تیوال فیلم بمب، یک عاشقانه
S3 : 07:39:36
خـریــــد
۵,۰۰۰ و ۶,۰۰۰ تومان
 بها: ۵,۰۰۰ و ۶,۰۰۰ تومان
: پیمان معادی
: پیمان معادی، لیلا حاتمی، حبیب رضایی، سیامک انصاری، سیامک صفری، بهادر مالکی، رامین پورایمان، معصومه قاسمی‌پور، صبا گرگین پور، باران معادی
: احسان رسول‌اف و پیمان معادی
: محمود کلاری
: بهرام دهقانی
: ایرج شهزادی
: ایرج شهزادی
: النی کاریندرو
: محسن شاه‌ابراهیمی
: سارا خالدی‌زاده
: مهرداد میرکیانی
: علی افشین‌راد
: ندا قائدی
: حبیب مجیدی
: محمد لطفعلی
: عباس شوقی
: وحید مشاری
: مهدی معزی
قصه این فیلم با حال و هوای موشک باران تهران در سال ۱۳۶۶ روایت می شود.

گزارش تصویری تیوال از اکران مردمی فیلم بمب: یک عاشقانه / عکاس: آرمین احمری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از اکران مردمی فیلم بمب: یک عاشقانه در سینما آزادی / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست پرسش و پاسخ فیلم بمب، یک عاشقانه / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» آلبوم موسیقی «بمب؛یک عاشقانه» در اروپا منتشر شد

» یادداشت لاله محمودی درباره فیلم بمب


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
در میان همهمه ی خشم های فلزی که از طیاره های بعثی بر سرمان می بارید, ما چیزی برای از دست دادن نداشتیم!
من یقه اسکی ام را زیرِ کت مشکی ام میپوشیدم و در اتاق سردم با تصحیح ورقه های امتحانی شبم را روز می کردم!
تو آن بافت زرشکی رنگت که پارسال بافته بودی را بر دوشت می گذاشتی و کتاب های زبانت را می خواندی.
ما حرف نمی زدیم! ما از حرف زدن می ترسیدیم!
بلدِ حرف زدن که باشیم, تهرانِ بمب زده برایمان از هر شهر دیگری امن تر خواهد بود.
بوی پرتقال های سوخته روی بخاری مدرسه می آید. کاش امروز بعدِ بمباران, زنگی به مدرسه بزنی و حالم را بپرسی! منم با بی میلی بگویم که خوبم و در نابلد ترین حالت ممکن از تو بخواهم که نگران نباشی!
امروز یکی از شاگرد هایم را تنبیه کردم! گریه اش درامد! از بی رحمی ام بغضم گرفت. جبران میکنم! قول می دهم.
عزیز دلم! من عاشق خنده هایت هستم. حتی وقتی نمیدانم ... دیدن ادامه » در حال خندیدن به منِ ناشی هستی یا واقعا از ته دل می خندی!
من عاشق همین سرخاب سفیدآب های ناشیانه ات هستم!
درست گفتی, آدم باید در مواقع سخت روی یارش حساب باز کند! یار بودنِ در خوشی که سخت نیست.
راستی! روی میز آشپزخانه برایت یک دسته گل گذاشتم. امید وارم دوستش داشته باشی!
من برمی گردم. خیلی زود. برمیگردم و خانه خراب شده مان را با هم درست میکنیم. به من فرصت بده تا موج بمب از سرم بپرد! فرصت بده تا خاک های روی صورتم را کنار بزنم.
منتظرم باش... آقای پیمان معادی, از صمیم قلب , بابت بمب, یک عاشقانه شمارا دوست دارم.
همت تان , سبز...
امیر مسعود این را خواند
اریک قاراسمیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1. به‌خلاف دوستانی که میگن فیلم قصه نداشت، این فیلم قصه داره، البته یک قصۀ ساده. ولی سادگی قصه عیب نیست. یک شاهکار سینمایی می تونه قصۀ خیلی ساده‌ای داشته باشه. چیزی که برای من در حین تماشای فیلم مهم بود این بود که گره شخصیت اصلی (معادی) چطور باید حل میشد و این گره با اتفاق خواندن نامۀ عاشقانۀ آن کودک باز شد. این مهمه که فیلم نشان بده گره چطور باز میشه. مثلاً نصیحت‌های پدر شخصیت اصلی ظاهراً بی‌اثر بود یا کاملاً اهمیت حاشیه‌ای داشت. همین طور گفتگوها با آن معلم ورزش. اینها زمینه‌سازی بود بیشتر. ولی اتفاق را نامۀ آن کودک رقم زد.
2. نکتۀ مهم دیگه اینکه فیلم علاوه بر قصه، حرف داشت. فیلمهایی را تماشا میکنیم که کلی قصۀ جالب و جذاب دارند اما آخرش فکر میکنی از تماشای فیلم چیزی دستگیرت نشده. فیلم بمب یک نقد اجتماعی خوب نسبت به سیستمی است که ریاکاری و چندچهره‌بودن ... دیدن ادامه » را ترویج میکنه.
3. صحنه‌های سرگرم‌کنندۀ فیلم مثل خواندن یکی از معلمها در دفتر مدرسه و گرفتن دزد، فقط سرگرم کننده نبود و در خدمت کل فیلم و حرف فیلم بود.
4. اما چند ایراد: اول اینکه سیامک انصاری برای آن نقش مناسب نبود. آن نقش را تبدیل به کمدی می‌کرد. شاید خواسته بودند زهر قصه را بگیرند و به جایی برنخوره. دیگر اینکه تأکید روی المانها و سمبلهای دهۀ 60 تو ابتدای فیلم اغراق آمیز بود. مثلاً تمرکز روی «زنگ اخبار» یا «شیر آب» یا «تیله». غیر از اینکه فیلم بخواد دقتش رو در بازسازی دهۀ 60 به رخ بکشه این تمرکزها نمی دانم چه هدفی داشتند. دست آخر اینکه ضرورت افتادن آن بمب روی خانه چه بود. ظاهراً قصه بدون آن هم به نظرم کامل بود.
شخصاً تنها اشکال فیلم رو روشنایی‌های گازی داخل منزل دیدم!! اون موقع گازکشی نداشتیم :))
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
البته شنیدم که از قبل از انقلاب یک محله‌های محدودی گازکشی داشته‌اند. نمی‌دانم فیلم‌نامه‌نویس هم چنین دلیلی داشته یا سوتی داده به قول شما.
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
مشکل فیلم نداشتن انسجام چه در قصه پردازی و چه در لحن است با دست گذاشتن روی المانهای مختلف و پراکنده به جای تمرکز و پرورش آنها
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من قضاوت دوگانه ای از این فیلم دارم، اجرای بصری فیلم ،موسیقی و خط اصلی سناریو چنانچه با فیلمنامه مناسب تر به خصوص در شخصیت پردازی همراه میشد میتونست منجر به تولید شاهکاری بشه که تا سالها در حافظه سینمای ایران باقی بمونه ولی صد حیف که اینطور نبود و بیننده به درک درستی از دنیا و افکار حداقل چند کاراکتر اصلی نمی رسه.
ولی در مجموع و در مقایسه با سطح باقی تولیدات این روزهای سینما میتوان عنوان داشت که این فیلم ارزش زمان و هزینه حضور در سینما را دارد.
امیر و سپیده این را خواندند
حمیدرضا مرادی، رضا غیوری، محمدرضا مدیری، جهان و فرشید این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه فیلم چند پاره که آدم میمونه که بگه ضعیفه یا قوی
تکنیکالی، فیلم حرکتی رو به جلو برای آقای معادی ست اما از نظر فیلمنامه مایوس کننده ست.
صحنه های بدون دیالوگ و تنها قابهای خیلی خوب آقای کلاری همراه با موسیقی بسیار خوب ، از نقاط درخشان کار است.
فیلم پر است از المان های معنادار و زیبا ، معناهایی که شاید نویسنده الکن بوده از گفتن آنها در قالب متن.
لوکیشن مدرسه ، علیرغم اینکه حاوی بسیاری از المان های ذکر شده است ولی بطور کل زیادی ، لوس ، بی ربط و تا حدود زیادی نادرست است. نادرست از این جهت که فضای ترسیم شده در آن ، فضای سال 60 یا حد اکثر 61 است در حالی که اتفاقات در سال 67 در حال وقوع است. دوستانی که آن سالها را زیسته و تحصیل کرده اند بخوبی میدانند علیرغم اینکه همیشه بطور کلی از واژه دهه 60 استفاده میکنیم ولی بین سال 60 و 67 تفاوتها بسیار بوده است.
به جز بازی پسر بچه که در اکت چهره و فیزیک و صدا غافلگیر کننده است سایر بازی ها چیز خاصی نیستند . تا جایی که من مخاطب با اکت خانم حاتمی در صحنه انفجار به این نتیجه رسیدم که ظن آقای معادی کاملا درست بوده است.
در تمام دقایق ، فیلم نتوانست مرا در آن سالها قرار دهد بلکه همواره این حس را به من داد که از سال 95 دارم به سال 67 نگاه میکنم .
فیلم در لحظات و المانها و دیالوگ هایی از ابتدا تا انتها اشاره به امید به آینده و نسل جدید داشت که از تک تک اونا لذت بردم و مدام مرا یاد جملات پایانی دامون در فیلم "جایی دیگر" آقای کرمپور انداخت که گشتم پیداش کردم.

"نسلی میاد
نسلی که گوشش از داستانای ما پره
اون میخواد حقیقت رو بدونه
مستند دقیق بی پرده پوشی
تا اون یه جای دیگه رو همینجا بسازه
ما مجبوریم که امیدوار باشیم
نسلی ... دیدن ادامه » میاد که آرمانش رو عملی میکنه
من مطمئنم
یه روز میاد که همه این دیوارا میریزه و هیچ کس راهشو گم نمیکنه
اون روز چه روزیه
اون روز روزیه که هممون بفهمیم هیچ چیز ارزش گرفتن جون یه انسان رو نداره"
و اینکه واقعا توی تهران و کوچه‌هاش صدای ضدهوایی و رگبار شنیده میشد اون سالها؟!
۲۵ دی ۱۳۹۷
خانم عظیمی
من اون سال در تهران نبودم ولی تا جایی که یادمه در مقطع پایان جنگ افزایش تعداد حملات هوایی به تهران را داشته ایم.
ولی منظورم از تغییر شرایط ، تغییر شرایط کلی اجتماع و جو مدارس بود.
مثلا سال 60 اگه آستین کوتاه تن من بود با خشونت از آرنج به پایین ... دیدن ادامه » با برس رنگ آمیزی میشد ( تجربه شخصی ) ولی سال 66 ، 67 خیابونها پر از پانکی بود. یا سالهای حدود 57 تا 61 جو مدارس همینی بود که در فیلم هست و شاید هم جدی تر ، اما سال 66 به عنوان مثال ما با یکی از دبیران که مداح معروف و رییس ستاد دعای استان بودن بر سر توقف یا ادامه جنگ به راحتی بحث های مفصل میکردیم. یا مثالهایی از این دست. البته خوب قضاوت من بر اساس دید و تجربه های شخصی خودمه.
۲۵ دی ۱۳۹۷
بله آقای جهان
این فیلم برای هر بیننده، یک یا چند اِلمان داره که با واقعیت خاطرات اون فرد جور در نمی‌یاد
ممنونم
۲۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم شریفیه
شریف تر از اون مرد خوب این روزهای سینمای ایران پیمان خان معادیه
ریتم قاشق روی لبه ی لیوان روز تعطیلی که حوصله داری
هیچ فیلمی بی نقص نیست، ولی احساسی که یک فیلم منتقل میکنه میتونه تا حد زیادی نقص ها رو بپوشونه.
موضوع آنچنان خاص نبود، ولی فیلم خیلی خوش ساخت و بازی ها هم خیلی خوب بود. و در کل فیلم خوبی بود.
از یه فیلم خوب دقیقا چی میخوایم؟ داستان خوب که حرفی هم برای گفتن داشته باشه.بازی های خوب.فیلم برداری خوب.باورپذیری رو برای مخاطب در مورد اون دورانی که داستان فیلم در اون رخ میده ایجاد کنه.بمب همه این موارد رو داره.به علاوه داشتن یه حس خوب هنگام بیرون اومدن از سینما. دقیقا از یه فیلم خوب دیگه چه چیزی می خوایم که فیلم بمب نتونسته باشه اون رو به ما بده؟ من چیزی پیدا نمی کنم.پنج امتیاز کامل تیوال رو به این فیلم میدم.ممنون از همه عوامل سازنده فیلم
امیر، R 0 y a و reza heidari این را خواندند
حمیدرضا مرادی، تیلا بختیاری و شاهین این را دوست دارند
سلام وقت شما بخیر
این فیلم داستان داشت از نظر شما؟
دقیقا تمام افراد و یا منتقدین که این فیلم رو فیلم خوبی میدونن تحت تاثیر فضا سازی زمان موشک انداری قرار گرفتند یعنی فیلم نقطه قوتش تو فضاسازی و رنگ و لعابش بود در حالی که قصه ای وجود نداشت شخصیت پردازی ... دیدن ادامه » وجود نداشت و گاهی خیلی شعاری میشد
۱۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم خیلی تلاش کرد خوب باشه، لحظات خوبم داشت ولی در کل ضعیف بود. شاید اگر داستان منسجم تر و شخصیت پردازی و بازی های بهتری میداشت و برخی قسمتا به جای پخش داد و هوار، صحنه دراماتیک تر میشد، جالب تر میبود. در کل فیلم متوسط رو به ضعیف بود که اگر روش بهتر کار میشه میتونست چیز خوبی بشه که توش وضعیت یه جامعه جنگ زده که هیچی از جنگ و اینکه اصلاً دشمنشون کیه نمیدونن و فقط بهشون میگن بگید مرگ بر این و اون، اونا هم همین کارو میکنن. میتونست کار قوی ای بشه برای فستیوالای جهانی که متأسفانه خط داستان و شخصیت پردازیا قوی نبود.
نوستالژی خوبی داشت ولی برخلاف اسم فیلم حس عاشقانه کار کم بود . ولی دوسش داشتم
۰۴ دی ۱۳۹۷
همین که به شعور تماشاگر احترام گزاشت مارا بس است تو این وانفسای بساز بفروشی که به سینما کشیده شده اونم با فیلم های اشغال درجه ۱۰ واقعا راضی کننده بود .
۰۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم فیلم خوبی نبود
فیلم قصه نداشت اصلا یعنی فیلم نامه ضعیف بود تا دقیقه 85 ما نفهمیدیم دوتا آدم فرهنگی چه مرگشونه که با هم حرف نمیزنن. شخصیت پردازی هم که خبری نبود فقط یکم پیمان معادی شخصیتش درومد خیلی از بازیگرا حتی تیپ هم نشدن. دیالوگ بین پسر بچه و دختری که دوستش داشت به نظرم به سن و سالشون نمیخورد مثال جایی که دختر داشت دفتر پسر رو میدید و گفت: البته خط من مثل شما خوب نیست ... یکم غیر واقعی بود به نظرم یا صحنه دزد که وارد خونه پیمان معادی شد اصلا خوب نبود به نظرم نوع دیالوگ گفتنشون که همش شعار بود نوع برخورد پیمان معادی هم با دزده و درنهایت کاری که دزد کرد تو فیلم خوب نبود. اتفاقاتی که تو فیلم میفتاد به نظرم به قصه فیلم کمک نمیکرد که البته قصه ای هم وجود نداشت ولی خب یه سری صحنه ها پلان ها و سکانس ها اصلا حذف میشد اتفاقی نمیفتاد. بازی بازیگرها هم ... دیدن ادامه » که سیامک انصاری خوب نبود تو این فیلم لیلا حاتمی هم که طبق معمول بقیه فیلم هاش شخصیتش تغییر نکرده بود و به تک نقشی خودش ادامه داد اکثر بازیگرا تو حاشیه و کلیشه به سر میبردن
در کل با وجود احترام وعلاقه ای که به آقای معادی دارم ولی فیلمو دوست نداشتم و تو سینما یه جاهایی خسته کننده و کسل کننده بود متاسفانه.
فیلم متوسطی بود که تعدادی لحظه نوستالژیک خوب برام به همراه داشت.
بزرگترین ضعف فیلم از دید من، حضور نابازیگری چون لیلا حاتمی بود که ثابت کرده حضور ژن خوب فقط در سیاست نیست!
کسی که به قول آقای حمیدرضا نعیمی،" ابتدایی ترین اصول فن بیان رو نداره" و تنها به واسطه صورتی زیبا و خوش اقبالی و دختر مرحوم حاتمی بودن، مطرح شده!
راستش حضور پیمان معادی به عنوان کارگردان رو در بخش بازی گرفتن از بازیگرهاش، خیلی حس نکردم، از سیامک صفری گرفته تا حبیب رضایی، همه همون کلیشه همیشگیشون بودن!
فیلمنامه هم جای کار داشت هنوز و پخته نبود.
موسیقی فیلم رو ولی خیلی دوست داشتم.
لیلا حاتمی نابازیگره؟؟؟!!! جل الخالق
۰۲ دی ۱۳۹۷
" حضور نابازیگری چون لیلا حاتمی " :)))))))))))))))))))))))
علاقه داشتن یا نداشتن ؛ پسندیدن یا نپسندیدن ؛ نه اجباری ه نه زورکی ؛ و نظر هر کسی هم متفاوت ه و این طبیعی ه
ولی علائق شخصی رو قاطی نقد کردن ، قیمه ها رو تو ماست ریختن ه ؛ رعایت بفرمایید لطفن :)))
۲۲ دی ۱۳۹۷
شما هم که فسنجون رو، رو ژله ریختین، اخوی!!:))
۲۲ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای من فیلم لطیف و دلچسبی بود، با اینکه به روزهای جنگ برمی گشت، ولی وقتی تموم شد با حس خوبی از سالن بیرون اومدم. توجه به جزییات صحنه ها خیلی عالی بود، حتی تلویزیون روشن پشت سر میترا( شاید اگر اشتباه نکنم برنامه دیدنیها بود) و یا نوع کاغذی که پسرک فیلم نامه اش رو رویش نوشت. بازی ها خیلی خوب بود و آهنگ فیلم رو دوست داشتم.
پیمان علیزاده، امیر، mfarahmand، Leon S. Kennedy و مریم زارعی این را خواندند
سمانه زارعی، میترا و مریم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این یک فیلم است ولی کم است؛ هی آدم منتظره یه گوشه ایش یه ذره عمیق تر باشه!
نقش اول فیلم قراره یک فرهنگی مسوول و باسوادی باشه و چون باسواده ذهن پیچیده ای داره و چون ذهن پیچیده ای داره و باسواده پس مغروره و همه اینها باهم باعث میشه از زندگی لذت نبره و خوشبخت نباشه، در حالی که بیسواد ها و کم سوادها شادترند. احتمالا از دیدین فیلم پشیمان نخواهید شد اما بعضی صحنه ها به هم نمیخوره ! مثلا اون همه فحش و فحش کاری مدیر مدرسه سر صف زیادی زیاد بود! ولی در مجموع آدم رو داغون و با اعصاب خورد از سینما نمیفرسته بیرون.
من برف روی کاجها رو بیشتر دوست داشتم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر اندوه قورت نداده ، چقدر آوار فرو نریخته ... ما این شهر را با تمام سیاهی و اندوهش به ارث برده ایم...مارال بنی هاشمی
با دیدن این فیلم دوباره خاطرات به کوچه ما سر زد...
ممنونم
۱۹ آذر ۱۳۹۷
۲۰ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما در سینمای ایران عموما دو دسته فیلم داریم .
دسته اول فیلمهایی هستند که کمدی در سطح پایین و شوخی های جلف و بدون فیلمنامه است
دسته دوم که ساختار قوی تری دارند فیلم هایی است واقع گرا و تلخ و نا امید کننده ، فیلمهایی که برشی از زندگی هستند که معمولا به همه می گویند ما بدبخت و نا امید هستیم و در هیچ کدام از این فیلمها امیدی زنده نمی شود یعنی وقتی از سینما بیرون می آیید دردهایتان زخم باز کرده و ناامیدتر از گذشته به خانه بر می گردید شاید هم به بخت خود و فضایی که در آن قرار دارید هم شکایت کنید ، در کل می خواهم بگویم که صنعت سینما در کشور ما خاصیتش این است که دردهای تو را به یادت می اورد و نه چیزی بیشتر از آن
اما حالا می خواهم بگویم بمب یک عاشقانه بعد از مدتها ساختار شکنی کرده و به شما می گوید که فیلمی جدای آن دو دسته بالا خواهید دید .
خیلی وقت بود در سینما ... دیدن ادامه » فیلم خوب ندیده بودم ، دوستش داشتم
تنها نکته ای که به نظرم اشتباه اومد پسر بچه داستان در آخر فیلم بی جهت حذف شد و باید در پایان داستان باقی می ماند و دوم اینکه فضای جنگ و دهه ۶۰ را نتوانست به خوبی نشان دهد ، در کل فیلم خوبی بود و به نظرم تهیه کننده های سینما به جای اینکه پول های زیادی را در کشورهایی مثل برزیل ،کانادا ، تایلند و یا هند خرج بکنند بیایند و این هزینه ها را برای فیلم هایی مثل بمب یک عاشقانه بکنند هم سینما پیشرفت می کند و کمی هم امید و عشق را در دل مردم زنده می کنند .
واقعیت تلخ ،طنز هم داشت
من دوسش داشتم و از تماشای این فیلم لذت بردم
مهم اینه که تهش مشخص بود و مشخص شد نیاز نبود بری توی کما برای یافتن نتیجه
و بازی پسر بچه و نگاه های عاشقانه ش معرکه بود
چون بر مبنای عشق و علاقه بود دوسش داشتم و روند فیلم آروم بود
من هنوز نرفتم ببینم ولی خوشحالم که پایان داره.
خسته شدم از فیلم های پایان باز که هر کسی با یه برداشتی از سینما میاد بیرون.
۱۷ آذر ۱۳۹۷
خواهش می‌کنم..افتخار داشتیم صحبت کنیم :)
چشم :))
۱۱ دی ۱۳۹۷
بزرگوارید جناب عبداللهی
۱۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم اصلا فیلمنامه خاصی نداشت ولی نمی دونم چرا اینقدر از دیدنش لذت بردم . روایتی بسیار زیبا در ستایش عشق . چقدر پسربچه داستان فوق العاده بود . لیلا حاتمی با وجود همیشگی بودنش اما از همیشه بیش‌تر منو شیفته خودش کرد . فیلم جز موسیقی شاهکار و بازی های دلنشین وطراحی صحنه و لباس عالی و فیلمبرداری خوب چیز دیگه ای نداشت ولی بسیار منو تحت تأثیر قرار داد . منی رو که هیچ ذهنیتی از اون زمان ندارم رو تحت تأثیر قرار داد ، پس ببین با اونایی که این صحنه ها و اتفاقات براشون ملموس هست چی کار کرده .
به نظر من که اسم ، بسیار برازنده اش بود هم بمب بود هم عاشقانه . گاهی بمب گاهی عاشقانه گاهی ترکیب هر دو تا با هم . مرسی پیمان معادی عزیز که این لذت رو نصیب ما کردی .
در آخر یه تشکر ویژه هم دارم از مسئولان سینما کوروش که با چراغ قوه هاشون هر دو دقیقه یکبار چشم ما رو کور می کردن ... دیدن ادامه » . مرسی واقعا !!!!!
فیلم جز (موسیقی شاهکار) و (بازی های دلنشین) و (طراحی صحنه) و (لباس عالی) و (فیلمبرداری خوب) چیز دیگه ای نداشت....
دوست عزیز دیگه چی باید می داشت به نظرت؟!!! :))
۱۶ آذر ۱۳۹۷
بله . درست میگین بیش‌تر فاکتورهای لازم رو داشت ولی شاید انتظار بیش‌تری از فیلمنامه می رفت . با این حال به نظرم ضعف فیلمنامه اونقدر احساس نمی سد . شاید هم همچین فیلمایی که می خوان بیش‌تر حس رو به آدم منتقل کنن ،فیلمنامه خاصی نمی طلبن .
۱۶ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا این جشنواره (ها) یه بمب لازم دارن. فیلم خوبی بود. لااقل در حد جشنواره بود و واقعا به قول سیامک انصاری فیلم شریفی بود.
کارگردانی و نویسندگی پیمان معادی قطعا متنوع تر از بازیشه.
بازیه لیلا حاتمی هم همون همیشگی بود (و البته برای من مثل همیشه دلنشین).
تو این فیلم لااقل چند تا صحنه ی زیبا دیده می شه.
علی رقم اینکه ژانر فیلم کمدی نیست اما قسمت های خنده دار قوی داره.
موسیقی متن هم واقعا روی فیلم نشسته بود.
بازی پسر بچه خوب بود.
صحنه اضافی و زائد نداشت.
برای طراحی فضای فیلم خیلی زحمت کشیده شده بود.
پیشنهاد می شود.
امیدوارم سیمرغ های فیلم برداری، موسیقی متن، بهترین فیلم، (و کارگردانی) رو ببره

اون دیالوگ شاگرد لیلا حاتمی خیلی خوب بود، حدودا این بود:
پدرو مادرا تظاهر می کنن که هرکاری انجام می دن برای فرزنداشونه، اونا از این ادعا برای توجیه اعمالشون ... دیدن ادامه » استفاده می کنن.
امیرمسعود فدائی، امیر، نغمه، اوا.ت، عاطفه گندم آبادی و mfarahmand این را خواندند
نیلوفر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیمان معادی در کمال تعجب سینمایی ترین فیلم امسال را ساخته است. اجتماعی از راش های هنرمندانه به لطف استاد کلاری ، نماهایی بعضا خلاقانه که امیدوارم علی رغم امضای درخشان کلاری ، نگاه خود معادی هم در آن دخیل باشد ، موسیقی متن گوش نواز النی کاریندرو که یاد آور سینمای ناب تئو آنجلوپلوس ، افسانه ی یونانی سینماست ، عاشقانه ای که با تمام ضعف هایش در پرداخت ، به دل می نشیند ، المان های نوستالژی دهه شصت تهران با بوی کوچه ها و مدرسه ها و آژیر های خطری که گویا بهانه ای اند برای با هم بودن ، اثری را تشکیل داده اند که تماما احساس ، بغض و لبخند را بر می انگیزد.
بمب از معدود فیلم های ایرانی است که قصه در آن اهمیت چندانی ندارد و حفره ها و ضعف های فیلمنامه ، با اینکه هستند اما به چشم نمی آیند. در واقع هدف فیلم چیز دیگری است. معادی مغز مخاطب را جهت بیان محتوا یا تعریف ... دیدن ادامه » یک قصه هدف قرار نداده ، بلکه قلب مخاطب را جهت زمزمه ی احساسی از جنس سینما نشانه گرفته است.
البته که تا به امروز در دسترس ترین و سطحی ترین موضوع تمام فیلم های ایران و جهان ، عشق بوده اند و احتمالا چیزی حدود 80% تاریخ سینمای ایران را نیز همین مضمون فرا گرفته است ، اما مقوله ی عشق ، از آن مقوله هایی است که هم به مضحک ترین شکل ممکن و هم به جدی ترین شکل ممکن میتوان به آن پرداخت. در واقع نگاه و دغدغه ی فیلمساز است که به موضوعی به نام عشق ، جلا و اعتبار می بخشد.
این بار معادی ، با فیلمی که مانند یک کاردستی ، سراسر از ذوق و شوق خود ساخته ، طوری به مسئله ی عشق و جنگ پرداخته است که جنگ در حاشیه و عشق در مرکز داستان دیده میشوند و اتفاقا اصلا و ابدا هم به شکل شعار در نمی آید.
بمب ثابت میکند که برای ساخت یک فیلم خوب ، نباید با سینما درگیر باشی و با هزاران سختی و عذاب ، سعی کنی که اثری قابل دفاع بسازی. بلکه کافی است واقعا سینما را درک کنی و حین ساخت فیلم ، تنها با سینما زندگی کنی ، آن وقت به راحتی نفس کشیدن فیلمی خوب و قابل دفاع خلق میکنی.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خب واقعیت این است که اصل مشکلم با فیلم به این برمی‌گردد که همه اجزای فیلم به نحوی برایم غیراصیل بودند. شاید کپی از سینمایی که محبوب فیلمساز است و سعی در نزدیک شدن به آن سینما. فیلم به لحاظ بصری برایم جذابیت داشت و من معمولا کارهای اقای کلاری را خیلی می‌پسندم. موسیقی فیلم هم متعلق به یکی از دوست داشتنی‌ترین آهنگسازهای زندگی من النی کارایندرو و بالطبع بسیار زیبا بود با این وجود به ذائقه من بعضی جاها روی فیلم ننشسته بود. در مجموع فیلم را خیلی دوست نداشتم. گرچه یک بار دیدنش تا حدودی برایم لذت‌بخش بود اما از آن فیلم‌ها نبود که بخواهم دوباره ببینمشان.
مهمترین نکته فیلم کنارهم قرار گرفتن فضاهای ملودرام، ظنز و تعلیق در کنار یکدیگر بود و شاید بتوان گفت این سه فضا ارکان و ستونهای اصلی فیلم را تشکیل می دادن و از آنجا که به هرکدام از اینها به اندازه لازم و کافی پرداخته شده بود، می توان گفت که فیلم اسکلت و استخوان بندی قوی و متوازنی داشت.
مضمون اجتماعی فیلمنامه و پیامهای روانشناختی آن نیز بر روی این استخوان بندی مناسب به خوبی حق مطلب را ادا کرده بود و به دلیل پرداخت مناسب به هیچ عنوان حالت شعارگونه بخود نگرفته بود.
روایت ها و فضای نوستالژیک فیلم نیز به اندازه لازم بود التبه در صحنه آرایی و انتخاب لباس امکان بکارگیری دقت و ظرافت بیشتری وجود داشت. اما در مجموع این نقطه ضعف کوچک به گیرایی کلی و زیبایی فیلم لطمه جدی وارد نکرده بود. فیلمبرداری نیز کاملا زیبا و استادانه انجام شده بود و از بودن نام محمود ... دیدن ادامه » کلاری در عوامل فیلم بعنوان مدیر تصویربرداری نیز می توان انتظار داشت که نمای بصری فیلم زیبا و منحصر به فرد باشد.
در مجموع از نظر بنده با دیدن این فیلم می توان پیمان معادی را بعنوان فیلمسازی صاحب سبک و جریان ساز مطرح نمود.
انتخاب و استفاده بجا از موسیقی زیبا و هنرمندانه یکی دیگر از وجهه های زیبایی شناختی اثر بود،
مریم راد، امیرمسعود فدائی و امیر این را خواندند
نیلوفر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید