تیوال | مریم عظیمی: راسکلنیکف با بی قراری خاصی سخن میگفت: ـ چگونه چنین
S3 : 06:46:33
راسکلنیکف با بی قراری خاصی سخن میگفت:
ـ چگونه چنین بی آبروئی و پستی در وجود تو با چنان احساسات مخالف و مقدسی به اتفاق جای دارند؟ آخر بسیار عادلانه تر می‌بود، هزاران بار بهتر و عاقلانه تر می‌بود اگر با سر خود را در آب می‌افکندی و یکباره به همه چیز خاتمه می‌دادی!
سونیا در حالی که با درد به او می‌نگریست و گویی از پیشنهاد وی هیچ تعجب نمی‌نمود با صدایی ضعیف پرسید:
ـ آن وقت بر سر آنان چه می‌آمد؟
راسکلنیکف با شگفتی به او نظر کرد و با یک نگاه همه چیز را دریافت: معلوم میشد این فکر واقعا از خاطر خود او هم گذشته بود. شاید جدأ و به کرات هنگام نومیدی به فکر چاره‌ای افتاده بود تا کار را یکباره پایان دهد و به همین دلیل اکنون از پیشنهاد راسکلنیکف تقریبا تعجبی ننمود و حتی ملتفت قصاوت سخنان او هم نشد. اما راسکلنیکف کاملا دریافت که اندیشه بی‌آبرویی و بی‌شرافتی ... دیدن ادامه » مدتهاست با دردی وحشتناک روان دختر را می‌کاود. با خود اندیشید « پس چه چیز، چه چیز میتوانست مانع آن تصمیم گردد که او یکباره خود را آسوده سازد؟» و فقط در این لحظه دریافت که آن کودکان فقیر یتیم کوچک و خود کاترینا ایوانونا، زن نیمه دیوانه‌ای که مسلول بود و سرش را به دیوار میکوفت تا چه حد برای دختر جوان ارزش و اهمیت داشتند.

جنایت و مکافات
فئودور داستایوسکی
ترجمه مهری آهی
وااااای... این محبوب ترین رمان منه. اسم فئودور جان که میاد خون تو رگام منجمد می شه، مو به تنم سیخ می شه، سی و سه بندم به لرزه می افته و "انقراض احساسم یک نسل به تاخیر می افتد" اصن یه وضی!:-)-)
۱۴ آبان ۱۳۹۴
اشکان جان دقیقا چت میشه:-))

با رسم الشکل توضیح بده:-)))

غلامم:-)))
۱۴ آبان ۱۳۹۴
کاشکی عشق را زبان رسم الشکل بودی آقا شیری -)-)
۱۴ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید