تیوال | کیارش درباره فیلم ماهی و گربه: ماهی و گربه، گربه و ماهی بررسی فیلم ماهی و گربه ساخته
S2 : 17:55:00
ماهی و گربه، گربه و ماهی
بررسی فیلم ماهی و گربه
ساخته شهرام مکری
(قسمت سوم)

زیبایی شناسی ماهی و گربه

از نظر فلسفه، زیبایی شناسی یک اثر هنری آن دسته از مسائلی را شامل میشود که احساسات مخاطب را برانگیخته و درگیر خود میکنند.
ماهی و گربه به آن اندازه که در انتقال مفهوم تهدید موفق عمل میکند در برانگیخته کردن احساسات موفق نیست. مرگ مارال با آن نحوه سرد روایت شدنش در نریشن کوچکترین تراژدی ای نمی آفریند. از میان احساسات آدمی تنها احساس ترس است که ممکن است گاه و بیگاه با دیدن این فیلم نزد مخاطب بیاید.
حتی به صورت جزئی اگر به این فیلم نگاه شود حس حسادت در بازی و نقش مینا و نادیا مشاهده میشود اما آن حس حسادتی که باید گریبان مخاطب را بگیرد و حسادتش را تحریک کند خیر. پس صرفا میتوان گفت این اثر فقط در بیان احساسات کاراکترها موفق عمل میکند نه در انتقال آن به مخاطب.

تقلید در ماهی و گربه

عنصر تقلید در این فیلم نیز به هیچ عنوان دیده نمیشود و منطق روایی حاکم بر ماهی و گربه خاص خودش و دنیای ساخته شده توسط نویسنده آن است. حتی اگر تقلید را در بازسازی فضایی فراطبیعی در نظر بگیریم باز هم شبیه هیچ یک از جهانهای تعریف شده معروف ساخته نشده است. دنیای ماهی و گربه یک دنیای بسته و حلقه گون است. دنیایی که اتفاقات طی یک سیر ناشناخته ای در آن دائم در حال رخ دادن است. ترس، توهم های دژاوو گونه، گم شدن اشیائی خاص، صدای شکسته شدن یک تکه چوب زیر پا و همه و همه در دنیایی زاییده افکار و تخیلات نویسنده پشت سر هم اتفاق میافتد.

بنابراین ... دیدن ادامه » تنها رکن اساسی و شاخص که در ماهی و گربه دیده میشود فرم آن است پس باید از همین منظر نیز نقد و بررسی شود.
با توجه به فرم ماهی و گربه مساله زیبایی شناسی آن نیز به شکل دیگری تغییر میکند. چراکه ماهی و گربه شاید در انتقال احساسات به مخاطب عقیم است اما در انتقال تجربه کاملا موفق عمل میکند و با تغییر نگرش زیبایی شناسانه از احساس به تجربه میتوان به این اثر نگاه کرد.مثلا کدام فیلم است که بتواند به این خوبی تجربه دژاوو را برای مخاطبش در فیلم بازسازی کند؟

همچنین این فیلم مخاطب را خواه ناخواه مجبور به قرار گرفتن در دنیای یک شخصیت شیزوفرنیک مانند نادیا، قرارگرفتن در دنیای عسل و ابتدا دیدن چیزهایی که او میبیند و دوباره خارج شدن از دنیای او و مثالهایی اینچنینی میکند. مخاطب را مجبور میکند در طول دیدن فیلم خودش را جای همه کاراکترها بگذارد و به همین دلیل است که ماهی و گربه شخصیت اول و دوم ندارد.
حتی کاراکتر حمید که در انتهای فیلم به او پرداخته میشود موضوع بحث بابک و همراهش است و مخاطب خواه ناخواه با تعاریفی که از جانب این دو میشنود برای خودش از حمید یک شخصیت خیالی میسازد و درنهایت حمید، قاتل مارال و قصاب اصلی داستان دیده میشود.
مطرح شدن مسئله کنیبالیسم و خورده شدن گوشت انسان در ابتدای فیلم در طول کل فیلم در پس زمینه ذهن مخاطب میماند.مثلا دیده شدن تله هایی که در جنگل کارگذاشته شده فورا این ذهنیت را پدید می آورد که آنها جهت شکار انسان تعبیه شده اند یا نایلون گوشتی که بابک همراه خودش دارد این ذهنیت را پدید می آورد که این گوشت و خون انسان است که او با خودش حمل میکند.

در نهایت باید گفت یک فرم خوب در سینما فاقد یک دستورالعمل از پیش تهیه شده است و ذات هنر سینماست. شهرام مکری که در ماهی و گربه اش اثری از تقلید دیده نمیشود نیز هنر خود را با فرم این فیلم نشان داده و شاهکاری فراموش ناشدنی خلق کرده است.

(پایان)
سپاسگزارم بابت توضیحات ( 3 بخشه ) جامع و رسا و روان.

مفاهیم تازه ای رو یاد گرفتم . :)
۳۰ مهر ۱۳۹۳
به نظرم دقیقن بازی نسبتن ضعیف بازیگرا دلیل عدم انتقال صحیح احساس هاست و بدیهیست که بعضن بعضی از این حس ها تصنعی و غیر قابل باور می شود و چون هیچ کاتی در کار نیست گریم هم نمی تواند به بازیگرا کمکی کند و یا صحنه دوباره گرفته شود، فقط بعضی جاها شهروز خوب بازی ... دیدن ادامه » می کند و حتا چشمهایش پر اشک می شود...
با بعضی از بازیگرا و صحنه ها هم به کل نمی شه ارتباط گرفت مثل نادیا و روانشناسش که اصلن شبیه یک مشاور یا پزشک نیست و رفتار کودکانه و مسخره ای دارد و روبه رو شدنشون با دوقلوها و اون حرفای عجیبشون...
کلن اون صحنه رو اصلن نمی فهمم!!!
۲۵ خرداد ۱۳۹۴
از اطلاعاتی که در اختیارمون گذاشتید متشکرم.هر سه قسمت خیلی برام آموزنده بود.
ممنون
۲۵ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید