تیوال | سید محمد عابدی نسب درباره نمایش خاموشی دریا: " نیما دهقان و تئاتر سفارشی " یا " بررسی رویداد دراماتیک
S2 : 17:53:54
" نیما دهقان و تئاتر سفارشی " یا " بررسی رویداد دراماتیک در تئاتر "

دیر هنگام اما برای ثبت در تاریخ
با دستان خالی ، تقدیم به فرشید مجدآبادی نازنین

نیما دهقان بعد از فاصله ی یک ساله ای که از تئاتر حوزه ی مقاوت ( با تئاتر " آنفولانزای خوکی " ) گرفته بود بار دیگر با " خاموشی دریا " به این عرصه برگشت ، اما با رویکردی کاملا متفاوت . او این بار ، سکوت ِ " خاموشی دریا " را که اقتباسی ست از یک رمان مشهور فرانسوی با همین نام ، جایگزین فریاد ِ " خنکای ختم خاطره " - که شاهکار ِ تئاتر ایران است در حوزه ی دفاع مقدس - می کند .
نکته ی جالب این است که هر دو اثر سفارشی هستند . " خاموشی دریا " به سفارش حسین پارسایی دبیر جشنواره مقاومت و با حمایت مالی جشنواره تولید ، و " خنکای ختم خاطره " محصول بنیاد روایت فتح است . اما سفارشی بودن ، هیچ چیز از ارزش های هنری و فنی این دو اثر نکاسته است و ما با دو اثر مستقل و قابل تأمل روبروییم .
خود نیما دهقان در نشست خبری " خاموشی دریا " می گوید : « همان طور که نمایش "خنکای ختم خاطره" نمایشی سفارشی بود نمایش"خاموشی دریا" هم سفارشی است . متاسفانه مفهوم سفارشی بودن در مملکت ما بد جا افتاده است . اما من و همه گروهم تمام تلاش‌مان را می‌کنیم تا در حد توان‌مان هر کار سفارشی را به بهترین نحو اجرا کنیم . موفقیت "خاموشی دریا" به خاطر علاقمندی همه اعضای گروه به اجرای این نمایش بوده است . به ما اجرای این کار را سفارش داند و ما عاشقانه کار کردیم . »

اما برویم سر اصل مطلب و " خاموشی دریا " ؛

قصه در زمان جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتد. فرانسه به راحتی تسلیم آلمان می‌شود و قوای اشغالگر برای تسلط ِ فرهنگی و نظامی بیشتر ، در هر خانه ی فرانسوی یک افسر آلمانی را می‌گمارد تا به این طریق فرهنگ نازیسم ترویج پیدا کند . در خانه ی یک زوج جوان فرانسوی هم افسر آلمانی جوانی گماشته می شود که که علی رغم خصوصیات عمومی یک افسر آلمانی اشغالگر ، روحیات و افکار جالب و البته منحصر بفردی نیز دارد . زوج فرانسوی برای مقابله با این تجاوز آشکار که حتی به خصوصی ترین حریم آنها نیز راه می یابد از سلاح سکوت استفاده می کنند و ...

به نظر من اولین و مهمترین مؤلفه ای که در برخورد با این اثر با آن روبرو می شویم " رویداد دراماتیک " آن است که به شدت و قوت ، سایر اجزای آن را تحت تأثیر قرار می دهد . بنابراین سعی دارم پیش و بیش از هر چیز دیگری به بررسی رویداد داماتیک به صورت کلی و سپس به طور اخص در نمایش " خاموش دریا " بپردازم ؛

رویداد ... دیدن ادامه » دراماتیک که از آن با عنوان کنش دراماتیک نیز یاد می شود ؛
برخورد نیروهای درون نمایشنامه است . کشمکش مداوم بین اشخاص بازی ست . محتوای عاطفی ای است که تماشاگر را تکان می دهد . عنصری است که روح زندگی را در نمایشنامه می دمد و موجب رشد سایر عناصر نمایشنامه می شود . اشخاص ِ بازی یا بر رویداد دراماتیک تأثیر می گذارند ، یا از آن تأثیر می گیرند و به این ترتیب مجبور به خلق رویدادی از جانب خود می شوند . هسته ی مرکزی نمایشنامه رویداد دراماتیک و اشخاص بازی اند . رویداد و اشخاص ِ بازی به نحوی ناگسستنی در هم گره خورده اند .
باید توجه داشته باشیم که همه ی رویداد ها به شکل متقابل عمل می کنند . جاده ی یک طرفه ای وجود ندارد ، بلکه هر رویداد موجب ظهور رویداد دیگری می شود . در نتیجه بخش مهمی از آنچه که هر شخصیت انجام می دهد در دریافت نیرویی ست که از طرف مقابل به او وارد شده و در تصمیمی که برای چگونگی واکنش ( وارد کردن نیرو به طرف مقابل ) می گیرد ، نهفته است . یعنی دایره به این شکل ادامه می یابد :
1) شخص A عملی انجام می دهد که بر روی شخص B تأثیر می گذارد
2) شخص B نیرویی را که از طرف شخص A به او وارد شده حس می کند و در پاسخ او عملی انجام می دهد
3) A نیرویی را که از جانب B به او وارد شده را حس می کند و تصمیم می گیرد که به آن پاسخ دهد
به این ترتیب ، این دایره وارد دوری تازه ، اما این بار در سطحی متفاوت می شود . این روند متقابل تا آنجا ادامه می یابد که یا یکی از دو شخص A و B از بین می روند ، یا نیرویی خارجی بر چرخه ی رویداد تأثیر بگذارد ( ممکن است حتی پیشرفت آن را متوقف کند ) ، و یا نمایشنامه نویس به طور قراردادی به رویداد پایان دهد .
اما در هر صورت این رویداد های متقابل و این کنش و واکنش ها ، یا بهتر بگویم کنش های دوجانبه هستند که به طور مداوم داستان را جلو می برند و علاوه بر آن موجب ایجاد هیجان در تماشاگر می شوند .
در مورد کنش باید به چند نکته توجه داشته باشیم : نخست اینکه شدت نیرویی که هر یک از طرفین بر دیگری وارد می کند می تواند درجات بسیار متفاوتی داشته باشد . در نتیجه در بعضی از صحنه ها این طور به نظر می آید که یکی از اشخاص بازی کاملا بر دیگری مسلط است و صحنه به صورت جاده ای یک طرفه در آمده است ( مانند همین "خاموشی دریا " که در ادامه به آن می پردازم )
دوم اینکه بین کنش دراماتیک و فعالیت های بازیگر بر روی صحنه تفاوتی اساسی وجود دارد . در واقع فعالیت های بازیگر ، برای به تصویر کشیدن ِ کنش است . بنابراین اعمالی مثل نشستن روی صندلی ، طی کردن صحنه ، حرف زدن و ... برای به تصویر کشیدن کنش دراماتیک است و می توانند در شکل های متفاوتی انجام شوند ، ولی نفس ِ رویداد دراماتیک در محدوده ی معینی محصور است .
دیگر اینکه کنش ها در طول نمایش با اندازه های مختلف و فاصله های متفاوتی نسبت به هم چیده شده اند . بنابراین مهمترین لحظات نمایش و به عبارتی نقاط اوج یک نمایش آنهایی هستند که در آن فاصله ی کنش ها کم تر و اندازه ی آنها بزرگ تر است . یعنی کنش هایی که بهم نزدیک ترند قابلیت تأثیر گذاری بیشتری هم دارند .
ضمن اینکه کنش ها طبق یک نظمی در طول نمایشنامه چیده شده اند و با یکدیگر در ارتباطند . یعنی اگر هر کدام از آنها بخواهد ساز خود را بزند ، نمی توانند تشکیل یک حرکت مداوم را بدهند و حرکت قطع می شود ، در واقع در این حالت است که ارتباط تماشاگر با صحنه قطع می شود .
البته مبحث کنش و رویداد دراماتیک بحث بسیار طولانی ، سنگین و زمان بری ست ( بخصوص اگر بخواهیم بصورت کاربردی و در مورد تحلیل متن و خوانش فنی نمایشنامه به آن بپردازیم ) که من سعی کردم کلیت و چکیده ای از آن که برای نقد " خاموشی دریا "مفید است بیان کنم آن هم به اندازه ی دانش خودم . البته منبع قسمتی از این مبحث ، کتاب " اصول کارگردانی تئاتر " نوشته ی احمد دامود است .

حالا به نظر من مرز ِ بین دوست داشتن یا نداشتن " خاموشی دریا " ، در ارتباط برقرار کردن یا نکردن با موقعیت و رویداد ِ دراماتیک ِ آن ، در مــدیــوم ِ تــئــاتــر است . چرا که به تصویر کشیدن و زنده کردن چنین موقعیت بکر و حساسی که بیشترین جذابیت آن در پرداخت به جزئیات آن است ( جزئیاتی که من از آن با تعبیر ظرافت های مینیاتوری یاد می کنم ) با توجه به محدودیت های تئاتر - بخصوص در دیده شدن ظرافت ها توسط مخاطب - بسیار سخت ، محدود و به نظر من ناممکن است .
یعنی اگر این موقعیت به وسیله ی سینما با بکارگیری زوایای مختلف و مناسب ، و استفاده از نماهای متفاوت و بجا ی دوربین ، ریتم مناسب و یک تدوین حساب شده ، باضافه ی یک موسیقی تأثیر گذار و رنگ پردازی درست ، با این فاکتور های موجود یعنی بازیگر و دکور بسیار خوب همراه شود آنوقت چه شاهکاری بوجود می آید و چه درجه از تأثیر گذاری حاصل می شود .
با این حال تئاتر " خاموشی دریا " در همین اندازه هم کار خوبی بود که در مدت کم اجرای خود با استقبال و اقبال تماشاگران تئاتر روبرو شد . پس اجازه بدهید فعلا به همین محصول موجود بسنده کنیم و در مورد آن حرف بزنیم ؛
در " خاموشی دریا " ، لذت درگیر شدن با درام از همان ابتدا و با ورود افسر آلمانی شروع می شود و با نخستین سکوت حرکت اش را آغاز می کند . اینجاست که اولین بارقه ھای کنش دراماتیک ، در چالش تقابل دو نیروی مخالف با سطح تأثیر گذاری متفاوت جلوه گر می شود. سکوت زوج فرانسوی ، قاطعیت و تسلط افسر آلمانی را به چالش می کشد و هرچه جلوتر می رویم این چالش عمیق تر می شود . در واقع لذت مواجه شدن مخاطب با رویداد ، ھنگامی به اوج می رسد که افسر آلمانی تقاضای پیاده روی و حتی رقص با زن فرانسوی میکند . تقاضایی که هیچ فرقی با دستور ندارد و چاره ای جز اطاعت برای زوج فرانسوی باقی نمی گذارد ( که البته به نظر من موقعیت قابل پیش بینی ی بود )
اما همان طور که پیشتر اشاره شد در " خاموشی دریا " به علت جنس موقعیت بنظر می رسد که شدت نیرویی که طرفین بر یکدیگر وارد می کنند وضعیت کاملا نابرابری دارد و صحنه به صورت جاده ای یک طرفه در آمده است . ولی اتفاقا چنین نیست . در حقیقت یکی از طرفین که زوج فرانسوی باشد به دلیل نوع موقعیت ، ظاهرا در موضع ضعف قرار دارند ، در پاسخ نیرویی که از طرف افسر آلمانی به آنها وارد می شود ، واکنش خفیف تری نشان می دهند . اما همین نیروی به ظاهر خفیف ( سکوت ) است که در پایان دلیل اصلی تسلیم شدن و از پا درآمدن افسر آلمانی می شود و باعث می شود کشمکش به نفع آنان به پایان برسد .
این تقابل درون خانه و در مقیاس بزرگتر جنگ بین دو کشور و دو جبهه را نویسنده و کارگردان به صورت نمادین و در قالب بازی شطرنج نیز در درون داستان گنجانده اند که در آن نیز افسر آلمانی به خاطر عصبانیت ناشی از سکوت زوج فرانسوی با بهم ریختن بازی و مهره ها شکست می خورد و به نوعی به پیشواز شکست انتهایی و اصلی پایان نمایش و شکست آلمان در جنگ جهانی می رود .
اما این موقعیت منحصر بفرد ، خصوصیاتی در ذات خود دارد که می توان از آن به عنوان نقاط ضعفش یاد کرد . یعنی وقتی ما این موقعیت را قبول کردیم ، باید قبول کنیم که از ابتدا تا انتهای نمایش فقط یک نفر ، که افسر آلمانی است حرف بزند . در این صورت هر چقدر هم سعی شود که این باصطلاح مونولوگ متنوع اجرا شود باز هم در لحظات زیادی به شکل یک خطابه و یکنواخت در می آید . برای مثال میتوانم از صحنه ی سر میز صبحانه و صحنه ای که افسر آلمانی ، نصف شب صندلی خود را روی میز غذاخوری گذاشته و در یک فضای نیمه تاریک مشغول صحبت کردن است نام ببرم .
دوم اینکه ما ناگزیریم بیشتر شخصیت پردازی و خصوصیات افسر آلمانی را از زبان خود او در حالی که مشغول سخنرانی است بشنویم نه در جریان کنش و واکنش . مثل اینکه می گوید ما آلمانی ها صبرمون زیاده ، یا آدمای منظمی هستیم . و یا صحبت هایی که از علایق و خاطراتش می کند .

افسر آلمانی شخصیتی عجیب ، روحیاتی متناقض و آرزوها و علایق منحصر بفردی دارد . به شدت از درونش با جزئیات زیبای زندگی درگیر است . به شعر و موسیقی و فلسقه علاقه و تسلط دارد . در عین حال روحیه ی طبیعی ِ جنگ طلبی و سلطه جویی یک افسر آلمانی را داراست . اما در سر هم آرزوی جالب و عجیب پیوند و خواهر خواندگی کشورش با فرانسه را می پروراند ، درست برخلاف هدف کشورش و هیتلر که صرفا به تسلط بر تمام جهان می اندیشد . به همین خاطر هم در جلسه ی شورای افسران حزب نازی این پیشنهاد را مطرح می کند و با تمسخر و تحقیر آنان مواجه می شود . این مسئله و سکوت زوج فرانسوی باعث می شود پس از بازگشت و در پایان نمایش دست به خودکشی بزند !

اما در حین دیدن این اثر یاد نمایش " ولپن " افتادم و نکته ی ظریفی توجهم را جلب کرد . در نمایشنامه ی اصلی" ولپن " < سلیا > همسر < کروینو > ست که در اجرا به علت ممیزی به دختر او تغییر یافت . اما در رمان " خاموشی دریا " ما با یک پیرمرد و دختر برادر فرانسوی مواجهیم که در نمایشنامه ی اقتباسی به یک زوج جوان تغییر می یابند که اتفاقا باعث دراماتیک تر شدن ماجرا شده است . همین :)

اگر بخواهم به دو لحظه ی ماندگار این نمایش اشاره کنم ؛ اول اشک های شهرام حقیقت دوست در لحظه ای که از غرور له شده و احساسات به تمسخر گرفته اش سخن می گوید و دوم تصویر پایانی نمایش ؛ لحظه ای که مرد فرانسوی به تنهایی پشت میز نشسته و به صفحه ی شطرنجش نگاه می کند ( صفحه ی شطرنجی که در آن مهره های سیاه و سفید روبروی هم صف آرایی کرده اند و فقط یک مهره ی سیاه بیرون گذاشته شده است . گویی نمایش می خواهد تأکید کند که گیرم یک نفر و یک جنگ تمام شد ، اما این داستان ِ جنگ و ظلم و اشغال همچنان ادامه دارد ) و نور های صحنه در حال محو شدن هستند و فقط یک نور ، روی تابلوی نقاشی ِ نصب شده روی دیوار انتهایی صحنه ، که تصویر دختری است زیبا با پیراهنی صورتی ، متمرکز میشود و نورهایی از سوراخ های روی دیوار همچون ستاره های درخشان ِ درون ِ آسمان ، به بیرون پرتاب می شوند .

بازی های بسیار خوب ، طراحی صحنه ، طراحی لباس ، نور پردازی و موسیقی همه خوب و قابل قبول و در خدمت اثر و به طور اخص ، موقعیت و رویداد دراماتیک هستند .

در این نقد سعی کردم برخلاف گذشته که به همه ی عرصه ها سرک می کشیدم ، تا جایی که امکان دارد فقط به یک عنصر ِ فنی بپردازم . در پایان عرض می کنم که نیما دهقان روز به روز و تئار به تئاتر پیشرفت می کند . برای او و تئاتر مقاومت آرزوی روزهای بهتر و بهتر دارم .
قسمتی از دیباچه ی رمان خاموشی دریا
تا چند هفته ی دیگر سه سال خواهد شد ...
سه سال خواهد شد که فرانسه در خاموشی به سر می برد ؛ خاموشی مردم ، خاموشی خانه ها ، خاموشی برای اینکه در میان روز سربازان آلمانی در شانزلیزه عبور می کنند ، خاموشی از این جهت که افسر ... دیدن ادامه » ِ دشمن در خانه ی همسایه سکنی گزیده است ، خاموشی از این روی که کارکنان گشتاپو برای استماع مذاکرات مردم در زیر تختخواب های مهمانخانه ، گوشی ِ خودکار نصب نموده اند ، خاموشی برای اینکه طفل گرسنه جرأت اظهار گرسنگی ندارد ، برای اینکه اجساد گروگان هایی که هر شب کشته می شوند هر فردایی را به یک روز عزای ملی ِ جدید تبدیل می کند و ...
خاموشی ِ فکر ، خاموشی نویسندگانی که از حق ابراز عقاید خود محروم گردیده اند ، خاموشی در برابر دنیا .
مللی که در پشت این دیوار زندگی ننموده اند ، دیواری که آلمان گرداگرد روح و ذوق و هوش اروپا بنا کرده است ، سختی این مجازات را درک نمی کنند و اندازه ی آن را در نمی یابند . فقط بدانند که مردانی می میرند تا در این دیوار شکافی بوجود آید .

ای جانم . عاشقتم . مرسی :)
۳۰ تیر ۱۳۹۱
سلام سید محمد عزیز برای نقد و بررسی کامل خاموشی دریا ممنون و سپاس


۱۰ مرداد ۱۳۹۱
سلام هومن عزیز
خواهش می کنم . مرسی از تو که لطف کردی و خوندی
۱۱ مرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید