آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال سینمای ایران
S3 : 21:41:22 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
سلام دوستان ، من از کجا میتونم این مستند رو تهیه کنم؟
لینکی برای دانلود یا خرید پیدا نکردم
Janan.art
درباره فیلم دختر شیطان i
واقعا هدف از ساخت این مدل فیلم ها رو متوجه نمیشم!
کاش آقای فرخ نژاد در انتخاب های جدیدشون تجدید نظر بفرمایند
رضا بهکام این را خواند
از سال 93-94 به اینور بازی خوب از آقای فرخ نژاد به یاد ندارم( سامورایی در برلین!سمفونی نهم!دختر شیطان!خانم یایا!گشت2!!میلونر میامی! خوب بد جلف!!و ....). به نظرم بهترین نقشش همون عروس آتش سال 78 هست.
۱۱ ساعت پیش
معیار کسب دستمزدهای کلان است
ابتذال برای سلبریتی وطنی تعریف نشده است
آنها می خواهند روی پرده نقره ای باشند و عوام پاپ کورن خوران از مزخرفات ساخته شده لذت ببرند.
لذا سینما در همین گریزگاه به دوراهی می رود که یکسرش نیل به قهقراست.
۱۰ ساعت پیش
رضا بهکام
معیار کسب دستمزدهای کلان است ابتذال برای سلبریتی وطنی تعریف نشده است آنها می خواهند روی پرده نقره ای باشند و عوام پاپ کورن خوران از مزخرفات ساخته شده لذت ببرند. لذا سینما در همین گریزگاه به ...
و وقاهت جایی بود که گفت من ۱۰۰۰۰ دلار باید ماهانه برای زن و فرزندم تو کانادا بفرستم باید این پول رو درآرم
وسط یه فیلمش بود که فهمیدم ای بابا خرج زندگی زن و بچه اش رو دارم من میدم!!؟
از اون روز دیگه هیچ فیلمی از فرخ نژاد ندیدم و خیلی حال خوبی دارم
۱ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میرآ
درباره فیلم نفس i
دل مآ یک فیلم به مانند "نفس" میخواهد، تا نفس در سینه بریده شود...
یاد باد :)
پویا این را خواند
نیلوفر ثانی، رویا، celine و جعفر میراحمدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در سکوت
این فیلم خوب بود یا چی؟
میگن چیزایی که ادما تو بچگیشون باهاشون مواجه میشن، میشن معیاراشون برای باقی زندگی. تو فیلمای ایرانی، مادر، کمال الملک، کلاه قرمزی، خواهران غریب و خیلی های دیگه یرای من و شاید ما شدن معیار و محک. نه فقط شاهکارا، اونایی که احساسات عمیق کودکانه رو باهاشون حس کردیم. احساس میکنم در سکوت رو هم تو بچگی دیدم. نه اینکه واقعا اون موقع دیده باشم، نه. این فیلم رفت همون جایی از ذهنم که اون فیلما هستن. یه فیلم. یه فیلم به اندازه. تو موسیقی، متین. تو بیان متین. رنگهاش نمیخوان از وسط دو تیکه م کنن یا انرژیم رو مثل زالو بمکن. اکت ها در عین گویایی، چیزی رو به ذهن دیکته نمیکنن. هنر میخواد اینگونه حرف رو بیان کردن، هنر.

و فاطمه معتمد آریا. نه فاطمه، نه معتمد، نه آریا، نه دو یا سه کلمه. فقط یک کلمه: “فاطمه_معتمد_آریا”.
آنکه بخشنده است و مهربان. آنکه مانندی ندارد. آنکه قوی است ... دیدن ادامه ›› و جاندار.
باید در فرهنگ دهخدا، بین لغات فاطمه صغری و فاطمه نیشابوری، فاطمه معتمد آریا هم اضافه بشه. و توضیحاتی داده بشه.

در سکوت رو دیدم و دیدم چقدر جای اینجور فیلما در سینمامون خالیه. محترم، عمیق، متین، بلد، سلامت.
ههه یه چیز مسخره راجع به معتمدآریا بگم 😅
من نوجوون بودم که فهمیدم خانم معتمدآریا یه پسر متولد دهه‌ی ۶۰ داره. فکر میکنی اولین حس‌م بعد از دونستن این چی بود؟ سردرگمی شدییییید . فکر می‌کردم مگه میشه؟ نمیشه که فقط مامان یه نفر بشه، پس من چی؟ آخه از وقتی مامان کلاه‌قرمزی شد یه جورایی تو رویاهای منم بود، یه چیزی شبیه خاله‌ی سینما/تلویزیونی.
حس بعدیم؟ حسادت به پسر شون. اینم بگم که هر دو حس چند سالی ادامه داشتن🙄
۳ روز پیش، پنجشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
?[Parastesh]?
درباره فیلم هجوم i
هجوم ؛ شاهکاری دیگر از شهرام مکری
این فیلم از آن دسته فیلم هاییست که هیچوقت از آن خسته نمیشوید چرا که شیوه رمزگذاری آنقدر با دقت انجام شده که تا مدت ها ذهنتان درگیر آن خواهد بود .
هربار که فیلم را میبینم ، از زاویه ای دیگر به آن نگاه میکنم و نتایج به دست آمده را تغییر میدهم .
این فیلم در مقایسه با ماهی و گربه ، ساخته پیشین شهرام مکری بسیار تکنیکال تر و با حساسیت بیشتری ساخته شده . فیلمبرداری کنترل شده تر ، بازی های قوی تر ، رمز گذاری های عمیق تر ، طراحی صحنه ، لباس و نورپردازی متفکرانه تر و مهم تر از همه داستان پیچیده و فضای مینیمال .
فضایی که تنها با دیدن یک لانگ شات متوجه آن میشوید .
در ماهی و گربه ما با فضایی واقعی ، انسان هایی طبیعی ، چهره هایی قابل قبول ، لباس هایی معقول و اتفاقاتی ممکن روبه رو بودیم اما در هجوم با فضایی کاملا سورئال روبه رو هستیم که خلق فیلمی سورئال اما باور پذیر کار هر کارگردانی نیست .
هر چند در ماهی و گربه بازی ها گاه راضی کننده نبود اما فضای فیلم آنطور میطلبید . اما در این فیلم شاهد بازی های قوی و عمیقی هستیم که به خوبی با فضای فیلم ... دیدن ادامه ›› متناسب است .
طراحی صحنه ، با فیلمبرداری فوق کنترل شده و خوب علیرضا برازنده و نورپردازی رازآلود فیلم دست به دست هم دادند تا فضای مینیمال فیلم بیشتر قابل توجه شود . جلوه های ویژه هم بی تاثیر نبودند ، همیشه انتظار می رود در سورئالیسم از جلوه های ویژه زیادی استفاده شود ، اما در هجوم تنها چند جلوه ویژه به جا و به اندازه داشتیم ، بدون مبالغه و خارج شدن از محدوده باور پذیری . این هم یکی از تفاوت های بزرگ با ماهی و گربه ، فیلمی که هیچ جلوه ویژه ای را شامل نمیشد .
هر گوشه ای از ان ورزشگاه را نگاه کنید ، نکته ای میابید که قابل تامل است و همین ذهن شما را درگیر میکند ، رنگ آمیزی ، پوستر ها و ترکیب رنگ استفاده شده آنطور ذهن را گیج میکند که ممکن است از داستان اصلی باز بمانید . حتی لباس ها آنقدر با فضای فیلم انس گرفته که شما متوجه رمزگذاری که تصاویر معنی دار روی آن است نمیشوید که فیلم همه این ها را به اقای اثباتی مدیون است .
گریم و چهره پردازی همان قدر عالیست که شخصیت پردازی . چهره پردازی خوب اقای امیدواری را در فیلم های بسیاری شاهد بودیم اما هجوم با همه ان ها متفاوت است ، چهره پردازی هایی متناسب با چهره بازیگران ، چهره هایی بی روح ، بی احساس و شاید هم بی هدف که گویی نمیتوان عواطفی از آن ها دریافت کرد ، چهره هایی که نشان از بیماری دارد ، بیماری جسمانی و نبود خورشید که به روح و عواطف هم صدمه زده است .
شیوه تکرار لوپ ها بیشتر از ماهی و گربه مورد پسنده من است ، چرا که ادغام شدن این لوپ ها بایکدیگر فضای فیلم را رمزآلودتر میکند . به ویژه لوپ آخر که در آن پایان بندی فوق العاده را شاهد هستیم .
سخت ترین نوع فیلم سازی چه برای فیلمبردار و صدابردار چه برای بقیه عوامل ، پلان سکانس است . شیوه ای که شهرام مکری از اول تا حالا در پیش گرفته است . این شیوه نیاز بسیار به تمرین و تکرار دارد . من آن را به تئاتری با لوکیشن وسیع تر تشبیه میکنم . که این بازیگرانی مقاوم و خستگی ناپذیر می طلبد . عبد آبست بازیگر خستگی ناپذیر ، بهترین بازی خود را ارائه داده است ، هرچند درخشش او را پیش ازین در فیلم هایی نظیر ماهی و گربه و تمارض دیده بودیم ، بازیگری که به معنای واقعی بازی زیرپوستی دارد . از نقش سخت و گریم سنگین و شخصیت پردازی بی نظیر الهه بخشی هم نگذریم که مشتاق تماشای این بازیگر توانا در فیلم های بیشتری هستم .
تنها اشکال صداگذاریست ، ای کاش صدا گذاری کمی با دقت تر صورت میگرفت ، که فیلم کم نقص هجوم بی نقص میشد .
این فیلم حاصل الهامات دریافت شده توسط اقای مکری از فیلم های بسیاریست ، فیلم های محبوب ایشان که نام همه آن ها در اینجا نمیگنجد ، اما ترکیب این پدیده ها با یکدیگر و خلق اثری بی مانند کار بزرگیست . با اینکه از هرکدام چیزی اقتباس شده شبیه هیچ یک از آن ها نیست و این نکته جالب توجه است .
در آخر تشکر میکنم از شهرام مکری نابغه ، نسیم احمد پور ، عبد آبست ، الهه بخشی ، امیر اثباتی ، علیرضا برازنده و تمام عوامل استوار فیلم فوق تکنیکال هجوم . فیلم رو به شدت به شما پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان از دستش ندهید اگر مخاطب فیلم های متفاوت هستید . با تشکر از وقتی که برای خواندن این مطلب گذاشتید .
سپهر، محسن جوانی و امیر مسعود این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امروز فیلم رو دیدم. کاری به خود فیلم ندارم، البته چند جایی خوب خندیدم. اما گویا پیمان قاسم خانی درک جالبی از طنز و ظرافت هاش داره. زمانبندی طنز و خندوندن رو می دونه.
در مجموع به نظرم یک فیلم اعتراضیه تا یه کمدی جلف:
۱. پلان استخر بی نظیر بود. تصور اینکه این پلان در یک فیلم هالیوودی چطور می بود و حالا چطوره، شگفت انگیزه.
۲. بی ناموس! مطمئن نیستم ولی فکر کنم رکیک‌ترین فحشی که تو سینمای ایران بشه داد.
۳. سر زد از افق یا ای ایران؟ برای کدوم جونمون رو میدیم؟ نکته کجاست؟
۴. اشاره به آرگو، به نظرم شجاعانه اومد. شاید اگه به فیلم “بر بال های عقاب ها” اشاره میکرد، دقیق تر بود ولی کمتر کسی اون فیلم و بازی برت لانکستر رو یادشه.
فیلمبرداری فیلم هم جالب توجه بود.

قبلا از سن پترزبورگ لذت خوبی برده بودم و این فیلم هم نشون داد قاسم خانی ذائقه ی خوب و نگاه ظریفی داره.
سپهر و امیر مسعود این را خواندند
نیلوفر، پویا و آقامیلاد طیبی این را دوست دارند
پیمان یه دونست...حقیقتا توو سبک خودش با اختلاف بهترینه...
من هر فیلمی مینویسه انقد میبینم تا حفظ شم...
و اخ از سن پطرزبورگ...
۲۰ شهریور
درسته و حواسم بود. البته خیلی هم خوب این کار انجام شد. البته مجبور شده بود کلی فیلتر جلوی دوربین و موقع ادیت استفاده کنه که به یه نور ثابت در کل فیلم برسه. که تصویر رو محو کرده بود. تقریبا صورتها دیده نمیشه و خیلی جزییات دیگه هم دیده نمیشه. اما از اون فیلمهاییه که ساخته شدنش تجربه ی نو و جدیدی ایجاد میکنه.
علت اینکه باقی توضیح رو نوشتم اینه که چند روز پیش راجع به همین فیلم صحبت شد.
۲۴ شهریور
پوریا صادقی
درسته و حواسم بود. البته خیلی هم خوب این کار انجام شد. البته مجبور شده بود کلی فیلتر جلوی دوربین و موقع ادیت استفاده کنه که به یه نور ثابت در کل فیلم برسه. که تصویر رو محو کرده بود. تقریبا صورتها ...
اِ؟ من نخوندم فکر کنم، یادم نمیاد
۲۴ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نگار جواهریان رو دوست داشتم...
منظورم معصومه نیست، منظورم خود نگاره، وقتی که داشت نقش معصومه رو بازی میکرد.
بازیگری که بدونم نقشش چیه برام جذاب نیست حتی اگر همونو خوب بازی کنه😔
۲۰ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در کل به نظرم فیلم خوبی بود بیشتر سرگرم کننده ولی
تبختر فیلم که احساس می کردی با کنایه داره می گه یه دادی بزنین جماعت چرتی رو نپسندیدم. به نظرم نباید تو فیلم به زور جملات و مکالمات مفاهیم رو القا کرد. جملات نغزش خیلی خوب بود ولی همه‌ی جمله‌ها روی هم خیلی معنی نداشت.
samad tekrari
درباره فیلم زغال i
عالی
پویا فلاح این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
behrad rad
درباره فیلم حکایت دریا i
فرمان آرا مردی که با دانش برگرفته از سینمای دهه 50 با خوانشی متفاوت از بزرگان فرهنگ ایران زمین به نقد از فضای اجتماعی و سیاسی دوران هایی می پردازد که در شتاب لحظه ها با فرودها و فرازهای جامعه خود دست به گریبان هستند نقدی با همراه چاشنی احتیاط با دیالوگ هایی که با بهره گیری از سادگی گفتار، مفاهیم درد خفته در جامعه روشنفکران را از لایه های پنهان به سطوح آشکار نمایان می سازد. مردی که اکنون در خلاء و بحران اندیشه ها، آرمان ها و روشنفکران هم عصر، زندگی را شخم می زند تا گمشده ای را بیابد که در دوران تکنولوژی و فقر آزادی و اندیشه به ابتذال کشیده شده است. در این فیلم همچون بیشتر ساخته های فرمان آرا با فضایی سرد و ناامید کننده ای روبرو می شویم که در آن کارکتری روشنفکر جریان اتفاقات پیش رو را هدایت می کند. کارگردان اگرچه از لحاظ روایت داستانی، کاری متفاوت و در خور ستایش را به عرصه ظهور قرار داده اما آنچنان که از نام بزرگ مرد سینمای ایران در قامت کارگردان و تهیه کنندگی انتظار می رفت نتوانسته بود درخشش مقبولی را نشان دهد. شخصیت های موجود در داستان با مجموعه ای از بزرگان هنر سینما و تاتر به خوبی برای تاخت به عرصه قدرت و استبداد ساخته و پرداخته نشده و در یک خامی مطلق و گاهی سطحی به سر می بردند. صحنه های بصری موجود که می توانست با تأثیر موسیقی قابل تحصین پیمان یزدانیان بیننده را در عمق ماجرا درگیر کنند به سرعت گذر می کرد تا بیننده حسرت کوتاهی از درک لحظه را با خود به همراه داشته باشد.
امیر مسعود این را خواند
neda moridi این را دوست دارد
حتی به نظرم بازی خوبی از بازیگرهای خوب هم دیده نمیشه......و به نظرم نقطه ضعف بزرگ فیلم حضور خود بهمن فرمان ارای دوست داشتنی به عنوان بازیگره...و من همچنان معتقدم بهترین فیلم بهمن فرمان ارا فیلم«خاک آشنا» ست که علی رغم تمام ضعف هاش... برای من جزو بهترین هاست( و بزرگترین حسن ش انتخاب خوب و مناسب بازیگر هاست)
۰۶ شهریور
neda moridi
حتی به نظرم بازی خوبی از بازیگرهای خوب هم دیده نمیشه......و به نظرم نقطه ضعف بزرگ فیلم حضور خود بهمن فرمان ارای دوست داشتنی به عنوان بازیگره...و من همچنان معتقدم بهترین فیلم بهمن فرمان ارا فیلم«خاک ...
باهاتون کاملا هم عقیده هستم من اصرار ایشون را برای بازی در فیلم هاشون نمیدونم چیه
۰۷ شهریور
همایون حاتمی
با درود نکته ای در مورد موسیقی فیلم بگم، به شدت تحت تاثیر موسیقی النی کاریندروست و حتی شگفت زده شدم که یک جایی از فیلم حکایت دریا موسیقی خیلی خیلی زیاد شبیه قطعه ایه به اسم voyage از آلبوم ...
بله موسیقی به هر روی گفتمان جهانی هست که در این گفتمان تشابهاتی نیز یافت می شود
۰۷ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیمنامه اش واقعا بد بود
پویا فلاح این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
زهره مقدم
درباره فیلم سورنجان i
دیگه واقعا داره کلافه کننده میشه.سینمایی که تمام دغدغه قصه هاش داستان های عاشقانه و رسیدن ها و نرسیدن های آدمها به همدیگه ست. حتی یک فیلم خوب ساخته شده و قوی از نظر تکنیک باز هم دست و پاش در تار عنکبوت قصه سطحی و بی ارزش گیر میکنه.
انگار که تمام مسیر زندگی ما در پیدا کردن عشق راستین خلاصه شده،و همین که بهش برسیم دیگه مشکلی برای ادامه راه نداریم... زن و شوهرهایی هم که با هم مشکل دارند قطعا عشق واقعی هم نبودن که الان دارن دعوا میکنن!
من فکر میکنم آنقدر سریال داغون ساخته میشه و آنقدر سطح توقع مخاطب پایین اومده که این سریال به چشم می آد وگرنه این سریال پر از کلیشه های داستانی و تیپهای کلیشه ایه مثلا وقتی هدیه تهرانی دو تا سرفه کرد تا ته قصه اشو میشه خوند یا داستان فرهاد و اون دختر با بازی به شدت بد و لوس بازیگرش واقعا سطحی و نخ نماست اوج سکانسهای احساسی تعریف دختره از فرم موها و ریش فرهاده!! و آنقدر تکرار میشه که انگار پاکدل پول داده که تو سریال ازش تعریف کنن! و نگاه به شدت وقیحانه به طبقه فرودست در آن سکانس مضحک غلتیدن زن عموی دختره روی تخت فرهاد تاسف باره و همچینین مدل آویزون بودن دخترها به پسرها که توی داستان روشنک گرامی هم است و اصلا این نگاه حقارت بار به زنها مشمئزکننده است.از لحاظ اجرا اشکالاتش کم نیست و بعد متاسفانه آنچه شاید ریتم خوب گفته میشه بیشتر اغراق زیاد در نمایش ا موقعیتهاست چطور میشه باور کرد یک خانواده و تمام اعضایش این همه رابطه مسئله دار داشته باشن؟!!
کشش در روایت لزوما با انباشت بی پایه و زیادی موقعیتهای داستانی در سطح اتفاق نمی افته. یا پیچهایش روایی غافلگیرکننده هم بی اساس ظاهر میشن و هم به راحتی لو میرن. مثلا در آن سکانسی که قرار روی دیگر پیمان نمایان بشه توی همین لانگ شات اولیه مشخصه که متورسوار پیمانه.و اصلا اون سکانس تعقیب و گریز بیشتر به خاطر حماقت پلیس خنده داره البته این سکانسهای سرهم بندی شده کم نیست به عنوان نمونه پیمان اونجوری تیر خورده و جوی خون روان شده بعد میره خونه و ظاهرا دوش میگیره و بلند میشه میره شرکت همینقدر تخیلی!!!
از فلش بکهای فاجعه بار سریال با بازی درخشان پسر اقای پرستویی هم که نگم بهتره در کل به نظرم امثال کیایی نه دغدغه مسائل اجتماعی رو دارن و نه دیگر دغدغه زیبایی شناسی اونا فقط دنبال جلب توجه با ور رفتن با کلیشه ها و تک زدن ناشیانه به مضامین عامه پسند هستن برای همین کل سریال مثل اون نقش لوطی منشی که محسن کیایی برای خودش نوشته قلابی و ادا و اطواریه نه خبری از خلاقیت و ایده های تازه هست و نه روایتهای جذابی که نتونی تا قسمت بعدی صبر کنی
پویا فلاح، امیر مسعود و معین این را خواندند
celine و الیاس نوبری این را دوست دارند
به چشم منکه نیومد.
۰۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بسی حوصله سر بر ،
همونقدر که بازیگرا اینکاره نبودن ، دوربین هم نمیدونست چیکاره س
حرکات رزمی هم دقیقن عین دعواها و زد و خوردهای باقیِ فیلمهامون که کل تحرکشون اینه که یقه ی همو بگیرن هل بدن همو و بعد نفس نفس زنان هر کدوم به گوشه ای پرت شن و نای بلند شدن نداشته باشن ؛ ... لوس و بی مزه و مراقب باش چیزیم نشه ، بود .
پیشنهادم به سینمای ایران اینه که فیلمهای گفتگو محور بسازه . هم روشنفکرانه س هم مناسب حال و احوال عوامل
امیر مسعود، فاطمه و پویا فلاح این را خواندند
محمد مجللی این را دوست دارد
یخورده هم از بازیگرایی که کنار هم نبودن استفاده کنند. خسته شدم انقدر فلانی و کنار فلانی دیدم . خلاقیت از بین داره میره
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سریال خوبی بود. توی سریالهای شبکه خانگی شهرزاد رو دیدم و اینو. راضی ام از هر دو انتخابم :))
بازی ها، نوع روابط و داستان روان و باورپذیر بود. ریتم واقعا خوب بود و گاهی آدم جا می موند از بس اتفاق ها پشت هم و با هیجان و بدون تکرار می افتادن.
البته در قسمت آخر سکانس فرهاد توی خانواده هدیه و مدل پرداختش به نظرم جالب نبود (و چقدررر دلم برای لیدا گرفت). قصه یکی دو تا شخصیت هم انگار ول شد مثلا سارا... شاید بهتر بود سارا هم در آخرین سکانس به دیدن پیمان می رفت...
در آخر حیفه اگه از بازی و اکت های جذاب مسعود رایگان نگم.

فقط آخرش زیادی اینسپشنی شد
۳۰ مرداد
امپرسیونیست
بله ، سکانس آخر
جالبه ... بهش فکر نکرده بودم.
۳۰ مرداد
< نظر مورد پاسخ، در دسترس نیست >
پا به پای سریالهای ترکیه ای داریم قدم بر میداریم
۰۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
elaheh babaei
درباره فیلم حق سکوت i
فیلم نامه خوبی نداشت
حضور هوتن شکیبا کوتاه و جالب بود اما به نظر من بیشتر برای جذب مخاطب و فروش فیلم حضور داشتن
حتی حسام محمودی نقش طلبه رو تو فیلم دیگه بهتر بازی کرده بودن
celine، امیر مسعود و پویا فلاح این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پوریا صادقی
درباره فیلم خروج i
همیاری جان،
این ستاره بندی ها چجوریه؟ کدوم یکه کدوم پنج؟ چرا قرمز و طلایی داره؟ از هر طرف میزنم، باقیش ابی میشه!
محمد حسن موسوی کیانی و پویا فلاح این را خواندند
celine این را دوست دارد
اون که گنده تره پنجه فکر کنم . کوچیکتره 1
۲۷ مرداد
امپرسیونیست عزیز، سپهر عزیز و همیاری جان، ممنونم.
الان با موبایل که چک کردم کاملا مشخصه ولی دیشب با تبلت تقریبا قابل تشخیص نبود. شاید هم علتش کلافگی از دیدن فیلم بوده.
نکته بعدی در مورد رنگ طلایی و قرمز ستاره هاست. آیا امتیازها ۱۰ تایی شده؟ یکبار که روی ستاره میزنم قرمز میشه، دوباز که بزنم، طلایی.
پوریا صادقی
امپرسیونیست عزیز، سپهر عزیز و همیاری جان، ممنونم. الان با موبایل که چک کردم کاملا مشخصه ولی دیشب با تبلت تقریبا قابل تشخیص نبود. شاید هم علتش کلافگی از دیدن فیلم بوده. نکته بعدی در مورد رنگ ...
پوریا جان امتیاز همون ۵ تاییه
تو لحظه ای که امتیاز می دی رنگ تغییر می کنه
یه صفحه رو پیدا کن امتیاز بده بعد دوباره روی همون ستاره بزن تا امتیازت پاک بشه متوجه رنگ ها می شی اینجوری
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پوریا صادقی
درباره فیلم خروج i
چند وقت پیش کلیپی دیدم از جکی چان. تو یه مصاحبه ی تلویزیونی. داشت خاطره ای از ملاقاتش با اسپیلبرگ می گفت.
می گفت وقتی اسپیلبرگ رو دیدم ازش پرسیدم چطور ادم و دایناسور رو توی صحنه ای جا میدی که دوربین درحال حرکته؟ اسپیلبرگ گفته: با کامپیوتر. این دکمه و این دکمه و این دکمه رو می زنم. کار خودش انجام میشه.
بهش گفتم من اگه بخوام از روی پل بپرم روی اتوبوس، می پرم. اون کار برای من ساده تره تا کار با کامپیوتر.

———
کاش ما هم اینجا می فهمیدیم چه کاری ‌کارمونه و چه کاری نیست.
جلوه های تصویری، هلی شات، دستکاری تصاویر، حضور سگ وفادار و... وقتی کار کردن باهاشون برامون سخته، چرا استفاده می کنیم که صحنه هایی که می تونست دل انگیز باشه رو منفور کنیم؟
مطمئن نیستم حوصله کنم بیشتر راجع به این فیلم بنویسم ولی گفتنی زیاده.
پوریا صادقی
این اون کلیپه https://youtu.be/3vxxxQVMpRg
ای قربونِ اون لحن و بیانش :))
چقدر دوست داشتنیه این بشر . صادق ، راحت ، عمیق
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این فیلم گاف کارگردانی و فیلمبرداری زیاد داشت امیدوارم اینها را هم بگویند
پویا فلاح این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امیر عسگرزاده
درباره فیلم پرو i
درود بر هنرمندان ایران
صادقانه اعتراف می کنم نه فیلم را فهمیدم و نه انگیزه کارگردان را از ساخت فیلم. سه قصه ی بسیار شنیده که قرار است در یک روز با هم به نوعی پیوند بخورد؛ پیوندی که از ابتدا به نظرم سترون آمد. کار اگر سفارشی باشد، شخص یا سازمان سفارش دهنده، لابد بیست سالی از تاریخ روز جا مانده است.
از قصه که بگذریم، در فرم هم خبری نبود. خانم رخشان بنی اعتماد چرا به تمجید از فیلم سخن گفته، نمی دانم!
در روزگار بی بار و بری که حرص و طمع، چشم مردمان گرسنه اش را کور کرده و باران بی اخلاقی از آسمان متفاخر آن می بارد، هنرمندی اگر می خواهد معلمی کند، چه سفارشی و چه خودجوش، ناچار است زبان تازه ای برگزیند و حرف تازه ای بزند ...