تیوال | علی اژدری: (یک نوشته سرتاپا بی‌ارتباط با تیارت؛ یا «...آری نیست؟») از
S3 : 16:34:10
(یک نوشته سرتاپا بی‌ارتباط با تیارت؛ یا «...آری نیست؟»)

از سر دلگیری از احوال نابسامان بود یا لهیدگیِ یک جمعه‌ی ماسیده که به شنبه نمی‌رسید، هر چه بود انقدری بود که تا اینجا آوردمان بعد از دو سال و چقدر. سر زدن به ملک غریبه را می‌ماند وقتی ندای آشنا نشنوی. آمدیم عمارت چاراتاقه‌ی دیروز را ببینیم، با همان آبی‌کاشیِ «یاهو»ی بالای در و کوبه‌‌ی برنجیِ محضِ دق‌الباب، با همان انارهای نارسِ فرازِ پرچین، با همان اُرسی‌های هزارالوان پنج‌دری، با عِطر سکنجبین و خرخرهای آقاخان و صدای چرخ‌خیاطی بی‌بی‌جان که تلق‌تلق بپیچد در گوش دالان؛ دیدیم برجی جاگیرشده در همان کنجِ کوچه، اندامش به چه بلندی، نما آبگینه، بالابر دوبَر، آیفون تصویری؛ از راهروی آن‌وری هم کسی صدا زد «بِیکِن یادت نره هانی»
علی‌الحساب ماشالله را باید گفت، به دل باشد الهی این ملکِ ... دیدن ادامه » نو،‌ سایه‌اش صفای کوچه و نشانی‌اش بی تپق و پاشنه‌اش بی‌جار و جیر. الهی که عاقبت‌به‌خیر شوند اهالیِ هنرش (خاصه تیارت که سرجهازی است).
آدابِ مبل و مبال فرنگی که یاد نداریم، گفتیم عجالتا گیوه‌نکنده یک داد «سرِ جالیزی» بزنیم، بلکه هم خش‌خشِ آشنایی صلایمان گفت از هم‌عمارتی‌های قدیم و نِیبِرهای نو:
«سلام!»
به به جناب اژدری عزیز و گرانقدرمان
درود بر شما
چقدر خوشحال شدم که پس از مدتها دوباره یادداشتتان را دیدم .
خیلی جایتان خالی بود و دلمان برای قلم زدنهای زیبا و دلنشینتان روی صفحات تیوال تنگ شده بود .
جناب اژدری نازنین
واقعا نمی دونم چطور این احساس شادمانی ام را از حضور مجددتان بیان کنم .
خیلی خوش آمدید.



۱۷ شهریور ۱۳۹۷
سلام اقای اژدری.
خوش برگشتید :)
۱۷ شهریور ۱۳۹۷
چه تغییر کرده نوشته هات
۲۷ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید