تیوال سید محمد عابدی نسب | دیوار
S3 : 23:16:30
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
و بــه دار مــی ســپــارم

خــاطــراتــی را کــه

قــاتــل آرامــش ند ...



برای من ، برای او
برای تلاش ، تصمیم ، تعادل ، تلخی
برای حرف ِ مفت ، حافظه ، موی سفید
برای خم زلف سیاه ، عشق ، روزگار ، تقصیر
برای آب ، چوب ، خون ، طالبی
برای ماه ، باران ، کویر ، بیدمشک ، نوکر
برای دوستی خاله خرسه ، ضیافت ، رفاقت
برای ... دیدن ادامه » صدا ، شادمهر ، تقدیم
برای رنگ آبی ، روسری فیروزه ای ، تأخیر ، شریعتی
برای فوتبال ، درس ، شاگرد اول
برای ژولیوس سزار ، افلیا ، چیزهایی که نمی دانیم ، بازگشت افتخار آمیز
برای آهن ، پسته ، سوهان ، طب سنتی
برای سلامتی ، قلب ، تحقیر ، چت
برای سرفه ، مارادونا ، تیر - قلب
برای صورت ، سیرت ، چشم ، اشک ، ماهی ، ماهرخ
برای میم ، حرف اول اسممان ، خرداد ، بهمن ، کیانی
برای Flowers No None Has Ever Seen ، اشتیاق ، مرضیه برومند
برای حیاط ، حوض ، باغچه ، مادربزرگ
برای خنکای ختم خاطره ، اشک ، کالیگولا ، اقتصاد
برای یک دقیقه سکوت ، 30 ، مامان ِ خوشگل
برای علم و صنعت ، انصراف ، ... ، هم کلاسی ، جدایی
برای ملاقات بعد از سه سال ، تئاتر ، بیمارستان
برای بهار ، زمستان ، سیاست ، ابزورد
برای نجات دهنده ، بت ، مورچه هایی که پدرم را خوردند
برای آمریکا ، سوئیس ، قبرس ، مالزی
برای دلسوزی ، مسیج های جدید ، نیست شدن
برای تلخی ، سنگینی ، احساس تنهایی ، تحلیل شخصیت
برای دیوانه ، نارسیست ، خفه شو ، بی خوابی ، عقل
برای لوسَب ، بگذریم ، چی ، معرفت
برای اکو ، بستری ، ... ، خاله زنک ، غرور
برای گرامافون ، کافه قنادی ، پردیس ملت ، کافه ونک
برای سکوت ، زندگی ، لشکرکشی ، آه ، دامن
برای کاری نداری ، تق ، دیفالت
برای انسان کامل ، روح بزرگ ، حماقت ، آبرو ریزی
برای عشق اول و آخر ، باور ، آخرین تماس ، شماره ی رُند
برای عطر ، قلب ِ نداده ، گوشی ِ نخریده ، روز مادر ، تندیس
برای دوست دارم های نگفته ، عشق غیر مادی ، فوضولی
برای شماره های پاک شده ، دلتنگی دائم ، مرگ
برای نقس های به شماره افتاده ، مرگ ، مرگ ، مرگ
برای ....................
برای منی که بالاخره رفتم ، برای اویی که قبول کرد بگذرد


پ.ن : آنــکــه رخــســار ِ تــو را رنــگ ِ گــل و نــســریــن داد /// صــبــر و آرام تــوانــد بــه مــن ِ مــســکــیــن داد





از: بیمار خنده های تو

به ما گذشت نیک و بد ، اما تو روزگار
فکری به حال خویش کن این روزگار نیست

:(((((((((((((
۲۲ خرداد ۱۳۹۱

حریق خزان بود
همه برگها آتش سرخ ،
همه شاخه ها شعله ی زرد ،
درختان همه دود پیچان به تاراج باد ،
و بـــــرگـــــی کـــــــــه مــــــــــی ســــــوخـــــت ،
مـــــــــــی ریـــــــخــــت ،
مــــــــی مــــــــــــرد .
و جامی سزاوار چندین هزار آفرین ،
که ... دیدن ادامه » بر سنگ می خورد .

من از جنگل شعله ها می گذشتم .
غبار غروب ،
به روی درختان فرو می نشست .
و باد غریب ،
عبوس از بر شاخه ها می گذشت .
و سر در پی برگ ها می گذاشت .
فضا را صدای غم آلود برگی که فریاد می زد ،
و برگی که دشنام می داد ،
و برگی که پیغام گنگی به لب داشت ،
لبریز می کرد .
و در چشم برگی که خاموش خاموش می سوخت ،
نگاهی که نفرین به پاییز می کرد .

حریق خزان بود .
من از جنگل شعله ها می گذشتم .
هــــــــمـــــــه هـــســـتــــــی ام جــــنــــگــــلــــی شـــــعــــلــــه ور بــــود .
که توفان بی رحم اندوه ،
به هر سو که می خواست می تاخت ،
می کوفت ،
می زد ،
به تاراج می برد .
و جانی که چون برگ می سوخت ،
می ریخت ،
می مرد .
و جامی سزاوار نفرین که بر سنگ می خورد .

شب از جنگل شعله ها می گذشت .
حریق خزان بود و تاراج باد .
من آهسته در دود شب رو نهفتم ،
و در گوش برگی که خاموش می سوخت گفتم ؛
مسوز
این چنین گرم در خود مسوز .
مپیچ ؛
این چنین تلخ بر خود مپیچ .
که گر دست بیداد ِ تقدیر ِ کور
تو را می دواند به دنبال باد ،
مرا می دواند به دنبال هیچ


۰۳ مهر ۱۳۹۱

دیشب بالاخره اون دو تا تندیس افتخار دست بوسی ِ تو رو پیدا کردن
دیشب من بودم و سرافکندگی و سربه زیری
دیشب 40 دقیقه سرپا جلوی تئاتر شهر ایستادم تا تئاتر تموم بشه و تو از سالن تئاتر بیرون بیای
دیشب همه ی این مسائل رو دل حل کرد ( بگذار که دل حل کند این مسئله ها را )
دیشب من بودم و تو ایستگاه اشتباه پیاده شدن
دیشب من بودم و یه دنیا حرف و گله ی نگفته
دیشب تو با لبخند اومدی و من سر به زیر ، و تو با خنده رفتی موقع دیدن اون بسته ی آخر . و این چقدر خوبه . اینکه تو بخندی
دیشب جمال رویت ، تشبیه ِ ماه کردم / تو به ز ماه بودی ، من اشتباه کردم
دیشب ... دیدن ادامه » وقتی اون دو تندیس بسته بندی شده رو گذاشتم تو دستت ، فکر می کردی سنگینی مال اوناس ، نمی دونستی من یه دل ِ شکسته و یه قلب ِ بیمار رو هم تو اون بسته ها بهت دادم . سنگینی مال اونا بود

دیشب تو گفتی که دلیل این همه محبت رو نمی دونی ، هه ...
دلیلش اینه که ، یه نفر ، یکی رو از جان دوست داره ، از ته ِ قلب ، از جان ... بی منت ... بی توقع ...
نگو که نمی دونی ...

راستی دلیل این گریه ها رو چی ؟ اینا رو هم نمی دونی ؟

من اما ...
ندارم جز زبان ِ دل ، زبان ِ دل
دلی لبریز از مهر ِ تو ، ای با دوستی دشمن

:,(,,,,,,,,,,,,

۰۳ مهر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

خــــــــســــــــتــــــــه ام ...



هــمــچــون پــیــامــبــری کــه

در کــشــتــی ِ نــجــاتــش

گــوســالــه مــی پــرســتــنــد


پ.ن : جوانیم به سمند ِ شتاب می شد و از پی /// چو گرد در قدم ِ او دویدم و نرسیدم



از: بیمار خنده های تو


شعر من آتش پنهان من است
روز و شب شعله کشد بر جانم


۰۹ خرداد ۱۳۹۱
خــــــــســــــــتــــــــه ام ...



هــمــچــون پــیــامــبــری کــه

در کــشــتــی ِ نــجــاتــش

گــوســالــه مــی پــرســتــنــد

خیلی ... دیدن ادامه » خیلی خیلی عالی,محشره.مرسی
۱۳ خرداد ۱۳۹۱
@ فرناز خانم نوروزی عزیز ؛ شما خیلی لطف دارید . واقعا ازتون ممنونم که خط خطی های ناچیز منو میخونید و تعریف میکنید
دل منم برا شعرها و انتخاباتون تنگ شده . لطفا بیشتر بنویسید . مرسی
۱۳ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

و تــعــادل رنــگ بــاخــت

آنــگــاه کــه بــر مــلا شــد

امــواج ِ جــاری ِ بــیــن ِ مـن و تــــــــو




پ.ن : نشود فاش کسی آنچه میان مــــــــن و توست //// تا اشارات نظر نامه رسان مــــــــن و توست




از: بیمار خنده های تو


شعر من آتش پنهان من است
روز و شب شعله کشد بر جانم
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۱
من هم از دیدن شما خوشحال شدم جناب عابدی نسب,ولی حیف که افتخار هم نشینی با شما رو پیدا نکردم,امیدوارم در دیدار بعدی فرصت بیشتری برای هم کلامی با شما پیدا کنم.
۱۳ خرداد ۱۳۹۱
کم سعادتی من بوده . منم جدا امیدوارم که اولا فرصت دیدار مجدد پیش بیاد ، در ثانی افتخار هم کلامی با شما رو داشته باشم . چون اگرم افتخاری باشه که هست ، از آن منه
مرسی از لطفتون :)
۱۳ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سکوت

اشک

حسرت

و یک آه یخ زده روی لب


تا ساعت 5.5 صبح بیدار موندم و اون تندیس چوبی رو که میخواستم برا روز مادر به مامانش هدیه بدم ، تموم کردم . اما حتی حاضر نشد 5 دقیقه منو ببینه ...
.
.
اصلا دوست نداشتم اینجوری تموم شه ........ تموم شد ......... تموم شدم ...

پ.ن : مــن خــود بــه چــشــم ِ خــویــشــتــن دیــدم کــه جــانــم مــی رود


از: بیمار خنده های تو
ما هرچه دویدیم به مقصد نرسیدیم
از عشق به جز مزه ی تلخیش نچشیدیم
این دست منو دامنت ای عشق کجایی
یه عمره که ازعشق فقط قصه شنیدیم

ای بخت یه بار منو از انتظار تو زندگی درآر
فقط فقط یه بار واسه یه منتظر خبر خوش بیار

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱
سیدجان با تو بودن لیاقت می خواهد..
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱
@ فرزانه جان ؛ باشه . چشم ...
@ خانم نوروزی عزیز ؛ ممنون از همراهیتون . ببخشید که ناراحتتون کردم
@ آرش جان ؛ ممنون که هستی . کامنتت خلاقانه بود . مرسی عزیزم
@ حسام جان ؛ خدا نکنه عزیزم . ببخش دیگه :(
@ امیر جان ؛ جدا شرمندم ، همچین قصدی نداشتم . شایدم تو درست میگی ... دیدن ادامه » ولی جریان داره . ممنون از شعر قشنگ و راهنماییت رفیق
@ محمد مهدی عزیز ؛ تو لطف داری . جدا ممنون که هستی
@ نسترن خانم برنا ؛ ممنون از همراهی و راهنماییتون . ببخشید دیگه . ای روزگار ...
۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خــوشــحــال نــبــاش

حــالــم هــنــوز خــوب نــشــده

حــتــی قــابــلــیــت هــای مــردانــه هــم کــمــکــی بــه فــرامــوش کــردنــت نــکــرد

خـــوشــحــال نــبــاش

ســرزمــیــن عــشــق تــو راه فــراری نــدارد

امــا نــه

فــرامــوش کــن

خــوشــحــال بــاش

تــحــمــل ... دیدن ادامه » نــاراحــتــی ات را نــدارم

بــخــنــد

بــیــشــتــر بــخــنــد

خــودت خــوب مــیــدانــی کــه

بــیــمــار خــنــده هــای تــو ام

بــیــشــتــر بــخــنــد

بــیــشــتــر بــخــنــد


پ.ن 1 : منی که قرار بود یک تنه تمام غصه هایت را پرپر کنم حالا زیر بار نبودن هایت لــــِه شده ام ....

پ.ن 2 : دلتنگم آنچنان که اگر بینمت به کام // // خواهم که جاودانه بنالم به دامنت ( فریدون مشیری )

پ.ن 3 : پانزده روز گذشت و تو . . . . . .

باز نفس ها به شماره افتاده ،،،، مثل روزها ، مثل ساعت ها ، مثل دقیقه ها و مثل ثانیه ها

.
.
بــایــد بــرای تــقــویــمــم هــم عــصــا بــخــرم

از: یک عدد دل ِ تنگ
:)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))

بخند بخند :)

به به سید عزیز فکر کنم بعد از عید فطر این دومین نوشته اته...
بابا چشم ما به جمال نوشته هات روشن
۲۳ فروردین ۱۳۹۱
خواهش آرش عزیز . لطف داری شما
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱
مرسی امیر جان
۱۳ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رفتی


و
بعد از پنج سال هنوز روزه ی عشقت را باز نکرده ام

چه کفاره ای دارد اولین نگاهت . . .

از: خود
با تشکر از آرش رستمی عزیز
۱۰ شهریور ۱۳۹۰
مرسی خانم رستمی برای شعر زیباتون
از همه دوستان بی نهایت ممنونم که زیر پست من لایک زدن
۱۱ شهریور ۱۳۹۰
سلام میرباقری جان . بزرگواری . لطف میکنی . یا علی
۱۱ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم

شد شد ، اگر نشد دهنم را عوض کنم


گاهی برای خواندن یک شعر لازم است

روزی سه بار انجمنم را عوض کنم


از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده ام

آنگه ، مسیر آمدنم را عوض کنم


در ... دیدن ادامه » راه اگر به خانه ی یک دوست سر زدم

این بار شکل در زدنم را عوض کنم


وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من

باید که قیچی ِ چمنم را عوض کنم


پیراهنی به غیر غزل نیست در برم

گفتی که جامه ی کهنم را عوض کنم


دستی به جام باده و دستی به زلف یار

پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم ؟


شعرم ، اگر به زوق تو باید عوض شود

باید تمام آنچه منم را عوض کنم


دیگر زمانه شاهد ابیات زیر نیست

وقتی که شیوه ی کهنم را عوض کنم :


مرگا به من که با پَر طاووس عالمی

یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم


وقتی چراغ مه شکنم را شکسته اند

باید چراغ مه شکنم را عوض کنم


عمری به راه ِ نوبت ماشین نشسته ام

امروز می روم لگنم را عوض کنم


تا شاید اتفاق نیفتد از این به بعد

روزی هزار بار ، تنم را عوض کنم


با من برادران زنم خوب نیستند

باید برادران زنم را عوض کنم


دارد قطار عمر ، کجا می برد مرا ؟

یا رب عنایتی ، ترنم را عوض کنم


ور نه ز هول مرگ ، زمانی هزار بار

مجبور می شوم کفنم را عوض کنم





از: ناصر فیض
این بیت رو تقدیم میکنم به همه ی کسایی که به ایرانی بودنشون افتخار میکنن

مرگا به من که با پر طاووس عالمی

یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم
۱۳ تیر ۱۳۹۰
عالی بود کیف کردم
۱۳ تیر ۱۳۹۰
کاملا درسته احسان عزیز . ممنونم از شما و سایر دوستان
۱۴ تیر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دانی از زندگی چه می خواهم

من تو باشم ، تو ، پای تا سر تو

زندگی گر هزار باره بود

بار دیگر تو ، بار دیگر تو

از: فروغ
شعرای فروغ معرکه است,ممنون از انتخابتون
۱۶ خرداد ۱۳۹۰
زندگی گر هزار باره بود



بار دیگر تو، بار دیگر تو...
++
۱۶ خرداد ۱۳۹۰
ممنون که خوندید دوستان و خوشحالم که دوست داشتید
۱۷ خرداد ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام

ببخشید که مطلب خارج از موضوع رو تو این فضا مینویسم

درود به همه ی آبی اناری ها ، درود به طرفدارای بارسلونای بزرگ و لیونل مسی

قهرمانی بارسا رو به همه ی طرفدارای خوش سلیقه ش تبریک میگم .

به افتخارش هوراااااااااااااا

از: سید محمد عابدی نسب
میلاد مجرد، بهادر آذری، علی فرح راد و شبنم موتابی این را خواندند
سمیه زارع این را دوست دارد
دوست عزیز!
قهرمانیتون رو تبریک میگم و هیجانتون رو میفهمم!
ولی با توجه به فلسفه وجود دیوار(...نوشتن در موضوعات دیگر...) شمارو به رعایت بند دوم قوانین مندرج درستون سمت چپ دعوت میکنم
همیشه پیروز و خوشحال باشید
۰۹ خرداد ۱۳۹۰
ببینید بچه ها اونقدرا هم بی ربط نبود ، بالاخره سبک بازی بارسا رو بهش

میگن " تیکی تاکا " که اونم اسم یه تئاتر به کارگردانی " آتیلا پسیانی " که این روزا توی تالار ایرانشهر روی صحنه است و البته من اونو ندیدم و نمیدونم که این دو تا چه ربطی به هم دارن .

در هر ... دیدن ادامه » صورت ممنون از دوستانی که خوندن و نظر دادن و ما رو درک کردن و نکردن و ...
۱۰ خرداد ۱۳۹۰
:)
۱۰ خرداد ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید