تیوال بانو تیر | دیوار
S3 : 07:10:23
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
در حال نت گردی نقد جالبی درباره این نمایش از آقای حسن پارسائی دیدم ..‌ همراه با لینک
https://bit.ly/2R3Pyry


اجرایی از جنس تئاتر / نگاهی به نمایش "خون به پا می شود" به کارگردانی مسعود طیبی

حسن پارسائی: نمایش "خون به پا خواهد شد" اجرایی پرتحرک، کنش‌زا، پرمحتوا و مقبولیت‌پذیر است و تماشاگر را به تفکر و تحلیل وا می‌دارد.


سرویس تئاتر هنرآنلاین: اقتباس از یک نمایشنامه مهم و یا آدابته کردن آن برای اجرایی شخصی، اگر صرفاً برای اجرا و تداوم "برنامه کاری" گروه تئاتری باشد، در آن صورت کارکرد و کاربرد دراماتیک چندان تاثیرگذاری که مخاطب را از لحاظ ذهنی و حسی دگرگون و خشنود نماید، نخواهد داشت؛ اما چنانچه نویسنده ثانویه چنین متنی الزامات و اقتضائات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه را در نظر بگیرد و سپس بر اساس همین مؤلفه‌ها یک نمایشنامه انتخابی و شاخص را مورد اقتباس قرار دهد، الزاماً به شرطی که خوب هم اجرا شود، تاثیراتی به مراتب ماندگار و به یادماندنی خواهد گذاشت؛ حتی ممکن است برای دیگران از نظر چند و چون اجرایی، به عنوان یک الگو ارزیابی شود.

نمایش "خون به پا خواهد شد" که توسط شهرام احمدزاده از نمایشنامه "تیتوس آندرونیکوس" اثر ویلیام شکسپیر اقتباس شده و با کارگردانی مسعود طیبی هم اکنون در سالن ناظرزاده کرمانی از مجموعه سالن‌های ایرانشهر اجرا می‌شود، در رابطه با موارد فوق اجرایی قابل تامل است. ضمناً باید یادآور شد که خود ویلیام شکسپیر هم نمایشنامه‌اش را با الهام از آثار "سنکا" (نمایشنامه‌نویس رومی) نوشته است.

این نمایش از طراحی صحنه ساده‌ای برخوردار است که طی اجرا به تناسب میزانسن‌ها و موضوع نمایش کاربردی و کارکردی می‌شود. نمایش به گونه‌ای اجرا می‌شود که در آغاز همانند یک نمایش صرفاً کمدی جلوه می‌کند و به تدریج با آمیزه‌هایی چندگانه پیش می‌رود؛ ترکیبی می‌شود از هجویه (اغراق‌های زیاد، کنایه‌آمیز و نسبتاً تمثیلی و انتقادی)، کمدی سیاه (صحنه‌های اشمئزازآور و همزمان مضحک) و تراژدی رومانتیک (صحنه‌های مربوط به عشق دو دلداده که قربانی اختلاف عقیده و منافع شخصی حاکم می‌شوند و عشق‌شان با کشتن نهایی آن‌ها– بعد از بریدن دست‌های زن – پایان می‌پذیرد)؛ این نکته به خودی خود نوعی ضعف محسوب می‌شود، اما سرانجام آنچه روی صحنه به اجرا در می‌آید به انسجام نسبی می‌رسد؛ نهایتاً این ژانرهای فرعی حاشیه‌ای می‌شوند و نمایش با ژانر "درام تاریخی سیاسی جنایی هجوآمیز" به آخر می‌رسد.

موضوع ... دیدن ادامه » نمایش به اختلاف عقاید و تضاد و تقابل دو مقوله "دموکراسی و دیکتاتوری" می‌پردازد که در عمل، فریبکاری‌ها و عوام فریبی‌های دیکتاتور رومی بر همه افکار و ذهنیت‌های مردمی و آزادیخواهانه فائق می‌آید؛ نتیجه آن می‌شود که شکنجه‌های هولناک، جنایت و خفقان، هم عرض با حکومت تک ذهنی و تک نفره یک حاکم مستبد و خونخوار بر همه جامعه و حتی بر زندگی نزدیکان و افراد خانواده سیطره پیدا می‌کند. این حاکم و ماموران مزدورش که با حرکات و حالات آدم‌های سگ‌نمای گرسنه، زنجیری و هار نشان داده شده‌اند، حالتی تمثیلی نیز پیدا می‌کنند.

شهرام احمدزاده در آدابته کردن نمایشنامه شکسپیر، بسیار موفق عمل کرده است: او بخش عمده‌ای از دیالوگ‌هارا تغییر داده و اجرا امروزی شده است؛ دیالوگ‌ها در راستای موضوع محوری نمایش‌اند: "من ثابت خواهم کرد دموکراسی رم را نجات خواهد داد"، "سیاست و خیانت همیشه با هم‌اند" ، "قانون منم، بچه جون!"، "زندگی همه‌اش یک بازیه" ، "سیاست یعنی دروغ" ، "ملت، منم!"، "دیگه روی زمین فرشته‌ای وجود ندارد"، "تو داری آزادی را از مردم سلب می‌کنی که  خودت رو  نگه‌داری"، "سقف طاقت مردم کوتاه است"، "ما روم را به آزادی و دموکراسی برمی‌گردانیم" و... .

از ابزار و ادواتی مثل عینک، فندک، کفش‌های اسکیت، میکروفون و لباس‌هایی که با طراحی‌های بینابینی یا امروزی تدارک دیده شده‌اند، استفاده شده است؛ نکته حائز اهمیت در ارتباط با ابزار فوق این است که کارگردان از ابزار فوق برای مدرن کردن اجرا استفاده نکرده (برای مدرن شدن یک اجرا خود متن باید انتزاعی و تجریدی باشد)، بلکه این موارد فقط به منظور امروزی کردن، تطبیقی و تمثیلی شدن نمایشنامه در اجرا کاربری پیدا کرده‌اند. البته نوعی نامتعارف نمایی بصری در طراحی لباس و چهره‌پردازی بازیگران وجود دارد که به طور متناقضی آن‌ها را تا اندازه‌ای کمیک  جلوه داده است. در طراحی چهره‌پرازی، رویکرد کاریکاتوریکی و نیز گرافیکی کارکرد دارد و اساساً چهره‌ها و بدن با خالکوبی "نقاشی" شده‌اند. از نور به شکل معمولی، موضعی و حتی خطی استفاده شده است که تماماً با اجرای مورد نظر تناسب و هماهنگی دارند (این نورها تا اندازه‌ای ناآرام بودن شرایط و پر حادثه بودن نمایش را القاء می‌کنند). صدا و موسیقی کاربری حاشیه‌ای دارد، اما این نکته به شکل متناقضی به هرچه برجسته‌تر و دراماتیک‌تر جلوه کردن صحنه‌های این نمایش خاص، کمک کرده است.    

نمایش به تناسب زمان‌بندی اجرایی‌اش و حوادث پی در پی فاجعه بارش از ایجاز نسبی نیز برخوردار است؛ هر دقیقه زمان اجرا با تنش و کنش نمایشی ادامه می‌یابد. ضمناً به هنر تئاتر، از جمله به نمایش "آنتیگون" و اختلافات و عتاب این پرسوناژ با عموی ظالمش "کرئون" نیز اشاره شده که عملاً نوعی قرینه‌آوری و مکمل ضمنی برای محتوای خود نمایش "خون به پا خواهد شد" محسوب شده است.

بازی‌های بازیگران به تناسب محتوای متن همگی خوب‌اند و هماهنگی مرتبطی هم با همدیگر دارند، فقط در جاهایی که کارگردان تاکید زیاد داشته، گاهی اغراق‌آمیز است که به تدریج و فقط به دلیل افراط قدرت‌طلبانه و شخصی دیکتاتور در شکنجه و کشتار مخالفانش که جزو الزامات نقش اوست، اغراق مورد نظر به گونه‌ای تحت‌الشعاع شرایط فوق  تا حدی به نفع اجرا، کمرنگ شده است.

در نمایش "خون به پا خواهد شد" به کارگردانی مسعود طیبی، میزانسن خطابی (پشت میکروفون و روبه تماشاگران)، میزانسن خطی متقابل (نشستن در دو سوی میز طویل غذاخوری) و میزانسن موضعی و همزمان مثلثی (یک نفر جلو سن و در عقب، سه نفر با هم در نقطه سمت راست صحنه و دو نفر با فاصله در نقطه سمت چپ) چند بار به کار گرفته می‌شوند. کارگردان ترکیب و کمپوزیسیون صحنه‌ها را طوری شکل داده که همه بازیگران متناسب با نقش‌ها و محتوای نمایش به گونه‌ای تئاتری فرصت‌های لازم  برای مقبولیت دادن به نقش‌های‌شان داشته باشند. تلاش مسعود طیبی و حتی نویسنده متن برای تمثیلی کردن نمایش از طریق تاکید بر طراحی‌های نامتعارف و خاص و نیز متمرکز نمودن ذهن روی پرسوناژها و نهایتاً اهمیت دادن به تم سیاسی و جنائی اثر (نمایش به طور همزمان، هم پرسوناژ محور است و هم تماتیک) و مخصوصاً رویکرد استقرایی کارگردان به همه اجزاء کوچک و بزرگ موجود در ترکیب صحنه، به اجرا تمامیتی پرتحرک، کنش‌زا، پرمحتوا و مقبولیت‌پذیر داده و تماشاگر را به تفکر و تحلیل وا می‌دارد؛ این هوشمندی و هنرمندی عملاً  به علت شیوه زیبای اجرا، در کل همه چیز را از جنس تئاتر کرده است.               

 

امیر مسعود، مسعود طیبی و فرزاد جعفریان این را خواندند
بانو تیر و آقامیلاد طیبی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به بهانه اجرای نخستین بار اقتباسی از «تیتوس آندرونیکوس» شکسپیر، شب گذشته موفق شدم نمایش «خون به پا می شود» اقتباسی از نمایش «تیتوس آندرونیکوس» شکسپیر به کارگردانی مسعود طیبی در تماشاخانه ایرانشهر را دیدم.نمایش «خون به پا می شود» مرگ سیاست در تراژدی را به تصویر می کشد این نمایش به نبرد قدرت میان دو برادر «ساتورنینوس» و «باسینیوس» می پردازد، « ساتورنینوس» بردار بزرگتر نماد سنت های آن روزگار رم است و «باسینیوس» شاعر پیشه و مزین به اخلاق که پرچم دموکراسی را در دست دارد.
با تماشای «خون به پا می شود» بیشتر از تماشای دیگر آثار شکسپیر به نبوغ او پی می بریم، چرا که مخاطب را تحت تاثیر صحنه های دراماتیک قرار داده، هیجان زده می کند و عاقبت او را وحشت زده و مبهوت از رخدادهای نمایش رها می کند. ممکن است این درست باشد که بگوییم هدف شکسپیر از کاربرد خشونت، سرگرم ... دیدن ادامه » کردن مخاطب با ژانر وحشت است اما در هر حال باید بپذیریم که در ورای این نمایش خشونت بار، منطقی نیز نهفته است. شکسپیر هدفش از به تصویر کشیدن بیش از ... قتل خونین در جریان نمایش، بیان این نکته است که در جهانی که ما در آن زیست می کنیم افول صلح و دوستی و اوج گرفتن نزاع بر سر قدرت، درگیری و جاه طلبی قطعا برای جامعه خطرناک خواهد بود چرا که این درجه از خشونت و خون ریزی از برای انتقام، جاه طلبی و کسب یا حفظ قدرت نتایج دهشتناکی چون مرگ، قطع عضو، تجاوز و ... به همراه خواهد داشت.
در همه صحنه های نمایش، رابطه میان خوی انتقام جویی و خشونت به گونه ای به تصویر کشیده شده است که در طول نمایش مخاطب همواره شاهد سلسله قتل ها و خونریزی هایی است که برای کسب انتقام اتفاق می افتد، و تاثیری که از زشتی و دردناکی به تصویر کشیده شده در صحنه های نمایش بر جان مخاطب به جای می ماند، صرفا یک شقاوت جسمانی و زمینی نخواهد بود بلکه شکسپیر در این نمایش به مخاطب نوعی آگاهی درونی از درد و رنج منتشر از خشونت و کین خواهی می بخشد.
شاید در زمان مشاهده نمایش بیشتر درگیری ها و خون ریزی ها به نظر مخاطب بیهوده و بی دلیل به نظر برسد اما حقیقت این است که شکسپیر می خواهد با اغراق به ما بگوید که مردم چه بهایی برای نیت ها، اهداف و رفتارهای پلید و بد خود پرداخت خواهند کرد.
اگر چه در این اثر نقاط ضعفی نظیر عدم همخوانی نورپردازی با وضعیت دراماتیک دارد و جای خالی طراحی صحنه مناسب و همخوان با اثر به شدت حس می شود. با این حال، به نظرم کار ارزشمندی است. در نمایش «خون به پا می شود» که اقتباس هوشمندانه ای از نمایشنامه «تیتوس آندرونیکوس» شکسپیر به قلم شهرام احمدزاده است، مخاطب شاهد روایتی از مردمان سرزمینی است که همه انرژی و قدرت خود را بر صدمه زدن به دیگران و خشونت ورزی متمرکز می کنند، بدون این که به نتایج و پیامدهای بالقوه اعمالشان و بازخوردهایی که دریافت می کنند، بیندیشند. بدون این که به این مساله بیندیشند که با این حد از خشونت و وحشی گری چه برسر خودشان و سرزمینشان خواهد آمد!
در همه صحنه های این نمایش، مخاطب در ناخودآگاه خود با این سئوال رو به رو می شود که این همه کینه جویی و آتش انتقام برای چه و چرا؟
مخاطب در این نمایش شخصیت هایی را می بیند که تمام خشونت و کین جویی خود را تنها با این بهانه توجیه می کنند که در حق آنها ظلم و ستمی به ناحق صورت گرفته است. هر فرد خود را مجری عدالت می یابد و خود بر آن می شود که مجرم را مجازات کند. به همین دلیل است که در طول نمایش یک رشته اعمال شرورانه با واکنش های شروارنه مشابه را شاهد خواهیم بود. هر شخصیت نمایش در پی انتقام جویی نه تنها به خودش که به عزیزانش نیز آسیب می رساند. تراژدی را برای دیکتاتورها می نویسند و هر انسانی در درون خودش یک دیکتاتور دارد که اگر آن را رام نکند، سرنوشت محتومش نابودی است.
کارگردان در خلق این نمایش تلاش کرده است تا ارتباط تصویری و معنایی مناسبی میان گذشته و حال خلق کند. آن گونه که یان کات می گوید: «معاصر بودن به معنی ارتباط میان دو زمان است اول زمانی که شخصیت های نمایش در آن به سر می برند و دوم زمانی که بر تماشاگران می گذرد.» کات معتقد است: «هر گاه در اجرایی، این دو زمان دقیقا به یکدیگر متصل شوند شکسپیری که معاصر ماست پدیدار می گردد.» و کارگردان اثر تلاش کرده است این پیوند را با زبان نمادین به صورت کوتاه اما چالش برانگیز به تصویر بکشد. از نظر تکنیکی، کارگردان «نمایش خون به پا می شود» تلاش کرده است تا ارتباط تصویری میان گذشته و حال ایجاد کند به گونه ای که با استفاده از المان ها و نمادهای خشونت از زمان حال نمایش را از انحصار زمانی به رم باستان خارج کند تا با ارتباط معنایی مفهوم خشونت و جاه طلبی میان گذشته و حال در ذهن مخاطب، در اثرش از تداوم عنصر خشونت و جاه طلبی تا زمان حال ما سخن بگوید.
هر چند، به قول یان کات در سراسر نمایش تماشاگران امروزی در قیاس با مخاطبان قرن 19 شاهد چیزی بیش از انبوه قتل های مضحک و گروتسک و غیر ضروری نخواهند بود. اما، ترکیب صحنه های مدرن در نمایش باعث می شود تماشاگر معاصر با کشف و همانند سازی مسائل امروزی در نمایشنامه اغلب به طور غیر منتظره ای خود را با مردم دوران الیزابت نزدیک احساس کنند و یا دست کم خود را در جایگاهی بیابند که بتوانند شرایط آن ها را به خوبی درک کنند.
در سراسر نمایش مخاطب المان هایی از خشونت در زمان معاصر ما را در دست شخصیت هایی می بیند که در رم باستان زندگی می کنند، و این مخاطب را در سفری میان حال به گذشته و از گذشته به حال نگه می دارد و بدین ترتیب، نوعی آگاهی و معنی در درون جان و روح مخاطب بنا می کند که ناخودآگاه خشونت ها، انتقام جویی ها و جاه طلبی های مدرن در دوران معاصر ما را نشان می دهد.
حرف نهایی و کلام آخر نمایش «خون به پا می شود» برای مخاطبانش این است که صلح و دوستی تنها کلیدی است که همه قفل های بسته را می گشاید و زمین را جای بهتری برای زیستن می کند. امیدواریم مردم جهان روزی آگاهانه و خردمندانه از جنگ دوری کنند.
سپاس و مرحبا بر عطف صبورتان به امروز جهان ما و شاید فردا !
۱۰ خرداد
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی

روحت شاد فردوسی
ایشالا تنت دچار لرزش نشده باشه
۱۳ خرداد
Sir F.J ❤️❤️
۱۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بانو تیر
درباره نمایش نبرد گالیله i
این نمایش را دوست داشتم. دکور و طراحی صحنه، همه مفاهیم نمایش را با طراحی درایتمندانه به تصویر می کشد. هر چند نورپردازی متناسب با اجرا نیست. بازی آندرا بسیار و گالیله اون پیرمردی که در کلیسا گالیله را محاکمه می کرد را بسیار دوست داشتم. جالب این است که بعد از تماشای اثر دو بازیگر آندرا و پرفسور خانم بودند. فقط هوای سالن خیلی خیلی سرد بود. برشت به زندگی گالیله و رنج او پرداخت و اجرای تلفیقی این نمایش سرگذشت گالیله را به همه گالیله ها در هر عصر بسط می دهد. به همین خاطر زمان اثر از جذابیت تماشا و ارایه پیام نمی کاهد. به نظرم با هر فاصله ای در اجرای نمایش امکان اندیشیدن به اصل محتوا به سادگی فراهم است.
جناب طیبی بزرگوار اندیشه ورزیتان در اجرای اثر و آثاری اینچنین مستدام
پرندیس، وحید عمرانی، soudabeh golzarian و سید میلاد موسوی این را خواندند
مهدی حیدریان این را دوست دارد
بنده نیز این فرصت پیش امد که نمایش را ببینم.کاملا با شما دوست عزیز موافقم...برای گروه و جناب طیبی ارزوی موفقیت می کنم...کارگردان جوان از پس کار بخوبی برامده است.مخصوصا اینکه بنده شانس این را داشتم که یک اجرای دوساعته را نظاره گر باشم.
۳۰ مرداد ۱۳۹۵
ممنون از نظر شما
۳۰ مرداد ۱۳۹۵
تلفیق نکن آقا تلفیق نکن
۳۰ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید