تیوال سحر بهروزیان | دیوار
T1 : 11:12:46
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ما به انتخابات احترام گذاشتیم چون به دموکراسی معتقد بودیم اما دولت شونه پهنی برا ی به دوش کشیدن دموکراسی نداشت، آقایون بیاین خودمون فریب ندیم یه کشور می تونه با رژیم سلطنتی یا جمهوری پارلمانی یا فردی،کمونیزم یا فاشیست حیات خودش رو ادامه بده اما نمی تونه تو هرج ومرج زندگی کنه اسپانیا قبل از جنگ اسپانیا هرج و مرج بود اسپانیا تبدیل شده بود به بزرگترین گورستان دموکراسی جهان.......
این نمایش 5 شب اجرا داره؟
فرزاد و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
درود بر شما
تاریخ پایان نمایش ۲۵ اسفندماه می باشد.
۲۰ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رفت ، همین رفت انقلاب شد ، تو سرم انقلابی شد که پنجاه و هفت پیشش یه پاکت سیگار بیش نی ، به دلمون گفتیم بشین پاشد رفت کودتا کرد
سجاد افشاریان
نمایشی با متنی خوب و بازهای به مراتب خوبتر! بیست متری جوادیه خیابانی است به وسعت ایران ،پیشنیه این روزهای مرده و نوید آینده ای روشن!
چقدر حال و احوال این نمایش به این روزها می خوره و چقدر خوبه که جناب تاراج درد ما رو ثبت می کنن برا ی آیندگان!
سپاس از همه عوامل بخصوص بازیگرهای این نمایش زیبا!
شرقی غمگین رو در زمستان ببینید و دلتون گرم کنید!
من که هر وقت می رم تماشاخانه پالیز منتظرم از یه گوشه صحنه علی عشقی بیاد بیرون.....
بعد از دیدن فیلم تو خیابون چشمم افتاد به بنر تبلیغاتی فیلم حالت قرار گرفتن پرسوناژ در چمدان جادویی مثل قرار گرفتن جنین در رحم مادر بود،امن ترین جا برای پنهان شدن از هجومها.......
اگه در فیلم گربه و ماهی با یک ماز دو بعد زمانی و مکانی طرف بودیم در فیلم هجوم با یک ماز سه بعدی مواجه می شیم که بعد پرسوناژ هم بهش اضافه شده و هویت هم جزو متغییرهای فیلم است ،فیلم در تقاطع هایی با تغییر شخصیت ها در زمانها و مکانهای یکسانی می چرخه در عین حال که با تغییر شخصیتها صدای بازیگرها تغییر نمی کند و صدای علی به عنوان هویت یک پارچه افراد گروه شنیده می شه ا.ختلال هویتی که علی با ورود نگار نسبت به احساسش به سامان دچارش می شه مخاطب رو هم دچار اختلال درک هویتی نسبت به علی می کنه می کنه اینکه در علی کدوم بخش آنیما و آنیموس فعال تا بشه کم کم به علت قتل و گم شدن سامان پی برد.
... دیدن ادامه » مچ کردن کریدورهای زمانی و مکانی با بازیهای عالی واقعاً خلاقیت و مهندسی فوق العاده ای رو می طلبه که جناب مکری به خوبی از پسش برآمدن!
بازی جناب آبست بسیار زیبا و جذاب و دلنشین به طوریکه باعث هم ذات پنداری مخاطب چه در جهت منفی و چه در جهت مثبت، می شود.
هفته پیش فیلم هجوم با هنرمندی جناب صیادبرهانی دیدم و این هفته نمایش بی نظیر زندگی در تئاتر با هنرمندی دو هنرمند فوق العاده!
این نمایش واقعاً زندگی در تئاتر بود انگار من رو برداشتم گذاشتن تو اتاق گریم یک سالن نمایش و شدم آینه ای که بازیگرها دارن خودشون رو در من می بینن و من در آنها
انقدر متن، دکور و بازیها فوق العاده و جذاب بود که بعد ا زمدتها به ساعتم نگاه می کردم که این بار زمان نگذره و بیشتر بشه در این زندگی غرق شد و لذت برد.
بازی های هر دو بازیگر بی نهایت زیبا و تحسین برانگیز بود!
قاعده چهلم ملت عشق
عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است. نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی، یا عشق جسمانی؟ از تفاوت ها تفاوت می زاید. حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی، در آتشش، یا بیرونش هستی، در حسرتش.
شرقی غمگین تهران من مطمئن باش این دفعه شنید...........
علی باعث شد من رکورد دیدن نمایش در طول این سال ها بزنم، سه بار!
سابقه نداشت که نمایشی انقدر من درگیر کنه که برای بار سوم برم تو سالن و بخوام تک تک لحظات اجر با با چشم و گوشم نفس بکشم!
ممنون جناب افشاریان برای خلق لحظاتی ناب و خاطره ساز!
پ ن:
برداشت آخر را از عمد سرفه کردم
تا یک بار دیگر
بیشتر بگویم که چه قدرها دوستت دارم
و این حجم بی قراری چشمها
تمامش بداهه بود
برداشت بهتر بسیار داشتیم
اما با تلخی بی پایان تمام شد
و
تمام شد
"سجاد افشاریان"
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری هنوز به کامنتهای منفی یه ذره تند حساسه !
کاش نظر جناب حسینی حذف نمی شد دوست داشتم در مورد نمایش بیشتر تبادل نظر می شد البته سایت تیوال قوانین خاص خودش داره!
برای من این نمایش مثل فیلم هامون شد یا عاشقش می شه میشی یه هامون باز یا........
من تو علی حمید هامون دیدم که حاضر بود مهشید بکشه زنش...عشقش.... ولی عشقش از دست نده و البته هر دو در نهایت هستی خود رو فدا می کنن!
واقعاً به سر عشق چی اومد.......
سپاس بانو

حمید هامون کاراکتر پیچیده ایه..در چند سطح دچار درگیری است. از همون کابوس اول فیلم، حسادت و شکست در عشق رو در او میبینیم..جایی که دکتر روانشناس و کوتوله های قرون وسطایی مهشید رو از حمید دور میکنند..و این حسادت و شکست در رابطه زناشویی تا انتها ... دیدن ادامه » با حمید هست..در سطح دوم هامون با خودش درگیری داره..با شخصیت درونی خودش‌‌‌‌‌..با آویختگی خودش..هویت خودش..و در سطح سوم هامون دچار شک در ایمان شده..و درگیر سوال چرایی..این سه سطح درگیری هامون باعث آشفتگی او شده..و در نهایت به خودکشی میرسه..
این شخصیت پیچیده و دقیق هیچ ربطی به کاراکتر علی عشقی نداره..هرچند آقای افشاریان تمایل زیادی داره که شمایلی هامون‌وار از خودش ترسیم کنه
۰۳ شهریور
جناب حسینی ممنون از توجهتون
من نمی دونم جناب افشاریان به فیلم هامون و شخصیت حمید هامون علاقه دارن یا نه که بخوان خودشون رو هامون وار ترسیم کنن ،من راجع شخص ایشون قضاوتی نمی کنم کارکتر علی برای من همزاد پنداری با حمید هامون رو ایجاد کرد چون هر دو عاشق ... دیدن ادامه » بودن.....
اینکه تعدای زیادی از تماشاگران فیلم هامون بعد از سالها همچنان با حمید هامون زندگی می کنن و هامون باز لقب گرفتن به این دلیل بود که بخشی از حمید هامون رو در وجود خودش پیدا کردن خودشون حمید هامون بودن با همان دغدغه ها و شوردگیها و نقطه اشتراک همشون یه چیز بود: عشق!
درسته حمید هامون شخصیتی چند لایه است ،کابوس اول فیلم ترسش رو نشون می ده که برای پی بردن به شروعش می رسه به مهشید و روز اول اسباب کشی به منزل تازه، علی برعکس داره وارد منزل تازه ای می شه و از پناهگاه دوسالش خارج می شه اما با همون ترس و دلشوره عدم اطمینان
حمید تو منزل وکیلیش احساس امنیت می کرد چون مهشید پاسبان گذاشت بود سرکوچه و علی در منزل دوستش این حس امینت رو داره چون هوای بیرون بدون معشوقش خفه اش میکنه،هامون برای ارامش دنبال دوست استادش علی عابدینی میگرده و علی هم امنیت و آرامش نسبی رو در کنار رفیق اش پیدا کرده
هامون درگیر تزش هست و دانشجویی دکتری فلسفه اس وضع مالی مناسبی در خور خانواده مهشید و توان ریخت و پاشهای مهشید نداشته علی دانشجویی انصرافی ادبیات با عشق علاقه زیاد به شعر و فیلم و موسیقی که از لحاظ مالی ضعیف.
و در انتها وقتی هامون دیگه حتی علی پیدا نمی کنه قبر خودش رو کنار ساحل می کنه و پولش رو هم می ده, علی هم وسایل جمع می کنه می خوابه رو تشک.....

نظر شما کاملاً محترم ولی به نظرم هر عاشقی می تونه یه حمید هامون باشه!
۰۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بروشور نمایش حاوی لوح فشره زندگی و عشق و احساس که در بدو درود به دستتون داده می شه و صدا.................
صدای که از آوای غمگین پخش می شه و تنها راه ارتباطی عاشق با معشوق بلاک شده است
نمایشی لطیف و بسیار دیوانه به قول دوستان که تمام تلاشت برای مدفون کردن خاطرات را به باد می ده و عجب صدایی!
جناب افشاریان اگه خدا رکب خورد ما کیش و مات شدیم دیشب،مدتها بود من تو سالن نمایش حس غرق شدگی نداشتم ولی دیشب در سیالیت صداتون غوطه ور بودم و با تک تک لحظات عشق و درد و غم علی زندگی کردم، کاری کردید که دلم یه علی بخواد!
بسیار خوش درخشیدید همچنین جناب شاهی عزیز، سپاس از همه عوامل!
عزیزین ممنون از نوشته و نگاهتون
۲۸ مرداد
ممنون از شما، بعد از نقش آفرینی جناب صفری در نمایش شکار روباه کاراکتر علی شما جاودانه شد!
۳۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مادری که نمی شه باهاش حرف زد.......
شوهری که حرفت نمی فهمه............
فرزندی که نمی خواد بشنوه حتی به قیمت به دنیا نیامدن.........
و جامعه ای که فریادهاتو خفه میکنه و تو فقط پشت میز بازجویی و در مقابل بازجو اجازه حرف زدن داری اونهم در قبال تایید اتهامات دروغ نه ردشون!
باید این جاده های سکوت پشت سر گذاشت چون ممکنه واقعاً خیلی دیر بشه و نشه دیگه برگشت و دور زد!
نمایش بسیار قابل تاملی بود با بازیهای درخشان بخصوص بازی جناب ابر!
به قول خسرو شکیبایی نازنین، حرف بزن که حرف سرچشمه زلال محبت بین زن و مرده!
این نمایش تمدید شده لطفاً تاریخ رو اصلاح کنید.
رحمان حسینی این را دوست دارد
تیوال اصلاح نمی کنه... فروش بلیت این نمایش در سایت ایران کنسرته...
۱۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انسان آزاده گی اش رو از دست می ده تا آزادی بدست بیاره!
و این طنز تلخ تاریخ است......
واقعا دیالوگ های فوق العاده ای داشت ولی متاسفانه خود نمایش خوب از آب در نیومده بود
۰۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار بسیار زیابیی بود با بازی بی نظیر دو هنرمند نازنین!
بعد از مدتها به معنای واقعی یک تئاتر دیدم که از تک تک لحظاتش لذت بردم!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش اعتراف،
اعتراف پدری آسمانی در نقش پدری زمینی در جایگاه شنود گناهاکارن!
نمایشی با دکور،موسیقی و بازی زیبایی بعضی از بازیگران و داستانی جذاب که برای هر تماشاگری خالی از لطف نیست ،دوستان در مورد صدا نکاتی رو مطرح کرده بودن،متاسفانه مشکل از سالن نمایش نیست چرا که سالها قبل نمایشی با بازی جناب حسینی در همین سالن اجرا شد که به طور کامل صدا ایشون در انتهای سالن شنیده می شد ولی این بار هنرمندان بیشتر از اینکه تئاتر بازی کنن در قالب بازی در جلوی دوربین ظاهر شدند و همین مسئله باعث کاهش برد صدای بازیگر بخصوص جناب حسینی در برخی از صحنه ها می شد که امیدوارم در شبهای آتی این مشکل کم رنگ تر بشه در ضمن پوستر نمایش به خوبی مضموم نمایشنامه رو منتقل می کند و زیبا طراحی شده است.
سپاس از همه عوامل!
نیلوفر ثانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تجربه ثابت کرده نباید کارهای ژاپن از دست داد و البته نباید به شماره صندلی در زمان جشنواره توجه کرد و جزو ردیف مهمانها نشست!
نمایش بسیار دیدنی بود کلاژی از نور،رنگ،حرکت و موسیقی و صد البته هنر هماهنگ هنرمندان!
کشیش خمار.....رمئو حشیشی....ژولیت ساقی....
دیگه کسی کفش سندرلای قصه رو پیدا نمی کنه حتی اگه از روی عمد جا بزاره
به قول هامون:
به سر عشق چی اومد....
واقعا من هم دلیل اینکه تو فیلم و تاتر ایران این قدر تاکید به مصرف مواد و سیگار میشه رو نمی فهمم.چه جذابیتی داره واقعا؟
۱۳ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش مهمان ناخوانده به موضوع جذاب و جالبی پرداخته که بیشتر افراد در طول زندگی کم بیش باهاش درگیر بودن و بخشی از شناخت و رفتار بشر بر اساس همین دغدغه صورت گرفته!
روانشناسی یک علم و هنر شفابخش است که قرار است به مردم یاری دهد تا خشم،گناه،ترس و اندوه خود را بهبود بخشند و فرویدکه با نظریات و تحقیقات فراوان در زمینه شناخت و توضیح تبیین افکار و رفتا رانسانی به پدر این علم معروف شده ،حالا سوژه ای این نمایش در رویارویی با ترسها و اندوه و خشم خود از زمانه با نیروی برتر است که آن را قبول ندارد و از طرفی خواهان شناخت بیشتر این منبع آکاهی است!
نمایش زیبا و سرشار از دیالوگهای ناب بود، بازی جناب ظفری بسیار هنرمندانه و زیبا بود
با تشکر از همه عوامل!
وحید هوبخت این را خواند
محمد رحمانی، علیرضا و رضا تهوری این را دوست دارند
چه پیشنهاد خوبی! ممنون.
۰۶ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از دیدن نمایش 12به لطف دوست عزیز و نازنین جناب مریلیون با اینکه بلیط این نمایش تموم شده بود شانس این رو داشتم که به دیدن آشپزخانه بشینم و چقدر خوشحالم که کاملاً اتفاقی وارد این آشپزخانه جادویی شدم!
بازیها،دکور،لباس ها و اشیای آشپزخانه انقدر زنده و جاندار بودن که شما فراموش می کردید روی صندلی تماشاخانه نشسته اید! مسایل مطرح شده بین کارکنان، روابط انسانی بین آنها همونطور که سرکار کار خانم ثانی عزیز به طور جامع توضیح دادن تمثیل کوچکی بود از دهکده جهانی فعلی ما!
خسته نباسید به همه عوامل و جناب معجونی هنرمند!

جناب مریلیون عزیز
همواره به همه محبت داره
واقعا از حضور پر برکتش در جامعه هنری سپاسگزارم
۲۴ آبان ۱۳۹۵
ارادتمند همه دوستان عزیزم ..
۲۴ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید