کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال ZanaKordistani | دیوار
S3 : 02:16:41 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
مجموعه چامه ۶


❆ دستِ تو:
بارانی است
هوای پاییز دل ام،
بگذار خیس گردم
چتری آرزویم نیست!
تا دستانت را دارم.


❆ کجا بیابمت؟:
گم شده ام میان نبودن هایت
بودنت خاطره ای است گنگ
که دیگر در خیال هم نمی آید
ای مستتر
میان ... دیدن ادامه ›› غربت غمناک
کی و کجا بیابم تو را!؟


❆ گیاه خشک:
سرو سهی نیستم
که زمستان را نفهمم
گیاهی خشک ام!
پاشیده ام ز هم
از تازیانه ی روزگار.


❆ عشق:
و‍ عشق
بُغضِ است
فرزند دوری و دلتنگی
که هر نیمه شب
گلو گرفته
و جان مرا...


❆ گوش نمی کردند چشم هایت:
عمری با نگاهم گفتم:
"دوستت دارم"
ولی افسوس!
گوش نمی کردند؛
چشم هایت!


❆ اپرای زندگی ام:
پشت پنجره ایستاده ام به انتظار!
سمفونی باران،
روی شیروانی ها،
می نوازد به ضرب!
دیگر بیا
اپرای زندگی ام را
صحنه گردانی کنی.


❆ زمستان:
آنجا را نمی‌دانم
ولی اینجا بی تو
زمستان است
سرد
سوزناک
بی پایان...


❆ هشتمین عجایب:
شک نکن
"آغوش تو"
هشتمین عجایب دنیاست
به آغوش که می‌کشی‌ام
بی معنا می‌شود
زمان و مکان


❆ دلتنگی تمام نمی‌شود:
دلتنگی در و پنجره نمی شناسد
از هر رُوزنه‌ای به جانت می‌ریزد
امانت را می‌بَرد
جان به لبت می‌کند
تمام می‌شوی
اما
تمام نمی‌شود!
تا که دلیل دلتنگی‌ات را بیابی.


❆ عشق کهنه:
پاییز از راه رسید
مثل مردی غمگین
که سالها پیش عاشق شده است

از عشق عکسی دارد
کهنه،
از دختری
که سالها پیش گفته بود:
"دوستت دارم".


❆ مرگ درخت:
درختی هستم
که از نخاع‌اش می‌گذرد؛
تبر!!!

باکم نیست!
با مرگ من،
هزاران کتاب
برای آگاه شدن، متولد می‌شوند.


❆ جمعه ها:
و جمعه هایم
خیس اند از نبودنت
با لهجه ای از سکوت
و صبحی خسته
که تا به ظهر می رسد
دمار از من در می آورد
عصرهای رنگ دلتنگی اش.


❆ پنجره ها:
آبستن است کوچه
بغض آمدنت را...
من به درک!
پنجره ها را
دلنگران نکنی.


❆ بی غیرتی:
ماه را
به آغوش کشیده ای!
پاهایت را
به بوسه های راه سپرده ای!
موهایت در دست نسیم!
و من...
چه بی غیرتم!


❆ دست زمانه:
پیله وار،
سخت در خود می پیچیدتم!
تنهایی و نبودنت...
تا دست زمانه
چگونه،
پروانه ام کند!.


❆ دستان تو:
سیب گاز زده ی عمرم را
به جویِ عشق تو سپرده ام
خوب می شود،
شاخه ی دستان تو
از آب بگیردم!.


❆ مرغ جان:
تا زنده است
مرغ جانم در این قفس
از عشق
دانه ای در برش بپاش!
گاه و بی گاه.


❆ سرباز جبهه ی دلدادگی:
ناتوان ترین
سرباز جبهه ی دلدادگی منم
تمام من را تسخیر میکنی
و با چشم هایت
دست هایم را خلع سلاح می کنی
و می شوم اسیر
اسیر عشق تو


❆ درک عشق:
لابُد درک عشق
از حد تصور ما خارج است
که من بی هوای تو
خفه می شوم!
و تو در خیالات من،
غرق!.


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_کوتاه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
* مجموعه چامه ۵

- چشمانت:
هجوم قوم مغول است،
چشمانت!
به یک نگاه
خراب می کند،
هستی ام را!


- اشک درخت:
در کوچ پرنده ها
زمین می ریزد
چون اشک
درخت
برگ هایش را.


- خیسم از خاطراتت:
هر کجا هستی
مهم نیست
من اینجا
خیسم
از ... دیدن ادامه ›› باران خاطراتت.


- هوای دلم:
آنجا را نمی دانم!
ولی اینجا،
هوای دلم ابری است!
چند روزی است،
خورشید نگاهت نمی تابد.


- ماه بی قرار:
ماه را نگاه!
چه بی قرار
برای دیدنت،
از پشت ابرها
سَرَک می کشد!.


- دوستم داشته باش:
دوستم داشته باش!
تا بهار بشوم
و شکوفه ها گیلاس را
روی تن ام احساس کنم!
تا اردیبهشتِ تب دارم را
روی تنِ تو بکارم
و تمامِ خرداد را
در آغوشِ"تو" بیاسایم.


- درخت تنها:
درختی تنها می مانم
در جنگلی دور
مرا قراری نمانده
موریانه های یادت
ریشه ی طاقت ام را
جویده اند.


- یاد تو:
یاد تو
در خاطرم هر شب می رقصد
در ذهنم قدم می زند
شانه به شانه ام
خیابان های دلتنگی را


- شب های من:
شب های من
سیاه است بی تو
مثل چشمانت،
آرام و عجیب
عمیق
پر سکوت
بی پایان
بی پایان
بی پایان


- درخت خیال:
گاهی
به خیالم می نشینی
مانند مرغی زیبا!
این درخت،
بی پرنده ی یادت
کنده ای بیش نیست.


- حیاط دلتنگی ام:
فقط گاهی
خیالت را بفرست
از سر دیوار احساس
سرکی بکشد
حیاط دلتنگی ام مرا


- خرداد دستانت:
خردادِ دستانت را
راهی کن
تا دستهایم را بگیرد
می خواهم
تابستانِ تب دارِ تنت را
به استقبال بروم.


- آهو:
آهوی رمیده را می مانی
می آشوبی
از تیر نگاهی پر هوس


- پایان:
تلخ تر از فراق یار
زهر هجری است
که پایانش را
پایان نیست


- کوتاه:
کوتاه تر
از شعر های من شده است
آمدنت!
می روی،
تا می آیی.


- سرگذشت:
خیابان های شهر
پر است
از آواز تنهایی من
چگونه نمیشنوی,
سرگذشتم را؟!
نقل زبان تمام گنجشک های شهر است.


- من منهای تو:
هیچ گاه ریاضی یاد نگرفتم
آنقدر که
در تمام عمر
نفهمیدم
من منهای تو
چرا می شود: درد!


- بگو دوستم داری:
باز هم بگو
دوستت دارم
برای هزارمین مرتبه
راستش، دوستت دارم های تو
راست هم که نباشد
به دلم می نشیند.


- لب های شراب آلود:
هرگز شرابی ننوشیده ام
که مست شوم
همین لب های پر از مَی تو
شراب آلود ترین خُم دنیاست
بوسه ام برسان.


- دوست داشتنت:
دست خودم نیست!
جلویش را نمی توانم بگیرم
هر جا که باشد
فرقی نمی کند!
دوست داشتنت
از من سر ریز می شود.


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_کوتاه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
* مجموعه چامه ۴

- پرنده ی مهاجر:
من، پرنده ای مهاجر
پر از دلتنڪَی
هر روز
شوق سفر دارم
اما...
بال پریدن نه!


- دلم برایت تنگ شده است:
نیستی اما من
هر روز و شب،
عکس ات را می بوسم
موهایت را نوازش می کنم
چای برایت می ریزم
و محکم ... دیدن ادامه ›› در آغوش می‌فشارمت!
دیوانه نشده ام
فقط دلم برایت تنگ است.


- کاش که نروی:
مستحب است که گاه
واجبی را سر بزنی!
ماندنت پر از ثواب است
ای کاش که نروی‌...


- خرداد فراق:
در خرداد پر فراق
دیدنت را
دلم تیر می کشید.


- سرود لب هایت:
سرود ملی من
دوستت دارم های جاری
بر لبان توست.


- خرابه ی دل:
خرابه ی متروک دلم را
بی تو
ثمری جز
جغد دلتنگی نیست.


- خیال ناخوش:
کدامین گوشه ی جهان دل خوشی
که رد پای خیالت
نمی‌گذارد برای من
هیچ خوشی


- شعر پر سرفه:
شعرهایم را
به سرفه انداخته
سیگار نیمه کشیده ی
آخرین دیدارمان.


- شب های بیخوابی:
شب های درازی است
به چشم هایم
نه تو می آیی
و نه خواب.


- شهر بی نشان تو:
باید دل به دریاها بزنم
این شهر را
هیچ نشانی از تو که نبود


- پنجشنبه ها:
پنجشنبه ها...
یادت،
شعری می شود وفادار
که تا پایان
مزار دلتنگی ام را
ترک نمی کند.


- جمعه:
جمعه شد و باز نیامدی!
جمعه بی تو
لعن شده،
و بسیار نفرت انگیز است!!!


- جمعه بی تو، دلم می میرد:
بے تو،
هر ثانیه،
صد بار، دلم مے گیرد
ڪلِ هفته به ڪنار
جمعه ولی...
فقط، کمی می میرد!


- تاریخ انقضا:
"دوستت دارم"
تنها جمله ای است که
تاریخ انقضا ندارد
هر چند که تو
باور نداری!


- پدرم:
هر روز می بینم
پدرم را
لب برکه ی تنهایی هایش
با مو های پوشیده از برف
شبیه قویی است
پس از مرگِ جفت.


- عطر تن تو:
پنجره ها را باز بگذار
تا عطر تو
خیابان را در بر بگیرد
عطرِ تنِ تو
سِگرمه های
درهم شده ی جهان را
وا می کند...


- گل:
تو گلی هستی
در لوله ی تفنگ
که با ادای درست قلب
ضربانم را متوقف کردی.


- اندوه:
به گمانم اندوه
پرنده ای است تنها
در غم جفت اش، غمگین
که حدِ فاصلِ دو کوچ...
بال هایش را سست می کند.


- از تو:
پیش از تو
پرنده های زیادی در من
آواز می خواندند
اما هیچ گلی
در درونم
باز نمی شد.


- انتظار دیدنت:
پشت هر پنجره
که باز کنی
مرا می بینی
به انتظارم نشسته ام!
دیدنت را


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
* مجموعه پریسکه ۱

- کوچه:
کوچه ای متروکم
پر از حس آمدنت.


- دلتنگی:
دلتنگی
تیتر نخست هر روزه ی
صفحه ی قلب ام شده است.


- نیستی:
نیستی
و این نبودنت هایت
شکنجه می کند
دل بی قرارم را


- نبودنت:
هوایم ... دیدن ادامه ›› را بیشتر داشته باش
من از نبودنت
نفسم،
تنگ شده است.


- زندگی ام:
چای تلخی است
زندگی ام
با قند حضور تو
شیرین می شود.


- سرما:
لحظه هایم
بی تو،
عجیب سرد است!
آتش دیدارت را بیفروز!


- بودنت را:
دلتنگم
بگو
بودنت را
کجا جا گذاشته ای...!!!


- تبعیدگاه:
میان بازوان تو
چه تبعیدگاه زیبایی است
برای جرم عاشقی


- آغوشم:
دنج ترین جای دنیاست
آغوشم
هر وقتی هوس تنهایی
به سرت زد
بیا کمی تنها باش.


- تعبیر روهایم:
و تو، شاید
تعبیر رویاهای
هر شب منی!؟


- شکوفه های لبخندت:
لبخندت
بهار دارد
شکوفه ها می دهد دهانت،
و گیلاس لب هایت چیدنی!.


- مؤمن به تو:
مشهور به کفرم و شرک و الحاد
حالی که مومن به توام،
و خال سیاهت.


- نگاه عاشق:
نوازشگر بهار تن تو است
چشم هایم،
این نگاه عاشق
مُدام باد!.


- سیاه:
شب از چشمان سیاه تو
سیاهِ سیاه است،
من از سیاهِ غمت
سیاه بخت!.


- درخت عمرم:
شبی همچون جوی آب
بیا به پای درخت عمرم
یواش یواش
دارد خشک می شود.


- شکوه پرواز:
و هیچ پرنده ای
لا به ‌لای میله های قفس
به یاد نمی آورد
شکوهِ پرواز را...


- ساحل آغوشت:
جا بده مرا
در «ساحل امن آغوشت!»...
بگذار شرجیِ پیراهنت
برساند مرا
به اوج خوشبختی.


- تاتار چشم تو:
به شعر چشم هایت خرابم کن
که تاتار چشم تو
به تیر مژگانش
سالهاست کشته است مرا!


- چشم گذاشته ام:
پس کجا مانده ای تو؟
چشم گذاشته ام
تمام نبودن هایت را
بیا و مرا پیدا کن.


- عاشقی:
پای چشمان تو وسط باشد
من که هیچ...!!
حتی
گنجشک های شهر هم عاشق می‌شوند!


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_پریسکه
@ZanaKORDistani63
@mikhanehkolop3
https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
http://mikhanehkolop3.blogfa.com
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
* مجموعه چامه ۳


- دوست داشتن:
زمستان باشد یا پاییز
اگرچه در بهار جوانه می زنند
اما باور کن!
دوست داشتن،
اگر به جان درخت‌ها بیفتد
چهار فصل سال شکوفه می‌دهند.


- عاشق باشی...
درخت که باشی
و بهار نیاید
هیزم می‌شوی!
فکرش را بکن، ... دیدن ادامه ››
عاشق باشی
و عشقت نیاید...


- عشق:
لیلی و مجنون
شیرین و فرهاد
وامق و عذرا
سعید و لیلا
به نظرت عشاق افسانه ای
تا چند نسل بعد خواهند ماند؟!


- زمستان:
زمستان را دوست دارم
او با سرمایش
تنها فصلی است
که بهانه به دستت می‌دهد
تا خودت را
بیشتر به من بچسبانی!


- بطلان یک فرضیه:
قبل از تو
از عشق
از شعر
و تمام زن‌های جهان بیزار بودم
تو آمدی
و با آمدنت،
تمام فرضیه هایم را
باطل کردی!


- فقر:
به عدد و ارقام توجه نکن!
فقیرترین مرد جهانم،
وقتی تو را نداشته باشم.


- پاییز شد...
لیلایم!
پاییز که شد،
تو، انار روی درخت را
بچین و بیاور
...
می‌خواهم شبهای دراز پاییز را
با عطر دستان تو
به صبح برسانم،
انار بهانه است!.


- دوست داشتن:
زمستان باشد یا پاییز
اگرچه در بهار جوانه می زنند
اما باور کن!
چهار فصل سال شکوفه می‌دهند،
اگر به جان درخت‌ها بیفتد
دوست داشتن.


- بهشت آدم:
اخراج از بهشت،
چه تنبیه بی فرجامی بود
برای آدم
غافل از اینکه
بهشت آدم،
همان حوا بود!


- اجماع دنیا:
عشقِ تو
تنها میراثی است
که در قلبم،
"آرامش زایی" می کند!
شک نکن،
برای من
تو اجماعِ معنایِ دنیایی!


- تو:
دستت را که می گیرم
پر از شعر می‌شود گلویم
و واژه به واژه می‌چکد از ذهن
شاعر که می شوم
بسیار دوست دارم
پایان هر شعرم
به " تو "
ختم شود.


- مترسک تنها:
کاش مترسکی‌ می‌شدم
پای جالیز خیالت
اما هر غروب
کلاغ های سمج
نوک می‌زدند
تنهایی ام را


- زیبایی تو:
با خلق تو
خدا فرمود:
«تبارک الله...»
زیباییت چیزی نیست
که بتوان خلق کرد
دوباره آن را


- خنده هایت:
پاییز باشد یا زمستان
چه فرقی دارد؟
لیلای من
خنده‌هایت
سر تا پای مرا "اردیبهشت" می‌کند.


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_کوتاه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
* مجموعه چامه ۲


❆ بهانه:
نارنگی بهانه است
بوی عشق می‌دهند
دستان تو
پوست بگیر این فاصله ها را
من به فصل فصل آغوش تو محتاجم.


❆ مرهم:
تمامِ خیابان های شهر را هم که قدم بزنم،
باز به بازوان تو محتاجم...
به آغوشت،
که ... دیدن ادامه ›› دردم را تسکین می‌دهد!
مرا بی تو بودن به
هیچ کاری نیست!


❆ راه:
کدامین راه
تو را
به کلبهٔ قلبم می رساند؟
من، کلبه ای متروکم
منتظر آمدنت
از پای در آورده مرا
انتظار.


❆ دلِ پر غصه:
دلم پر غصه است
از قصهٔ نبودنت
و باران می‌شود
می‌چکد از چشمانم‌.


❆ تنهاترین:
بی تو
میان بغضی اسیرم
که همیشه مرا می کوبد
که تو تهاترینی!


❆ مرگ مادر:
مادرم که رفت
دلخوشی هایم کوتاه
و دلتنگی بزرگ‌ شد
و کوهی به بزرگی یک بغض
جایش را گرفت


❆ امروز و فردا:
می گویم بیا
تو می گویی که فردا!
فردا که فردا شد
ای در گیر و دار هر فردا
امروز مرا دریاب!
کم کن امروز و فردا!
‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎
‎‌‌ ‎‌
❆ سلول انفرادی:
این خانه بی تو
شبیه سلول انفرادی است
و من اعدامی
منتظر اجرای حکم!


❆ آمدنت:
ایستاده ام
پای آمدنت!
این را، بدان!
عین مرگ است
"نبودنت"...


❆ می بری حواسم را:
فرق تو با بادهای پریشان
تنها در یک کار است!
باد می آورد
خیالت را
تو می بَری
حواسم را...


❆ فاصله:
تو
به خود می اندیشی
و من
به تو
تو از من
فاصله می گیری
و من
از فاصله میمیرم!.


❆ هیزم:
جز تلی هیزم
از درخت وجودم
نمانده هیچ!
خُرد شده ام زیر تبر تنهایی
تمامم کن دیگر
یا بسوزان
یا که بیا!


❆ ققنوس:
در عشقت هزار بار بمیرم
و هزار باره زنده گردم
بس که دوستت دارم
مگر نه اینکه خورشید
ققنوس وار
هر غروب در خون خود می‌سوزد
تا که فردا باز
از خاکستر خویش طلوع کند.


❆ پاییز:
پاییز فصل شاعرانه‌ هاست؛
با نغمه ی باد
و آواز کلاغ‌ها
در میان رقص برگ ها
کم بهانه‌ای نیست،
برای شاعر شدن
پاییز!


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_کوتاه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
* مجموعه چامه ۱


❆ دست های شفابخش تو:
هر شب تا صبح
با افکاری مشوش،
در یادت سرگردانم...
خیالت اثر نمی کند!
هیچ چیز آرام نمی کند مرا
جز مسکن دست های شفابخش تو


❆ آمدنت:
آمدنت
بر هیچ کوچه ای
عیان نیست
به سرت نزند
بی خبر از کوچه ... دیدن ادامه ›› ی ما بگذری


❆ کوچ عشق:
وقتی تو به دیوارهای قلب من
نفوذ می کنی
نسیم شعر
عشق را
به دامنه های امن پیراهنت
کوچ خواهد داد.


❆ خبر آمدنت:
پیچیده در گوش تمام پنجره
خبر آمدنت
به خانه برگرد،
و این شعرهای پریشان
را آرام کن.


❆ لبخند شیرین ات:
سکر آور تر از اشعار خیامی
و از لبخند شیرین ات
عاشق های بخت برگشته
مست می شوند و
مجنون وار
سر به بیابان می زنند.


❆ رفتن مادر:
رفتی تو مادر
و دلتنگی
بر دل تنگ ما نشست
دیر زمانی است
در خانه جای تو خالی است
خالی از خوشحالی است.


❆ بهار:
تو را باید دوست داشت
و به باغ ها
نشانت داد
تا بدانند بی تو
هیچ درختی
بهار نمی شود


❆ دلتنگی:
دلتنگی ام
مرا بی‌خواب کرده است
چنانکه سال‌هاست
تا سپیده‌دم
به خیال تو سرگرمم


❆ بی‌قراری:
در کوچه پس کوچه های ذهن
آمدنت را
تنها من درد نمی‌کشم
گنجشک های بیشمار
بی‌قرار قدم هایت اند.


❆ فانوس شب:
گم می‌شوم!
در میان ازدحام خیالاتم
سالهاست تو،
چنان فانوسی در شب
تنها نقطهٔ امیدم هستی.


❆ آسمان:
آسمان را به خیال نمی‌آورند
آنان که زمین نشسته‌اند
گل های قالی
بی‌ اندیشهٔ آسمان
قالی‌نشین شده‌اند.


❆ اعتکاف:
برای دیدنت،
معتکف پنجره ام!
قسم به ضریح پنجره
آمدنت را
اجابت بفرما.


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_کوتاه
#هاشور
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
* پریسکه ۶


- فقر:
به عدد و ارقام توجه نکن
وقتی تو را نداشته باشم
فقیرترین مرد جهانم


- بر پا:
روحم کودکی است نوپا
به امید دستان توست
بر پا بودنم


- قحطی:
آنجا که نباشی
قحط سالی عشق است


- تاریکی:
تاریک‌ترین گوشهٔ ... دیدن ادامه ›› دنیاست
آنجا که مهتاب نگاهت
نمی‌تابد بر من!


- خنده هایت:
بوی شعر تازه می‌دهند
خنده هایت.


- گل کاغذی:
از نام خزان
نمی‌ترسد
هیچ گلِ کاغذی


- کنسرت لبهایت:
زیبا‌ترین سمفونی دنیاست!
خنده های تو
کنسرت لب‌هایت
مدام باد!


- بلند بالا:
چه موزون می‌رقصی
در شعر های کوتاهم
بالا بلندِ من!


- نام عشق:
تو نام نامیِ عشقی،
زبانم لال
اگر نام کسی دگر
جز تو را بلد باشم.


- گلستانِ آغوشت:
بر منِ ابراهیم
گلستان است
آغوش تو
در این دنیای آتشین


- دنیای من:
دنیای من آغوشِ توست
همانجا که
آرام می‌گیرد
کودک بازیگوش درونم.


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_پریسکه
@ZanaKORDistani63
@mikhanehkolop3
https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
http://mikhanehkolop3.blogfa.com
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
* پریسکه ۵


❆ فاصله:
تو در طلب خدایی
و من به رهِ میخانه
چنین فاصله باشد و،
کجا ما به هم برسیم؟!


❆ جا مانده:
سالهاست رفته ای از کنارم
اما
تمامت جا مانده است
کنارِ من...


❆ تنهایی من:
آن جغد شوم
که بر پرچین شب ... دیدن ادامه ››
می‌خواند آواز
تنهاییِ من است.


❆ نوستالوژی:
نوستالوژی غمگینی ست
رفتن تو
فوران دلتنگی
در اضطراب شهری سیمانی


❆ مزرعهٔ خاطراتمان:
مزرعهٔ خاطراتمان را
آبیاری می کنم
گاه و بی گاه
با اشک و آه.


❆ یادِ تو:
گرچه نیستی
اما،
یاد تو
تمام تاریخ مرا پر کرده است.


❆ دستان پدر:
گونی های سیمان می دانند
چرا کارگر پیر
صورت دخترک خود را
نوازش نمی کند.


❆ باران:
مدتهاست
خشکسالی بی معنی است؛
از چشم های دلتنگِ من
همیشه باران می بارد


❆ دیدار:
گو آمدنت را!
که با هر قدم ای یار
ویران تو کنی
این خانهٔ تنهاییِ ما را


❆ دل‌مشغولی:
مشغولم
به «دوست داشتنت»
و این زیباترین،
دل مشغولی دنیای من است.


❆ دوست داشتنت:
و دوست داشتنت
یک حس خوب است
مانند برگشتن از اغما!


❆ حرف زیبا:
زیباترین حرف الفباست
"واوی" که
میان من و توست!


❆ نام تو:
به درخت خشکیده
نام تو را گفتم
جوانه زد.


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_پریسکه
@ZanaKORDistani63
@mikhanehkolop3
https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
http://mikhanehkolop3.blogfa.com
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
* پریسکه ۴


❆ عاشقانه:
عاشقانه بگو:
"دوستت دارم"
طوری که
تن شعرهایم بلرزد!


❆ عشق پایکوبی می کند:
تو به من مینگری
من، تو را می پایم
و در این خلوت خوش
عشق پایکوبی می کند.


❆ بی‌خیالی:
همچو یک ... دیدن ادامه ›› دیوار فرو افتاده
به سرم
هوای هیچ پنجره ای نیست...


❆ نامهربانی:
فریاد جانا
نه مهربانی های مرا
انتهایی است
و نه بی مهری های تو!.


❆کوچ خنده:
ناله ها است در من
جای آواز
از لبم کوچ کرده اند
خنده هایم.


❆ خدایا:
خدایا!!!
چگونه،
با تنها بودن هایت
کنار می آیی!؟


❆ هوس سیب:
باغ آغوشت را
نشانم بده
هوس سیب خوردنی دارد دلم!.


❆ غریق:
غرق ام
در امواج دریای نبودنت
چون «ماهی»،
صیدم کن از آب های هجران...


❆ کجا بیابمت؟!
زمین
که نیافتمت!
کجای آسمان
پیدایت کنم؟!


❆ تو نان می‌خواهی و من عشق:
تو نان می خواهی
و من عشق!
تو گاه و بی گاه
و من برای همیشه.


❆ خنجر تزویر:
گلوی عشق را بریده اند!
روزگاری است دور
که تیز است
خنجر تزویر.


❆ نشستن:
صندلی ما دو نفر خالی است!
تو دلِ نشستن نداری
و من،
دلیلِ نشستن.


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_پریسکه
@ZanaKORDistani63
@mikhanehkolop3
https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
http://mikhanehkolop3.blogfa.com
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
* پریسکه ۳


❆ شب های نبودنت:
در شب های نبودنت
هیچ ماهی
روشن نمی کند
کوچه های تاریک خیالم را


❆ دختر حوا:
از نسل حوایی
در طلب سیب و گندم!
فکر آدم کردنم، نباش!


❆ بغض شبانه:
بدون تو
بغض هر شب
در گلویم
رقصی ... دیدن ادامه ›› موزون دارد.


❆ شبیه ابرها:
ابرها:
گاهی من شبیه ابرها می شوم
گاهی ابرها
شبیه من...
می باریم!


❆ کوچه:
زخم بسیار
بر تن این کوچه، نشسته!
مرهم قدم های تو را
می خواهد.


❆ دلتنگی:
دلتنگی که شاخ و دم ندارد!
خبری از خودت بده!
دلم سردر گم است!.


❆ خیال تو:
من و شعر هر شب
با خیال تو مشغولیم.


❆ بهارِ آغوشت:
پاییز بیاید یا زمستان!
من در آغوش تو
همیشه فصل بهارم


❆ زندگی:
بخند و بگو "دوستم داری"!
این جملهٔ ناچیز
برای من
به معنای زندگی ست.


❆ دیدار:
دل تنگ دیدن توام
چراغی بیفروز
به دیداری.


❆ اعتراف:
اصلا اهل این حرف ها نیستم
که با نبودنت،
کنار بیایم.


❆ لرزش:
به وقت دیدار
می لرزد
گسل عمیق قلبم
حتی با یک ریشتر!.


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_پریسکه
@ZanaKORDistani63
@mikhanehkolop3
https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
http://mikhanehkolop3.blogfa.com
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
* پریسکه ۲


❆ تاریکی:
خورشید چکاره است!
آنجا که تو نباشی
تاریکترین
نقطه ی دنیاست.


❆ من همه تو:
هر وقت به آینه زل می زنم
تو در آن پیدایی
من همه تو شده ام.


❆ مرانم:
پرنده ی روح ام
محتاج آشیان قلب تو است
به ... دیدن ادامه ›› سنگ بی مهری
مران اش از خود.


❆ تنهایی لیلا:
زنی کنار اجاق دلتنگی هایش
شام تنهایی را
برای مردی که هرگز نیست
می پزد.


❆ تعبیر روهایم:
تعبیر تمام رویاهای منی!
یوسُف به حسد
از تو نمی گوید.


❆ روح القدوس من:
تو روح القدوس عمر منی،
به نگاهت
مریم دلم را
آبستن می کنی!.


❆ شهر تنهایی:
شهر بی تو،
رنگ تنهاییست
چشم های نگران
چشم به راه رسیدنت
هستند


❆ انار لبهایت:
انار سرخ لبهایت را،
به هیچ باغ ساوه،
نتوان چید!.


❆ برگرد:
من
حریف نبودنت نیستم
برگرد!.


❆ گناه شیرین:
شیرین ترین گناه منی!
مرا به توبه
راهی نیست!.


❆ نم‌نم یادت:
باد و طوفان غمت
ابر چشمان مرا باران کرد
ای که از نم نم یادت
باغ دلم سرسبز است.


❆ یاد تو:
خلوتِ ذهنم
از یادت پُر است
ای که از رگ به جانم نزدیک تری!.


❆ خانه ی دل:
بی لبخند قشنگ ات
خانه ی دل
ویران و خراب است.


❆ قلب بی تاب:
مگر می شود
بی تابی قلبم
و داغ نبودنت را با
خیال گرم آمدنت درمان کرد.


❆ تقدیر:
و من می اندیشم
به آخرین نگاه گوسفندی
که آب می نوشد
از دست قصاب.


❆ تنهایی بی پایان:
پر از عنکبوت هایی است
خیالم
تار می تنند
تنهایی بی پایان را


❆ موریانه ی یادت:
سرو ام!
موریانه ی یادت،
پوسانده
خیالم را!


❆ بی تو:
بی تو
دو چشم ابری دارم
که همیشه خیس باران دلتنگی است.


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_پریسکه
@ZanaKORDistani63
@mikhanehkolop3
https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
http://mikhanehkolop3.blogfa.com
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
* پریسکه ۱
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
* چامه کوردی:؟


❆ جهنم:
جەهەنەم؛
جاییگە
په‌ر لە بێکەسی
ئەڕا هەر کسێک که تنیاترە.
× برگردان:
جهنم؛
جایی است
پر از بی کسی
برای هر کە تنهاتر است.

❆ بهشت:
بەهەشت
جەزیرەیگە
دە نامڕاس دەریای بوونی توو.
× برگردان:
بهشت
جزیرەای است
در میان دریای حضور تو.

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
* چامه‌های دفاع مقدس:



♡ پرنده:
▪به آزادگان میهن:
گرچه در قفس نشسته اند
اما از همه پرندگان
رهاتر اند.

♡ آتش عشق:
▪به شهدای گمنام:
در آتش عشق چنان سوخته ای
کز تو،
دو سه تکه استخوان و
پلاکی
آمده است.

♡ خط عاشقی:
نوشته ... دیدن ادامه ›› بودی
به خط خونین عاشقی
کسی که شهید نگردد
نمی رسد جایی.

♡ عباس:
کنار قمقمه های خالی
عباسی خسته
به حیات جاودان
رسیده است.

♡ سر به دار:
▪به محسن حججی:
سرت سلامت،
سربداران را
غم سر دادن نیست.

♡ جا مانده:
پایی در میدان مین
جا ماند و
لنگه پوتینی بر دستم.

♡ شما خورشیدها:
▪به شهدای نماز جمعه مسجد نور کرایس چرچ نیوزیلند(۲۴اسفند۹۷)
هر یک از شما
خورشیدی است
شب پره ها نمی فهمند.

♡ ای شهید:
ای شهید
نامت را
پرندگان عاشق
اسم شب کرده اند.

♡ سرگردان:
▪به ابراهیم همت:
برگشتی،
در جامه ای از سپیده و
گل سرخی بر سینه
تصدقت
سرگردان کجا بودی
که سر بر تن ات نبود.

♡ فوتبال خون:
▪به شهدای زمین فوتبال چوار ایلام:
خیس خون شد
زمین سبز فوتبال
و پاهایتان
دیگر به گل ننشست.

♡ حیات:
حیات غزه و یمن
یا ایغور،
قربانی می شود
و تو به حمایت از حیوانات
مدام شعر می سُرایی.

#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)

#هاشور
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
* چامه‌های ظهور:



(۱)
بیا تا صبح هایم را
با تو به خیر کنم،
بگذار صبحِ حضورت را
فرجی شود.

(۲)
هزار و سیصد و نود و عمری است
که منتظرت نشسته ام
نمی آیی؟!

(۳)
جمعه گذشت
و تو از نیامدنت نگذشتی
تصدقت
صبح ... دیدن ادامه ›› صادق حضورت را
طلوع کن.

(۴)
- به امام زمان(عج)
هزار و چهارصد و چندی
گذشت از آمدنت اما
فقط خیال تو با من بود
همیشه منتظرت هستم...
ولی همیشه نمی آیی

#چامک_آیینی
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
@ZanaKORDistani63
@mikhanehkolo
http://mikhanehkolop3.blogfa.com

۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
تنهایی مضطر:



یادِ تو
دردی است
مچاله!
میان قفسهٔ سینه‌ام
لبریز از یک تنهایی مظطر!
و تمام روز
بی تو
کارِ من است
شانه کردنِ
موهای سیاهِ تنهایی،
و لاک زدنِ
ناخن های کبودش
شاید فراموشم شود
این تنهایی پر اضطراب را
و دوستت دارم هایی پر از افسوس
که از چشم هایم سرازیرند
در فراقت...

#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
تهران:


تهران
زنی است هوس‌انگیز
که به ورطهٔ نابودی می‌کشاند
عاشقانش را
و هر غروب
با زیبایی اش
مسحور می‌کند
می‌رباید دلِ
از عابران غریبه،
و چون به بر کشید
می‌زند خنجر درد،
بر پشت تک تک عشاق‌اش...

تهران
زنی است ... دیدن ادامه ›› هوس انگیز
که پوشیده،
زیباترین لباس هایش را
اما بر تن دارد
زخمِ چرک و کثافت ها
تهران
زنی است هوس‌انگیز
تهران
زنی است
از جنون لبریز...

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
جنگل بلوط:


درون جنگل بلوط
کنار کلبه ای دنج،
در هوای خیس و هوس آلود پاییز
کاش میشد
سر بر روی شانه هایت،
عطر سکرآور موهایت
و جرعه جرعه چای
لبخند پهلوی تو بنوشم.

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
حق با چشمان توست:


حق با چشم‌های توست
و لب‌های گس ات
و نگاهت که مزین است به غم
حق با چشم‌های توست
تو با آن مربای لبخندت
و شکوه زیبای تخت جمشیدی ات
در غربتی تلخ
در آغوش مادر
حق با چشم های توست
اما در این شهر سیمانی
رویا، وهم و خیال
به کار نمی ... دیدن ادامه ›› آید
زیر برف یادت،
تنی را گرم نمی کند
و دستان مهربانت
چتری خوب برای روزهای بارانی نیست
حق با چشم های توست
اما اینجا حق تقدم با چشم و ابرو نیست
اختیار و انتخاب بر باد شد
و از گلویمان
جز اندوه نمی‌بارد
حق با چشم های توست
اما اکنون
در این زمستانِ لال
حرفی
حقی
چاره ای نمی ماند.

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید