تیوال | محسن رجبی درباره فیلم ماهی و گربه: اولین سؤالی که الان دارم و فکر نکنم بفهمم این است که
S3 : 01:23:43
اولین سؤالی که الان دارم و فکر نکنم بفهمم این است که این پوستر چه ربطی دارد به فیلم؟ نه نقش دختری که روی پوستر است آن‌قدر تأثیرگذارتر از بقیه بود و نه اصلا این شکلی بود!
اما در مورد خود فیلم. فیلم خوبی نیست و متاسفم که باید بگویم می‌توانست باشد. کلا نمی‌دانم چرا فیلم‌های ایرانی را اکثرا این طور می‌سازند. انگار تفنگ گذاشته‌اند روی سر نویسنده (که اینجا کارگردان هم هست) که فیلمنامه را وقتی نوشت همان طوری ببرد بسازد. فیلم چندین باگ و اشتباهات فیلمنامه‌ای دارد که به خاطر نحوه‌ی روایت خاص فیلم خیلی تأثیر منفی گذاشته است. حلقه‌های زمانی ایده‌ی بسیار خوبی است اما نویسنده در دو جا ضعفی بزرگ دارد: اول اینکه بسیار پیش‌بینی پذیر است و تقریبا هرکس می‌تواند ماجرای اصلی فیلم را حدس بزند. آن مقدمه‌ی متنی اول فیلم چیست آخر؟ مگر جنگ ستارگان است که اولش بیاییم ... دیدن ادامه » مقدمه بدهیم و مهم‌ترین برگ برنده‌ی انتهایی‌مان را از دست بدهیم؟ این یک ریسک بزرگ بوده که نویسنده مرتکب شده بدین ترتیب که اگر آسی بالاتر از آن داشت می‌توانست همین اول این یکی را رو کند ولی وقتی ندارد (انتهای فیلم مشخص می‌شود که ندارد) چه دلیلی دارد که بیاید و اول فیلم به من مخاطب بگوید؟ و دیگر اینکه، آن براساس یک پرونده‌ی واقعی چیست؟ اصلا مگر برای کسی که آمده سینما مهم است که براساس واقعیت باشد یا نه. خب آمده‌ایم فیلم فیکشن ببینیم نه مستند. خوب بودنش مهم است نه واقعی یا خیالی بودنش.
ضعف دوم نویسنده ارائه ندادن توضیحی قابل قبول برای حلقه‌ی بسته‌ی زمانی است. این چیزها بی خود و بی جهت اتفاق نمی‌افتند (لااقل یک دلیل علمی-تخیلی باید باشد) و آن‌جا که قضیه‌ی جمشید مطرح می‌شود خوشحال شدم که حتما دلیلش این است، ولی باز هم خبری نمی‌شود و فقط چند دیالوگ است که فقط در همان صحنه کاربرد دارند.
اشکالات دیگری هم هست مانند حرف‌زدن‌های درونی شخصیت‌ها که نه مهم است و نه جالب، مدت زمان طولانی فیلم که وقتی اتفاق خاصی نمی‌افتد و جذابیتی اضافه نمی‌شود یک هدر رفتن وقت به حساب می‌آید و چندتای دیگر.
اما از خوبی‌های فیلم یک به نظرم بازی خوب بازیگران است که اکثرا خوب و فقط بعضی جاها مصنوعی شده، و اینکه به نظرم نویسنده/کارگردان سعی خودش را کرده که یک فیلم خوب بسازد، اما کاش بارها و بارها فیلمنامه‌اش را می‌خواند و اشکالاتش را می‌دید و آن وقت می‌شد گفت که فیلمی ساخته که حتی شاهکار است.

و حرف آخرم اینکه اگر من به جای کارگردان بود، صحنه‌ی آخر را این طور تمام می‌کردم که محمود و مارال پس از گوش کردن آهنگ «ماهی و گربه» بلند می‌شوند که بروند و فیلم تمام می‌شد در همان تعلیق. اینجوری بهتر بود لااقل از اینکه همان چیزی که ابتدای کار گفته شده می‌شود، بشود و بعد هم یک آهنگی پخش بشود که انگار همه‌مان در این دو ساعت و خرده‌ای سرکار بوده‌ایم.
» تا ۲ پاسخ


آقای رجبی البته که پاسخ من در دفاع از این فیلم نیست و لازم است یکسری نکات را فقط یاد آور بشم .
دقت در نوشتن فیلمنامه و بردن سر صحنه به همان شکل انتزاعی که در ذهن کارگردان بوده و اجرای آن نکته مثبتی است . تلقی از باگ یا مشکل فیلمنامه برای فیلم هایی مثل ماهی ... دیدن ادامه » و گربه کارساز نیست چون روایت اصلا کلاسیک نیست و کارگردان هم اینطور قصد نکرده . پلات توئیست و این ترفند های هیچکاکی هم مربوط به این سنخ فیلم هاست نه این فیلم بخصوص . شروع فیلم بنا به فیلم های ترسناک کلاسیک است و به مرور در فیلم از آنها جدا می شود و کاملا آگاهانه است . این عبارات بر اساس داستان واقعی و اینها هم ترفند های مدرن است و لازم است در مورد این نوع به اصطلاح فریب مخاطب جستجویی بکنید .
ضعفی که در مورد بی خود و بی جهت بودن حلقه های زمانی بیان کردید هم به این نوع فیلم های پست مدرنی با دید قبلی از سینما راهگشا نیست هرچند بیرون از آن باشد کارساز باشد اما همانطور که گفتم دوری از "معنا " از ویژگی های این نوع فیلم ها می تواند باشد ، ضمن اینکه شما با یک فیلم تجربه گرا طرف هستید . هرچند به نظر من برای روایت داستانی که مکری مد نظر دارد بهترین نوع روایت همین است . فرم این فیلم پیچیده تر از مضمون فیلم هست و راستش را بخواهید کارکرد و ارزش فیلم را نمی توان با قطعیت گفت .
۰۳ شهریور ۱۳۹۵
دختر نقش مهمی دارد چرا که با حضور او اولین چرخش زمانی فیلم شکل میگیرد. در کل این فیلم یک فیلم فرم گرای رادیکال است که به نوعی درونمایی ای پست مدرن هم دارد و میخواهد به نوعی ژانرهای مختلف را ترکیب کند اما از قواعد مرسوم هم فرار میکند. همچنین از لحاظ فرمی ... دیدن ادامه » دارد با بعد زمان و مکان بازی میکند نکته بدیع فیلم این است با اینکه ظاهرا فیلم در یک پلان بدون قطع شکل گرفته و هیچ قطع زمانی وجود ندارد ولی فیلم از لحاظ زمانی بارها میشکند و دچار چرخش میشود. در هر چرخش زمانی ظاهر یکسان علاوه بر اینکه زاویه دید مکانی تغییر کند اما زمان هم گویی در این چرخش ها فشرده تر میشود بنابراین ساختار زمانی فیلم از چند دایره ی تو در تو شکل گرفته که مماس بر هم اند. شاید محتوا به اندازه فرم گیرا نیست اما چون بار اصلی محتوای فیلم بر حصار و در تنگنا قرار گرفتن چند جوان در یک جنکل مالیخولیایی اشاره دارد باز هم با فرم چرخشی فیلم همخوانی دارد و در کل در سینمای معمولا یکنواخت ما واقعا فیلم منحصر به فردی است.
۰۴ شهریور ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید