تیوال | نیلوفر ثانی: ببخشید شما ؟!! آلزایمرم باز عود کرده ست کسی شبیه
S2 : 21:00:55
ببخشید شما ؟!!
آلزایمرم باز عود کرده ست
کسی شبیه تو بود
یا تو شبیه کسی ؟!!
اینبار یادت باشد
ناآشنایی گاهی بهتر از
رو کردن خاطره های خاکستری ست ...

نیلوفر ثانی
*
شمارا اگرچه نمیشناسم اما چقدر شبیه آن آشنای ِ من هستید ... همانکه از چشمانش باران عشق میبارید و از نفس هایش عطر ِماه و اقاقی و دست هایش همیشه ی خدا ، طعم اردیبهشت میدادولبخندش بوی انار ..
همانکه همیشه سرو بود ،قامت ایستاده و استوار و اگردلش میگرفت ، گوشه ی دامنم به اشکی سبک میکرد دلش را ... و باز لبخند و مهربانی ، میپاشید به رنگ باهم بودن...
شعر حرف اول و آخرمان و نت های سکوت مملو از حرفهایمان
وعشــق تسکین دردهای بی شمارمان، وقتی از زخم های پی در پی
دست یکدیگر را گرفتیم ، وقتی از آه ، به مرهم بوسه رسیدیم

شمارا ... دیدن ادامه » اگرچه نمیشناسم اما چقدر نگاهتان آشناست ... همان اندوه محزون همیشگی ، همان برق جسارت از دل خواستن ، همان وفاداری ِحتی به بند ِهزار بن بست ...همان نگاه سرشار از شب ... همان آسودگی ِاطمینان بخش
همان همیشه ماندن ... اما ...
نه شما را نمیشناسم شما که امروز آمده اید ،حتما روزی ، جایی ، کسی را ترک کرده ای ، روزی رفته اید ... شاید همان روز ، همان مانده پشت سر ، همان تَرَک خورده از بغض های فرو خورده وُ اشک ِگوشه ی چشم ، شاید همان، من بودم

آلزایمرم عود کرده ست ...
نه شمارا نمیشناسم
این روزها دیگر آدمی ، هیچ آدمی را نمیشناسد ...
نگاه نکنید به سلام ها ، درودها
به آمدن ها ، دوستت دارم ها
اینها همه افتراهایی ست که به حقیقت میزنند
آدم ، آدم ست ... هزار تکه میشود اما ، آدم نمیشود ...

نیلوفر ثانی
اردیبهشت 94
خانم ثانی عزیز ، خیلی زیبا و با احساس بود .پیروز و پاینده باشید.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
حتما روزی .. جایی.. کسی را ترک کرده ای... :(
۱۴ تیر ۱۳۹۴
سپاس لیلا جان :)
۱۴ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید