تیوال vahid seif | دیوار
S3 : 18:52:25
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
vahid seif
درباره نمایش هار i
تجربه‌ای نو، از درک یک بیماری که به جانمان افتاده و انگار سالم هستیم، هار فقط یک کت واک نیست، یک درک و یک مفهوم انتزاعی است.
جایی که صحنه نمایش خلاصه‌شده به یک دفیله مانند، یک دفیله سفیدرنگ که اول حس خوبی، زیباست، سفید و قشنگ و پر از پاکی است ولی کم‌کم با زباله و خون پر می‌شود و هرچه می‌گذرد بیشتر و بیشتر کثیف می‌شود.
یک‌روال صعودی رو به سقوط...
جز دفیله جایی برای ایفای نقش نیست، دیالوگی هم نیست، حتی حرکتی با نگاهی و چشم در چشمی با تماشاچی، فقط راه می‌روند و راه می‌روند یک موسیقی مثل یک تصویر پشت زمینه زیبای مانیتور یک لپ‌تاپ است که ماه‌هاست وقتی لپ‌تاپ را باز می‌کنی می‌بینی‌اش.
راه رفتن و راه رفتن، لحظه‌لحظه المان‌ها زیاد می‌شود، اصلاً متوجه نمی‌شود زمان چگونه سپری شد.
و انگار در واقعیت می‌بینی که چطور با بمب‌های تبلیغاتی لوازم‌آرایش، ... دیدن ادامه » لباس، مارک بازی، بیزینس و فروش‌های میلیاردی، لاغری و چاقی، سفر و ... چطور هرلحظه داریم از احترام، زندگی، دوستی، هنر، عشق و آرزو و درنهایت انسانیت دور می‌شویم.
و در آخر آنقدر مدل ها راه می روند و یک دور باطل و یک دور بیهوده و تو می مانی و یک دور بیمار و کشف یک هاری که تازه در خود یافته ای
و فریاد که این هاری از جانمان برود...
سپاس از تک‌تک عوامل و بازیگران و نگاه نو و زیبای جناب پوریانی فر


امیر و محمد جواد این را خواندند
الهه مبینی، علی عبداللهی، سحر لیلی ئیون و سپهر این را دوست دارند
چقددددددر اون تیکه‌های پشت صحنه رو دوس داشتم..و اون بخش‌اش خصوصا، که از رختکن با مخالفت همه زد بیرون و داستان مشخص اون شخصیت...
۰۵ دی ۱۳۹۷
مسابقه ای برای هیچ
عالی بود
۰۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به دیدن تیاتر رفتیم، وارد سالن که شدیم فضا پر بود از بوی برگ و پاییز، و بازیگری که انگار با حرف‌هایش چنان سرگردان می‌نمود که همه تماشاگران وقتی می‌خواستند بنشینند با سرگردانی‌اش همراه بودند، بازی‌ها روان بود، انگار همه بازیگران خواننده‌اند یا نوازنده، نواهایی که در آغاز بوی مویه و زاری بوشهری می‌داد و بعد آواهایی کلیسایی و نواهایی شبیه به صدای داخل آتشکده ها که همچنان در سرگردانی و خلسه‌ای فرویم برد که تا آخر نمایش با من این حس همراه بود.
لحظه‌ای انگار در سرگردانی به آن‌سوی صحنه کشیده می‌شدم و لحظه‌ای با هدایت پیامبری وعده بهشت می‌گرفتم و در جستجوی دری به خوشبختی بودم، و همچنان گمراه که نمی‌دانستم" در آنجا یک در وجود دارد یا دو در، اتاقش چهارگوشه، شش یا هشت‌گوشه دارد" و حیران از هدایت درصحنه جستجو می‌کردم زندگی را.
در ... دیدن ادامه » این میان انگار بیشتر بیان و حرکات زبانی موسیقیایی می‌گرفتند و آواها، لبخندها و حرکات فضا را بیشتر دراماتیک می‌کرد، انگار به دیدن باله تاتری مدرن آمده بودم وقتی آقای مجد طاهری تاآخرین‌نفس و با تمام جانش هه مال هوو... کنان به دنبال رستگاری بود، دلم می‌خواست انگار گاه‌هایی حرکات هماهنگ‌تر بود چونان باله ولی به گمانم شاید این ناهماهنگی بیشتر سرگردانم می‌کرد و همچنان بوی برگ و پائیز که همانند طاعون مرا در برگرفته بود، نمایش که تمام شد از جایم برخاستم و با چشمانی پر از اشک برایشان دست زدم همه انگار می‌خواستند تا صبح تشویقشان کنند. از سالن که بیرون آمدم انگار نفسم بندآمده بود و روی نیمکت کافه نشستم و همان‌جا در خلسه‌ای که هنوز همراهم بود، بین شر و خوشبختی، طاعون و دارو، وعده بهشت و نابودی و بیهودگی در درام موسیقیایی شناور بودم، صداهایی پر از پیانوی کلیسا و دمام و فلوت ریکوردر در سرم بود، گویی برایم از منظری دیگر زندگی و زنده بودن مطرح شده بود .
دست جناب شهاب خان آگاهی و اجراگران توانا خانم ها اکبری، هزاوه و ندایی و آقای مجد طاهری و همه آنان که در این اجرا سهیم بودند درد نکند . بسیار سپاس که تا آخرین لحظه پیوسته و از عمق جان اجرا کردند.


«چه کسی بر ما شهادت خواهد داد؟ آثارمان. افسوس! چه کسی؟ هیچ‌کس. هیچ‌کس. مگر آن دوستانی که ما را در لحظه لطف و عطا دیده‌اند، لحظه ای که قلب به‌طور کامل خودش را وقف دیگری می‌کند. یعنی آن‌هایی که ما را دوست می‌دارند؛ ولی عشق، ساکت است: هر انسانی ناشناخته از این جهان می‌رود.آلبرکامو»
سه پاراگراف اول، کامل حس اجرا رو در من زنده کرد :)
پرچم بالا
۰۲ دی ۱۳۹۷
نظر لطف شماست
روح و جانتان بی بلا از شر طاعون غم جناب عبداللهی گرانقدر
۰۲ دی ۱۳۹۷
:)
به همچنین
۰۲ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زحمت کشیده بودند، جناب مرزبان همیشه کارهاشون عالیه، بازی ها بسیار روان بود و کاش جاهایی متن بازنویسی می شد نه که متن مشکل داشته باشه، احساس کردم سعی شده بود مشکلات حال رو به نمایش بگذاره گاهی، ولی به هر حال سپاس از همه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید