تیوال | مریم اسدی درباره نمایش تابستان: صیف است و وقت جوشش و غلیان این قصه دارد راوی پنهان
S2 : 11:42:15
مریم اسدی
درباره نمایش تابستان i
صیف است و وقت جوشش و غلیان
این قصه دارد راوی پنهان
تُنبان به پا در رخوت و غفلت ، زمین می گشت
امیال سرکش با کولر آبی ، خُنک می گشت
لیل و النهار معرفت ، لامپ ادیسون بود
ولتاژ استاندارد حول خواب و خور می بود
خودکامه قیدِ لالِ استمرار ، سیب جویده باز تف می کرد
نهضت گران بانی اخلال ، اوهام شورشگر به راه انداخت
اصلاح گر ، با دعوی تعمیر ، تخریب را گسترده تر می ساخت
تخریبچی ، دیرآشنای ما ،زاییده سرریز احساس است
از بستر تنهایی افسرده یک نسل ، افسوس های نیمه جان ، یکباره بالا زد
افسوس را شستند و جان دادند،
افسانه دامن فشان سرخ رعنا گشت
این لعبت رقصان چه دلها بُرد ، ایمان ترسان را به یغما بُرد
باور کنی یا نه ولی یکروز ،ما عاشق سرکوبگر بودیم
از ... دیدن ادامه » بس که اینجا روزها ، شب بود
ما عاشق قصاب ها بودیم
این عامل ارعاب و استیصال ،
یک روز در تخت خودش گم شد
از زور حیرانی و نادانی
ماندیم ما ، چشم انتظار ناجی و منجی
:)))))))))
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
سپااااااااااااس
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید