تیوال | Sara P درباره نمایش او شمال من، جنوب من، شرق و غرب من بود: فوق العاده بود ؛ اولش که چراغا خاموش شد فکر کردیم که
S3 : 13:58:33
فوق العاده بود ؛ اولش که چراغا خاموش شد فکر کردیم که دنیای مرده هاست ؛ وقتی گفتن صد سالی میشه که اینجا نیومدیم ... آخرش هم درست نفهمیدم که بالاخره مردن یا زنده ؛ اون پارچه که تقریبا حکم حیاطو داست ؛ برای من حکم دنیای مرده ها بود ؛ انگار که این اتفاقا قبلا افتاده ولی حالا بعد از سال ها بازم از بین نمیره ؛ ... یه جور پارادوکس خاص و قشنگی بود ...
بازیگر ها که فوق العادا جدا ؛ مخصوصا وقتی شخصیت میراث میخوند انگار داشت حواس یه خونواده رو که انقدر دور و انقدر نزدیک بودن ؛ به خودشون جمع میکرد ... یه فضای عجیبی رسم میکرد شخصیت خوندن میراث ... آخرش که پاییز با شمع وایمیسته که فوق العاده ... که اصلا نمیشه گفت ؛ دهنش بستس ؛ وقتی داشت پارچه ها رو آدم ها میکشید ؛ من گریم گرفت ؛ یه تیاتر خاصی بود ...
تنها ایرادی که می شد گرفت این بود که سر صحنه ای که شمس ادین و یسنا توی اولش ... دیدن ادامه » داشتن با هم صحبت می کردن ؛ صدای یسنا به ما که ردیف آخرا بودیم نمی رسیدید؛ وگر نه ؛ "فوق العاده " ... ؛
یه حس گنگ و مبهمی بعد زو نمایش هنوز از یک شنبه با من هست ...
مرسی. خوشحالم که دوست داشتید.
بابت صدا ببخشید یه کم دچار مشکل شده بودیم.
۰۹ دی ۱۳۹۴
مرسی از شما خوندید ؛
فدای سر اون اجرای قشنگتون ؛ یه قسمتش فقط !
هر روز بیشتر پیشرفت کنید ... :) ❤
۱۰ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید