تیوال تینا نظرکرده | دیوار
S2 : 07:16:01
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
هزاران سال است که دیگر زمین، موجود زنده‌ای بر سطح خود نزاییده است و ماهِ بیچاره، بیهوده هر شب فانوس خود را روشن می‌کند.
سلام به عوامل محترم نمایش.
دیشب به تماشای نمایش نشستم.
ـ دکور صحنه عالی و حرفه‌ای بود. بعضی از دوستان انتقاد کرده بودند که دکور و استایلِ راه‌رفتن بازیگران مانند نمایش پیشین این کارگردان (کالیگولا) بوده است، اما به عقیده من، هر هنرمندی در کارهای هنری‌اش، امضا و نشانی مختص به خود را دارد که کیفیت و جذابیت نمایش را مضاعف می‌کند.
ـ انتخاب موزیک‌ها خوب بود.
ـ بازی‌ها همه فوق‌العاده بود. تک‌تک بازیگران به خوبی نقش‌شان را ایفا کردند که جای تبریک دارد.
روی هم رفته این نمایش از کارگردانی فوق‌العاده خوبِ آقای غنی‌زاده برخوردار بود.
ممنون.
خانم نظرکرده درود
خوشحالم که تالار وحدت را خرسند ترک نمودید و در این حظ با شما شریکم.
درخصوص اشاره ای که به وجه تشابه میزانسنهای این نمایش با آثار قبلی کارگردان نمودید، اختلاف نظر و نکته ای که به نظرم می رسد این است که تکرار عامدانۀ غنی زاده های قبل در ... دیدن ادامه » این پروژه را فرای یک توشیح و علامتگذاری صرف می دانم و معنایی عالی در دلش متصورم.
۱۴ آبان ۱۳۹۵
درود جناب کیان.
سپاس از اینکه متن بنده را مطالعه فرمودید.
با شما هم‌عقیده هستم. این تکرارِ به قول شما عامدانه، معنای عالی و زیبایی درونش نهفته است.
۱۴ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم
زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم؟
گفته بودم که به دریا نزنم دل
اما کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟

«قیصر امین‌پور»
از ازل تا به ابد پرسش آدم این است:
دست بر میوه ی حوا بزنم یا نزنم ؟
به گناهی که تماشای گل روی تو بود
خار در چشم تمنا بزنم یا نزنم؟
دست بر دست همه عمر در این تردیدم:
بزنم یا نزنم؟ ها؟ بزنم یا نزنم؟

ممنون،انتخابی همیشه عالی
..................
میزنم، گر ... دیدن ادامه » نزنم
تشنه ی یک حرعه ی عشق
با دلی افسرده،چه سود
در گور فغان از سر حسرت بزنم
"پرندیس"
۰۸ مهر ۱۳۹۵
سپاس
۱۴ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به‌به. خیلی خوب شده. ممنون تیوال.
ارزش این همه انتظار رو داشت.
فوق العاده شده
۱۰ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صاحبان دل‌های حساس نمی‌میرند، بی‌هنگام ناپدید می‌شوند...

«احمد شاملو»
درود
۰۴ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به شدت پیشنهاد می‌شه!
ممنون از عوامل نمایش و کمپانی لوبیای آبی.
عمو فرهاد قصه ها، علیرضا حسینی و وحید هوبخت این را خواندند
فرزان امیری و سارا_ز این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«دیکتاتور‌ها زنده نمی‌مانند!»
امشب به تماشای نمایش نشستم.
کاگردانی و بازی عوامل درجه یک بود.
موسیقى، هماهنگى خیلى خوبى با فضاى نمایش داشت و از نقاط عطف کار بود.
سپاس.
ممنون میشم اگه بقیه آهنگ هاش هم بذارید
۳۰ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دروغ بی‌گناه نیست؛ دروغ همه‌‌‌چیز و همه‌‌‌کس را گناهکار می‌کند.
در باب صداقت هیچ کس در حد کفایت راستگو نبوده است.
(نیچه)
۳۱ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- از مرگ می‌ترسی‌؟
+ نه به اندازه‌ی زندگی‌ بد!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار عالی!
آرزوی موفقیت می‌کنم برای تک‌تک این بزرگواران.
سپاس.
ممنون. سپاس از شما که به تماشای این نمایش نشستید
۲۵ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیشنهاد می‌کنم حتماً به دیدن این نمایش بروید.
بازی‌ها همه عالی‌ بود، مخصوصاً آرش دادگر و کامبیز امینی.
این اجرا مسائلی را بیان می‌‌کرد از دوران برپایی دادگاه تفتیش عقاید، «انگیزیسیون»، قید‌ و‌ بند‌ها، کوتاه‌نظری کاتولیک‌های مسیحی‌ و در بند گذاشتن انسان‌های بی‌‌گناه که یک‌سری عقاید به آن‌ها تحمیل شده. مصداق بارزِ جامعه‌ی امروز ماست.
سپاس.
نمایش خوبی بود.
بازی جناب آقای حمیدرضا آذرنگ و سرکار خانم نسیم ادبی‌ را دوست داشتم.
ممنون و خسته نباشید.
سپاس از مهربانی شما
۱۹ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی‌برگی، روز و شب تنهاست،
با سکوت پاک غمناکش
ساز او باران، سرودش باد
جامه‌اش شولای عریانی‌ست
ور جز اینش جامه‌ای باید،
بافته بس شعله‌ی زر تارِپودش باد
گو بروید، یا نروید،
هرچه در هرجا که خواهد، یا نمی‌خواهد
باغبان و رهگذاری نیست
باغ نومیدان،
چشم در راه بهاری نیست
گر زچشمش پرتو گرمی نمی‌تابد،
ور به رویش برگ لبخندی نمی‌روید،
باغ ... دیدن ادامه » بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه‌های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت
پست خاک می‌گوید
باغ بی‌برگی
خنده اش خونیست اشک‌آمیز
جاودان بر اسب یال‌افشان زردش می‌چمد در آن
پادشاه فصل‌ها، پاییز.

«مهدی اخوان ثالث»
دمت گرم
من بیمار این شاعرم...
۲۷ مهر ۱۳۹۳
تینا خانمِ نظرکرده !
حقّا که نظرکرده ی " نیما " هستید ! " مَرقَدِ آقا " ی نیما راهم بخوانید! ماهمگی بَرشانه های بُزرگان قد میکشیم مُنتها باید نظرگاهِ خود را داشته باشیم ! شنیده اید که مولای رومی گفته : خلق را تقلیدِشان بَرباد داد ؟ موفق باشید .
۲۷ مهر ۱۳۹۳
تینا خانمِ نظرکرده !
حقّا که نظرکرده ی " نیما " هستید ! " مَرقَدِ آقا " ی نیما راهم بخوانید! ماهمگی بَرشانه های بُزرگان قد میکشیم مُنتها باید نظرگاهِ خود را داشته باشیم ! شنیده اید که مولای رومی گفته : خلق را تقلیدِشان بَرباد داد ؟ موفق باشید .
۲۷ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال‌انگیز بودم
برگ‌های آرزو‌هایم یکایک زرد می‌شد
آفتاب دیدگانم سرد می‌شد
آسمان سینه‌ام پردرد می‌شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می‌زد
اشک‌هایم همچو باران دامنم را رنگ می‌زد

«فروغ فرخزاد»
تو را من چشم در راهم...
که می‌گیرند در شاخ تَلاجَن سایه‌ها رنگ سیاهی
وزآن دلخستگانت راست اندوهی فراهم؛
تو را من چشم در راهم...
شباهنگام، در آن‌دم که بر جا دره‌ها چون مرده‌خواران خفتگان‌اند؛
در آن نوبت که بندد دستِ نیلوفر به پایِ سروِ کوهی دام
گَرَم یادآوری یا نه، من از یادت نمی‌کاهم؛
تو را من چشم در راهم...

«نیمایوشیج»
زمستان ۱۳۳۶
دهانت را می‌‌بویند
مبادا گفته باشی‌
دوستت می‌دارم
روزگار غریبی ‌ست، نازنین
و عشق را
کنار تیرک راه‌بند
تازیانه می‌‌زنند
عشق را
در پستوی خانه
نهان باید کرد

«احمد شاملو»
ممنون تینا جان برای انتخاب زیبایت و درود بر احمد شاملو این بزرگ مرد ادبیات ایران
۲۳ تیر ۱۳۹۳
واقعا انتخاب زیبایی کردی عزیزم،عاشقانه شاملوی بزرگ را دوست میدارم و ممنون از انتخاب این شعر ناب و زیبا .
۲۳ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما آبستنیم
در اندرون ما
کودکی پیوسته زار می‌زند
در رستوران‌ها،
در تخت خواب‌ها،
گاه که خیلی‌ جدی می‌شویم،
در بحث‌ها و مجادله‌ها
دستان کوچکی از درون
دل و روده‌ی ما را چنگ می‌زند...

«حسین پناهی»
چه خوب...مرسی ازت
۲۲ تیر ۱۳۹۳
تینا جان مرسی از این اشتراک خوب :)
۲۲ تیر ۱۳۹۳
چقدردوست داشتم اینوو
مرسی
۲۳ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید