تیوال | نماینده گروه اجرایی درباره اپرای عروسکی مولوی: □□ برای وفاداران "آران" و دیگر عزیزانم □□ من
S3 : 02:08:57
□□ برای وفاداران "آران" و دیگر عزیزانم □□

من با خواندن نظر دوستانی که در مورد اجرای ارکستر سمفونیک براساس لیبره تو ی "اپرای عاشورا" و "آهنگسازی بهزاد عبدی" بیش از پیش به صحت پژوهش های تاریخی پژوهشگرانی چون بهرام بیضائی ،صادق همایونی ، دکتر شهیدی ،دکتر جنتی عطائی و خود من پی می برم. ما بر این باوریم که تعزیه تقلید از تعزیه های مسیحی که در جلفای اصفهان اجرا می شد نیست -هرچند هیچ رخداد بشری در خلا صورت نمی گیرد و هر اتفاقی می تواند بر جریان شکل گیری یک زبان هنری تاثیر می گذارد. در دوره دیلیمان خیمه ای در گذرگاهی برپا می شد و زنان زبانگیر ،زنانی که استادانه و در مراسم سوگواری قدرت سرودن فی البداهه اشعار و آواز خوانی وگریاندن سوگواران را داشتند "فقط از طریق خواندن و مویه کردن " یاد و خاطره ی واقعه ی کربلا را زنده نگه میداشتند ، ... دیدن ادامه » نقالان و پرده خوانان با استفاده از نقاشی و تصویر کردن وقایع عاشورا و داستانهای مرتبط -نظیر جوانمرد قصاب و ....- ادای دین می کردند ،فضائل خوانان و مناقب خوانان ، روبروی هم و با توام کردن آواز خوانی و رجز خوانی به رد و قبول اعمال انبیاء و اشقیاء می پرداختند و بالاخره مقتل نویسها و روضه خوانها مردم را در جریان وقایع کربلا قرار می دادند و دسته جات سینه زنی و بخصوص در دوره صفویه عروسکهای بزرگی می ساختند و در میان عزاداران حرکت می دادند (از میان آن عروسکهای میله ای امروز و در موزه عروسکی تئاتر ابراتسوف سه عروسک درویش و حضرت عباس و...) موجود است و خلاقان بی نام و نشان این پراکندگی را به یکپارچگی مبدل کردند و تعزیه بتدریج خلق شد و از آنجا که تمدن بین النهرین از صدها سال پیش تمدن مرگ بوده و هست و ساختن مقابر و سوگواری و شبیه سازی سرداران و اربابان و شاهان متوفی مرسوم بود ، به زودی تعزیه و با استفاده از نقاشی و نوحه خوانی و مناقب خوانی و فضائل خوانی و مقتل نویسی و....به چارچوب و شکلی دست یافتند که همه ی آن عناصر پراکنده را در خود داشت و به نیاز بشری پاسخ دادند زیرا که هیچ روضه خوانی حتی "کاشف واعظی سبزواری" نمی توانست به اندازه "یک اثر دراماتیک " موثر باشد ...غرض اینکه یادداشتهای تماشاگرانی که فقط اجرای ارکستر سمفونیک را دیده اند و با ایکاش ایکاش صمیمانه اشان "آرزوی یکپارچگی این دو اتفاق را داشته اند " و آقای شکیبای عزیز بدرستی و با آوردن مثالی هوشمندانه :عروسکهای درون ویترین و...، بخوبی اهمیت دیدن اپرای عروسکی عاشورا را بیان کرده اند و ضمنا اشاره کرده اند که من با اجرای این اثر به شکل صحنه ای هم آن ای کاش ای کاش تاریخی را متعین کرده ام و هم ساختار اپرای ملی را بر شالوده ی آن میراث تاریخی هوشمندانه بنا نهاده ام و اپراهای مولوی و حافظ و سعدی و لیلی و مجنون را به مردم تقدیم کرده ام :ارسطو می گوید درام داستانی است که " دیده " و "شنیده" می شود و بنابراین شما را به دیدن اپرای عاشورا دعوت می کنم که واقعه ی کربلا را هم می بینید و هم می شنوید.

بهروز غریب پور
شکیبا و maria این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید