تیوال رضا آزادی | دیوار
S3 : 08:45:53
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
رضا آزادی
درباره نمایش ساعت i
با سلام

خب باید بگم که نمایشی که دیدم، بسیار داستان جالبی داشت و روایت‌گر زندگی آدم‌ها در یک جامعه بود که بدی‌ها و مشکلات زندگیشون رو نشأت‌گرفته از یک فرد بخصوص می‌دونستن و به قول خودمون همه بدبختیاشونو رو از چشم یک نفر میدیدن. در نهایت هم اتفاقاتی رخ میده که یک سوال بزرگ به وجود میاره و باعث میشه مخاطب به فکر فرو بره. واقعا هم تئاتر چقدر زیبا میشه وقتی که شما رو به کانال تفکر و اندیشیدن هدایت میکنه.
تبریک میگم به کارگردان این اثر آقای حمیدرضا هدایتی عزیز. برای دوستانی که دنبال کننده آثار نمایشی هستند عرض می‌کنم که ایشون از جوان‌های بسیار فعال در این حوزه هستند و برای رسیدن به جایگاه فعلی، مسیر طولانی و پرزحمتی پیمودن. کارهای متعددی در کسوت بازیگر، نویسنده و کارگردان اجرا کردن و به حق در حال رسیدن به سکو‌های بالای هنر نمایش هستند.
کار ... دیدن ادامه » حاضر، داستانی از امانوئل روبلس هست که بسیارخوب دارماتورژی شده و داستان رنگ و بوی جذاب‌تری پیدا کرده. به طوری که بخصوص برا ما ایرانی‌ها کاملا ملموس و قابل درک شده. بازیگران هنرمندی همچون خانم سوسن پرور (که به شخصه از بازی های ایشون بسیار بسیار لذت می‌برم)، رویا میرعلمی (که از بازیگران قوی و پرکار تئاتر هستن) در این کار حضور دارن. البته از حق نگذریم سایر بازیگران هم اجرای خوب و روانی دارن که حاکی از تمرینات منظم گروه هست. در حین اجرا دیدم که پای خانم میرعلمی بانداژ شده بود و بعد فهمیدم که ایشون علی‌رغم مصدومیت و به دلیل تعهدشون‌، کار رو زمین نذاشتن و گروه رو رها نکردن و از این حیث هم واقعا جای تقدیر و تشکر دارن. امیدوارم همه در هر مسئولیتی که هستیم این درجه از تعهد رو داشته باشیم. برای همینه که همیشه میگه هر ذره از تئاتر چیزی برای یاد دادن داره.
فضای داستان رئالیستی هست و با نگاهی فانتزی اجرا شده. من شخصا نمیدونم آیا این کار در ایران قبلا اجرا شده یا نه، چون چیزی درباره‌اش نشنیده بودم و تحقیقاتی هم که انجام دادم به نتیجه‌ قابل عرضی نرسیدم. خب نویسنده این اثر رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس شهیر فرانسوی امانوئل روبلس هست که آثار متعددی داره ولی در ایران در میان تئاتری‌ها، زیاد کار نشده (در آرشیو تیوال فقط یک نمایشنامه‌خوانی پنجره رو از این نویسنده دیدم در سال ۹۴). پس باید از حیث انتخاب اثر هم به آقای هدایتی تبریک بگم که دنباله‌رو کارهای تکراری نبودن و امیدوارم این قبیل کارهای نو در میان دوستان جوان دیگر تداوم داشته باشه و فقط دنبال شناخته‌شده‌ها نباشیم. لذتی که در کشف ناشناخته ها هست، در هیچ چیزی نیست واقعا.
در ذیل این کار قطعات موسیقیایی و ترانه‌های جالبی هم متناسب با هر صحنه اجرا شدن که بر کیفیت افزوده بود و به نوعی کار رو موزیکال کرده بود.
روی هم رفته دیدن این نمایش رو پیشنهاد میکنم و فکر میکنم که در پایانش یک چیزی به فهممون از خودمون و آدم های اطرافمون اضافه میشه.

ممنونم

همه ما تو نابود کردن شهرمون دست داشتیم ....هممون هم باید تقاص پس بدیم
۱۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
امیدوارم نقدی که می کنم سازنده باشه.
اول از همه خسته نباشید به تمامی عزیزان حاضر در این نمایش و بخصوص کارگردان و بازیگر توانمند کشورمون آقای سجاد افشاریان.

این که یک نفر هم نویسنده باشه هم طراح هم کارگردان، معنیش اینه که یک نفر کار 3 نفر رو انجام بده و خب در هر کاری سبب کاهش کیفیت میشه، در کار هنری، بدتر. البته میدونم که این قضیه بخصوص در مورد تئاتر زیاد دیده میشه و بهتره به عنوان یک انتقاد ادبی، جدا بهش توجه بشه.

شاهد یک نمایش بودیم با عدم پیوستگی یا به عبارت بهتر گسیختگی های آزار دهنده. ارتباطات ضعیف بین شخصیت های داستان، دیالوگ های نامفهوم حاصل از تشویشات ذهنی و استفاده نامناسب و بی مورد از فناوری روز (شبکه اجتماعی اینستاگرام)، استفاده بی مورد از حضور حضار در صحنه نمایش (که واقعا نمیدونم اینتراکتیو کردن چه دستاوردی داشت؟!)
یک نمایش ... دیدن ادامه » دو ساعته نامفهوم و خسته کننده با موضوع نرسیدن های رمانتیک.
بحث، بحث مخاطب عام و خاص نیست. این نمایش یک اثر چند لایه نیست که مخاطب عام متوجه نشه. انتظار میره وقتی یک کاری، هزینه بالایی چه به لحاظ ریالی و چه به لحاظ زمانی داره، به همون میزان احساس مسئولیت و کیفیت کار هم بالا باشه. امیدوارم نظارت بر کارهای نمایشی، صرفا محدود به سانسورهای خنده دار نباشه، بلکه شامل بررسی تناسب کیفیت کار و هزینه پرداختی هم بشه.
در نهایت، اکثر بازیگران انرژی خوبی گذاشتن و کار بازیشون خوب بود، اما وقتی داستان و دراماتولوژی ضعیف باشه، واقعا نمیشه کاریش کرد.
با تشکر
سلام عزیز جان اینکه یک نفر نویسنده و کارگردان و طراح باشه که معنیش این نیست که کار سه نفر رو انجام میده ، مثل این می مونه که بگیم کارگردان ها در تاتر و سینما نباید متنهای خودشون رو کارگردانی کنن .. پیوستگی در تاریخ نمایش که از انقلاب شروع میشه و به جنگ میرسه ... دیدن ادامه » و تا زمان حال ادامه پیدا میکنه ، ااستفاده نامناسب از فن آوری روز نیست ، متن و محتوای اون صحنه ای که از موبایل دیدین چی بود؟! .. درگیری های خیابونی از چه طریقی به ما میرسید ؟ چقدر در شبکه های اجتماعی با تصاویری مواجهین که خشن ووو هستن و ادم هایی اون تصاویر رو با موبایل ثبت کردن .. اینکه مسایلی مثل مهاجرت و هزار و یک درگیری و دغدغه اجتماعی هم برای شما به مثابه نرسیدن های رمانتیک تلقی میشه از ذهن بسیار رمانتیک شماست احتمالا .. فکر می کنم اولین باره دارم در تیوال در مورد این نمایشم صحبت می کنم و فقط به این خاطره که بعضی وقت ها با عدم آگاهی یا نداشتن تخصص سعی در تخصصی جلوه دادن نظراتمون داریم که این منتقد مابانه و تهی از معیار و تخصص نوشتن اسیب زننده است .. من از شما تشکر می کنم که به تماشای نمایش ما نشستید و قطعا هیچ کاری به تمامی نمی تونه ایده ال آدمی باشه / ارادت
۰۸ مهر
کاش خودکار ، گویای مطالبی که اقای سجاد افشاریان می گن بود. من رفته بودم نمایش ببینم و وقتی توضیحات اقای افشاریان رو می بینم حس می کنم کمی غیر حرفه ای است چیزی که درک نکردیم برایمان توضیح دهید.
پ.ن با کمال احترام ، تمام قد ایستادم موقع رورانس و می دانم زحمات ... دیدن ادامه » و رنج های فراوانی کشیدید
۱۹ مهر
اگر احتمالی بود برای رفتن و تماشای این نمایش، با این برخورد و ادبیات سجاد افشاریان منتفی شد!!
وقتی بی جهت ادمها رو بالا بالا می کنیم و پیشوند "استاد" و....به اسمشان اضافه می کنیم، نتیجه اش این نوع برخوردها و ادبیات زننده میشه!
۲۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا آزادی
درباره نمایش لانچر ۵ i
سلام به همگی. بازی ها بسیار خوب و روان بودند و نمایشنامه بسیار با ظرافت نوشته شده بود. این که گروه دو نفره نویسندگی و کارگردانی توانستند گروه رو به خوبی هدایت کنند، مشهود بود. اما به نظرم یک ایراد به کار وارد هست و اون زمان بیش از حد زیاد نمایش بود. زمان 2.5 ساعت تا 3 ساعت واقعا از حوصله تماشاگر خارج هست به خصوص که صندلی های تئاتر مستقل اصلا کیفیت مناسبی ندارند. ضمن اینکه معتقدم در تئاتر هنر این هست که در کوتاهترین زمان، حق مطلب را ادا کنید وگرنه شاید هر کاری زمان زیادی صرف بکنه کار خوبی از آب در بیاد (البته همیشه اینطور نیست و این مطلب برای توجیه نمایش های ضعیف کاربردی ندارد).
پی نوشت: امیدوارم تئاتر مستقل همانطور که به کیفیت کارها توجه میکنه به کیفیت سالن و بخصوص صندلی ها هم توجه کنن. سرمایه تئاتر در درجه اول تماشگرانش هستند.
به نظرم مخاطب تیاتر باید خودش را با زمان تیاتر بلند وقف بده تا در این شرایط که سانسور فراوان هست دیگه مولف نگران کوتاه کردن کار و خود سانسوری از این دست نباشه. اتفاقا اقای رحمانیان سر نمایش پیکان جوانان که یک کار هفت اپیزودی بود و به خاطر حوصله مخاطب تو ... دیدن ادامه » هر اجرا دو قسمت اجرا نمی کرد خیلی در این مورد شاکی بود مصاحبه خوبی داره پیشنهاد میکنم پیدا کنید بخوانید. میگه همه جا دنیا مخاطب عادت داره به تیاتر دو ساعت و دو ساعت نیمه ولی در ایران حوصله مخاطب زود سر میره به نظر ایشان مخاطب باید فرهنگ تیاتر دیدن اش عوض کنه. به نظرم منم ما نباید از مولف تقاضا کنیم بخشی از اثر نمایش نده چون حوصله نداریم.
۲۴ شهریور
خیلی ممنونم که نظر دادین. ببینید همه جای دنیا شرایط سالن های تئاتر یک شرایط مطلوبی هست. هم به لحاظ صندلی مناسب، هم به لحاظ صدا، هم به لحاظ تهویه.وقتی از زمان شروع همین نمایشی که مورد بحث هست، مخاطب نمایش شروع میکنه به باد زدن خودش با این تراکت های نمایش، ... دیدن ادامه » یا بعد یک ربع شروع میکنه به گردش به چپ و راست روی صندلی، این یعنی اینکه مخاطب بخش موثری از حواسش دیگه به نمایش نیست (همون نمایشی که گفته میشه حتی نور موبایل بازیگر رو تحت تاثیر قرار میده). انتظارات همیشه باید متناسب با امکانات باشه. شما نمیتونی بدون امکانات، انتظار خاصی داشته باشی. هم من هم شما هم هر انسان آگاهی از سانسور بیزاره، اینجا هم من نگفتم سانسور کنید، گفتم "ایجاز" خودش یک هنز هست. شاید هر کارگردانی بلد باشه با 3-4 ساعت نمایش مفهموشو برسونه اما کمتر کارگردانی همین کارو میتونه تو یکی دو ساعت انجام بده. حالا شما بگید: کدام هنر واقعی هست؟
آقای رحمانیان از کارگردان های محبوب منم هست و تیمشون با خانم مهتاب نصیری همیشه غوغا میکنه، اما در این مورد، اگر چنین نظری داشته باشن، باید بگم نظر من مخالفشون هست. اگر انتظار مخاطب باحوصله دارین، باید اول از خودتون شروع کنید. بستر فرهنگی مناسب رو کی باید پدید بیاره. جواب من اینه که هر کس از خودش باید شروع کنه. انتظار از دیگران انتظار درستی نیست. هر کس اگر سهم خودشو درست ایفا کنه طبیعتا نیازی به هیچ تذکر یا تلنگری نخواهد بود، مگر در موارد خاص.
در نهایت تماشگر هم 2-3 ساعت میشه و کارو میبینه اما دیدن کار مهمه یا اثرش بر انسان؟ اگر سوال ها رو درست بپرسیم اون وقت به نتایج بهتری هم می رسیم.
۲۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا آزادی
درباره فیلم رضا i
به نظر من فیلم متوسطی بود و حرف زیادی برای گفتن نداشت
سید ساجد متولیان این را خواند
فاطمه فریمانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا آزادی
درباره نمایش اکوان دیو i
بااحترام به بازیگران محترم و کارگردان عزیز، اقتباسی ضعیف و کسل کننده از اثری بزرگ.
رضا آزادی
درباره نمایش زهرماری i
دوستان تیوالی 4 تا بلیط اضافی دارم برای امروز (پنج شنبه 9 اسفند ساعت 17) ردیف 3، اگر کسی میخواست لطفا با این شماره تماس بگیره: 09129372136
رضا آزادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا آزادی
درباره نمایش شیطونی i
یک نمایش خلاق، و پویا با بازی های چشمگیر و زیبا. تبریک به این گروه که به خوبی با هم هماهنگ شدن. موضوع هم به خوبی انتخاب شده و به خوبی داستان پردازی شده بود. از این نظر به آقای کوشکی تبریک میگم. در این میون رپ خوانی خانم "الهام جدی" بسیار جالب، چشمگیر و اعجاب انگیز بود. رپ خوانی بسیار مسلط و مرتبط با موضوع داستان با سرعت بالا که گرچه مخاطب فرصت تمرکز و فکر زیادی روش نداره ولی واقعا حفظ کردن ریتم و رایم و فلو و دلیوری رپ کار بسیار سنگینیه که ایشون خیلی خوب از پسش بر اومدن. شاید کمتر کسی رو در عرصه هنرهای نمایشی بشه پیدا کرد که همچین استعدادی داشته باشه. نمیدونم انتخاب ایشون بر اساس شخصیت پردازی نمایش بوده و وجود یه همچین کاراکتری از ابتدا جزئی از نمایش بوده یا اینکه به مرور و با آشنایی هایی که روی قابلیت خانم جدی به وجود اومده این کاراکتر با این قابلیت ... دیدن ادامه » به داستان اضافه شده. از یک طرف نبودنشون شاید چیزی از روند داستان رو تغییر نده ولی بودنش خوانش داستان، هیجان و قدرت کار رو بسیار بالا برده. وخیلی دوس دارم بدونم متن رپ ایشون رو خودشون نوشتن یا آقای کوشکی زحمتشو کشیدن. معمولا رپرها، لیریک هاشونو خودشون مینوسن حالا نمیدونم اینجا هم همینطور بوده یا نه. البته نباید از هنر خانم "دریا یاسری" هم به آسانی بگذریم. من از زبان های خارجی فقط انگلیسی و آلمانی رو بلدم ولی میشد فهمید که ایشون زبان فرانسه رو تسلط خوبی داشتند و بخصوص در انتهای نمایش ترانه فرانسوی بسیار زیبایی رو اجرا کردن. از نکات جالب این نمایش هم استفاده از ایشون در زنگ تلفن ها و صدای ظبط ماشین بود که واقعا خلاقانه و مبتکرانه بود. نمیدونم این خلاقیت ذاتی بوده یا آقای کوشکی قبلا مشابهشو جایی دیدن و ازش بهره بردن در کارشون. ولی هر چه که بوده به خوبی پیاده شده بود. البته برام جای سوال بود که چرا شخصیت اصلی داستان با ایشون به عنوان دوست دخترشون فارسی صحبت میکنه ولی دوست دخترشون فرانسوی جواب میدن. کاراکتر اصلی داستان به نوعی اوباش بود و فکر نمیکنم به عنوان شخصیت داستان فرانسه بلد بودن. شاید هم به این برگرده که زبان هم رو نمیفهمیدن. نمیدونم. البته بامزه بود. تیکه های طنز مربوط به "شهروز دل افکار" هم بسیار جالب بودن و ایشون خیلی خوب و بجا نقش یک کاراکتر شوخ رو ادا می کردن و تقریبا همیشه مخاطب منتظر دیالوگی از این کاراکتر بود. با همه این اوصاف، توصیه می کنم دوستان تئاتربین این اثرو از دست ندن. ممنون وقت گذاشتین و خوندین.
ممنون از شما
۱۰ خرداد ۱۳۹۷
سلام خانم جدی. خوب هستین؟ این لیریک ها کار خودتون بود؟ شما قبلا رپ کار کردین؟
۱۰ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا آزادی
درباره نمایش جوجه تیغی i
انتظارم بیشتر از این بود. کار بدی نبود اما کمتر از توقع بنده بود. امیدوارم بقیه ببینن و بپسندن. در ضمن فکر میکنم از این به بعد در لیست "خاموش کردن موبایل + عکس ننداختن حین نمایش+ فیلم نگرفتن از نمایش" باید گزینه "کف نزدن وسط نمایش" هم گوشزد بشه. بعضیا کلا عادت دارن با دلیلو بی دلیل وسط هر چیزی بارها کف بزنن انگار که رئیس جمهور داره سخنرانی میکنه.
قضیه این کف زدن چیه واقعا؟؟؟؟؟
جدیدا مد شده؟؟؟؟؟
اوووووف.. خییییلی رو مخه، خیییلی هاااا..
۱۰ خرداد ۱۳۹۷
خانم مقدم اصلا بحث سر صحنه پایانی نیست. از ابتدای کار تا انتها هر 10 دقیقه یک ربع یک عده کارشون شده بود تشویق. بعضیا حتی به صورت انفرادی و با اعتماد به نفس کامل دست میزدن وسط کار.
۱۰ خرداد ۱۳۹۷
عجب... کار درستی نیست توی تئاتر . بله حق با شماست.
۱۰ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تبریک بسیار صمیمانه میگم برای این کار شجاعانه. بازی ها یکی از یکی درخشان تر بود. همگی بسیار هماهنگ و مسلط بودند. دیدن این کارو به شدت توصیه میکنم.
سپاس از حضورتون و انرژی خوبی که به ما دادید.
۱۰ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا آزادی
درباره نمایش زناگندی i
خب ابتدا عرض کنم که این اثر بیشتر برای مخاطب خاص جذابیت داره و عزیزانی که بیشتر به دنبال فان و یک اثر شسته رفته با سوال ها و جواب های پاسخ داده شده هستند، شاید لذت زیادی نبرن گرچه توصیه میکنم که در خلال آثار عام، هر از چندی تنی به آثار خاص هم بزنن تا کمی بیشتر ذهن درگیر بشه. البته تئاتر از هر نوعی مطلوب هست و صرفا غرض از عرایضم اشتغال بیشتر ذهن هست که در نهایت در دنیای بیرون خیلی کمکمون میکنه.
و اما بعد، «زناگندی» یعنی زندگانی به هم ریخته (نقل از حمیدرضا هدایتی) البته از سوالای جدولیه. تو جدول میگن زندگانی به هم ریخته...جوابش میشه زناگندی. بخش مهمی از نمایش به طراحی جدول توسط شخصیت محوری داستان صورت میگیره. داستان از ابتدا در فضای مبهم و یک چهاردیواری با دیوارهای پرده ای شروع میشه. این هم جالب هست که شخصیت محوری داستان به واسطه یک غشا با مخاطب در ارتباط ... دیدن ادامه » هست. چنین غشایی شاید اطراف هر کدوم از ماها وجود داشته باشه. شاید دنیای درونی ما به قدری مهم باشه که با حصاری اون رو از دنیای بیرون و آدمای اطرافمون جداش کنیم. شاید این دنیای درون جنون وار جسم مارو تسخیر بکنه به طوری که حتی از عزیزترین های زندگیمون فاصله بگیریم. اما اگر روزی این دیوار فرو بریزه، سوال این هست که چه چیزی به دست آوردیم و چه چیزی از دست دادیم.
نمایش های راز و رمزگونه جزئی از خصوصیات نویسندگی «حمیدرضا هدایتی» هست و در آثار پیشین هم چنین شیوه ای قابل مشاهده هست و غالبا جنون هم در زمینه قابل لمس هست. به نوعی میشه گفت این روش امضای آقای هدایتی پای کارهاش هست. البته این رو هم بگم که اصل این داستان نوشته خانم ریما رامین فر عزیز بوده که با تغییراتی توسط آقای هدایتی همراه شده و در نهایت به این نمایش ختم شده است.
توصیه میکنم دوستان این نمایش رو ببینن و برداشت هاشون رو اینجا به اشتراک بگذارن تا هر چه بیشتر از این نمایش بهره ببریم.
سلام شما به دیدن نمایش پک که در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان اجرا می ره رفتید؟ نظرتون چیه ؟
۱۹ خرداد ۱۳۹۷
سیاوش عزیز سلام. نه خیر بنده ندیدم هنوز این کارو. چطور؟
۲۳ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا آزادی
درباره نمایش زهرماری i
نمایش "زهرماری" همچنان که خیلی از دوستان کامنت گذاشتن، نمایشنامه بسیار جذاب و گیرایی داره که از این بابت تبریک اول میرسه به نمایشنامه نویسان عزیز این کار آقایان سلگی و بهاروند. بازی ها بسیار خوب و روان بودن و سخت میشه گفت کدوم بازیگر بهتر از بقیه بود ولی از اونجایی که همیشه در اوج گرفتن ها هنر بازیگر بهتر نمود پیدا میکنه، تبریک دوم رو به آقای شادمان میگم که به حق هنر، تفکر و زیرکی مرحوم رسول ملاقلی پور در کشف این استعداد رو به نمایش میگذارن و امیدوارم این روند رو به رشد در آینده با جوایز جهانی برای کشورمون همراه باشه. آقای شادمان در پیچ های احساسی این داستان، خیلی خوب ایفای نقش کردن و تونستن مخاطب رو با خودشون همدرد و همراه بکنن. البته نقش و بازی ایشون در کنار بازی بسیار خوب تینو صالحی عزیز بسیار نمود داشت و نشون میداد که این زوج حتی در کارهای ... دیدن ادامه » دیگه هم میتونن کنار هم بازی های فوق العاده ای به نمایش بزارن. سایر هنرمندان این نمایش هم همگی خوب بودن و تبریک ویژه به کارگردان جوان این کار آقای علی احمدی برای هماهنگ کردن این تیم بسیار خوب.
در نهایت دیدن این کار کمدی رو به دوستان تئاتربین توصیه میکنم.
یک انتقادی از مدیریت مجموعه پالیز و خیلی از سالن های دیگه تئاتر هم دارم. سالن های تئاتر اصولا بر مبنای یک ظرفیت مشخصی ساخته و تجهیز میشن. بنابراین فروش بیش از ظرفیت صندلی ها، بیشتر از آنکه احترام به مراجعه کنندگان باشه، بوی بهره برداری مالی داره. این مشکل در خیلی از سالن ها دیده میشه و مخاطبان هنردوست تئاتر گاها تا دو ساعت یا بیشتر روی زمین یا پله می نشینن. علی رغم عادی شدن این مساله در خیلی از سالن ها، واقعا این مساله دور از شأن دوستداران تئاتر هست. این مساله بیش از خاموش بودن موبایل و غیره در تمرکز بازیگران و سایر مخاطبانی که روی صندلی ها نشستن تاثیر داره و امیدوارم یک فکری برای این قضیه بشه و مشکلات مالی مستمسکی برای تضییع حق مخاطب نباشه.
امید گنجی، عاطفه گندم آبادی، Royah و امیر این را خواندند
زهره و کیوان محبی این را دوست دارند
انتقادی شایسته و به جا
۰۳ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"شلیک به تئاتر شهر" کاری از کارگردان جوان و خوش آتیه آقای "شایان افکاری" و با هنرمندی هنرمندان خوبی چون آقای "ایوب آقاخانی" که در آثار مختلف در مقام کارگردان و بازیگر حضور داشتنه اند، کاری بسیار خوش ایده در قالب کمدی هست که به روابط پشت برده و مشکلات نویسندگان و کارگردان ها در جذب منابع مالی (تهیه کننده) و اجبارشون در استفاده از برخی بازیگران مربوط میشه و همچنین به فساد اخلاقی حاکم بر این جامعه هنری گریزی میزنه. نمایشنامه با الهام از فیلم "Bullets over Broadway" اثر کارگردان نامدار "Woody Allen" نوشته شده و بازی ها نسبتا روان و قابل قبول هستند. امیدوارم که با افزایش آثار مشابه، فکری به حال وضعیت حاکم بر آثار هنری بشود.
یک موردی که من و خیلی از عزیزان مخاطب رو در روز نمایش بسیار آزار داد، حضور تعدادی کودک خردسال بود که حتی در حین نمایش ... دیدن ادامه » سر و صدا داشتند و تمرکز رو از بین می بردند. با توجه به اجرای این اثر در سالن تازه تاسیس "مهرگان"، از همین ابتدای کار اگر چنین روالی باب بشه، فکر نمیکنم در آینده حرفه ای این موسسه فرهنگی بتونیم کارهای خوبی متصور باشیم. صرف نظر از امکانات حرفه ای، برخورد حرفه ای با مخاطب در "تئاتر" بسیار مهم هست و اساسا "تئاتر" دنیای متفاوتی از "سینما" داره که امیدوارم مسئولین این موسسه، با احساس مسئولیت بیشتری در این مورد برخورد بکنن. البته برای من عجیب بود که دیدم برخی از این کودکان از بستگان یکی از عزیزان شناخته شده خود این نمایش بودند و از قدیم چی گفتن؟ از قدیم گفتن "حرمت امامزاده به متولیش هست". وقتی دوستان در ابتدای کار اعلام میکنند که فرضا استفاده از گوشی های موبایل چنین و چنان است، اونوقت دیگه این قسمت حضور کودک زیاد قابل دفاع نیست. ممنون خواهم بود که در اجراهای آینده این اثر و کلا نمایش های این موسسه، این مساله با جدیت بیشتری دنبال بشود و به حقوق مخاطب احترام بگذارید. با تشکر.
سپاس از نکاتی که فرمودین حتما در دستور کار قرار خواهد گرفت
۰۳ خرداد ۱۳۹۷
آقای کشفی جان ممنونم از پاسختون.
۰۴ خرداد ۱۳۹۷
باسلام و احترام
سپاسگزاریم از اینکه مارا تماشا کردید
۰۵ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا آزادی
درباره نمایش زناگندی i
بی صبرانه منتظر دیدن نمایش جدید حمیدرضا هدایتی نازنین و گروه بسیار فعالش هستیم. همچون نمایش های آنتیگونه و داخائو باید خودمونو آماده فضای جدید و حرفای جدیدتر بکنیم و امیدوارم که روند رشد سریع این گروه رو در این اثر هم ببینم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا آزادی
درباره نمایش آن سوی آینه i
خب وقتی همه بازیگرها حرفه ای باشند، فقط باید امیدوار باشی که نمایشنامه خوب بوده باشه تا بازی ها دیده بشوند، چیزی که در این نمایش هم دیدم خوشبختانه. آقای "علی سرابی" به نظر من یکی از بهترین های نمایش های کمدی هستند و اصولا وقتی ایشون ستون یک نمایش کمدی باشند، احتمال اینکه اثر مذکور به بیراهه بره کم هست. پس بنابراین تشکر ویژه ای میکنم از ایشون. بازی مارال بنی آدم در نقش خاصی که داشتند هم بسیار حکایت از حرفه ای بودن ایشون و البته کارگردانی بسیار خوب آقای سرابی داشت و لذا به ایشون هم تبریک میگم، البته جا داشت که یه کم دیگه هم پیاز داغشو زیاد میکردن (البته واقعا تصور ممیزی این کار هم خیلی دلهره آوره). توصیه میکنم دوستان تئاتربین این نمایش رو از دست ندن و لحظات شادی رو با دیدن این اثر سپری کنن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه ضعیف، بازی ها ضعیف و تصنعی، کارگردانی ضعیف.
نیلوفر، عاطفه گندم آبادی، مریم زارعی، Samira و نیلوفر ثانی این را خواندند
امیر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا آزادی
درباره نمایش دپوتات i
یک تئاتر در قالب کمدی و با درون مایه های اجتماعی تلخ که برای ما بسیار آشناست. اگر این روزها عصبی هستید، حال خوشی ندارید، روحیه تان وضع خوبی ندارد، پس یک راه بیشتر ندارید و آن اینکه خود را مخاطب این نمایش کنید. در این نمایش شما چه خواهید دید؟ بازی های بسیار خوب، بازیگرانی بسیار هماهنگ و کارگردانی ظریف و نمایشنامه ای به غایت پرداخته شده. قطعا اگر دنبال شاد بودن هستید از تماشای این اثر ناامید نخواهید شد. قطعا خواهید خندید.
نوشته شما احساس خوبی به من داد که قراره پنجشنبه این نمایش را ببینم شاد شدن و شاد بودن گمشده این روزهای پر التهاب جامعه ماست
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
با سلام و احترام سرکارخانم مینا
قطعا تمام تلاشم را خواهم کرد و نتیجه را به شما عزیزان اطلاع می دهم.
۰۳ خرداد ۱۳۹۷
پیغامتان رویت شد.چون واقعا جناب سیادت واقعا دیر است.
۰۳ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم «بدون تاریخ بدون امضا» فیلمی هست که بازی های خوب و حرفه ای را در آن شاهد هستیم. نوید محمدزاده در نقش همیشگیش قرار دارد و قرار است عصبی بودن و عصبانی شدن را مثل همیشه به نهایت درجه برساند و به خوبی اثبات کند که کسی مثل او نمیتواند عصبی شود. ولی خب اینجور نقش ها واقعا به تن او دوخته شده و هر جایزه ای در این مدل نقش ها بگیرد حقش است و حلالش باد. اما خب امیر آقایی باید سنگین رنگین باشد و معقول. که هست. این وسط نمیدانم چرا از به کار بردن الفاظ تند خودداری شده! شاید منظور این است که پزشک ها حتی اگر عصبانی شوند، متین عصبانی میشوند و از الفاظ دیگری غیر از آقای محترم و خانم محترم استفاده نمیکنند. خانم هدیه تهرانی مثل اغلب فیلمهایش یک جورهایی خودش را بی تفاوت به مسائل پیش آمده نشان میدهد. زکیه بهبانی تازه وارد سینماست و در این فیلم نقش مادر داغ دار را دارد ... دیدن ادامه » که بد بازی نکرده ولی خوب هم در این نقش فرونرفته. شاید یک دلیلش این باشد که مادر نیست (شایدددد نمیدانم). نمایشنامه هم که با کلیشه همیشگی تصادف ماشین دست در گریبان است. فیلم و سریال ایرانی بدون تصادف اصلا مگر خوب در می آید؟ ولی خب بالاخره داستان باید بر بستر چیزی سوار باشد. باید یک چیزی باشد که طبقات مختلف اجتماع را به هم بچسباند یک جوری. تهش هم فردای تصادف به صورت خنده داری، باز سر راه هم سبز شوند. تصادف زیادی هم خوب نیست خدایی. ‌ کارگردانی کار خوب بوده ولی حشویات کار اعم از حضور مادر در حال احتضار و پرستار مشکل دار که تا آخر فیلم نقش وی و خواهرش نامشخص است، زیاد است و شاید برای پر کردن جاهای خالی بوده است. ولی فیلم شاید یک نکته خوبتری هم داشته باشد و آن این است که هر انسانی، بعد مسئولیت پذیریش چقدر است. یعنی وقتی پای خطای خودش هم در میان باشد، هر قدر هم که عاری از خطا باشد در مقایسه با دیگران، آیا می تواند درست عمل کند یا خیر.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خب قبل از هر چیز:
ای کاش میشد در استادیوم آزادی روزی چندین سانس، این نمایش اجرا میشد و همه مردم ایران ملزم به دیدن این نمایش بودن.
تا به حال نشده بود از بین تمامی این نمایش هایی که دیده بودم، انقدر دوس داشته باشم که نمایشی رو با این شدت به همه پیشنهاد کنم.
از تمامی عزیزانی که این متنو میخونن خاضعانه خواهش میکنم با خانواده و دوستانشون به دیدن این نمایش برن. مهمترین ویژگی این اثر این هست که در دقیقه به دقیقه اش، لامپی با روشنایی بی نهایت در ذهنتون روشن میشه و در انتهای نمایش قطعا شما ذهنی متفاوت و مملو از احساسات خاص خواهید داشت.
اصلا نمیخوام راجع به این اثر‌صحبت کنم. اما به شما اطمینان میدم که در هر لحظه شما هنر ناب خواهید دید و به واقع رسالت ذاتی هنر رو که فرهنگ سازی هست به معنای واقعی کلمه مشاهده خواهید کرد. بازی ها بی نظیر هستند و هنرمندان این ... دیدن ادامه » اثر واقعا در نقششون فرو رفتن. اصلا فکر یک تئاتر معمولی یا خوب رو نکنید، شما با یک نمایش خاص طرف هستید. از زمانی که خواهید گذاشت نه تنها پشیمان نخواهید شد بلکه چندین برابر زمانی که گذاشتید، سود خواهید برد.
فکر میکنم همه آنچه که گفتم برای دیدنش قانعتون کرده باشه، اما لطفا لطفا لطفا تنها به دیدن این اثر نروید، سعی کنید بخصوص با خانواده به دیدن این اثر بروید.
من همینجا از مدیریت سایت وزین تیوال تمنای عاجزانه دارم که تبلیغات متفاوت و بسیار وسیعتری نسبت به سایر نمایش هایی که قبلا بوده و در حال حاضر هست برای این اثر قائل بشن. قطعا هنرمندی پیدا نخواهد شد که نسبت به این مساله معترض بشود چون این اثر نگاه بسیار متمرکز و بزرگی بر یک مساله مهم اجتماعی دارد که ممکن است در هر خانواده ای، حتی خانواده ما به وقوع بپیوندد.
در پایان از کارگردان این نمایش عالی، سرکار خانم ساناز بیان تشکر ویژه دارم و در برابر اون چیزی که امشب آموختم، سر تعظیم فرود میارم در مقابلشون.
شاید خیلی ها فکر کنند من اغراق آمیز نوشته ام ، اما مهم این است که حتی اگر یک نفر بیشتر با خواندن این نوشته من، به دیدن این اثر‌ برود، من هم رسالت فرهنگی خودم را انجام داده ام.
جدا باهاتون موافقم و اصلا هم اغراق آمیز نبود واقعا بی نظیر بود
۰۴ اسفند ۱۳۹۶
شدیدا با شما موافقم
بعد از اتمام نمایش تنها توضیحی که میتونستم در مورد این اجرای بی نظیر بگم فقط این بود: فوق العاده بود!!!
ای کاش این نمایش نه فقط در تهران بلکه به صورت دوره ای توی همه ی استانها و شهرستانهای ایران اجرا بشه و همه بتونن ببینن، آگاه شن و لذت ... دیدن ادامه » ببرن. شانس دیدن این نمایش رو از خودتون نگیرید و 2 ساعت فقط ببینید و گوش کنید، ما حتی تحمل 2 ساعت دیدن زجرهای زندگی این عزیزان برامون سخت و دردآوره...
۰۹ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا آزادی
درباره نمایش داخائو i
زندگی دو پسر جوان در خانه ای محقر در حومه شهر (نظام آباد) که یکی نویسنده هست و در حال نگارش پایان‌نامه خود برای دفاع، و دیگری احتمالا مهندسی پزشکی می‌خواند و در حال ساخت دستگاهی شبیه شوک الکتریکی. و پسر سومی که مهمان آن‌هاست و دانشجوی سال پایینی پزشکی که سعی در پرسیدن سوال‌هایی با هدف مبهم از نویسنده داستان دارد.
اما چرا داخائو؟
به لحاظ شهرت جهانی، آلمانی‌ها در طول جنگ جهانی دوم اردوگاه‌های کار اجباری زیادی برپا کردند که شاید از معروف‌ترین آن‌ها، بتوان آشویتس (در لهستان) و داخائو (در آلمان نزدیک شهر مونیخ) را نام برد. و کیست که نداند چه ویترین شکنجه‌های رنگارنگی در این اردوگاه‌ها وجود نداشت. اما این که شما انتظار داشته باشید که در این اثر روایتی از جنگ جهانی دوم یا داستانی از این اردوگاه رو مشاهده کنید، چنین چیزی وجود ندارد و داستان در همین ... دیدن ادامه » ایران خودمان اتفاق می‌افتد. شاید از وجه تسمیه "داخائو" که برای مردم نسبت به "آشویتس" کمتر شناخته شده هست، بیشتر برای تحریک حس کنجکاوی مخاطبان استفاده شده است. یعنی هر اردوگاه دیگر اعم از ابوغریب بغداد و این‌ها هم می‌توانست باشد اما خوب این نام جذب بیشتر و تاریخچه پربارتری دارد.
در اوایل اثر با اصطلاحات عامیانه و تیکه‌ها و کنایه‌های سبک و سنگین کوچه بازاری که با سرعت نسبتا بالایی از پی هم می‌آیند، کمی هنگ می‌کنید چرا که اصطلاحاتی هستند که حداقل مربوط به مکالمات کوچه بازاری امروزی نیستند و ممکن است به چند سال قبل‌تر برگردن و از این لحاظ در فهم کمی دچار دردسر بشوید اما نگران نباشید چون این اصطلاحات تمرکز شما را بر روایت داستان بیشتر خواهد کرد.
همچون بسیاری از داستان‌ها و نمایش‌ها و فیلم‌ها، این اثر هم قهرمانی دارد به نام "شکیب" که کلیت داستان در واقع زندگی این شخص هست و اتفاقات غالبا ناخوشایندی که برای این شخص افتاده و لکن مردانه ایستاده و زندگی کرده و من اعتقاد دارم که قهرمان بودن در دنیای واقعی، چیزی غیر از زندگی باوجدان نیست و توهمات هالیوودی جایی در واقعیت ندارند. به عبارتی تک تک انسان‌های یک جامعه در هر موقعیت و منزلتی، اگر با وجدان زندگی کنند و چشمی به مادیات دیگری نداشته باشند، حقیقتا قهرمان هستند (به همین سادگی) (شایدم انقدرا ساده نباشه). دو شخصیت دیگر مرد داستان، در طول این اثر چنان مشغول سوال‌پیچ کردن و زیر و رو کردن خاطرات تلخ و گس قهرمان داستان هستند که گویی بازجویانی از اس‌اس در حال اعتراف گرفتن از یک زندانی هستند و چنان شوک‌های روحی به او می‌دهند که هر از چندی جسم وی از کنترلش خارج می‌شود و بدترین کابوس‌ها را تجربه می‌کند. و چه زیبا "حمیدرضا هدایتی" این کابوس‌ها را ملموس می‌کند. این دو در نقش پلیس بد و پلیس کمی خوب، به خوبی در حال بیرون کشیدن هست و نیست قهرمان داستان هستند.
در کنار سه شخصیت مرد داستان، خانم بازیگری (مریم قربانیان) در شخصیت‌های مختلف ظهور می‌کند که حضوری کم اما به طرز غیرقابل انکاری ثمربخش دارد و به پخته شدن داستان بسیار کمک می‌کند و شکست‌های عاطفی متعدد قهرمان داستان را به خوبی رنگ و بو می‌دهد که اگر نبود، کمیت داستان لنگ می‌زد.
گاها برداشت‌های تنفر از زن وجود دارد ولی حقیقت "با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن" است. درست مثل همه مردهای ایرانی که اصطلاحا می‌گویند : "زن بلاس ولی هیچ خونه ای بی‌بلا نباشه". یعنی علی‌رغم آزردگی‌های روحی متعدد، هنوز کشش ذاتی مشهود است.
آنچه که حقیقتا و به وضوح قابل دیدن هست، بازی بسیار هنرمندانه‌ی بازیگران این اثر هست که هر کدام در نقش خودشان به خوبی جاافتاده‌اند و بخصوص آقای حمیدرضا هدایتی در نقش "شکیب" آنچنان بازی می‌کند که گویی بازی نمی‌کند و او خود اوست و از این حیث صمیمانه به وی تبریک می‌گویم. نمی‌خواهم بیشتر از این کشش بدهم و دوست دارم خودتان از نزدیک به تماشا بنشینید.
در نهایت، ضمن تشکر از کارگردانان این نمایش جالب آقایان "شهرام ابوالقاسمی (که نویسنده‌ اثر نیز هست)" و "حمیدرضا هدایتی (که همزمان شخصیت قهرمان اصلی داستان هم بودند)" ، از اهالی تئاتربین و هنردوست دعوت می‌کنم تا با کمی دل کندن از نمایش‌های پرستاره امروز، اندک زمانی برای دیدن این کار خوب اختصاص دهند تا روح و روانشان بیشتر درگیر شود.

با تشکر و سپاس
رضا آزادی
احتمال افشا یا کاهش جذابیت
۲۳ دی ۱۳۹۶
آقای آزادی عزیز
قدم به چشم گذاشتید، ممنون که نظر خودتون رو این چنین شیوا برای ما نوشتید و خوشحالیم از اینکه خاطره خوبی از نمایش دارید.
سپاسگذارم
۲۴ دی ۱۳۹۶
آقای بهرامی عزیز، متشکرم از شما و از کار خوبتون. چشم به راه کارهای بهترم هستیم. هر چی کار بهتر میشه انتظارات و توقعات هم بالاتر میره.

خانم شریفی از شما هم بابت نظرتون تشکر می کنم
۲۴ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا آزادی
درباره نمایش مفیستو i
علی رغم تایم 3.5 ساعتی که داشت این اثر، ولی بازی های بسیار خوب و کارگردانی حرفه ای (از دکتر دلخواه عزیز ) باعث شد که واقعا لذت ببرم و احساس کسالت نکنم. با توجه به این که خیلی ها نسبت به مدت زمان نمایش و طولانی بودنش حساس هستن، خواستم این رو بگم که نگرانی از این بابت نداشته باشین، البته وسطش هم یک استراحت یک ربعه خواهید داشت. این اثر رو میشه جزء معدود آثار انتقادی از وضعیت روز جامعه دونست که به شیوه به قول خودشون "رمزآلود" و در قالب طنز سعی میکنن به مخاطب انتقال بدن، اما اون چیزی که برای من بسیار تاثیرگذار بود این بود که وظیفه اهالی فرهنگ و هنر رو در شرایط بحرانی بهشون گوشزد می کرد. من نمیخوام راجع به داستان صحبتی بکنم تا از جذابیتش برای مخاطب کاسته نشه. امیدوارم لذت ببرین. تشکر از گروه پر تلاش این اثر.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید