تیوال زهره مقدم | دیوار
S3 : 00:25:36
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
زهره مقدم
درباره نمایش راز نقل آخر i
نمایش هایی که با محتوای سنتی و فرم سیاه بازی و صحنه خوانی و نقالی و.. در سالن سنگلج اجرا میشند نیاز به حمایت شدن دارند. یا بهتر بگم ما نیاز به حمایت ازشون داریم. چون با کم شدن تعداد تماشاگرشون چیزی به محو شدنشون از چارت تئاتر های سالیانه نمونده و ممکنه نسل های بعدی از دیدن تئاتر با این سبک و سیاق محروم بشند و همه چیز به فراموشی سپرده بشه.
اما توقع پایین و سادگی اجرای این دست نمایش ها دلیل برای پایین بودن کیفیت و به قول معروف سمبل کردنشون نیست.
نمایش راز نقل آخر به جز یکی دو تا از بازی ها دارای ضعف های شدید اجرایی بود.
ایده یکی بودن کاراکتر راوی و یکی از نقش ها همزمان در نیومد و به کل تماشاگر رو از دنیای نمایش به بیرون پرت می‌کرد.
قرار دادن میکروفون جلوی سازها بدون در نظر گرفتن میزان صدای بازیگرها بدون میکروفون واقعا عجیب بود.
بازیگران نقش های اول ... دیدن ادامه » اصلا جالب نبودند و متاسفانه توانایی ارائه کار رو نداشتند.
داستان کشش کافی رو برای حفظ تماشاگر داشت اما نوع اجرا متاسفانه در جهت عکس عمل می‌کرد..
امیداورم در همین ژانر کارهای موفق تر و کار شده بیشتری از این گروه محترم ببینم.
زهره مقدم
درباره فیلم متری شیش و نیم i
معرکه بود. از کارگردانی و فیلمبرداری و کنش های داستان و بازی ها خیلی خوشم اومد. فقط دو سه تا سکانس به نظرم ایراد که نه میتونست شاید بهتر باشه.
یکی صحنه فرو ریختن کارگاه شیشه و آمار دادن ناصر به داداشش که اول نمیرفت بعد یهویی رفت.
دوم صحنه ژیمناستیک رفتن بچه که اوج پایان فیلم بود و خیلی هامون فکر کردیم فیلم با این صحنه تموم میشه، میتونست خیلی تاثیرگذار تر باشه. لزومی به اضافه کردن کمدی به این صحنه نبود با دویدن بچه لباس به دست اونم در حالیکه مادرش با بقیه خارج شده و اینم معلوم نیست برا چی معطل شده وداییش خودشو به در و دیوار قلاب کرده که بتونه بیشتر ببینتش. میشد بچه دنبال داییش برده دو تا پرش هم تو راهرو براش بزنه و بعد با حسرت خارج بشه و از بقیه عقب بمونه.
و صحنه اخر هم با اینکه پیمان معادی که کل فیلم قربون صدقه ش رفتم عالی درش آورد، بنظرم کافی نبود. ... دیدن ادامه » کاش شیشه شور کم سن و سال بود و معادی عصبانی میشد و ردش میکرد و بچه دو تا ماشین اونورتر از یه ماشین دیگه ترجیحا لاکچری پول میگرفت و بیخیال میرفت سمت بقیه دوستاش. و معادی میدید انقد تعدادشون زیاده که حتی نمیشه همه رو شمرد چه برسه به رسیدگی...
خلاصه از فیلم حظ کافی رو بردم و بعد مدت هایک فیلم تمیز و خوش ساخت دیدم. هر چند رعال و سیاه بود...
«پیمان معادی که کل فیلم قربون صدقه ش رفتم»!
#جان_کلام
#خسته‌_نباشی_دلاور
#بباز(!)
۳۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش بدون تماشاگر i
جدا از اینکه آزاده صمدی امکان تقابل با علی سرابی رو نداره از نظر بیان و بازی و به زور هاش اف در دیالوگ ها مشاکرت می کرد، کل وزن کار روی علی سرابی و توانایی هاش در بالا و پایین بردن صدا و تغییر فاز و اجرای خوبی که از نقشش درک کرده و ارائه کرد داشت.
نمایش کمی گنگه و با رسیدن به پرده دومه که متوجه داستان می شیم و باید کمی صبوری کرد بین افردای که تا نیمساعت پس از تاخیر بیست دقیقه ای همچنان بهشون اجازه ورود داشته میشه.
اکوی سالن برای داد و بیداد کردن علی سرابی آزار دهنده ست و کاش جلوش گرففته می شد. چون نمایش هم طولانی هست و داد زدن های علی سرابی هم تمومی نداره.
و اما مهمترین نکته اصرار عجیب این گروه به استفاده از شوخی های مستهجن و بسیار سطح پایین هست. ..
ما خودمان را کوچک میکنیم و با شوخی های موقعیت با استفاده از دست و بدن و شوخی های واژگانی که بین متن جا داده ... دیدن ادامه » ایم از شما خنده می گیریم.
مهم نیست که متنی که آن را روی صحنه برده ایم خود در تضاد با این مساله است! مهم این است که شما از ته دل بخندید! هر که بلند تر بخندد باحال تر است و شوخی ما را عمقا درک کرده است. پس بخندید و داد و بیداد کنید و کف بزنید و استوری بگذارید.
و باز هم به ما سر بزنید!
زهره مقدم
درباره فیلم آشفتگی i
اختلال وسواس فکری یا عملی ، یک اختلال اضطرابی مزمن است که با اشتغال ذهنی مفرط درمورد نظم و ترتیب و امور جزئی و همچنین کمال‌طلبی همراه است، تا حدی که به از دست دادن انعطاف‌پذیری، صراحت و کارایی می‌انجامد.
این تعریف او سی دی و دلیل کلافه شدن من بعد از ۱۵ دقیقه ابتدایی فیلم هست.
قاب بندی های کج و معوج که عامدانه به منظور ایجاد دلهره و حس تعلیق و البته متفاوت و خفن بودن کار شده برای من که تازه از تعریف بالا دچار حالت خفیفش هستم واقعا آزار دهنده ست.
سناریو سنگ بزرگی بود که بلند کردنش نصفه و نیمه انجام و بین زمین و هوا جا موند.
بازیگران سفارشی شدیدا توی ذوق می زدند.
دیالوگ های عمه و خاله مآبانه و سطحی صرفا برای روشن کردن موضوع حوصله سر بر و بدون مورد.
باز هم جمع بندی فیلم سرعتی و بدون پایه و بست کافی.
خلاصه که آنتونیو باندراس این دفعه حریف انجلینا جولی ... دیدن ادامه » نشد و رکب خورد.
تنها جذابیت فیلم بنظر صورت بزک کرده مهناز افشار بود که اونم خودش یادآوره یکی دیگه س.

پ.ن
نسیم ادبی چه اصراری داره بره سمت سینما؟ جذابیت هاش در تئاتر به مراتب بیشتره..
فیلم خارجی تبدیل شده به ایرانی بود از نظر من فقط با کیفیت خیلی ضعیف و بد
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
دقیقا خیلی توش ادا داشت که در عین حال ایرانیزه هم شده بود.
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
خوشبختانه اخیرا در ظاهر فیلم های سینمایی شاهد تغییرات مثبت و رو به جلویی هستیم. کیفیت فیلمبرداری و تدوین با استفاده از تکنولوژی ها جدیدتری انجام میشه و جذابیت های بصری خیلی با رنگ و لعاب های امروزی منطبق تر شده، اما همچنان در بستر اصلی دچار کم توجهی فیلمساز ... دیدن ادامه » به بستر اصلی فیلم و قصه خودش هستیم و به محض باز شدن زرورق زیبای دور فیلم با شکلات رنگ و رو رفته و خرد و خمیر و بد مزه سابق مواجه میشیم.

ایرادات قصه در خیلی از فیلم ها مستقیما فهم و شعور بیننده رو زیر سوال می بره و مشخص نیست عوامل مثلا حرفه ای سازنده این فیلم ها که تعدادشون هم کم نیست با این بودجه های میلیاردی چطور هیچکدوم متوجه چنین باگ های سطحی نشدند...
لازم نیست شرلوک هولمز باشیم تا بفهمیم مرد مسن خدمتکار یک خونه که لنگان لنگان داره راه میاد نباید در صحنه بعدی بدو بدو بره و در رو باز کنه...
چطور این مورد می تونه از اهمیت کمتری نسبت به تبلیغ کت چرم بهرام رادان یا آرایش مهناز افشار یا فیلتر رنگ صحنه های مختلف اهمیت داشته باشه؟
شخصا به دلیل همین ایرادات از ۱۵ دقیقه اول فیلم دیگه قادر به همراهی نبودم.
عین همین موارد در خفگی هم وجود داشت و قابلیت های اون فیلم رو هم از بین برد. البته خفگی در حد فیلم کوتاه ۱۰ دقیقه ای بود اما آشفتگی با پرداخت درست و روند بهتر قصه کما اینکه می تونست فیلم بیاد موندنی و خوبی باشه..
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره انیمیشن شب آفتابی i
دیشب به دلیل پخش نشدن فیلم سعید روستایی برای دیدن بخشی از این فیلم سعادت پیدا کردیم و واقعا باعث تاسفه که هنوز بودجه و صرف وقت میشه برای چنین کارهای بی ارزشی.
خسته کننده و ملال آور و کلیشه ای و پیام های گل درشت خنده دار برای بچه های ۲ سال به بالا. ضعیف ترین تکنیک ممکن برای ساخته شدن این کار استفاده شده بود و کاراکترهای حیوانات به قدری کریه المنظر که اصلا دلت نمی خواست نگاهشون کنی.
واقعا نمیدونم چی بگم..
من موندم چرا کاری که اساسا برای بچه ها ساخته شده ، از همون شروع فیلم یکی از شخصیت ها باید سیگار بکشه؟؟؟؟
در 2 صحنه این سیگار کشیدن نشون داده شد.
کلا هم که بد بود .
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
بله سیگار. و دری وری هایی که شخصیت ها به هم پرتاب میکردند. درگیری زشت لفظی زن و شوهر که مدام در صحنه های مختلف تکرار می شد و نگاه کلیشه ای و درجه چندم صداسیمایی ایرانی در مورد غرغرو بودن زن ها و مظلوم بودن / دست و پا چلفتی بودن مردها...
ادعای ضد زن مادر محترم ... دیدن ادامه » در مورد اینکه من به بچه هام شیر مسموم دادم پسرم قویه هیچیش نشد ولی دخترم مریض شد... به قدری این ایرادات در کار زیاد بود که واقعا تمومی نداره این لیست.
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
کاملا درسته حرفای شما خانم مقدم.
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش تبرئه i
اجرایی با فرم خسته کننده و مصنوعی و بازی های بد.
خانم حکمت شبیه به مجریان برنامه های مستند نقش راوی رو دارند و این روایت اصلا دلچسب نیست و مخصوصا که یکباره وارد فضای نمایش می شند و شروع به ایفای نقش می کنند!
جملات شعاری و تکراری و عجیب آقای راوی فقط هر بار به میزان تعجبم اضافه می کرد تا جاییکه انقدر چشمام گرد شد که مجبور شدم بلند شم بیام بیرون :(
جریان ارژنگ امیر فضلی هم نمیدونم چیه. گرچه ما تو ایران به این جور اتفاقات عادت داریم. حتی با متن و لباس فرم آمریکایی.
ایرانشهر چند وقته داره نمایشهای ضعیفی انتخاب میکنه.
۰۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش تابستان i
در حد یک فیلم کوتاه ده دقیقه ای سوژه سورئال جالی داشت. فضای مالال آور کار در کنار اسم درست نمایش نیازمند سر و صدایی جایی دیگه برای مقایسه شدن داشت که خودش رو نشون بده مثل صدای بیرون یا صدای تلوزیون یا همسایه یا ... که دیده نشد و ایده صدای کولر و غیره هم کم رنگ تر از اونی بود که کمک بکنه.
مواردی مثل زدن زنگ در یا شال زرد رنگ رو نفهمیدم. کسی اگه در جریانه بگه.
ایده رخوت در لباس پوشیدن و ساده بیرون رفتن خوب بود اما لازم بود هنگام برگشت کفش پاش باشه (دفعه اول) مگه اینکه کلا بیرون نرفته باشه که من باز متوجه نشدم و فرقی بین ترک کردن اتاق با ترک کردن خونه ندیدم و این به قول رضا غیوری ضعف کاره :)
بازیگر اصلی نیاز بود کمی مسن تر باشه که سنش برای این نقش تو ذوق می زد.

من چند دقیقه ی اول کاملا احساس میکردم دارم ازین انیمیشن های کوتاه صامت میبینم... با رنگ های سرد و تصویرسازی های ساده...
و ترجیح میدادم تا آخرش با همین حس جلو بره.
۰۸ بهمن ۱۳۹۷
یا مثل پرتاب کردن کلید از پنجره به بیرون ( اگه اشتباه نکنم )

موضوع کفش رو با توجه به قابل روءیت نبودن درب اصلی آپارتمان شاید بشه توجیه کرد اینطور نیست ؟
۰۸ بهمن ۱۳۹۷
بله درسته آقای هنیزکی
گرچه بهتر بود یه تفاوتی نشون داده بشه درحد جوراب حداقل!
۰۸ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش عشق ثگی i
کار رو خیلی دوست داشتم. متن به نظرم ساده بود نه ضعیف. بازی ها همگی خوب و دکور و طراحی لباس و ریتم درست.
موفق تر باشید.
ایده و لباس و اکت و بازی سگ و گربه به نظرم فوق العاده بود، دوباره هم دوست دارم ببینم این کار رو..

۲۸ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش اوبو i
یکی از معدود گروه های که استفاده خیلی خوبی از فضای سالن حافظ داشت و با دکور ساده و گیراش و طراحی صحنه عالی به همراه طراحی لباس ها و گریم های خیره کننده تا به آخر کار چشم ببیننده رو نوازش داد.
از تمام دقایق این نمایش لذت بردم و لبخند رضایت از روی صورتم پاک نشد.
خلاصه داستانی که در برگه نوشته شده رو نخونده به دیدن کار رفتم و چه خوب که نخوندم چون ممکن بود نظرم رو عوض کنه!
متن اما عالی دیالوگ ها یک خط در میون ماندگار و وصف حال ما طوری که انگار دارم از تلوزیون اخبار میبنیم!
هزینه ای که برای این نمایش کردید جبران نخواهد شد و من هم متاسفم آقای کارگردان که تعداد شما در گروه از تعداد تماشاگران روی صندلی ها بیشتره..
کاری که شما دانشگاهی خطابش کردید از بسیاری از نمایش های مثلا حرفه ای ای که من در ماه میبینم به راحتی یک سر و گردن بالاتر بود.
دنیای فانتزی و کمدی ... دیدن ادامه » گروتسک گونه ای که با پرداخت های فوق العاده شخصیت ها خلق شده بود رو واقعا دوست داشتم و واقعا دلم نمیخواست کار تموم بشه.
طراحی صدا رو هم از یاد نمیرم که خیلی درست و به جا متن رو همراهی می‌کرد..

به همتون تبریک میگم و با بهترین آرزوها

دوستان هر عزیزی که دعوت من رو برای این تجربه خوشایند قبول میکنه مهمان من هست و اگر کار رو دوست داشت میتونه این زنجیره رو ادامه بده.
خانم مقدم درود بر شما با این فکر و اندیشه بزرگتون.
ای کاش افتخار پیدا میکردم در کنار شما این کار رو میدیدم.
حقیقتا کمی دو دل بودم برای دیدنش ، اما بعد از خووندن متن شما حتما میرم.
۲۴ دی ۱۳۹۷
یک عزیز دیگه رو هم همراه کنین من هم بلیت رو تقدیم کنم
۲۴ دی ۱۳۹۷
نه زهره جان سپاس عزیزم فقط انگیزه مهم بود:) فرزادجان من خودم تیوال پلاسم دست نخورده باقی مونده سپاس از لطف بیکران دوستان
۲۴ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو ارت بهترین بخش کار بود که نمیدونم ساخت دست کارگردان همین نمایش هست یا گروه هنری که ازشون در لیست عوامل نام برده شده. سلیقه کارکردان با توجه به استفاده مدوام از ویدیوها و اپیزودهای کوتاهی که از پی هم میامدند و میرفتند استعداد و علاقه ایشون رو بیشتر در بستر سینما نشون میده تا تاتر.

بازیگر مرد نمایش خواسته یا ناخواسته محمدرضای گلزار رو برای من تداعی میکرد.
همون قدر زیبا(؟)ی خفته بدون اکت، بازی و حس. که نکنه اون صورت گچی و مرده با اون اخمی که بهش وصله کرده از حوزه جذابیت خارج بشه و از شابلونی که جلوی آینه روش گذاشته بیرون بزنه.

بازیگر خانم بدون پرداخت شخصیت و قالب لازم برای این کاراکتر بود و بیشتر زحمتی که کشید متاسفانه بی ثمر شد.

داستان قصه سرسری و دیالوگ های شعاری نخ نما و در حد سریال های دست چندم تلوزیونی نوشته شده.

موسیقی لایت کلیشه ... دیدن ادامه » ای انتخاب شده به کرات به محض شروع کردن بازیگر به دیالوگ گویی بعد از مرتبه دوم و سوم فقط ایجاد گارد میکنه وهمون چند تا جمله درست و بجایی که بازیگزان در حال اداش هستند از دست میره یا اصلا زیر اون صدای بلند شنیده نمیشه.

هدف نمایش اما تلنگری بود که با مینی بروشورهای: من هم ازمایش ایدز میدهم پیام زیبایی رو رسوند.

امیدوارم روز به روز پیشرفت داشته باشید و از پتانسیل هایی که دارید استفاده کنید.
موفق باشید.
بدقیقا نظر منو نوشتید خانم مقدم بزرگوار
۲۴ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش پرسه های موازی i
خیلی متاسف شدم که اجراتون زودتر از موعد به پایان رسید.
با کمی اغماض کار بدی نبود و زودتر باید میدیدم.
متن کمی بنظر ناپخته و بخشی از دکور در بی سلیقگه گی.
اجرا و بازی ها اما راضی کننده و خوب بود.
خسته نباشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن و داستان جالب بود اما اجرا متاسفانه ضعیف.
به جای کلمه فانتزی یه جایگزین دیگه بگذارید چون این متن مربوط به نیم قرن پیشه حداقل.
ویدیو آرت بدجوری تو ذوق میزنه نور و صدا کافی بود.
رفت و آمدهای مکرر و بازی رقصنده در اجرا اصلا جالب نبود.
بازی و بیان دو بازیگر در یک سطح نبود.
به جز صحنه هایی که با تماشاگر مستقیم صحبت میشد و دیالوگ های تکراری که حدودا نیم ساعت کار رو کش داده بود ، خیلی لذت بردم و تاتر خیلی خوبی بود. اینجاست که میگن دود از کنده بلند میشه. هم استعاره از بازیگران هم کارگردانی و پرداخت زیبای کارگردان شریف.
موضوع این نمایش برای کارگردانی که سالی یک نمایش می سازه اون هم در این ابعاد بسیار قابل توجه بود و اشاراتی که به محدودیت های زنان در جامعه ما داشت بسیار ستودنی.
خانم مقدم کجاها با مخاطب مستقیم صحبت میشد؟ یادم نمیاد
منظورتون خدمتکارهان که اوضاع درونی و باطنی دخترها رو وصف میکردن؟
۱۶ دی ۱۳۹۷
بله اقای مرادی دقیقا درست میفرمایید..البته صدای ذهن نبودند چون باید زبان اول شخص مفرد صحبت میکردند به نظرم تا صدای ذهن میبودند..بیشتر همون آگاهی و فاصله گذاری که فرمودید

خانم مقدم سپاس از شما و برخلاف شما من اون بخش ها رو اتفاقا بیشتر از بخش های دیگه ... دیدن ادامه » دوست داشتم و پر قدرت تر هم اجرا شد به نظرم
۱۷ دی ۱۳۹۷
جناب ابراهیم صدای ذهن منظورم اون صحنه ای بود که رو تخت بودند و داشتند فکرای تو ذهنشون بلند میخوندند
۱۷ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره فیلم قانون مورفی i
بهترین واژه ای که میتونم برای این فیلم پیدا کنم "چپاندن" هست. که اگر کمی بهتر انجام میشد جایگزین های بهتری مثل جا دادن هم میتونست باشه. اما اینجا قطعا چپاندن واژه بهتریه.
از پوستر شروع میکنم که برای دوستانی که فیلم رو ندیدن ملموس باشه. چپاندن تصویر دلقکی که کلا ده دقیقه در فیلم بازی میگنه برای جلب مخاطب کمدی پسند از نوعی هست که بدونه فیلم برای خودش ، خانم ، بچه ها و همه همراهان مناسبه.
و جهت اطلاعتون اضافه میکنم که عزیزان موجود در فیلم شامل هادی کاظمی و سروش صحت هم جمعا بیست دقیقه بازی دارند.
متاسفانه یا خوشبختانه به دلیل قطع و وصل شدن فیلم در حال اجرای روز گذشته پردیس چارسو که چیزی بالغ بر هفت بار بود مجبور به ترک سالن شدم و دیگه هنرنمایی خود رامبد جوان رو ندیدم. چون گویا خودش رو هم در صحنه های اخر فیلم چپانده. ولی تا همونجا که دیدم می تونم ... دیدن ادامه » بگم یک تشت پلاستیکی مدرن دیدم که از صحنه های مختلف ماشین و دزد و پلیس بازی تا هنرنمایی فیلمبردار با مونوپاد و شوخی های تکراری مست خوردن و چت زدن و عرق کردن و دقایقی از رقصیدن سیروس گرجستانی... در فیلم "چپانده" شده.

در نظر بگیرید اینجا هالیوود نیست و شما میخواید یک فیلم به اون سبک بسازید. کمی عناصر مختلفه مانند موزیک و ماشین اسم و رسم دار و فیلتر رنگ و دو بازیگر جوان را با هم آمیخته و صحنه های اکشن تولید میکنید. حالا قصه چیه؟ دو تا پلیس در حال تعقیب یک دزد با ساک هستن که به شکل عجیبی از ماسک رنگارنگی استفاده کرده با دلیل نامشخص، و حتی نشسته سر فرصت صورتش رو هم سفید رنگ کرده! در حالیکه من بدون تجربه دزدی یا فیملسازی و با دیدن همون فیلم هایی که بچها های سازنده این فیلم دیدن میتونم حدس بزنم ماسک باید بتونه با یک حرکت در زمان مناسب برداشته باشه و جلب توجه نکنه!
در جایی دیگر صحنه های تعقیب و گریز به بازار محلی میکشه و فیلمبرداری هوایی خوبی داریم. که یه دفعه کارگردان محترم تصمیم میگیره حالا که مونوپاد اون بالاست یک تصویر لند اسکیپ از محوطه دریای شهر مزبور شمالی هم به بیننده بده! ( تصور کنید وسط تعقیب و گریز ) و بعد با یگ کات ناشیانه یکباره دو پلیس محترم رو در حال دویدن در جنگل میبینیم... اینم بگم که این دو تا پلیس مثلا حرفه ای ( یا شایدم خنگ که دلیل اخراج شدنشون همینه) در همه زمان تعقیب و گریز با هم و از یک مسیر شخص فراری رو دنبال میکنند! حالا شایدم درستش اینه و فیلم های آمریکایی مبتدیانه عمل میکنند که پلیس ها از جهت های مختلف دزد رو دنبال میکنند..

نتیجه ای که من گرفتم این بود که ما آدم کار بلد زیاد داریم. اما متاسفانه هنوز قصه خوب نداریم. نویسنده صبور و با سواد و کمی منطقی!
یه جاهایی از دیدگاه‌هاتون اختلاط فضای کمدی با جدی هست..ولی عمدتا در مورد کات‌ها و ناموزون بودن ترکیب تکنیک‌ها درست می‌فرمایید..گرچه همه جا بی‌ربط نبود
۱۵ دی ۱۳۹۷
فیلمی نبود که بشه تحلیل کرد. فقط واسه سرگرمی و مقداری خنده خوب بود.
مونوپاد نه، تصاویر هلی شات که معمولا با کوادکوپتر گرفته میشه، مونوپاد کاربرد متفاوتی داره
۲۵ دی ۱۳۹۷
مرسی آقای محمودیان
۲۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش بینوایان i
خوب یخ زدیم. چرا اینقدر سرد بود سالن.
همونطور که دوستان دیگر هم گفتند این اجرا با همه توانمندی ابتر مونده ش بیش از رمان ویکتور هوگو از فیلم موزیکالش وام گرفته . تا جاییکه حتی صحنه هایی از همون فیلم به عنوان ویدیو آرت کار شده و همزمان با اجرا از اسکرین پخش میشه.
طبیعتا این سالن امکانات تالار وحدت رو نداره و انتظار خاصی ازش نداشتم.
امیدوارم در کارهای بعدی گروه محترم پیشرفت رو ببینیم و آثار کم تر شناخته شده ای بهمون معرفی بشند.

اما به جز حرکات مصنوعی ای که مشخصا از سمت اشخاص غیر کارشناس انتخاب شده ند ( از اونجاییکه ما برنامه های رقص موزیکال تو ایران نداریم خوب کارشناسان این امر رو هم نداریم) مثل آخر کار اشاره به سمت گروه موزیک بدون هیچ حرکت طراحی شده ای، نوای گوشخراش میکروفون که برای بعضی از بازیگران بالا و برای برخی دیگه پایین بود و مهندسی خاصی ... دیدن ادامه » برای هم تراز کردنش صورت نگرفته بود، و ایده عجیب قراردادن گروه ارکستر در بالا و سوار بر صحنه که هم باعث حواس پرتی تماشاکر و هم خسته کردنش بود، نکته مهم تر اینه که این اثر کلیشه و تکراری در اجرای دوباره ش هیچ حس خاصی رو منتقل نمی کرد.
وسط کار برگشتم و پشت سرم رو نگاه کردم و همه ادم هایی که در کنار هم ردیف شده بودیم. و هیچ حس خاصی در صورت هیچ تماشاگری ندیدم. هیچی.
خانم مقدم گرامی سلام عرض ادب و احترام
ما کارشناسش رو داریم طراحی رقص در ایران چهار پنج نفر خوب هم داریم اما اتکا به یک گروه بزرگ موسیقی که بنوازند و بنوازند وبنوازند به نظرم خیلی برای من جذاب نبود بجای اینهمه دوستان جان نوازنده میشد کارهای جذاب تری ... دیدن ادامه » کرد من شخصا دوستش نداشتم چون بیشتر از جذابیت تداعی کننده بود
۰۲ دی ۱۳۹۷
من تو سایت ایران تئاتر که مطلبی حوزه هنری راجب سانسور نوشنه بوددتو اجرای اخیر خوندم مثل اینکه اخیرا زیاد گیر دادن به نمایش روزای اولی کسی چیزی ندیده بود :))
۰۳ دی ۱۳۹۷
تشکر خانم مقدم گرامی.
۰۴ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش هار i
خوب حالا لباسا رو چجوری میتونیم سفارش بدیم؟! هارهارهار :)))
نه بیشوخی خیلی خوب بود. افرین.

هر کدوم از مانکن ها داستانی پشت خودشون داشتند و در هر دوره روایتش میکردند. تغییرات کم کم در ظاهرشون رخ میداد و داستان با هر بار گذرشون به خط بعدی میرفت.

جامعه مردسالار با کنار زدن زن و به حاشیه روندنش رو به زوال رفت و در دنیای مردهای زمخت و خشن به نابودی رفت.
و کاراکتر زن هم در تنهایی خودش فک کنم به خودتخریبی یا همچین چیزی رسید.

رورانس بی پایان و چرخشی بیرون از استیج در حالیکه دوربین به سمت تماشاگر رفته حسابی ذهنم و درگیر کرد، تا وقتی رسیدم به راهروهای طولانی و باریک متروی انقلاب و با دیدن ادمهایی که از روبرو سنگین و اخمو با صورت های بی روح در حزکت بودند دوباره به نمایش پرتاب شدم. و خودم و دیدم که دارم عینا روی یک خط به سمت دوربین تبلبغاتی فرضی قدم برمیدارم ... دیدن ادامه » و خودم و معرفی میکنم.

نمایش مفهومی و پر حرفی بود و دقت روی جزییات و نوع متفاوت اجرا رو دوست ذاشتم.
موفق باشید.


ممنون از نوشتهٔ شما خانم مقدم، بخصوص قیاس با تردد مردم در مترو جالب بود چون گمان می‌کنم این قیاس، نمایش را به سطحی دیگر می‌برَد. اما به داستان و روایت اشاره کردید.. برای من «مدل‌های» این نمایش روایتی نداشتند، و تنها «نشانه» بودند. نشانه‌ای از تیپ‌های ... دیدن ادامه » مختلف مرتبط با ایدهٔ نمایش، حال هر چه می‌خواهد باشد. گمان می‌کنم این نمایش، خود روایتی به دست نمی‌دهد، و خوانش ماست که می‌تواند برای آن روایتی بسازد.
۲۸ آذر ۱۳۹۷
بله حناب میم فکر میکنم هم نظر باشیم.
سمبل هایی که از طریق این مانکن ها منتقل شد خود گوینده داستان و معرف به قول شما تیپ ها بودند و بله من داستان های بسیاری درشون دیدم. حالا یا برداشت شخصی یا موفقیت طراح و کارگردان ذر انتقال حس از بازیگر به بیننده.
و چه قدر ... دیدن ادامه » جالب بود صحنه های از کار افتادگی ربات گونه شون در اواخر نمایش.
۲۸ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش تجزیه i
انقد خوشم میاد اسم خوب پوستر خوب بازی خوب متن خوب سالن خوب تخفیف خوب ... میذارن بعضیا برای نمایششون.
فهم این نمایش نیاز به استدلال ساده و بچه گانه ای داره که هر ابهامی با یک جواب ساده درش منطقی بنظر بیاد.
جهان خالی و پوچی که مخاطبش دو کودک فاقد قوه تشخیص هستنذ و هر چیزی رو میتونند باور کنند در صورتیکه بنظرشون صادقانه بیاد.
حتی محبت مادری از سوی شخصی که مادرشون نیست اگر صادقانه باشه از نظرشون اون شخص رو مادر میکنه و براشون قابل قبوله.
متن یک جاهایی خسته کننده ست و فرود داره و سزنخ زیادی در انتها به تماشاگر نمیده.
جهان های موازی از ادم های شاید مرده که جایی اشاره میشه ممکنه دوبازه بمیرن..
میدونم که خیلی از نکات مورد نظر کارکردان رو نفهمیدم و ارزو میکنم کاش اجرای دیالوگ محورش امکان دادن سرنخ بیشتری بهم داشت.
در کل بدم نیومد اجرای متفاوت و جالبی بود.
خسته ... دیدن ادامه » نباشید.
تجزیه یعنی چی ؟
۲۹ آذر ۱۳۹۷
چه نکته ی خوبی رو گفتید خانم مقدم.
من متاسفانه اعداد درج شده در پشت لباس هاشون رو فراموش کردم. شما یادتونه چه عددهایی بودن؟
۳۰ آذر ۱۳۹۷
اقای رضایی من همونجا خیلی سعی کردم ارتباط بین اعداد رو پیدا کنم ولی چیزی به نظرم نرسید. حدس میزنم عامدانه بی ربط انتخاب شده بودند و این معادله نمیتونست جواب درستی داشته باشه و در نهایت با حذف مجهول ها منطق پیدا کنه...
عدد ها رو الان یادم نیست من هم.
۳۰ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش طناب i
اولین انتقادم به طراحی پوستر هست که مطلقا هیچ خلاقیتی درش نیست. یک اقتباس با طراحی مدرن از کار هیچکاک لایق اعلان بهتریه تا این پوستر معمولی و پیش پا افتاده..
در ادامه باید بگم برخی بازیگران در استاندارد بالایی نبودند و اسماْ انتخاب شده بودند و باعث افت بازی ها شدند. اولیش آقای اتیلا پسیانی که تصور میکنم حتی ممکنه در حالت ناخوشی و کسالتی قرارداشته باشند و آرزوی روزهای بهتری براشون دارم.
و اما هزینه ای که برای دکور داده شده وقتی نوبت به غذاها می رسه مثل دونده ماراتنی که با دیدن خط پایان فکر میکنه کار تمومه و خودش رو ول میکنه ودر نتیجه در لحظه اخر دوم میشه، از رسیدن به اوج باز مونده.
علی شادمان مثل همیشه شگفتی آوره و سنش هم بالاتر رفته و سیگار هم دستش میبینیم :)
متاسفانه شادمان و یکی دو تای دیگه از بازیگرها در حال بال بال زدن هستند و بقیه بازی ها نمیتونند ... دیدن ادامه » همراهیشون کنند. و این تانگوی جنایی در صحنه های رودر رو یک نفره انجام نمیشه...
چه قدررررر استعاره به کار بردم! :))))))
طراحی صحنه رو خیلی دوست داشتم. گرچه بهتر بود تناژ رنگ های زرد به هم نزدیگ تر باشه.
خسته نباشید.
بنظرم بازی یکی از بازیگران زن هم خوب بود . نباید از انصاف گذشت که بعضی ها مشخصه کار بلدند اما در جای اشتباه قرار گرفتن
۲۸ آذر ۱۳۹۷
چرا؟ من دیدم
یعنی برم یا نرم
۲۹ آذر ۱۳۹۷
اگه در جواب بنده فرمودید، نظر شخصی من اینه که فیلم رو خراب نکنید
به اضافه اینکه این نمایش، کار خوبی ام نیست تازه
۲۹ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش خروس لاری i
بازی ها و پرداخت شخصیت هاشون در کنار دکور کار شده این نمایش از نقاط قوت هستند و مثل همیشه کار ضربه اصلی رو از متن میخوره.
کلیت داستان در عین کلیشه ای بودن قابل دنبال کردن هست اما باگ های ریز و درشت قصه همراهی تماشاگر رو واقعا سخت میکنه.
نقد هایی که پیش از این در مورد کتونی ها و صداسازی برای قفس خالی و غیره شده کاملا بجا هست و کاش تمهیدی برای جبرانشون انجام می شد.
خلاصه من چند جفت کتونی داغون دارم اگه به کارتون میاد!
زهره مقدم
درباره نمایش گربه ها و آقاها i
بازی ها نسبت به نوع ژانر نمایش انتخاب شده خیلی اگزجره هست و از قاب بیرون میزنه. پرداخت ها کافی نیست وارتباط کاراکترها با هم پختگی لازم رو نداره. حضور بعضی کاراکترها کاملا بی مورد به نظر می رسه و متن نتونسته تعادل رو بین همه نقش ها برقرار کنه. انتخاب این که آیا شخصیت زن رو دوست داریم و می خوایم باهاش همذات پنداری کنیم یا از آدم بدها بدمون میادیا نه یا حق رو به مرد میدیم یا نه و .. به تماشاگر داده نمیشه. چون چیزی بهش در این مورد گفته نمیشه و یکباره پرت میشه وسط داستان.
شروع مثلا کوبنده نمایش با صدای رادیو پیام در کافه ای که برای مشتریش موسیقی کلاسیک پخش میکنه همون قدر نچسب و غیر قابل باوره که خاموش کردن رادیو وقتی همه در حال داد زدن هستند.. موارد بی ربط زیاد در کار وحود داره و مقدار زیادی "ادا" های هالیوودی که در زندگی واقعی یک پلیس ایرانی نمیبینیم.
کار ... دیدن ادامه » چند پاره و وصله شده ست و از فرصت هاش درست استفاده نمیکنه.
یکی از همین وصله ها تک گویی دو سه دقیقه ای دو بازیگر هست که در حال روایت واقعه ای از گمشدن و گیر پلیس افتادن هستند.. که به شدت جذابه و خوب در اومده. ترجیح میدادم کلیت کار همون می بود و از اون استعداد صرفا بهره می بردید.
موفق تر باشید.
کاملا موافقم. متن ایرادات زیادی داره و خیلی شتاب زده نوشته شده . فرصتی به مخاطب داده نشده برای شناخت حتی نسبی کارکترها. ولی با تمام این اوصاف البته نباید از بازی خوب لادن نازی گذشت . اتفاقا هیچ بزرگنمایی در کار نبود و اتفاقا خیلی هم درونی بود . هر چی شخصیت ... دیدن ادامه » پردازی ضعیف تر کار بازیگرها سخت تر
۲۶ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید