواند و هم اوج گرفتن؟
آن که بر فراز بلندترین کوه رفته باشد، خنده می زند بر همه نمایش های غمناک و جدی بودن های غمناک.
من تنها بدان خدایی ایمان دارم که رقص بداند .
حقیقتن مارادونا همون خدایی بود که خنده زد بر جدی بودنها و نمایشهای غمناک . خدایی لبریز از روحِ دیونیزوس که رقصیدن بلد بود .
به لطف سانسورهای همه جانبه زندگیمون از رقص مارادونا هم محروم بودیم !!! ممنون بخاطر متن زیبا و اشتراک این فیلم لذت بردم
محمد کارآمد
به لطف سانسورهای همه جانبه زندگیمون از رقص مارادونا هم محروم بودیم !!! ممنون بخاطر متن زیبا و اشتراک این فیلم لذت بردم
ممنون که خوندید و خوشحالم که دوست داشتین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
7 جولای (tatraneh)
درباره فیلم هزارتو i
چند سال پیش یه سریال ترکیه ای پخش شد به اسم "گمشده" که فضاسازیهاش و بازیهاش رو دوست داشتم و ورای سریالای ترکی رایج بود.

این فیلم رو ابدا از رو اون سریال نساختن و هرگونه المان مشابه تصادفیه.

سپهر، بهار گراوندی و محمد میریحیی این را خواندند
نیلوفر و پویا این را دوست دارند
7 جولای
گمشده واقعا خوب بود زیر پوست شهر رو هم دوست داشتم کلا اون پسره تو هر فیلمی باشه دوست دارم پویراز کارایلش رو هم خیلی دوست داشتم کمدی باحالی بود با پسربچش واما بنظر من بهترین سریال ترکی برگریزان ...
با توجه به نظراتتون فکر میکنم حتما ایزل رو میپسندید چون اونم دقیقا استانبول رو یک کاراکتر در نظر میگیره و خیلی باهاش کار داره، ایزل ترکیبی از فلسفه مولانا بهمراه چاشنی مفهومی قمارباز داستایوفسکی بر بستر داستان کنت منت کریستو است!! اگر در آینده فرصت کردید تضمین میکنم ارزش وقتتون رو داشته باشه
ممنون از پیشنهادتون حتما چراکه نه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همش فکر میکردم این فیلم ادامه اسب حیوان نجیبی استه ولی خیلی سطحش پایینتره اما المانهاش همونان
یه مغز بی حس میخواد که از فیلم خوشت بیاد
بغیر از خود حسن معجونی و کاراکترش و دیالوگاش و هر چیزی که بهش مربوط میشد هیچ چیز در خور و چشمگیری نداشت
گزارش محمد بحرانی هم خوب بود دوست داشتم
و کلا یه جوری تموم میشه که قشنگ معلومه پول ساختمون تموم شده یا دلار رفته بالا دیگه نمیشه میلگرد و بتن و سنگ خرید و تو اسکلت و سقف طبقه ۳ ولش میکنی
محسن جوانی هستم یک مغز بی‌حس
نیلوفر ثانی
آقای جوانی من نقش اون پیرمرده رو بازی می کنم که با ته سیگار دنبال طرف دُوید :)))
:)))))))))
نیلوفر ثانی
آقای جوانی من نقش اون پیرمرده رو بازی می کنم که با ته سیگار دنبال طرف دُوید :)))
😂😂
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عجب فیلمی بود این فیلم
چه جاهایی سرک میکشید
قابهایی نشون میداد که مجبورت میکرد باهاش همراه بشی
چقدر بازیهاش سخت بود
و چقدر خوب که اینجوری تموم شد، هیچ وقت از مردن یه آدم اینقدر خوشحال نشده بودم!!!
عزا گرفته بودم که الان بدهی ها و امین آقا فرزانه رو چیکار کنه؟
یه نفس راحت کشیدم

پ ن : مرداد ۳۲ یه زن انگلیسی تنگش میگیره میره مستراح گردنبند الماسش میافته تو چاه
حیلی خوب بود این قصه!
چند دلیل کافی برای اینکه هم گناه سریال خوبیه:
۱ _ محسن کیایی یه نقش رو بلده بازی کنه ولی تو همون یه نقش عالیه.
۲_ ادبیات سامان خیلی خوبه.
۳_ بازیگرای نقش مکمل عالیند، صغری، افسانه، هدیه، رحمان، نیکی، سامان و بقیه و البته سارا. خانم فروغ قجابگلی یه دونست!
۴_ تمام دخترای تو سریال خوب هستن، نرمالن، مهربونن، آدمن. نه فتنه گرند نه فاسد، نه دسیسه درست میکنن نه خائن. هیچکدوم رو اعصاب نیستن. لیدا رو دیدین. فقط یه رویا تیموریان خرده شیشه داشته.
۵_ علیرضا قربانی میخونه. علی قربانی که میخونه هر چی هست رو میشوره ... دیدن ادامه ›› میبره.

اوایل سریال با همکارم شرط بستم گورکن پیمانه و اون میگفت لیلاست. با اینکه بنظر میاد شرط رو بردم ولی از گره قسمت ۲۳ سورپرایز شدم. کارگردان خوب تونسته بود حواس رو پرت کنه.
متاسفانه کامل نتونستم دنبالش کنم..اما همون چند قسمت واقعا خوب بود..مخصوصا بازی ها....مخصوصا انتخاب بازیگرا که چه خوب و هوشمندانه بود...چه همه یک دست..بازیگرای کم‌تجربه‌تر اصلا از حرفه ای ها جا نمیمونن..و دقیقا دخترای فیلم خیلی خوبن..سوگل خلیق مخصوصا..
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اتفاقی که بعد از دیدن فیلم برام افتاد این بود که بشدت اعصابم خورد شد! و دلیلش نه یاسر شخصیت شر فیلم، نه اعدام جمال، نه شخصیت پدری نگران آبرو و ناموس، نه فضای تاریک قصه و رخدادها بلکه فقط و فقط کاراکتر مادر بود.
شخصیتش درست نبود یعنی نمیشد باورش کرد حتی استحاله شخصیت هم نداشت که از مسیر آ تا نقطه ب تغییر کرده باشه.
اینکه برای زنده موندن بجه اش یه مادر، درخواست کنه که دختر هووش حتی، سقط جنین کنه اونم جنینی که روح درش دمیده شده و حکم قتل نفس داره از نظر شرعی و از نظر عرفی و اجتماعی هم بشدت نکوهیده است، اصلا باور پذیر نبود. خصوصا اینکه اواسط فیلم که پسر کوچیک میگه اگه دختر خودتم بود بازم میخواستی که طلاق بگیره و زن یاسر بشه بهش برمیخوره بعد از گله و شکایت، که من فرقی نذاشتم بینتون، میگه: مگه من میخوام اسما طلاق بگیره بخاطر جمال، زن یاسر شه که شما با من اینجوری رفتار میکنین! چه اتفاقی مگه میافته که در ادامه فیلم میخواد از اسما سقط جنین کنه و زن یاسر بشه! درسته اهل شرعیات نبود ولی تو دادگاه دروغ نگفت و ساکت بود صحبت از نمک مرتضی علی و برکت خدا میکرد پس چطور این خواسته رو مطرح میکنه درحالیکه همونطور که گفتم سیر شخصیتی هم نشون داده نشده.
مشکل اساسی این فیلم بنظرم دیالوگ نویسیه. دیالوگ باید در خدمت فیلم باشه. کاراکترها جز یاسر و زن داداشش دیالوگاشون به اندازه نبود. برای همین باران کوثری نقش ماست رو بازی میکرد و یا پدر سخنرانی تکراری میشنیدی ازش. بیش از ۵ دقیقه فیلم فقط راجع به شام عروسی حرف میزدن!
صحنه تاثیر گذار فیلم برای من جایی بود که حامد بهداد سر صحنه سازی داداششو با کاتر میزنه و بعد بازی برادره طوری بود که انگار مرد و من بهت زده که وای اگه بمیره داستان چی میشه. برادرش رو زده کشته ولی قصد کشتن نداشته حالا خونواده چیکار میکنه اصلا خودش باید چی بگه و چیکار کنه کاشکی اینجوری قصه رو ادامه میدادن!
عالی بود 7 جولای عزیز. به نکات درستی اشاره کردید. دقیقا من هم فکر کردم اگر قصه این طوری شیفت کنه چه گره در گره ای می شه و عجب داستانی می شه. خیلی جذاب تر می شد قصه.

من فقط یک چیزی رو نفهمیدم. پدر خانواده 7 ساله که دست زن دومشو گرفته آورده توی خونه زن اولش. الان زن دومش چی شده بود؟ بعد اینا چطوری 7 ساله این قدر صمیم شدن با همدیگه؟ چرا قبلا معرفی نشده بودن به هم؟ چجوری بچه های به این بزرگی داشته از زن دومش؟ یعنی مثلا 10 سال بعد از زن اول رفته زن دوم گرفته؟
۰۴ مرداد
الهه الف
عالی بود 7 جولای عزیز. به نکات درستی اشاره کردید. دقیقا من هم فکر کردم اگر قصه این طوری شیفت کنه چه گره در گره ای می شه و عجب داستانی می شه. خیلی جذاب تر می شد قصه. من فقط یک چیزی رو نفهمیدم. ...
سلام و ممنون از لطف شما.
جایی از فیلم اشاره به فوت زن دوم میکنه انگار با لفظ خدابیامرز فکر میکنم اینطور بود.
نکته دوم هم که بهش پرداخت نشده بود دقیقا همین نکته ای بود که شما بدرستی اشاره کردین
زندگی مخفیانه داشته پدر؟ چجور باهم صمیمی شدن و بعد پذیرفتن؟
سوال و انتظار درستی از بیننده که پاسخی نداشته بده کارگردان
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
7 جولای (tatraneh)
درباره فیلم زیر نظر i
یه فیلم لش شل ، پر از گاف تصویری و کلامی که خوب بود.
خوب بود دروغایی که میگفتن اتفاق میافتاد.
خوب بود بشکن بشکناش.
خوب بود نظرش.
ولی،
بچه های پونک عالی بود!

من بودم ته قصه رو با بچه های پونک جمع میکردم!
فکر کن مهشید زنگ میزد میگفت محسن منو خفت کردن و دزدیدن، کی؟ بچه های پونک :))

دیالوگ ماندگار و کاربردی:
آقا همش که نباید تو ثابت کنی که، اونم باید ثابت کنه که موش نخورده دیگه
وااااای اررررره خیییییلی باحال بود:)))))
۲۰ خرداد
تشکر کردم.
چجوریه مگه؟ استیکر تشکر نیست؟
۲۱ خرداد
7 جولای
تشکر کردم. چجوریه مگه؟ استیکر تشکر نیست؟
توی کامپیوتر دو تا خط عمودی موازی نشون می داد. توی گوشی درسته :)
۲۴ خرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آقا یه سوال؟
کی با کرونا صحبت میکنند تا همونطور که قول داده و تو رستورانها و کافی شاپ ها، یا مغازه های طبقات پایین مال ها نمیاد،
تو سینماها هم نیاد؟ و سینماها باز بشه.

سلحشور (آژانس شیشه ای):
میخوام یه خبری بهت بدم مربی. میدونی قهرمان بازیهات الان رو آنتنه؟ میدونی سی ان ان و بی بی سی هردوتاشون تو بوق کردن؟ اگه ما بخوایم به ساز شما برقصیم امنیت این مملکت یعنی کشک! دیگه محاله بتونی پاتو از اینجا بیرون بزاری، چه برسه سر از لندن در بیاری. میدونی امور خارجه این غائله رو تکذیب کرده؟ میدونی معنیش یعنی چی؟ راحت بهتون بگم، یعنی اینکه کسی به اسم کاظم، کسی به اسم عباس، دیگه وجود خارجی ندارن!

این دیالوگ این روزا به شکلای مختلف ادا میشه!
اگه بابام سر صحنه فیلمبرداری این فیلم بود، درحالیکه دوربین رو از فیلمبردار میگرفت با عصبانیت سرش داد میزد: کم تکون بده این صاب مرده رو!
خب منم مثل بابام اعصاب ندارم و اگه بخوام یه فیلم رو مثال بزنم که میتونسته خوب باشه ولی فیلمبرداری اونو نابود کرده قطعا این فیلمه!
دوربین همه جا مثل الاکلنگ یا تاب، یا بالا پایین میره یا سوییچ میشه از این به اون یا میگرده یه آیینه رو پیدا کنه که از اونجا فیلم بگیره. آخه سیستان و بلوچستان یعنی دشت باز. بعد فقط کلوز اپ میبینیم تو این فیلم. واقعا شاهکاره اینکه قاچاقبرها و شوتی ها رو با اون سرعتشون تو اون جاده ها طوری فیلمبرداری کنی که انگار دارن تو اتوبان حکیم رانندگی میکنن. دوربین هیچ جا سر جاییکه باید باشه نیست یا اگه بوده درآورده شده پس تدوین هم بشدت بده. از همه بدتر صحنه کمین نیروها و تعقیب و گریزه که اصلا معلوم نیست کی به کیه‌. تو اونجام همش نمای بسته عبدالحمید رو میبینیم که الکی در حال تیراندازیه. مشخص نیست پلیس کجاست، معاندها چیکار میکنن و فاجعه وقتیه که در پایان یه نمای باز از این صحنه نشون میده میبینیم که یه عالمه ماشینه که لای هم هستن و شانس آوردن به هم نخوردن. یه کارگردانیه بد!
صحنه های بازار پاکستان رو دوست داشتم و نمیدونم میخواست بگه پاکستان از سیستان ما محرومتره؟ علت چرخش عبدالحمید رو نمیفهمم ولی اینکه با ریش گذاشتن این تغییر رو اعلام میکرد جالب بود. سایه شوم یه برادر توی زندگی عبدالحمید و اون حس رعب و وحشت رو تونسته بود دربیاره. رابطه برادر و خواهری فائزه و شهاب هم خوب پرداخت شده بود.
در مورد بازیها، هوتن شکیبا بازی یکنواخت قوی نداشت بعضی جا ها عالی بود مثل شروع فیلم و یا جاییکه فائزه ازش میپرسه شهاب کجاست و در بیشتر جاها معمولی. لهجه قمی و بازی شبنم مقدمی عالی بود و گریم و لهجه بلوچی و بازی فرشته صدر عرفایی حرف نداشت. الناز شاکر دوست ته لهجه قمی و لنگ زدن رو بالا و پایین اجرا میکرد بعضی جاها انگار ... دیدن ادامه ›› یادش میرفت ولی در کل بازیش قابل قبول بود.
تکیه روی صحنه های خشن فیلم بیشتر از نوع تفکری بود که اونها رو میسازه. در موسیقی هم که خست به خرج داده بودند.
و نهایت شبی که ماه کامل شد اشاره داره به چی یا کی؟ به اینکه عبدالحمید فائزه رو آرایش میکنه و بعدش خونشو میریزه. به عبدالحمیده که آدم کشت یا فآئزه که خوشگل شده بود؟ زمانی که فائزه آرایش کرده بود و عبدالحمید بهش میگه مثل ماه بدر شدی بعدش بلافاصله میفهمه عبدالمالک چیکارست. مثل رمانهای جنایی آگاتا کریستی اشاره به جنایت داره؟
دقیقا اولین ایرادی که به این فیلم گرفتم فیلمبرداری افتضاحش بود بعد تایم بی مورد طولانیش و بعد چیزهای دیگه.
شیرفلکه کلوزآپ تو این فیلم از جا در اومده دیگه...
۱۹ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گاهی وقتا باید بگذری، بزاری، بری
وقتی پامیدی، میمونی، تحمل میکنی
از خودت پیش اونا که پاشون وایسادی، یه احمق میسازی!

مونولوگی از سریال "کرگدن"
7 جولای (tatraneh)
درباره فیلم مطرب i
مطرب فیلمیه که سخت و دیر شروع میشه ولی وقتی تو ریتم مناسبش قرار میگیره تو رو به درون دنیای خودش میکشه و یه پایان باشکوه میسازه و احساس رضایت داری. درست مثل صدای پرویز پرستویی که تو آخرین ترانه زیباست و تو بقیه جاها چنگی به دل نمیزنه.
مطرب یه فیلم جدی در رابطه با خواننده های کوچه بازاریه و بازی درست و کاملا جدیه پرویز پرستویی ناشی از همین موضوعه. میمیک صورت و بازی بدن ایشون مثلا در مقایسه با فرهاد آییش مکس تفاوت نگاه کارگردان به موضوع این خواننده هاست.
فیلم از ترکیه و با محسن کیایی وارد فضای طنز میشه و تفاوت و شباهتهای فرهنگی ایرانیها و ترکها دستمایه شوخی قرار میگیره و تفاوت طرز فکر قدیمیا با نسل جدید.
انتخاب ترکیه که امروز بهشت گردشگریه طبقه متوسط جامعه ایرانی هست نشان از ذکاوت کارگردان داره . جایی که به کنایه داره میگه ایران ما هم میتونست این باشه و مثلا تو خیابوناش راحت ساز زده بشه و همه جمع شن و شادی باشه رنگ باشه، جایی که تعریف مسلمانی یه جور دیگست (بخدا تو مسلمون نیستی دختره) و ...
که یه حسرت و غمی تو دل آدم میزاره از جنس حسرت و غم خواننده فیلم.
امیر مسعود این را خواند
امیرمسعود فدائی و الهه الف این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یه چیز بامزه بگم!
چند روز پیش همکارم فیلم قانون مرفی رو دیده بود اومد تعریف میکرد که خیلی با حال بود و کلی خندیدیم، منم گفتم آره منم سینما دیده بودم خیلی حال کردیم و خندیدیم.
گفت: اونجا که دختره این کارو کرد باحال بود! گفتم: کجا؟ یادم نمیاد.
گفت: یا اونجا که امیر جدیدی این حرف و میزنه بعد امیر جعفری اینجوری میکنه. گفتم: یادم نیست و...
گفت: مسخره کردی منو فیلمو ندیدی برا چی میگی دیدم.
گفتم چرا بابا دیدم. رامبد جوان پست گذاشته بود میاد سینما آزادی با هم ببینیم فیلمو با دختره بازیگره ماهم رفتیم.
گفت: خب!
گفتم: وسطای فیلم رامبد بلند شد رفت . یه چند دقیقه بعدش برق سینما هم رفت! همه ساکت نشستن یکی چیز میخورد یکی صدا در میاورد که یه دفعه از گوشه پرده سینما ... دیدن ادامه ›› سرو کله یه سایه پیدا شد یواشی سرک کشید و اومد وسط پرده. مردم خندیدن. پشت سرش یه سایه حیون دیگه افتاد رو پرده رفتن پیش هم .پریدن به همدیگه همو زدند اون از انور میدوید و این یکی دنبالش، مردم میخندیدن بعد اونیکه زده بود یه لحظه وایساد رفت پیشش نازش کردو دوست شدن با هم. اون یکی خواست بره که از پشت باز زد تو سرش و دوباره شروع کردن به دویدن دنبال هم و دعوا. ما همه بلند میخندیدیم! دو سه دقیقه همینجور بود که
برق اومد؛.همه سالن ایسلندی با هم گفتن: عهههه.
دو تا پسر جوون نور موبایل انداخته بودند رو پرده و سایه بازی میکردن.
بخدا خیلی خندیدیم..
فیلم خانه پدری یه فصل ابتدایی ملتهب و تاثیرگذار داره و بعد از اون تقریبا فیلم تموم میشه! یعنی اگه یه راوی تعریف میکرد که بعدا این اتفاقها می افته و اینجوری میشه خیلی با اون چیزی که دیدیم فرقی نمیکرد متاسفانه. آقای عیاری تمام انرژیشون را برای همین فصل گذاشتن که البته جواب هم داده.
قصه مرغ سر کنده ایه که برای جون دادن اینور و اونور میپره و بال و پر الکی میزنه (ملوک از لحظه ورود انگار مرده) تا وقتی جونش کامل از بدن بره و آرام بگیره(خوابیدن ملوک در گور).
بیان نامفهوم بازیگر نقش ملوک - من فکر میکردم گنجور رو صدا میکنه دفعه دوم فهمیدم میگه کلب جون- و گریه هاش اتفاقا صحنه ها رو باورپذیر کرده.
فیلم فضا سازی ها و چیدمان خوبی داره و طراحی صحنه اون چشم گیره. سیر تحول آرایشها و لباسها، برق و لامپها و سایر وسایل خونه در حد یه کلاس درسه. جزییات خیلی مهم بوده بطوریکه دیوار خونه روبروی در ورودی رو طی سالهای سپری از کاهگلی به نما سنگ نشون میده.
ادرار کردن دختر و دیالوگی که پدر میگه: مگه موال نداریم مگه اینجا جای این کارهاست! بسیار بجا و سنجیده بود و در تناقض عملی که نه زیرزمین جای قتله. هر چند فکر میکنم اگر پدر واقعا مذهبی بود اولین کاری که بعد از این قصه ها میکرد آب کشیدن اون محل بود.
همینطور من نفهمیدم وقتی کسی داخل خونه نباشه در خونه چطور باز میشه؟ چرا در فقط کلون داخل داشت و این کلون نه از بیرون بازشدنی بود نه سمت بیرون قفل و آویز ... دیدن ادامه ›› داشت!
نکته عجیب در این فیلم اینه که هیچ اتفاقی برای محتشم نه بعد از ارتکاب قتل و نه سالهای بعدش نمی افته! مگر میشه نوجوانی که در محیط مملو از خشونت زندگی نکرده و یکباره چنین فجیع مرتکب قتل بشه بعد هیچ احساس وحشتی نکنه حالت تهوع نداشته باشه بالا نیاره بره بعدش راحت رفو کنه قالی رو بتونه شبها راحت بخوابه و ...!؟ انگار کشتن هم برای پدر خانواده و هم برای فرزند یک کار معمولی بوده که همش انجامش میدن. این قتل هیچ تاثیری روانی بر شخصیت محتشم در طول سالیان نداره.
به گفته متولیان فیلم قراره شر این اتفاق رو در طول سالها ببینیم که فقط مرگ مادر میتونه شر باشه وگرنه دادن دختر محتشم به مرد مسن تر از خودش که اقدام به خودکشی میکنه در اون سالها عادی بوده و اگر قتلی هم نبود این اتفاق ممکن بود یا سکته محتشم در پیری که طبیعی هست وقتی که پسرش میگه یه بارم سکته رد کرده بوده. یا عروس نشدن خواهر محتشم که باز هم بخاطر زالی و چهره ای که داشته در اون سالها طبیعی بوده. یا دست بزن داشتن پسرعموی الاف
همه این اتفاقات اگر قتلی هم نبود بخاطر فرهنگ غلط ما قابل انجام بوده!
بقیه سالها (سکانسهای بعدی) هم که بنظرم قابل توجه نبودن و تنها نکته برجسته اون بازی خوب مهدی هاشمی در پیری هست و تفاوت کلاس بازی ایشون با مهران رجبی که در فصل پیریش عکس العملهاش از فصل جوانیش کم نداشت و حتی سریعتر راکشن نشون میداد.
همچنانکه نفهمیدم چرا مهدی هاشمی اون قاشق پر رو دستش گرفته بود و با خودش همه جا میبرد؟
شرایط زندگیم و شرایط اجتماعم ایجاب کرده که توی این سالها فقط برای دیدن فیلم کمدی سینما میرم و البته خودم رو برای دیدن هر چیزی آماده کردم!
"قانون مورفی" یه فیلم تین ایجری بود که هم بزن بزن داشت و هم رقص و آواز ،و ایلیا که کلاس پنجم ابتداییه و فرداش، همه کلاسشون فهمیدن که "کیک حشیش" چیه و هر کی مصرف میکنه اصلا اتفاق بدی براش نمی افته و خیلی باحاله! ولی
سازنده (بوووق) رحمان ۱۴۰۰ ،
"بانک اسپرم" رو به ایلیا چی بگم؟ وقتی چند بارم تکرارش میکنی! فقط تو سینما ۳ بار ازم پرسید چیه و گفت: مردم چرا میخندن؟
والا "تدی خرسه" رو با ایلیا میدیدم خطرش کمتر بود!
این هفته اون جواب سوالی رو که تو ذهنش ایجاد شده از یجایی پیدا میکنه و من موندم چیکار کنم!؟
و راستی چرا بعضی خانمها از همون عکس شطرنجیه اول فیلم تا همین صحنه و جاهای دیگه اینقدر بلند بلند میخندیدن و قهقهه میزدند ... دیدن ادامه ›› که تابلو بشن!
نشانه روشنفکری و با کلاس بودن و یه همچین چیزاییه؟ یعنی اون پسره که کنار اون خانوم نشسته بود احساس خجالتی نداشت!

و اما فیلم
صحنه های خنده داری داشت ولی هم باصطلاح طنز سیاسیش (کاراکتر حاجی از گریم گرفته تا حرفاش و حرکاتش) بی مزه و پرچم بود و هم انقدر اصرار به داشتن شوخیهای جنسی در اکثر صحنه ها داشت که واقعا چندش اور میشد درست مثل هیکل شراره!
خوبیش این بود که رضا عطاران رو نمیدیدی و سعید اقا خانی حداقل یه بازی ای می کرد.
موندم سازنده ... حالا دیگه چی میخواد بسازه؟ و با چی میخواد خنده بگیره؟
بابا فیلمفارسیم آرزوست.
من فیلم رو ندیدم و نظری ندارم درباره‌ش. البته خیلی قابل‌پیش‌بینیه که چه فیلمی هست.

در مورد خنده‌های عجیب غریب برخی از خانمها در مواجهه با شوخی‌های جنسی؛ برای من هم زیاد پیش اومده... اولش برای من هم عجیب بود. ولی کم‌کم برام عادی شد. من فکر میکنم دلیل اصلیش هم محدودیت‌ها و خط قرمزهاییه که تو جامعه‌ی ما هست. بطور طبیعی شاید زیاد پیش نیاد که خانم‌ها چنین شوخی‌هایی رو توی محیط بیرون و کنار جنس‌های مخالف تجربه کنند. به همین دلیل شنیدن چنین شوخیهایی بسیار براشون شیرین و دلچسبه. البته من منظورم بعضی از خانم‌ها هست. یه موقع سوتفاهم نشه. همونهایی که شما به اونها اشاره کردید. یادمه چند سال پیش یه تئاتری رفته بودم یه خانمی چنان بلند بلند و عجیب میخندید که میخواستم همون وسط بهش بگم همه فهمیدیم که دوست داری دیگه بس کن. به جسمت آسیب میرسه یه وقت!
۲۴ فروردین ۱۳۹۸
ممنون جناب آبایی عزیز.
این عادی شدنه و ازدیاد دیدن این افراد بده! بالاخره داره رو رفتار افراد تاثیر میذاره.
شاید حق با شما باشه بخاطر محدودیتهای جامعه ! چون بعضی از خانمها چنان بلند میخندیدن که انگار تعمدی درش داشتن . ولی بودن خانومهایی هم که اعتراض داشتن به این چیزا که نشون دادن و میگفتن خیلی زشت بود.
نکته مهم تر اینه که چرا برای یه همچین فیلمی محدودیت سنی قائل نشدن!؟ واقعن دیدن این فیلم برای بچه های ابتدایی و راهنمایی بده. تا قبل از این فقط شوخی کلامی بود ولی تو این فیلم به اعضای خاص اشاره میکردن!
۲۴ فروردین ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
1- برای خلق کردن یک دزد یک مالک بساز و برای خلق کردن جرم ، قانون خلق کن!
2- ایران سرزمین سوپرایزه. وقتی فکر میکنی که دیگه از این بدتر وجود نداره و این بدترینه کاملا شگفت زده میشی که نه اینم هست!
3- اینکه پوستر فیلمت رو به سبک کمدیهای دهه 60 کاریکاتوری درست کنی دلیل نمیشه که فیلم کمدی و طنز ساخته باشی!
4- این فیلم قطعا یه فیلم فلسفیه موفقه. چون از همون ایتدا تا آخر فیلم مدام میپرسی "که چی؟ ، "یعنی چی؟" ، "خب حالا که چی؟ و ...!
5- دیدین بعضی از این بازیگرا تو مصاحبه میگن ما خوب بازی کردیم متاسفانه تدوین خوب نبوده و اون برداشتها رو در آوردن یا عوامل دیگه بد بوده. حالا کلهم اجمعین این بازیگرا وقتی فیلمنامه رو خوندن و بعد بازیش کردن یعنی نفهمیدن چه دری وری ای رو دارن میسازن1؟
6- ندیدن این فیلم قطعا به اقتصاد خانوادگی و حفظ سلامت و بهداشت عمومی و آرامش روانی جامعه کمک میکنه ، چون علاوه بر پول بلیط که از جیبت برداشتن! باید بلافاصله پس از خروج از سینما سیگار بخری و با پک عمیق بکشی و یه چند تایی هم فحش بدی بلکم آروم بشی!
7- اون جمله اول برای من کارکرد سیگار رو داشت چون بلافاصله بعد از سینما تو پوستر در ورودی نشر چشمه بود!

پ ن : این آقای فرخ نژاد که همه جا هست و تو ... دیدن ادامه ›› همه فیلما و مصاحبه هاش میگه "بردن و خوردن" ، و در آخرین افاضاتشون گفتن کار میکنم تا خرج زن و بچه ام تو آمریکا رو بدم!
من وسط فیلم یهو متوجه شدم که نه بابا ما داریم خرج زن و بچه اش رو تو آمریکا میدیم و اون داره پول مارو "میبره میده بخورن" . الیوم هر فیلمی که ایشون توش باشه رو قطعن یا نمیبینم یا بهر روشی مجانی میبینم!
عید و سینما و اسپشیال افکت روی صندلی ها !

عید تهران بودم و تلویزیون میدیدم و میرفتم کاخ و موزه و محلات تهران. الحمد لله وضع سینما خیلی خوب بود هم عطاران داشت هم سانسای نصفه شب به صبح. حدسم اینه که عزیزانی که سالی یکی دوبار میرن سینما تو این ایام میرن. امسالم که تلویزیون سریال خوبی نداشت پاتوقی هم که شبا برای رفتن نیست پس میمونه سینما. توفیقی دست داد دوبار ساعت 1 شب رفتیم سینما آزادی. سر 50 کیلو میدونستم چه "اسپیشال افکتی" روبروی پرده میافته برای همین کاملن آماده بودم که مثلن وقتی قیافه علی صادقی نشون داده میشه ملت بخندند ولی ...
کوچه بی نام ساعت یک بامداد:
زمان ما بعضی خانما بعد از زایمان دچار اختلال "افسردگی پس از زایمان" میشدن ولی با پیشرفت تکنولوژی و افزایش شبکه های اجتماعی الان بعضی خانما بعد از زایمان دچار "کمبود حضور فرهنگی" میشن یعنی رفتن به تاتر و سینما با نوزاد شیرخوارشون.
دو تا خانوم مختلف تو اون ساعت 2 تا بچه شیرخوار آورده بودن که سهمیه سالن ما "مژگان" 6 ماهه بود! به همراه دخترخاله 6 سالش که کنار ما نشستند. در ... دیدن ادامه ›› سمت چپم آقایی بود شیفته فرهاد اصلانی با صدایی بم تر از نصراله مدقالچی. با نشون دادن هر بار فرهاد خان ایشون فکر میکردن که فقط برای خانم همراهشون از فیلمای قبلی فرهاد خان میگن که دفعه سوم دیگه گفتیم بابا ساکت!
وسطای فیلم مژگان جون شروع کرد به گریه و زاری. مامان شیر داد افاقه نکرد بلند شد پیش پیش کرد جواب نداد که دختر خاله از 2 تا صندلی اونورتر گفت: مژگان لالا کنه مژگان لالا کنه! مامان مژگان و ول کرد دختر خاله رو ساکت کنه.
اما 4 تا خانوم دو تا ردیف جلوتر بودن که از شروع فیلم تا تیتراژ پایانی موبایلاشون روشن یه در میون جلوی صورتشون بود!؟ فلسفشو نفهمیدم ولی نورش دیگه اذیتمون نمیکرد فقط متنا رو خوب نمیشد خوند و استیکرایی رو که تو تلگرام میفرستادن میشد دید. یکی از این خانما که تجربش از همه بیشتر بود ساعت حدود دو شب تلفن یه نفرو جواب داد و بهش گفت که آخرای فیلمه بعدش با دخترا میان پیشش!
اگه فکر کردین اینا ویژه بوده باید بگم نه! سوپرایزم قبل شروع فیلم بود رو پله برقی طبقه سوم! داشتم بالا میرفتم که تو پله ها یکی رو دیدم که هیچ انتظارشو نداشتم. جناب سرآشپز "رمی" !
آره یه موش خاکستری هم قد بچه گربه داشت از پله ها می اومد پایین که تا منو دید برگشت بالا و رفت زیر یخچال یه موش دیگه هم که کنار یخچال بود دوید رفت پیشش. منو چند نفر دیگه که این شگفتی رو دیده بودیم به فروشندگان عزیز گفتیم ولی انگار براشون عادی بود و فقط یکیشون اومد کمی زیر یخچال رو ورانداز کرد و بعد رفت. منم بعد از یه مدت که وایستادم تا بیان که بتونم ازشون فیلم بگیرم خسته شدم و رفتم.نیومدن نامردا!
فقط نمیدونم اونجا که چیپس و پفک و کیک و بستنی و این چیزا داره. موشه پس چی میپزه؟