تیوال مهریار | دیوار
S2 : 23:56:57
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
"هیچ کس نبود بیدارمان کند"

انسان همیشه در رنج است. این رنج گاهی در اجتماع، گاهی در خانواده و گاهی در خلوتِ تنهایی خود با خود ،به مصاف آدمی می آید. آخرین شب بهارِ 1394 را به تماشای رنج ها و دغدغه های خانواده ای ایرانی متعلق به دهه ی سی نشستم که شاید به نحوی در امروزِ هر خانواده ای، از همین جنس اما به شکلی دیگر دیده شود.
"هیچ کس نبود بیدارمان کند" را می توان تشریح روابط اعضای یک خانواده ی ایرانی در بازه ی تاریخی خاص، گره خورده با احساسات و عواطف، جنجال ها و عقاید سیاسیِ گاه متقابل و گرایش به مدرنیته همراه با حفظِ اصالتِ وجودی و زمینه ای از اعتقادات و رسومِ قدیمی خانواده ی ایرانی دانست، که هر کدام بر یک دیگر تاثیر می گذارند. بیان عقاید و دیدگاه های مختلف از ویژگی های "هیچ کس نبود بیدارمان کند" است.
روابط هر کدام از شخصیت ها و نحوه ی شکل ... دیدن ادامه » گیری این روابط تا جایی از داستان مبهم است که رفته رفته روشن می شود و داستان به سرانجام می رسد.
هرچند که معمولن متون پرتکلف را نمی پسندم اما قلم شیوای محمد امیر یار احمدی را تحسین می کنم. قلمی سرشار از جملات و کشمکش های طلایی و کلیدی که آن طور که باید ، در بهترین لباس و شفاف ترین حالت ، در ذهن حک می شود. جملاتی که می شود قاب شان گرفت و به دیوار زد. جملاتی که می شود در ذهن سپرد و به آن ها تکیه کرد. جملاتی قاطع، با شکوه، تلخ و حماسی.
تا به حال موفق به تماشای تئاتری به کارگردانی پیام دهکردی نشده بودم و ناگفته نماند که بسیار مشتاق چنین تجربه ای بودم. پیام دهکردی هنرمندی دقیق، متفکر و خلاق است که درخشش او را در قالب بازیگر بار ها و بار ها دیده بودم. شاید همین ها بود که باعث شد "انتظار بیش تری" برای کارگردانیِ "هیچ کس نبود بیدارمان کند" داشته باشم و در تمام طول اجرا منتظر یک "خلاقیت ناب" باشم. خلاقیتی از جنسِ پیام دهکردی.
و اما هارمونیِ بازی گران که بسیار تحسین بر انگیز است. بازی های خوب، روان و دل چسب. نکته ی قابل توجه و مشترک بین تمام بازی گران، فنِ بیان و صدای بسیار قوی است که البته این نقطه ی قوت از تئاتری که کارگردان ش پیام دهکردی باشد (چه از نظر انتخاب بازی گر و چه از نظر تمرینات) قابل پیش بینی ست.
ایده ی استفاده از چمدان هرچند که شاید نماد گذر انسان ها، گذر زمان، رجعت و روانی زندگی باشد، اما "اجرا"ی این ایده به اندازه ی کافی خوب نبود. همین طور "اجرا"ی نورپردازی می توانست بهتر باشد. که شاید این قبیل ضعف ها مربوط به امکانات سالن و دلایل این چنینی باشد.
در پایان تماشای این کار را به دیگر دوستان پیش نهاد می کنم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن نمایشی به نویسندگیِ "رابرت بولت"ِ شگفت انگیز و کارگردانی "بهمن فرمان آرا"ی بزرگ و عزیـز ، دی شبِ دل چسب و تفکر برانگیزی رُ برای من رقم زد . بخشی از دی شب رُ در قرن 16 اُم میلادی سپری کردم و این تجربه ی خوب و "ملموسی" بود .
نمایش با شکوهی بود . به با شکوهی رابرت بولت ، بهمن فرمان ارا ، رضا کیانیان ، تالار وحدت و ...
مطمئنن هر نمایشی نقاط قوت و ضعف رُ به طور هم زمان داره . اما دیدن اسامی مذکور ، باعث می شه توقع یک خروجیِ ایده آل رُ داشته باشیم . چیزی که خیلی زیاد توجه منُ جلب کرد دیالوگ ها بود . زیبا ، روان ، حساب شده و هوش مندانه . دکور خوب بود .چند لایه پرده ی موازی و با فاصله از هم که رنگ و جنس با شکوهی داشتن . تعدادی پله ی کوتاه که راه رفتن بازی گران رو آهنگین می کرد . با جا به جایی اندک پرده ها و چند نیم کت چوبی مربع شکل که با مخمل قرمز پوشانده ... دیدن ادامه » شده بودن و تکان دادن یک میـز و ورود و خروج چند وسیله ی دیگر همه و همه توسط خدمه ی مردانِ آن روزگار و نه دست یاران اجرا ، سِنِ مقدس تالار وحدت ، گاه به خانه ی با شکوه یک صدر اعظم تبدیل می شد ، گاه به یک می خانه ی کوچک ، گاه به گذرگاه های خیابانی ، گاه صحنِ یک دادگاه ، گاه خانه ی فقیرانه و سردِ " مردی برای تمام فصول" و گاه یک زندان که قصد زنده به گور کردن "وجدان" را دارد . لباس ها مناسب بودن .
بازی رضا کیانیان ؛ به عنوان قهرمان و نقش محوری ! به نظرم واقعن خوب بود . کاملن منطبق بر شخصیت سِر تامس ! حتا بهتره بگم خودِ خودِ سِرتامس !! گویا باید نسبت به تپق ها حساس بود (هرچند که خیلی عادت ندارم به این حساسیت) اما یک جا هم تپق زدن که باز هم نمی شه به خاطر این موضوع از ستایش بازیِ قدرت مندانه ی رضا کیانیان دست بر داشت .
سیامک صفری با صدای جالب ش و توانایی بالا در ایفای نقش ، یک راوی خوبُ ساخت ! خوب و دوست داشتنی .
و اما چند دقیقه حضور بهمن فرمان آرا به عنوان بازیگر روی صحنه ! برای من حسِ ناشناخته ی خوبی رو به وجود آورد ! تفاوت کاملن واضح لحن ادای نقش شون با بقیه ی افراد ، برام جالب بود . نهایتن این که حکمت حضورشون به عنوان بازیگر برام مبهمه ! کاملن مبهم . اما یه حس درونی ای بهم ندا می ده که نه جای نارضایتی نیست ...
صحنه ی مرگِ سِر تامس ! مهم بود امـا به اندازه ی کافی خوب نبود . اون نورپردازی خیلی خوب و اون مقدار دود برای تکامل این صحنه کافی نبود . انتظار داشتم خیلی بیش تر پردازش بشه ! خیلی بیش تر از این . باید "شکوه" و "کمالِ" خودش رُ حفظ می کرد . باید پر شور تر می بود ! اما این تفاق نیفتاد . نمی دونم چرا . برای بهمن فرمان آرا مطمئنن کار سختی نبود .
همین طور "لحظه" ی جدایی سِر تامس از خانواده در زندان
دیگر این که ، از کم بودن موسیقی متن خیـلی خوش حال شدم ! ریتم نمایش اگر با بازی بازیگرا پیش بره خیلی هنرمندانه تره به نظرم و این طور هم بود .
در پایان دوست دارم باز هم از خوبی های نمایش نامه بگم که چه قدر تحسین برانگیز ه .
و این که پیش نهاد می کنم به تماشای این کارِ خوب بشینید .
مهریار
درباره نمایش من i
دوستان عزیز
اگر تا به حال این تئاتر ُ ندیدید، توصیه ی اکید می کنم که در اولویت این روز های زندگی تون قرارش بدید و حتمن ببیند.
خیلی ببینید.
بیش تر از یک بار ببینید.
به دیگران هم توصیه ش کنید.
گلشن قربانیان و افسانه خالقی این را خواندند
لیلا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی دل نشین بود
امشب اعلام کردن که تمدید شد
این خیلی خوبه پیش نهاد می کنم کسانی که هنوز ندیدن بشتابند ؛) باشد که از این کار دوست داشتنی لذت ببرید دوستان
farzam gh، shayan afkari و sogand moghaddam این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهریار
درباره نمایش دل سگ i
چه قدر موسیقی این کار خوب بود...:)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهریار
درباره نمایش دل سگ i
چه قدر موسیقی این کار خوب بود...:)
رضا لونی این را خواند
آرمان توماج، farzam gh و حامد مهربانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهریار
درباره نمایش سقراط i
به نام یگانه هنرمند

به مناسبت تماشای یک نمایش "مانا" , به گواه یک جام "شناخت" , به احترام "سقراط"

سقراط می فرماید:"اگر می خواهی هستی را بشناسی،خود را بشناس."

آن گاه که جام بر کام سقراط می نشیند،می داند که پوچ باز هم ناکام می ماند.
آن گاه که پوچ در انتظار تلخ کامی سقراط است،سقراط شیرین کام تر از همیشه به استقبال مرگ می رود زیرا معتقد است "شیرین ترین ِ مرگ ها برای کسانی ست که کار های بزرگ از آن ها سرزده."
و آن گاه که سقراط جان می سپارد حادثه ای رخ می دهد.حادثه ای به وسعت یک تغییر.
اما حقیقتا چرا چرخ تکامل جهان ما با خون می چرخد؟
آری،جهان ما هنوز هم ناامن است وقتی سقراط و امثال سقراط به جرم حقیقت کشته می شوند و این فجایع تکرار می شوند و تکرار می شوند و تکرار می شوند.
سقراط جان می سپارد برای دیگران و رستگار می شود آن گاه که رستگاری دیگران (تئودوته،زانتیپه و...) را می بیند.
سقراط ،تقابل حق و باطل است که اگر باطلی نباشد هرگز حق نمایان نمی شود و اگر مرگی نباشد هرگز زندگی جریان نمی یابد و اگر فنایی نباشد هرگز نیاز به ابدیت معنا پیدا نمی کند.
توجه به تعالی و تغذیه ی روح هم واره برای سقراط و پیروانش در اولویت قرار دارد همان طور که در دادگاه سقراط به صورت نمادین می بینیم مخالفان وی شیشه های نوشابه پرتاب می کنند و موافقان و هم راهان او تکه های کاغذ.شیشه های نوشابه نماد آنانی ست که تنها به فکر برطرف کردن نیاز های جسمانی و تامین آسایش زندگی شان هستند و تکه های کاغذ نماد کسانی که به فکر تغذیه و تعالی روح خود.
هرچند که هم گام با سقراط بودن سخت است اما نتیجه اش تکامل انسانی است همان طور که افلاطون (شاگرد سقراط) می فرماید : "زینت انسان سه چیز است ؛ علم ، محبت و آزادی ." که به راستی این سه مولفه علت درخشش و ماندگاری سقراط است.

سقراط ... دیدن ادامه » یک اتفاق بزرگ در تاریخ تئاتر ایران است که نظر همه را با ساختار متفاوت به خود جلب کرد.
سقراطِ حمیدرضا نعیمی ، همیشه زنده است و در بند مکان و زمان خاصی نیست بلکه در طول اعصار ، از گذشته تا حال و حتی آینده جاری ست.
نمایش نامه ی سقراط ، روان ، روشن ، جامع و قابل تفکر است و هنر ِ هنرمندان سقراط ، بر جان و روح مخاطب می نشیند پس بدیهی ست نمایشی با این قابلیت ها ، قطعا فراگیر می شود و مخاطبینش تنها قشر خاصی از جامعه نیستند بل که مورد استقبال بسیاری از مخاطبین قرار می گیرد و در یاد ها جاوید می ماند.
طراحی ِ صحنه آکنده از خلاقیت ، نورپردازی دقیق و تاثیرگذار ، موسیقی کاملا مناسب که گاهی شعف انگیز است و گاهی گویای یک اتفاق و گاهی روح مخاطب را از جانش جدا می کند و سقراط گون به اوج می برد،لباس هایی مناسب،بازی هایی ماهرانه و منطبق بر شخصیت ها و به راستی چه کسی هم چون " استـاد فـرهـاد آئـیـش" می تواند "سقراط" شود؟... همان طور که حمیدرضا نعیمی می گوید:"به این دلیل آئیش را انتخاب کردم که خودش سقراط است."
و همه ی این زیبایی ها به سرپرستی "حمیدرضا نعیمی" .

نهایتا ، سپاس از هنر ِ هنرمندان سقراط که قابل ستایش هست و خواهد بود./
مهریار
درباره نمایش مرداب روی بام i
به نام یگانه هنرمند

"مرداب روی بام"

| کاغذ تمیز | پاکت تازه | قلم نو |
نامه های خاکی بهار
نامه های عرق کرده ی تابستان
نامه های دیر به دیر پاییز
نامه های گِلی و کثیف زمستان
و استبدادی که همه چیز را می خواند حتا نامه ها
نامه های باز شده
بوی سرب
بوی خون
بوی عشق
بوی انتظار تا ابد
زنانی ... دیدن ادامه » که غوطه ور در آزادگی مردانشان لباس سیاه بر تن کردند و هیچ دم زدنشان را نشنید جز رُبان گره خورده به موهایشان که حامل بار آه شان به باد بود و شاید گوش باد از آه های این چنینی پر باشد که گاه شاخه ای را می شکند و گاه درخت ستبری را.
صدای شکستن می آید . شکستگی ها ترمیم نمی شوند .
زنانی که قصاص می شوند به جرم عاشقی به حکم انتظار .
زنبق های خشم گین
و آینه ای که خوب می داند
اما راه رهایی چییست؟...شاید فرار از "خود" .


مرداب روی بام دل نشین،گیرا و تاثیر گذار بود،انباشته از نماد،طراحی صحنه حقیقتا بی نظیر،بازی های قوی به خصوص بازی بانو به ناز جعفری و بانو پانته آ پناهی ها،کارگردانی اثر همان طور که انتظار می رفت هوش مندانه و هنرمندانه ،اما نیاز به یک موسیقی روان و منطبق،کاملن محسوس و روشن.

سپاس و درود./
چقدر احساستونو زیبا بیان کردین ... نمایشو ندیدم ولی تمام نقدهای مرتبط با این نمایشو خوندم و از بازگویی ِ اینهمه احساس که در این پست دیده میشه لذت بردم .
مانا باشید .
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
چه خوب نوشتید , شاعرانه ..
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
به "آیدا خمان" عزیز
بسیار سپاس گزارم.امیدوارم در آینده ی نزدیک به تماشای این نمایش بنشینید.درود./

به "الیکا عظیمی" عزیز
بسیار سپاس گزارم.البته 5 خط اول اقتباسی بود از نمایش مربوطه.درود./

به "حسین کوهی" عزیز
سپاس گزارم از مهرتان.درود./

به ... دیدن ادامه » "ونوس پیمان" عزیز
سپاس گزارم از مهرتان.درود./
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به به
مارتین مک دونا
به نظرم باید خیلی خیلی خوب و کامل باشه همین طور در مورد بازی ها و کارگردانی و.. احساس می کنم قراره قافل گیر بشم
پوسترش هم عالیه
بهرنگ، شایان و ف.پ این را خواندند
نیلوفر و بابک حقی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهریار
درباره نمایش شکلک i
به نام یگانه هنرمند

9 اُم بهمن ماه (دی شب) موفق به تماشای "شکلک" شدم
اثری که در 22 اُمین جشن واره تئاتر فجر موفق بود و در راستای تحسین آن زیاد شنیده بودم
و به راستی که این تحسین ها بی جا نبود
از نمایش نامه شروع می کنم که بسیار منسجم و روان بود و حاوی عبارات و اصطلاحاتی که به خوبی جایی در ذهن مخاطب باز می کردند و ماندگار می شدند.
کارگردانی و پردازش اثر بسیار خوب بود و شاید یکی از مناسب ترین حالت های انتخاب بازی گر.
نقش ها کاملن بر جان بازی گران نشسته بود و بازی گران به مقدار کافی با نقش خود مانوس بودند که نشان از داشتن تمرین و هم کاری کافی بود.
به نظرم همه ی بازی ها عالی و بدون نقص بودند.
لباس های طراحی شده بسیار مناسب بود
و طراحی صحنه به معنای واقعی عالی!
شکلک را می توان گره خوردن دو زوج از دو نسل متفاوت دانست که عامل اشتراک این دو نسل شاید "نقره" ی دی روز و "نرگس" امروز باشد.
شکلک را یک نمایش کاملن ایرانی و با نماد های ایرانی می دانم که با مقایسه و در عین حال تطابق دو نسل توانست تقاوت ها را به خوبی نشان دهد.حتا در طراحی صحنه و لباس ها می توان نماد هایی را دید که ایرانی بودن نمایش را تصدیق می کنند ،اشاره به معرکه گیری و اجرای موسیقی سنتی و... گواه بر اصالت ذاتی این نمایش است.
نکته ی قابل تامل این که خانه ی "حسن و عالیه" که حالا تبدیل شده است به خانه ی "نرگس و شریف" شکل و ظاهر خود را از گذشته تا به امروز حفظ کرده است و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.خانه ای که روزگاری شاهد خاطرات و حتا مرگِ "عالیه و حسن" بوده است و در "آینده" شاهد آن چه بعدها می شود خاطراتِ "نرگس و شریف و فرزند تازه متولد شده شان" ...و چه کسی می داند که اندکی بعد از "آینده"،شاهد "گذر عمر در قالب ِ زندگی ِ "چه کسانی خواهد بود؟...

سپاس ... دیدن ادامه » از هنرِ تمامِ هنرندانِ "شکلک"

یا حق./
مرسی از شما و از یادداشت زیباتون
۱۰ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از امروز 26 دی ماه
پیش فروش بلیط جشنواره تئاتر فجر از امروز
پنجشنبه 26 دی 1392 - 12:46
پیش فروش بلیط های سی و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر از ساعت 14 روز پنجشنبه 26 دی ماه آغاز می شود.


به گزارش روابط عمومی سی و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر، پیش فروش بلیط اجراهای صحنه ای جشنواره بین المللی تئاتر فجر از امروز در سایت www.iranconcert.com آغاز می شود.
این سایت از ساعت 14 امروز پنجشنبه 26 دی ماه صفحه خرید اینترنتی بلیط نمایش های راه یافته به جشنواره سی و دوم را فعال می کند و علاقه مندان می توانند از طریق این سایت نسبت به خرید بلیط اقدام کنند.
قیمت بلیط های جشنواره 8000 ، 10000 و 15000 تومان مشخص شده است.
بخش صحنه ای سی و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر ازشنبه 28 دی ماه کار خود را آغاز می کند و تا 11 بهمن ماه ادامه خواهد داشت.

http://fadjrtheaterfestival.com/fa/news/post5860.php منبع
بهرنگ این را خواند
الف.، ساسان زرافشان نیا و رسول حسینی این را دوست دارند
10 دقیقه از ساعت 14 گذشته هنوز چیزی روی سایت برای پیش فروش بلیط ها نیومده؟!
۲۶ دی ۱۳۹۲
هیچ اطلاعیه جدیدی هم نمیدهند
۲۶ دی ۱۳۹۲
مشکل پیش فروش سال گذشته چی بوده که حالا به این شکل دراومده؟ فروش از طریق سایت gishetheater معقول تره یا iranconcert؟
۲۶ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش فروش بلیط سی و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر"

از امروز 26 دی ماه
پیش فروش بلیط جشنواره تئاتر فجر از امروز
پنجشنبه 26 دی 1392 - 12:46
پیش فروش بلیط های سی و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر از ساعت 14 روز پنجشنبه 26 دی ماه آغاز می شود.


به گزارش روابط عمومی سی و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر، پیش فروش بلیط اجراهای صحنه ای جشنواره بین المللی تئاتر فجر از امروز در سایت www.iranconcert.com آغاز می شود.
این سایت از ساعت 14 امروز پنجشنبه 26 دی ماه صفحه خرید اینترنتی بلیط نمایش های راه یافته به جشنواره سی و دوم را فعال می کند و علاقه مندان می توانند از طریق این سایت نسبت به خرید بلیط اقدام کنند.
قیمت بلیط های جشنواره 8000 ، 10000 و 15000 تومان مشخص شده است.
بخش صحنه ای سی و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر ازشنبه 28 دی ماه کار خود را آغاز می کند و تا 11 بهمن ماه ... دیدن ادامه » ادامه خواهد داشت.

http://fadjrtheaterfestival.com/fa/news/post5860.php منبع
manimoon و جواد حیدری این را خواندند
sara safari این را دوست دارد
یعنی ده دقیقه دیگه
۲۶ دی ۱۳۹۲
هنوز پیش فروش شروع نشده...ساعت14:11 دقیقه!
۲۶ دی ۱۳۹۲
درود
بله درست می فرمایید
البته خبری که من این جا درج کردم،از سایت جشنواره هست.(منبع رو ذکر کردم)
اما متاسفانه این طور که معلومه،هنوز شروع به فروش نکردن.
۲۶ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ملکه ی زیبایی لی نین اثری دلنشین از "مارتین مک دونا"
عالیه
با این تعداد تئاتر خوب که در راه است
قطعن روز های خوبی در پیش داریم./
مهریار
درباره نمایش شمعدانی ها i
نام "ایوب آقاخانی"
یعنی به تماشای یک اثر بدیع و سرشار از خلاقیت و ظرافت خواهیم نشست.
"شمعدانی ها" قطعا بی نظیر است.
بی صبرانه منتظر شمعدانی ها هستم./
امیدوارم اینبار از آقای آقاخانی کمی تنوع بیشتری در بازی ببینم
۲۵ دی ۱۳۹۲
بله ... چند کار آخر ایشون رو خیلی شبیه هم دیدم ...با تسلط و توانمندی که درایشون هست منتظرم بیشتر تنوع در نوع بازیشان ایجاد کنند
۲۵ دی ۱۳۹۲
ایوب آقاخانی همه جوره عزیزه! ایشالله که هر روز موفق تر از روز قبل باشه! :)
۲۵ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهریار
درباره نمایش شمعدانی ها i
نام "ایوب آقاخانی"
یعنی به تماشای یک اثر بدیع و سرشار از خلاقیت و ظرافت خواهیم نشست.
"شمعدانی ها" قطعا بی نظیر است.
بی صبرانه منتظر شمعدانی ها هستم./
نیلوفر ثانی و ساسان زرافشان نیا این را خواندند
niloofar.Lotus، ساناز عشق تئاتر و amir.ha این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهریار
درباره نمایش سقراط i
به نام یگانه هنرمند

"سقراط"
یک اثر بی نظیر و بی نقص
به جرات می گویم،که هیچ ایرادی بر این اثر وارد نیست دست کم از نظر ِمن ِ مخاطب.
از بازی گرفته تا متن و کارگردانی و لباس و موسیقی و...
بی نظیر بود
سقراط قطعا در مخاطب احساس شعف و شور ایجاد می کند
در امواج عقاید شور انگیز سقراط غوطه ور شدیم و اوج گرفتیم تا آن جایی که وجودمان را تحول فرا گرفت.
تبریک و سپاس

یا حق./
"به نام یگانه هنرمند"
دلم میلرزه هر بار این عبارت رو میبینم! جناب مهیار، ممنون از حس خوبی که بهم دادین. :)
۲۱ دی ۱۳۹۲
سپاس از لطف شما
۲۱ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهریار
درباره نمایش در شوره زار i
عالی بود و دیگر هیچ.../
علی عبدالرحیم این را خواند
آوا فیاض و سارا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهریار
درباره نمایش قرار i
به نام یگانه هنرمند

"قرار"

چند روز بعد از تماشای آخرین اجرای قرار...

نه پای باد صبا در میان بود و نه کبوتر نامه رسان
این بار قاصد غم ها و شادی ها،عشق ها و خشم ها،آسودگی ها و دغدغه ها،همه و همه،تکنولوژی بود و بس که چه زیبا تنهایی ها را پر کرد و رد پایی از عاطفه و مرهم به جای گذاشت.
تکنولوژی این بار هدایت گر موازی هایی بود که در بی نهایت،به بهانه ی "قرار"،به "قرار" رسیدند.
"قرار" شجاعانه ساختار شکنی کرد و جلوه ای دیگر از کاربرد تکنولوژی در ارتباط انسان ها با یک دیگر را به تصویر کشید،در مقابل نگاه کلیشه ای و منفی و نامطلوب امروز.
کارگردانی این اثر مطلوب بود و بازی علی سرابی تحسین برانگیز.
دکور و موسیقی هر دو مناسب بودند
و پایانی بس دل انگیز و سرشار از هنـــــــر
نهایتا همه و همه دست به دست هم دادند تا اثری نو به یادگار بماند.
سپاس

یا ... دیدن ادامه » حق./
کاوه ت و بهرنگ این را خواندند
آریا میامی، تایماز موسی زاده و نینا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهریار
درباره نمایش شهر تنهایی من i
به نام یگانه هنرمند

"شهر تنهایی من"

موضوع قابل بسط بود اما بازی ها ضعیف.
می تونست به تر باشه
حیف...

یا حق./
امیر قادری، manimoon و ف.پ این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید