آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال | عمو فرهاد قصه ها: هیچ چیز جز پنجره ای که در خاطرم رو به دریا گشوده شد
S3 : 00:07:51 | com/org
هیچ چیز

جز پنجره ای

که در خاطرم

رو به دریا

گشوده شد

یاد نمانده است

خانه ای کوچک

و ایوانی

که در آن

میزی بود

غروبش در

دل دریا

گم میشد

و طلوعی

پر شکوه

از ... دیدن ادامه ›› میان ماسه ها

من محکوم به

تماشای نمایش

طبیعت بودم

زندانی که

از بهشت

با شکوه تر بود

چیزی یادم نیست

جز لبخند مهربانی

و طنین صدایی

که برایم

جنگ و صلح

را می خواند

و قلبی

مملو از آرامش

...

حال که خوب

به گذشته می نگرم

چیز هایی در خاطرم

مانده است هنوز

همان پنجره

و ایوانی که

هنوزم هست

و کتابی

که خاک گرفته است

همه چیز

جای خود است

جز صدای خوش

خوانش آن زن




.
.
.
.
.عمو فرهاد قصه ها
.
.
.
اینستاگرام : عمو فرهاد قصه ها
احساس زیبایی در این شعر جاریه
۲۴ شهریور ۱۳۹۴
پُر از احساس بود
و زیبا...
۲۶ شهریور ۱۳۹۴
سپاس جناب مجید سلیمی عزیز
۲۶ شهریور ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید