تیوال فیلم چهارشنبه
S3 : 21:57:14
خـریــــد
۱,۵۰۰، ۱,۸۰۰، ۲,۰۰۰ و ۳,۰۰۰ تومان
 بها: ۱,۵۰۰، ۱,۸۰۰، ۲,۰۰۰ و ۳,۰۰۰ تومان
: سروش محمدزاده
: شهاب حسینی، نسیم ادبی، آرمان درویش، هستی مهدوی، امیرحسین شام بیاتی، الهام حاج فتحعلی، گیتی قاسمی، نیما راد، پیام اینالویی، رسول ادهمی، فرخنده فرمانی زاده، فرهاد محمدی، فرشاد محمدی
: یوسف وجدان دوست
آنها نمی دانستند اتفاقی می افتد که چهارشنبه را برایشان روزی متفات خواهد کرد...

کیفیت ۴۸۰: ۱.۵۰۰ تومان
کیفیت ۷۲۰: ۱.۸۰۰ تومان
کیفیت ۱۰۸۰: ۲.۰۰۰ تومان
کیفیت ۱۰۸۰ (HQکیفیت بالا): ۳.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از مراسم دیدار با عوامل فیلم چهارشنبه (سری دوم) / عکاس: نیلوفر علمدارلو

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از مراسم دیدار با عوامل فیلم چهارشنبه (سری نخست) / عکاس: نیلوفر علمدارلو

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم چهارشنبه / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
همه چی این فیلم درجه یک بود.
موضوع جذاب و متفاوت
بازی های فوق العاده حتی توی نقش های کوچیک و فرعی
روایت فیلم عالی
پایان بندی فوق العاده
وقتی همه چی خوب به همدیگه جفت و جور می شه نتیجه رضایت بیش از حد تماشاگر میشه.
البته برای من فیلم ملال آوری بود
بازی خانم ادبی هم بشدت بد بود
۰۵ آبان ۱۳۹۷
کاملا همینطوره. همین تفاوت سلیقه هاست که ژانرهای مختلف رو می سازه. :)
۰۵ آبان ۱۳۹۷
رضایتمندی سلیقه ایی ست مخاطب ممکن است به زانرهای مختلف علاقه داشته باشد واز هر زانری تعدادی کار را بپسندد و تعدادی را کمتر بپسندد وتعدادی را اصلا نپسندد بعنوان مئال بنده با فیلمهای زانر ترسناک که دیالوگ های نامتعارف و بی ارزش دارند و مربوط به زندگیهای ... دیدن ادامه » نامتعارف در گذشته می باشند کمتر ارتباط برقرار میکنم که امری کاملا شخصی است.
۰۵ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ابدویک روز2! فیلم قشنگی بود و جذاب.ولی بنظرم یه جورایی کپی از ابد و یکروز بود.
جناب اردلان هر دو فیلم محصول یک سال و در جشنواره سال گذشته اکران شدند و تا جایی که خاطرم هست اکران عمومی چهارشنبه قبل از ابد و یک روز شروع شد.
۲۶ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خییییییلی ضعیف
بهنام [شاهین] باقری این را دوست دارد
موافقم
۲۹ مرداد ۱۳۹۵
مخالفم
۰۱ شهریور ۱۳۹۵
مخالفم
۰۲ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
""چهارشنبه"" را باید دید؛
همه باید ببینند...
اصلاً کاش ""چهارشنبه"" از رسانه ملی از یک شبکه پرمخاطب پخش میشد....
""چهارشنبه"" یک تلنگر است؛
به من،
به تو،
به او،
به ما،
به آنها،
به همه ....

یک تصمیم یک تنه و غلط،
یک لجاجتِ بچگانه،
یک پافشاری بی منطق،
یک دیدگاه کم افق،
به ... دیدن ادامه » همراهِ حجم عظیمی؛
تعصب کورکورانه،
عصبانیت آنی و کنترل نشده،
خودخواهی بدون تفکر،
و کینه بی حد و مرز؛
دست کم چندین و چند خانواده را بی سر و سامان میکند....
اصلاً همه دنیا را به هم میریزد....
از طرفی؛
گاهی ذره ای؛
فقط ذره ای،
"" گذشت""
نیز دنیا را زیر و رو میکند....

به قول شکسپیر:

"" چقدر بدبختند آنان که صبر و شکیبایی ندارند؛ مگر نه آن است که زخم ذره ذره التیام می­یابد.""
پرند گرانقدر و به نظرم شهاب حسینی بازی خوبی ارایه داده ..تغییراتی که صدایش ایجاد کرده طبیعی به نظر می رسد
۲۰ مرداد ۱۳۹۵
سلام اگه فرصت کردید به تماشای فیلمهای کوتاه نیما عباس پور روز پنجشنبه 15 مهر خانه هنرمندان ساعت 16 (هنر و تجربه) تشریف بیارید
۰۴ مهر ۱۳۹۵
پاینده و شاد باشی پرند نازنین
۰۴ مهر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم از منطق روایی درستی برخوردار است. شتاب زده نیست و حوادث را آرام آرام نه در حدی که حوصله سر ببرد و نه اینکه عجولانه عمل کند، رقم می زند و پیش می برد. آرمان درویش با توجه به تازه کار بودن خوب توانسته در مقابل بازیگری پر تجربه و کاربلد همچون شهاب حسینی ایفای نقش کند. هستی مهدوی نتوانسته به خوبی در نقش بنشیند. گریم و لباس هم هر چه زور زده اند نتوانسته اند یک دختر پایین شهری را از او تصویر کنند زیرا اصل قضیه که پردازش و تحلیل نقش توسط خود بازیگر است در حد کافی صورت نگرفته است. بر خلاف او نسیم ادبی را می توان باور کرد. بازی طبیعی و کم نقصی را از او شاهد هستیم که هیچ جا از فیلم بیرون نمی زند و به آن چفت و بست می شود.
سابق بر این یکی از انتقادهای پر رنگی که به سینمای ایران می شد این بود که مدام در فیلم ها شاهد اماکن بالای شهر و خانواده های میلیاردر و در رفاه ... دیدن ادامه » هستیم و سینما از بخش اعظم مردم جدا شده است لیکن در سال های اخیر سینما به سمت قشر اکثریت حرکت کرده که در دو سال گذشته نمونه های بسیاری از آن را شاهد بوده ایم. جدیداً هم که ابد و یک روز را در این فضا داریم و همین فیلم چهارشنبه که حوادث آن در فضای پایین شهری و طبقۀ فرودست و محروم جامعه اتفاق می افتد. فیلمنامۀ چهارشنبه در بیشتر مواضع خوب کار می کند اما برخی جاها پرداخت کمرنگی دارد که برای جذابیت بیشتر می توانست کمی پر رنگ تر و با تفصیل بیشتری کار شود. برای مثال در ابتدای فیلم نه تنها هیچ صحنه ای را از دعوای سرنوشت ساز شاهد نیستیم بلکه در طول فیلم تا پایان آن نیز اشارۀ واضحی به اینکه این دعوا اساساً بر سر چه چیزی بوده و چه پیشامدی بوده که موجبات یک قتل را رقم زده است؟! تنها در یک سکانس اشارۀ کوچکی می شود که قتل غیر عمد بوده و لاغیر. اگر پیرو حادثه ای که تمامی جهان فیلم را تا به آخر تحت سیطرۀ خود قرار می دهد و بذر اصلی داستان است که عواقب آن تا پایان رشد و نمو می کند پرداخت بیشتری صورت گرفته بود می توانست رضایت ذهنی بیشتری را برای تماشاگر فراهم کند و در نتیجه مخاطب با داستان آشناتر و عواطفش برانگیخته تر گردد.
نکتۀ دیگر اینکه در تمام طول فیلم هیچ موسیقی ای وجود ندارد جز پایان آن. با این حال این فقدان موسیقی به چشم نمی آید و حتی چه بسا که تماشاگر متوجه آن نمی شود گویا فیلمساز تماشاگر را وادار می کند که در ذهن خود برای صحنه های فیلم موسیقی خلق کند و تقسیم حوادث به گونه ای است که فیلم همچنان دنبال کردنی باقی می ماند و نبود موسیقی احساس نمی شود. از سوی دیگر هنگامی که پس سکوت موسیقی در سرتاسر فیلم ناگهان این عنصر قدرتمند در پایان فیلم ظهور می کند آن هم با آن صدا و ریتم تصاعدی به خوبی تأثیر خود را روی برانگیختگی ذهن و عواطف تماشاگر می گذارد تا آنجا که پس از اوج تنالیته و ریتم و صدا، به ناگهان سکوت ... و سپس تیتراژ پایانی که ترفند و طراحی مناسبی برای این فیلم بود.
انگ و اصطلاح سیاه نمایی به این فیلم نمی چسبد. چه بسا خانواده هایی که در جامعۀ امروز و در همین جغرافیا با مسائلی حادتر از حوادث این فیلم دست به گریبانند و اگر اندکی دقت کنیم هم درباره شان می شنویم و هم در اطراف خود می بینیم. سیاه نمایی وقتی است فیلم ساز چیزهایی که وجود ندارند را حال با هر انگیزه ای به جامعه ای نسبت دهد. یعنی در محیطی که سیاهی وجود ندارد سیاهی دروغین ترسیم کند، اما ماجرای این فیلم در شرایط کنونی به راحتی محتمل و اتفاق افتادنی و افتاده است.
بنابراین سیاه نمایی به شمار نمی رود. فیلم با عروسی شروع می شود و با عروسی پایان می یابد اما عروسی ها در واقع عزا و شوربختی هایی هستند که تنها بزک و جامۀ عروسی به تن دارند که این جمع نقیضین در یک فضای رئالیستی با طرح و تفکر دقیق نویسنده و کارگردان به خوبی جلوه کرده است. به عنوان تجربۀ اول کارگردانی فیلم بلند می توان این کارگردان را مورد ستایش قرار داد و در کار خود موفق دانست.
پرند محمدی این را خواند
سحر مدیرزاده، فریده کیوانی و فرانک.غ این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"وقتی سوسک ها به خانه هجوم می آورند "

چهارشنبه فیلمی ست که در محتوی داستانی و با رویکرد ِپرداخت به سیستم مردسالاری موجود درجامعه و ستم کشی زنان با بهره گیری از سوژه ای چند بُعدی قابل توجه ست
فیلمنامه با حفظ محوریت اصلی یعنی قصاص و بخشش و قوانین آن ، اما با مهارتی خاص متمرکز بر تظلمی ست که بر زنان این سرزمین روا داشته میشود همچون خانه ای مورد هجوم سوسک ها که رخنه در زیر و بم ترین جای خانه دارند و وحشت تجاوز به امنیت خانه را پیش میکشند
خانه ی سوسک زده جامعه ایست که مسموم از تفکرات تبعیضانه و مرد سالاری که هر دوجنس زن ومرد را پایمال میکند والبته بیشترین قربانیان آن زنانند
آنجا که زنی بدلیل نازایی پس از ده سال زندگی مشترک از طرف شوهر به منزل پدر فرستاده میشود و باروری عامل ارزش و قبول وکارکرد زن است ونه هویت ِجنسیتی او وحتی عاملیت تولید نسل اوست که مورد احترام ست وجز این باید طرد و منزوی و سرکوب شود ...
از سوی دیگر همین بارداری گناه و خطایی محسوب میشود که زن را خطاکاری نابخشودنی جلوه دهد حتی اگر باهمسر قانونی اش باشد اما در محدوده ی زمانی که عرف آنرا نمیپسندد گویی مقصرهمیشگی و تمام اوست نه هیچ کس دیگر
اینجاست که جامعه نه براساس ارزشمندی اصالت هر مفهوم بلکه مبتنی بر معنا سازی ِعرفی و فرهنگی ِساخته شده از نگاه سیستم ِمردمحور هویت میگیرد
وزنی که شوهرش محکوم به اعدام ست برای بخشش چنان خودرا ملتمسانه حقیر و خار میکند که گویی او نیز قرار ست با شوهر به دار آویخته شود وقتی میداند دراین جامعه "بی مرد بودن" درد ِفاجعه باری ست برای زن که تحت فشارها و له شدگی های قدرتمدار مردانه قرار خواهد گرفت
فیلم با عروسی عامل ِپیوند و شادی دوجنس برابری و عدالت ِلازمه ی آن آغاز میشود و در سکانس آخر به عروسی ختم میشود که واقعیت ِاین برابری را در طول 90 دقیقه در فیلم به تصویر کشیده است
بازیهای ِقابل قبول بخصوص بازیگر نقش طاهر منتقل کننده ی احساس ِلازمه در قرارگیری موقعیت ها برای مخاطب ست اگرچه سلیم( شهاب حسینی) در قالب های تکراری دیده میشود
داستان بخوبی پیش میرود و به آخر میرسد نقش مردهای این داستان بروزی از حرکت مکانیکی ِآنها در دایره یست که نظام قدرتمدار برتر بر آنها تحمیل کرده و حتی ناخواسته چرخ های آنرا میچرخانند
آنچه مهم ست این ست که خانه سم زده میشود و فریاد ِرنج ِ زنان ِاین جامعه درچهارشنبه ،لرزاننده ی پایه های قدرتی ست که تا صباحی دیگر با رشد فهم عمومی قادر به ادامه ی این تبعیض های ِناعادلانه نخواهد بود
سپاس از سروش محمدزاده برای ساخت و تصویرسازی این اجحاف و سلطه جویی که تلنگر خوبی ست برای جامعه ی کنونی ..


نیلوفرثانی
11فروردین95
نیلوفر جان قصد تماشای این فیلم را نداشتم... نوشته ی شما و بیتا جان و البته آریوی عزیز ترغیبم کرد :)
خواندن مطلبت را به بعد از تماشای فیلم موکول می کنم...
۱۸ فروردین ۱۳۹۵
من خدای فیلم و سریالای مرحوم مغفور سلحشورم! فقط لطف کنین بگین زلیخا کجاست که کارش دارم!
۲۷ فروردین ۱۳۹۵
یکی این شکسته نفسی را جمع کند ... بلکه بشود یکی دوتا بلیط خوب ِفیلمی تاتری ...والا ... :)))
۲۸ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه روز

فیلم چهارشنبه اولین فیلم سینمایی سروش محمد زاده ساختار قصه گویی استاندارد خود را از شخصیت پردازی های بی عیب و نقص اش می گیرد. شخصیت هایی که ذات خود را از طبقه ای خاص اجتماعی بودن میگیرند، ولی هیچگاه دچار تیپ بودن های آشنا نمیشوند. جذابیت شخصیت ها به خصوص سلیم با بازی شهاب حسینی آنجایی هویدا میشود که قصد نظریه پردازی های اجتماعی در راستای نهی، انکار و تقبیح حکم قصاص را ندارند و بخشش را نه برای بخشش که راهکار و چاره ای اجتناب ناپذیر برای ادامه هستی خود می بینند. کارکترهای فیلم چهارشنبه تا انتهای فیلم، خط سیر تغییر ناپذیری خود ( پایبندی به اصول رفتاری ) را حفظ میکنند و فضا داستان بر همین اساس دچار کنش و خلق موقعیت میشود. شخصیت های استاتیکی که مشخصه بارز آن در رفتار طاهر که دگمانه اصرار بر عملی شدن ذهنیات خود را دارد، داستان را در مسیر دینامیک ... دیدن ادامه » خود به شکل اصولی قرار میدهند.
تک تک شخصیت هایی که وارد داستان فیلم میشوند، حتی خواستگار سابق اکرم که آنهم تعمیرکار ماشین بوده است بار معنایی خود را به همراه دارند. او در ظاهر میخواهد درس مردانگی را با دادن چک چند میلیونی به طاهر که بزرگترین نامردی را در زندگی اش انجام داده، فارغ البال پس بدهد. ولی در باطن امیدوار به فروپاشی زندگی اکرم از پس این بخشش چند میلیونی است. ماشین برادر بزرگتر ( سلیم ) که وسیله ابرار معاش و رزق و روزی اوست هم برای همین است که همیشه خراب است و نیاز به تعمیر اساسی دارد که هیچگاه با ورود شوهر خواهر نه تعمیر میشود و ارتقا ( زامیاد ) می یابد. نگاه ابزاری دو برادر به خواهران خود به صورت لایه ای پنهان به خلق کنش می انجامد. یکی میخواهد به بیشتر از آنچه که هست برسد و دیگری میخواهد به بیشتر از آنچه که نیست نرسد. جدال بر سر هستن و نیستن طاهر و سلیم بحران اولیه ( مساله اعدام شوهر خاله داماد ) را تبدیل به بحران ثانویه میکند. هر دو حق خود را از زندگی میخواهند.
اکتشاف درونیات و ظرافت های نهفته طاهر با بازی بینظیر آرمان درویش در شرایط مختلف و واکنش های او برای تماشاگر فاش میشود. او به شکلی ساده و به دور از دیالوگ های عرف، اینگونه نمایانده میشود که فردی است که حتی دانگ ساندویچ خود را میدهد، امین خوبی برای چک امانتی است و با اینکه اعتقادی به عمل خیر ندارد، خود را نیازمند خیریه عباسیه میبیند. آینه سمت راست موتور ( نامه اعمال و یمین ) شکسته و هزار تکه شده است و زخم دست راست او نیز تا پایان نیز شفا نمییابد و او تنها با آینه سمت چپ ( یسار ) میتواند پشت سر خود ( گذشته ) به صورت واضح را ببیند. گذشته ای که دیگر خبری از راحله در آن نیست.
اما طیبه و اکرم در خانه ای که تازه سمپاشی شده زندگی ( زندانی ) میکنند. خانه ای که بازگو کننده روحیات مغشوش شده هر دو کارکتر از زیست حشرات موذی در درون آنها است. آنها امید دارند تا در این سه روز ( از یکشنبه تا چهارشنبه ) سموم بتوانند وجودشان را از هر گونه سیاهی عاری کند ولی آن چه که به هلاکت میرسد و دفع میشود ( سقط جنین )، موجودی ست که پیشتر با سمپاشی اهل خانه و خانواده وجودش ناخوانده اعلام شده بود.
پایان بندی فیلم با فیلم برداری دوربین روی دست ماهرانه نقطه قوت چهارشنبه است. فیلم با رویکرد دیگر نسبت به آغاز فیلم عروسی عزا شده ی دیگری را به تصویر میکشاند در حالیکه نگاه آگهی ترحیم پدر دیگر واژگون شده است و تنها کارکتری که هیچگاه نمایانده نشد ( بیگی ) قصه فیلم را به چهارشنبه نرسیده، به میل خود به سر می رساند. اینگونه است که کارکترهای آزاد و رها در شهر، اسیر و زندانی تک پرسوناژ زندانی شده در انفرادی میشوند. همه کارکتر ها در انتهای فیلم به سلول های خود باز میگردند.
آریو گرانقدر راستش طبق روالی که معمولا دارم خواندن مطالب را به بعد از تماشای فیلم موکول می کنم تا بهره ی بیشتری از مطالب ببرم.. خاصه آنکه نگارنده این متن تو دوست خردمندم هستی این فیلم را حتما در الویت دیدن هایم قرار خواهم داد
و خوشحالم کارهایی وجود ... دیدن ادامه » دارند که انگیزه ی ( حالا بگیرید منفی یا مثبت) نوشتن دوستان خوبم در تیوال می شوند :))
۱۷ بهمن ۱۳۹۴
جناب راقب کیانی عزیز ممنون بابت نوشته تان؛
به نظر بنده فیلم آقای محمدزاده متاسفانه فیلم بدی است. اصلا هیچ شخصیتی ساخته نمی شود که قرار باشد پرداختشان بی عیب و نقص باشد. در بهترین حالت طاهر نمونه ای تیپیکال از جوانانی است که از خون پدر به قتل رسیده شان ... دیدن ادامه » نمیگذرند و تا انتها پافشاری میکند ولی معلوم نیست چرا؟ معلوم نیست دردش چیست؟ فیلمساز اصلا تلاش نکرده اندکی به او نزدیک شود، هیچ چیزی از او و خصوصیاتش نمیدانیم، فقط خواهان قصاص است تا پایان، همین و بس و قسمت زیادی از زمان فیلم فقط و فقط صرف جور کردن پول توسط او می شود که اصلا هیچ اهمیتی برای مخاطب ندارد.
برادر بزرگتر و دو خواهر که فاجعه اند، آنها حتی تیپ هم نیستند، هیچ اند. برادر بزرگتر معلوم نیست که اهل دیالوگ برقرار کردن است یا از آن برادرها که کسی نباید روی حرفشان حرف بزند، انگار اندکی از هر دو دارد ولی در واقع هیچکدام را ندارد، خنثای خنثی است. نه مانع رفتارهای طاهر می شود و نه مثل آدم با او صحبت میکند. سکانس مربوط به پادرمیانی عمو هم صرفا جهت پر کردن زمان فیلم است و کارکرد خاصی ندارد. خواهر بزرگتر چه می گوید این وسط؟ :)) کنش خاصی ندارد، نه تصمیم گیر است نه وجودش اثرگذار است، تنها کاری که در کل فیلم میکند ممانعت از کتک خوردن خواهر کوچکتر به دست طاهر است، گذشته اش هم در یک جمله گفته می شود و تمام. خواهر کوچکتر هم تا انتهای فیلم وجود ندارد ولی به یک باره در انتها دست به طغیان میزند که باورش برای مخاطب سخت است.
ایراد دیگر فیلم پایان یافتنش در اوج است. فیلم که تا قبل از سکانس آخر به شکل یکنواختی دنبال میشد و خبر از اوج و فرود در آن نبود به یکباره اوج میگیرد و همان جا به پایان میرسد.
آیا سقط جنین و فروش دو دانگ از خانه کافی نبود تا فاجعه آمیز بودن اوضاع این خانواده را متوجه شویم و حتما باید آقای بیگی هم در سلول انفرادی اش سکته می کرد؟ آیا ارزشش را دارد که به خاطر تشدید تراژدی، پایان فیلم را با یک اتفاق ببندیم.
۱۸ بهمن ۱۳۹۴
@ابرشیر : ابرشیر عزیزم، به نظر من فیلم جز خوب های جشنواره امسال بود و تماشای آن را پیشنهاد میکنم. این کار از جمله کارهای مثبتی بود که توانستم با آن ارتباط بگیرم و به قول شما ترغیب شدم به نوشتن. هر چند خام ...
@فربد اهورابنده : جناب اهورابنده گرامی، پیشتر ... دیدن ادامه » از خوانشی که بر نوشتار من داشتی سپاسگزارم. آن چیزی که به دیده من حقیر آمد در نوشته هایم منعکس شده. در خصوص تحلیل شما از شخصیت یا تیپ طاهر این نکته به ذهن من میرسد که او میخواهد انتقام به راحله نرسیدن را از جایی دیگر بگیرد. شاید به قول شما این میشود درد طاهر و قطعا این برداشت من نمیتواند حکم قطعی باشد. در خصوص فرمایش شما به اهل برقرار نبودن دیالوگ برادر بزرگتر یا همان سلیم، آن چیزی که به نظر من نقطه ضعف یک فیلم میماند روی آوردن فیلمنامه به دیالوگ نویسی و دیالوگ گویی مستقیم است و گاه خلق موقعیت ها خود هزاران دیالوگ را در دل خود می آفرینند. پایان بندی فیلم آنجایی برای من جذاب میشود که از انفعال بشر در تصمیم گیری های منطقی و غیر منطقی اش و جدال بر سر آنها بی رحمانه پرده برداری میکند. نیمخواهم اسمش را بگذارم قضا و قدر و یا سرنوشت. این فیلم برای من مصداق تمام گاهی اتفاق می افتد بی آنکه فکرش را بکنی داشت و خوشحال و مفتخر مکه فیلم های جشنواره امکان تبادل نظرات و دیالوگ را برای مخاطبان و سینما دوستان به ارمغان می آورد. خوش آمدن و نیامدن از فیلمی به خیلی عوامل بستگی است که یکی از آنها سلیقه مخاطب است. ممنونم از شما که دیدگاه و سلیقه تان را به اشتراک گذاشتید.
۱۸ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید