تیوال | سارا امینی درباره نمایش خوابمردگی: شاید انتظار من خیلی بالا بود از این کار چون نام آقای
S3 : 17:54:57
شاید انتظار من خیلی بالا بود از این کار
چون نام آقای داغستانی در میانه ی کار بود!
.
.
.

متن به نوعی بازتکرار نمایش "پس از برخورد جسم سخت به سر" بود!
شوریدگی هایی که پس از یک فاجعه اتفاق می افتد!
اما با کارگردانی جا نیوفتاده و بازی هایی به غایت ناپخته همراه شد!
بازی ها جدا از نقش آفرینی ضعیف و تصنعی بازی پیشگانشان !
با تپق های مکرر و گم کردن جای جای متن همراه بود!
در میان این حجم حجیم بازی های ناپخته! بازی نقش حمید به شدت ابتدایی و تصنعی و خالی از انتقال حس نسبت به سایر بازیگران نمایش ارائه شد!
گریم به طرز زمختی تو ذق میزد! گریم نقش حمید! به شدت اغراق آمیز و باور ناپذیر بود!
و باز هم متن!! که محتوی عاشقانه ی ناشیانه ای بود که پرداخت بد به آن داستان را تا سرحد کلیشه پایین برد!
عبارت تو چشمات چراغ زرد و چراغ قرمز راهنمایی رو میدیم! ( اشاره به صحنه ای که ماشین پشت چراغ قرمز بود و دختر و پسر محو همدیگه بودند و زمان و مکان رو گم کرده بودند!) ادم رو یاد متن کتابهای بیست سال پیش مؤدب پور می انداخت!
تاریخ ... دیدن ادامه » مصرف گذشته و کلیشه ای ..
امان از تکرار و باز تکرار بعضی از مونولوگ ها!!!!در جایی که تنها یک بار گفتنش کفایت میکرد! این بازتکرارها محتوی مد نظر نویسنده را از اعتبار می انداخت و و به عینه تماشاچی را دلزده میکرد!
تنها نقش آفرینی آقای فرزام قابل قبول بود که اونهم حس کردم وام دار سبک و سیاق نقش جناب "هادی احمدی "در پس از برخورد جسم سخت به سر" بود!
به امید اجراهای بهتر از جناب روشنی