تیوال فیلم آشغال‌های دوست‌داشتنی
S3 : 18:50:26
خـریــــد
۴,۰۰۰، ۴,۵۰۰، ۵,۰۰۰ و ۶,۰۰۰ تومان
 بها: ۴,۰۰۰، ۴,۵۰۰، ۵,۰۰۰ و ۶,۰۰۰ تومان
: محسن امیریوسفی
: شیرین یزدان‌بخش، حبیب رضایی، هدیه تهرانی، نگار جواهریان، اکبر عبدی، صابر ابر و شهاب حسینی
: محسن امیریوسفی
: تورج اصلانی
: مصطفی خرقه‌پوش
: محمدرضا دلپاک
: سعید ملکان
: محمود سماکباشی
: فریبا رهبر
: پیام نبوتی
: افشین عزیزی
یک پیرزن باید وسایل مشکوک و مسئله‌سازی خود را از خانه خارج کند...

اخبار وابسته

» آغاز برنامه های کانون فیلم خانه سینما در سال جدید با آشغال های دوست داشتنی

» برنامه اکران «آشغال‌های دوست‌داشتنی» و «درساژ» در هنر و تجربه


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یه فیلمه گرم صمیمی دوست داشتنی
شرح تاریخ هفتاد سال اخیر این سرزمین که چه بر آن گذشته گذشته
ایده فیلم بسیار خلاقانه نواندیشانه
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
نازنین ص، رضا تهوری، نرگس و مسیح راستی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
اولین نقد سینمایی ام در تیوال را ملاحظه می فرمایید..
جذاب ترین قسمت داستان ایده است...
ولی تقریباً استفاده ملموسی از ان نمی شود.../// بارها اثرهای فوق العاده ای مثل
سفر به چزابه یا مهمان داریم که فضای رئال و سورئال را به هم پیوند می زند داریم...
و ایده قاب ها بسیار جذاب است ولی فیلم به جای شخصیت پردازی شعار می دهد
فیلم ها براساس داستان شکل می گیرند و داستان از موضوع، شخصیت پردازی و.. تشکیل شده است
شعار دادن مخصوص ادم های ایدئولوژیک است یا نماز جمعه، شلوغکاری و جنجال ابزار رسانه است،
اشخاصی مثل حاتمی کیا و ده نمکی سینما را با بیانیه و نمازجمعه و نقد جامعه اشتباه گرفتند
و البته محسن امیر یوسفی در این فیلم...
ما با مفهومی به عنوان شخصیت پردازی چه کلاسیک و چه مدرن و پست مدرن و... روبرو نیستیم
حتی شخصیت مادر هم جز دوست داشتن خانواده اش و ترس های گذشته اش تعریف دقیقی از شخصیت پردازی ندارد ولی تنها شخصیتی است که دراماتیک رفتار می کند و رفتارش به عنوان یک انسان شامل ترس، تناقض و دوست داشتن اعضای خانواده و.... است. می توانیم بگوییم تنها کاراکتر یک داستان است که درست دراماتیزه شده است و خوب از کار درامده...
بقیه کاراکتر یا اضافی اند مثل هدیه تهرانی و نگار جواهریان یا مثل شوهر و دوتا بچه و دایی تیپ هستند...
و از همه بدتر خراب کردن ایده داستان است...
می توانست بازیگرانش در همان قاب ها بازی کنند پسر در جبهه با عراقی ها روبرو شود .. دایی با ساواک...// پدر با جامعه...// پسر در خارج با موضوعاتش.... // همه اش منتظر بودم که کارگردان یک آس رو کند و همه ما را عافلگیر... که اتفاق نیافتاد...
یکی ... دیدن ادامه » ار جالبترین فیلم های سورئال ایرانی قدیمی ایرانی فیلم (( افسانه آه )) است من در حدود 25 سال قبل این فیلم را دیدم فوق العاده بود...
در بعضی از قسمت ها مثل دیالوگ مادر با همسایه و یا تلویزیون می توانست بهتر و در چند جا استفاده درست انجالم بده ولی نکرد...
تنها موضوع همزاد پندار با کاراکتر زن داستان ملموس بودن ترس زن از امدن مامور درب خانه بود به خاطر تجربیات ناخوشایند گذشته...// تجربه ای که وهم را بوجود اورده ...
اما سئوال عجیبی برام پیدا شد.../// این همیشه با قاب هاش حرف می زد...// اولین بار بود قاب های کناری از حال یکدیگر با خبر می شدند؟؟؟ // این نشون می دهد سر شلوغی های انسان ها در قاب عکس ها هست که بعد این همه سال از حال یکدیگر خبر ندارند...// خبر نداشتن از حال خودشان که طبیعی است...
اما اینکه مثل داستانهای فانتزی عکس دوران مکه رفتن با عکس قبل از مکه رفتار متفاوتی دارد ایده خیلی بامزه ای بود ای کاش رو ی این موضوع بیشتر کار می شد... // شاید اگر همین ایده را جلو برده بودذ برای شخصیت هایش در دوران متفاوت...// با کاری کمیک و بدلنشین تر روبرو می شدیم البته باز به پرداخت داستان مربوط می شود..
خوبه بیشتر از این طول نداده بود که خسته کننده میشد ....
یک ایده فوق العاده که می توانست به خاطر ضعف هایی که گفتم تبدیل یه یک اثر ماندگار تبدیل شود که نشد..
به نظرم بد نیست یکبار بروید ببینید..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیاست دوست داشتنی آشغالها

"میراث ما ، سنت ما ، دربردارنده عناصر متضاد بسیاری است. تاریخ ما دموکراسی را خلق کرده است – ولی این همچنین یگانه تاریخی است که توتالیتاریسم را خلق کرده است. آتنی ها هم مسئول آنتیگونه اند و هم مسئول کشتار دهشتناک ملوسی ها .... ولی سنت ما در عین حال آزادی را به معنای دیگری نیز خلق کرده است : امکان و مسئولیت انتخاب کردن. برای ورود به فعالیت فلسفی انتخاب کردن ، آدمی باید تفکر را در تقابل با مکاشفه انتخاب کند ، بررسی بی حدومرز را در تقابل با پذیرش کورکورانه آنچه به ارث رسیده است ..." - (میراث و انقلاب – کورنلیوس کاستوریادیس- ترجمه امید مهرگان)

1- امروز هیچ جامعه ای ، خصوصا جامعه ای قدیمی و پرتاریخ نظیر ایران، بی میراث نیست ... "اصطلاح "میراث" دلالت بر چیزی اگر نه یکسر ارتجاعی اما لااقل محافظه کارانه دارد " ... میراث ... دیدن ادامه » ما ، تاریخ ماست ادبیات ماست گذشته های ماست و همه آنچه بعنوان یک ملت طی سالهای متمادی از سرگذرانده ایم... کشف حجاب تحمیلی ، واقعه شهریور 20 ، تجربه تلخ کودتای 28 مرداد ، ادبیات تاریک برآمده از خاکسترهای ناامیدی پس از کودتا ، تندروی جوانان ایده آلیست جپ ، عملگرایی دینداران انقلاب 57 ، ایثار رزمندگان جنگ ، آرمانخواهی نسل نوین ایران در سالهای اصلاحات و در انتها جنبش سبز همه و همه میراثی است که در ناخودآگاه جمعی تک تک مردم ما جاری است . تلخ یا شیرین ، پرهزینه یا اثربخش ، هر حرکت سیاسی جمعی در ایران برآمده از تجربه این وقایع است و خواهد بود ...
2- " "سیاست" فعالیتی جمعی است بهره مند از تامل-در-نفس، روشن بینی و شفافیت ، که نهاد سراسری جامعه را هدف میگیرد" ... بازخوانی میراث ملی ، سرآغاز "خودآئینی" است، سرآغاز روی پای خود ایستادن مردم و بهادادن به ارزشهای جمعی به جای تخیلات ذهنی و ایده آلیستی گروهی کوچک از قدرتمندان ... اگر که دموکراسی میخواهیم ، اگر که حفظ حرمت فکرهای توسعه طلب روشنفکرانمان را میخواهیم و البته اگر که جامعه ای با ساخت عقلی میخواهیم ، باید که در یک تعهد روشنگرانه همگان را به "سیاست جمعی میراث" (یعنی یک بازخوانی همگانی و ملی بر میراث لااقل یک یا دو نسل قبل) دعوت کنیم. باید از همه بخواهیم که به میراثشان نظر بیندازند : پدرانشان ، برادرانشان ، خواهرانشان ، عشقهایشان ، آرمانهایشان ... آنان هرچه کردند چرا کردند و هرچه گفتند چرا گفتند؟ وضع امروز ما چقدر آرزوی آنان بوده است و چقدر مشکلات امروز ما ناشی از جزم اندیشی آنان ؟
این سرآغاز خودآگاهی ما ملت خواهد بود ...
3- فیلم "آشغالهای دوست داشتنی" پای میراث را وسط میکشد : بیائید تخیل کنیم که ارواح میراث را در یک لحظه تکین تاریخی – نظیر لحظه ای از سال 88 که بخشی از جوانان در کف خیابان بر دوراهی انقلاب یا اصلاح به خشونت با دیگری مشغولند - احضار کنیم و معرکه ای از ایده ها و آرمانهای آنان را در برابر همدیگر برپا کنیم ... حالا که هیچکدام دستش به دیگری نمیرسد ، حالا که دستشان از ابزار خشونت کوتاه است، حالا که جز فرصتی کوتاه برای اعتراف به پوچ بودن آنچه دنبال میکردند وقت بیشتری برای مجادله بی حاصل و دفاع از مواضع شکست خورده شان ندارند ... چه لحظه سوررئالیستی زیبایی خلق میشود ... بزودی آن لحظه تکان دهنده فرا خواهد رسید که همگی میفهمند تمام شده اند ، باید سکوت کنند ، باید آثار اعمالشان را بزدایند و در حذف تخاصمشان با یکدیگر جدیت بخرج دهند ...
4- آلزایمر خاطرات قدیمی (همان میراث) را همیشه حفظ میکند و حافظه کوتاه مدت (همان سیاست روز) را ندید میگیرد ... با دستپاچگی گذشته را در ذهن مرور میکند تا اضطراب وضع موجود را تاب بیاورد ...
افسوس که آلزایمر تاریخی ملت پرتاریخ ما سردرگمی به بار آورده است ...
5- فیلم را بسیار پسندیدم 90 از 100
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آشغال های دوست داشتنی فیلمی ست مبهوت کننده از تقابل ایدئولوژی ها و تعصبات آدم ها در مقاطع تاریخی که پیامد شان به وضوح در زندگی منیر قابل لمس ست، رنجی بی انتها....
خوش ساخت، گویا و دلچسب
به شدت توصیه می شود
یک برادر بسیجی که تو جبهه شهید شده
یک دایی کمونیست که پس از انقلاب دستگیر و کشته شده
یک برادر که بعد از شهادت برادر دیگه و کشته‌شدنِ دایی از کشور مهاجرت کرده
و یک خواهر یا دوست‌دختر دایی (تو فیلم ارتباطش با دیگران معلوم نشد) که وارث و ادامه‌دهندۀ راه آنها است.
پدر خانواده بعد از انقلاب با سیستم جدید در ظاهر همراه شده و به فردی بهنجار بدل شده اما برعکس او مادر، با وضعیت هرگز کنار نیامده اما فشار مصیبت هم او را به شخصی بیمار بدل کرده.
این خلاصۀ داستان بود برای من.
شوخی‌های فیلم به‌جا بود و کمک می‌کرد تلخی شدید داستان کمی تعدیل شه.
اگر منظورتون کاراکتر هدیه تهرانی هست، اون دخترخاله کاراکتر مادر فیلم بود که دخترخاله کاراکتر دایی هم میشه طبیعتاً. اول فیلم گفته میشه.
۲۵ اسفند ۱۳۹۷
ممنون.
۲۶ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سکوت چیست، چیست ای یگانه ترین یار ....سکوت چیست به جز حرفهای ناگفته؛ فروغ فرخزاد....
قاب عکس ها ....... قصه تنهایی یک مادر....و بعد از تماشای فیلم دوست داری سکوت کنی....سکوتی به بلندی یک فریاد.... یک نسل ....نسل سوخته...
مخصوصا با اون تیتراژ فوق العاده :)
۲۰ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از ارزشمندترین فیلم های سالیان اخیر با بازی دلچسب تمامی بازیگران. ایده اصلی فیلم بسیار جالب بود و سکانس ها و دیالوگهای ماندگاری داشت. از اون فیلمهایی که یادت نمیره هیچوقت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آشغالهای دوست داشتنی فیلمی دوست داشتنی؛

این فیلمِ تا حدی سورئال، فیلمی دیالوگ محور هست اما دیالوگهایی که از شنیدنشون خسته نمی شین و جذبتون می کنه. فیلمنامه و شخصیت پردازی منسجم هست هرچند این به این معنی نیست که فیلم قراره گره داستانی خاصی براتون ایجاد کنه و بعد دنبال باز کردنش بره. دیالوگهای بعضاً انتقادی این فیلم به نظرم اصلا گل درشت نبودن و به ظرافت در جای خودشون قرار داشتن و شخصیتها به خوبی تونسته بودن نمادی از تفکرات قشر خودشون باشن...

بیشترین بار فیلم هم بر شونه های خانوم یزدانبخش بود که به زیبایی از عهده ش بر اومدن.

در مجموع به نظرم به خاطر شیوه جدید روایت فیلم و بازی ها و دیالوگهای جذاب، این فیلم ارزش دیده شدن رو داره.
با همدوره ای ها (دانشکده حقوق ) دیدیمش . چقدر خوب بود که در کنار اونها این فیلم رو دیدم و لذت دیدنش رو با بهترین ها شریک شدم. خلاصه که
"جهان هم نسل های من امیدوارترین افسرده های جهانند"

این جمله از کی هست؟چقدر خوب بود
۱۵ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوش ریتم و خوش ساخت . میتونم بگم بهترین فیلم "سیاسی" بعد از انقلاب
آشغال های دوست داشتنی
ساخته امیر یوسفی
گزیده نقد از مهرزاد دانش .مجله سازندگی همین امروز
فیلم امیر یوسفی فیلمی در باره ناآرامی های سال ۸۸ نیست.درباره مدافعان وطن در جنگ تحمیلی گروهای چب ،مهاجران به خارج،و خیلی دیگر از نمودهای سیاسی یا اجتماعی هم نیست .فیلم دعوتی برای دیدن دوباره است اینکه یکدیگر و گذشته و حال هم را ببینیم و حرف هم را بشنویم واقعیت همدیگر را حذف نکنیم و هویت دیگری را به مثابه زباله ای که باید دور ریخته شود نینگاریم .

نظره بنده به این پاراگراف کامل نزدیک است .فیلم اشغال های دوست داشتنی برای ما که معتقد به ایدئولوژی محدود به خودمان هستیم لازم است .در این فیلم منیر نماد ایران است که در محاصره میان افکار مختلف قرار گرفته است .پدر خانواده که نقش آن را اکبر عبدی بر عهده دارد نماد انسان های عامی است که تن به زندگی عادی دادند .صابر ... دیدن ادامه » ابر نماد قشر مذهبی و شهاب حسینی نماد قشر چپ گرا و حبیب رضایی که نماد بسیاری که به دور از تعصب در پی فراموشی مام وطن و دل سپردن به دایه و مهاجرت هستند .و منیر که در لوکیشنی که در واقع خانه ایست قدیمی با اثارقدیمی که حالا تکنولوژیهای جدیدی نیز چون ماهواره و ویدیو نیز در آن دیده می شود که اینها نشان گذر عمر اوست .
دلیل دیده شدن این فیلم شاید قوت حاشیه آن باشد که همان 7 سال توقیف است که بعد از دیدنش سوالی که ذهن مخاطب را درگیر می کند تنها یک چیز است :چرا توقیف ؟فیلمی که بی شک مورد قیچی هم قرار گرفته است و چه بسا این امر باعث افول فیلم نیز شده باشد .متاسفانه فیلمی است که افتاب و لگن هفت دست است .پر از بازیگران گیشه که شما هرگز متوجه دلیل حضور نگار جواهریان نمی شوید .گرچه شخصیت سرد هدیه تهرانی مناسب نقش سیمایی است که عهده دار نقش مبارز است اما نقش کمرنگ او و شخصیتی که پرداخته نشده ست ضعف فیلم محسوب می شود .بی شک نمی توان بازی خوب شهاب حسینی و دیگر بازیگران را نادیده گرفت اما نکته ای که مطرح است ضعف در شخصیت پردازی در تمام شخصیت هاست که دیالوگ های گل درشت و کلیشه ای که بین صابر ابر و شهاب حسینی به عنوان نماد دو قشر رد و بدل می شود گواه این ماجراست .پایان بندی فیلم بسیار تاثیر گذار است جایی که نماینده چپ گرا به نماینده مذهبی ایران را می سپارد و خود راهی زباله دان تاریخ که حافظ اشغال های دوست داشتنی است می شودد .جایی که شهاب حسینی می گوید :مراقب منیر ( ایران ) باش .صابر ابر :من که فقط یک قاب عکسم .شهاب حسینی من که همونم دیگه نیستم.
شرحی کامل، گویا و زیبا از فیلم. عالی بود ماهرو جان...
۱۲ اسفند ۱۳۹۷
اوایل فیلم به نظرم کسل کننده بود ولی نشون میده که طرفداران احزاب یا گپروهها با هر عقیده ای خیلی حاضر به گفتمان نیستند و همه دم از تعصب میزنن و همدیگرو متهم به کم کاری میکنن و انقلاب را از خودشون میدونن و انگار صاحب این انقلاب هستن.... در کل اون فیلمی که فکر ... دیدن ادامه » میکردم نبود
۱۹ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه فیلم خوبی بود . بعد از مدت ها تونستم یه فیلم خوب از سینمای ایران ببینم، ولی چه دیر باید روی پرده میرفت...
اول وقتی کلام وپیام گرانقدر باشد شاخ و برگ دادن اشتباه و نتیجه ای جز گم شدن اصل پیام نخواهد داشت، به نظرم استفاده از فنون سینمایی خلاقانه و به اندازه بود.

دوم پیام فیلم چنان دلنشین بوده که ذوق شعر دوستان گل کرده : )

سوم از ۲ هفته صدرنشینی جدول فروش بسیار امیدوار و ذوق زده شدم.
بعد از دیدن فیلم به این موضوع فکر می کردم اگر این ایده خوب با همراهی این تعداد از بازیگران دوست داشتنی سینما، با بودجه بیشتری اجرا می شد و فضای ذهنی مادر خانواده با جلوه های تصویری بیشتری از یک قاب عکس متحرک پردازش می شد شاهد چه فیلم معرکه ای بودیم. فیلم هایی نظیر تلالو های ابدی یک ذهن درخشان نمونه های بارزی از استفاده از جلوه های ویژه در این فضاها هستند که نتیجه آن یک شاهکار سینمایی ست. اشاره های سیاسی فیلم بسیار جالب و جدید بود مثلا جایی که دایی از نقش خودشان در تغییر رژیم حاکم صحبت میکند و تلویحا تایید هم می شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم، آشغالی است دوست داشتنی...
دیشب این فیلم دوست داشتنی رو دیدم ولی حتی صحنه های بظاهر خنده دارش هم برای من پر از بغض بود و بشدت معتقدم این فیلم مخاطب خاص داره باید پیشینه ذهنی داشته باشی تا بتونی مکالمات قاب عکسها و مناظرشونو لمس کنی. فکر نمیکنم نسل جدید و مدرن امروزی بتونن ارتباط خوبی با فیلم برقرار کنن.
لذت بردم از تماشاش...لبخند بر لب دیدم این فیلم شیرین ...لبخندی غنیمت درین روزها که دلیلش هم پایان یک انتظار پنج‌ساله بود و هم ایده جذابی که کارگردان-نویسنده برای گفتگو بکار برده بود...تماشای این فیلم برای همه ما ضروری هست..ما که همگی متکلم‌وحده هستیم....مایی که دچار این توهمیم که اولین فکری که به ذهنمون خطوط کرده عین و تمام حقیقت هست و تاب هیچ نقدی که خدشه‌ای بر حقیقت موهوم ما وارد کنه رو نداریم...ما که بدلایل مبهمی تصور می‌کنیم بدون مطالعه و آموزش در همه زمینه‌ها صاحب‌نظر و ایده‌پردازیم...!!
با اینکه سورئال در لیست ژانرهای مورد علاقم در آخرای ایست قرار میگیر ه،اما میزان باورپذیری و نوع پرداخت واقعا دلچسبش کرده بود...تا جایی هم که من فیلم خارجی دیدم ایده محوری فیلم قبلا مورد استفاده قرار نگرفته بود و کاملا بکر بود.....
حرف زدن با قاب عکس ها در کتاب شازده احتجاب هست که با حرف زدن با قاب عکس ها به گذشته خودش پی می بره .ایده جالبی بود که فضای سورعال ایجاد کرده بود
۱۲ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما هم امشب میخواهیم این فیلم ممنوعه رو ببینیم. کامنتها رو خوندم دلم میخواد زودتر ساعت بشه 22:20
میثم پورکرمی این را خواند
آقای سوبژه (محمد لهاک)، آذرمهر و جهان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لبخند می‌زدم به مسلسل‌ها
از لمس اشک‌هات برآشفتم
در کوچه‌هام بوی چه می‌آمد
من پشت ماسک با تو چه می‌گفتم
از پشت ماسک، عاشق تو بودم
از پشت ماسک، بوسه فرستادی
در پس‌زمینه خسته و هجوآمیز
میدان خون‌گرفته‌ی آزادی
آن سمت زوزه‌های موتورها بود
این سمت، خشم له شده در مشتت
سنگر گرفته بود کسی پشتم
سنگر گرفته بود کسی پشتت
از تو که خودکشی شدنِ مرگی
از من که غرق‌ها شده‌ام در سم
بدجور واضح است نمی‌ترسی
بدجور ... دیدن ادامه » واضح است نمی‌ترسم
من می‌دوم تمام بیابان را
در انتظار آب نخواهم مُرد
این قلب من! گلوله بزن سرباز!
من توی رختخواب نخواهم مُرد
دیوانه‌وار هستی و زیبایی
آرایش لبان و تنت قرمز!
لب‌های خونی‌ات درِ گوشم گفت:
«غمگین نشو به خاطر من هرگز
من سرنوشتِ خواستنِ فریاد
در خاورِ میانه‌ی غمگینم
من در توام... میان تنت، روحت...
از پشت پلک‌های تو می‌بینم
فردا که روز خنده و آزادی‌ست
من در میان سینه‌ی تو شادم
حبسم بکن میان نفس‌هایت
من توی دست‌های تو آزادم»
چشم تو بسته می‌شود آهسته
نبضت سکوت می‌کند از فریاد
من گریه می‌کنم... و از این به بعد
به صبر خود ادامه نخواهم داد
دیگر بس است مردنِ با لبخند
کافی‌ست این شکنجه و خاموشی
من انتقامِ حرکتِ تاریخم
دیگر نه بخششی، نه فراموشی!
فردا که روز حتمی آزادی‌ست
فردا که روز خنده و خوشحالی‌ست
تو در منی، کنار منی امّا
جای تو در تمام جهان خالی‌ست
ما «عشق سال‌های وبا» بودیم
در صفحه‌های کنده‌ی از تقویم
یا اینکه در مکان بدی بودیم
یا اینکه در زمان بدی بودیم
این داستان مسخره‌ی ما بود
غمگین و ناتمام‌تر از هر چیز
عشقی که مانده است از آن یک مرد
که گریه می‌کند وسطِ پاییز...
.
سید مهدی موسوی
عجب معرکه‌ای بود!
ممنون واقعا
۳۰ بهمن ۱۳۹۷
۳۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نمی دانم چرا تمام راه های دموکراتیک جهان به زیر خاک ختم میشود ... و من نگران خدایی هستم که سالهاست در راه مانده ...
می ترسم از دیدن مسیح های مُرده ای که این روزها ، حتی صلیبی به ارث نمی برند ؛
از پاهایی که ورچیده می شوند و آهسته از یادها می روند ؛
می ترسم از باوری که هر بار ، با دیدنِ تقسیم منصفانه ی درد میان کودکان ، از کفم می رود ...
من می ترسم از پیراهنی که بوی تو را ندهد .
فردا را ببین... اعدامی ِ دیگری در راه است ...صبحدم ، پیش از طلوع دستانِ ما ، پاهایش بی خیالِ جاذبه ، در هوا تاب خواهد خورد... و اینجا ،جایی حوالیِ همین زمین است.


در مجموع لذت بردم و این فیلم را دوست داشتم ، خلاقیت در شیوه روایی فیلم را بسیار پسندیدم ، گرچه استارت خوبی برای ورود به این قسمت ماجرا زده نشد ( منظورم بخش صحبتهای منیر خانم با مجری تلویزیون است ) ، بازی شهاب حسینی عزیز هم به ... دیدن ادامه » گمانم به اندازه نقش های اخیر ایشان ، قابل قبول نبود ...