تیوال 7 جولای | دیوار
S3 : 23:57:22
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
هیأت معرفی نماینده سینمای ایران متشکل از فرشته طائرپور (تهیه کننده)، فاطمه معتمدآریا (بازیگر)، ابوالحسن داودی (کارگردان)، تورج منصوری (فیلمبردار)، رسول صدرعاملی (کارگردان)، امیر اثباتی (طراح صحنه)، مرتضی رزاق کریمی (تهیه کننده)، مهرزاد دانش (منتقد) و رائد فرید زاده (معاون بین الملل بنیاد سینمایی فارابی) که بصورت محرمانه و بدون اطلاع‌رسانی فعالیت خود را آغاز کرده بوده، برای نخستین بار یک فیلم مستند را به عنوان نماینده ایران برای اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان انتخاب کرد و بدین ترتیب مستند «در جستجوی فریده» به کارگردانی آزاده موسوی و کورش عطایی نماینده ایران در اسکار 2020 شد؛ تصمیمی که برای نخستین بار نیمه شب و کاملاً غیرمنتظره اعلام شد.

https://www.tabnak.ir/fa/news/918603/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0-%D8%B4%D8%AF-%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B4-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D9%82%D8%B5%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF
... دیدن ادامه »
امیر مسعود و باربد این را خواندند
نرسیده به اسکار،حذف میشه
۲۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
7 جولای
درباره فیلم رحمان ۱۴۰۰ i
شرایط زندگیم و شرایط اجتماعم ایجاب کرده که توی این سالها فقط برای دیدن فیلم کمدی سینما میرم و البته خودم رو برای دیدن هر چیزی آماده کردم!
"قانون مورفی" یه فیلم تین ایجری بود که هم بزن بزن داشت و هم رقص و آواز ،و ایلیا که کلاس پنجم ابتداییه و فرداش، همه کلاسشون فهمیدن که "کیک حشیش" چیه و هر کی مصرف میکنه اصلا اتفاق بدی براش نمی افته و خیلی باحاله! ولی
سازنده (بوووق) رحمان ۱۴۰۰ ،
"بانک اسپرم" رو به ایلیا چی بگم؟ وقتی چند بارم تکرارش میکنی! فقط تو سینما ۳ بار ازم پرسید چیه و گفت: مردم چرا میخندن؟
والا "تدی خرسه" رو با ایلیا میدیدم خطرش کمتر بود!
این هفته اون جواب سوالی رو که تو ذهنش ایجاد شده از یجایی پیدا میکنه و من موندم چیکار کنم!؟
و راستی چرا بعضی خانمها از همون عکس شطرنجیه اول فیلم تا همین صحنه و جاهای دیگه اینقدر بلند بلند میخندیدن و ... دیدن ادامه » قهقهه میزدند که تابلو بشن!
نشانه روشنفکری و با کلاس بودن و یه همچین چیزاییه؟ یعنی اون پسره که کنار اون خانوم نشسته بود احساس خجالتی نداشت!

و اما فیلم
صحنه های خنده داری داشت ولی هم باصطلاح طنز سیاسیش (کاراکتر حاجی از گریم گرفته تا حرفاش و حرکاتش) بی مزه و پرچم بود و هم انقدر اصرار به داشتن شوخیهای جنسی در اکثر صحنه ها داشت که واقعا چندش اور میشد درست مثل هیکل شراره!
خوبیش این بود که رضا عطاران رو نمیدیدی و سعید اقا خانی حداقل یه بازی ای می کرد.
موندم سازنده ... حالا دیگه چی میخواد بسازه؟ و با چی میخواد خنده بگیره؟
بابا فیلمفارسیم آرزوست.
من فیلم رو ندیدم و نظری ندارم درباره‌ش. البته خیلی قابل‌پیش‌بینیه که چه فیلمی هست.

در مورد خنده‌های عجیب غریب برخی از خانمها در مواجهه با شوخی‌های جنسی؛ برای من هم زیاد پیش اومده... اولش برای من هم عجیب بود. ولی کم‌کم برام عادی شد. من فکر میکنم دلیل ... دیدن ادامه » اصلیش هم محدودیت‌ها و خط قرمزهاییه که تو جامعه‌ی ما هست. بطور طبیعی شاید زیاد پیش نیاد که خانم‌ها چنین شوخی‌هایی رو توی محیط بیرون و کنار جنس‌های مخالف تجربه کنند. به همین دلیل شنیدن چنین شوخیهایی بسیار براشون شیرین و دلچسبه. البته من منظورم بعضی از خانم‌ها هست. یه موقع سوتفاهم نشه. همونهایی که شما به اونها اشاره کردید. یادمه چند سال پیش یه تئاتری رفته بودم یه خانمی چنان بلند بلند و عجیب میخندید که میخواستم همون وسط بهش بگم همه فهمیدیم که دوست داری دیگه بس کن. به جسمت آسیب میرسه یه وقت!
۲۴ فروردین
ممنون جناب آبایی عزیز.
این عادی شدنه و ازدیاد دیدن این افراد بده! بالاخره داره رو رفتار افراد تاثیر میذاره.
شاید حق با شما باشه بخاطر محدودیتهای جامعه ! چون بعضی از خانمها چنان بلند میخندیدن که انگار تعمدی درش داشتن . ولی بودن خانومهایی هم که اعتراض داشتن ... دیدن ادامه » به این چیزا که نشون دادن و میگفتن خیلی زشت بود.
نکته مهم تر اینه که چرا برای یه همچین فیلمی محدودیت سنی قائل نشدن!؟ واقعن دیدن این فیلم برای بچه های ابتدایی و راهنمایی بده. تا قبل از این فقط شوخی کلامی بود ولی تو این فیلم به اعضای خاص اشاره میکردن!
۲۴ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
7 جولای
درباره فیلم میلیونر میامی i
1- برای خلق کردن یک دزد یک مالک بساز و برای خلق کردن جرم ، قانون خلق کن!
2- ایران سرزمین سوپرایزه. وقتی فکر میکنی که دیگه از این بدتر وجود نداره و این بدترینه کاملا شگفت زده میشی که نه اینم هست!
3- اینکه پوستر فیلمت رو به سبک کمدیهای دهه 60 کاریکاتوری درست کنی دلیل نمیشه که فیلم کمدی و طنز ساخته باشی!
4- این فیلم قطعا یه فیلم فلسفیه موفقه. چون از همون ایتدا تا آخر فیلم مدام میپرسی "که چی؟ ، "یعنی چی؟" ، "خب حالا که چی؟ و ...!
5- دیدین بعضی از این بازیگرا تو مصاحبه میگن ما خوب بازی کردیم متاسفانه تدوین خوب نبوده و اون برداشتها رو در آوردن یا عوامل دیگه بد بوده. حالا کلهم اجمعین این بازیگرا وقتی فیلمنامه رو خوندن و بعد بازیش کردن یعنی نفهمیدن چه دری وری ای رو دارن میسازن1؟
6- ندیدن این فیلم قطعا به اقتصاد خانوادگی و حفظ سلامت و بهداشت عمومی و آرامش روانی ... دیدن ادامه » جامعه کمک میکنه ، چون علاوه بر پول بلیط که از جیبت برداشتن! باید بلافاصله پس از خروج از سینما سیگار بخری و با پک عمیق بکشی و یه چند تایی هم فحش بدی بلکم آروم بشی!
7- اون جمله اول برای من کارکرد سیگار رو داشت چون بلافاصله بعد از سینما تو پوستر در ورودی نشر چشمه بود!

پ ن : این آقای فرخ نژاد که همه جا هست و تو همه فیلما و مصاحبه هاش میگه "بردن و خوردن" ، و در آخرین افاضاتشون گفتن کار میکنم تا خرج زن و بچه ام تو آمریکا رو بدم!
من وسط فیلم یهو متوجه شدم که نه بابا ما داریم خرج زن و بچه اش رو تو آمریکا میدیم و اون داره پول مارو "میبره میده بخورن" . الیوم هر فیلمی که ایشون توش باشه رو قطعن یا نمیبینم یا بهر روشی مجانی میبینم!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عید و سینما و اسپشیال افکت روی صندلی ها !

عید تهران بودم و تلویزیون میدیدم و میرفتم کاخ و موزه و محلات تهران. الحمد لله وضع سینما خیلی خوب بود هم عطاران داشت هم سانسای نصفه شب به صبح. حدسم اینه که عزیزانی که سالی یکی دوبار میرن سینما تو این ایام میرن. امسالم که تلویزیون سریال خوبی نداشت پاتوقی هم که شبا برای رفتن نیست پس میمونه سینما. توفیقی دست داد دوبار ساعت 1 شب رفتیم سینما آزادی. سر 50 کیلو میدونستم چه "اسپیشال افکتی" روبروی پرده میافته برای همین کاملن آماده بودم که مثلن وقتی قیافه علی صادقی نشون داده میشه ملت بخندند ولی ...
کوچه بی نام ساعت یک بامداد:
زمان ما بعضی خانما بعد از زایمان دچار اختلال "افسردگی پس از زایمان" میشدن ولی با پیشرفت تکنولوژی و افزایش شبکه های اجتماعی الان بعضی خانما بعد از زایمان دچار "کمبود حضور فرهنگی" ... دیدن ادامه » میشن یعنی رفتن به تاتر و سینما با نوزاد شیرخوارشون.
دو تا خانوم مختلف تو اون ساعت 2 تا بچه شیرخوار آورده بودن که سهمیه سالن ما "مژگان" 6 ماهه بود! به همراه دخترخاله 6 سالش که کنار ما نشستند. در سمت چپم آقایی بود شیفته فرهاد اصلانی با صدایی بم تر از نصراله مدقالچی. با نشون دادن هر بار فرهاد خان ایشون فکر میکردن که فقط برای خانم همراهشون از فیلمای قبلی فرهاد خان میگن که دفعه سوم دیگه گفتیم بابا ساکت!
وسطای فیلم مژگان جون شروع کرد به گریه و زاری. مامان شیر داد افاقه نکرد بلند شد پیش پیش کرد جواب نداد که دختر خاله از 2 تا صندلی اونورتر گفت: مژگان لالا کنه مژگان لالا کنه! مامان مژگان و ول کرد دختر خاله رو ساکت کنه.
اما 4 تا خانوم دو تا ردیف جلوتر بودن که از شروع فیلم تا تیتراژ پایانی موبایلاشون روشن یه در میون جلوی صورتشون بود!؟ فلسفشو نفهمیدم ولی نورش دیگه اذیتمون نمیکرد فقط متنا رو خوب نمیشد خوند و استیکرایی رو که تو تلگرام میفرستادن میشد دید. یکی از این خانما که تجربش از همه بیشتر بود ساعت حدود دو شب تلفن یه نفرو جواب داد و بهش گفت که آخرای فیلمه بعدش با دخترا میان پیشش!
اگه فکر کردین اینا ویژه بوده باید بگم نه! سوپرایزم قبل شروع فیلم بود رو پله برقی طبقه سوم! داشتم بالا میرفتم که تو پله ها یکی رو دیدم که هیچ انتظارشو نداشتم. جناب سرآشپز "رمی" !
آره یه موش خاکستری هم قد بچه گربه داشت از پله ها می اومد پایین که تا منو دید برگشت بالا و رفت زیر یخچال یه موش دیگه هم که کنار یخچال بود دوید رفت پیشش. منو چند نفر دیگه که این شگفتی رو دیده بودیم به فروشندگان عزیز گفتیم ولی انگار براشون عادی بود و فقط یکیشون اومد کمی زیر یخچال رو ورانداز کرد و بعد رفت. منم بعد از یه مدت که وایستادم تا بیان که بتونم ازشون فیلم بگیرم خسته شدم و رفتم.نیومدن نامردا!
فقط نمیدونم اونجا که چیپس و پفک و کیک و بستنی و این چیزا داره. موشه پس چی میپزه؟


:)))
۲۲ فروردین ۱۳۹۵
:)) اینو من چرا ندیده بودم؟ :))
۰۱ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
7 جولای
درباره فیلم کوچه بی‌نام i
وقتی قصه و فیلمنامه ای وجود نداشته باشه و کنش و واکنشهای شخصیتها در چند موقعیت و حادثه مهم باشه و البته یک راز! نتیجش اینه که تکیه بر بازیها شده و بقیه عوامل فیلمسازی رها شده!؟ نه دیالوگهای شاخصی هست نه دکوپاژ و میزانسن و طراحی صحنه ها خوبه و نه فیلمبرداری!
کوچه بینام یه فیلم بازی محوره که در بقیه موارد بشدت ضعیفه! فرهاد اصلانی و فرشته صدر عرفایی و پانته آ بهرام و ستاره پسیانی عالی هستن و باران کوثری خوب فقط همین!
نه فقط پایان فیلم کلیشه ایه بلکه "تحول" شخصیتها اصلن بنمایش درنمیاد یهو متحول میشن. محدثه یکباره تصمیم میگیره رابطش رو با بابک بهم بزنه _ با اینکه میشه حدس زد بخاطر خواهر بزرگش و شوهرش این اتفاق میافته_ شما چیزی نمیبیند نمایی پلانی و یا دیالوگی فقط حدس میزنی! مادر به یکباره محدثه رو به جمع خودشون راه میده و پشتش در میاد! برای چی؟ نمیفهمید ... دیدن ادامه »
بدتر از همه القای این تصور به بینندست که چون پدر خانواده خودش خطاکار بوده برای همین به محدثه باج میده نه اینکه پدر از خطای خودش درس گرفته باشه یا به رشد رسیده باشه و از روی فهم با محدثه اینطور رفتار میکنه! مخصوصن با دیالوگ داغونی که از محدثه حلالیت میطلبه.
در کل فیلمی با کارگردانی خیلی بد!
اوا.ت، فرشید بزرگنیا، مجتبی مهدی زاده و الهه الف این را خواندند
کیمیا TAV و ونوس پیمان این را دوست دارند
در مورد تحول بی مقدمه محدثه موافقم و در یادداشت خودم بهش اشاره کردم.در مورد پدر خانواده و فرجام او (پلان آخر که اشاره ای به بهشت رفتن وی دارد) فیلمساز او را خطاکار نمی داند.
درکل کوچه بی نام نقاط قوت دیگری هم دارد ولی بیش از هرچیز بر بازیهای خوب تکیه می ... دیدن ادامه » کند.
۱۵ فروردین ۱۳۹۵
کوچه بی نام یه فیلم عالی
بازیها و کارگردانی و فیلمنامه بسیار خوب

یه رئالیسم اجتماعی زیبا از طبقات پائین جامعه با تمام عشق و غم ها و شادی این طبقه

کوچه بی نام رو دوست داشتم
۱۵ فروردین ۱۳۹۵
:)
آقا محسن قصه که نداشت دیگه! کارگردان هم نتونست حرفشو بزنه.
موقعیت بود و اکت بازیگرا.
یه سوال:
اگه چاه خونه بریزه یا باز باشه و بعد بچه ای توش بیوفته و سالم درش بیاری چه وقت در اون چاه میبندی تا دیگه این اتفاق نیوفته؟
۱۵ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه کمدیه "اغراق" نسبتن خوب و خنده دار _اونقدر اغراق که لباس زیر ساعد سهیلی شلوارک شده بود!_
با مولفه های مورد علاقه حقیقی _ آبادان و سفر، طبقه روشنفکر و مرفه، قوانین و احکام_
با رنگ بندی و موزیکهای زیبا و فانتزی _ هپی آبادانی_
با ادای دینی به پدر و ابوالحسن تهامی و سینمای روشنفکری دهه 60
بشکل یه دورهمی دوستانه با دعوت از سروش صحت، علی صادقی، ویشکا آسایش، مهران غفوریان، نادر سلیمانی که کارکردی در پیشبرد فیلم ندارند _ ولی قطعن خیلی خوش گذشته_
با چندتا دیالوگ عالی!

شد یه فیلم :))

به نقل از هالیوود ریپورتر، مراسم معرفی برترین‌های هشتاد و هشتمین جایزه آکادمی سینمایی اسکار با اجرای کریس راک برگزار شد و برترین‌های اسکار ۲۰۱۶ به شرح ذیل معرفی شدند:

بهترین فیلم: «کانون توجه» به کارگردانی تام مک‌کارتی
بهترین بازیگر نقش اول زن: «بری لارسون» بازیگر فیلم «اتاق»
بهترین بازیگر نقش اول مرد: «لئوناردو دی کاپریو» بازیگر فیلم «بازگشته»
بهترین بازیگر نقش مکمل زن: «الیشا ویکندر» بازیگر فیلم «دختر دانمارکی»
بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: «مارک رایلنس» بازیگر فیلم «پل جاسوسان»
بهترین کارگردانی: «الخاندرو گونزالس ایناریتو» کارگردان فیلم «بازگشته»
بهترین فیلم خارجی زبان: «پسر شائول» از مجارستان
بهترین موسیقی متن فیلم: «هشت نفرت انگیز»، انیو موریکونه
بهترین فیلمنامه: «کانون توجه» نوشته جاش سینگر و تام مک‌کارتی
بهترین فیلمنامه اقتباسی: «کسری بزرگ» نوشته چارلز رندولف و آدام مک‌کی
بهترین طراحی صحنه: «مکس دیوانه: جاده خشم»، کالین گیبسون و لیزا تامپسون
بهترین تدوین: «مکس دیوانه، جاده خشم»، مارگارت سیکسل
بهترین انیمیشن بلند: «درون بیرون»
بهترین ... دیدن ادامه » انیمیشن کوتاه: «داستان خرس»
بهترین گریم و استایل مو: «مکس دیوانه، جاده خشم»، لسلی واندروالت، الکا واردگا و دامیان مارتین
بهترین میکس صدا: «مکس دیوانه: جاده خشم»
بهترین تدوین صدا: «مکس دیوانه: جاده خشم»، مارک مانچینی و دیوید وایت
بهترین طراحی لباس: «مکس دیوانه: جاده خشم»، جنی بیوان
بهترین مستند بلند: «امی»
بهترین مستند کوتاه: «دختری در رودخانه، بهای بخشیدن»
بهترین فیلم کوتاه: «شاترر»
بهترین فیلمبرداری: «بازگشته»، امانوئل لابزکی
بهترین جلوه های ویژه: «اکس ماشینا»
بهترین ترانه: Writing's On the Wall برای فیلم اسپکتر
مجتبی مهدی زاده این را خواند
Mehr N@z، شکیبا، نیلوفر ثانی و رومینا خلج هدایتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پنجشنبه شب 22 بهمن به تماشای این تاتر رفتم.
نکته جالب و چشمگیر اون حضور نوزاد شیرخوار در بین تماشاگران بود که پدر و مادرشو با خود به دیدن نمایش آورده بود! هر چند که مجبور شد بعد از یکساعت بخاطر هیس هیس کردنهای مداوم پدر و حرکات جالب مادر، مادرشو از سالن بیرون ببره تا همه تماشاگران مدام به پدر و مادرش نگاه نکنند!
متاسفانه نمایش با 20 دقیقه تاخیر شروع شد. ساعت 8 تازه مارو به داخل سالن راه دادن! و ساعت 10 وده دقیقه بود که نمایش تموم شد. همین تاخیر 20 دقیقه ای باعث شد به اکران فیلم "بارکد" تو سینما بهمن که یه هفته منتظرش بودم نرسم! میتونستم وسط نمایش بلند شم ولی فکر کردم اینکار توهینی به کسایی که دوسشون داشتم! البته تقصیر خودم بود که خواستم بیکاری قبل از بارکد رو با یه چیزی پر کنم!
نور صحنه بشدت کم بود. البته فکر کردم بخاطر اینه که زمان ماجرا در شبه ولی ... دیدن ادامه » وقتی خیالهای "هرکی خان" هم تو همین نوره پس یه اشکالیه که باید رفع شه!
موسیقی زنده رو دوست داشتم ولی بنظرم بدلیل کوچکی سالن باران، محل استقرارشون خوب نیست انگار تنبیهشون کردن!
مدت زمان نمایش زیاده و پرده های مربوط به رویایه هرکی خان و حضور حوری بنظرم اضافه است که هم نمایش رو از ریتم میندازه و هم پیام اخلاقی که انتهای نمایش میده گل درشته و بی ربط!
بازیها عالین و شوخی های کلامی و گفتگو ها خوب دراومدند، هر چند در محیطی تهوع آور میگذره. اونچه دیدنی تر بود "بازی بدن" بازیگران بود بخصوص شهرام حقیقت دوست -که پنداری مش قاسم دایی جان ناپلئونه- و مجبورت میکرد بخندی!
خیلی طراحی صحنه خاصی نداشت. بیشتر چندتا ابزار صحنه بود!
در کل نمایش بسیار شادی بود که به هدفی که براش طراحی شده، دست پیدا کرده و لحظات شاد و مفرحی رو برای تماشاچی رغم میزنه و باید قدردان این زحماتی بود که بدور از لودگی و با احترام به مخاطب برای نشاندن خنده بر لبان مردمی که دیگر با هم نمیخندند؛ کشیده میشود.
الهه الف، سپیده seyedan، solaris و Elaheh Eli این را خواندند
pinar این را دوست دارد
"پاراگراف اول خیلی جالب بود".
7 جولای عزیز لطفا بفرمایید آیا از این دست شوخی های کلامی " من واسه هیچ زنی کش تنبونم شل نشده" "دست نکشیده روش خمار شدی" و.. که از نظر بنده مصداق بارز شوخی سخیف هست توی این کار پیدا می شه یا نه؟ و در صورت امکان دو ... دیدن ادامه » نمونه از آن شوخی ها را بنویسید (2 نمره) :)

پ.ن: جدی پرسیدما. حالا اون دو نمره رو بی خیال :)
۲۸ بهمن ۱۳۹۴
بنظرم نمایش فوق العاده ایه. بازیها عالی هستن مخصوصن بازی شهرام حقیقت دوست و الهام پاوه نژاد و نگار عابدی حرف نداره. برای شاد بودن و یه مدت شاد موندن بهتون پیشنهاد میکنم ببینید حتمن
۲۹ بهمن ۱۳۹۴
بعله :)))
۲۹ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
7 جولای
درباره فیلم لاک قرمز i
چقدر خوبه این فیلم!

این فیلم برشی تلخ از واقعیت ایران امروزه که بلحاظ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی دچار مشکلات عدیده و فزایندست.
فیلم شریفیه که بیننده رو به زندگی پر از درد دختر 16 ساله ای بنام اکرم میبره و با رنجهای اون همراه میکنه بدون اینکه بیننده از این همه مصیبت منزجر بشه و بدش بیاد و شاید یه کسی هم مثل من حالش خوب شه!
فیلم شاید اگه پشتوانه و عوامل حرفه ای تری داشت میتونست به موفقیتهای "من ترانه 15سال دارم" دست پیدا کنه ولی همین اندازه هم در گفتن حرف و دغدغه ای که داره موفقه!
فیلم درباره "غروره" و "عزت نفس" درباره "جهله"و "درک و اراده قوی" . فیلم سیاهی ها رو نشون میده ولی در این سیاهی ستاره هایی هستن که اگرچه چشمک میزنن و گاهی خاموشند ولی شب رو روشن میکنن. مثل هم کلاسی اکرم که یه دوست واقعیه، مثل نگاه زیبای پدر به اکرم ... دیدن ادامه » اگر چه تحت تاثیر مواد رفتارش با مادرش حیوانیه، مثل عمو ولی با بازی خوب مسعود کرامتی که میفهمه اکرمو، و البته آقای قاضی که چقدر خوبه این قاضی.
اکرم سر دعوای اسماعیل با کریم سیرابی یاد میگیره که گاهی بهتره غرورش جریحه دار بشه. سر ماجرای عوارض سقط مادر یاد میگیره که باید از جهل فرار کنه!
اون درک میکنه موقعیتی رو که درش قرار گرفته و چون میشناسه عاقبت کج روی رو، برعکس سایر هم سن و سالان خودش که زود وا میدن و اسیر بداخلاقیهای جامعه میشن مبارزه میکنه و در جهت تغییر شرایطش بر میاد. با اینکه بهش میگن جای اسماعیل و الهام توی بهزیستی بهتره، میجنگه تا بتونه اونا رو پس بگیره اینبار نه بخاطر غرورش بلکه بخاطر عزت نفسش. با نگاه زیبایی که از پدرش به ارث برده -حتی با بلایی که ناخواسته پدرش سرش آورده- صورت عروسکها رو عوض میکنه و فهمیده که اگه بخواد شرایط رو بهتر کنه باید نگاهشو عوض کنه!
بازی فوق العاده بهنام تشکر در نشون دادن پدری معتاد ولی با درونمایه ای لطیف، پانته آ پناهی ها بنقش مادری امی، و بازی گیرای پردیس احمدیه که سرزندگی و شیطنت و شر و شور یه دختر نوجوان رو نشون داده همه تماشایین.
دوربین روی دست در اکثر مواقع پشت سر اکرمه و میخواد بگه که اکرم حالا یه قدم جلوتره. موسیقی متن قوی نداره. همینطور طراحی صحنه خاصی ولی برای همه سکانساش فکر شده و کمتر ایرادی میشه بهش گرفت.
کارگردانیش خوبه و پایان فیلم فوق العاده. این شاید بهترین پایان بندی بود که من امسال در بین فیلمهای جشنواره دیدم. جاییکه اکرم با سبد عروسکها در پیاده رو به دختر و مادری که قصد خرید عروسک دارن میرسه و میایسته و دوربین در پیاده رو تراولینگ میکنه و ... آواز علیرضا قربانی.

بغایت زیبا.
به همه دوستان تیوالی دیدن این فیلم رو پیشنهاد میکنم. در هیاهوی جشنواره و سر و صدای زیاد پر مدعاها دیدن این فیلم ساکت و آروم، با نگاه محترم و مثبت به نسل جوان که اونها رو نه احمق و نه فضایی تصور میکنه، تجربه ای دلپذیر و خوشاینده!
۱۹ بهمن ۱۳۹۴
ممنون از پیشنهادتون
۱۹ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این یه چند تا تاتر بود که ازشون فیلمبرداری شده بود و باسم فیلم بلند سینمایی نشونمون دادن! واقعن هم بلند بود و هی تموم نمیشد! اینکه 2 ساعت بشینی و بازسازی هرچی!؟ فیلم کلاسیک هست رو نیگا کنی اصلن جالب نیست! میگم هرچی چون واقعن تا تونسته بود فیلم تعریف میکرد!
آقای رحمانیان عزیز! خوب این ایده رو چند سال پیش تو افتتاحیه جشنواره فجر بکار بردین و علی عمرانی عزیز و مهتاب نصیرپور دوست داشتنی شاهکارای سینمای ایران رو دو نفره بازسازی کردن که خیلی خوب و بکر بود. ولی شما مدام دارید همون رو تکرار میکنید چه تو تاتراتون و حالا تو سینما. شاید ایندفعه هم اگر خاطرات سینمای خودمون رو ورق میزدین اونم بعضیاشو در قالب یه داستانی جواب میداد ولی این فیلم تاترتون اصلن خوب نیست.
شانس آوردین که تو بخش مسابقه راهتون ندادن! تو اینجا که طرفداراتون بخاطر اسمتون و سابقتون اومدن ... دیدن ادامه » سالن رو ترک می کردن وای بحال بخش مسابقه که معلوم نبود چقدر اصلن نمیپسندم میگرفتید و اونوقت هم شاید یه مصاحبه میکردید که مردم هم نمیفهمند!
مدیوم سینما بدرد شما نمیخوره به تاتر برگردید!
شاید هریک از ما جای اون مردم توی قهوه خونه بودیم از نفس علی عمرانی -مخصوصن جاییکه 12 مرد خشمگین رو بازی میکنه- و بازی بقیه هنرمندان لذت میبردیم ولی این چیزی که شما نشون دادین اصلن تماشا نداره!
4 تا فیلم 5 تا فیلم رو تعریف کن در قالب یه قصه! هرچی منتظر قصه شدیم دیدیم هیچی نیست! یه جا حسین عرفانی گفت : کاشکی مثل همفری بوگارت بمیرم ! گفتیم خب حالا حتمن یه چیزی میشه ولی باز نشد!
نفهمیدم تله تاترتون واقعن چی میخواست بگه! سالهای محدودیت رو به نقد کشیدید ولی استاد خودتون مگه مقصر نبودید؟
کارخونه سیمان تهران رو که نشون دادید 60 سال پیش ساخته شد تا پیشرفت و تمدن نو رو برای ایران بسازه. اگه نشد و دورو برش شد پر از نیمکتهای تل انبار شده مقصر کیه؟ اگه عشق آباد،آباد نشد مقصر کیه؟ اگه عشق و حرف زدن از زن تو عشق آباد ممنوع شده دلیلش چیه؟
حرف آخر، شما و خیلی های دیگه بزرگید برای ما اما باور کنید فیلما کوچیک نشدن! ما اصالت رو دوست داریم. شاید شما راه رو اشتباه میرید فکرشو کردید؟ حداقل تو ایران اینجور بنظر میاد!
7 جولای
درباره فیلم ابد و یک روز i
فیلم خوبیه و اصلن بنظر نمیاد که کارگردانش فیلم اولشه!
شخصیت پردازیهاش بدرستی انجام گرفته و بازیگرانش همه خوبن و سرجاشون قرار گرفتن و این خانواده "گل و بلبل" رو خیلی خوب نمایش دادن!
با قصه ای روان وتاثیرگذار که هیچوقت از ریتم نمیافته و پایانش خوب بسته میشه! همه سکانسها با هدف و در جهت کمک به بهتر شدن فیلم اجرا شده و هر کدوم یه سورپرایزی برات داره! از مدرسه نوید گرفته تا پرند و خونه شهناز!
یکی از خاطرات خوب سینمادوستا سکانسی از فیلم "لئونه" که ناتالی پورتمن اسلوموشن از راهرو و جلو در خونشون که پلیسای فاسد وایسادن رد میشه و در خونه لئون رو میزنه! حالا این فیلم سکانسی رو بتصویر کشیده شبیه همین صحنه که یاد همه فیلم دوستای ایرانی خواهد موند، التماس محسن به نوید!
سکانسای تقابل و جرو بحثای مرتضی و محسن دیدنیه هرچند که فراتر از سطح خونوادگیشون ... دیدن ادامه » و تئاتری دعوا میکنن! اما بازی چشم نواز نوید محمد زاده در پلانی که به سمیه التماس میکنه و سکانسی که محسن رو میبرن و باز التماس میکنه عالین و فراموش نشدنی!
از مادر عتیقه این خونواده خوشتون میاد همونقدر که از لیلا متنفر میشید. نویدو دوست خواهید داشت و سمیه رو که چشم و چراغ خونست با بازی درست پریناز ایزدیار. کاراکتر اضافی نداره و اجزای صحنه کامل در خدمت فیلمه. احساساتتون رو برانگیحته میکنه و با پایانی درست امید رو نوید میده. سمیه است که چراغ این خونه رو روشن میکنه!

7 جولای
درباره فیلم امکان مینا i
خلاصه داستان رو که بخونی و بعد فیلمو ببینی میفهمی که یکی از بهترین خلاصه هایی که گفته شده و ایهام داشته!
نقدش باشه برای زمان اکرانش اما برای معرفیش اینبار باید از واژه های مسعود فراستی خرج کرد: فیلم عقیم رها میشه، الکنه، لاله!
فیلم "امکان مینا"با بازیهای فوق العاده میلاد کی مرام و افتضاح گلشیفته ساداتی!؟ و همچنین انتخاب بشدت بد همه بازیگران، یک درام سیاسیه رازگونه ست که تنها نقطه عطف اون کشف رازه و البته در مبهوت کردن بیننده بد عمل نمیکنه!
فیلم خیلی کند و خسته کننده شروع میشه و در میانه ها با ورود به فاز کار سیاسیه مینا و مهران خوب عمل میکنه و در انتها با پایانی بد و پر از سوال بدون جواب تموم میشه! انگیزه مهران از این کارش چی بود؟ بخاطر عشقش به مینا بود یا بواسطه حضور بچه؟ دوستش باعث شد؟ مینا چی میشه؟ و...
کارگردانی خوب نیست ، موسیقی متن انگار ... دیدن ادامه » نداره! سوتی های تصویری مثل سریال کیمیا دیده میشه ولی گریمهاش خوبه!
خیلی جالب بود که بعد از تموم شدن فیلم کسی براش دست نزد!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
7 جولای
درباره فیلم امکان مینا i
مهران: هیچ رژیمی به کسی که جلوش اسلحه گرفته ، گل نمیده!




واینطوریه که وقایع دهه شصت توجیه میشه! و بخاطر همین یه خط میشه فیلم ساخت!
این یه ضد دیالوگه!!
۱۶ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
7 جولای
درباره فیلم بادیگارد i
فیلم "بادیگارد" رو برخلاف فیلم "چ" دوست داشتم و نقد اونو میذارم برای بعد!
اما کاملن مشخصه که "موسسه اوج" تهیه کننده این فیلمه و اثرش فراتر از صحنه ها تو دیالوگها پیداست!
بازی پرویز پرستویی و امیر آقایی شاهکار بود و بابک حمیدیان و بقیه روان. کاشکی مریلا زارعی فقط کستینگ انجام میداد و بازی نمیکرد!
گریم و صدا و فیلمبرداریش خوب بود!
موسیقیش علیرغم تعریف زیادی که خود کارن همایونفر کرده بود خیلی معمولی بود بطوریکه نواخته شدنشو در بسیاری از صحنه ها حس نمیکردی و زنگی به فیلم نمیداد!
اما قصه فیلم ساده و روایتش خوب شکل گرفته. قصه قهرمان و ضد قهرمان داره و با تصویر حرف میزنه. صحنه های بامزه فیلم هم خوب اجرا شده و تو یه فیلم جدی خوب از آب دراومده.
شاید سکانسای مربوط به شغل مریلا زارعی اضافیه و اگر نباشه لطمه ای به فیلم نمیخوره مثلن اگه ایشون ... دیدن ادامه » خانه دار بشه باز خیلی فرق نمیکرد و از قصه اصلی دور نمیافتاد که این امر باعث شده زمان فیلم کمی طولانی بشه!
اما نکته ضعیف دیگه این فیلم وصل شدن حلقه ها بهمه. پسر یه شهید، نابغه فیزیک میشه و میره انرژِی اتمی و رفیق بابای شهیدش میشه بادیگاردش و کاراکتر مادر اضافه میشه و لوکیشنهایی مثل کهف وسط میاد که بشدت شعاریه و بلندگوی موسسه اوج میشه!
اما طراحی و اجرای صحنه ها و همینطور جلوه های ویژه بصری فیلم بشدت عالیه و پایان فیلم بلحاظ اتفاق و شکل اجرا زیباست و تاثیر گذار!


موسیقی فیلم به نوعی تقلیدی از موسیقی مجید انتظامی بود در فیلمهای قبلی حاتمی کیا و قرابت ویژه ای با فضای این فیلم نداشت.
۲۷ اسفند ۱۳۹۴
ممنون خانم نجاتی.
با تاخیر
۰۴ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
7 جولای
درباره فیلم قندون جهیزیه i
اگر این فیلم به گفته دوستان و نوشته سر در سینما "کمدی" بود
پس آقای ملاقلی پور تعریف جدیدی از فیلم کمدی بوجود آوردند:
کمدی یعنی فیلمی که پایانش خوش باشه!؟
نه فقط خنده ای نداشت بلکه پوشوندن جامه "کمدی سیاه" بر تنش خیلی خیلی گشاد بود!
من تو برنامم گذاشته بودم این فیلمو ببینم ولی با حرکت خام و نپخته ای که کارگردانش انجام داد چند وقت پیش پشیمون شدم.
۰۲ مهر ۱۳۹۴
ستم که هست ولی شما افراطی نشو خواهشن! منظورم این نیست که میانه رو یا اصلاح طلب باش! هنرمند باش!

شیرینیشو دادم! یه عکس از اون لحظه ای که دارن جایزه رو اعلام میکنن فرستادم براتون! [شیرینی اصفهانی ها :D ]
من میخوام شاه بشم فک نکنم توی زوریخ باشه. آتلان هست ولی.
۰۷ مهر ۱۳۹۴
سه تا مستند از ایران هست. و من می خوام شآه بشم هم هست .. ولی فکر نکنم برای مسابقه باشن... برای فروشن

تو یه اصفهانی خاص و صاحب سبک متفاوتی. من می دونم!
شیرینی خوب می خوام.
۰۷ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک روز
بر گونه ی این مملکت یک بوسه
و بر بالای سرش یک یادداشت
میگذارم و میروم
.
.
.

"آنچنان زیبا به خواب رفته ای که دلم نیامد بیدارت کنم" !



از: فکر کنم عزیز نسین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیاتری که نیستم ولی سکانسهای برتر عاشقانه های سینما رو روی صحنه تاتر دیدن لذت داره؟ در مورد ایرانیش شاید یه چیزی شبیه به اون اجرای علی عمرانی و مهتاب نصیر پور توی مراسم افتتاحیه جشنواره فجر چند سال پیش که بعضی از سکانسای معروف فیلمای ایرانی رو اجرا کردن شاید بگید آره ولی مطمئنم در مورد فیلمهای خارجی مگه میشه حسی رو که اسکارلت در طول فیلم داشت رو روی صحنه اجرا کرد تمام ابهت اسکارلت و ویوین لی به فیلمشونه و فقط با دیدن فیلمشه که میشه عشقشو درک کرد و یا با اجرای کل نمایش برباد رفته روی صحنه! بعنوان یه متعصب سینما دوست دارم فقط حکایت عاشقانه سلین، مگی گربهه، ایلسا رو توی فیلمهاشون ببینم آخه میدونید اصله! بقیه اش میشه همین صد هزار تومن و سودآوری و چهره ها و سرمایه داری!
ضمنن با علاقه شدیدی که به هردو بازیگر دارم ولی بازی نیکی کریمی تو تاتره "شام ... دیدن ادامه » با دوستان" اصلن انتظارمو برآورده نکرد فکرشو بکن تو کل اجرای نمایش یه بار هم به تماشاچیا نگاه نکرد!؟ جایی شنیدم گفته بود که تمرکزم رو بهم میزنه!!!
تاتر "رومئوی" محمدرضا فروتن رو هم که ندیدم.
کاشکی تیوال دو گزینه "میتوانم اما نمیخواهم ببینم" و "نمیتوانم و نمیخواهم ببینم" رو اضافه میکرد تا معلوم شه این حرکت چقدر مخالف داره!
"میتوانم اما نمیخواهم وقت و پولم را دور بریزم"
۰۵ خرداد ۱۳۹۴
"میتوانم اما نمیخواهم ببینم"
۰۵ خرداد ۱۳۹۴
"میتوانم اما نمیخواهم ببینم"
۰۵ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
7 جولای
درباره فیلم نهنگ عنبر i
خطر لو رفتن داستان!

اولویتم تو سینما همیشه فیلم کمدیه و برخلاف ایران برگر و حتی طبقه حساس اینبار یه فیلم خوب کمیک دیدمو کلی خندیدم!
دیدید یه ماجرای بد،یه اتفاق دردناک که ناراحتتون میکنه و اعصابتونو بهم میریزه چند وقت بعد سوژه خندتون تو مهمونی و جمع دوستانتون میشه مخصوصن اگه تو اون قصه همراه هم داشته باشید! با آب و تاب فراوون و خنده اون قصه دردناک و فضاهاشو تعریف میکنید و همه میخندن!؟ "نهنگ عنبر" هم همینه با کلی خاطرات مشترکمون از سالهایی نه خیلی دور که برامون شده نوستالوژی! کاری که انگار سامان مقدم بلده انجامش بده و تو فیلم "مکس" جاییکه مکس توالت ایرانی رو بعد از سالها میبینه و از دلتنگی براش گریه میکنه خوب بتصویر کشیده بود و کلی هم ما خندیدیم.
تکلیف داستان همون اوایل فیلم روشن میشه جاییکه رویای کودک به ارژنگ میگه: "تو گاوی " و ... دیدن ادامه » بعد با جمله های بعدیش ازش سواستفاده میکنه! ما شرح این "گاویت" رو تا آخر فیلم میبینیم همون که ارژنگ اسمشو میذاره "عشق"! اما این فرعه و اونچه پررنگتره گذر سالهاست و توجه به اون دوره ها!
فیلم 2تا ایراد بزرگ داره. یکی نبود یه سرمایه گذار قوی تا بتونه فضا سازی هارو بهتر انجام بده و دیگری ترس از ممیزی و عدم اکران، درست مثل "صد سال به این سالها" که باعث شده خیلی با ترس و احتیاط عمل کنه و خیلی چیزای بدیهی اون دوران رو نگه!
بهمین دلایله که دهه 40 رو فقط از نماهای داخلی تو یه خونه و کافه رستوران میبینیم. دهه 50 رو که پسر و دختر بلوغ شدن و طبیعتن تو اون دوره قبل از انقلاب نمیشه نشون داد که چی کارا کردن پس ازش میگذریم! میریم دهه معروف 60 با پشت موی پسرها و فکل دخترها و مانتو اپل دارا و شلوارای گشاد چین دار و نوار کاستها و ویدئوها و آهنگهایی که ازشون لذت میبردیم هم میشه یادآوریشون کرد هم باشون شوخی کرد نه فقط با مد بلکه با سیستم و فضای حاکمه بر اون زمان که گفتم خیلی با ترس و لرز. ولی خب باز هم نماهامون باید بسته یا حداکثر مدیوم باشه تا کلی سوتی پیدا نشه از ماشینها گرفته تا علمک گاز و غیره! با این حال دیدن تابلوی "فرودگاه بین المللی مهرآباد" بعد سالها خیلی لذبخشه! و در آخر برای همینه که تک سکانس "جنگ" باید خیلی شلوغ و پلوغ و قوی و پررنگ و پر از تیر و ترکش و خمپاره باشه!
شاید اگه میذاشتن میتونست کافه رستوران بابای ارژنگ نمادی باشه از "کوچینی" و نقش اونا تو شکل گیری ترانه های پاپ و فولکلور! هر چند که اونا "ابی" رو تو دهه 40 با ترانه ی "پوست شیر" که سال 54 برای فیلم "ذبیح" میخونه کشف میکنن یا نمیکنن!؟؟
اگه میذاشتن نشون میداد که "کمیته" به قباله ازدواج کاری نداشت! فقط بخاطر اون نوار کاست میبردنشون و ...
دست و پا شکسته نشون داد که همه با میل و اراده خودشون نرفتن جبهه! و شجاعت بخرج داد وقتیکه شیخ توی فیلم به ارژنگ گفت: "میدونی که نوارهای ویدئو حرومه".
دست و پا شکسته نشون داد چجوری یه بیکار و بیسواد تو دهه 70 میشه مولتی میلیاردرو صاحب روزنامه و بساز بفروش!
با همه این اوصاف و با چند ضعف فیلنامه در ارائه کاراکترها و زمانبندی منطقی شوخیهای انجام گرفتش چه تصویری و چه صوتی خیلی خوبه و بازی عطاران گل کار شده! هجوها و اغراقهایی که در فیلم هست به کمک فیلم اومده مثل گیر کردن بچه به لوستر و افتادنش و یا فرودش تو خط مقدم جبهه با دو تا چمدون وسط جنگ!
بهترین نماها از نظر من سه نمای شرح زندگیش با دوست رویا و جاییکه رویا کراوات ارژنگ رو گرفته و میکشه درست مثل "اوسار" که همون افساره!
نصف فیلمو تعریف کردم میشه 4هزار تومن! بقیه فیلمو خودتون برید ببینید بگید من تعریف کردم نیم بها باتون حساب کنن :))
شماره حساب بدید 7 جولای :)
۰۹ خرداد ۱۳۹۴
:) ممنون نیلوفر خانوم.
۰۹ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میگن "شانس" یه بار در خونه آدمو میزنه!
ولی "بدشانسی" دستشو از روی زنگ بر نمیداره!!
"بدبختی" هم که کلاً خودش کلید داره!!!


از: جملات دیگران منتسب به فامیل دور :)
:)))))))
عالیست این شخصیت
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Je voudrais oublier le temps
Pour un soupir, pour un instant
Une parenthèse après la course
Et partir où mon cœur me pousse

Je voudrais retrouver mes traces
Où est ma vie ou est ma place
Et garder l´or de mon passé
Au chaud dans mon jardin secret


Je ... دیدن ادامه » voudrais passer l´océan, croiser le vol d´un goéland
Penser à tout ce que j´ai vu ou bien aller vers l´inconnu
Je voudrais décrocher la lune, je voudrais même sauver la terre
Mais avant tout je voudrais parler à mon père
Parler à mon père…

Je voudrais choisir un bateau
Pas le plus grand ni le plus beau
Je le remplirais des images
Et des parfums de mes voyages

Je voudrais freiner pour m´asseoir
Trouver au creux de ma mémoire
Des voix de ceux qui m´ont appris
Qu´il n´y a pas de rêve interdit

Je voudrais trouver les couleurs, des tableaux que j´ai dans le cœur
De ce décor aux lignes pures, où je vous vois et me rassure,
Je voudrais décrocher la lune, je voudrais même sauver la terre,
Mais avant tout, Je voudrais parler à mon père..
Je voudrais parler à mon père..

Je voudrais oublier le temps
Pour un soupir pour un instant
Une parenthèse après la course
Et partir où mon cœur me pousse

Je voudrais retrouver mes trace
Où est ma vie, où est ma place
Et garder l´or de mon passé
Au chaud dans mon jardin secret

Je voudrais partir avec toi
Je voudrais rêver avec toi
Toujours chercher l´inaccessible
Toujours espérer l´impossible
Je voudrais décrocher la lune,
Et pourquoi pas sauver la terre,
Mais avant tout, je voudrais parler à mon père
Parler à mon père..
Je voudrais parler à mon père
Parler à mon père..


می خواهم با پدرم حرف بزنم


می خواهم گذر زمان را

برای یک لحظه فراموش کنم

یک آرامش بعد از یک دوران سخت

و به جایی بروم که قلبم مرا می برد


می خواهم رد پایم را

در مسیر زندگیم بیابم

و ارزش گذشته ام را

در باغ پنهانیم نگه دارم


می خواهم از اقیانوس عبور کنم، از کنار پرنده ساحلی بگذرم

و به همه آن چیزی که دیدم فکر کنم و به سمت ناشناخته ها بروم

می خواهم ماه را از قلاب بردارم، می خوام زمین را نیز نجات بدهم

اما قبل از همه اینها می خواهم با پدرم حرف بزنم

می خواهم با پدرم حرف بزنم...

می خواهم یک قایق انتخاب کنم

نه خیلی بزرگ، نه خیلی زیبا

و آن را پر از عکسها

و عطرهای سفرهایم بکنم


می خواهم لحظه ای درنگ کنم و بنشینم

و در عمق حافظه ام

صدای کسانی را بیابم که به من چیز آموختند

و ممنوعیتی برای فکر کردن به آنها وجود ندارد


می خواهم رنگ تابلوهایی را پیدا کنم که در قلبم دارم

رنگ این دکور زیبا و ناب، جایی که در آن شما را میبینم و به قلبم اطمینان می بخشد

می خواهم ماه را از قلاب بردارم، می خواهم زمین را نیز نجات دهم

اما قبل از همه اینها، می خواهم با پدرم حرف بزنم...

می خواهم با پدرم حرف بزنم...


می خواهم گذر زمان را

برای یک لحظه فراموش کنم

یک آرامش بعد از یک دوران سخت

و به جایی بروم که قلبم مرا می برد


می خواهم رد پایم را

در مسیر زندگیم بیابم

و ارزش گذشته ام را

در باغ پنهانیم نگه دارم


می خواهم با تو بروم

می خواهم با تو رویا پردازی کنم

همیشه به دنبال دست نیافتنی ها بوده ام

همیشه آرزوی نا ممکن ها را داشته ام


می خواهم ماه را از قلاب بردارم و چرا که زمین را نجات ندهم!

اما قبل از همه اینها، می خواهم با پدرم حرف بزنم...

می خواهم با پدرم حرف بزنم...
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید