تیوال کیان | دیوار
T1 : 05:14:23
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
توصیفش در کلام نمی گنجد.
بعضی آثار با تو چنان می کنند که گویی تولدی دوباره است. پوست می اندازی و از نو زاده می شوی. تکثیر می شوی و تکه ای از وجودت را جا می گذاری. مغز استخوان را می شکافد و بخشی از هستی ات می شود. این معجزهٔ هنر و جادوی تئاتر برای هر علاقمندی حالتی عالی و مقصودی غایی ست. بهترین آرزویی که دو تماشاپیشه می توانند بدرقهٔ راه یکدیگر کنند. لحظاتی که مطلوب گمشده ات را در آغوش داری. به سان پستان مادر که طفلی به کام گرفته. نفسی عمیق در نیروانا که اگر جناب مرگ پیش رویت ظاهر شد به او لبخند خواهی زد و تمامش را با تمامت پذیرایی. همان ید بیضایی که برای هرکدام مان از آستینی در می آید.
برای من اما از آستین غنی زاده حلول کرد. دو بار به تماشای میسیسیپی اش نشستم که نشسته می مرد و هر دو بار اوبلوهه را در خود زیستم، خود را در او گریستم. باران اشکم نه بوی غم می ... دیدن ادامه » داد نه صدای شوق، از فصل پنجمی به جز پاییز و بهار.

همایون مجنون غنی زاده، محمد قدس عزیز و همه هنرمندانی که در برپایی آن ضیافت کوشیدند، خبر صدرنشینی شما و کسب رتبهٔ نخست از نگاه منتقدان تئاتر ایران بهترین رخداد هفته ای بود که بر من گذشت.
گرامی تان می دارم.
سپاس ها شادباش.
کیان بزرگوار رقص کلمات و توانایی ذهن درخشان ات را در انتقال اندیشه و حس والایت می ستایم رفیق
۳۰ شهریور
کیان عزیز درود. قلم زیبا و پر احساسی دارید که مطمئن هستم از روح لطیفی بر می خیزد. پیش از خوانش مطلب شما، نوشته جناب ابرشیر عزیز را بر پسران تاریخ می خواندم: ((بهترین لحظات خوندن اون موقعست که با چیزی برخورد می کنی _اندیشه ای،احساسی،شیوه ی نگریستنی به چیزها_که ... دیدن ادامه » فکر می کردی ویژه و مختص به خودت بوده)) و جالبه چند وقت پیش با دوستی موسیقی را گوش می دادیم و من این جمله را به کار بردم که این موسیقی مغز استخوان را می شکافه و جزئی از وجودت می شه و حالا این جمله با انطباق مطلب جناب ابرشیر عزیز در کلام شما مصداق پیدا می کنه. واقعا نگاه ژرف اندیش آن نویسنده چگونه در نوشتارش بازتاب پیدا می کند که خود بعد از چند دقیقه انعکاس آن گفتار را در زبان فرد دیگری می یابم. این هنر چه ارتباط زیبایی در افراد ایجاد می کند و چه احساسات نابی را بر می انگیزاند. ای کاش پویایی هنر و اندیشه در مردم این سرزمین تولدی دوباره یابد... با تمام احساسات آرزوی موفقیت تو و دوستان عزیز را دارم
۱۴ آبان
بهراد جان متشکرم از خوانش و ابراز لطف شما دوست ارجمند.
۱۵ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
« راه قدس از کربلا می گذرد »
آتشی به پهنای صورت ِ وطن که سرانجام با اشک پنجاه میلیون نفر خاموش شد.

شب گذشته به لطف تأکید محمد قدس عزیز در دعوت از حضار به رعایت شئونات تئاتر، این شانس را داشتم که در محیطی آرام، عالی و متمرکز، برای مرتبهٔ دوم به تماشای اثری ژرف و گرانبها بنشینم که باز شانه هایم را لرزاند، دیدگانم را شست و سرم را در اندیشه غلتاند.
دست علیرضا نادری، چشمان اشکان خیل نژاد و پیشانی تک تک این بازیگران و آن عوامل بوسیدنی ست، ماحصل رنجشان ستودنی ست. کرنش می کنم در پیشگاه رفیع هنرمندشان.

پچپچه های پشت خط نبرد با مزیت و جسارتِ احاطه بر احوالات کشور انقلابی گر ِ جنگزده، نقبی پرسشگرانه زده است بر خط مقدم جبهه در بیستم تیرماه سال ۶۱ یعنی یک روز پیش از آغاز عملیات رمضان. بر من ببخشایید اگر کوتاه نیست اما دانستنش قبل و بعد از تماشا بسی بایسته است.

سردار حسین علایی، مؤسس و اولین فرمانده نیروی دریایی سپاه، کسی که سابقه ریاست ستاد مشترک سپاه و قائم‌مقامی وزارت دفاع و ریاست سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع را نیز در کارنامه دارد و مواضع انتقادآمیزش در قبال شکنجه های سال ۸۸ مورد حمایت همسران شهید باکری و شهید همت واقع شد، در یادداشتی که به بررسی و ارزیابی مقطعی از جنگ هشت ساله پرداخته چنین آورده است:

"اولین عملیاتی که پس از فتح خرمشهر انجام شد و هدف آن وادار کردن عراق به پذیرش خواست‌های ایران برای پایان دادن به جنگ بود، عملیات رمضان است.

از آنجا که این عملیات در ساعت 21:30 روز سه شنبه 21 رمضان سال 1402 هجری قمری آغاز شد، به اسم عملیات رمضان خوانده شد. عملیات رمضان، سرآغاز مرحلة جدیدی از جنگ و کشانده شدن آن به خاک عراق و نخستین عملیات از سلسله عملیات‌ برون مرزی ایران در خلال جنگ هشت ساله است.

علت انجام این عملیات آن بود که ارتش عراق پس از فتح خرمشهر به طور کامل از سرزمین‌های ایران عقب نشینی نکرد و خسارات وارد آمده به ایران را هم جبران نساخت و به معاهدة 1975 هم تمکین نکرد. شورای امنیت سازمان ملل یک روز قبل از شروع عملیات رمضان قطعنامه 514 را در تاریخ 21 تیر 1361 مطابق با 12 ژوییه 1982 صادر کرد.

شورای ... دیدن ادامه » امنیت سازمان ملل به جز قطعنامه‌ای که در هفته اول آغاز جنگ صادر کرد، به مدت 22 ماه و تا زمانی که فتح خرمشهر صورت گرفت، ساکت بود. پس از آن که ستون فقرات نیروهای اشغالگر عراق در عملیات بیت المقدس شکست و هزاران نظامی عراقی به اسارت درآمدند، این شورا دوباره فعال شد و پس از گذشت نزدیک به 50 روز از آزادسازی عمده سرزمین‌های ایران، در جلسة2383 خود این قطعنامه را به اتفاق آراء تصویب کرد.

این قطعنامه خواستار «آتش بس و خاتمة فوری همه عملیات نظامی» و «عقب کشیدن نیروها به مرزهای شناخته شدة بین‌المللی»، «و کوشش‌های میانجی‌گری از طریق دبیر کل سازمان ملل به منظور نیل به حل جامع اختلافات به نحو عادلانه و شرافتمندانه که مورد قبول هر دو طرف باشد از جمله احترام به حاکمیت، استقلال، تمامیت ارضی و عدم مداخله در امور داخلی کشورها» مطرح شده بود.

این قطعنامه در حالی صادر شد که قدرت نمایی ایران در آزادسازی سرزمین‌های خوزستان، فرصت مناسبی را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده و باعث هراس کشورهای عرب حامی عراق شده بود و آنها تمایل به پایان یافتن جنگ پیدا کرده بودند. لازم به ذکر است که از زمان صدور قطعنامه 479 که در هفته اول آغاز جنگ صورت گرفت تا زمانی که ایران چهار عملیات بزرگ خود را برای بیرون راندن ارتش متجاوز عراق انجام نداد، شورای امنیت سازمان ملل هیچ تحرکی از خود نشان نداد.

ولی پس از آن که ایران توانست با یک سلسله اقدامات نظامی عمده سرزمین‌های خود را آزاد کند و در پی بررسی تعقیب ارتش متجاوز بعثی بود، در این زمان قطعنامه 514 صادر شد. در این قطعنامه سخنی از تجاوز و تعیین متجاوز به میان نیامده بود و مطلبی از پرداخت خسارت‌های جنگ و نیز تنبیه متجاوز، مطرح نشده بود و تضمینی برای امنیت و ثبات حقیقی وجود نداشت. این قطعنامه هیچگونه فشاری را بر عراق که با آغاز جنگ و توسل به زور صلح منطقه را نقض کرده بود، وارد نمی‌کرد.

جمهوری اسلامی ایران انتظار داشت که شورای امنیت سازمان ملل با تجاوز مقابله و عراق را به عنوان کشور متجاوز محکوم سازد و از کشور قربانی تجاوز حمایت کند، اما شورای امنیت، حتی در این جنگ بی طرفی را هم رعایت نمی‌کرد. به هر حال ایران به دلیل آنکه این قطعنامه را ناعادلانه تشخیص می‌داد و محتوای آن را مناسب ارزیابی نمی‌کرد، از پذیرش آن خودداری کرد، ولی عراق بی درنگ آن را پذیرفت. به هر حال عملیات رمضان پس از بازگشت فرماندهان سپاه و ارتش از سوریه که به منظور حمایت از مردم لبنان در برابر اشغال کشورشان توسط اسرائیل انجام شده بود، در اواخر خرداد ماه طرح ریزی شد.

لازم به ذکر است که امام خمینی(ره) با حضور نیروهای ایران در کشور لبنان مخالفت کردند و فرمودند راه قدس از کربلا می‌گذرد. این عملیات در شب چهارشنبه مورخ 23 تیرماه سال 1361 و با رمز یا صاحب الزمان(ع) ادرکنی و پس از گذشت چند ساعت از صدور قطعنامه 514 شورای امنیت به اجرا در آمد. اجرای این عملیات روشن می‌کرد که ایران از محتوای قطعنامه صادره از سوی شورای امنیت سازمان ملل، رضایت ندارد. ‏

‏ با توجه به نشاط و روحیه‌ای که فرماندهان و رزمندگان از پیروزی و موفقیت در عملیات بیت‌المقدس کسب کرده بودند، به پیروزی در عملیات دیگری که برای تعقیب ارتش متجاوز طراحی شده بود، امیدوار بودند. از سوی دیگر، برآوردهای قرارگاه فرماندهی، حکایت از ضعف روحیه قوای دشمن و همچنین وجود اضطراب در فرماندهان ارتش عراق داشت. البته افراد معدودی در قرارگاه مقدم کربلا وجود داشتند که به دلیل کاستی‌های لجستیکی با عملیات برون مرزی موافقت چندانی نداشتند.

در تداوم جنگ، پیشروی به سمت شهر بصره، همیشه یکی از بهترین اهداف مورد نظر مسئولین کشور بود. زیرا رسیدن به شهرهای بغداد و بصره، دو هدف اساسی و اصولی برای خاتمه دادن به جنگ محسوب می‌شد. هدف بغداد دور از دسترس قوای ایران بود، زیرا پایتخت عراق، نسبتاً دور از مرزهای ایران بود و بُعد مسافت داشت.

از سوی دیگر نداشتن قدرت رزمی و قدرت تحرک کافی به دلیل تکیه نیروهای مسلح ایران بر نیروهای پیاده، امکان طرح‌ریزی برروی این هدف را عملاً غیرممکن می‌کرد. بنابراین هدف رسیدن به شرق بصره که هم نزدیکتر و هم نسبتاً در دسترس رزمندگان اسلام بود، انتخاب شد. از سوی دیگر این هدف، با توانایی نیروهای مسلح ایران، تناسب بیشتری داشت، بنابراین چنین هدفی در برنامه طرح ریزی عملیاتی فرماندهان جنگ قرار گرفت. ‏

شرایط بین‌المللی ‏
با اعلام ورود نیروهای ایرانی به خاک عراق، بلافاصله سازمان ملل نسبت به آن واکنش نشان داد و به فاصله گذشت 30 ساعت از شروع عملیات رمضان، شورای امنیت با صدور بیانیه‌ای از وضع وخیم به‌وجود آمده بین دو کشور اظهار نگرانی کرد و خواستار آتش بس شد که ایران آن را رد کرد. جالب است که شورای امنیت سازمان ملل در طول حدود 22 ماه از ادامة حضور نظامی ارتش عراق در ایران ساکت بود، ولی با گذشت کمتر از دو روز از آغاز عملیات رمضان و ورود نیروهای ایرانی به خاک عراق، از خود واکنش نشان داد.

در همین حال آمریکا هم با کنایه ایران را از ورود به خاک عراق بر حذر داشت. فقط کشور لیبی از ورود ایران به خاک عراق حمایت کرد و سفیر آن کشور طی ملاقاتی با رئیس مجلس شورای اسلامی، پیام معمرقذافی مبنی بر اعلام آمادگی آن کشور برای کمک را به اطلاع مقامات ایران رساند.

نام گذاری و هدف عملیات
عملیات رمضان در مرحله طرح ریزی، به‌نام کربلای 4 خوانده می‌شد ولی از آنجا که این عملیات در ماه مبارک رمضان و در ایام مبارک شب‌های قدر به مرحله اجرا در آمد، بنابراین اسم رمضان را به‌خود گرفت. ‏

هدف اصلی از طرح ریزی عملیات رمضان، رسیدن رزمندگان اسلام به شرق بصره و ساحل شط‌العرب بود که به عنوان عملیاتی تعیین کننده در سرنوشت جنگ تلقی می‌شد. نیل به این هدف مهم، قبلاً در طرح عملیاتی بیت المقدس پیش بینی شده بود. انتظار آن بود تا با انجام موفقیت‌آمیز این عملیات، ایران دست بالا را به عنوان پشتوانه مذاکرات سیاسی، پیدا کند و بتواند دولت عراق را نسبت به پذیرش شرایط ایران به منظور خاتمه دادن به جنگ، وادار سازد.

از سوی دیگر ایران در تلاش بود تا با انهدام بخشی از قوای ارتش عراق از تهدید آینده آن جلوگیری کرده و به نقطه بازدارندگی برسد، به گونه‌ای که دشمن دیگر هوس حمله به ایران را نکند. در چنین شرایطی ایران می‌توانست به مراجع بین‌المللی فشار آورد تا دولت عراق به عنوان رژیم متجاوز، شناخته شده و امکان حقوقی برای تنبیه و مجازات متجاوز فراهم آمده و راهی برای دریافت خسارات جنگ بیابد.

از سوی دیگر چنانچه از سوی مخالفین رژیم بعثی، اقداماتی صورت می‌گرفت ایران می‌توانست به مردم عراق برای سرنگونی صدام حسین و رژیم بعثی، کمک کند همچنین رسیدن قوای ایران به ساحل شط العرب امکان آماده شدن قوای ایران را برای تصرف کامل بصره به عنوان هدفی استراتژیک، فراهم می‌آورد.

طبیعی است که تصرف شهر بصره به عنوان دومین شهر بزرگ عراق که عمده منابع نفتی درآن منطقه قرار داشت، می‌توانست فشار زیادی را به رژیم صدام حسین وارد آورد و راه را برای رسیدن به وضع خاتمه جنگ، باز کند. همچنین فشار نظامی وارده به رژیم عراق در این منطقه می‌توانست به اندازه‌ای باشد که ارتش بعثی را قانع کند که سایر نقاط اشغالی خاک ایران را تخلیه کند و دولت عراق قرار داد 1975 را بپذیرد. این اقدام می‌توانست موجب ایجاد فشار برای جلوگیری از ادامه حملات ارتش بعثی از طریق هوا و دریا به مناطق اقتصادی و مراکز نفتی ایران شود. ‏

دیدگاه‌های ارتش و سپاه در مورد عملیات
با توجه به ساختار و سیستم پدافندی ارتش عراق در شرق بصره، فرماندهان ارتش انجام عملیات در این منطقه را موفق نمی‌دانستند. طراحان ارتش با توجه به مسطح بودن و باز بودن زمین منطقه علمیات و فاصله بیش از 30 کیلومتری هدف عملیات از خط تماس و با توجه به اینکه اکثر نیروهای رزمنده ایرانی را یگان‌های پیاده با تحرک کم تشکیل می‌دادند و همچنین با عنایت به وجود گرمای شدید در مرداد ماه خوزستان و همچنین احتمال خستگی سریع رزمندگان در حین اجرای عملیات و نیز مشکلات ناشی از کمبود دستگاه‌های مهندسی برای احداث خاکریز و جان پناه، ضریب پیروزی عملیات را کم برآورد می‌کردند، اما بعضی از فرماندهان سپاه بر اجرای آن، اصرار می‌ورزید.

اختلاف در انتخاب منطقه عملیاتی، موضوعی بود که به تدریج سبب بحث و مجادله بین فرماندهان ارتش و سپاه می‌شد. البته معمولاً در اکثر موارد سرهنگ صیاد شیرازی در نهایت نسبت به اجرای عملیات نظر موافق می‌داد. فرمانده نیروی زمینی ارتش با اجرای این عملیات موافق بود و قرارگاه مقدم نیروی زمینی در طرح ریزی و اجرای این عملیات شرکت داشت.

‏طرح مانور و استعداد نیروهای خودی
عملیات رمضان در چهار محور و در پنج مرحله به شرح ذیل به اجرا درآمد. سه قرارگاه فجر، فتح و نصر در این عملیات زیر نظر قرارگاه مرکزی مشترک کربلا، آماده اجرای عملیات شدند. رسیدن قوای ایران به کانال ماهیگیری و عبور از نهر کتیان و تصرف منطقه نشوه و تنومه تا پل بصره و تصرف حدود 2 هزار کیلومتر مربع از سرزمین دشمن، در طرح مانور برنامه ریزی شده بود.

‏شرح عملیات
قرارگاه فتح در شب اول عملیات با 15 کیلومتر پیشروی در عمق و در عرض 12 کیلومتر از محور زید، خط اول قوای دشمن را شکسته و یگان‌های آن به کانال ماهیگیری رسیدند. این محور، طولانی‌ترین مسیر پیشروی رزمندگان اسلام در عملیات‌ خود در داخل خاک دشمن نسبت به سایر عملیات‌ بوده است. نیروهای تیپ 8 نجف به فرماندهی شهید احمد کاظمی و تیپ 14 امام حسین(ع) به فرماندهی شهید حسین خرازی و تیپ 1 زرهی از لشکر 92 به فرماندهی شهید صفوی خود را به نهر کتیان رسانده بودند.

این نهر دو کیلومتر با شط العرب فاصله دارد و نزدیک بصره است. نیروهای تیپ 25 کربلا هم توانستند تا کانال ماهی جلو بروند و هدف خود راتأمین کنند. نیروهای قرارگاه نصر با موانع سخت شلمچه برخورد کرده و با دادن تلفات سنگین نتوانستند پیشروی کنند. قرارگاه فجر توانست با شکستن دو رده از خط دفاعی دشمن تا حدود چهار پنج کیلومتر در مواضع دشمن، پیشروی کند.

قرار شد این قرارگاه برای تثبیت مواضع تصرف شده خود، خاکریزی بسازد تا جناح سمت راست جبهه وسط تأمین شود. در آن شرایط دستگاه‌های مهندسی کم بود و خدمه آنها نیز دارای آموزش و تجربه کافی نبوده و بر کار خود، مسلط نبودند. بنابراین خاکریز مورد نظر درست و در محل تعیین شده زده نشد. با عدم امکان پیشروی یگان‌های قرارگاه نصر، قرار شد نیروهای این قرارگاه، از محور منطقه زید عبور کرده و جناح راست قرارگاه فتح را تأمین کنند. تا نیروهای این قرارگاه خواستند خود را به منطقه موردنظر برسانند، یگان‌های احتیاط ارتش بعثی، هجوم خود را به مواضع رزمندگان اسلام آغاز کردند.

این اولین بار نبود که دشمن از چنین نیروهایی و از چنین شیوه‌ای برای پاتک، استفاده می‌کرد. در عملیات طریق‌القدس در پل سابله، در عملیات فتح‌المبین در دشت عباس و در عملیات بیت‌المقدس در سرتاسر جادة اهواز ـ خرمشهر، ارتش عراق با همین شیوه نیروهای احتیاط را برای پاتک به کار گرفته بود. با حمله تیپ 10 زرهی ارتش بعثی، نیروهای لشکر 8 نجف و تیپ زرهی لشکر 92 خوزستان متلاشی شدند. شب دوم دوباره از سوی قرارگاه فتح حمله جدیدی علیه مواضع دشمن صورت گرفت و رزمندگان اسلام موفق شدند تا اهداف قبلی را پس بگیرند و به کانال ماهیگیری برسند.

در این شرایط قرارگاه فجر در جناح راست عملیات باز هم نتوانست جلو برود و جناح راست قرارگاه فتح را تأمین کند و خاکریز مورد نیاز را بزند. بنابراین صبح روز عملیات نیروهای این قرارگاه به خط زید بازگشتند. نیروهای قرارگاه فتح شب سوم دوباره حمله‌ای را انجام دادند و موفق شدند تا یک بار دیگر خود را به کانال ماهیگیری رسانده و بازگردند. با توجه به قفل شدن محور منطقه میانی عملیات، تصمیم گرفته شد تا به‌جای حمله از محور زید، از محور کوشک و از منطقه قرارگاه فجر تک ادامه یابد. در این منطقه نیروهای رزمنده با خاکریزهای مثلثی شکل دشمن برخورد کردند.
عملیات رمضان موجب شد تا بخشی از قوا و تجهیزات دشمن، منهدم شده و به یگان‌های آن هم تلفات وارد شود.

تا آن زمان چنین مواضعی از دشمن در جبهه‌های جنگ دیده نشده بود و عدم پیش‌بینی آن، باعث شد تا رزمندگان، نتوانند جهت جغرافیایی خود را یافته، بنابراین در این موانع و خاکریزها سرگردان شدند. با عدم موفقیت آنها، نیروها دوباره به مواضع خود بازگشتند.

با توجه به شناسایی انجام شده در این ناحیه، این عملیات یک بار دیگر در شب هم تکرار شد که موفقیتی در بر نداشت. در مجموع می‌توان گفت که عملیات رمضان در شرق بصره در پنج مرحله انجام شد. به جز مرحله اول که در خط پدافندی دشمن، شکاف ایجاد شد و دشمن با اجرای پاتک به یگان مربوطه، آسیب و خسارات زیادی وارد کرد، در مراحل بعدی، نفوذ در عمق مواضع دشمن، برای رزمندگان اسلام امکان پذیر نشد. به هر حال عملیات رمضان که در 5 مرحله طرح ریزی شده بود با حدود 6 بار حمله به منظور رسیدن به اهداف مرحله اول و رفتن به مرحله دوم، نتیجه‌ای به بار نیاورد.


دعوت امام خمینی(ره) از مردم عراق برای قیام
همزمان با عملیات رمضان، امام خمینی در تاریخ 23 تیر 1361 برابر با 22 ماه مبارک رمضان 1402 در پیامی خطاب به ملت مظلوم در بند عراق، اعلام کردند: «اکنون که برادران مجاهد شما در دفاع از میهن خود و دفع حملات دشمن اسلام، مجبور شدند به خاک عراق بیایند تا به خواست خداوند متعال، ملت ستمدیده عراق را از شرّ حزبی که در طول سلطه غیر مشروعش بر کشور اسلامی، آنچنان ضربه‌ها به این ملت شریف وارد کرده که قابل شمارش نیست، نجات دهند.... به پا خیزید و با برادران صمیمی خود دست اخوت اسلامی دهید و این حکومت ستمگر را از صحنه خارج کنید و خود، با تضمین خود حکومت اسلامی دلخواه را تشکیل دهید.

ملت عزیز عراق، اکنون که برادران شما با فداکاری، جان بر کف برای حفظ میهن خود و نجات برادران عزیز در بند خود به سوی شما آمده‌اند، قیام کنید و با الهام از اسلام بزرگ بر دشمنان اسلام بتازید که برادران عزیز شما و ملت شریف ایران از پشت جبهه‌ها به جبهه می‌آیند و با کمک شما عزیزان و برادران ایمانی، این غده‌های سرطانی را از قلب یک کشور اسلامی بیرون ریخته و ملت شریف عراق را بر سرنوشت خود، حاکم می‌گرداند.‌ ای اهالی غیور بصره به استقبال برادران مومن خود بیایید و دست ستمکار عفلقی‌های کافر را از بلاد خود کوتاه کنید.‌ ای اهالی محترم اعتاب مقدسه،‌ ای جوانان غیور که در هر فرصت بر این ناپاکان تاخته‌اید، فرصتی را که خداوند به شما عنایت نموده غنیمت شمارید و مردانه قیام کنید و سرنوشت خویش را به دست گیرید.

‌ای ارتشیان گرفتار حزب کافری که برای هواهای نفسانی خویش، جوانان شما را به قربانگاه فرستادند، برادران ما برای نجات شما آمده‌اند و با فداکاری و توکل به خدای تعالی، این رژیم کافر و ستمگر را به جهنم می‌فرستند. شما عزیزان دربند به پا خیزید و خود و میهن خود را با کمک برادران ایرانی خود نجات دهید و نگذارید مقدرات کشورتان در آمریکا طرح‌ریزی شود و شما ‌ای برادران و جوانان ایرانی، به کمک برادران رزمنده خود بشتابید که این لحظه از حساسترین لحظات سرنوشت‌ساز است. یا پیروزی اسلام بر کفر عفلقیان و یا خدای نخواسته اگر غفلتی و یا اهمالی شود، شکست اسلام و ننگ ملت برای همیشه و هیهات که شما جوانان غیور زیر بار ذلت بروید.

پس تکلیف اسلامی و میهنی شما اقتضا دارد که به سوی جبهه‌ها جوانمردانه هجوم آورید و بکوشید تا جامه ذلت نپوشید و بدانید که روحیه ارتش عراق به کلی از دست رفته است و اسلام، امروز احتیاج به شما جوانان برومند دارد. به سوی نبرد با کفر بشتابید و برادران عراقی خود را نجات دهید و برادران جان بر کف رزمنده جمهوری اسلامی را کمک کنید که فردا دیر است. از خداوند متعال نصرت اسلام و مسلمین را خواستارم»8.

گرچه این پیام از رسانه‌های ایران منتشر شد، ولی اطلاعی از میزان آگاهی مردم عراق از این پیام در دست نیست و در مجموع واکنشی از سوی آنان مشاهده نشد!

نتایج عملیات
عملیات رمضان موجب شد تا بخشی از قوا و تجهیزات دشمن، منهدم شده و به یگان‌های آن هم تلفات وارد شود. در این عملیات حدود 250 کیلومتر مربع از خاک ایران آزاد شد و 80کیلومتر مربع از خاک عراق نیز به تصرف قوای خودی درآمد9. تیپ‌های 96، 12، 43 پیاده و نیز تیپ 88 مکانیزه و تیپ 55 مختلط از ارتش بعثی تا حدودی منهدم گردیده و حدود 6400 نفر از نفرات دشمن کشته و زخمی شدند و 1315 نظامی بعثی نیز به اسارت درآمدند. 650 دستگاه تانک و نفربر و 150 دستگاه انواع خودرو نیز منهدم شد و 100 دستگاه تانک و نفربر و مقادیر زیادی جنگ افزار و مهمات نیز به غنیمت رزمندگان اسلام درآمد.

یگان‌های خودی هم متحمل تلفات زیادی شدند. بسیاری از رزمندگان اسلام از جمله محمد حسن علایی، در این عملیات که در تابستان داغ خوزستان انجام گرفت، به شهادت رسیدند. سپاه پاسداران در تاریخ 10/5/1361 شمار شهدای عملیات رمضان را 1580 نفر و مجروحان را 10205 نفر و شمار مفقودین و اسرا را 2103 نفر اعلام کرد10.

علل ناکامی عملیات
برای شکست عملیات رمضان می‌توان دلایل متنوع و متعددی را برشمرد. برخی از فرماندهان از جمله فرماندة وقت سپاه معتقدند که چنانچه عملیات رمضان حدود 2 هفته زودتر از زمان اجرا شده، انجام می‌شد، توأم با موفقیت بود؛ زیرا دشمن برای تکمیل اقدامات مهندسی و توسعة استحکامات خود، فرصت کافی نداشت و با استفاده از ضعف‌های موجود خطوط پدافندی ارتش عراق، رزمندگان اسلام می‌توانستند به سرعت در عمق مواضع دشمن نفوذ کنند. دو عامل در تأخیر عملیات رمضان مؤثر بود: اول مباحثی که راجع به ورود ایران به خاک عراق مطرح شده بود و دوم هم حادثه حمله اسرائیل به لبنان11.

به هر حال عدم موفقیت در این عملیات می‌تواند دلایل زیادی به شرح ذیل داشته باشد:

1- اطلاعات ناقص
به دلیل فرصت کم برای انجام شناسایی‌ها و نبود عکس هوایی به موقع، در این عملیات امکان کسب اطلاعات کافی از مواضع، استحکامات، موانع و چگونگی آرایش پدافندی جدید واحدهای ارتش بعثی فراهم نشد. اطلاعات نیروهای خودی از عمق مواضع ارتش عراق نیز کافی و دقیق نبود. شناسایی‌ها در این منطقه، به گستردگی عملیات‌های سابق انجام نگرفته بود.

بنابراین در حین اجرای عملیات بود که رزمندگان اسلام متوجه عمق مشکل احداث مواضع جدید مثلثی شکل برای واحدهای زرهی دشمن شدند. این سنگرهای جدید تانک، هم موجب محافظت تانک‌ها در برابر سلاح‌های ضد زره خودی می‌شد و هم رزمندگان پیاده را در درون فضای خود دچار سردرگمی می‌کرد. ارتش عراق موانع مثلثی شکل را 8 کیلومتر دورتر از دژ مرزی احداث کرده و مواضع اصلی دفاعی خود را در آنها قرار داده بود.

این یک ریسک بزرگ برای ارتش عراق بود، ولی این تاکتیک موجب می‌شد تا نیروهای اصلی دفاعی عراق دور از دسترس نیروهای مهاجم ایرانی قرار گیرند و غافلگیری آنها در هر شرایطی از بین برود. از سوی دیگر حداکثر میزان پیشروی نیروهای پیاده ایران در یک شب به طور متوسط 8 کیلومتر بود. بنابراین ارتش عراق با این شیوه می‌توانست از صبح پس از شروع عملیات با نیروهای آسیب ندیده و آماده به جنگ، با رزمندگان ایران وارد درگیری شود. ارتش عراق این تجربه را از عملیات‌های گذشتة ایران به دست آورده بود.

2- عجله در طرح‌ریزی عملیات
به نظر می‌رسد که طرح ریزی عملیات با سرعت انجام گرفته بود و بنابراین به موانع احداث شده در مواضع یگان‌های دشمن، دقت کافی نشده بود. از سوی دیگر مانور عملیات، انجام یک تک جبهه‌ای بودکه طرح درستی نبود.همچنین بسیاری از عوامل موجود در زمین منطقه عملیات برای فرماندهان و رزمندگانیگانها، ناشناخته باقی مانده بود. برای مثال با توجه به استحکامات و موانع انبوه، نباید حمله از محور شلمچه در دستور کار قرار می‌گرفت، بلکه باید در طرح مانور، قرارگاه نصر به عنوان دنبال پشتیبان قرارگاه فتح در نظر گرفته می‌شد و بلافاصله از محور قرارگاه فتح توسعه عملیاتی صورت می‌گرفت.

از سوی دیگر به علت آماده نشدن کامل پاسگاه فرماندهی قرارگاه مقدم ارتش، یگان‌های شرکت‌کننده از ارتش در عملیات رمضان از پاسگاه فرماندهی یکی از یگان‌های درگیر هدایت می‌شدند و برقراری ارتباط فرماندهی عملیات با یگان‌های عمده درگیر به سختی انجام می‌شد. البته بعداً این اشکال برطرف شد.

3- کاستی‌های مهندسی
طرح ریزی و انجام عملیات رمضان بیش از اندازه بر توانمندی‌ها، فعالیت‌ها و انجام عملیات مهندسی رزمی متکی شده بود که از نظر تاکتیک یک نقطه ضعف به حساب می‌آمد. در بعضی از محورها باید همزمان با یگان‌های عمل کننده دستگاه‌های مهندسی به همراه نیروهای پیاده جلو رفته و خاکریز می‌زدند تا سپس رزمندگان در پشت آن خاکریز پدافند کنند. عدم پیش بینی دستگاه‌های مهندسی کافی موجب شد تا به موقع خاکریز مورد نیاز به منظور تأمین جناحین یگان‌های عمل کننده در قرارگاه فتح، احداث نشود و نیروها بدون جان پناه در معرض پاتک دشمن قرار گیرند. از سوی دیگر ارتش عراق زمین شرق بصره را برای جنگ زرهی آماده کرده بود و مواضع مثلثی شکل احداث شده، موجب سردرگمی و کندی حرکت رزمندگان پیاده می‌شد. بنابراین موانع طبیعی مانند کانال ماهی و نیز مواضع مصنوعی احداث شده شرایط را برای دفاع نیروهای عراقی، بهتر فراهم آورده بود. می‌توان گفت زمین منطقه عملیات نسبت به عملیات‌های قبلی تغییر یافته و دشمن هم با تاکتیک جدید می‌جنگید.

4- گرمای شدید هوا و نداشتن قابلیت انعطاف در اداره عملیات و جابجایی نیروها
زمان اجرای عملیات رمضان در فصل تابستان و در اواخر تیر و اوایل مرداد ماه یعنی گرمترین فصل هوای خوزستان و در ایام ماه مبارک رمضان بود. در نتیجه شرایط آب و هوایی نامناسب موجب افزایش فشار زیادی بر توان جسمی رزمندگان می‌شد.

با توجه به مشکل پدید آمده برای قرارگاه فتح از جناح راست عملیات، نیاز به انتقال فوری نیروهای قرارگاه نصر به این منطقه بود. نداشتن قدرت تحرک، موجب تأخیر در رسیدن این نیروها به پای کار و در نتیجه فرصت یافتن دشمن برای استفاده از قوای احتیاط شد. باید توجه داشت که جناح چپ عملیات با آبگرفتگی بوبیان پوشیده شده بود و مشکلی در آنجا وجود نداشت و فقط باید مشکل جناح راست عملیات، حل می‌شد.

5- آمادگی ارتش عراق وعدم غافلگیری
پیش از آغاز عملیات رمضان،ارتش عراق فرض را بر این گذاشته بود که عملیات ایران در خارج از مرز‌ها و در تعقیب قوای متجاوز ادامه خواهد یافت. با فعالیتهای اطلاعاتی انجام شده، ارتش عراق از مکان و زمان عملیات تا حدود زیادی باخبر شده بود و توانسته بود تا حدود زیادی محور، استعداد نیروهای عمل‌کننده و اهداف عملیات را مشخص کنم12. پس از عملیات بیت‌المقدس، ارتش عراق بیکار ننشسته بود بلکه در شیوه‌ها و تاکتیک‌های دفاعی خود تغییراتی ایجاد و آنها را اصلاح کرده بود. از سوی دیگر، با اعلام اعدام افراد عقب‌نشینی کننده، رعب و وحشت در بین نیروهای عراقی ایجاد کرده بود.

همچنین ارتش بعثی، سازمان یگان‌های احتیاط و نیز قوای جیش الشعبی را به عنوان ابتکاری جدید برای مقابله با تهاجم نیروهای پیاده ایرانی بوجود آورده بود.با نپذیرفتن آتش بس از سوی ایران، ارتش عراق بیش از هر وقت احتمال حمله ایران به منطقه شرق بصره را می‌داد، زیرا این منطقه می‌توانست طبیعی‌ترین محور تهاجم قوای ایران باشد. بر همین اساس ارتش عراق، اقدامات همه جانبه‌ای را برای مقابله با حمله ایران تدارک دیده بود.‏

‏6- اسیر پیروزی عملیات بیت المقدس شدن و عدم‌تغییر اساسی در تاکتیک‌ها
احساس غرور از موفقیت در عملیات‌ گذشته و اطمینان بالا نسبت به توانایی‌های خودی به خاطر پیروزی‌های قبلی، موجب شد که احتمال امکان عدم موفقیت در این عملیات در ذهن فرماندهان، کاهش یابد. این وضع، موجب بروز نارسایی‌هایی در مقابله با دشمن شد به گونه‌ای که به طوری که برخی معتقدند غرور ناشی از پیروزی‌های قبلی، صفا و معنویت عملیات قبلی را در این عملیات، کاهش داده بود. قوای ایران تحت تأثیر پیروزی‌‌های عملیات‌ فتح المبین و بیت المقدس با ضعف‌های خود به طور کامل آشنا نبوده یا آنها را نادیده می‌گرفته‌اند.

گرچه دشمن از نظر شیوه آرایش و نوع تاکتیک‌ها تغییر کرده بود، ولی نیروهای خودی از همان ابتکارات، شیوه‌ها و تاکتیک‌های قبلی برای برخورد با یگان‌های زرهی ارتش عراق، استفاده می‌کردند. این تاکتیک‌ها هم عمدتا برای ارتش عراق شناخته شده بود. در حین عملیات مشخص شد توانمندیهای ارتش عراق تا حد زیادی تغییر کرده و لشکرهای عراق همان یگان‌های سابق نیستند و کیفیت آنها افزایش یافته است.‏

‏7- تضعیف انگیزه‌ها
از آنجا که برخی از فرماندهان و رزمندگان فکر می‌کردند پس از فتح خرمشهر، عمده سرزمین‌های ایران آزاد شده است‌، بنابراین جنگ در این شرایط می‌تواند پایان یابد، بنابراین ابهام و تردید در مورد ادامه عملیات در خاک دشمن در بین برخی از رزمندگان ارتش و سپاه وجود داشت و انگیزه و روحیه جنگندگی مانند زمانی که قوای ارتش متجاوز در خاک ایران حضور داشتند، وجود نداشت. البته این دیدگاه چندان امکان ظهور و بروز را نداشت، زیرا فضای عمومی کشور و روحیة اغلب رزمندگان با ادامه جنگ تا سرنگونی صدام حسین موافق بود.

‏8ـ تصور نادرست ایران از وضع ارتش عراق و جنگیدن دشمن در زمین خود
ایران تصور صحیحی از واقعیت ارتش عراق نداشت. با عقب‌نشینی عراق به خطوط مرزی، آرایش دفاعی وی بهتر و خطوط مواصلاتی آن، کوتاهتر شده بود. عملیات بیت المقدس موجب شده بود تا احساس عدم انسجام و از هم گسیختگی ارتش بعثی عراق در ذهن برخی از تصمیم گیرندگان صحنه عملیات و جنگ، شکل گرفته و اوضاع داخلی عراق، پس از فتح خرمشهر نابسامان ارزیابی شود. ارتش عراق مواضع خود را تقویت کرده بود و شرایط رزمی در داخل خاک عراق با شرایط رزمی در داخل خاک ایران تفاوت کرده بود ولی ایران هنوز با مؤلفه‌های پیشین ‌برنامه‌ریزی می‌کرد و می‌جنگید. درحالی‌که ارتش عراق به‌طور مرتب از نظر جنگ‌افزار و تجهیزات در حال فربه شدن بود، ایران دائم از لحاظ لجستیکی در حال لاغر شدن بود. این امر عملاً موازنه و تعادل قوا را به نفع عراق برهم می‌زد. حضور ارتش عراق در خاک آن کشور موجب تسلط دشمن به جنگ در سرزمین خود شده بود.

از سویی قوای خودی با سرزمین جدیدی که مواضع و سنگر‌های متفاوتی در آن احداث شده بود، عملیات خود را صورت می‌دادند. در این رابطه صدام حسین در سخنرانی مورخ 30/3/1361 خود گفت: «احساس سربازان و ارتشیان ما در هنگامی که از اراضی و حقوق خود دفاع می‌کنند با حالتی که در عمق مثلاً 80 کیلومتری سرزمین دشمن دارند. متفاوت است.»13

ارزیابی عملیات
عملیات رمضان، نتوانست به اهداف تعیین شده خود برسد و منطقه مورد نظر تصرف نشد. این عملیات، دستاوردهای مورد انتظار را در پی نداشت. در این عملیات، نیروهای ایران از پاسگاه زید و منطقه کوشک به طرف یک بیابان خالی از سکنه رفتند، ولی با استحکامات، موانع و مواضع مستحکم ارتش عراق برخورد کردند.

در این عملیات روحیه رزمندگان بالا و امکانات آنها هم نسبت به قبل افزایش پیدا کرده بود و دشمن هم در اضطراب روحی به سر می‌برد. ولی با این حال موفقیتی حاصل نشد زیرا دشمن در تاکتیک‌های دفاعی خود تغییراتی ایجاد کرده بود که فرماندهان جنگ، تا قبل از اجرای عملیات متوجه آنها نشده بودند. این عملیات برای کسانی که فشار می‌آوردند تا با انجام عملیات بی‌تأخیر، کار جنگ یکسره شود، روشن ساخت که کار به این آسانی نیست و ارتش عراق، در خاک خود با انگیزه قوی‌تری می‌جنگد.14

پیروزی‌های قبلی رزمندگان اسلام، مسئولین کشور را بیش از حد به خود امیدوار کرده بود. در زمان انجام این عملیات، هماهنگی لازم بین نیروهای ارتش و سپاه آنگونه که در عملیات قبلی مثل بیت‌المقدس و فتح‌المبین وجود داشت، به چشم نمی‌خورد. آنها زیر بار یکدیگر نمی‌رفتند و روش‌های جنگی یکدیگر را قبول نداشتند. این عملیات، اولین نبردی بود که در آن رزمندگان اسلام، از برابر قوای دشمن عقب نشینی می‌کردند.

اگر این عملیات موفق می‌شد، عمده قوای ارتش بعثی منهدم می‌شد و احتمال ظهور انتفاضه در مردم عراق به‌وجود می‌آمد. امام خمینی انتظار شورش مردم جنوب عراق علیه صدام حسین را داشتند. بر همین اساس در حین انجام این عملیات، خطاب به مردم و عشایر بصره پیامی صادر کردند و از آنها خواستند تا با فرصت پیش آمده، علیه رژیم بعثی قیام کنند. ناکامی در این عملیات باعث شد که طرح‌ریزی عملیات جدید در جبهه جنوب متوقف شود. از این زمان مسیر عملیاتی جنگ تغییر یافت.

رزمندگان اسلام به طرح‌ریزی در مناطق بالایی جبهه نبرد روی آوردند و عملیاتی مانند محرم، والفجر مقدماتی، والفجر 1، والفجر 2، والفجر 3 و والفجر4 را انجام داده و به مناطق سومار و مهران و پنجوین روی آوردند. این عملیات باعث شد تا جبهه جنگ با دشمن به سراسر مرز گسترش یافته و توان نیروهای رزمنده عملاً تقسیم شود. تجزیه قوای ایرانی عملاً به نفع دشمن تمام شد و ارتش عراق از تجزیه نیروهای ایرانی نهایت بهره را برد. به هر حال، طرح‌ریزی و اجرای عملیات رمضان، نشان داد دشمن با تاکتیک‌های رزمندگان اسلام آشنا شده است. ارتش بعثی برای حفظ خطوط مقدم خود، تدابیر جدید دفاعی اندیشیده است.

ارتش عراق، بر توان رزمی خود افزوده است. ادامه جنگ با تاکتیک‌های گذشته امکان پذیر نیست زیرا شرایط زمینی و نحوه پدافند دشمن عوض شده و استحکامات وی عمق بیشتری یافته و به‌هم پیوسته شده است. مسئولین اصلی حکومتی عراق، در صحنه جنگ حضور فعال دارند در حالی که در سمت ایران این چنین نیست. به هر حال، انجام این عملیات باعث شد تا عراق به خود امیدوار شده و بتواند ضعف‌های یگان‌های ایرانی را شناسایی کند. همچنین عملیات رمضان چهره جدیدی از جنگ را برای فرماندهان ایرانی ترسیم کرد و مشخص شد که دوباره توازن قوا به نفع ارتش بعثی تغییر کرده است.

عدم توفیق در این عملیات، باعث بروز انتقاداتی هم شد. آنها که نسبت به تأخیر انجام عملیات، معترض بودند متوجه شدند که جنگیدن در خاک دشمن به آسانی جنگ در زمین و خاک خودی نیست. واقع بینی رزمندگان هم که عملاً در صحنه عملیات بودند و واقعیت‌ها و مشکلات جبهه را می‌دیدند، هم افزایش یافت.15

واکنش عراق و حمله به غیر نظامیان
ارتش عراق علاوه بر بسیج واحدهای زمینی خود در جبهه عملیاتی رمضان و بمباران مداوم این منطقه جنگی با هواپیماهای جنگی خود در پاسخ به این عملیات، در روز چهارشنبه 23/4/1361 به شهرهای خرم آباد، باختران و ایلام حمله هوایی و حدود 45 نفر را شهید، صدها نفر را مجروح و ده‌ها خانه مسکونی را ویران کرد.

با شدت یافتن جنگ، به سفارش مسئولان امنیتی و نظامی، رئیس‌جمهور در 24/4/1361 در محیط کار خود حضور نیافت و موقتاً در جای دیگری مستقر شد. همچنین جنگنده‌های عراقی در روز جمعه 25/4/1361 چندبار به همدان، خرم آباد، کرمانشاه و ایلام حمله کردند که ده‌ها نفر شهید و صدها نفر نیز مجروح شدند. در این روز یک هواپیمای F-4 ایرانی در ایلام سقوط کرد.16

با ادامه حملات عراق به مناطق مسکونی، ایران تصمیم گرفت تا پالایشگاه بغداد را به‌عنوان مقابله به مثل، بمباران کند. بر اساس این تصمیم جنگنده‌های نیروی هوایی در روز چهارشنبه 30/4/1361 پالایشگاهی در بغداد را بمباران کرد که بر اثر آن، یک هواپیمای خود را از دست داد. عراق هم بلافاصله در پاسخ، مناطق مسکونی شهر اهواز را بمباران کرد.17

تحول در راهبرد نظامی عراق
با پایان یافتن عملیات رمضان مشخص شد که راهبرد ارتش عراق، دفاع مطلق در جبهه‌های جنگ زمینی با کمک مسلح کردن زمین از طریق کار مهندسی و تغییر شرایط زمین و آرایش جدیدی از نیروهای زرهی با کمک کار مهندسی بود، به گونه‌ای که اجازه ندهد قوای آن کشور، سرزمین و خاک خود را از دست بدهند. ارتش عراق با برطرف کردن نقاط ضعف خود و به منظور گرفتن زمان و فرسایشی کردن جنگ، جلوگیری از پیشروی قوای ایرانی را در دستور کار خود قرار داد. در چنین شرایطی ارتش بعثی در خاک خود می‌جنگید و خطوط جبهه وی جمع و جورتر شده بود. بنابراین بهتر می‌توانست جبهه خود را مدیریت کرده و با رزمندگان اسلام بجنگد."

و اینچنین پس از پچپچه های پشت خط نبرد، اثری که با موفقیت بسیار توانسته تمامی آن چالشهای مدلول کارزار در سالهای دود و خون و باروت را با دندان طنزش به نیش کشد، جنگ تا شش سال به درازا کشید و تلفات ایران عزیزمان به نقل از ویکی پدیا اینگونه رقم خورد:
" ۱۲۳٬۲۲۰ تا ۱۶۰٬۰۰۰ نفر کشته شده در نبرد و ۶۰٬۷۱۱ مفقود (بر اساس اعلام دولت ایران)
۲۰۰٬۰۰۰ تا ۶۰۰٬۰۰۰ نفر بر اساس آمارهای مستقل
۸۰۰٬۰۰۰ نفر کشته در میدان نبرد (بر اساس اعلام عراقی‌ها)
۳۲۰٬۰۰۰ تا ۵۰۰٬۰۰۰ نفر مجروح
۴۰٬۰۰۰ تا ۴۲٬۸۷۵ نفر اسیر
۱۱٬۰۰۰ تا ۱۶٬۰۰۰ نفر تلفات غیرنظامی
۶۲۷میلیارد دلار خسارت مالی "

سایت جامع دفاع مقدس چنین منتشر نمود:

آمار کلی شهدای جنگ تحمیلی: ۲۱۳۲۵۵ نفر

آمار تفکیک شده شهدا:
درگیری مستقیم با دشمن: ۱۵۵۰۸۱ نفر
حملات دشمن به شهر‌ها: ۱۶۱۵۴ نفر
حوادث متفرقه: ۱۱۸۱۴
سایر موارد: ۹۸۸۹ نفر

مجرد: ۱۵۵۲۵۹ نفر
متأهل: ۵۵۹۹۶ نفر

۱۴ ساله و کمتر: ۷۰۵۴ نفر
۱۵ تا ۱۹ ساله: ۶۵۵۷۵ نفر
۲۰ تا ۲۳ ساله: ۸۷۱۰۶ نفر
۲۴ تا ۲۹ ساله: ۲۲۷۰۳ نفر
۳۰ ساله و بالا‌تر: ۳۰۸۱۷ نفر

آمار شهدا به تفکیک نوع شغل:
۱- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
کادر (پاسدار): ۲۳۱۹۹ نفر
سرباز: ۱۶۷۳۸ نفر
۲- ارتش جمهوری اسلامی
کادر (ارتش): ۹۰۸۹ نفر
سرباز: ۳۶۹۶۵ نفر
۳- نیروی انتظامی جمهوری اسلامی
کادر (نیروی انتظامی): ۲۹۲۶ نفر
سرباز: ۵۶۷۲ نفر
۴- شغل آزاد: ۳۱۶۷۴ نفر
۵- دانش‌آموز: ۳۲۲۷۵ نفر
۶- دانشجو: ۲۶۰۸ نفر
۷- روحانی: ۲۷۴۲ نفر
۸- بیکار: ۶۱۲۸ نفر
۹- دولتی: ۲۶۲۹۳ نفر
۱۰- بسیج ویژه: ۲۳۲۹ نفر
۱۱- خانه‌دار: ۳۱۳۶ نفر
۱۲- کودک: ۲۹۰۶ نفر
۱۳- غیرایرانی: ۴۵۶۵ نفر

____________________________
ننگ بر جنگ، شرم بر آتش افروزان
کیان عزیز برادر متفکر و تئاتر دوستم ! دوست قدیمی ای که در تیوال نوشته هایت همیشه برایم سند تایید بوده است! برایت بهترین ها رو آرزومندم...
۲۲ شهریور
پوزیترون عزیز درود.
فرصت دیدار و گپ و گفت دوباره با شما همراه دیرین موهبتی مغتنم ست. دوست خوبم مداوم بادا.
۲۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تعهد چیست؟
تعهد، بیش از دو ساعت هنرنمایی جذاب ِ حسین محب اهری در سن شصت و شش سالگی است که با وجود چند سال مبارزه با سرطان پیشرفته و وخامت وضعیت جسمانی، همچنان یک نفس خاک صحنه را می خورد تا برای کمتر از پنجاه تماشاگری که موفق شده اند خود را به منتهی الیه شرق تهران رسانند، به اتفاق دیگر همکاران هنرمندش در نمایشی فرحبخش، تماشایی، گوش نواز و پر شور « حق مطلب » را ادا کنند.

#با_گوشی_خاموش_تاتر_ببینیم
نخست درود بر تعهد نابِ خودت در یادآوری و اطلاع این مطلب؛ سپس درود بر این کهنه‌بازیگر دوست‌داشتنیِ مانده در خاطرات ترک‌خورده نسل ما.
بهترین آروزها را تقدیمش و گیراترین دعاهای سلامتی را به سوی نازنینش گسیل می‌کنیم.
۲۵ مرداد
واقعا زحمت کشیده شده بود . دستشون درد نکنه
۰۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
« من عاجزانه تقاضا می کنم ترک کنید این تئاتر لعنتی رو »
رضا بهبودی عزیز:
http://www.aparat.com/v/J8rBY

دوستان وقت آن نرسیده که یا ترک ِ تئاتر کنیم یا جزء آن پنج نفر قرار بگیریم که هنگام حضور در سالن نمایش، با عدم استفاده از تلفن همراه و رعایت حقوق هنرمندان و دیگر تماشاگران، فرهنگ را ارج می نه‍یم؟
کیان عزیز
لازم میدونم نکته ای را اضافه کنم . رضا بهبودی در اینستاگرام خود این ویدیو را به همراه کپشنی بسیار تلخ قرار داد . کپشنی در مورد سختی های جسمی و روحی فراوان خود در تئاتر ، درباره خون دل هایی که به جان خریده و چه بی توجهی هایی که متحمل نشده است. به ... دیدن ادامه » گفته وی سال های زیادی را با کم پولی و بی پولی ساخته و تمام زندگی اش را وقف تئاتر کرده است . در پایان هم این سوال را مطرح کردند که آیا باز هم باید به این راه پرمشقت و فرسایشی ادامه دهم یا خیر ؟ گویی تنها نقطه امید ایشان که همان تماشاگران اند خدشه دار شده است . متاسفانه این پست اینستاگرام بعد از چند ساعت حذف شد .
۲۲ مرداد
من هم ضمن همدلی و ابراز خرسندی با تذکر قاطعانه آقای بهبودی به اون تماشاگر خاطی که در واقع حرف همه ما مخاطبین بی‌دفاع و علاقمند تئاتره (که زبون‌مون در برخورد با آزار و اذیت این دوستان قاصره) خدمت جناب بهبودی عرض می‌کنم قـاتـل اصلی لذت تماشای تئاتر واسه ... دیدن ادامه » تماشاگر، عــــکـــــاس‌های محترم هستند چه شب‌ها که سالن سالن مخاطب رو "مدیون" خودشون نکرده باشند. به نقش این عزیزان در معرفی و دیده شدن نمایش‌ها و مهم‌تر از اون به ثبت تاریخی اثر در حافظه تصویری روزگار آگاه و معترفم اما معتقدم اول باید اون نمایش تو چشم و گوش و ذهن ما بینندگان حاضر در سالن ثبت و ضبط بشه و مگر ژره دسته مسلح دوستان عکاس و رگبار مداوم شاتر مجالی واسه ما بینوایان می‌ذاره؟ کاش آقا رضای عزیز و البته سایر هنرمندان دلسوز هنر که معتقد به "حساسیت‌های نمایش" هستند بدونند که چشم‌مون به صحنه خشک شد تا مگر شجاعت‌شون دامن عکاسان رو هم بگیره چه عکاسان خود گروه، چه عکاسان همکار سالن، چه عکاسان آزاد و چه عکاسان "نامی" که مصرف شجاعت و صداقت در تذکر به اونها شاید دل و جرات بیشتری طلب می‌کنه. حالا جوالدوز نشد، لااقل سوزن!
۲۴ مرداد
محمد شمالی گرامی، در مورد پارادوکس اخلاق فردی از نظر من پارادوکسی وجود نداره چون خشم و غضب یا فریاد زدن یا حتی دست بلند کردن روی دیگری لزومن به معنای غیر اخلاقی بودن نیست.

مسئله ادب کردن فرد متجاوز نیست بلکه جلوگیری از تجاوز هست و فرد متجاوز متوجه هست ... دیدن ادامه » که شما با او مشکلی نداری و صرفن هدفت جلوگیری از تجاوز و پایمال شدن حق دیگریست.

البته به طور کلی درگیر شدن خود نشانه ی ضعف هست و در واقع از روی ناچاریست وگرنه وقتی شما اقتدار داشته باشی کسی جرأت تجاوز به خود نمیدهد یا اگر بدهد هم تو میتوانی جوانمردانه او را ببخشی چون فرد متجاوز متوجه برتری و قدرتت هست و بخشش تو را به حساب ضعف تو نمیگذارد و در نتیجه بخشش نه تنها جری ترش نمیکند بلکه او را شرمنده میکند.
۲۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از دوستداران اشکان خیل نژاد عزیز و آثار پیشینش هستم.
به نظر من پسران تاریخ، نمایشی که بی تکلف نیست، اثری ست مردد مابین دو فضای متضاد که از طرفی تأکید و تعمد بی رویه اش در غامض گویی منجر به بازماندنش از مخاطبی می شود که منتظر پیمایش ِ دراماتیک ِ جدید ِ دیگری ست اما به دفعات مجبور می شود بی آنکه دلیلی برای این همه تشریفات بیابد ذهن گرسنهٔ خویش را دعوت به صبر نماید تا نمایش با خوراک جدید سر برسد اما در عوض با سکته هایی مملو از هزل در بیان و بدن مواجه می شود که برخلاف آنچه تاکنون بوده درصدد اصرار و استدعا برای خنده گرفتن از مخاطب و تلطیف فضاست و چنان خودشیرین می شود که گویی سعی در جبران مرارت وارده دارد.
همچنین فکر می کنم که قصه در این نمایش فدای کارگردانی و ایده پردازی ها شده است. روایت جاذبه زدایی گردیده، دیالوگ ها هرچند تأمل برانگیز اما در دل داستان ... دیدن ادامه » ننشسته اند و فقط بی هوا پرتاب می شوند. تکنیک سیال ذهن موفق پیاده نشده و خرده اتفاقات پراکنده سر بر می آورند و فروکش می کنند. وزن شخصیت پردازی ها با درونمایهٔ متن همخوانی ندارد و حتی در تیپ سازی نیز با توزیع مناسبی روبرو نیستیم. همسرایی های بیش از اندازه که معنای آنرا متوجه نمیشدم بر آشفتگی ِ ارتباطم با صحنه افزود و البته نور بعنوان نقطه قوت نمایش به خوبی ایفای نقش کرد.
مهمتر از همه در بحث محتوا من نمایشنامه را نخوانده ام اما در این اجرا اینگونه به نظر من رسید که پسران تاریخ بیش از آنکه به تقبیح سوءاستفاده جنسی توسط اساتید ادبیات یا معارف یا ... بپردازد، آنرا حتی موجه نیز جلوه داد و برای هکتور و هکتورها از سوی شاگردان ِ زیر هجده سالشان همدردی و ترحم خرید و بگونه ای مدال قهرمان بر سینه هکتورها آویخت. این را نه خطای شناختی ِ چون منی که مخاطب ِ از همه جا بی خبر تئاتر هستم ، بلکه معلول ِ ایراد اثر و لکنت نمایش و نارس بودنش می دانم البته از ظاهر امر بر می آید که نمایشنامه واجد کارکرد منحصر به زمان و مکان خاص خود بوده است علی ایحال در دراماتورژی، مفاهیم آن با دقت و ظرافت ِ لازم جراحی نشده است بعنوان مثال عمیقاً احساس میکنم که متن اصلی دارای یک وجه تراژیک بسیار تأثیرگذار و معناساز بوده که دراینصورت نمایش آنرا اغلب نادیده گرفته و بطور شایسته پرداخت نکرده است.
بازیگران تلاش قابل تقدیری نمودند. نقش آفرینی حامد رسولی تحسین برانگیز بود. ای کاش زحمات این عزیزان حاصلی مطلوب برایم داشت.
کیان عزیز با بسیاری از فرازهای نکاتی که به درستی به آنها اشاره کرده بودی همسو هستم.
من نیز با شما موافقم که: «قصه در این نمایش فدای کارگردانی و ایده پردازی ها شده است»
تکمله: پاراگراف نخست نوشته‌ات مثال‌زدنی و برای من بسیار بسیار خواندنی و آموزنده بود.
۲۰ مرداد
درست ترین و دقیق ترین نقدی که خوندم
سپاس
۰۴ شهریور
علی عزیز سپاس از بذل توجه شما
۰۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(نظر شخصی)

یک دقیقه و سیزده ثانیه زمان تا هریک از سه شخصیت و نیمِ حاضر خودشان را در قالب مونولوگ معرفی کنند، اما اینکه این جلسۀ معارفه توسط چه کسی و با چه هدفی تشکیل شده است و یا دیگر ابهامات... لااقل بر من پوشیده ماند و یا شاید این دورهمی چنان مفرح و صمیمی و البته دور از واقعیت و در فضای فانتزی ذهن نویسندهٔ عزیز برگزار می گردد که پاسخ به این پرسش نیز به مانند دیگر سوألات اساسی از اسباب قصه و چرایی ِ داستانکها و پردازش شخصیت ها که لازمهٔ ارتباط و اتفاق اثر با منِ مخاطب است ، در لابلای هرج و مرج متنِ اهمال کار و اجرای مسامحه گر گم شده است. متنی سرخوشانه، شتابزده و متزلزل فاقد پیرنگی استوار چنانکه گویی سه صفحه حاشیهٔ شعارگونهٔ زرد بر سه خط از خلاصهٔ اخبار نگاشته شده است، در سطح و آشفته، مزین به اجرایی که هرچند ایدهٔ تکراری اش همچنان جذاب می نمایاند ... دیدن ادامه » اما نتوانسته پتانسیل فراوان بازیگران ِ سرشناس خود را به منصه ظهور بگذارد و تماشاگر را بطور شایسته به جهانِ خود کشاند، طوریکه او (اویی که من باشم) هرگز باور نمی کند اینان نامی به جز سیما، پانته آ. لادن و مینا داشته باشند.

بنظرم آنچه به تماشا نشستم طرح اولیه از یک تئاتر تجربی با روح سانتیمنتال بود که تنها برانگیختگی احساسات را به مقتضای احوالات هر مخاطب سرلوحهٔ کار داشت و صرفنظر از میزان توفیقش در این مهم، هرگز از لایهٔ شخصی به یک دغدغهٔ اجتماعی ورود نیافت و باز این باور را قوت بخشید که بیان معضلات زنان، جز از زبان و قلم زنان ساخته نیست بخصوص اگر قصد شود که چنین محصولاتی در حجم انبوه تولید شود آنگاه قطعاً باید نگران کیفیت بود.

با حداقل انتظارات به دیدنش بروید تا آنطور که بر نگارنده حادث شد، انرژی تماشای سه نمایش ِ بعد را پیشخور نکند.
به نظرم نمایش شلتر بهترین نمایشی بود که با موضوع زنان کارتن خواب ساخته شده بود
۰۴ مرداد
جناب سپهر
با درود. کاملا با شما موافقم . شلتر به مراتب بهتر بود
جناب کیان با نظر شما موافقم . به نظرم چیزی که دیدم نمایش نبود. صرفا یک دورهمی بود .
۰۷ مرداد
سپهر عزیز، حدیث ارجمند، فروزین گرامی
از توجه و مشارکت شما دوستان سپاسگزارم.
امیدوارم هنرمندان نامدار کشورمان تیغ نقد اجتماعی را با دقت و جدیت بیشتری آبدیده، بران و صیقل نمایند تا در کنار انگیزش هیجانات مخاطب، در برش و تراش اذهان جامعه نیز هر چه بیشتر کارساز ... دیدن ادامه » افتد و به تولید و تذهیب فکر بیانجامد.
۰۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا پیش از این مدتها مو به تنم سیخ نشده بود و منقلب شدن را تقریبا از یاد برده بودم.
لذت بردم از آفرینش مسعود دلخواه عزیز با وسواس های منحصربفرد همیشگی اش. بومی سازی ظریف و به اندازۀ متن، میزانسن های تمیز، طراحی های بسیار خوب در لباس، موسیقی، نقش آفرینی ها از سر تعهد و احترام به مخاطب و ... که جملگی باعث می شود هنرمندی تمام گروه را قدر بدانم.
پردۀ ضیافت شام ساردر کافی بود موسیقی شدت بیشتری بگیرد و بر کوبندگی اش افزون شود (حتی به قیمت از دست دادن برخی دیالوگها) تا به کل کالبد تهی کنم. اگر پس از رسیدن قصه به نقطه آغاز یعنی ترفیع هندریک طی چند دقیقه با یکی دیگر از همسرایی های لذتبخش اش به جمع بندی می رسید من با تمام آن شوق و انرژی و در اوج ِتأثیر سالن را ترک می کردم.
مفیستوی سه ساعته به نظر من کامل نیست اما بسیار متعالی و نفیس است.
سپاس از این همه حظ.
آقای کیان عزیز
در مورد نکته ای که در مورد پایان کار فرمودید ، از این جهت هم می شود نگاه کرد که در واقع تمام آنچه در طول نمایش دیده ایم ، احوالات و تصاویری ست که هوفگن از زمان رورانس پایان اجرای مکبث تا دریافت حکم و ترک سالن به قصد رفتن به مهمانی هتل از سر ... دیدن ادامه » گذرانده است - که قرینگی صحنه اول و آخر نمایش هم می تواند مؤید همین مطلب باشد - و سرانجام در پایان آن با تصویر کابوس وار صف همقطاران مرده یا سفر کرده پوشیده سر با پارچه سفید در جایگاه تماشاگران - مواجه می شود ، کابوسی که در آن مثل مکبث دست هایش را به خون دوستان اش آلوده می بیند .
در مورد همین مساله صحنه های تکراری و قرینه ، آن دیالوگ " زیبای من ، وحشی من ، ستمگر من ... " - که هوفگن برای ابراز عشق به زنان بیان می کند - سه مرتبه در سه جای نمایش می آید که انتخاب کارکردی معناداری است که وجهی از شخصیت هوفگن را برای ما ترسیم می کند .
۱۳ تیر
جناب فتحیان درود دوست گرامی و سپاس از مشارکت شما.
بله حق با شماست و متوجه زاویه مدنظر شما هستم با این حال در مورد بنده آن لحظات با افول همراه بود هرچند صحنه نیز در آن پرده خسته به نظرم آمد که البته قابل درک است.
۱۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیوالِ فهیم، گروه عزیز همیاری
مسئولین تماشاخانه پالیز، باران، مستقل و سالن های قدیم و جدید
آقایان حیدری ماهر، قدس و دیگر تهیه کنندگان محترم
دوستان کارگردان آفریدگاران صحنه
چهره های محبوب بازیگران هنرمند
تماشاچیان فرهنگ دوست
خوبان و هرکه گوش شنوایی دارد

«حادثه و فاجعه؛ مسجد و پاساژ و معدن و سالن تئاتر نمی شناسد.»

می شناسد؟
حتماً باید عقوبت کشیم تا تدبیر و تعقل کنیم؟
به خودتان و به ما و به عزیزانمان رحم کنید، لطف کنید، صواب کنید، یا هر حساب و کتاب دیگری، و بلیت خارج از ظرفیت را متوقف نمایید.
به سهم خود چاره اندیشی کنیم تا نیازی به ابراز و اظهار همدردی نباشد.
این نه تقاضای خاشعانه و نه تمنای محالی ست.
پیشگیری قبل از وقوع یعنی احتیاط و احتیاط شرط عقل است و خواستِ ۸۶ نفر از مجموع ۹۷ نفر از تماشاگران پیگیر و مخاطبان و مشتریان دائم صحنهٔ ... دیدن ادامه » تئاتر شماست که در آخرین نظرسنجی مربوطه شرکت کرده و آنرا توشیح نموده اند.
صد در صد حق با شماست کیان عزیز،فقط امیدوارم ترتیب اثر داده بشه
۱۴ اردیبهشت
جناب فدائی سپاس از حمایت شما
حتماً که باید امیدوار باشیم هم به استمرار مطالبات بر حق خودمان هرجا که هرکدام مجالی مناسب یافتیم، و هم به بصیرت و فضیلت متولیان فرهنگ و هنر در هر مرتبه ای.
۱۷ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
« تلقینِ بلاهت، تطهیرِ شرارت »

بی پدر همانقدر که هنرمندانه ای سرآمد، بدیع و خوش ساخت است، آنرا می توان اثری مغالطه آمیز و مشروعیت زا در بزرگداشت نیکولو ماکیاولی و تقدیس راهبردیِ فاشیسم دانست که همسو با هژمونی حاکمیت در اثنای آبستن تحولات سیاسی روز، رسوبِ اصالت بخشی آن به مراتبِ «قدرت» در ذهنِ منکوب مخاطب بطور هولناکی کارساز و اثربخش است.
از آن دست «اگر» های گرگمنشانه ای که واجب است به جد و جهد از «آنگاه» ِ آن بُز وَش هراسید.
بی پدر هنرمندانه ای سرآمد، بدیع و خوش ساخت است
۱۱ اردیبهشت
ایام به کام هموطن
۱۶ اردیبهشت
چه قدر سخت و ثقیل از درک برون شد،.در خیالم مرزبان نامه مرور شد.
۱۸ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عجیب اینکه بانو لیلی رشیدی عزیز پیش از این خبر از احتمال اجرای مجدد نمایش اسم در اردیبهشت ۹۶ را داده بودند و اینک مقارن با آن خبر و کمتر از یکماه از اعلام چنان احتمالی، شاهد بازاجرای نمایش پپرونی (بر اساس همان نمایشنامه) تلویحا ضمن تغییر نام کارگردان محترم از خسرو احمدی عزیز به علی احمدی هستیم با این تفاوت عمده که به بهانهٔ سالن نامرغوب پالیز بهای بلیت همین اثر در کمتر از دو سال رشد ۶۰ درصدی را حدفاصل ایرانشهر تا خیابان سپند تجربه می کند بی آنکه قیمت بنزین!! تکانی خورده باشد.
نمی دانم چنین پیشآمدهایی را چگونه می توان توضیح داد اما یقین دارم به صلاح تئاتر و تئاتردوستان نیست.
مسئول یعنی شخص مورد سوأل، دوستان اگر تئاتر مملکت مسئولی دارد سپاسگزار خواهم شد به من معرفی شان بفرمایید چراکه سوألاتِ بی پاسخی دارم.
درود کیان عزیز
آنچه که به نظر میرسد در طی چند وقت گذشته سیاست های کاری و گزینشی سالن پالیز دربخش عمده ای تبدیل شده ست به صندوق مبادلاتی ِ"علاقه/تومانی" مخاطبان تاتر و جیب پر کنی ِبعضی گروه های تاتر .... که سربلندانه با آخرین رنج قیمتی برای یک اجرا چه ... دیدن ادامه » اورجینال چه بازتولید به پیش میتازد
این نگاه سودجویانه ی گیشه محوری با ایجاد چنین جریان ِهمه گیری بجز ضربه به بدنه ی تاتر ( تمایز طبقاتی بیش از پیش در اجراها و نام ها) ومحرومیت مخاطب ِواقعی از آن نتیجه ای نخواهد داشت
باید تاسف خورد
۲۵ اسفند
منظور این است که این نمایش همان است که بود و تغییرش بیش از مقولهٔ کارگردانی یا جابجایی یک بازیگر، معطوف به ۶۰ درصد افزایش بهای بلیت می شود.
۲۵ اسفند
سلام دوستان


چهار عدد بلیط ردیف 6 دارم برای پنج شنبه ساعت 10 تاریخ 96/01/24


کسی اگر خواست با این شماره تماس بگیره
09355634929
۱۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"ما ترجیحمون و علاقمندیمون اینه که حداقل بزرگسالان با فرزندانشون، پدربزرگ ها با نوه هاشون بیایند ببیند این نمایش رو"
این توصیۀ صریح و اکید کارگردان محترم در گفتگوی تیوال است که نمایش برای مخاطب خاص نوجوان تهیه شده است.

من به عنوان پدرِ دو نوجوان بالای 13 سال که بطور کامل درگیر رشد و پرورش فرزندانم هستم از شما جناب محمد عاقبتی این سوأل را دارم که چقدر کارشناسی شده است روی این مخاطبِ خاص شناسی شما؟ و چقدر از مشورت متخصصین این گروه سنی بهره برده اید در بازنویسی این متن سترگ و تولیدِ اثر در این فرم؟

در گفتگو با خانم مهشاد حجتی فرموده اید "طرح نمایش را ساده تر کرده اید" و دوست داشته اید از دل لیرشاه "یک درام خانوادگی یک خطی از یک پدر و فرزندانش" را نگه دارید و "داستان های حاشیه ای و لحظات فلسفی و موقعیتهای فلسفی و استعاری را کمتر ... دیدن ادامه » کرده اید"
بله من هم موافقم که متأسفانه این فرمایشات شما عمیقاً صحت دارد و موثق است. حال ببینیم از آن شیر ِ بی یال و دم و اشکم چه مانده است؟
نگاهی به نمایشی که سالن سمندریان میزبانی اش را بعهده گرفته نشان می دهد از متن اصلی فقط یک پدر باقیمانده است که از دخترانش مجیزگویی، نوازش کلامی و هدیۀ تولد طلب می کند. سه دختر را به صحنه کشیده اید: اولی به ظاهر کمالگرا، دومی عاشق پیشه و سومی صادق، در نقطۀ مقابل یک پسر دلقک که بی شباهت به فرزند ذکور خانواده نیست. دو دختر اول از عهدۀ توقعات پدر بر می آیند و هنگامیکه دختر کوچکتر انتظارات پدر را اجابت نمی کند از خانواده طرد و از ارث محروم می شود. اما سرنوشت همگی شان، پدر و هر سه دختر ختم به مرگ می شود و پسرک دلقک در انتها قهرمانانه با اجساد ایشان عکس یادگاری می گیرد.
لطفاً بفرمایید این درام یک خطی شما چه دیدگاهِ نو؟ چه پیام یا آموزۀ تأمل برانگیز؟ چه پیشنهاد سازنده؟ چه الگوی جایگزین؟ چه افق امیدبخش؟ چه ایده آل یا آرمانی؟ و چه معنای شخصیت پروری برای فرزندان من به ارمغان می آورد؟ چه انتخابی برایشان باقی گذاشته اید؟ در مواجهه با یک ستمکار کدامیک از این شخصیت های پست، رذل یا شوریده بخت باشند خوب است؟ گزینۀ شما طبق آنچه تصویر کرده اید فقط دلقکی است که تا انتها از کاسه لیسی دست بردار نیست! هنگامیکه ارزش و ضدارزش را کنار یکدیگر درازکش می کنید آیا پیروزی یا حفظ بقاء در گروی پسر بودن و دلقک بودن است؟
هنرمند عزیز صرفنظر از لزوم معاصرسازی این قصه بدون افزودن هیچ سویۀ جدیدی که نزد چون منی مورد سوآل و تردید فراوان است، من فکر نمی کنم اینکه سه کلاه بوقی بر سر سه دختر بگذارید و با برف شادی صورت پسرک را سفید کنید و از افکت های دیداری و شنیداری بهرۀ فراوان ببرید، برای اینکه یک اثر مخصوص و درخور ِ نوجوان و جوان ارائه دهید کافی باشد. به نظر من این نمایش فاقد شناخت صحیح و دقیقی از مخاطب ِخاص خود است که از بانوی سالخورده، پوزه چرمی، سقراط، هزار شلاق، ترور، فهرست، گالیله و ... لذت می برد و به فکر فرو می رود. از این رو به گواه کیفیت نازل اجراهای نخست که نشانی جز عدم تمرین و آمادگی لازم نیست، در محتوا نیز تلاش جدی ای جهت تدارک تحفه ای شایسته بعمل نیامده است.

ضمن احترام به عوامل عزیز لیرشاه که جملگی از هنرمندان محبوب من هستند و در پروژه های بسیاری ایشان را ستوده ام، برخلاف پیشنهاد کارگردان، من از مادران و پدران هنردوست تقاضا می کنم قبل از آنکه فرزندانشان را با خود همراه سازند یک بار خود به تماشای این نمایش بنشینند و اگر آنرا در راستای فرزندپروری، عامل رشد، مشوق یا بازدارنده و منطبق بر اشل و توصیه های علمی کارشناسان حوزۀ تربیت در مقولۀ سلامت روان یافتند، آنگاه جگرگوشه هایی که در تب و تابِ چالش با جهان بیرون، انتخاب و شناختِ خود، حساس ترین و تأثیرپذیرترین برهۀ زندگی خود را سپری می کنند، با خود همراه نمایند.
سلام بر رفقای خوب تیوالی

خوشبختانه در صفحۀ این نمایش تاکنون شاهد انتقاد دوستان به بهای 40 هزار تومانی بلیت بوده ایم. به نظر من ماهیت اینچنین حساسیت ها و حضور کنشگرانه ذاتاً چه در ظاهر و چه در معنا بسیار مبارک، ارزنده و خوب است اما بنده نقدی بر این انتقاد وارد دانسته و عارضم.
اخیراً نمایشی "مونولوگ" با سه پرسوناژ و دکوری مختصرتر در سالن خصوصی دیگری با همین بهای چهل هزار تومانی بلیت به روی صحنه رفته بود، من مشخصاً پیگیر واکنشها نسبت به بهای بلیت آن نمایش بودم و هیچ اعتراضی به آن نشد، آنطور که من دیدم دریغ از یکی! چرا دوستان؟
در یک قیاس ظاهری نمایش آخرین نامه ضمن آنکه کاندیدای دریافت پنج جایزۀ بهترینها بوده است و دو جایزه از دو جشنواره برده است، طی دو اجرای قبل از مجموع 661 رأی ثبت شده در تیوال، 509 نفر (77 درصد) آنرا دوست داشتند، 49 نفر (7.5 درصد) آنرا ... دیدن ادامه » دوست نداشتند و 103 نفر (15.6درصد) رأی ممتنع دادند. در حالیکه آن نمایش مونولوگ سه پرسوناژه از مجموع 287 رأی دهنده، 165 نفر (57.5 درصد) ابراز رضایت کرده اند، 56 نفر (19.5 نفر) آنرا دوست نداشتند و 66 نفر(23 درصد) رأی ممتنع داده اند.

مجدداً تأکید می نمایم که من با هیچگونه افزایش قیمت غیرمنطقی و بهای نامعقولی موافق نیستم چه بسا حتی اگر معقول و منطقی هم باشد، مطلوبِ منی که برنامۀ تئاتر ماهانه ام به نصف کاهش یافته است، نیست! اما سوألم این است که چرا رویکرد ما تناقض دارد؟ و انتقاد ما نسبت به نمایشی که روی کاغذ در زمینه های مختلف توفیقات کمتری داشته است، به مراتب کمتر از اثری ست که آشکارا چه نزد داوران و چه در نظر مخاطبان واجد صلاحیت و کیفیت بهتری بوده است؟
آیا صرفاً حضور یک چهرۀ صدرنشین که از همین سالن های تئاتر به درخشش و دریافت جوائز در ساحتی دیگر نائل آمده و با این حال همچنان فعالیت و حضور مستمر در بستر و زادگاهِ حرفه ای خود یعنی صحنۀ تئاتر را کنار نگذاشته و ترک ننموده است ، دلیلی بر این تضاد در واکنش ها و موضعگیری های ما نیست؟
امیدوارم چنین گزینه و برداشتی از اساس مردود باشد اما اگر حتی اندکی احتمالش برود، من جسارت می کنم و پیشاپیش با طلب پوزش از محضر رفقایم، با مقداری تعمیم می پرسم که این تعصب منفی و عصبانیت جامعۀ ما نسبت به افراد موفق چه در عرصۀ هنر و چه علم، اقتصاد، صنعت، ورزش و ... از کجا نشأت می گیرد؟

پیشنهاد من انفعال نیست بلکه برعکس، امیدوارم همیشه و همه جا این طریق صواب را ادامه دهیم.
متشکرم.
ممنون از حسن توجه شما و پیگیری
دوستان معترض هستتند به:
قیمت ۳۰۰۰ تومانی بلیت در سال ۱۳۸۹ سالن اداره تئاتر
قیمت ۱۲۰۰۰ تومانی بلیت در سال ۱۳۹۳ سالن سایه
و قیمت ۲۵۰۰۰ تومانی بلیت در سال ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ در تئاتر باران
.
گفتنیست ریز ترین پاسخ برای کل فرهنگ و ... دیدن ادامه » هنر این جامعه این است:
قیمت بنزین در سال ۸۹ لیتری ۸۰ تومان بود....و رشد افزایشی آن به لیتری ۱۰۰۰ تومان رسید....
۲۸ بهمن
دوستان از همفکری و مشارکت شما عزیزان گرانقدر سپاسگزار و قدردان حضور خردورزانه تان هستم.

نماینده عزیز گروه اجرایی ضمن تشکر از توجه و پاسخگویی شما، نه فقط منحصر به نمایش زیبای آخرین نامه بلکه با نیم نگاهی به وضعیت کلی تئاتر خدمتتان عارضم بنزینی که از سال 89 ... دیدن ادامه » تا 93 به نرخ دولتی 400 تومان باک ها را پر می نمود، از سال 93 عزم 1000 تومان را جزم نمود و سال 94 یکبار تا به امروز تک نرخی شد اما مصرفکنندۀ تئاتر از سال 93 تاکنون -به این بهانه- هرسال نرخ رشد 100درصدی قیمت بلیت را متحمل می شود. با این توجیه، سال آینده هم اگر قیمت بلیت یکصدهزار تومان تعیین شود و سال بعدش دویست و سپس چهارصد! باز چماق بنزین 1000 تومانی بالاست که منطقی و اصولی و تابع یک اشل معین به نظر نمی رسد.
به نظر من باتوجه به ضریب رو به رشدِ نفوذ تئاتر در سبد فرهنگیِ سطوح مختلف جامعه، سمتِ عرضۀ تئاتر همچون دیگر تولیدکنندگان می بایست دارای یک سندیکا و اتحادیۀ واحد باشند که از یک سو امر نظارت، ارزیابی و نرخگذاری را در دستور کار داشته باشد و از سوی دیگر با مراجع بالادست جهت ارتقاء و تنظیم اقتصاد تئاتر به نفع هر دو سمت، موقعیت چانه زنی و اعمال نظر را دارا باشد به نحوی مدون که از حالت سلیقه ای خارج شود که چه بسا آثار ارزشمند حتی فروش با نرخ های بالاتری را تجربه نمایند اما مستدل و قابل دفاع.
در این خصوص نظرات دوستان درخصوص لزوم سوبسید دولتی (و دیگر روش های کاهش قیمت تمام شده) و نیز اختلاف منطقی قیمت متناسب با کیفیت تولیدات درخور توجه و پرداخت است و ملاحظه می فرمایید که تمایل به سودآوری تئاتر نزد ما مخاطبان نیز مشهود است. من نمی دانم این مهم چقدر در ید خانۀ تئاتر یا نهاد مسئولِ دیگری بوده است و چقدر در این زمینه اهتمام شده است. من نمی دانم در تعریف وظایف سازمان حمایت از مصرفکننده آیا پیشبینی ای برای ما علاقمندان هنرهای نمایشی صورت پذیرفته است یا خیر. اگر اعتراضی وجود داشته باشد، کدام مرجع ذیصلاح پاسخگوست و به کجا باید مراجعه کرد؟ تا هم منافع مالی تولیدکنندگان عزیزی که با به صحنه بردن آثار نمایشی روح تازه در کالبدمان می دمند تأمین شود و هم با ساماندهی و روشمندسازی چند و چونِ تولیدات، ارتباط مخاطب با صحنه گسسته نشود. هرچند هم اکنون نیز لابی های غیررسمی، پراکنده و سلیقه ای انجام می شود اما با این روند در میان مدت شاهد شکاف و شکست این داد و ستد خواهیم بود.
۰۹ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"فرشته که اسم نیست. حالا اگه وحی-آئیل، قبر-آئیل یا جنگ-آئیل باشه یه چیزی!"

حرفِ قشنگ زدن خوبه، قشنگ حرف زدن هم خوبه، اما به نظرم هیچکدام هنر کامل نیست. هنر زمانی متعالی و متجلی خواهد شد که مثل این نمایش حرفِ قشنگ، قشنگ گفته شود. کلاه آهنی ها به قدری خوب و درست نگارش و پرداخت شده بود که خاطرهٔ خوش ماندگاری در زمرهٔ بهترین های ۹۵ برایم به جا گذاشت.
آفرین ها بر نویسنده، کارگردان، بازیگران و دیگر عوامل.
لذت بردم و سپاسگزارم.
از محبت و انرژى خوبتون سپاسگزارم.
۲۱ بهمن
درود بر شما ابرشیر جان دوست آموزگارم که بسیاری از نگاه ژرفت تحصیل کرده ام
"فراسوی نیک و بد" از نیچه، طناز، جالب و غورانگیز است:
http://s9.picofile.com/file/8286322426/Farasuye_Nik_Va_Bad.pdf.html
۲۶ بهمن
ممنون از لطفت رفیق خوبم که گنجینه ی آگاهی و دانشی و حضورت مغتنم و همیشه آموزنده و مفید
ترجمه های داریوش خان آشوری از نیچه به راستی ستودنی و خواندنی است
۲۶ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نظرسنجی: توقف فروش ِ"بلیت خارج از ظرفیت"

دوستان آیا سالن تئاتری سراغ دارید که سردرش نوشته شده باشد:
"ورود خانم های باردار، سالمندان، بیماران قلبی، مبتلایان به آسم و صرع، ممنوع می باشد" ؟
و یا نوشته شده باشد:
"در این مکان احتمال وقوع زلزله، آتشسوزی، ریزش ساختمان، نشت گاز و اتصال برق، وجود ندارد" ؟

فاصلهٔ یکایک ما تا فاجعه، بیش از یک اتفاق ساده نیست و عنوان خارج از ظرفیت به معنای خارج از ظرفیتِ امکانات رفاهی، خارج از ظرفیتِ تمهیدات ایمنی و خارج از ظرفیتِ خدمات قابل ارائه است.
صرفنظر از زیبایی شناسی و شأن فرهنگیِ مخدوش در چنین رویه ای که بسیار حائز اهمیت و وجاهت است و جای تأمل فراوان دارد، تبعات تلخِ فروش و خرید بلیت خارج از ظرفیت کابوس هولناکی ست که هنوز خواب شیرین ما را برهم نزده است و کدام قوهٔ قهریه ای فرهنگی تر، هنرمندانه ... دیدن ادامه » تر، بهتر و زیباتر از خودِ ما تماشاخانه داران، تهیه کنندگان، کارگردانان، فعالان عرصهٔ تئاتر و تماشاگران می تواند غلط مصطلحی تحت عنوان "خارج از ظرفیت" را اصلاح کند؟

پس با هم موافق گردیم که پذیرای بی نظمی، ازدحام و بلوا نباشیم، پیش از آنکه به احترام دیگران یا شاید که خودمان، یک دقیقه سکوت یا یک روز عزای عمومی اعلام شود.
سپاس.

# با عدم فروش بلیت خارج از ظرفیت موافقید؟
همیاری عزیز اول مرتبه است که تقاضای برجستگی مطلب را دارم.
سپاسگزار خواهم شد.
۱۳ بهمن
متشکرم از همراهی و نظرپردازی شما خوبان.
موافقم دوستان.
نکته اینجاست که همیشه در هر عرصه ای سخت افزار دنباله روی نرم افزار است. یعنی این وجه نرم افزاری هر پدیده است که میل/نفع/نیاز را شناسایی یا تعریف می کند و متعاقب آن ابزار و امکانات حول آن نیاز گردِ هم می آیند. ... دیدن ادامه » اگر تولیدکننده ای به صرف انبوهِ تقاضا به این باور ناصواب برسد که یک کالا را می تواند به دو متقاضی توأمان بفروشد، یک خانه را به دو خانواده اجاره دهد، یا در اینجا فضایی با گنجایش مثلا 140 صندلی را بین بیش از 210 نفر تقسیم کند! خب دیگر نیازی احساس نمی کند تا با برنامه ریزی، مدیریت صحیح منابع، کاهش قیمت تمام شده و افزایش ظرفیت تولید، به میل/نفع/نیاز ِ خود دست یابد.
اگر روبروی تلویزیون لم می دهیم و افرادیکه برای یک نذری یا ساندیس از سر و کول یکدیگر بالا می روند تا بلکه اقبال یارشان باشد و آن وسط چیزی نصیبشان شود را سرزنش و نکوهش می کنیم و دون از شأن خود می پنداریم، فراموش نکنیم در جای دیگری که صلواتی هم نیست، درحالیکه خود را باد میزنیم و نفسهایمان به شماره افتاده و پاهایمان خشک شده و کمر درد گرفته ایم و از هیچ سو امکانِ خروج نداریم، یک صدا و یک تصویر به سمت جمعیتمان پرتاب می کنند و احتمالا این خود ما هستیم که باید لابد با زرنگی! مثل بازیکنان راگبی با انواع حرکات محیرالعقول، صدا و تصویر ارسالی را از کناردستی و پشت سری برباییم و محظوظ شویم و کیفور که آخیش این صحنه را دلیرانه دیدم و این دیالوگ را پیروزمندانه شنیدم!
بایسته و شایسته است که به سهم خود در شناسایی و تعریفِ صحیح و صوابِ این میل/نفع هم نزد خودِ مصرفکننده و هم نزدِ دوستان تولیدکننده کوشا باشیم و اگر مسئلۀ کمبود امکانات سخت افزار مطرح است با تأکید بر نیاز، اجازه ندهیم توسط روندِ نابخردانه و نازیبایی که رفته رفته بر تمامی نمایشها حاکم می شود، صورت مسئله پاک شود.
۱۸ بهمن
کاملا با حذف خارج از ظرفیت موافقم چون به نظرم تحقیر آمیزه و بازاری منش (برای فروش بلیط بیشتر باید روی زمین یا یک تشکچه نشست).
۱۹ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
« آقازادگانِ عاشق پیشه »

" دریغا ای ایتالیای برده! ای میهمانسرای رنج، ای کشتی بی ناخدا که در میان طوفانی سهمگین ره میسپری، تو دیگر ملکۀ سرزمینها نیستی که فاحشه خانه ای هستی و امروز ساکنانِ تو هیچیک بی جنگ و جدال به سر نمی برند و حتی آنها که در درون قلعه و حصاری واحد و خندقی مشترک می زیند یکدیگر را به چنگ و دندان می درند.
ای بینوا ! به پیرامونِ سواحلِ دریاهای خویش نیک بنگر و پس آنگاه به اندرونِ خود نظر افکن و ببین که آیا در تو جایی توان یافت که از صلح برخوردار باشد؟
اکنون که زین تو خالی ست، چه سود که جوستینیانو (امپراتور سابق) عنان ات را مرمت کرده باشد (قوانین را اصلاح و تغییر داده باشد) که اگر چنین دهانه ای در کار نبود، باری تو را شرمی کمتر از این می توانست بود.
ای قوم (کلیسائیان) که می بایست درستی پیشه می کردی و اگر مفهوم آنچه خداوند گفته است را درست دریابی قیصر (امپراتور) را بر زین باقی می گذاشتی، بنگر که چگونه این حیوان (ایتالیا) به خاطر آنکه دیگر مهمیزی ندارد و عنانش نیز در دست چون شمایی ست، سرکشی پیشه کرده است.
ای آلبرتوی آلمانی (پسر امپراتور فقید پیشین که برای تاجگذاری نرفت) که این ماده اسبی را که چموش و گردنکش شده است به جای آنکه رکاب زنی، به حال خویش رها می کنی. کاش کیفری عادلانه از جانب آسمان بر دودمان ات نازل شود که ناشنیده و نامشخص باشد (آلبرتو توسط برادرزاده اش بطور غافلگیرانه به قتل رسید) زیرا تو و پدرت که بخاطر آزمندی در سرزمین خویش رخت افکندید، باغ امپراتوری (کشور) را دیدید که به شوره زاری در آمد و همچنان خاموش ماندید.
ای مرد سهل انگار بیا و مونتکی ها (مونتاگو ها) و کاپلتی ها (کاپولت ها) ی ورونا را ببین که از هم اکنون غرق عزایند و در بیم و هراس عمر می گذارند. بیا و رُم ِخویش را ببین که چون بیوه زنی دور افتاده می گرید و روز و شب تو را می خواند و می گوید: "ای قیصر من، چرا ترکم گفته ای؟"
و اگر اجازت گفتار داشته باشم می گویم که: " ای رب الارباب صدرنشین (خدا) که به خاطر ما بر زمین به صلیب کشیده شدی، آیا دیدگان پاکبین ات را به جایی دگر دوخته ای؟ یا آنکه در بارگاهِ عقلِ حاکمِ خود، ما را وسیلۀ خیری فراهم می آوری که خودمان را پیشاپیش از آن آگاهی نمی توان بود؟ زیرا که جمله شهرهای ایتالیا را فرمانروایانی بس ستمگر است و در همۀ این شهرها هر بی سر و پائی سر آن دارد که مارچلی (انقلابی‌ گرِ 50 سال پیش از میلاد مسیح که علیه سزار قیام کرد) شود.
(به طعنه و کنایه) : ای فلورانس من (پایتخت اقتصادی وقت و مبدأ رنسانس ایتالیا) ، تو شاد از آن می توانی بود که این جملات معترضه تو را شامل نیست (درحالیکه بدترین وضعیت را نسبت به دیگر شهرها داشت) زیرا که مردمان تو اجل از اینچنین سرزنش اند! بسیار کسان دگر دادگستری در دل دارند اما آن را جز با احتیاط فراوان چون تیری از کمانی سخت نکشیده بیرون نمی کشند، در عوض مردم تو این دادگستری را بر زبان دارند. بسیار کسان دگر از قبول مناسب دولتی سر باز می زنند اما مردم غیرتمند تو بی آنکه آنان را به سمتی خوانده باشند بانگ می زنند که: "آمادۀ کاریم" ! پس اکنون شاد باش که تو را شادمانی باید کرد تو را که توانگری در صلح و صفا به سر می بری تو را که عاقلانه زندگی می کنی و نتیجۀ کارت نشان می دهد که چه سان راست می گویم!
(با استهزاء) : در آتن که با آن همه نظم و ترتیب واضع قوانین کهن بودند اکنون در برابر احکام موشکافانه ات، آنچه را که در اکتبر رشته ای به نیمۀ نوامبر نمی توانند رساند. (خلق الساعه بودن قوانین و واژگونی و جابجایی یک شبۀ دو جناح سیاسی سفیدها و سیاه ها). تو خود می دانی که از آن زمان که به یاد توانی آورد چندبار قوانین و سکه ها و قاضیان و شیوۀ زندگانی خویش را تغییر داده ای و کسانٍ خود را عوض کرده ای. و اگر حافظه ای نکو داشته باشی و روشن بینی کنی، خود را همچو آن بیماری خواهی یافت که در بستر خویش آرام نتواند بود و پیوسته بدین سو و آن سو می غلتد تا مگر بر درد فائق آید."
کمدی الهی/دفتر دوم/سرودۀ ششم.

«رومئو و ژولیت» ِشکسپیر مربوط به دختر و پسری از دو خانوادۀ حاکم و اشرافیِ مونتکی و کاپلتیِ شهر ورونای ایتالیا در سالهای آغازین قرن چهاردهم هستند که دانته در فرازهای فوق از دفتر دوم کمدی الهی به توصیفِ ستم پیشگی زمامداران، جنگهای داخلی، هرج و مرج و بی تفاوتی مردمِ وقت آن زمان پرداخته و حُکام سهل انگار و عافیت طلب را در مرتبۀ برزخ طبقه بندی نموده است. اما در عوض شاعر شهیر انگلیسی در نمایشنامۀ خود، با پایان دادن به جنگ بین دو خانواده پس از مرگ فرزندانشان، راه را بر امید باز گذاشته است، عشق را مأوا و ناجی بشریت از رنج و تاریکی معرفی نموده و مرگ را الزامی مقدر جهت تحقق آرمان ها دانسته است تا کمال و جاودانگی را در عشق نمایان سازد و اینگونه یکی از تلخترین ملودرام های ماندگار تاریخ ادبیات را بر پایۀ داستان و سلسلۀ علل رخدادها خلق نمود. اما ما در سالن سمندریان با نمایشی روبرو هستیم که نامش با واژۀ دیابولیک به معنای اهریمنی و شیطان صفتی آغاز می شود یعنی توصیفی از رومئو و ژولیت که بیشتر می توان معرف احوال شهر ورونا و اهالی اش در برزخ دانته دانست تا آنکه قرینه و قرابتی با کیفیت رمانسِ عشاق داشته باشد، بلکه یک تراژدی شخصیت محورِ معاصر مبتنی بر سیال ذهن و با چاشنی عشق حاصل این بازنمایی ضدساختار است که خبر و نشانه ای از لحن قصه گویی قرن هجدهم در آن یافت نمی شود لیکن مصادیقی از روز را به عاریت گرفته است.

همانطور ... دیدن ادامه » که پیش تر گفته شد نمایش حاضر، بازنمایی برونگرایانۀ امری دیابولیک از وضعیتی اجتماعی ست و نه عاشقانه ای جگرسوز:
صحنه ای عریض که دو منتهی الیه چپ و راست را به هم متصل می کند و اولین کلامی که در سالن طنین می افکند: "شما طرفِ کدوم هایید؟ این طرفی ها یا اون وری ها؟" خطاب به لاشۀ مردگانی کفنپوش که بر کف صحنه به هر دو سو گسترانیده شده اند و بیش از هرچیز تداعی کنندۀ قربانیان منازعات سیاسی اند که توسط طراحی دو سویۀ جایگاه تماشا، چنانکه از چپ یا راست بودنِ جناحین اهمیت زدایی شده است، همچنین تقارن ماهوی ایشان با کارکرد مشابه را نیز متناظر ساخته است. کشتگانی که نه در تابوتِ مسیحیان بلکه مستتر در کفن، یکی از کنایات اثر به مدلولِ چشم آشنای مضارع استمراری را متجلی می سازند. کم نبوده اند نه در پیشینۀ ابناء بشر و نه در تاریخ معاصر کشور، صفوف کفنپیچی از پیر و جوان، زن و مرد، که از رجزخوانی، زورآزمایی، سهم خواهی و سلطه جوییِ صاحبان قدرت و ثروت، نقش بر زمین برجای مانده اند و اینک در ایران شهر، تماشاگرِ دو آقازادۀ اشرافی از دو گروه حکمران هستیم. دختری تجددخواه با تفنگی در غلاف و سوار بر اتومبیل که اغواگرانه سلاح در دستان خام خیالِ جوانکی گورکن می گذارد تا در عبث-سودای بوسه ای از کامِ قدرت، جان بر کف به سمت آن دیگر بزرگزاده یورش برد و در مسلخِ پسری سنتگرا با قمه ای خونریز در پرِ شال و چفیه ای بر گردن، در خون خود بغلتد در هنگامه ای که آقازادگان در قاب دوربین به خودستایی و در صفحۀ اول جرائد به عکس جمعی عاشقانه مشغولند و حتی اگر زمانی رسد که فروغی در سینه هاشان افکنده شود و دلی به وصال و وحدت گرم کنند چه سود که والدینشان برای حفظ قلمروی خود حتی از سوزاندن مهره های خودی فرو نخواهند گذاشت: "نباید روزی برسه که به جای مونتاگو ها و کاپولتی ها بگویند رومئوها و ژولیت ها" پس عشق را بر نمی تابند و نوزادان آینده سازی که از این انحطاط هرگز زاده نخواهند شد را پیش از نطفه دفع شر می نمایند و در این میان راهبی که رویای سبوحیت و بناشدن عبادتگاهی بر قبرش را دارد خود نیک می داند که "آبی از این چوپان برای بره گان گرم نخواهد شد" وقتیکه جیره کش انفیۀ نذوراتی ستمپیشگان است و اینچنین دست رد بر سینۀ سوختۀ گورکنی خاکسترنشین و خمیده پشت از بار جور می زند که: "من فقط راه جهنم رو بلدم نشون بدم" و این همه، زیر پوستِ شهری شلوغ و پر تردد در جریان است که مردمانش برای رسیدن به قطار استثمار و سوار شدن بر سرِ هم از یکدیگر سبقت می گیرند بی آنکه دیگر به یاد آورند یا برایشان مهم باشد که در اعماقِ سالهای پیدایشِ این شبکهٔ هزارتوی ارتباطی و انتقالی چه کسان که مقتولِ دستان زنجیره ای نشدند و چه برگه های تقویم که تا امروز به نامِ "فتنه" و "حماسه" سند نخورد.

از این رو به زعم نگارنده اثری که گروه تئاتر بازی به صحنه برده اند را بیشتر استوار بر کمدی الهی باید دانست تا شکسپیر و این ناظر به قدرت هنر در آفرینشهای بدیع با کارکرد گسترده در هر عرصه ای به اقتضای زمانه است که بسیاری را امید می دهد و بسیاری را بیم.
امیدوارم نوشتار حاضر در حظ دوستانی که قصد تماشا دارند مفید واقع شود.
کیان اندیشه ورز و عزیز بسیار از قلم و تحلیل ات لذت بردم ...درود بر ذهن ورزی درخشانت ... خوشحالم که همیشه با قلم تابنده ات زوایای دیگری از یک اثر را موشکافی می کنی تا از راه تعمیق و تامل به افق هایی پنهان تر یا متفاوت تری از یک اثر برسی
حضور و وجود اندیشه در ... دیدن ادامه » این محمل متبرک باد
درود بر تو رفیق مداقه گر و متفکرم
۱۶ دی
کیان عزیز، ضمن احترام به دقت نظرت که تحسین برانگیز است، باید بگویم من در مواجهه با نمایش حتی پس از خواندن نقد جالب و روشنگرت، تمام اجزای آنرا مو به مو دارای مصادیق سیاسی در اجتماع کنونی نیافتم و دنیای نمایش را در عین اشاره به وضعیت حال این سرزمین بزرگتر ... دیدن ادامه » از این جغرافیا و این زمانه میبینم.
۱۸ دی
امیر عزیز لطف هنر به همین جهانشمولی و زبان فراملیتی اش است و درود بر نگاه و اندیشۀ شما و همۀ هنردوستان.
۱۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مژده به دوستداران تئاتر که این شبها در سالن استاد سمندریان خبری از پله نشینی و کف خوابی نیست.
سپاسگزارم از تصمیم گیرندگان و تهیه کنندگان این نمایش که با امتناع از فروش بلیت خارج از ظرفیت، کرامت شخص تماشاگر را یادآور شده، صحه گذاشتند و در عین حال به نسبت ارقام امروزی و باتوجه به مدت نمایش و نام و تعداد عوامل و میزان اکت و انرژی دوازده بازیگر بهای عجیبی برای بلیت تعیین نکردند. متشکرم از آتیلا پسیانی که هر شب حاضر می شود تا با وسواس بر حفظ شأنِ فعلِ تماشا تأکید نماید، حتی اگر در نظرِ رویکردِ مخالف از مقبولیت و محبوبیتش کاسته شود.
به دوستانی که قصد تماشا دارند:
نمایش دیابولیک رومئو و ژولیت نه بهترین است و نه چنین قصدی دارد. نه در مورد رومئو است و نه ژولیت و نه حتی عشق. بلکه یک چیز است: بازنمایی برونگرایانۀ یک امر واقعِ دیابولیک به اقتضا و موضوعیت روز ... دیدن ادامه » در تمثال یکی از آثار شکسپیر. که نه اعجازی در اجرای آن رخ می دهد و نه نقش آفرینی های تأثیرگذارتری نسبت به آنچه پیش تر از بازیگرانش سراغ داریم را شاهد خواهید بود. نقش اول این اثر پرداختِ متن و نقش مکملش موسیقی ست. آوای تیوال دوست خوبم آریو راقب کیانی با کارگردان عزیز بسیار راهبردی ست فلذا بفرموده تلاش نمایید از تحلیل روانکاوانه و یا جامعه شناسانه پرهیز کنید تا عیان ببینید و فاش بشنوید.
خوشحالم که این نمایش را به تماشا نشستم، دغدغه و شهامتشان را ارج می نهم.
کیان عزیز ، ممنونم ازت که همراه بودی با گفتگوی تهیه شده و چه خوب که مسائل اشاره شده توانسته یافته ها و جمع بندی های شما از نمایش را با اندیشه های نویسنده و کارگردان همسو و همراه سازد.

۰۸ دی
آریوی عزیز درود بر شما دوست هنرمند و اندیشه پرورم و سپاس از حضور بسیار ارزشمندتان.
۰۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علیرضا شیخان و گروه عزیز بازیگران
هنر باید داشت که مرا نزدیک به دو ساعت در گرما بر روی یک نیمکت بدون تکیه گاه بنشانید تا به صحنه ای خالی از دکور و اکسسوارِ خاص خیره شوم درحالیکه عمداً یا سهواً حتی کوچکترین تغییر و تنوعی در نورپردازی صحنه به یاری بصری ام نگماشته اید و با همۀ این احوال همچنان پس از اتمام نمایشتان احساس خوشایندی داشته باشم و با لبخندی بر لب و فکری در سر سالن را ترک نمایم. چه رسد اگر از همراهی که دومین تئاتر عمرش را دیده است جملۀ "مرسی خیلی جالب بود" را بشنوید.
هنرتان را ارج می نهم و سپاسگزارم.
من هنوز بعد از یک هفته ازین نمایش سرشارم. خوشحالم که موفق به تماشایش شدی کیان عزیز.
۲۴ آبان ۱۳۹۵
در مورد کَستینگ عالی این نمایش هم باهات موافقم کاملن.
۲۹ آبان ۱۳۹۵
ممنونم از شما جناب کیان.امیدوارم
۲۹ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ در هیچ را در شب دوم با موضوع عشق به تماشا نشستم.
یک خاطرۀ شیرین و یک تجربۀ نامتعارف توسط نمایشی ساده، صمیمی و بی تکلف که مبتنی بر بداهه در هر شب به یک موضوع مجزا می پردازد.
به نظرم هرچند که همه چیز کاملاً ایده آل نبود اما حتی با تصور یکی دو بار تمرین قبل از هر اجرا، همچنان پیشبرد داستان و انتقال مضامین با این اتودهای کم نقص و به این شکل مؤثر توسط افرادیکه به راستی با صحنه سرشته شده اند، دلپذیر و البته دغدغه مند و تأمل برانگیز است.
پیشنهادی که به عوامل دارم در نظر گرفتن تخفیف برای خریداران چند اجراست چون ولع تماشای هنرآفرینی عزیزان حول دیگر موضوعات برای ما در حالی باقی ست که بحث هزینه نیز مطرح است.
عالیا ، نیلوفر ثانی و رومینا خلج هدایتی این را خواندند
محمد رحمانی و مهدی حسین مردی این را دوست دارند
کیان جان با خواندن مطلب شما و البته جناب مردی گرامی به دیدن نمایش بسیار راغب شدم
فقط سوالی داشتم آیا همه بازیگرانی که اسامی شان در معرفی آمده هر شب به اتفاق به اجرای موضوعی متفاوت می پردازند یا هر شب یکی از بازیگران هستند؟
اساسا تغییر بنیادی یک نمایش ... دیدن ادامه » در هر شب اجرا ایده منصفانه ای به نظرم نمی رسد!!
۱۷ آبان ۱۳۹۵
تلمذ می کنم عزیز سپاسگزارم.
۱۷ آبان ۱۳۹۵
اختیار دارید ..می آموزم از محضرت رفیق..
۱۸ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جنازه های گمنام رو بهونه کردند برامون، تا عادت کنیم اون صورت هایی که دوستشون داریم رو کفنپوش ببینیم.
کیان گرانقدر یکی از توانمندی های ویژه تو دوست ارجمندم در کنار توانمندی های بسیار دیگرتان ؛ انتخاب دیالوگهایی است که می تواند جوهر ه و فلسفه ی وجودی یک نمایش را کم و بیش نمایان کند .. درود بر تو و انتخاب هایت
۱۰ آبان ۱۳۹۵
ابرشیر عزیز درود و سپاس از توجه و مهری که مبذول می دارید.
۱۰ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو تورات موسی میخوندی و من کاپیتال مارکس. حقیقت اینه که هر دو حرومزاده های ولدزنای یک فاحشه ایم.
تو گویی دیالوگها روی بردار زمان و مکانست که ماندگاری می یابند :)
درود بر ذهن روشنبین فردریش دورنمات
۰۴ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید