تیوال زهرا | دیوار
S3 : 02:58:04
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امکان گذاشتن سانس زودتر نیست؟
زهرا صلواتی زاده این را دوست دارد
قابل توجه مخاطبین محترم

تعداد بسیاری از مخاطبین درخواست داشته اند که ساعت اجرای نمایش تغییر کرده و به زمان زودتری منتقل شود.
برای انجام این درخواست باید زمینه و امکان نیز فراهم شود.

تغییر ساعت اجرا مستلزم هماهنگی های لازم با سالن اجرا بوده و در حال حاضر به صورت هم زمان در فواصل زمانی نزدیک بهم سه نمایش در سالن باران در حال اجرا است. بنابراین با تغییر ساعت یک نمایش، سالن مجبور است ساعت اجرای نمایش های دیگر را نیز تغییر دهد تا تداخل زمانی اتفاقی پیش نیامده و در ثانی دو گروه اجرایی دیگر نیز باید موافق این تغییر ساعت باشند.

همچنین با تغییر ساعت گروه اجرایی باید با صرف هزینه و زمان مناسب دوباره در حجم مناسبی این تغییر ساعت را اطلاع رسانی کند تا مخاطبین در جریان قرار بگیرند. توجه داشته باشید طیفی از مخاطبین همچنان به صورت حضوری اقدام به تهیه بلیت می کنند و خیلی پیگیر اخبار فضای مجازی نیستند تا در جریان جابه جایی ساعت اجرا قرار بگیرند و این تغییر ساعت باعث می شود گروه اجرایی از میزبانی این دست مخاطبین محروم شود.

همچنین ... دیدن ادامه » توجه داشته باشید با پایان ماه رمضان فقط یک هفته دیگر از اجرای نمایش افسانه ببر باقی می ماند که با هر استدلالی که محاسبه کنیم تغییر ساعت فقط برای 8 اجرای پایانی چندان منطقی و درست نیست.

گرچه گروه اجرایی در حال رایزنی است تا در صورت موافقت سالن و فراهم شدن شرایط حداقل یک یا دو اجرای ویژه در ساعتی جلوتر برای آن دست از مخاطبین علاقمند که با ساعت 22:15 مشکل دارند فراهم کند. اما این موضوع هنوز قطعی نشده و نمایش افسانه ببر تا روز پایانی اجرا قطعا در همین ساعت 22:15 در تماشاخانه باران بروی صحنه خواهد رفت.

درضمن توجه هم داشته باشید که مدت زمان اجرا تنها 50 دقیقه است و ما امیدواریم شما مخاطبین گرامی با همراهی خانواده عزیز خود به دیدن نمایش ما تشریف آورده تا در پایان اجرا نیز بدون کمترین مشکل به منزل مراجعت کنید.

با سپاس از توجه و همراهی شما فرهیخته گرامی
۰۹ تیر ۱۳۹۵
سپاسگزارم از پاسخ مبسوط شما. آرزوی موفقیت برای شما و گروه تان دارم
۱۰ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی

همین روزاییه که داره میگذره...


پاییز که بگذرد

ما می مانیم و

حسرتی...

کاش وداع هر برگ از شاخه

را جشن می گرفتیم و

موسیقی برگها را

هر روز

با هم

قدم ... دیدن ادامه » می زدیم...

کاش چترهایمان را

روی صندلی آن کافه

برای همیشه جا می گذاشتیم و

مرثیه آسمان برای زمین را

بی پروا خیس می شدیم...

کاش دست هایمان را

توی جیب بارانی هم

جا می گذاشتیم و

برای روز مبادا

قدری مومیایی شان میکردیم...

کاش هر روز بهانه می آوردیم

برای آن قهوه ی ناب

فلان کافه

و دل سیر قهوه چشمانمان را

زل میزدیم...

کاش بدانیم

زمان با هم بودن مان

کوتاه تر از آنست که

به حسرت بگذرد...
عالیست
۲۶ مهر ۱۳۹۴
کاش بدانیم

زمان با هم بودن مان

کوتاه تر از آنست که

به حسرت بگذرد.
۲۸ مهر ۱۳۹۴
@بامداد عزیز: سپاس و سپاس و سپاس برای این همه محبت


@مرجانه جان: مرسی گلم
۲۸ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
می رسد روزی

که فاصله ها را

وجب که نه

متر میکنی..!
سلام
به تازگی با این بخش تیوال همراه شدم وادعایی در زمینه ادبیات ندارم،اصلا...
فکر کنم که همه نوشته هاتون رو خوندم و به نظرم اکثرشون خیلی خوب بودند.
آفرین.
۲۲ مهر ۱۳۹۴
سلام

جناب ستار میم خیلی خیلی سپاس برای لطفی که به دلنوشته های من داشتین.
تشکر
۲۲ مهر ۱۳۹۴
جناب سلیمی ممنون که خوندین
۲۲ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زمان

پشت همین پنجره

ایستاد...

وقتی کوچه

از تصویر تو

خالی می شد...
خیلی خوب بود.
۲۱ مهر ۱۳۹۴
بسیار زیبا و دلنشین بود احسن
۲۴ مهر ۱۳۹۴
تشکر تشکر جناب رئیسی
۲۵ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کلمات

برای تو

تنها چند حرف هستند

که به دنبال هم می آیند

پوچ و تو خالی

و گاه با یک معنای مستقیم...

ولی کلمات

برای من

حرف ... دیدن ادامه » ها دارند!

تمام دلتنگی و آشوبم را در هم میپیچم و

با صدایی گرفته میگویم

امروز هم هوا ابری ست...
عالی عالی عالی
۲۱ مهر ۱۳۹۴
احسن سپیدهای خوبی سرودید براوو
۲۴ مهر ۱۳۹۴
جناب رئیسی بسیار سپاس
۲۵ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خواب دیدم

که تو را در جنگی نابرابر

از دست خواهم داد...

لشگر من

تمامِ احساسم

و لشگر دشمن

...

راستی لشگر او چه داشت

که ... دیدن ادامه » پیروزش خواندی؟!!!

آه...

از قلمم

خون می چکد...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من عاشق اینم

که به دور از هیاهوی شهر

دم غروب

بنشینم لب پنجره

و مثل همیشه

مخفیانه دوستت داشته باشم...

و با خود بگویم

چه میشد اگر دوست داشتنش غروب نمی داشت؟...
وااااااای
فوق العاده بود
رابطه عجیبی بین غروب و طلوع خورشید و دوست داشتن وجود داره
یاد شعر حافظ افتادم
با اجازت :
جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست....ماه خورشید همین آینه میگردانند

۱۹ مهر ۱۳۹۴
خیلی ممنون جناب حقی


خوشحالم که دوست داشتین
۱۹ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهرا
درباره نمایش آتن-مسکو i
من می خوام زیر چتر باران نمایش آتن - مسکو را ببینم
مجتبی مهدی زاده و وحید هوبخت این را خواندند
کیانا م این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر نداری...

صندوقچه ای ساخته ام

از ابرهای دلتنگ نباریده

از آرامش دشت های نروییده

از خنکای نسیم های نوزیده

از قایق های سرگردان ساحل ندیده

از خیابان های خیس قدم نزده

از نواهای گوش نواز ناشنیده

از ... دیدن ادامه » تارهای کوک نانواخته

از شعرهای خط خطی ناسروده

از شیرینی حرف های ناگفته

از سکوت های لعنتی نشکسته

از...

دارم خودم را آماده میکنم

برای روز مبادا...!

باید به فکر باشیم

من و تنهایی ام...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من

حراف ترین دختر زمین بودم

اما

کنار تو

موسیقی سکوت ناگفته هایمان را

بیشتر دوست دارم...
زیباست بانو
۰۱ مهر ۱۳۹۴
خیلی ممنون
۰۴ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیالت

جادوگر است...

ببین

تمام احساسم را

سِحر کرده ای...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به تماشای این نمایش نشستم. مثل همه ی نمایش های خوبی که دیدمو منو به وجد آورده، نه نگاه به ساعتم کردم نه دلم اومد لحظه ای چشم از صحنه و اون بازی های خوب بردارم.

از دیشب که از سالن اومدم بیرون جسمم پیشمه ولی روحم هنوز نشسته رو اون صندلیو داره نمایشی رو میبینه که هیچوقت تو این جامعه براش پایانی نیست...

هنوزم هستن نسرین هایی که بخاطر فقر و درماندگی از تامین معاش، به فکر آدمکشی میفتن...

هنوزم هستن ژاله (شهلا) هایی که بخاطر عشق شون به مرز جنون می رسند..

هنوزم هستن سودابه هایی که بخاطر نجابت و شرافت شون تا پای چوبه دار می روند و خیلی هاشون هم نجات پیدا نمی کنن...

دیشب باز برای همیشه با خودم فکر کردم زن بودن، چقدر سخته و فکر میکنم تمام تماشاگرهای زنی که این کارو دیدن عمق حرف من رو متوجه میشن

فقط شاید یه زن بدونه وقتی مادری و مستاصل از امرار معاش، حاضری هر کاری بکنی تا بچه ات آب تو دلش تکون نخوره ولی نجابت و شرافتت رو نفروشی....

فقط شاید یه زن بدونه وقتی معشوقه میشی، یا رقیب عشقی یا زن اول یا زن دوم و ... چی میکشی و باز به همه ی اون زن ها پیش خودت حق میدی... هم به ژاله حق میدی هم به اون لاله...

فقط ... دیدن ادامه » و فقط یه زن میتونه درک کنه که چی به سر سودابه اومده و ترسی که یک زن همیشه از بی آبرویی و بی پناهی داره... اون موقع است که به سودابه حق میدی که با تمام نجابتی که داره ولی مجبوره دوباره از بی پناهی، پناه ببره به جهنم...

دیشب با نسرین و شهلا بغض کردم ولی با سودابه گریستم... سودابه ها از همشون مظلوم ترن توی جامعه ای که پر از گرگه...

فقط باید یک زن باشی .... فقط...


(دوستان تیوالی ببخشید که نوشته ام کاملا فمینیستی و دارای جهت گیری خاص. ولی نتونستم حسی که از دیدن نمایش رو داشتمو ننویسم.. )
سلام دوستان دو عدد بیلیط کنسرت سیمین غانم در تاریخ 5 شنبه 9 مهر 94 در تالار وحدت

در بالکن دوم 3 شرقی ردیف جلو 57 - 58 ساعت 15 به مبلغ نفری 40 تومان به فروش میرسد ویژه بانوان
لطفا در صورت تمایل پیام بدید ممنون
09191153478
۲۷ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شروعِ

فصلِ

غریبِ

دل کندن است...

هوای هجرت دارم!

از آسمان چشمانت

به سرزمین فراموشی...

شاید بهار

پرستوها

عاشقانه ... دیدن ادامه » هایم را

برایت به ارمغان بیاورند...
باریکلا...
قشنگ بود
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
زیباست بانو
درود بر شما
۰۷ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سکوت راز آمیزت

برایم ترانه ای ست

ناشنیده و گوش نواز...

سِحرم کن

با موسیقیِ انگشتانت

بر تار گیسوانم...
هم گوش نواز بودن ِ سکوت
و موسیقی تار گیسو
هر دو ایده به شدت بکر و جذاب و فوق العاده ان ..
اما به نظرم فرم شعرتون یا شیوه ی روایت ، اون اثرگذاریی که از همچون ایده ی معرکه ای انتظار میره رو ، خنثی کرده ..

شاید با جابجایی کلمات بشه به فرمی رسید که اون سِحر ... دیدن ادامه » مورد نظرتون رو در کمال داشته باشه و به وجود بیاره ..

دخالتم رو ببخشید :)
۰۵ مرداد ۱۳۹۴
@جناب معصومی


همچو حافظ مُهر بر لب زده، خون میخورم و خاموشم...
۰۵ مرداد ۱۳۹۴
زیباست ...
۰۵ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام

یک عدد بلیط برای روز یکشنبه موجود است

اگر کسی خواست ایمیل بزنه

yass_zahra796@yahoo.com

وحید هوبخت این را خواند
مجتبی مهدی زاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سرودن از تو

زلزله ای ست ناگهانی، بر تنم...

روزی که شعرم را بخوانی

پس لرزه ها شروع می شوند...
چه زیبا...
۲۰ خرداد ۱۳۹۴
خیلی ممنون :)
۲۰ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

دانه های قهوه است...

تیله ی چشمانت!

اما وقتی می نگری

هوس بادام رهایم نمی کند...
عالیست...سپاس
۲۰ خرداد ۱۳۹۴
چشم :)
۲۲ خرداد ۱۳۹۴
به به
بسیار زیبا بود...
موجز و موثر..
۰۵ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم خانه کرده...

بین آن دو مژه ی بلند دوم و سومت!

پلک نزن!!!

خانه خرابم میکنی...
به به...
۲۰ خرداد ۱۳۹۴
:)
۲۰ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهرا
درباره نمایش تونل i
مدت زمان این نمایش چقدره؟
مجتبی مهدی زاده این را خواند
60 دقیقه
۱۷ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید