تیوال | سید محمد عابدی نسب : تو چند روز گذشته مطالب دوستان دیواری رو در مورد ایام
S3 : 17:33:31
تو چند روز گذشته مطالب دوستان دیواری رو در مورد ایام محرم و صاحبش ، حالا به صورت شعر و متن ادبی و جمله ی قصار و قص علی هذا ، خوندیم و بعضا لذت بردیم و کمی تا قسمتی هم زیر بعضی از پستها نیمچه بحثی کردیم .

بیشتر نوشته ها نگاه آسیب شناسانه داشت به این قضیه ، که خیلی هم خوبه . اصلا نگاه آسیب شناسانه به همه چیز خوبه و این مورد هم از این قاعده مستثنی نیست . اصلا قصد ندارم تو این مطلب از هیچ کار اشتباهی دفاع کنم و اون رو توجیه کنم ، ولی این میون به نظرم یه سری مسائل نادیده گرفته شده ، یه کم لطفی هایی شده ، بعضی چیزا مورد غفلت قرار گرفتن و اما چند تا نکته :


@ دوستان چند بار روی دیوار این جمله رو از قول مرحوم شریعتی نوشتن که :
حسین بیشتر از آب، تشنه ی لبیک بود ، اما زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را...بی آبی معرفی کردند
اصلا کاری ندارم که این حرفو کی زده یا کِی زده ، ولی
کی و کجا فقط زخمهای تنش رو نشونمون دادن ؟
کی و کجا بزرگترین دردش رو بی آبی معرفی کردن ؟

از روزی که خیمه ی حسین برپا شده ، اسم حسین گره خورده به یه سری مفاهیم :
گره خورده به " هیهات من الذله " ، به مرگ باعزت بهتر از زندگی با ذلت است
گره خورده به اینکه فرموده من برای اصلاح دین جدم قیام میکنم
گره خورده به احیای امر به معروف و نهی از منکر
گره ... دیدن ادامه » خورده به نماز ، به نماز ظهر عاشورا زیر باران تیر
گره خورده به بی وفایی کوفیان و وفای یارانی که شب عاشورا گفتند اگر هزار بار کشته شویم و باز زنده شویم دست از یاریت بر نمیداریم ، به وفای عباس و امان نامه
گره خورده به وفا و ادب عباس در علقمه و ادب حر
گره خورده به انتخاب بین حق و باطل ؛ به سر دوراهی قرار گرفتن حر بین انتخاب بهشت و جهنم و سر دوراهی قرار گرفتن ابن زیاد بین حکومت ری و کشتن پسر پیغمبر
گره خورده به کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
گره خورده به اینکه ما وقتی میشنویم که پیغمبر فرموده : حسین از من است و من از حسین ، این " من از حسین " یعنی چه
گره خورده به سخن امام به لشکر ابن زیاد ، که شما شکم هایتان از حرام پر شده که حرف حق در شما کارگر نیست
گره خورده به " کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود "
گره خورده به پیروزی خون بر شمشیر ، به مفهوم ظالم و مظلوم ، حق و باطل و خیلی چیزای دیگه
حالا هی بگیم شریعتی گفته فلان !
زیر پست یکی از دوستان نوشتم ، سفره ی به این بزرگی و پرباری پهن شده ، حالا اگه ما دوست داریم فقط از یه نوع غذا بخوریم مقصر خودمونیم . نوشتم گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست ؟
فکر میکنم " خسرو گلسرخی " رو بیشتر دوستان کما بیش میشناسن . همون طور که خودش به صراحت اعلام میکنه یه < مارکسیست لنینیست ِ > . اگه فیلم یا متن دفاعیاتش در بیدادگاه شاه رو دیده یا خونده باشید می دونید که چقدر زیبا و جالب از تاثیری که از قیام حسین گرفته ، سخن میگه . و عجیب اینکه سخنش رو با جمله ای از امام حسین شروع میکنه ( در ادامه قسمتی از سخنانش که به بحث ما مربوطه رو می گذارم ، که بسیار پند آموز و عبرت آوره )

@ بعضی از دوستان به سوگواری های ظاهر مدار و سینه زدن و زنجیر زدن و سینه سرخ کردن خرده میگیرن و می فرمایند که این چیزا راه به جایی نمی برن .
اولا ؛ ببینید دوستان ، آدم های مختلف برداشت هاشون از یه چیزی خاص ، میزان برابری نداره . مثلا وقتی افرادی یه نمایشنامه یا رمان رو میخونن که لایه لایه نوشته شده ، یه عده فقط لایه ی اول یعنی داستان نمایش رو متوجه میشن و لذت میبرن یا نمیبرن . یه عده علاوه بر داستان ممکنه لایه دوم یعنی مثلا نگاه اجتماعی و سیاسی نویسنده رو هم دریافت کنن . عده ی دیگری ممکنه دیدگاه روانشناسی و جامعه شناسی تو اون نوشته رو هم درک کنن و عده ای ممکنه به طرز فکر فلسفی نویسنده هم واقف بشن . و این کاملا طبیعیه ، چون انسان ها با هم متفاوتند . و این اصلا بد نیست ، چه بسا خیلی هم خوب باشه که صاحب اثر تونسته طیف های مختلفی رو با خود و اثرش همراه کنه .
بلا تشبیه نسبت به عاشورا و قیام امام حسین هم این مسئله صدق میکنه . حالا من نمی دونم چرا دوستان مسئله رو پیچیده میکنن . چیزی که مهمه اینه که طیف های مختلفی همراه شدن و به اندازه ی خودشون از این ظرف برداشت میکنن

دوما ؛ خود مسئله ی حضور ! یه فیلم سینمایی تاریخی رو در نظر بگیرید . تشکلیل شده از مثلا بازیگران مختلف و زیاد با سطح اهمیت متفاوت چه از نظر حضور و چه کیفیت حضور . تعداد کمی نقش های اصلی رو بر عهده دارن ، تعداد بیشتری نقش های مکمل ، تعداد زیادی هنرور و تعداد بسیار زیادی سیاهی لشکر ند.
درسته که ارزش بازیگران اصلی از از درجات دیگر ذکر شده بیشتره ، اما هر کدوم از اونای دیگه هم اهمیت خودشون رو دارن به طوریکه اگه بخواهیم هر دسته رو حذف کنیم امکان ساختن اون فیلم با کیفیت مورد نظر دیگه وجود نداره .
حالا در مورد بحث خودمون فرض کنیم در طول این هزار و اندی سال ، فقط عده ی کمی که تمام و کمال فلسفه ی عاشورا رو درک کردن و عمل میکنند و در خفا گریه می کنند و در خفا عمل می کنند وجود داشتن ، آیا باز هم حسین ماندگار میشد ؟
به نظر من در ماندگاری حسین و مراسم عذایش همه تأثیر خودشون رو دارن ، حتی اونایی که به نظر دوستان عزاداری ظاهرمدارانه میکنند . حتی اونایی که به خاطر خوردن نذری و دیدن دوستانشون هیئت میرن . حتی اون لوطی های سابق که ده روز اول محرم خلاف رو تعطیل میکردن و حتی همین رپ های امروز که تو صف اول هیئت حاضرند
سوما ؛ هیچ مفهوم درست و عمیقی موندگار نمی مونه مگه اینکه تو یه ظرف ، قالب و ساختار درست ارائه بشه . اینکه فکر کنیم میشد پیام حسین و کربلا رو در ساختار دیگه ای غیر از این مراسم عذاداری ( البته از نوع درستش ) به گوش انسان های بعد رسوند کاملا اشتباهه کما اینکه میبینم تا به امروز توی همین قالب به خوبی به ما رسیده . و چقدر زیبا و بجا گفته هر کسی که گفته : عاشورا جلوه ی شاعرانه ی قران ِ
اما خوشحال میشم اگر دوستان نظر دیگری دارن و ساختار بهتری سراغ دارن ارائه کنن

@و بعضی دوستان از اینکه وعاظ طماع هر بار پیکر امام و یارانش رو برای گریه گرفتن تکه تکه میکنند ، گله میکنن
همون طور که گفتم قصد ندارم از هیچ کار اشتباهی دفاع کنم و خودم هم در کنار شما اون رو محکوم میکنم . بله ما هم از دست یه سری واعظ و مداح که میخوان با هر ادا و نمایشی گریه بگیرن شاکی هستیم ولی از اون طرف هم نباید انتظار داشته باشیم که بیان بگن که تو کربلا همه چی آروم بوده و گل و بلبل . بالاخره جنایات فجیعی اتفاق افتاده . و همه ی اون حرفا در حین گفتن از این دردها منتقل میشه . یه بار دیگه نظر شما رو به مسئله ی ساختار جلب میکنم . اگه همه ی تفکر و فلسفه و اهداف عاشورا در قالب یه سری " شعار "و نوشته به ما تحویل داده بشه اونوقت خودتون در مورد موندگاری و تاثیرش قضاوت کنید .
همون طور که هیچ کدوم از ما ، تئاتر و فیلم یا هر اثر هنری شعار زده ای رو پس میزنیم و ازش استقبال نمیکنیم


اما از خسرو گلسرخی گفتم به دو دلیل . اول اینکه مثالی برا قسمت اول بحثم آورده باشم . و دیگه اینکه چند روز قبل دیدم یکی از دوستان که از قضا تفکرات کمونیستی داره ( کاملا قابل احترامه عقاید هر کسی ) و اتفاقا ارادت و علاقه ی خاصی هم به خسرو گلسرخی داره ، شعری روی دیوار نوشت در مورد مفهوم شهادت و وصیت نامه و خوش خدمتی و از این حرفا و تعداد زیادی از دوستان هم از این شعر استقبال کردن که واقعا متأسف شدم هر چند که نظر همه محترمه . ( البته امیدوارم منظور این دوستمون رو اشتباه متوجه شده باشم یا فقط با بچه های تفحص بوده باشه )
اما من خطابم به اون دوستمون نیست چون ازش انتظاری ندارم ، بالاخره نوع نگاه این ایدئولوژی به خدا و آخرت و زندگی و مرگ رو تا حدودی میدونم ، ولی من تعجب میکنم از دوستانی که صحبت از هدف و فلسفه و تفکر عاشورا میکنند ولی از این طرف ... . آخه یک بام و دو هوا ؟؟!!
اگر یه سری جوون از کوچه پس کوچه های این خاک ، با تأسی از مکتب عاشورا رفتن و جونشون رو برا وطن و عقیده شون گذاشتن ، تا یه ترکمن چای و گلستان دیگه تکرار نشه ، تا جداشدن یه جای دیگه مثل بحرین و افغانستان رو دستمون باد نکنه ، تا یه بار دیگه عرق شرم و خفت به پیشونی ِ ایران و ایرونی نشینه ، تا جلوگیری کنن از یه تحقیر تاریخی ِ دیگه ، این شایسته ی تحسین ه یا سزوار نکوهش ؟؟؟ چرا دلخوری های سیاسی رو با همه چیز قاطی میکنیم ؟
اصلا میگیم که فقط در مورد بچه های تفحص بوده ، باشه . درک اینکه هنوز یه سری " مادر " ( الهی قربون این واژه برم ) هستن که منتظر بچه هاشون هستن ... منتظر خبری ... اثری ، هستن واقعا اینقدر سخته ؟ یعنی آهای مادر که ام البنین وار ، بچه تو فرستادی ، غم بخور که یوسف گمگشته باز نیاید به کنعان
درکش اینقدر سخته که ما این کارو بزاریم به حساب خوش خدمتی و اینکه اگه مردیم بلکه اسممون بره سر ِ یه کوچه ؟
بابا ای ولا ، خیلی کارتون درسته ، حاشا ......

حرف زیاده ولی خدا کنه من برداشتم اشتباه بوده باشه ، ولی حداقلش اینه که من یه کم از حرفام رو که قرار بود از مهر ماه ، حضوری به دو تا از دوستان عزیز ضدجنگم بگم ، نوشتم اینجا :)

نمیخوام جسارت کنم و تعیین تکلیف کنم ، اما خیلی خوشحال تر میشم اگه دوستان به جای خواندم و خدای ناکرده لایک ، نظر بزارن ولو در حد یک جمله . اما در هر صورت دوستان صاحب اختیارن . ممنون و ببخشید ...

قسمتی از دفاعیات خســـــــرو گلســــــــرخی

ان الحیاه عقیده والجهاد. سخنم را با گفته‌ای از مولا حسین، شهید بزرگ خلق‌های خاورمیانه آغاز می‌کنم. من که یک مارکسیست لنینیست هستم، برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم.

من در این دادگاه برای جانم چانه نمی‌زنم، و حتی برای عمرم. من قطره‌ای ناچیز از عظمت و حرمان خلق‌های مبارز ایران هستم. خلقی که مزدک‌ها و مازیارها و بابک‌ها، یعقوب لیث‌ها، ستار‌ها و حیدر عموغلی‌ها، پسیان‌ها و میرزاکوچک‌ها، ارانی‌ها و روزبه‌ها و وارطان‌ها را داشته است. آری من برای جانم چانه نمی‌زنم، چرا که فرزند خلقی مبارز و دلاور هستم.

از اسلام سخنم را آغاز کردم. اسلام حقیقی در ایران همواره دین خود را به جنبش‌های رهایی‌بخش ایران پرداخته است. سید عبداله بهبهانی‌ها، شیخ محمد خیابانی‌ها، نمودار صادق این جنبش‌ها هستند. و امروز نیز اسلام حقیقی دین خود را به جنبش‌های آزادی‌بخش ملی ایران ادا می‌کند. هنگامی که مارکس می گوید: «در یک جامعه طبقاتی، ثروت در سویی انباشته می‌شود و فقر و گرسنگی و فلاکت در سوی دیگر، در حالی که مولد ثروت طبقه محروم است» و مولا علی می‌گوید: «قصری بر پا نمی‌شود، مگر آنکه هزاران نفر فقیر گردند»، نزدیکی‌های بسیاری وجود دارد. چنین است که می‌توان در تاریخ، از مولا علی به عنوان نخستین سوسیالیست جهان نام برد و نیز از سلمان فارسی‌ها و ابوذر غفاری‌ها. زندگی مولا حسین نمودار زندگی اکنونی ماست که جان بر کف، برای خلق‌های محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می‌شویم. او در اقلیت بود و یزید، بارگاه، قشون، حکومت، قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هر چند یزید گوشه‌ای از تاریخ را اشغال کرد، ولی آنچه که در تداوم تاریخ تکرار شد، راه مولا حسین و پایداری او بود، نه حکومت یزید. آنچه را که خلق‌ها تکرار کردند و می‌کنند، راه مولا حسین است. بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی به عنوان یک روبنا قابل توجیه است و ما نیز چنین اسلامی را، اسلام حسینی را و اسلام مولا علی را تأیید می‌کنیم.

متن ... دیدن ادامه » کامل رو میتونید از آدرس زیر مطالعه کنید
http://ghiasabadi.com/golesorkhi.html
۲۰ آذر ۱۳۹۰
درود سید محمد عزیز

منتظر متنت بودم .خواندم و راجع به قسمت هایی که به من و نوشته ی من مربوط میشد برات مینویسم :

نوشتی از گره خوردن ها ...از فهم ها ..از درک ها

نوشتی و من بهت میگم که آره .نوشتن از خوبی ها لذت بخشه ..اما کدوم یک ازین گره ها رو در جامعه ایران میبینی ؟ جز اینکه تمام این گره ها در نوشتن خلاصه شده ؟
اره ...جوونها مینویسن از دکتر شریعتی که زخم های تنش رو نشون دادن و من هم موافقم با این جمله ...

چون ... دیدن ادامه » چیزیه که داریم در جامعه میبینیم .من در منطقه ای زندگی میکنم که پایه ی شیعه و مسائل دینی هست در تهران .وقتی میبینم در این منطقه و در مجالس ماه محرم چه حرفهایی گفته میشه ... و چه کسایی برای این چنین دروغ هایی غش میکنن اره من به حرف میام ... من میام مینویسم از محرمی که نشناختیم ... از حسینی که آزادمرد بود ...
بزرگترین درد رو بی آبی معرفی کردن یعنی که تو اکثر مجالس ماه محرم فقط گیر روی فریاد العطش بچه های امام حسین باشه ...
اما کسی ندونه هدف از قیام چی بود !!!
من تک و توک دیدم که توی یک مجلسی سخنرانی بیاد که واقعا از اسلام ناب ّ محمدی صحبت کنه .به دور از مذهب ... از اسلام بگه .
نوشتی که بالاخره جنایات فجیعی اتفاق افتاده و نباید بگیم گل و بلبل بوده ...اره درسته ولی چجوری گفتنش مهمه !

وقتی که ما قیام به اون بزرگی رو در حد تشنگی میاریم پایین برای آزادمردهایی که اصلا مشکلشون تشنگی نبوده ... فکر میکنی که چی باید فکر کنیم در موردشون ؟

وقتی که ما تو کشوری زندگی میکنیم که حتی تو ولادت ها هم برای امام حسین گریه میکنن چه انتظاری باید داشته باشیم که مردم حسینی باشن ؟

همه این روزها میگن یا حسین ...ولی کاشکی نقطه شو برمیداشتیم و میشدیم با حسین !
فقط حرف نمیزدیم ...

راجع به حضور اقشار مختلف مردم هم هیچ نظری ندارم ...

چون در این مورد نمیشه به طور مطلق اظهار نظر کرد .یکی هزارتا خلاف میکنه ولی به حرمت ماه محرم آدم میشه حداقل اون یک ماه رو ولی یکی نه به قصد های بدی میاد توی دسته و یا مجلس ها

نمیدونم سید محمد عزیز ... صحبت در مورد مباحث دینی نیازمند بحث حضوری هست و مطمئنا کلام قادر به توصیف هدف و نیت ما نیست ...
چون هرکسی از دیدگاه خودش مطلب رو میخونه ...

اما با اکثر نوشته های دوستان موافق بودم طی این چند روز به جز مطالبی که راجع به شهیدان نوشته شده که من قبول نمیکنم اینگونه ربط دادن ها رو
شهیدای اون موقع واقعا آزادمرد بودن اکثرشون .

بازم مرسی که حرفهاتو نوشتی و ببخشید اگه در جایی از نظرم ناخواسته حرف بدی زدم .

و تمام حرفم هم به صورت چکیده راجع به مجالس امام حسین در کامنت بعدی میذارم برات
۲۰ آذر ۱۳۹۰

وقتی که حسین را تو " سین " می خوانی !

در تعزیه ، روضه ی حزین می خوانی

یعنی که حماسه را غلط می فهمی

وقتی که ز کوه اینچنین می خوانی...


"رضا ... دیدن ادامه » اسماعیلی "
۲۰ آذر ۱۳۹۰
سید محمد جان اگر اینجا راجع به مسائل فلسفی نوشته بشه به نظرت خوبه؟ در مورد مسائل ورزشی چی؟ البته من با دوستانی که به صورت شعر و یا یک هنر و یا دلنوشته چیزی رو اینچا می نویسند مشکلی ندارم اما عقاید اینجا متفاوته و هر کسی عقاید خودش رو داره و عقاید شما محترم ... دیدن ادامه » ولی به نظرم بهتره اینجا مسائل دینی و غیر دینی کمتر مطرح بشه. حداقل به صورت بحث چون جای اینگونه بحثها اینجا نیست. البته جسارتا...
۲۰ آذر ۱۳۹۰
هر جا که علم به پایان برسد مذهب اغاز میشود. کارل مارکس
۲۰ آذر ۱۳۹۰
درود سید عزیزم
۲۰ آذر ۱۳۹۰
نظر جناب مساوات رو خیلی خیلی میپسندم :)
۲۰ آذر ۱۳۹۰
اول مسعود محمدی عزیز ، چون زنده باد مخالف من

مسعود جان من مخلص خودت و نظرت هستم . نظرت رو چشمم داداش . ولی
اتفاقا من موافق بحث فلسفی هستم ، چون یه چیزی یاد میگیریم و همچین بی ارتباط با مسئله ی هنر نیست . همیشه هنر ظرف مناسبی بوده برای ابراز عقاید فلسفی ... دیدن ادامه » .
اما ورزش ، هرگز . هرچند من اولین یادگاریم رو دیوار یه تبریک ورزشی بود ( ببخشید دیگه ، روم به دیوار )

خودت خوب میدونی من اهل یادگاری نوشتن رو دیوار نیستم ، حالا خوب یا بد . یعنی از بهمن 88 تا حالا از من غیر از 4 تا یادگاری رو دیوار چیزی جز نظر در مورد تئاترهای تماشا کرده چیزی پیدا نمیکنید . میگی نه رو اسمم کلیک کن
در مورد بحث دینی فعلی هم ، چون تو این مدت بچه ها مطالب زیادی در این مورد نوشتن ، لازم دیدم یه سری حرف هایی بزنم . امیدوارم دیگران دیگه ننویسن تا منم جواب ندم . وگرنه من با تو موافقم . مخلص ترین تم
۲۰ آذر ۱۳۹۰
سید محمد جان درست می گی عزیز شما کم یادگاری می گذارید من منظورم تمام دوستانی بود که مطالب دینی گذاشته اند... هرچند خطابم به شما بود... البته اگر روی دیوار یک مطلب ضد دینی گذاشته شود فورا صدای دوستان بلند خواهد شد. ولی دوستان به هیچ وجه رعایت نمی کنند و من ... دیدن ادامه » از این جهت بر تمامی دوستان نقد دارم. مطالب فلسفی هم معمولا صبغه دینی خواهند داشت مثلا بحث خدا و آخرت همه فلسفی هستند... البته اگر مطلبی حتی دینی یا غیر دینی به صورت هنری باشد من به شخصه مشکلی ندارم فقط باید رد پای هنر در آن مشهود باشد
۲۰ آذر ۱۳۹۰
خواندمت سید عزیز

خیلی خوب و بدون تعصب خاصی نوشته بودی و بسیار رسا و قابل درک بود

همه چیز رو بیان کردی دیگه جای سخن اضافه ای نمی مونه

سپاس ار توجهت و وقتی که گذاشتی
۲۱ آذر ۱۳۹۰
خانم نیلوفر ظفری عزیز . برای شما هم زنده باد مخالف من سر میدهم

ممنونتم که خوندی و جواب دادی

اما اول یه مسئله ی کلی رو بنویسم که حتی همین الان هم به آن معتقدم :
همه ی این ایراد ها و آسیب هایی که در طول این روزا بچه ها بهش اشاره کردن و نکردن و اونایی که شما و امیر مساوات عزیز الان بهش اشاره کردید ، رو در برابر عظمت اصل قضیه یعنی ؛ خود قیام و هدف و کارکردش ، مثل کف های سطح آب دریا به خود دریا می دونم ، یا مثل یه تفاله ی کوچک که روی یه لیوان چای لب سوز لب دوز لب ریز به این طرف اون طرف میره ، می دونم . خوبه که اون کف ها و اون تفاله رو ببینیم و به فکر برطرف کردنش باشیم ، اما خوب نیست که نسبت به اصل دریا و لیوان چای دچار اشتباه و غفلت بشیم .
قبل از پرداختن به مسائلی که مطرح کردی یه سوال میکنم ، که خیلی مهمه :

کارکرد و ثمره ی اصلی ، تکرار میکنم اصلی ِ قیام امام حسین چیست ؟؟؟
خواهش ... دیدن ادامه » میکنم دقت کن ، دقیقا چیزی که مورد غفلت واقع شده همینه ، هرچند جوابتو قبلا زیر پست خودت خوندم اما من جواب مورد نظر خودمو میدم :
زنده نگه داشتن دین ، یا بهتر بگم دین واقعی ، ( فعلا کاری ندارم که چقدر عمل میشه یا نه ) همون طور که در اصل متن پست هم گفتم ؛ وقتی پیامبر می فرماید : حسین از من است و من از حسین ، این " من از حسین " یعنی چه ؟ مگر نه اینکه یعنی بقای نام من و دین من به خاطر توست حسین ؟ چه در آن زمان و چه در اعصار بعد ؟
در واقع ماه محرم و صفر به خاطر مناسبت ها و مراسم مربوط به آن و تا حدودی ماه رمضان ، باعث رنــــــــسانـــــــس اســـــــلامـــــــی میشه ( باززایی ، هر چند شاید تعبیر چندان مناسبی نباشه ) . یعنی هر سال این ماه ها و به تبع آن این مراسم ها ، دستاویزی هستند تا دین و اصول دینی زنده بمانند . و مثلا به ما برسند . و این مسئله ای ه که ناخودآگاه داره اتفاق میفته و منتقل میشه . می دونم که مسئله ی دین ، دغدغه ی توئه ولی شاید باز امیر مساوات که سعادت نداشتم از نزدیک باهاش آشنا بشم و کمتر به طرز فکرش آشنام ، باز بپرسه که چی ؟
؟ چه بهره ای می بریم از دین و به چه قیمت ؟
اما همین جا استفاده کنم و تا از بحث دور نشدم ، گفته بودی ما مردم آخرالزمانیم و نه پیامبری دیده ایم و نه امامی و ...
اتفاقا به نظرم این یه امتیازه ، این که ما بدون اینکه پیامبر و امام و معجزه ای ببینیم حتی همین حد از ایمان رو داریم خودش عالیه .
مگه اونایی که دیدن چه گلی به سرشون زدن ؟ مگه نه اینکه قوم صالح از او خواستن برای تأیید نبوتش معجزه ای نشون بده و تعیین کردن که شتری از دل کوه بیرون بیار و وقتی او این معجزه را نشان داد ، آن شتر را نکشتند و صالح را جادوگر و کذاب و دیوانه نخواندند ؟ و پیامبران و امامان دیگر
و این است کارکرد عاشورا ، که ما ندیدیم و ایمانمان قوی تر است از آنان که دیده اند
اما در مورد حرف شریعتی و گره ها. خواهش دارم که یه خورده به بعضی از مسائل دقت کن . و اصلا من مثال گلسرخی رو به همین خاطر زدم که ظاهرا بهش توجه نکردی . اولا ببین شریعتی کی این حرف رو زده ؟ و من همون طور که گفتم گره ها از اول بوده و همیشه هم بوده . این العطش ها و مسائل دیگه هم از قدیم بوده و شاید بعضی چیزا در قدیم بیشتر از حالا هم بوده ، مثل الم و تمثال و قمه زنی و ... و الان هم متناسب با خودش ، آسیب های دیگه بیشتر شده . وقتی درست در همون دوره ی شریعتی خسرو گلسرخی که یک مارکسیست بوده ، از میان این همه العطش و شکم چرانی و ... دم از اسلام اصیل میزند ، و دم از راه مولا حسین ، یعنی چه ؟ چرا یک مارکسیست فهمید درد اصلیش تشنگی نبوده ولی ماها نمی فهمیم ؟ ای بابا
یه خورده باید چشمهامون رو باز کنیم ؟
وقتی این همه جوون ، چه در جریان انقلاب 57 و چه در جریان جنگ ، از مکتب حسین پیروی کردن ، باز هم بگیم بزرگترین مشکلش رو تشنگی معرفی کردن ؟ باز هم میگی این حرفا در نوشتن خلاصه شده ؟ اتفاقا اونا نقطه شو برداشتن و شدن با حسین
اما همین زمانه ی خودمون ، وقتی جنوب لبنان بعد از 22 سال با شعار لبیک یا حسین آزاد میشه و با شعار لبیک یا حسین از دوباره اشغال شدن نجات پیدا میکنه ، بازم بگیم اینا همش نوشته س و فقط العطش رو ببینیم ؟ نگو اینا رو نشنیدم که باورم نمیشه
بازم ازت ممنونم و منم عذر میخوام اگه جسارتی کردم ناخواسته . ایشالا فرصتی بشه برای بحث حضوری . سپاس

۲۱ آذر ۱۳۹۰
@ عباس جان حکیم قدس : داداش ممنونم که خوندی . ولی کاش به جای این نقل قولا از خودت مینوشتی رفیق . ما فقط با هم اختلاف عقیده داریم وگرنه اگه قابل بدونی رفیقیم > مخلص

@ کهبد عزیز : درود بر تو عزیز دل . داداش ما خاک پای هر چی آدم بامرامه هم هستیم . ممنون که خوندی ... دیدن ادامه »

@ حسنا جان : درود بر تو مهربون . خودت می دونی که ارادتمندیم . ممنون که وقت گذاشتی و خوندی

@ مسعود جان : دستای من به علامت تسلیم بالاست > مخلص

@ آرش عزیزم : من ارادتمند پسر نیک دیوار هم هستم . من ازت ممنونم که خوندی رفیق . سپاس
۲۱ آذر ۱۳۹۰
بسیار عالی و مفید بود حرف های دوستان
اینکه دوستان هر نظر و عقیده ای در زمینه های متفاوت رو بوسیله هنر ارائه کنند کاملا جای تقدیر داره حتی اکر مخالف با عقیده ما باشه و ما میتونیم با خوندن مطالب از این دست با جمع بندی و بشتوانه فکری خودمون تصمیم و نتیجه ... دیدن ادامه » کیری "شخصی" (نه جامع) در هر زمینه ای داشته باشیم
بحث مهم دیکه در مورد احترام به عقاید دیکران این که هر حرفی رو دوست داریم بزنیم بعد با یه ببخشید سر و تهش رو به هم بیاریم سعی کنیم با رفتارهایی از این قبیل خودمونو کول نزنیم
و این که این مباحث در این فضا نمی کنجه و احتیاج به فضایی حضوری داره در نتیجه از بحث هایی که فکر می کنیم از این فضا خارج رو مطرح نکنیم
۲۱ آذر ۱۳۹۰
سلام امیر مساوات عزیز

بی نهایت ممنونم که وقت گذاشتی و خوندی و بیشتر از اون به خاطر جوابت تشکر میکنم . همیشه از هم کلامی با تو لذت میبرم و یاد میگیرم

همون طور که در جواب خانم ظفری نوشتم ، به نظر من نسبت زیبایی های این مسئله به زشتی هاش دقیقا برعکس اون ... دیدن ادامه » چیزیه که شما میفرمایید و با شما موافق نیستم .
شما میگید با 100 سال و 50 سال گذشته مقایسه کنم . چشم . این آسیب ها همیشه بوده و هست و چیزی که مهمه اینه که متناسب با زمان و شایط جامعه تغییر میکنه . قبلا هم چیزایی بیشتر بوده که الان کمتره و الان چیزایی زیاده که شاید اصلا در گذشته نبوده .
من نظرم رو در مورد کارکرد اصلی این قیام در جواب نیلوفر عزیز دادم و تکرار میکنم ، بقای دین کارکرد اصلیه این واقعه است
اگه اجازه بدی اصل جوابم رو فردا برات می نویسم . قصد جسارت ندارم ، فقط میخوام ، چیزی که مینویسم حق مطلب رو ادا کنه . بازم ازت ممنونم
۲۱ آذر ۱۳۹۰
حسین کریمی عزیز . ممنون که وقت گذاشتی و خوندی و ممنون بابت نظرت عزیزم .
اما اگه منظورت ببخشید آخر پست منه ، من در مورد عقاید دیگران گفتم که مورد احترامه ، اما همون طور که همیشه گفتم این دلیل نمیشه که بحث و اظهار نظر نکنم . اون ببخشید هم به خاطر بند آخر حرفام ... دیدن ادامه » در مورد خوندن و نظر گذاشتن بود ولاغیر

در مورد اینکه این مبحث در اینجا نمیگنجه هم با تو و مسعود موافقم ولی دلیل نوشتنش رو هم در جواب مسعود عزیز نوشتم . بازم ممنون
۲۱ آذر ۱۳۹۰
سید محمدجان همه مطالب خسرو گلسرخی را بخوانیم و در نظر بگیریم .
۲۱ آذر ۱۳۹۰
ممنون جناب عابدی نسب که مطالب منحصر به یک موضوع را در این مجموعه پیگیری کرده و در انتهااز مَنظَر خود مورد بررسی و تحلیل قرار دادی !
فقط بحث های اینچنینی در فضای مجازی و در شرایط موجود آنچنان که باید امکان پذیر نیست و بهتره در حضور و در سایه ی گفتگوی رو ... دیدن ادامه » در رو به بحث و استدلال گذاشته بشه .
۲۱ آذر ۱۳۹۰
درود سید محمد عزیز

بحث حضوری رو مناسب تر میبینم .چون فضای دیوار و قوانینش اجازه زدن خیلی از حرف ها رو نمیده و من هم تابع قوانین سایت هستم .

سپاس
۲۱ آذر ۱۳۹۰
با احترام به نظرات و صحبت های تمامی دوستان ...

وقتی صحبت از "فلسفه ی [هر چیزی]" میشه با یک معنا و مفهوم وسیع و گسترده و بسیط روبرو هستیم که هر کسی بسته به مذاق خودش، انتظارتش و سلیقه ی فکری که داره برداشتی از اون خواهد داشت
مثل همون داستان فیل مثنوی مولانا که توی تاریکی که افراد فقط میتونستن لمسش کنن، هر کسی یه برداشتی متناسب با ذهنیات خودش داشت
بنابراین "فلسفه ی [هر چیزی]" یک کلی گویی بیشتر نیست و افراد هنگامی که در مورد همچین چیزی میخوان صحبت کنن و یا حتی بحث و مجادله کنن باید حدود و ثغوری واسه ی خودشون تعیین کنن ... چرا که اگر ابتداٌ تعریفاتی صورت نگیره و فرضیات اولیه در یک بحث از طرف دو طرف مباحثه مشخص نشه میبینید گاهی صحبت و بحث، جز مجادله و جدل و حتی گاهی سفسطه به جایی نمیرسه
***
در مورد "فلسفه ی عاشورا" و قیام حسین بن علی هم وضعیت به همون منوالی هست که در بالا توضیح داده شد ... یعنی هر کسی بسته به مذاق، ایده ها، دیدگاه ها و نیازهای فکری خودش میخواد یه برداشتی کنه و صاحب یک درجه از فهمی بشه
اینکه هر کسی دنبال چیه، دیگه چیزی نیست که من یا کس دیگه ای بتونه اونو مشخص کنه ... یعنی مثلا شما نمی تونین برای اون جوونی که روز عاشورا رو دوس داره صرفا به خاطر فراوانی نعمت دختربازی مذمت کنین چون از اون مفهوم بسیط و وسیع "فلسفه ی عاشورا" صرفا اینو فهمیده که بره توی خیابون و اوضاع درهم برهم استفاده کنه
یا مثلا شما نمی تونین یقه فلان حاج آقا رو بچسبین که چرا با خون حسین داره واسه ده شب چند میلیون تومن پول بی زبون رو میزنه به جیب و حتی بالاتر از اون شما نمی تونین به فلان مقام ایراد بگیرین که چرا فلسفه ی عاشورا براش یه کسب مشروعیت زورکی بیشتر نیست!
همه ... دیدن ادامه » این «««نمی تونین هایی»»» که گفتم وقتی مورد وثوق نیست که شما قبلش تعاریف خودتون رو از همون مفهوم بسیط یعنی "فلسفه ی عاشورا" مشخص کنید و مثلا بگید از نظر من فلسفه ی عاشورا این میتونه باشه و اونوقت بعد از طی این مقدمات هست که شما می تونید ایراد بگیرید ...

مثلا در مورد خودم ... من همیشه دنبال یه کتاب و نوشته و جزوه ای بودم که با یکی دید جامع و کامل و بر پایه ی علم جامعه شناسی و روانشناسی توده ها، و البته و صد البته به دور از هرگونه حب و بغض! بیاد واقعه کربلا رو موشکافی کنه ... این واقعه هر قدر مقدس، به عنوان یک پدیده ی تاریخی می تونه زیر ذره بین علوم انسانی قرار بگیره ...
مسلما این واقعه ی تاریخی فقط و فقط علتش اون چیزی نبود که از حسین بن علی برای ما بازگو کردن که «من برای احیای دین جدم رسول خدا قیام کردم» . مسلما هزاران دلایل دیگه هم داشته
در این راستا فقط به دو تا کتاب رسیدم ...
1. حماسه حسینی / مرتضی مطهری : که بیشتر میشه اسمش رو گذاشت انتقادات یک واعظ به یک سری مداح و نوحه خوان صفوی!
2. جامعه شناسی قیام کربلا / عماد الدین باقی: که یک جزوه ی 60-70 صفحه ای هست که بیچاره نویسنده اش به دلایل نامعلوم حرفش رو در هزاران لفافه بیان کرده!
از دوستان هر کسی کتابی در این زمینه میشناسه لطف کنه به من معرفی کنه ...

۲۱ آذر ۱۳۹۰
پیام عزیز خوندن کتاب امام حسین از زین العابدین رهنما رو بهت پیشنهاد میدم
۲۱ آذر ۱۳۹۰
و سید محمد عزیز این رو هم بگم که :

من یک آدم عادی ام .معمولی تر از اون چیزی که فکرشو بکنی .. و ادعایی هم تو هیچ زمینه ای حتی تو نوشتن ندارم ...
من اصلا سر از کمونیست و مارکسیست و اینا در نمیارم ....
من عادی ام و از دید یک آدم عادی جامعه رو نگاه میکنم ... و از دید یک آدم عادی نقدش میکنم ...
همین ....!!

قیام لبنان ب مسائل کشور ما هیچ ربطی نداره !!

من ... دیدن ادامه » در متن خودم مشکلات مردم خودم رو نقد کردم و نه لبنان !!

یا حق ..
۲۱ آذر ۱۳۹۰
راستی یه چیز دیگه :


من با همین متن هایی که تو تفاله چای خوندیش ...خیلی ها رو متوجه قیام عاشورا و معنی قیام کردم !!!


فقط خواستم در اطلاع باشی ...


همیشه ... دیدن ادامه » همه چیز نیاز به فلسفه نداره ..گاهی یه تلنگر ساده خیلی ها رو متوجه مسئله میکنه ...

در مورد مردم آخر الزمان هم این حدیثی بود از پیامبر اکرم که گفتند راجع به مردم آخر الزمان که نه پیامبرشان را دیده اند و نه امامشان را و تنها به واسطه ی آنچه که به آنان رسیده ایمان آورده اند
۲۱ آذر ۱۳۹۰
@نیلوفر: آیا این کتابی که معرفی کردید دقیقا همونی هست که میخوام ؟! یعنی کاملا به دور از حب و بغض ؟ و با یک دید علمی جامعه شناسانه ؟
۲۱ آذر ۱۳۹۰
موافقتم رو با نظر جناب مساوات اعلام میکنم


@پیام عزیز : پیام جان این کتاب از نظر من بدون حب و بغض نوشته شده و تنها بر اساس مستندات واقعی ..تاکید میکنم واقعی ! واقعه ی عاشورا و کلا زندگانی امام حسین رو تعریف کرده ...

آقای رهنما کتاب دیگری هم با نام "پیامبر ... دیدن ادامه » " دارند که اون هم ارزش چدین بار خوندن رو داره ..
۲۱ آذر ۱۳۹۰
@نیلوفر: ممنون از معرفی کتاب ها

@امیر: ممنون دوست عزیز ... اما محمد بن جریر طبری توی تاریخ 17 جلدیش یک وقایع نگاری صِرف انجام داده ... یه چیزی مثل دفتر یادگاری ... تحلیلی نیست ... از رجوع به اون هیچوقت چیزی عایدم نشد، جز یک سری واقعه با تاریخ وقوع ... البته مفدی ... دیدن ادامه » میبود به شرطی که خودم عالم به تمام جوانب علوم انسانی از جمله جامعه شناسی میبودم ... به هر حال مرسی :)
۲۲ آذر ۱۳۹۰
ظلم ست ، مگو تشنه ی آب ست این مرد

از فرط عطش ، به پیچ و تاب ست این مرد

این غیرت سرخ ، وارث دریاهـــاست

پیغمبر آب و آفتاب ست این مـــــــــرد


"رضا اسماعیلی "
۲۲ آذر ۱۳۹۰
سلام..
میدونید قضیه مثل چیه..؟ دیالوگ پرستویی تو فیلم مارمولک که به تعداد هر انسانی راهی است رسیدن به خدا..
هرکس به نظر من امام حسین و در دید خودش شناخته و میشناسه..
بحثو فلسفی نمیکنم..
فقط میگم درد ما دوری از قرآن.. اگه قرآنو بفهمیم خیلی راحت درک میکنیم ... دیدن ادامه » همه چیزو..
مطالب تمامی دوستان عالی بود و ممنون از پست خوبتون سید..
۲۳ آذر ۱۳۹۰
درود بر همه ی دوستان . بی نهایت شرمنده ام که با این همه تاخیر نوشته های دوستان رو میخونم و جواب میدم . واقعا عذر میخوام . بخصوص از امیر مساوات عزیز که وعده کرده بودم دو روز پیش جواب کامنت اولشون رو بدم . واقعا این دو سه روز گرفتار شدم و نتونستم به پستم و دیوار ... دیدن ادامه » سر بزنم . خراب شدن اینترنت هم مزید بر علت شد و الآن هم با دیال آپ اومدم .
روم سیاه
۲۳ آذر ۱۳۹۰
به خدا هر چی می نویسم ثبت نمیشه ، نمی دونم چرا ، شاید به خاطر این اینترنت لعنتی ه
۲۴ آذر ۱۳۹۰
کار مرام و مسلک سید محمد عابدی نسب از نوع بهترین های روزگار ماست جناب مساوات !
۲۵ آذر ۱۳۹۰
امیر عزیز ، ممنونم از لطفت رفیق . شرمندم میکنی . خوشبختانه دعات مستجاب شدو اینترنتم درست شد :)

خانم اصغر نژاد گرامی ، ممنون از تعریف تون . بخدا الآنه که آب بشم برم زیر زمین . ممنون از لطف همیشگی تون ، سایه تون مستدام
۲۵ آذر ۱۳۹۰
درود بر امیر جان مساوات عزیز ، بازم معذرت
با اجازه میخوام جواب دو کامنتت رو به صورت مجزا بنویسم . یعنی ابتدا جواب کامنت اولت رو بدون در نظر گرفتن کامنت دوم .

همون طور که گفتم باهات موافق نیستم که زیبایی ها کمرنگ و زشتی ها زیادند و گفتم که به نظر من تمام آسیب های شمرده شده و نشده در برابر زیبایی ها و کارکرد اصل قضیه " بلاتشبیه " مانند کف روی آب دریا به خود دریاست . در ادامه دلیلم رو برای این موافق نبودن می آورم .
می پرسی < ما و نسل ِ امروز از این یاد زنده چه بهره ایی می بریم؟؟؟و زنده موندن ِ این یاد به چه قیمت؟؟؟ >
جواب هر دو سوال شما لااقل همان کارکرد اصلی قیام است که گفتم زنده ماندن دین است . آیا بهره ی کمی است ؟ اولا مگه چه قیمتی براش پرداخت شده از نظر تو ؟ بعدم هر قیمتی برای آن پرداخت شده ، خود مردم در اعصار مختلف پرداخت کرده اند ، برای چیزی که به نظرشان مهم بوده .

میگی عزاداری های امروز رو با عزاداری های 100 و 50 سال پیش مقایسه کن . همون طور که گفتم این آسیب ها همیشه بوده و هست . منتهی متناسب با شرایط جامعه تغییر کرده . چیزایی کم شده و چیز هایی زیاد . کاملا طبیعیه
فکر میکنی چیزی در حال رنگ باختنه و به نظرت آسیب ها خیلی زیاد شده و با سال های قبل مقایسه میکنی ؟ من میگم اصلا چیز عجیبی نیست . ببین بعد از این همه سال یک حکومت اسلامی و شیعی تشکیل شده با همه ی نقص هاش ، که به بعضی چیزها خیلی بها داده ، برای این مراسم ها تبلیغ میکنه ، کمک های مالی میکنه و این وسط حتما افراط هایی هم شده . تو انتظار داری وقتی یه چیزی گشترش پیدا میکنه آسیب هاش همون اندازه ی قبلا بمونه ؟ خوب طبیعیه که آسیب ها هم به همون نسبت زیاد میشه و نمود بیشتری پیدا میکنه . هر که بامش بیش برفش بیشتر . خیلی مثال میشه زد . پس زیاد نگران نباشید . حقیقت قیامش همچنان باقی می مونه

... دیدن ادامه » مثال فیلم رو به این دلیل آوردم که بگویم هر کسی به هر اندازه ای در این مراسم ها شرکت کنه ، سهمی در باقی ماندن نام و یاد و حقیقت حسین داره ( و البته گفتم که از هیچ کار اشتباهی دفاع نمیکنم ) ولی چرا باید وقتی یک جزء بلنگد تمام کل رو زیر سوال ببریم . آیا وقتی ما یک تئاتر میبینم اگر یک بازیگر چند تپق بزند ما تمام تئاتر را زیر سوال میبریم ؟ قطعا نه

من گفتم ساختاری ارائه بدهید غیر از عذاداری ، که بتواند یاد امام حسین و کارکردها و پیام های آن را به همراه خود حفظ کند .
اولا ممنون از ساختاری که ارائه کردی . ولی سوال میکنم که آیا در ساختار ارائه شده ی شما کارکرد اصلی قیام که بقای دین است قابل انتقال است ؟
آیا این ساختار در هر شرایطی ( مثلا در شرایط خفقان شدید ) جواب میدهد ؟
آیا همه ی پیام های عاشورا قابل انتقال است مثلا شهادت طلبی ؟
آیا گستردگی و تأثیر گداری ساختار قبلی را دارد و هر قشر و هر رنج سنی را میتواند پوشش بدهد ؟
آیا به سمت شعارزدگی نمیرود ؟ و آیا قابلیت ماندگاری در 1400 سال را دارد ؟
ثانیا ، عذاداری های پوچ ؟ شکم بارگی ؟ به بیچارگی خویش بگریند ؟ ببخشید ولی با چه مدرکی به خودمون اجازه میدیم که اینطور در مورد دیگران قضاوت کنیم ؟
امیر جان ببخشید ولی فکر نمیکنی با این طرز قضاوت داری به عده ی زیادی توهین میکنی ؟ چیزی که متأسفانه در بحث حج هم شاهدش بودم از طرف دوستان دیگر
اما تو بحثی که در مورد حج داشتیم دوستان میگفتند که چرا به جای حج رفتن بعضی ها به گرسنه ها و محتاج ها کمک نمیکنن ؟ حالا اینکه به بهانه ی عذای امام حسین سفره هایی انداخته میشه که حداقل 4 تا آدم گرسنه و محتاج برا چند روز غذای گرمی بخورن عیب شده ؟ تازه این بدبینانه ترین حالت قضیه است ، که ما مسائلی مثل نذر و تبرک رو نادیده بگیریم

من این همه توضیح دادم و مثلا نمایشنامه رو زدم و گفتم برداشت انسان ها از یه موضوع یکسان نیست ، و نمیشه انتظار داشت که همه تمام پیام یک پدیده رو بگیرن . اگر همه این ظرفیت رو داشتن که تمام خوبی ها رو داشته باشن و برداشت کنن که اصلا ظلمی در دنیا اتفاق نمی افتاد ، اصلا کربلایی به وجود نمی اومد !
هر کسی ممکنه به یکی یا چند تا از پیام های عاشورا عمل کنه ، یکی به امر به معروف و نهی از منکر ، یکی به مال حرام نخوردن ، یکی به ولایت مداری ، یکی به ایستادن جلوی ظالم ، یکی شهادت در راه حق و .... و بعضی ها هم ممکنه به هیچ کدوم و بعضی ها هم ممکنه به چند تا
حالا من واقعا نمی دونم شما چرا اصرار دارید همه رو فقط شکم چران بدونید ، و بگید که هر کی گریه میکنه به بدبختی های خودش گریه میکنه ، فکر نمیکنی این طور قضاوت کردن در مورد پدیده ای که در طول 1400 سال هر سال تکرار شده و کار خودش رو انجام داده ، با توجه به دیده ها و شنیده های 10 ، 15 سال اونم از یک شهر کم بی انصافی باشه ؟

بله موافقم که هنوز اونطور که باید نتونستیم جذابیت های دین رو معرفی بکنیم ولی مردم که با صدای طبل و دهل به خیابون نمی ریزند . یعنی اگه طبل و دهل رو از فردا جمع کنیم که اتفاقا اینها هم به نوعی جزء آسیب های ماجراست دیگه مردم عاشورا و محرم یادشون میره ؟

و قیام هایی که در کشورهایی که از اونا نام بردی هر چند قابل تحسین هستند اما به هیچ وجه قابل مقایسه با قیامی که رنگ و بوی عاشورایی داشته باشن نیست .
و ای کاش واقعا عقاید مذهبی و سیاسی مردم به هم عجین شده بود ، چون اتفاقا یکی دیگه از پیام های عاشورا اینه که دین از سیاست جدا نیست
بازم معذرت بابت تاخیر . امیر جان خواهشا اگه خوندی جواب نده تا من جواب کامنت بعدی رو هم بزارم بعد تمام قد در خدمتم

۲۵ آذر ۱۳۹۰
@ حمید خان نخعی بزرگوار ؛ ممنونم که وقت گذاشتید و خوندید . قطعا حق با شماست . منم موافقم که همه ی صحبت های ایشون تو دادگاه مهم و عبرت آمیز هستند و مبتلا به روزگار ما . ولی من قسمتی رو گذاشتم که به بحثم مربوط بود و به عنوان مثالی در جواب سخن دکتر اون رو آوردم ... دیدن ادامه » و لینک سخنان کاملشون رو هم قرار دادم برای استفاده ی دوستان . سپاس
۲۵ آذر ۱۳۹۰
@ خانم آزیتا اصغرنژاد گرامی ؛ ممنون که وقت گذاشتید و مطالعه فرمودین . با شما موافقم و اگر دوستان اعلام آمادگی کنند و وقتشون اجازه بده بنده هم کاملا موافقتم رو برای بحث حضوری اعلام میکنم . سپاس
۲۵ آذر ۱۳۹۰
@ نیلوفر ظفری عزیز ؛ فکر کنم سوءتفاهم شده نیلوفر جان ، من بیجا بکنم نوشته ی تو و سایر دوستان رو تفاله خطاب کنم . من فقط دوتا مثال زدم ، همیشه هم گفتن که " در مثل مناقشه نیست " ، هر چند من باید رعایت ادب رو می کردم و از قید " بلا تشبیه " استفاده میکردم . بعد هم ... دیدن ادامه » خطاب تفاله بر میگرده به خود آسیب های حول این پدیده و نه نوشته هایی که از سر دلسوزی در مورد آسیب ها نوشته شده . در هر صورت امیدوارم عذرخواهی صمیمانه ی منو بپذیری .

بعد هم اینکه اگه تعریف تو از عادی بودن اینه که گفتی ، خوب من هم یه آدم عادی ام . در مورد مارکسیست و کمونیست هم که ما وارد جزئیات و کلیات اون نشدیم که می فرمایی من ازش سر در نمیارم . من فقط یه مثال از یه آدم مارکسیست و تأثیر پذیری ش از قیام امام حسین زدم

بعدش هم تو از یه طرف مدام تاکید میکنی که با جناب مساوات موافقم و از طرف دیگه میگی من کاری به مسائل خارج از کشور خودم ندارم :)
شوخی کردم . هر طور که راحتی . ممنون از توجهت . عذر خواهی مجدد . سپاس
۲۵ آذر ۱۳۹۰
@ پیام صمدی خادم : ممنون هم دیواری عزیز که خوندی و سپاس بیشتر به خاطر اظهار نظرت .
با احترام به نظرت
من فکر میکنم حدود نوشته ی من کاملا مشخصه و ضمن اینکه در همون ابتدای پست مرزبندی خودم رو اعلام کردم و گفتم که از هیچ کار اشتباهی دفاع نمی کنم و اصلا این دفاع نکردن و مزمت کردن آسیب های حول این پدیده یکی از نکات مشترک بین همه ی دوستان با هر طرز فکری بوده بنابراین مثال های درستی که زدی اینجا موضوعیت پیدا نمی کنه .
اگر هم در کامنت های زیر پست به نظر اومده که بحث روند منطقی خودش رو طی نکرده ، بیشتر به خاطر استفاده از فضای نوشتاری و مجازیه ، که ممکنه من و خدای ناکرده دوستان رو دچار سوءتفاهم در برداشت از صحبت های یکدیگر کرده

اشاره ت به داستان فیل مولانا هم به نظرم در این بحث موضوعیتی پیدا نمیکنه . همه چیز به نظر من مشخصه . حکایت دو دو تا چارتاست .
همه ی نظرات تقریبا حول دو دیدگاه قرار میگیره . و اختلاف دیدگاه گسترده ای لااقل بین بچه های دیوار وجود نداره

من فکر میکنم این اختلاف دیدگاه هم ناشی از اینه که نگاه دوستان به مسئله ای که قدمتی 1400 ساله داره تحت تأثیر شرایط موجود در سال های اخیر قرار گرفته که در جواب امیر مساوات عزیز نوشتم مطالبی رو

ضمنا ... دیدن ادامه » من هم بدم نمیاد یه همچین کتابی با مشخصاتی که ذکر کردی بخونم ، هر چند عوامل وقوع عاشورا تا حدود زیادی مشخصه

در هر صورت ممنون از نکاتی که مطرح کردی

۲۵ آذر ۱۳۹۰
درود بر شما

من برای موافقت و یا مخالفت با رای ویا نظر کسی دلایل خودم رو دارم .

اگرم گفتم به مسائل خارج از کشور کاری ندارم راجع به مطالب خودم بود .

جناب مساوات در این زمینه بهتر از من صحبت کردند ومن هم ترجیح دادم که موافقت کنم چون تمام حرفه ای خودم بود بیشترش که ایشون واضح تر بیان کردند .

شوخی کردن با هر مسئله ای از نظر من جایز نیست .شما رو نمیدونم .

در ... دیدن ادامه » پناه حق باشید
۲۵ آذر ۱۳۹۰
درود مجدد بر امیر عزیز و عذر خواهی مجدد بابت تاخیر چند باره

قطعا جواب سوال اول شما خیر است . یعنی او اولین مارکسیستی نبود که در راه اعتقاد خود جان داد . اما امیر جان توجه داشته باشید که من این مثال رو در جواب سخن دکتر شریعتی ، به عنوان یک مثال نقض اساسی آوردم تا بگویم چطور یک مارکسیست ( تقریبا همدوره با شریعتی ) این درک عمیق را از قیام امام حسین دریافت کرد ولی شریعتی می گوید فقط زخم هایش را به ما نشان دادند و درد اصلیش را تشنگی معرفی کردند

قطعا هیچ انقلابی فقط و فقط با یک دلیل و یک نقصان اتفاق نمی افتد ، اما فاکتورهای زیادی در انقلاب ما ، چه در جرقه ی آغاز آن و چه در شعله ور شدن آن وجود داشت که هم به دین و هم به طور اخص به پیام های عاشورا مربوط میشد . مهمترین آن مسئله ی " عزت " مردم ایران بود که جریحه دار شده بود و مسائل دینی هم نقش بسیار مهمی داشت
باز هم جواب شما منفی است و ایران تنها کشوری نبود که انقلاب کرده بود اما هر کشوری شرایط خاص خودش را دارد و انقلاب انجام شده اندازه ی خاص خود و میزان جهان شمول بودن خود را دارد . و انقلاب ما با هیچ انقلابی قابل قیاس نیست . مثلا در انقلاب روسیه و فرانسه مخالفین خارجی حکومت های وقت از انقلابیون حمایت میکردند اما در انقلاب ما لااقل یک ابر قدرت بزرگ جهان از حکومت پشتیبانی میکرد
حکومت های وقت در روسیه و فرانسه از اوضاع مالی خوبی برخوردار نبودند اما حکومت ایران بخصوص در دهه ی آخر عمر خود در بهترین شرایط اقتصادی قرار داشت ،
به نوعی مهمترین دلیل انقلاب در آن دو کشور وضعیت بد اقتصادی و طبقاتی بود و کشور هایشان استقلال سیاسی داشت و هیچ بیگانه ای بسان ایران بر آنها تسلطی نداشت در حالی که در ایران شرایط بر عکس بود
یا اگر بخواهیم با هندوستان مقایسه کنیم می بینیم که در هند صرفا یک انقلاب ملی بود برای استقلال کشور در برابر استعمارگری که سالهای سال کشورشان را مورد چپاول قرار داده بود و بس

اگر ... دیدن ادامه » مذهب نداشتیم قطعا انقلاب میکردیم ولی کی و چطور خدا میداند ؟ خدا میدونه اگر مذهب نداشتیم آنوقت چه چیزی میخواست نقش " پیوند دهنده ی " اقوام مختلف را در کشوری که مردم آن از قومیت های مختلفی تشکیل شده اند را بازی کند ؟ و آیا همان انقلاب که قرار بود التیام بخش باشد ، اسباب فروپاشی نمی شد ؟
خدا می داند اگر مذهب نداشتیم چند بار دیگر باید مانند انقلاب مشروطه و انقلاب ملی شدن صنعت نفت ، شکست می خوردیم تا شاید پیروز شویم ؟ و خیلی خدا می داند های دیگه ...
امیر جان ما باید هر مسئله ای رو با شرایط خودش بسنجیم ، خیلی چیزا قابل قیاس نیستن با هم

نه تنها کشوری که جنگید ایران نبود و انگیزه ی ایرانیان فقط دین نبود ، ولی هیچ کشور یک همچین جنگی رو با یک همچین سرانجامی تجربه نکرده به نظر من البته . یعنی مغز ناقص من یکی که توانایی آنالیزش رو نداره

اما یه مسئله ی کلی ؛ در حالت طبیعی همه ی آدم ها با هر نژاد و ملیتی ، حس وطن پرستانه و ارق ناسیونالیستی رو دارن که باعث میشه در جنگ ها و یا انقلاب ها ، با تمام وجود جان فشانی کنند . خوب
اما مگه نمیشه که بعضی ها به چیز اضافه بر اون هم داشته باشن . مثلا اعتقاد به شهادت ، الگو پذیری از کربلا ، اینکه چه بکشیم و چه کشته شویم پیروزیم ؟ خیلی ساده س . یک انگیزه ی مضاعف و این قسمتی از ماجراست . اگر ما نقش توسل و امداد الهی رو در نظر نگیریم و مثلا بگوییم که وارد مسائل غیر منطقی نشویم
این تقریبا جواب اکثر سوال های توست اما باز هم ادامه می دم

قضیه ی لبنان که یه واقعیت تاریخی ه و کاملا روشن .
مدت ها بود نگاه صرفا ناسیونالیستانه ی عربی نتونسته بود کاری کنه . مثلا جمال عبد الناصر رئیس جمهور اسبق مصر که اتفاقا آدم موجه و محبوبی هم بود کاملا ناسیونالیست بود و حزب اخوان المسلمین در زمان او هم محدود بودند و سرانشان زندانی . در جنگ 6 روزه ی اعراب و اسرائیل که با حضور مستقیم 4 کشور مصر ، سوریه ، اردن و عراق و کمک های غیر مستقیم دول عرب دیگه همراه و به سرپرستی جمال عبدالناصر بود همان نگاه غالب بود اما مشاهده شد که شکست مفتضحانه ای به دول عرب تحمیل شد و قسمت های زیادی از ممالک اونها اشغال شد .
در خود فلسطین و لبنان هم اوضاع به همین منوال بود . اما دیدیم که در برهه های دیگر یک گروه چند هزار نفره ی شیعه و با شعار لبیک یا حسین توانستند موجبات آزادی جنوب لبنان و بعد هم اون جنگ معروف 33 روزه که اسرائیل متوقف شد . حتما " لبیک یا حسین یعنی " اون سید رو شنیدی و معناش رو هم می دونی . وقتی آدم اونا رو میشنوه متوجه میشه که نه انگار این یه جور ِ دیگه س ، و انگار یه سر و گردن از تمام مستعمرات و انقلاب ها و جنگ ها ی دیگه بالاتره ، ( با یه سرچ کوچولو قابل دسترسه )
و این فرهنگی ست که ما مدت ها قبل نتیجه اش را دیده بودیم و اتفاقا در جنگ بالکان هم مورد استفاده قرار گرفت

در مورد جمله ی بعد ، احتمالا من منظورمو درست نرسوندم . من دقیقا عکس این قضیه رو گفتم . یعنی علی رغم اینکه ما پیامبر وامام و معجزه ای ندیده ایم ولی از مثلا اهالی صدر اسلام با ایمان تر و وفادارتریم

روایت معتبری ه . با یه سرچ کوچیک میشه منابعش رو پیدا کرد و پیگیری کرد و اتفاقا در کتب اهل تسنن هم اومده . ضمن اینکه علاوه بر نقلی بودن آن ، مسئله ایست عقلی . به عقل من که جور در میاد .
در مورد اشکالی که وارد کردی و مسئله ی کثرت اهل تسنن ، این مسئله خاطر نشان میشود که سران چهار فرقه ی اصلی اهل تسنن ( شافعی ، حنبلی ، حنفی و مالکی ) که اکثریت این جمعیت را شامل میشوند یا از شاگردان امام صادق بوده اند یا از شاگردان ِ شاگردان امام صادق

امیر جان ، قربونت برم اگه گفتم فعلا به عمل شدن یا نشدن دین کاری ندارن ، منظورم تو اون نوشته بود ، که هی نخواهیم از این شاخه به اون شاخه بپریم و از اصل بحث دور بمونیم . وگرنه که اونم قابل بحثه و چه بسا ما در این زمینه هم عقیده باشیم ، خدا رو چه دیدی ؟ پس منظورم توی اون کامنت بخصوص بود

همیشه سعیمو کردم که تا جایی که بلدم ، تعصب رو کنار بزارم و بدور از احساس و در سایه ی منطق بحث کنم ، هر جایی که فکر میکنی از این فرمول عدول کردم ، دیگه از نابلدی و درک ضعیفم از منطق بوده

ضمن اینکه وقتی این کامنت رو میخونی شاید با خودت بگی بابا این دیگه کیه ؟ انگار یه پولی بهش دادن که بیاد و از این چیزا دفاع کنه و بزرگ نمایی کنه ولی پینه های کف دستای من دلیل بر بی گناهی منه

بازم بابت تأخیرام عذر خواهی میکنم و ممنونم از همراهی ت . ارادتمندم .
و اگر حرف نامربوطی زدم ، یا لحن نادرستی داشتم عذر میخوام
۲۶ آذر ۱۳۹۰
امیر جان دوستان " مشروطه بانو " رو برای 3 شنبه رزرو کردن ، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنی من و آرش رو خوشحال میکنی اگه بیای
البته صرفا برا دید و بازدید نه بحث
که البته من همین جا اعلام میکنم که اگر شماها هم موافق باشید زیر همین پست بگید تا یه قرار ... دیدن ادامه » برا صحبت ترتیب بدیم . شما و خانم ظفری و هر دوست بزرگوار دیگه ای که دوست داشته باشه تشریف بیاره . سپاس
۲۶ آذر ۱۳۹۰
درود و شب بخیر امیر عزیز

ممنون از توضیحت . موافقم که ادامه ی بحث و جمع بندی اون رو به صورت حضوری به انجام برسونیم .

منتظر میمونم ببینم خانم ظفری هم تمایلی برا صحبت حضوری دارن یا نه وگرنه خودمون دوتایی یه قرار می زاریم . سپاس امیر جان

نیلوفر خانم اگر ... دیدن ادامه » افتخار می دید که تشریف بیارید برای صحبت حضوری لطفا خودتون پیشنهاد ساعت و مکان رو بدید . سپاس
۲۸ آذر ۱۳۹۰
..

:)
۲۸ آذر ۱۳۹۰
@ درود بر آرزو بختیاری عزیز

به خدا شرمنده ، با اینکه واقعا حواسم بود ولی آخرش توی بحبوحه ی بحث یادم رفت جواب کامنتت رو بدم .

ممنون که وقت گذاشتی نوشته ی منو و صحبت های دوستان رو خوندی . بیشتر از اون ممنونم به خاطر اظهار نظرت . عذرخواهی خودم رو با توان ... دیدن ادامه » بی نهایت پیشکش میکنم به امید این که پذیرفته بشه .....
۲۸ آذر ۱۳۹۰
درود بر شما..

نه بابا این حرفا چیه..!! دشمنتون شرمنده.. بحثتون خیلی داغ شده بود منم انتظاری برای جواب کامنتم نداشتم بخدا..
خیلی استفاده کردم از بحثاتون..
ایشالا به نتیجه هم برسید..
امروزم سر به پستتون زدم، خواستم حرفی بزنم درباره اش.. دیدم چیزی نگم بهتره.. ... دیدن ادامه » همه حرفا زده شده و من فقط تکرار میکنم.. همین..
ایشالا که پر از آرامش باشید همیشه ..

راستی اگه نمایشنامه بیضایی رو خوندین منتظر نقدشیم.. حسنا خسته اس از این رفیقای نیمه راه..
ممنون..
۲۸ آذر ۱۳۹۰
اگه فرصتی برای گفتگوی رودررو فراهم شد خوشحال میشم به جمع دوستان و چنین گفتگوهائی بپیوندم . در اون صورت بهتر میشه به بحث و تبادل نظر نشست .
برقرار بمانید .
۲۸ آذر ۱۳۹۰
آرزو جان ؛ ممنون از بزرگواری و حسن نظرت . و تشکر بابت دعای ارزشمندت


در مورد نمایشنامه هم ، چون حسنا از دست شخص من ناراحته ترجیح میدم فعلا چیزی ننویسم . اما بعدا حتما مینویسم . سپاس
۲۸ آذر ۱۳۹۰
خانم اصغر نژاد ؛ به روی چشم . حتما . سعیمون اینه که فرصتی فراهم کنیم برای بحث و باور کنید ما بیشتر خوشحال میشیم که دوستان دیگه هم تشریف بیارن ، بخصوص شما که از خوبان و فرهیختگانید
۲۸ آذر ۱۳۹۰
درود بر شما

برای بحث حضوری موافقم.

یک روزی به غیر از شنبه و جمعه باشه من حتما میام . و تا 7 هم میتونم کنارتون باشم. دیر تر نمیشه دیگه .

یه جوری اوکی کنید خودتون دیگه :))))
۳۰ آذر ۱۳۹۰
درود بر شما نیلوفر عزیز

ممنون از موافقتتون . خیلی خوبه .

امیر مساوات عزیز ، حالا دیگه بقیه ش با شما . لطف کن اگر مایلی هنوز ، روزش و ساعت شروعش رو مشخص کن تا در خدمت باشیم . سپاس
۳۰ آذر ۱۳۹۰
درود و هزاران درود بر سپیده عزیز

ممنون که وقت گذاشتی و خوندی . و سپاس فراوان تر برای نظر زیبات هم تیمی . مرسی
۰۲ دی ۱۳۹۰
درود امیر جان

خواهش میشه رفیق ، کم سعادتی از ما بوده
باشه پس یادم می مونه ؛ هفته ی اول بهمن . ایشالا وقتش که رسید ، برای یکی از روزاش یه قرار میزاریم . قربان تو . سپاس
۱۰ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید