برای پیش‌گیری از شیوع بیشتر ویروس کرونای جدید، همه تئاترها، کنسرت‌ها و سینماها تا پایان هفته یعنی آدینه ۹ اسفندماه تعطیل است. اطلاعات بیشتر
تیوال 7 جولای | دیوار
S3 : 23:40:25
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
http://tarikhirani.ir/fa/news/8365

من این ترانه ها، آهنگ ها،تصنیف ها، اسامی، فیلمها و سریالا رو زندگی کردم. چه حس عجیبیه مرورشون. حسرت، غم، شادی و حسرت.
چرا هرسال توی این مملکت یه فاجعه ای یه حادثه ای اتفاق میافته؟ راست میگه هر سال یه صدایی داره یه روحی داره که میشه اون سال رو با اون آهنگ و ترانه بیاد آورد.
جای چند تا شعر و آهنگ خالیه:
گلنار و گربه آوازه خوان سال ۶۷ و ۶۹
صدای جلال الدین منبری در تیتراژ سریال عطر گل یاس: یاس بوی مهربانی میدهد عطر دوران جوانی میدهد یاس ها یادآور پروانه اند یاس ها پیغمبران خانه اند سال ۶۹
پرنده های قفسی و اولین بار صدای سیاوش قمیشی سال ۷۱
تیتراژ مرسدس با صدای مانی رهنما سال ۷۷
خس و خاشاک حامد نیک پی سال ۸۸
چرا رفتی؟ همایون شجریان سال ۹۳
نوستالوژی ابی و گوگوش سال ۹۴

شما چه صداهایی روی سالهاشون بیاد میارین؟
خیلی زور زدم به یاد بیارم اما چیزی یادم نیومد
این بخاطر خاص بودنِ شماست که سالهاتون اینطور موسیقایی و به یادآوردنی ان .
اما از این به بعد حواسم هست . و سعی میکنم صداهای سالهام رو به ذهن بسپرم تا بعدها به یادشون بیارم
دمتون گرم . عالی بود
دیروز
عزیزی رفیق.
آره از سرزمینهای شمالی خیلی خوب بود. موسیقیش جادو ییه. خاله یوکی کو. هم عشق بود :)
۱۴ ساعت پیش
ای بابا :)) یعنی اینم ؟
فکر میکردم فقط خودم عاشقشم . البته اون زمان متوجه شده بودم که بابامم عاشقشه . ولی خب فکر نمیکردم کل ملت عاشقش باشن :))
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شهاب حسینی امروز در نشستی که گویا خودش ترتیب داده بود گفت:
《جشنواره‌ فیلم فجر مثل هر فستیوال دیگری در دنیا یک امکان است. من کاری به فیلمسازان خیلی پرسابقه یا پیشکسوت ندارم. من با فیلمسازان جوانی کار دارم که قرار است پتانسیل و داشته‌های آینده این کشور باشند. من نمی‌توانم ساکت بنشینم که استاد پیشکسوت سینما، که سال‌هاست روند کاریش پیش چشم تماشاگر مشخص است، و هر ساله تماشاگر برخورد ناراحت‌کننده‌ای با فیلم‌های ایشان دارد، می‌آید و امسال هم فیلمی را می‌سازد که مطمئن است برخورد بدی با فیلمش اتفاق می‌افتد و بنابراین می‌آید و آن روغن ریخته را اصطلاحا نذر امامزاده می‌کند و سنگ‌بنایی را می‌گذارد که نتیجه‌اش جز نفاق و تفرقه و نفرت‌پراکنی چیز دیگری نیست. بقیه را در یک آمپاس اخلاقی قرار می‌دهد. کسانی که با یک دنیا عشق و امید و آرزو آمده‌اند ... دیدن ادامه » فیلمی را ساخته‌اند که قرار است با آن آینده خودشان و سرزمین‌شان را رقم بزنند.این بی‌انصافی است که آدم اینقدر خودخواه باشد که طوری حرف بزند که ملاحظه‌ هیچ کس دیگری را در آن نکند.
نامه نوشتم به آقای روحانی جهت رفع ممنوعیت بهروز وثوقی. بماند که چقدر ما جای خالی ایشان و تجربه ایشان را احساس می‌کنیم. این جشنواره یک فرصت بود، که من امیدوار بودم از آن استفاده شود. حضور بهروز وثوقی اولویت دوم من است. تصمیم خودشان است که برگردند یا برنگردند اینجا وطن خودشان است. اولویت اول من دیده شدن فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی» به بهانه حضور بهروز وثوقی در آن فیلم بود.
فجر سقف آرزوهای من نیست، کارهایی که خارج از کشور انجام می‌دهم خدمت به فرهنگ کشورمان است. اگر با دنیرو حرف می‌زنم فقط به خاطر فرهنگ ایران است. کارم همین است این را بلدم اعتراض من نوع خودش را دارد.》

۱- چطور باید باور کرد که هو کردن و سوت زدن و قهقهه فقط بخاطر بد بودن فیلم "خون شد" بوده و پشت این شواف چیز دیگه ای نیست!؟
۲- مسعود کیمیایی مگه کمپین تحریم جشنواره راه انداخت؟ گفت خودش جشنواره نمیره و از کسی هم نخواست که جشنواره رو تحریم کنه، علی الخصوص جوونا، چرا هوچی گری میکنی سید!
۳- ترانه علیدوستی که جشنواره رو تحریم کرد رسانه های اونا نوشتن که فیلم نداشته چند سال چون داشته تو سریالی که با پول نامشروع و جیب بیت المال و پول فرهنگیان بازنشسته ساخته شده بازی میکرده امروزم باز همشون از تو نوشتن و کوبیدند و خوشحال که روبروی کیمیایی هستی اما نگفتن که قباد همون سریال تو بودی! ماهی ۱۰۰ میلیون تومن دستمزد پولش چی بوده مشروع؟
۴- اگه دو بار نامه زدی که بهروز وثوقی بیاد، کیمیایی سالهاست داره میگه بهروز باید برگرده آخه رفیقشه، بچه محلشه، اصلا بازیگرش بوده!!! اونقدر که بخاطرش همین اواخر مسخره یکی مثل حسن عباسی میشه! تاوان رو اینجوری میدن داداش.
۵- بخدا ماهم میدونیم که اعتراضتو با رفتن به امریکا داری فریاد میزنی!. مثل آقازاده ها که خطر میکنن شدن سربازای خط مقدم و رفتن تو دل این دشمن سفاک زندگی میکنن!
بخدا ماهم معترضیم، نمیتونیم بیاییم اعتراض کنیم
نون به نرخ روز خور حکومت
بهش گفتند این حرف ها رو بزنه
تا بازم بگذارند فیلم بازی بکنه
و سفر امریکاش از یاد بره

این و امثال این
خیلی کوچیکتر هستند که
اسم کیمیایی رو به زبون بیارند
چه برسه به اینکه روبروش وایسند

به ... دیدن ادامه » قول دیالوگ فیلم خون شد:
دو تا قبر
با هم
برای هم.
قبر نون به نرخ روز خور‌ ها
خیلی وقته کنده شده
و مردم این شو و بازی کثیف رو
دیگه از بر شدند
و گول حرف های مفت رو نمی خورند
چراکه خدا خر رو شناخت که بهش شاخ نداد
۲۱ بهمن
۷جولای
ممنون از لطفت
ایشالا باهاش حتما عکس بگیری❤️
۲۱ بهمن
حتما مجتبی جان
۲۱ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این قسمتی از صحبتهای "شهاب حسینی" در واکنش به تصمیم برخی هنرمندان در انصراف از جشنواره فجر بخاطر حوادث اخیره:
" با احترام به تصمیم شخصی آنان، نسبت به آن نقدی دارم. این حرکت دامن زدن به افتراق جامعه شکن خودی و ناخودی است و این درحالیست که جامعه و مردم بیش از هر زمان دیگری به همبستگی و دلداری یکدیگر نیازمندند.
..... ای کاش نیت هامان هم خالص باشد و بنا به صلاح شخصی خود فی المثل بخاطر ترس از برخورد تحقیر آمیز مخاطب با فیلممون به سیاق و روال ادوار گذشته، پشت احساسات پاک مردم قایم نشیم! "

این قسمتی از صحبتهای "ژان لوک گدار" در جریان اشغال کاخ جشنواره کن در سال 1968 بخاطر اعتراض به سرکوب دانشجویان و کارگران توسط پلیسه:
" من دارم با شما از همبستگی با کارگرها و دانشجوها حرف می زنم، شما برای من از تراولینگ و کلوز آپ می گین!؟ شما نفهمید! "
خیلی جالبه این دست نظرات... همبستگی در یک جریان صددرصد دولتی با تمام مسائل پشت پرده ای که علنا هم رو شده اند و همواره بوی سفارشی و تبعیض از آن بمشام رسیده، ربطی به مردم ندارد.
۲۶ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

سلحشور (آژانس شیشه ای):
میخوام یه خبری بهت بدم مربی. میدونی قهرمان بازیهات الان رو آنتنه؟ میدونی سی ان ان و بی بی سی هردوتاشون تو بوق کردن؟ اگه ما بخوایم به ساز شما برقصیم امنیت این مملکت یعنی کشک! دیگه محاله بتونی پاتو از اینجا بیرون بزاری، چه برسه سر از لندن در بیاری. میدونی امور خارجه این غائله رو تکذیب کرده؟ میدونی معنیش یعنی چی؟ راحت بهتون بگم، یعنی اینکه کسی به اسم کاظم، کسی به اسم عباس، دیگه وجود خارجی ندارن!

این دیالوگ این روزا به شکلای مختلف ادا میشه!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه بابام سر صحنه فیلمبرداری این فیلم بود، درحالیکه دوربین رو از فیلمبردار میگرفت با عصبانیت سرش داد میزد: کم تکون بده این صاب مرده رو!
خب منم مثل بابام اعصاب ندارم و اگه بخوام یه فیلم رو مثال بزنم که میتونسته خوب باشه ولی فیلمبرداری اونو نابود کرده قطعا این فیلمه!
دوربین همه جا مثل الاکلنگ یا تاب، یا بالا پایین میره یا سوییچ میشه از این به اون یا میگرده یه آیینه رو پیدا کنه که از اونجا فیلم بگیره. آخه سیستان و بلوچستان یعنی دشت باز. بعد فقط کلوز اپ میبینیم تو این فیلم. واقعا شاهکاره اینکه قاچاقبرها و شوتی ها رو با اون سرعتشون تو اون جاده ها طوری فیلمبرداری کنی که انگار دارن تو اتوبان حکیم رانندگی میکنن. دوربین هیچ جا سر جاییکه باید باشه نیست یا اگه بوده درآورده شده پس تدوین هم بشدت بده. از همه بدتر صحنه کمین نیروها و تعقیب و گریزه که اصلا معلوم ... دیدن ادامه » نیست کی به کیه‌. تو اونجام همش نمای بسته عبدالحمید رو میبینیم که الکی در حال تیراندازیه. مشخص نیست پلیس کجاست، معاندها چیکار میکنن و فاجعه وقتیه که در پایان یه نمای باز از این صحنه نشون میده میبینیم که یه عالمه ماشینه که لای هم هستن و شانس آوردن به هم نخوردن. یه کارگردانیه بد!
صحنه های بازار پاکستان رو دوست داشتم و نمیدونم میخواست بگه پاکستان از سیستان ما محرومتره؟ علت چرخش عبدالحمید رو نمیفهمم ولی اینکه با ریش گذاشتن این تغییر رو اعلام میکرد جالب بود. سایه شوم یه برادر توی زندگی عبدالحمید و اون حس رعب و وحشت رو تونسته بود دربیاره. رابطه برادر و خواهری فائزه و شهاب هم خوب پرداخت شده بود.
در مورد بازیها، هوتن شکیبا بازی یکنواخت قوی نداشت بعضی جا ها عالی بود مثل شروع فیلم و یا جاییکه فائزه ازش میپرسه شهاب کجاست و در بیشتر جاها معمولی. لهجه قمی و بازی شبنم مقدمی عالی بود و گریم و لهجه بلوچی و بازی فرشته صدر عرفایی حرف نداشت. الناز شاکر دوست ته لهجه قمی و لنگ زدن رو بالا و پایین اجرا میکرد بعضی جاها انگار یادش میرفت ولی در کل بازیش قابل قبول بود.
تکیه روی صحنه های خشن فیلم بیشتر از نوع تفکری بود که اونها رو میسازه. در موسیقی هم که خست به خرج داده بودند.
و نهایت شبی که ماه کامل شد اشاره داره به چی یا کی؟ به اینکه عبدالحمید فائزه رو آرایش میکنه و بعدش خونشو میریزه. به عبدالحمیده که آدم کشت یا فآئزه که خوشگل شده بود؟ زمانی که فائزه آرایش کرده بود و عبدالحمید بهش میگه مثل ماه بدر شدی بعدش بلافاصله میفهمه عبدالمالک چیکارست. مثل رمانهای جنایی آگاتا کریستی اشاره به جنایت داره؟
دقیقا اولین ایرادی که به این فیلم گرفتم فیلمبرداری افتضاحش بود بعد تایم بی مورد طولانیش و بعد چیزهای دیگه.
شیرفلکه کلوزآپ تو این فیلم از جا در اومده دیگه...
۱۹ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی وقتا باید بگذری، بزاری، بری
وقتی پامیدی، میمونی، تحمل میکنی
از خودت پیش اونا که پاشون وایسادی، یه احمق میسازی!

مونولوگی از سریال "کرگدن"
7 جولای
درباره فیلم مطرب i
مطرب فیلمیه که سخت و دیر شروع میشه ولی وقتی تو ریتم مناسبش قرار میگیره تو رو به درون دنیای خودش میکشه و یه پایان باشکوه میسازه و احساس رضایت داری. درست مثل صدای پرویز پرستویی که تو آخرین ترانه زیباست و تو بقیه جاها چنگی به دل نمیزنه.
مطرب یه فیلم جدی در رابطه با خواننده های کوچه بازاریه و بازی درست و کاملا جدیه پرویز پرستویی ناشی از همین موضوعه. میمیک صورت و بازی بدن ایشون مثلا در مقایسه با فرهاد آییش مکس تفاوت نگاه کارگردان به موضوع این خواننده هاست.
فیلم از ترکیه و با محسن کیایی وارد فضای طنز میشه و تفاوت و شباهتهای فرهنگی ایرانیها و ترکها دستمایه شوخی قرار میگیره و تفاوت طرز فکر قدیمیا با نسل جدید.
انتخاب ترکیه که امروز بهشت گردشگریه طبقه متوسط جامعه ایرانی هست نشان از ذکاوت کارگردان داره . جایی که به کنایه داره میگه ایران ما هم میتونست این ... دیدن ادامه » باشه و مثلا تو خیابوناش راحت ساز زده بشه و همه جمع شن و شادی باشه رنگ باشه، جایی که تعریف مسلمانی یه جور دیگست (بخدا تو مسلمون نیستی دختره) و ...
که یه حسرت و غمی تو دل آدم میزاره از جنس حسرت و غم خواننده فیلم.
امیر مسعود این را خواند
امیرمسعود فدائی و الهه الف این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه چیز بامزه بگم!
چند روز پیش همکارم فیلم قانون مرفی رو دیده بود اومد تعریف میکرد که خیلی با حال بود و کلی خندیدیم، منم گفتم آره منم سینما دیده بودم خیلی حال کردیم و خندیدیم.
گفت: اونجا که دختره این کارو کرد باحال بود! گفتم: کجا؟ یادم نمیاد.
گفت: یا اونجا که امیر جدیدی این حرف و میزنه بعد امیر جعفری اینجوری میکنه. گفتم: یادم نیست و...
گفت: مسخره کردی منو فیلمو ندیدی برا چی میگی دیدم.
گفتم چرا بابا دیدم. رامبد جوان پست گذاشته بود میاد سینما آزادی با هم ببینیم فیلمو با دختره بازیگره ماهم رفتیم.
گفت: خب!
گفتم: وسطای فیلم رامبد بلند شد رفت . یه چند دقیقه بعدش برق سینما هم رفت! همه ساکت نشستن یکی چیز میخورد یکی صدا در میاورد که یه دفعه از گوشه پرده سینما سرو کله یه سایه پیدا شد یواشی سرک کشید و اومد وسط پرده. مردم خندیدن. پشت سرش یه سایه حیون دیگه افتاد رو ... دیدن ادامه » پرده رفتن پیش هم .پریدن به همدیگه همو زدند اون از انور میدوید و این یکی دنبالش، مردم میخندیدن بعد اونیکه زده بود یه لحظه وایساد رفت پیشش نازش کردو دوست شدن با هم. اون یکی خواست بره که از پشت باز زد تو سرش و دوباره شروع کردن به دویدن دنبال هم و دعوا. ما همه بلند میخندیدیم! دو سه دقیقه همینجور بود که
برق اومد؛.همه سالن ایسلندی با هم گفتن: عهههه.
دو تا پسر جوون نور موبایل انداخته بودند رو پرده و سایه بازی میکردن.
بخدا خیلی خندیدیم..
7 جولای
درباره فیلم خانه پدری i
فیلم خانه پدری یه فصل ابتدایی ملتهب و تاثیرگذار داره و بعد از اون تقریبا فیلم تموم میشه! یعنی اگه یه راوی تعریف میکرد که بعدا این اتفاقها می افته و اینجوری میشه خیلی با اون چیزی که دیدیم فرقی نمیکرد متاسفانه. آقای عیاری تمام انرژیشون را برای همین فصل گذاشتن که البته جواب هم داده.
قصه مرغ سر کنده ایه که برای جون دادن اینور و اونور میپره و بال و پر الکی میزنه (ملوک از لحظه ورود انگار مرده) تا وقتی جونش کامل از بدن بره و آرام بگیره(خوابیدن ملوک در گور).
بیان نامفهوم بازیگر نقش ملوک - من فکر میکردم گنجور رو صدا میکنه دفعه دوم فهمیدم میگه کلب جون- و گریه هاش اتفاقا صحنه ها رو باورپذیر کرده.
فیلم فضا سازی ها و چیدمان خوبی داره و طراحی صحنه اون چشم گیره. سیر تحول آرایشها و لباسها، برق و لامپها و سایر وسایل خونه در حد یه کلاس درسه. جزییات خیلی مهم بوده بطوریکه ... دیدن ادامه » دیوار خونه روبروی در ورودی رو طی سالهای سپری از کاهگلی به نما سنگ نشون میده.
ادرار کردن دختر و دیالوگی که پدر میگه: مگه موال نداریم مگه اینجا جای این کارهاست! بسیار بجا و سنجیده بود و در تناقض عملی که نه زیرزمین جای قتله. هر چند فکر میکنم اگر پدر واقعا مذهبی بود اولین کاری که بعد از این قصه ها میکرد آب کشیدن اون محل بود.
همینطور من نفهمیدم وقتی کسی داخل خونه نباشه در خونه چطور باز میشه؟ چرا در فقط کلون داخل داشت و این کلون نه از بیرون بازشدنی بود نه سمت بیرون قفل و آویز داشت!
نکته عجیب در این فیلم اینه که هیچ اتفاقی برای محتشم نه بعد از ارتکاب قتل و نه سالهای بعدش نمی افته! مگر میشه نوجوانی که در محیط مملو از خشونت زندگی نکرده و یکباره چنین فجیع مرتکب قتل بشه بعد هیچ احساس وحشتی نکنه حالت تهوع نداشته باشه بالا نیاره بره بعدش راحت رفو کنه قالی رو بتونه شبها راحت بخوابه و ...!؟ انگار کشتن هم برای پدر خانواده و هم برای فرزند یک کار معمولی بوده که همش انجامش میدن. این قتل هیچ تاثیری روانی بر شخصیت محتشم در طول سالیان نداره.
به گفته متولیان فیلم قراره شر این اتفاق رو در طول سالها ببینیم که فقط مرگ مادر میتونه شر باشه وگرنه دادن دختر محتشم به مرد مسن تر از خودش که اقدام به خودکشی میکنه در اون سالها عادی بوده و اگر قتلی هم نبود این اتفاق ممکن بود یا سکته محتشم در پیری که طبیعی هست وقتی که پسرش میگه یه بارم سکته رد کرده بوده. یا عروس نشدن خواهر محتشم که باز هم بخاطر زالی و چهره ای که داشته در اون سالها طبیعی بوده. یا دست بزن داشتن پسرعموی الاف
همه این اتفاقات اگر قتلی هم نبود بخاطر فرهنگ غلط ما قابل انجام بوده!
بقیه سالها (سکانسهای بعدی) هم که بنظرم قابل توجه نبودن و تنها نکته برجسته اون بازی خوب مهدی هاشمی در پیری هست و تفاوت کلاس بازی ایشون با مهران رجبی که در فصل پیریش عکس العملهاش از فصل جوانیش کم نداشت و حتی سریعتر راکشن نشون میداد.
همچنانکه نفهمیدم چرا مهدی هاشمی اون قاشق پر رو دستش گرفته بود و با خودش همه جا میبرد؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیأت معرفی نماینده سینمای ایران متشکل از فرشته طائرپور (تهیه کننده)، فاطمه معتمدآریا (بازیگر)، ابوالحسن داودی (کارگردان)، تورج منصوری (فیلمبردار)، رسول صدرعاملی (کارگردان)، امیر اثباتی (طراح صحنه)، مرتضی رزاق کریمی (تهیه کننده)، مهرزاد دانش (منتقد) و رائد فرید زاده (معاون بین الملل بنیاد سینمایی فارابی) که بصورت محرمانه و بدون اطلاع‌رسانی فعالیت خود را آغاز کرده بوده، برای نخستین بار یک فیلم مستند را به عنوان نماینده ایران برای اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان انتخاب کرد و بدین ترتیب مستند «در جستجوی فریده» به کارگردانی آزاده موسوی و کورش عطایی نماینده ایران در اسکار 2020 شد؛ تصمیمی که برای نخستین بار نیمه شب و کاملاً غیرمنتظره اعلام شد.

https://www.tabnak.ir/fa/news/918603/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0-%D8%B4%D8%AF-%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B4-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D9%82%D8%B5%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF
... دیدن ادامه »
امیر مسعود و باربد این را خواندند
نرسیده به اسکار،حذف میشه
۲۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
7 جولای
درباره فیلم رحمان ۱۴۰۰ i
شرایط زندگیم و شرایط اجتماعم ایجاب کرده که توی این سالها فقط برای دیدن فیلم کمدی سینما میرم و البته خودم رو برای دیدن هر چیزی آماده کردم!
"قانون مورفی" یه فیلم تین ایجری بود که هم بزن بزن داشت و هم رقص و آواز ،و ایلیا که کلاس پنجم ابتداییه و فرداش، همه کلاسشون فهمیدن که "کیک حشیش" چیه و هر کی مصرف میکنه اصلا اتفاق بدی براش نمی افته و خیلی باحاله! ولی
سازنده (بوووق) رحمان ۱۴۰۰ ،
"بانک اسپرم" رو به ایلیا چی بگم؟ وقتی چند بارم تکرارش میکنی! فقط تو سینما ۳ بار ازم پرسید چیه و گفت: مردم چرا میخندن؟
والا "تدی خرسه" رو با ایلیا میدیدم خطرش کمتر بود!
این هفته اون جواب سوالی رو که تو ذهنش ایجاد شده از یجایی پیدا میکنه و من موندم چیکار کنم!؟
و راستی چرا بعضی خانمها از همون عکس شطرنجیه اول فیلم تا همین صحنه و جاهای دیگه اینقدر بلند بلند میخندیدن و ... دیدن ادامه » قهقهه میزدند که تابلو بشن!
نشانه روشنفکری و با کلاس بودن و یه همچین چیزاییه؟ یعنی اون پسره که کنار اون خانوم نشسته بود احساس خجالتی نداشت!

و اما فیلم
صحنه های خنده داری داشت ولی هم باصطلاح طنز سیاسیش (کاراکتر حاجی از گریم گرفته تا حرفاش و حرکاتش) بی مزه و پرچم بود و هم انقدر اصرار به داشتن شوخیهای جنسی در اکثر صحنه ها داشت که واقعا چندش اور میشد درست مثل هیکل شراره!
خوبیش این بود که رضا عطاران رو نمیدیدی و سعید اقا خانی حداقل یه بازی ای می کرد.
موندم سازنده ... حالا دیگه چی میخواد بسازه؟ و با چی میخواد خنده بگیره؟
بابا فیلمفارسیم آرزوست.
من فیلم رو ندیدم و نظری ندارم درباره‌ش. البته خیلی قابل‌پیش‌بینیه که چه فیلمی هست.

در مورد خنده‌های عجیب غریب برخی از خانمها در مواجهه با شوخی‌های جنسی؛ برای من هم زیاد پیش اومده... اولش برای من هم عجیب بود. ولی کم‌کم برام عادی شد. من فکر میکنم دلیل ... دیدن ادامه » اصلیش هم محدودیت‌ها و خط قرمزهاییه که تو جامعه‌ی ما هست. بطور طبیعی شاید زیاد پیش نیاد که خانم‌ها چنین شوخی‌هایی رو توی محیط بیرون و کنار جنس‌های مخالف تجربه کنند. به همین دلیل شنیدن چنین شوخیهایی بسیار براشون شیرین و دلچسبه. البته من منظورم بعضی از خانم‌ها هست. یه موقع سوتفاهم نشه. همونهایی که شما به اونها اشاره کردید. یادمه چند سال پیش یه تئاتری رفته بودم یه خانمی چنان بلند بلند و عجیب میخندید که میخواستم همون وسط بهش بگم همه فهمیدیم که دوست داری دیگه بس کن. به جسمت آسیب میرسه یه وقت!
۲۴ فروردین
ممنون جناب آبایی عزیز.
این عادی شدنه و ازدیاد دیدن این افراد بده! بالاخره داره رو رفتار افراد تاثیر میذاره.
شاید حق با شما باشه بخاطر محدودیتهای جامعه ! چون بعضی از خانمها چنان بلند میخندیدن که انگار تعمدی درش داشتن . ولی بودن خانومهایی هم که اعتراض داشتن ... دیدن ادامه » به این چیزا که نشون دادن و میگفتن خیلی زشت بود.
نکته مهم تر اینه که چرا برای یه همچین فیلمی محدودیت سنی قائل نشدن!؟ واقعن دیدن این فیلم برای بچه های ابتدایی و راهنمایی بده. تا قبل از این فقط شوخی کلامی بود ولی تو این فیلم به اعضای خاص اشاره میکردن!
۲۴ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
7 جولای
درباره فیلم میلیونر میامی i
1- برای خلق کردن یک دزد یک مالک بساز و برای خلق کردن جرم ، قانون خلق کن!
2- ایران سرزمین سوپرایزه. وقتی فکر میکنی که دیگه از این بدتر وجود نداره و این بدترینه کاملا شگفت زده میشی که نه اینم هست!
3- اینکه پوستر فیلمت رو به سبک کمدیهای دهه 60 کاریکاتوری درست کنی دلیل نمیشه که فیلم کمدی و طنز ساخته باشی!
4- این فیلم قطعا یه فیلم فلسفیه موفقه. چون از همون ایتدا تا آخر فیلم مدام میپرسی "که چی؟ ، "یعنی چی؟" ، "خب حالا که چی؟ و ...!
5- دیدین بعضی از این بازیگرا تو مصاحبه میگن ما خوب بازی کردیم متاسفانه تدوین خوب نبوده و اون برداشتها رو در آوردن یا عوامل دیگه بد بوده. حالا کلهم اجمعین این بازیگرا وقتی فیلمنامه رو خوندن و بعد بازیش کردن یعنی نفهمیدن چه دری وری ای رو دارن میسازن1؟
6- ندیدن این فیلم قطعا به اقتصاد خانوادگی و حفظ سلامت و بهداشت عمومی و آرامش روانی ... دیدن ادامه » جامعه کمک میکنه ، چون علاوه بر پول بلیط که از جیبت برداشتن! باید بلافاصله پس از خروج از سینما سیگار بخری و با پک عمیق بکشی و یه چند تایی هم فحش بدی بلکم آروم بشی!
7- اون جمله اول برای من کارکرد سیگار رو داشت چون بلافاصله بعد از سینما تو پوستر در ورودی نشر چشمه بود!

پ ن : این آقای فرخ نژاد که همه جا هست و تو همه فیلما و مصاحبه هاش میگه "بردن و خوردن" ، و در آخرین افاضاتشون گفتن کار میکنم تا خرج زن و بچه ام تو آمریکا رو بدم!
من وسط فیلم یهو متوجه شدم که نه بابا ما داریم خرج زن و بچه اش رو تو آمریکا میدیم و اون داره پول مارو "میبره میده بخورن" . الیوم هر فیلمی که ایشون توش باشه رو قطعن یا نمیبینم یا بهر روشی مجانی میبینم!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عید و سینما و اسپشیال افکت روی صندلی ها !

عید تهران بودم و تلویزیون میدیدم و میرفتم کاخ و موزه و محلات تهران. الحمد لله وضع سینما خیلی خوب بود هم عطاران داشت هم سانسای نصفه شب به صبح. حدسم اینه که عزیزانی که سالی یکی دوبار میرن سینما تو این ایام میرن. امسالم که تلویزیون سریال خوبی نداشت پاتوقی هم که شبا برای رفتن نیست پس میمونه سینما. توفیقی دست داد دوبار ساعت 1 شب رفتیم سینما آزادی. سر 50 کیلو میدونستم چه "اسپیشال افکتی" روبروی پرده میافته برای همین کاملن آماده بودم که مثلن وقتی قیافه علی صادقی نشون داده میشه ملت بخندند ولی ...
کوچه بی نام ساعت یک بامداد:
زمان ما بعضی خانما بعد از زایمان دچار اختلال "افسردگی پس از زایمان" میشدن ولی با پیشرفت تکنولوژی و افزایش شبکه های اجتماعی الان بعضی خانما بعد از زایمان دچار "کمبود حضور فرهنگی" ... دیدن ادامه » میشن یعنی رفتن به تاتر و سینما با نوزاد شیرخوارشون.
دو تا خانوم مختلف تو اون ساعت 2 تا بچه شیرخوار آورده بودن که سهمیه سالن ما "مژگان" 6 ماهه بود! به همراه دخترخاله 6 سالش که کنار ما نشستند. در سمت چپم آقایی بود شیفته فرهاد اصلانی با صدایی بم تر از نصراله مدقالچی. با نشون دادن هر بار فرهاد خان ایشون فکر میکردن که فقط برای خانم همراهشون از فیلمای قبلی فرهاد خان میگن که دفعه سوم دیگه گفتیم بابا ساکت!
وسطای فیلم مژگان جون شروع کرد به گریه و زاری. مامان شیر داد افاقه نکرد بلند شد پیش پیش کرد جواب نداد که دختر خاله از 2 تا صندلی اونورتر گفت: مژگان لالا کنه مژگان لالا کنه! مامان مژگان و ول کرد دختر خاله رو ساکت کنه.
اما 4 تا خانوم دو تا ردیف جلوتر بودن که از شروع فیلم تا تیتراژ پایانی موبایلاشون روشن یه در میون جلوی صورتشون بود!؟ فلسفشو نفهمیدم ولی نورش دیگه اذیتمون نمیکرد فقط متنا رو خوب نمیشد خوند و استیکرایی رو که تو تلگرام میفرستادن میشد دید. یکی از این خانما که تجربش از همه بیشتر بود ساعت حدود دو شب تلفن یه نفرو جواب داد و بهش گفت که آخرای فیلمه بعدش با دخترا میان پیشش!
اگه فکر کردین اینا ویژه بوده باید بگم نه! سوپرایزم قبل شروع فیلم بود رو پله برقی طبقه سوم! داشتم بالا میرفتم که تو پله ها یکی رو دیدم که هیچ انتظارشو نداشتم. جناب سرآشپز "رمی" !
آره یه موش خاکستری هم قد بچه گربه داشت از پله ها می اومد پایین که تا منو دید برگشت بالا و رفت زیر یخچال یه موش دیگه هم که کنار یخچال بود دوید رفت پیشش. منو چند نفر دیگه که این شگفتی رو دیده بودیم به فروشندگان عزیز گفتیم ولی انگار براشون عادی بود و فقط یکیشون اومد کمی زیر یخچال رو ورانداز کرد و بعد رفت. منم بعد از یه مدت که وایستادم تا بیان که بتونم ازشون فیلم بگیرم خسته شدم و رفتم.نیومدن نامردا!
فقط نمیدونم اونجا که چیپس و پفک و کیک و بستنی و این چیزا داره. موشه پس چی میپزه؟


:)))
۲۲ فروردین ۱۳۹۵
:)) اینو من چرا ندیده بودم؟ :))
۰۱ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
7 جولای
درباره فیلم کوچه بی‌نام i
وقتی قصه و فیلمنامه ای وجود نداشته باشه و کنش و واکنشهای شخصیتها در چند موقعیت و حادثه مهم باشه و البته یک راز! نتیجش اینه که تکیه بر بازیها شده و بقیه عوامل فیلمسازی رها شده!؟ نه دیالوگهای شاخصی هست نه دکوپاژ و میزانسن و طراحی صحنه ها خوبه و نه فیلمبرداری!
کوچه بینام یه فیلم بازی محوره که در بقیه موارد بشدت ضعیفه! فرهاد اصلانی و فرشته صدر عرفایی و پانته آ بهرام و ستاره پسیانی عالی هستن و باران کوثری خوب فقط همین!
نه فقط پایان فیلم کلیشه ایه بلکه "تحول" شخصیتها اصلن بنمایش درنمیاد یهو متحول میشن. محدثه یکباره تصمیم میگیره رابطش رو با بابک بهم بزنه _ با اینکه میشه حدس زد بخاطر خواهر بزرگش و شوهرش این اتفاق میافته_ شما چیزی نمیبیند نمایی پلانی و یا دیالوگی فقط حدس میزنی! مادر به یکباره محدثه رو به جمع خودشون راه میده و پشتش در میاد! برای چی؟ نمیفهمید ... دیدن ادامه »
بدتر از همه القای این تصور به بینندست که چون پدر خانواده خودش خطاکار بوده برای همین به محدثه باج میده نه اینکه پدر از خطای خودش درس گرفته باشه یا به رشد رسیده باشه و از روی فهم با محدثه اینطور رفتار میکنه! مخصوصن با دیالوگ داغونی که از محدثه حلالیت میطلبه.
در کل فیلمی با کارگردانی خیلی بد!
اوا.ت، فرشید بزرگنیا، مجتبی مهدی زاده و الهه الف این را خواندند
کیمیا TAV و ونوس پیمان این را دوست دارند
در مورد تحول بی مقدمه محدثه موافقم و در یادداشت خودم بهش اشاره کردم.در مورد پدر خانواده و فرجام او (پلان آخر که اشاره ای به بهشت رفتن وی دارد) فیلمساز او را خطاکار نمی داند.
درکل کوچه بی نام نقاط قوت دیگری هم دارد ولی بیش از هرچیز بر بازیهای خوب تکیه می ... دیدن ادامه » کند.
۱۵ فروردین ۱۳۹۵
کوچه بی نام یه فیلم عالی
بازیها و کارگردانی و فیلمنامه بسیار خوب

یه رئالیسم اجتماعی زیبا از طبقات پائین جامعه با تمام عشق و غم ها و شادی این طبقه

کوچه بی نام رو دوست داشتم
۱۵ فروردین ۱۳۹۵
:)
آقا محسن قصه که نداشت دیگه! کارگردان هم نتونست حرفشو بزنه.
موقعیت بود و اکت بازیگرا.
یه سوال:
اگه چاه خونه بریزه یا باز باشه و بعد بچه ای توش بیوفته و سالم درش بیاری چه وقت در اون چاه میبندی تا دیگه این اتفاق نیوفته؟
۱۵ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه کمدیه "اغراق" نسبتن خوب و خنده دار _اونقدر اغراق که لباس زیر ساعد سهیلی شلوارک شده بود!_
با مولفه های مورد علاقه حقیقی _ آبادان و سفر، طبقه روشنفکر و مرفه، قوانین و احکام_
با رنگ بندی و موزیکهای زیبا و فانتزی _ هپی آبادانی_
با ادای دینی به پدر و ابوالحسن تهامی و سینمای روشنفکری دهه 60
بشکل یه دورهمی دوستانه با دعوت از سروش صحت، علی صادقی، ویشکا آسایش، مهران غفوریان، نادر سلیمانی که کارکردی در پیشبرد فیلم ندارند _ ولی قطعن خیلی خوش گذشته_
با چندتا دیالوگ عالی!

شد یه فیلم :))

به نقل از هالیوود ریپورتر، مراسم معرفی برترین‌های هشتاد و هشتمین جایزه آکادمی سینمایی اسکار با اجرای کریس راک برگزار شد و برترین‌های اسکار ۲۰۱۶ به شرح ذیل معرفی شدند:

بهترین فیلم: «کانون توجه» به کارگردانی تام مک‌کارتی
بهترین بازیگر نقش اول زن: «بری لارسون» بازیگر فیلم «اتاق»
بهترین بازیگر نقش اول مرد: «لئوناردو دی کاپریو» بازیگر فیلم «بازگشته»
بهترین بازیگر نقش مکمل زن: «الیشا ویکندر» بازیگر فیلم «دختر دانمارکی»
بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: «مارک رایلنس» بازیگر فیلم «پل جاسوسان»
بهترین کارگردانی: «الخاندرو گونزالس ایناریتو» کارگردان فیلم «بازگشته»
بهترین فیلم خارجی زبان: «پسر شائول» از مجارستان
بهترین موسیقی متن فیلم: «هشت نفرت انگیز»، انیو موریکونه
بهترین فیلمنامه: «کانون توجه» نوشته جاش سینگر و تام مک‌کارتی
بهترین فیلمنامه اقتباسی: «کسری بزرگ» نوشته چارلز رندولف و آدام مک‌کی
بهترین طراحی صحنه: «مکس دیوانه: جاده خشم»، کالین گیبسون و لیزا تامپسون
بهترین تدوین: «مکس دیوانه، جاده خشم»، مارگارت سیکسل
بهترین انیمیشن بلند: «درون بیرون»
بهترین ... دیدن ادامه » انیمیشن کوتاه: «داستان خرس»
بهترین گریم و استایل مو: «مکس دیوانه، جاده خشم»، لسلی واندروالت، الکا واردگا و دامیان مارتین
بهترین میکس صدا: «مکس دیوانه: جاده خشم»
بهترین تدوین صدا: «مکس دیوانه: جاده خشم»، مارک مانچینی و دیوید وایت
بهترین طراحی لباس: «مکس دیوانه: جاده خشم»، جنی بیوان
بهترین مستند بلند: «امی»
بهترین مستند کوتاه: «دختری در رودخانه، بهای بخشیدن»
بهترین فیلم کوتاه: «شاترر»
بهترین فیلمبرداری: «بازگشته»، امانوئل لابزکی
بهترین جلوه های ویژه: «اکس ماشینا»
بهترین ترانه: Writing's On the Wall برای فیلم اسپکتر
مجتبی مهدی زاده این را خواند
Mehr N@z، شکیبا، نیلوفر ثانی و رومینا خلج هدایتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پنجشنبه شب 22 بهمن به تماشای این تاتر رفتم.
نکته جالب و چشمگیر اون حضور نوزاد شیرخوار در بین تماشاگران بود که پدر و مادرشو با خود به دیدن نمایش آورده بود! هر چند که مجبور شد بعد از یکساعت بخاطر هیس هیس کردنهای مداوم پدر و حرکات جالب مادر، مادرشو از سالن بیرون ببره تا همه تماشاگران مدام به پدر و مادرش نگاه نکنند!
متاسفانه نمایش با 20 دقیقه تاخیر شروع شد. ساعت 8 تازه مارو به داخل سالن راه دادن! و ساعت 10 وده دقیقه بود که نمایش تموم شد. همین تاخیر 20 دقیقه ای باعث شد به اکران فیلم "بارکد" تو سینما بهمن که یه هفته منتظرش بودم نرسم! میتونستم وسط نمایش بلند شم ولی فکر کردم اینکار توهینی به کسایی که دوسشون داشتم! البته تقصیر خودم بود که خواستم بیکاری قبل از بارکد رو با یه چیزی پر کنم!
نور صحنه بشدت کم بود. البته فکر کردم بخاطر اینه که زمان ماجرا در شبه ولی ... دیدن ادامه » وقتی خیالهای "هرکی خان" هم تو همین نوره پس یه اشکالیه که باید رفع شه!
موسیقی زنده رو دوست داشتم ولی بنظرم بدلیل کوچکی سالن باران، محل استقرارشون خوب نیست انگار تنبیهشون کردن!
مدت زمان نمایش زیاده و پرده های مربوط به رویایه هرکی خان و حضور حوری بنظرم اضافه است که هم نمایش رو از ریتم میندازه و هم پیام اخلاقی که انتهای نمایش میده گل درشته و بی ربط!
بازیها عالین و شوخی های کلامی و گفتگو ها خوب دراومدند، هر چند در محیطی تهوع آور میگذره. اونچه دیدنی تر بود "بازی بدن" بازیگران بود بخصوص شهرام حقیقت دوست -که پنداری مش قاسم دایی جان ناپلئونه- و مجبورت میکرد بخندی!
خیلی طراحی صحنه خاصی نداشت. بیشتر چندتا ابزار صحنه بود!
در کل نمایش بسیار شادی بود که به هدفی که براش طراحی شده، دست پیدا کرده و لحظات شاد و مفرحی رو برای تماشاچی رغم میزنه و باید قدردان این زحماتی بود که بدور از لودگی و با احترام به مخاطب برای نشاندن خنده بر لبان مردمی که دیگر با هم نمیخندند؛ کشیده میشود.
الهه الف، سپیده seyedan، solaris و Elaheh Eli این را خواندند
pinar این را دوست دارد
"پاراگراف اول خیلی جالب بود".
7 جولای عزیز لطفا بفرمایید آیا از این دست شوخی های کلامی " من واسه هیچ زنی کش تنبونم شل نشده" "دست نکشیده روش خمار شدی" و.. که از نظر بنده مصداق بارز شوخی سخیف هست توی این کار پیدا می شه یا نه؟ و در صورت امکان دو ... دیدن ادامه » نمونه از آن شوخی ها را بنویسید (2 نمره) :)

پ.ن: جدی پرسیدما. حالا اون دو نمره رو بی خیال :)
۲۸ بهمن ۱۳۹۴
بنظرم نمایش فوق العاده ایه. بازیها عالی هستن مخصوصن بازی شهرام حقیقت دوست و الهام پاوه نژاد و نگار عابدی حرف نداره. برای شاد بودن و یه مدت شاد موندن بهتون پیشنهاد میکنم ببینید حتمن
۲۹ بهمن ۱۳۹۴
بعله :)))
۲۹ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
7 جولای
درباره فیلم لاک قرمز i
چقدر خوبه این فیلم!

این فیلم برشی تلخ از واقعیت ایران امروزه که بلحاظ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی دچار مشکلات عدیده و فزایندست.
فیلم شریفیه که بیننده رو به زندگی پر از درد دختر 16 ساله ای بنام اکرم میبره و با رنجهای اون همراه میکنه بدون اینکه بیننده از این همه مصیبت منزجر بشه و بدش بیاد و شاید یه کسی هم مثل من حالش خوب شه!
فیلم شاید اگه پشتوانه و عوامل حرفه ای تری داشت میتونست به موفقیتهای "من ترانه 15سال دارم" دست پیدا کنه ولی همین اندازه هم در گفتن حرف و دغدغه ای که داره موفقه!
فیلم درباره "غروره" و "عزت نفس" درباره "جهله"و "درک و اراده قوی" . فیلم سیاهی ها رو نشون میده ولی در این سیاهی ستاره هایی هستن که اگرچه چشمک میزنن و گاهی خاموشند ولی شب رو روشن میکنن. مثل هم کلاسی اکرم که یه دوست واقعیه، مثل نگاه زیبای پدر به اکرم ... دیدن ادامه » اگر چه تحت تاثیر مواد رفتارش با مادرش حیوانیه، مثل عمو ولی با بازی خوب مسعود کرامتی که میفهمه اکرمو، و البته آقای قاضی که چقدر خوبه این قاضی.
اکرم سر دعوای اسماعیل با کریم سیرابی یاد میگیره که گاهی بهتره غرورش جریحه دار بشه. سر ماجرای عوارض سقط مادر یاد میگیره که باید از جهل فرار کنه!
اون درک میکنه موقعیتی رو که درش قرار گرفته و چون میشناسه عاقبت کج روی رو، برعکس سایر هم سن و سالان خودش که زود وا میدن و اسیر بداخلاقیهای جامعه میشن مبارزه میکنه و در جهت تغییر شرایطش بر میاد. با اینکه بهش میگن جای اسماعیل و الهام توی بهزیستی بهتره، میجنگه تا بتونه اونا رو پس بگیره اینبار نه بخاطر غرورش بلکه بخاطر عزت نفسش. با نگاه زیبایی که از پدرش به ارث برده -حتی با بلایی که ناخواسته پدرش سرش آورده- صورت عروسکها رو عوض میکنه و فهمیده که اگه بخواد شرایط رو بهتر کنه باید نگاهشو عوض کنه!
بازی فوق العاده بهنام تشکر در نشون دادن پدری معتاد ولی با درونمایه ای لطیف، پانته آ پناهی ها بنقش مادری امی، و بازی گیرای پردیس احمدیه که سرزندگی و شیطنت و شر و شور یه دختر نوجوان رو نشون داده همه تماشایین.
دوربین روی دست در اکثر مواقع پشت سر اکرمه و میخواد بگه که اکرم حالا یه قدم جلوتره. موسیقی متن قوی نداره. همینطور طراحی صحنه خاصی ولی برای همه سکانساش فکر شده و کمتر ایرادی میشه بهش گرفت.
کارگردانیش خوبه و پایان فیلم فوق العاده. این شاید بهترین پایان بندی بود که من امسال در بین فیلمهای جشنواره دیدم. جاییکه اکرم با سبد عروسکها در پیاده رو به دختر و مادری که قصد خرید عروسک دارن میرسه و میایسته و دوربین در پیاده رو تراولینگ میکنه و ... آواز علیرضا قربانی.

بغایت زیبا.
به همه دوستان تیوالی دیدن این فیلم رو پیشنهاد میکنم. در هیاهوی جشنواره و سر و صدای زیاد پر مدعاها دیدن این فیلم ساکت و آروم، با نگاه محترم و مثبت به نسل جوان که اونها رو نه احمق و نه فضایی تصور میکنه، تجربه ای دلپذیر و خوشاینده!
۱۹ بهمن ۱۳۹۴
ممنون از پیشنهادتون
۱۹ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این یه چند تا تاتر بود که ازشون فیلمبرداری شده بود و باسم فیلم بلند سینمایی نشونمون دادن! واقعن هم بلند بود و هی تموم نمیشد! اینکه 2 ساعت بشینی و بازسازی هرچی!؟ فیلم کلاسیک هست رو نیگا کنی اصلن جالب نیست! میگم هرچی چون واقعن تا تونسته بود فیلم تعریف میکرد!
آقای رحمانیان عزیز! خوب این ایده رو چند سال پیش تو افتتاحیه جشنواره فجر بکار بردین و علی عمرانی عزیز و مهتاب نصیرپور دوست داشتنی شاهکارای سینمای ایران رو دو نفره بازسازی کردن که خیلی خوب و بکر بود. ولی شما مدام دارید همون رو تکرار میکنید چه تو تاتراتون و حالا تو سینما. شاید ایندفعه هم اگر خاطرات سینمای خودمون رو ورق میزدین اونم بعضیاشو در قالب یه داستانی جواب میداد ولی این فیلم تاترتون اصلن خوب نیست.
شانس آوردین که تو بخش مسابقه راهتون ندادن! تو اینجا که طرفداراتون بخاطر اسمتون و سابقتون اومدن ... دیدن ادامه » سالن رو ترک می کردن وای بحال بخش مسابقه که معلوم نبود چقدر اصلن نمیپسندم میگرفتید و اونوقت هم شاید یه مصاحبه میکردید که مردم هم نمیفهمند!
مدیوم سینما بدرد شما نمیخوره به تاتر برگردید!
شاید هریک از ما جای اون مردم توی قهوه خونه بودیم از نفس علی عمرانی -مخصوصن جاییکه 12 مرد خشمگین رو بازی میکنه- و بازی بقیه هنرمندان لذت میبردیم ولی این چیزی که شما نشون دادین اصلن تماشا نداره!
4 تا فیلم 5 تا فیلم رو تعریف کن در قالب یه قصه! هرچی منتظر قصه شدیم دیدیم هیچی نیست! یه جا حسین عرفانی گفت : کاشکی مثل همفری بوگارت بمیرم ! گفتیم خب حالا حتمن یه چیزی میشه ولی باز نشد!
نفهمیدم تله تاترتون واقعن چی میخواست بگه! سالهای محدودیت رو به نقد کشیدید ولی استاد خودتون مگه مقصر نبودید؟
کارخونه سیمان تهران رو که نشون دادید 60 سال پیش ساخته شد تا پیشرفت و تمدن نو رو برای ایران بسازه. اگه نشد و دورو برش شد پر از نیمکتهای تل انبار شده مقصر کیه؟ اگه عشق آباد،آباد نشد مقصر کیه؟ اگه عشق و حرف زدن از زن تو عشق آباد ممنوع شده دلیلش چیه؟
حرف آخر، شما و خیلی های دیگه بزرگید برای ما اما باور کنید فیلما کوچیک نشدن! ما اصالت رو دوست داریم. شاید شما راه رو اشتباه میرید فکرشو کردید؟ حداقل تو ایران اینجور بنظر میاد!
7 جولای
درباره فیلم ابد و یک روز i
فیلم خوبیه و اصلن بنظر نمیاد که کارگردانش فیلم اولشه!
شخصیت پردازیهاش بدرستی انجام گرفته و بازیگرانش همه خوبن و سرجاشون قرار گرفتن و این خانواده "گل و بلبل" رو خیلی خوب نمایش دادن!
با قصه ای روان وتاثیرگذار که هیچوقت از ریتم نمیافته و پایانش خوب بسته میشه! همه سکانسها با هدف و در جهت کمک به بهتر شدن فیلم اجرا شده و هر کدوم یه سورپرایزی برات داره! از مدرسه نوید گرفته تا پرند و خونه شهناز!
یکی از خاطرات خوب سینمادوستا سکانسی از فیلم "لئونه" که ناتالی پورتمن اسلوموشن از راهرو و جلو در خونشون که پلیسای فاسد وایسادن رد میشه و در خونه لئون رو میزنه! حالا این فیلم سکانسی رو بتصویر کشیده شبیه همین صحنه که یاد همه فیلم دوستای ایرانی خواهد موند، التماس محسن به نوید!
سکانسای تقابل و جرو بحثای مرتضی و محسن دیدنیه هرچند که فراتر از سطح خونوادگیشون ... دیدن ادامه » و تئاتری دعوا میکنن! اما بازی چشم نواز نوید محمد زاده در پلانی که به سمیه التماس میکنه و سکانسی که محسن رو میبرن و باز التماس میکنه عالین و فراموش نشدنی!
از مادر عتیقه این خونواده خوشتون میاد همونقدر که از لیلا متنفر میشید. نویدو دوست خواهید داشت و سمیه رو که چشم و چراغ خونست با بازی درست پریناز ایزدیار. کاراکتر اضافی نداره و اجزای صحنه کامل در خدمت فیلمه. احساساتتون رو برانگیحته میکنه و با پایانی درست امید رو نوید میده. سمیه است که چراغ این خونه رو روشن میکنه!